25053
•﷽ به امید او• بنشین کمی شعر بنوشیم.. تـورا مولانا سروده، شجریان خوانده، مشکاتیان نواخته، فرشچیان کشیده، و شاملو نوشته است.🫧 [ تولد: مهر ماه 1399] ┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅ اینجا باهام حرف بزن👀: @aramesh_kadd ┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅┅
ای شده از جفای تو جانبِ چرخ دود من
جور مکن که بشنود، شاد شود حسود من
بیش مکن تو دود را، شاد مکن حسود را
وه که چه شاد میشود از تلفِ وجود من
- مولانا
تسلای این جهان این است که رنجِ مدام و پیوسته وجود ندارد. غمی میرود و شادیای باز زاده میشود. اینها همه در تعادلاند.
Читать полностью…
سلام بر آنان که ما را ندیده فهمیدند،Читать полностью…
نخوانده دانستند و نبوسیده دوست داشتند.
نزنم نمک به زخمی که همیشگیست، باری
که نه خستهی نخستین، نه خرابِ آخرینم!
- حسین منزوی
‹آیا آنقدر مرا دوست داری
که بتوانم در مقابلت ضعیف باشم؟›
- آلن دوباتن
گر برود جانِ ما
در طلب وصلِ دوست
حیف نباشد که دوست
دوستتر از جان ماست!
- سعدی
محمود دولت آبادی:
آنجا یک قهوه خانه بود، اما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چای. چرا؟
دنیا خراب میشد اگر دقایقی آنجا مینشستیم و نفری یک استکان چای میخوردیم؟
عجله، همیشه عجله! کدام گوری میخواستم بروم؟
‹من به بهانه رسیدن به زندگی، همیشه زندگی را کشتهام...›
خاطره چیز عجیبیست؛ گاه مثل شعبدهباز، از کلاه عکسهایی قدیمی را بیرون میکشد که خیال میکردی تا ابد فراموششان کردهای..
Читать полностью…
هیچ آزاری ندیدم هرگز از بیگانهای
هر غمی کآمد به دل، از خویش بود و آشنا..
- فیض کاشانی
‹عزم دیدار تو دارد جانِ بر لب آمده
باز گردد یا برآید؟ چیست فرمان شما؟!›
- حافظ
و كأن وُجودك وسيلة لحُبّ الحَياة!
‹وه که جدا نمیشود نقشِ تو از خیالِ من
تا چه شود به عاقبت در طلب تو حالِ من!›
- سعدی
⟨مگو راز دلت با هر کسی باز
که در دنیا نیابی محرم راز...⟩
| این زخم خورده را به ترحّم نیاز نیست
خیر شما رسیده به ما؛ مرحمت زیاد!
- فاضل نظری
حسین منزوی: