112188
کتابخانه اینترنتی آوای بوف ناشر کتب ممنوعه #آوای_بوف همیشه #رایگان خواهد ماند. AVAYeBUF.com گوگل: https://g.co/kgs/KCCpjo2 . ارسال کتاب جهت نشر 👇 Avaye.buf@gmail.com 👇insta: https://www.instagram.com/avayebuf?igsh=NHdhNmZvMDlqaGxm
سایت | آرشیو تلگرام | انجمن گفتگوی آوای بوف | فهرست کتابها
AVAYeBUF.com |avayebuf"> youtube | Instagram | twitter
⬆️
https://youtu.be/kWU_Xx0G7pI
سایت | آرشیو تلگرام | انجمن گفتگوی آوای بوف | فهرست کتابها
AVAYeBUF.com |avayebuf"> youtube | Instagram | twitter
⬆️
https://youtu.be/kWU_Xx0G7pI
دشت علق |به قلم خالد |خوانش: رعنا| ناشر آوای بوف
نام کتاب : #دشت_علق
مجموعه داستان
نویسنده : #خالد
خوانش: #رعنا
ناشر : #آوای_بوف
سال انتشار : 1404_2025
زبان: فارسی
شابک:
GGKEY:5JQS2YX0U4Z
#کتاب_بوف 128
دسته بندی:
#داستان
«دشت علق» مجموعهای از داستانهاست که زندگی مردم جنوب ایران را زیر سایهی سرکوب و بیقانونی روایت میکند. محور بسیاری از روایتها بر حوادث نیزار میچرخد؛ جایی که رنج روزمره، خشونت سیستماتیک و فقدان عدالت به شکل عریان دیده میشود. نویسنده با لحنی بیپرده، تجربه زیستن در محیطی مملو از تبعیض، فقر تحمیلی و سرکوب سیاسی را بازسازی میکند؛ نه برای ایجاد ترحم، بلکه برای افشاگری و شهادت. این داستانها، هرچند مستقل، در کنار هم تصویری واحد میسازند: تصویری از مردمی که زیر فشار زندگی، هنوز میکوشند معنای انسانبودن را از دست ندهند.
فهرست داستانها در کتاب:
- انگشترِ پیرزن
– چشمهای آسمان
– سپیدۀ روز هفتم
– حیاط خانه
– ابنِ ابوغسان
– بیش از چهارده هزار شب
– لولیتاهای خاموش
– شبها و روزهای مهتابی
– خدا شهوت و گشنگی و تشنگی را آفرید، انسان پول را و اسکیت را و مربع را
– تکتکِ نیها
– چگونه توانستم مردم خود را نابود کنم؟
– جسم و ذهن
لینک کتاب در یوتیوب:
https://youtu.be/kWU_Xx0G7pI
لینک کتاب در سایت:
https://avayebuf.com
لینک کتاب در گوگل پلی:
https://play.google.com/store/books/details?id=5jecEQAAQBAJ
لینک کتاب در گوگل بوک:
http://books.google.com/books/about?id=5jecEQAAQBAJ
لینک تلگرام:
/channel/AVAYEBUF
آدرس سایت، لیست کتابها و صفحات زیر مجموعه :
👇
https://linktr.ee/avayebuf
.
⬆️
( ۲ )
جامعهای که چهل سال از گفتوگو محروم بوده، نمیتواند ناگهان به گفتوگوکننده بدل شود. فریاد، سادهتر از استدلال است. توهین، سریعتر از تحلیل جواب میدهد. خشونت، انرژیمندتر از خرد دیده میشود. و این همان نقطهای است که جامعه را از سیاستورزی مدرن محروم میکند.
از منظر جامعهشناختی، آنچه امروز در میان بخشهایی از سلطنتطلبان مشاهده میشود، نه فقط بیاخلاقی، بلکه شکست در بازتعریف سوژگی سیاسی است. این گروهها به جای آنکه «فاعل سیاسی» باشند، به «محتوای سیاسیشده» تبدیل شدهاند؛ محتواهایی که توسط سازوکارهای شبکههای اجتماعی برجسته میشوند چون میتوانند خشونت، هیجان و دوگانهسازی تولید کنند. آنان که باید حامل یک پروژهی فکری باشند، حامل یک «الگوریتم رفتاری» شدهاند: الگوریتمی که فریاد را بر فکر ترجیح میدهد. در چنین محیطی، هیچ آلترناتیوی نمیتواند شکل بگیرد؛ زیرا آلترناتیو، به معنای ساختن زبان دیگریست، و این ساختن نیازمند مکانیسمهایی است که در ایران نابود شدهاند: نهاد، خرد جمعی، سنت فکری، تجربهی سیاسی و فضای عمومی.
این وضعیت را میتوان با مفهوم «پروکسیسازی فرهنگی» توضیح داد: بخشی از مخالفان، بدون اینکه خود بدانند، در سطح زبانی و رفتاری تبدیل به کارگزاران فرهنگی همان رژیمی شدهاند که با آن میجنگند. چنانکه بسیاری از پژوهشهای علوم شناختی نشان دادهاند، خشونت زبانی ریشهدارتر از خشونت فیزیکی است و نسلها طول میکشد تا ریشهکن شود. این بدان معناست که اگر اپوزیسیون نتواند زبان خود را از خشونت پاک کند، نمیتواند نظام آیندهای بسازد که از خشونت فاصله گرفته باشد.
آنچه لازم است بازاندیشی در آن رخ دهد، مرزبندی میان «مخالفت» و «جایگزین» است. مخالفت میتواند از خشم تغذیه شود، اما جایگزین نه.
آلترناتیو، نیازمند زبان است؛ زبانی که بتواند جایگزین زبان حاکم شود. اگر اپوزیسیون زبانی تولید کند که تنها نسخهی خشنتری از زبان رژیم باشد، نهتنها کارکرد اپوزیسیونی ندارد، بلکه بهطور ناخواسته به ابزاری برای تمدید حیات فرهنگی حاکمیت تبدیل میشود. این همان چرخهی خطرناک بازتولید خشونت است: چرخهای که در آن مخالف، آینهی قدرت میشود، نه نقطهی مقابل آن.
ما بر این باوریم که آیندهی سیاسی ایران نه از مسیر فریادهای دیجیتال، نه از مسیر لمپنیسم روانی، و نه از مسیر تهدید و توهین خواهد گذشت. آینده را کسانی میسازند که توان بازسازی زبان را دارند؛ زبانی که استعمار سیسالهی ذهن ایرانی را پایان دهد. زبانی که بتواند خشونت را از زیست سیاسی بیرون براند و به جای آن، عقلانیت، کرامت انسانی و احترام به ساختارهای گفتوگو را بنشاند.
این بازسازی، نخستین قدم برای خروج از مدار جمهوری اسلامی است؛ زیرا با همان زبانی که رژیم ساخته، نمیتوان رژیم را شکست داد. زبانی تازه باید ساخته شود؛ زبانی که نه از سنت مذهبی تغذیه کند، نه از اقتدارگرایی سلطنتطلبانه، نه از لمپنیسم فضای مجازی. زبانی که بتواند سوژهی ایرانی را از موقعیت «قربانیِ خشم» به موقعیت «کنشگرِ خرد» منتقل کند.
پایان دادن به این ابتذال گفتاری، تنها نقد یک گروه نیست؛ نقد یک ساختار بیمار در جامعهی ایران است. ساختاری که باید شکسته شود تا امکان ظهور بدیلهای معتبر فراهم گردد. بدون این شکستن، هر پرچمی حتی اگر رنگش تغییر کند، صرفاً نشانهی تداوم همان چرخهی خشونت خواهد بود.
مسئلهی لمپنیسم منتسب به سلطنتطلبی، مسئلهی یک گروه سیاسی نیست؛ مسئلهی ساختار اجتماعی ایران است. ساختاری که باید شکسته شود تا امکان تولد زبان سیاسی نو فراهم گردد. این نقد، نه اقدامی اخلاقی بلکه اقدامی انقلابی است؛ زیرا انقلابِ واقعی، نه با خشونت، که با بازسازی بنیادهای شناختی و گفتاری یک ملت آغاز میشود.
#قاسم_قره_داغی
۲۰ نوامبر ۲۰۲۵
-------
لینک یوتیوب:
https://youtu.be/RKMXlCWdg1s?si=486Rp6DbIHuLN1z-
سایت | آرشیو تلگرام | انجمن گفتگوی آوای بوف | فهرست کتابها
AVAYeBUF.com |avayebuf"> youtube | Instagram | twitter
⬆️
سایت | آرشیو تلگرام | انجمن گفتگوی آوای بوف | فهرست کتابها
AVAYeBUF.com |avayebuf"> youtube | Instagram | twitter
⬆️
نقد و تحلیل جباریت | به قلم مانس اشپربر|خوانش: عیسا| تولید تیم آوای بوف AVAYEBUF
نام کتاب: #نقد_و_تحلیل_جباریت
به قلم : #مانس_اشپربر
بازگردان: کریم قصیم
خوانش: #عیسا
تولید صوتی #آوای_بوف
سال انتشار 1363
تعداد صفحات 146
روانشناس آلمانی این کتاب را در سن ۳۲ سالگی و در دهه ۳۰ میلادی یعنی پیش از آن که هیتلر جهان را به کام جنگ جهانی دوم بکشاند، نگاشته است. او حتی در کتاب خود از روی تحلیل روانی رفتار دیکتاتورها، پیش بینی کرده است که کسی مثل هیتلر سرانجام خودکشی خواهد کرد. وقتی این کتاب منتشر شد نویسنده اش نه تنها مجبور شد برای مصون ماندن از خشم نازیها، به زندگی پنهانی روی آورد بلکه حتی کمونیست های پیرو استالین نیز خواندن این کتاب را ممنوع کردند و پیروانشان حتی از دست زدن به این کتاب هم پرهیز می کردند . این کتاب توسط کریم قصیم در سال ۱۳۶۳ با عنوان نقد و تحلیل جباریت به فارسی ترجمه و توسط انتشارات دماوند به چاپ رسیده است. به علت استقبال از کتاب، ظرف یک سال به چاپ سوم رسید. اشپربر در این کتاب، که متنی بسیار روان و جذاب دارد، با تحلیل روانشناختی شخصیت و رفتار خودکامگان و دیکتاتوران، نشان می دهد که دیکتاتور ها به خودی خود خود کامه و جبار نمی شوند بلکه آنها محصول رفتار توده هایی هستند که خلق و خوی جباریت بخشی از وجود آنهاست. برای آن که خودکامگی و دیکتاتوری برای همیشه از جامعه ای رخت بربندد باید روحیه خودکامگی توده ها از بین برود.
یوتیوب
https://youtu.be/41styp8kFuY
لینک کتاب در سایت:
https://avayebuf.com//
لینک تلگرام:
/channel/AVAYEBUF
آدرس سایت، لیست کتابها و صفحات زیر مجموعه :
👇
https://linktr.ee/avayebuf
.
بهرام مشیری به ما یادآور شد که تاریخ، اگر بینقد بماند، به خرافه تبدیل میشود. امروز ما در دل همین خرافه زندگی میکنیم: از اسطورهسازی پادشاهان گرفته تا تقدیس قاتلان، از قهرمانسازی از سیاستمداران تا پرستش آخوندها. هر دو قطب قدرت در ایران، چه مذهبی چه ملیگرای افراطی، در یک نقطه مشترکند: نفرت از اندیشیدن. و این همان فاجعهای است که جامعهی ایرانی را فلج کرده است.
ما باید بپذیریم که دوران خطابههای آرام و پندهای اخلاقی گذشته است. اگر قرار است جامعهای از دل این تاریکی بیرون بیاید، باید با شجاعت به نقد بنیانهای فکری خویش برخیزد. باید بداند که نجات، از آسمان نخواهد آمد؛ بلکه از ذهنها آغاز میشود. مشیری در برابر این ذهنیت ایستاد که رهایی از رنج، در عبادت است. او نشان داد که رهایی، در شک است، در آگاهی، در نپذیرفتن. این همان پیامی است که از دید بسیاری پنهان ماند، چون جامعهی ما در جستجوی قهرمان است، نه معلم.
اکنون که او رفته، پرسش واقعی این نیست که چه گفت، بلکه چرا سخنانش شنیده نشد. پاسخ ساده است: ما از آینه میترسیم. مرگ او یک هشدار است؛ هشدار به نسلی که بیش از هر زمان دیگری در شبکههای اجتماعی سخن میگوید، اما کمتر از هر زمان دیگری میاندیشد. در جهان دیجیتال، حقیقت به محتوا تقلیل یافته و اندیشه به پُست. در چنین جهانی، مرگ متفکران، نه فاجعه، که عادت است.
اگر قرار است این مرگ، معنا داشته باشد، باید از نو به مفهوم روشنفکری در ایران بیندیشیم. روشنفکری اگر صرفاً به حفظ حافظهی تاریخی بسنده کند، دیگر روشنگری نیست. امروز روشنفکر واقعی کسی است که بتواند عقلانیت را در میان تودهها بازسازی کند، بدون تکیه بر نهاد دین، دولت یا نژاد. کسی که بتواند گفتوگو را به جای شعار بنشاند و شک را به جای تسلیم. این مأموریتی است که با مرگ مشیری، سنگینتر شده است، نه تمامتر.
مرگ او یادآور پایان یک نسل نیست، بلکه دعوتی است به بازسازی جرأت اندیشیدن. هر جامعهای که مرگ ناقدانش را با بیتفاوتی میپذیرد، پیشاپیش به سقوط فکری خود رضایت داده است. و ما، در این لحظه از تاریخ، دقیقاً در چنین نقطهای ایستادهایم: در سرزمینی که هنوز به دنبال منجی است، نه خرد.
شاید مرگ مشیری را بتوان مرگ یکی از آخرین صداهای صریح دانست که میان خرافه و تاریخ تمایز قائل میشد. اما معنای واقعی آن، دعوتی است به زندگی دوبارهی عقل. اگر قرار است از این مرگ چیزی بماند، باید آن را به انگیزهای برای شورش فکری بدل کنیم. شورشی علیه دین، علیه دروغ، علیه تقدیس جهل.
و در نهایت، اگر بخواهیم صادق باشیم، باید بپذیریم که روشنفکران نمیمیرند؛ تنها از حافظهی ملتها حذف میشوند. وظیفهی ما بازگرداندن آن حافظه است، نه با سوگواری، بلکه با اندیشیدن. جامعهای که دوباره بیاموزد بپرسد، خواهد آموخت که چگونه زنده بماند.
بهرام مشیری رفت، اما مرگ او تنها به اندازهی سکوت ما معنا دارد. اگر خاموش بمانیم، او نیز در فراموشی دفن خواهد شد؛ اما اگر دوباره جرأت کنیم بیندیشیم، اگر جرأت کنیم بپرسیم، اگر جرأت کنیم ایمان و پرستش را به نقد بکشیم، شاید هنوز امیدی برای نجات این سرزمین از زنجیر جهل و تقدیس باقی باشد.
✍ #قاسم_قره_داغی
10 / نوامبر / 2025
سایت | آرشیو تلگرام | انجمن گفتگوی آوای بوف | فهرست کتابها
AVAYeBUF.com |avayebuf"> youtube | Instagram | twitter
⬆️
سایت | آرشیو تلگرام | انجمن گفتگوی آوای بوف | فهرست کتابها
AVAYeBUF.com |avayebuf"> youtube | Instagram | twitter
⬆️
سایت | آرشیو تلگرام | انجمن گفتگوی آوای بوف | فهرست کتابها
AVAYeBUF.com |avayebuf"> youtube | Instagram | twitter
⬆️
سایت | آرشیو تلگرام | انجمن گفتگوی آوای بوف | فهرست کتابها
AVAYeBUF.com |avayebuf"> youtube | Instagram | twitter
⬆️
سایت | آرشیو تلگرام | انجمن گفتگوی آوای بوف | فهرست کتابها
AVAYeBUF.com |avayebuf"> youtube | Instagram | twitter
⬆️
سایت | آرشیو تلگرام | انجمن گفتگوی آوای بوف | فهرست کتابها
AVAYeBUF.com |avayebuf"> youtube | Instagram | twitter
⬆️
سایت | آرشیو تلگرام | انجمن گفتگوی آوای بوف | فهرست کتابها
AVAYeBUF.com |avayebuf"> youtube | Instagram | twitter
⬆️
سایت | آرشیو تلگرام | انجمن گفتگوی آوای بوف | فهرست کتابها
AVAYeBUF.com |avayebuf"> youtube | Instagram | twitter
⬆️
https://youtu.be/kWU_Xx0G7pI
📚 دشت علق
✍️ به قلم: خالد
فرمت: PDF
زبان : فارسی
آوای بوف
━⊰✹🦉✹⊱━
آرشیو کتاب:
@AVAYEBUF
سایت:
avayebuf.com
یوتیوب
https://youtu.be/kWU_Xx0G7pI
🎙 پادکست:
📝 #فروپاشی_زبان_سیاسی ؛؛
نقدی بر لمپنیسم فضای مجازی
✍️ نویسنده: #قاسم_قره_داغی
گویش: #مریم_درخشش
تولید تیم #آوای_بوف
در این اپیزود، نگاهی ریشهای و بیپرده به یکی از خطرناکترین بحرانهای امروز جامعهٔ ایران میاندازیم:
لمپنیسم سیاسی.
بررسی میکنیم چگونه بخشی از جریانهای مدعی مبارزه با رژیم اسلامی، با بازتولید خشونت کلامی و بیاخلاقی دیجیتال، عملاً به بازوی فرهنگی همان استبدادی تبدیل شدهاند که ادعای مبارزه با آن را دارند.
این پادکست یک تحلیل صریح، علمی و ساختارشکن است؛ دعوتی برای بازگشت به اخلاق، گفتوگو و سیاستورزی مدرن در میانهٔ آشفتهترین دوران تاریخ معاصر ایران.
#ایران
#سیاست_ایران
#پادکست_سیاسی
#تحلیل_سیاسی
#جامعه_شناسی
#ایران_آینده
#گفتمان
#لمپنیسم
#خشونت_کلامی
#اپوزیسیون
#سلطنتطلبی
#اخلاق_سیاسی
#آزادی
#رسانه
#ایران_نو
#پادکست_فارسی
#IranPolitics
#IranPodcast
#PersianPodcast
لینک یوتیوب:
https://youtu.be/RKMXlCWdg1s?si=486Rp6DbIHuLN1z-
#فروپاشی_زبان_سیاسی ؛
نقدی بر لمپنیسم فضای مجازی
✍ به قلم: #قاسم_قره_داغی
( ۱ )
در مطالعهی ساختارهای قدرت و مقاومت در ایران امروز، یکی از نشانههای آشکار بحران سیاسی، نه در سطح حکومت بلکه در سطح اپوزیسیون رخ میدهد؛ بحرانی که بیش از هر چیز، در زبان، الگوهای ارتباطی، و منطق گفتاری مخالفان بروز یافته است.
بخشی از جریان سلطنتطلبی که امروز در فضای مجازی بازنمایی میشود، نشانهی عریانِ شکست در گذار از خشم به سیاست، و از اعتراض به بدیلسازی است؛ نشانهی ظهور نوعی «لمپنیسم دیجیتال» که در مقامِ تحلیل علمی، نه بهعنوان انحرافی جزئی، بلکه بهعنوان پدیدهای ساختاری باید بررسی شود.
در ایران معاصر، کمتر پدیدهای به اندازهی انحطاط زبان سیاسی در میان بخشهایی از مخالفان حکومت، نیازمند واکاوی جامعهشناختی و تحلیل عمیق است. فروپاشی اخلاقی و گفتمانی بخشی از نیروهایی که خود را «سلطنتطلب» معرفی میکنند، تنها یک انحراف فردی یا یک لغزش نسلی نیست؛ بلکه تبلور فرایندی ریشهدار است که در لایههای عمیقتر ساختار اجتماعی ایران رسوب کرده و اکنون در قالب لمپنهای مجازی خود را بازتولید میکند. آنچه امروز در شبکههای اجتماعی شاهد آن هستیم؛ فحاشی بیمحور، تهدید، توهین، واژگان خشن و خشمی بیریشه؛ نه صرفاً یک رفتار غلط، بلکه نشانهی یک بحران زبانی است: بحرانی که نشان میدهد چگونه واژهها پیش از آنکه ابزار بیان اندیشه باشند، به ابزار نمایش هویتهای ناکام تبدیل شدهاند.
ما با نسلی روبهرو هستیم که از دل یک نظام ایدئولوژیک برآمده، اما خود ضد آن است؛ نسلی که از خشونت گریخته، اما به زبان خشونت سخن میگوید؛ نسلی که سلطهستیزی میکند، اما الگوی سلطه را بازسازی میکند. این تناقضِ ریشهای، تنها از دل تحلیل روانشناسی جمعی برنمیآید؛ بلکه بافت سیاسی و اجتماعی ایران را میتوان در آن دید: جامعهای که چهار دهه در معرض تولید پیوستهی تحقیر، سانسور، تربیت ایدئولوژیک، و زبان دستکاریشده بوده، نمیتواند یکشبه زبانی تازه بسازد. زبان، حافظهی تاریخی یک ملت است، و تاریخ ما در نیمقرن اخیر چیزی جز تجربهی تحقیر سیستماتیک نبوده است.
در چنین بستری، بخشی از جریانهایی که خود را «آلترناتیو» معرفی میکنند، عملاً نتوانستهاند از مدار فرهنگی حاکمیت اسلامی بیرون شوند.
نقد ما در اینجا متوجه آن بخش از سلطنتطلب پرصدایی است که گویی نقش اپوزیسیون را نه در اندیشیدن، که در فریادزدن خلاصه کرده است.
آنان که خود را وارث سنت سیاسی مشروطهخواهی میدانند، اما در عمل به بدویترین شکل ممکن از زبان استفاده میکنند؛ گویی فکر کردن یک تجمل اضافی است و تنها واکنش غریزی به مثابه کنش سیاسی کافیست.
این تغییر، تنها یک لغزش رفتاری نیست؛ بلکه نشانهی برآمدن طبقهای سیاسینماست که فاقد تجربهی زیستهی سیاست و فاقد حافظهی تاریخی آن است.
ما با ظهور یک «طبقهی گفتاری خام» مواجهیم؛ طبقهای که هویت سیاسیاش را نه از برنامهی فکری، نه از جنبشهای تاریخی و نه از تجربهی مبارزاتی، بلکه از الگوریتمهای شبکههای اجتماعی دریافت میکند. چنین طبقهای نمیتواند زبان مسئولانه تولید کند؛ زیرا اساساً وجودش بر پایهی واکنش شکل گرفته، نه کنش.
آنچه در این حلقهها میبینیم، شکل مدرنشدهای از همان عوامگرایی مذهبی است که جمهوری اسلامی بر پایهی آن مشروعیتسازی میکرد؛ با این تفاوت که لباس آن تغییر کرده، اما سازوکار روانشناختیاش همان است. این گروهها، بدون آنکه خود آگاه باشند، در حال ادامهدادن میراث خشونت کلامی حکومتاند؛ زیرا خشونت، در فرهنگ سیاسی ایران، هنوز به عنوان «قدرت» به حساب میآید، نه به عنوان «زوال خرد».
مسئلهی اصلی ما دقیقاً همینجاست: مشکل از آنجا آغاز میشود که زبان به جای آنکه ابزار انتقال معنا باشد، به ابزار تخلیهی ناکامی تبدیل میشود. این ناکامی، نه ناکامی سیاسی بلکه ناکامی وجودی است؛ نتیجهی زیستن در جامعهای که ساختارهایش اجازهی بلوغ سیاسی نمیدهد. از این رو، بخشی از مخالفان حکومت—به جای خلق زبان تازه—زبانی را بازتولید میکنند که میراث همان حکومتیست که با آن در ستیزند. این بازتولید، نه یک تصادف بلکه نتیجهی فقدان فضای تمرین گفتوگوست.
...ادامه
⬇️
سایت | آرشیو تلگرام | انجمن گفتگوی آوای بوف | فهرست کتابها
AVAYeBUF.com |avayebuf"> youtube | Instagram | twitter
⬆️
📚 نقد و تحلیل جباریت
✍️ به قلم: مانس اشپربر
فرمت: PDF
زبان : فارسی
آوای بوف
━⊰✹🦉✹⊱━
آرشیو کتاب:
@AVAYEBUF
سایت:
avayebuf.com
یوتیوب
https://youtu.be/41styp8kFuY
🎙 پادکست:
📝 #مرگ_خاموش_یک_متفکر؛
یادبودی برای #بهرام_مشیری
✍️ نویسنده: #قاسم_قره_داغی
گویش: #مریم_درخشش
تولید تیم #آوای_بوف
مرگ بهرام مشیری فقط پایان یک زندگی نبود؛ پایان بخشی از عقلانیتِ تبعیدی بود که سالها در برابر فحاشیهای سازمانیافته، تاریخسازیهای دروغین و قبیلهپرستیِ سیاسی ایستاد.
امروز حجم نفرتِ تولیدشده علیه او بیش از هر چیز واقعیتی عریان را روشن میکند:
جامعهای بیمار، روشنفکر را نه از سر تفکر که از سر کینه میکُشد؛ حتی پس از مرگ.
این پادکست ادای دینی است به کسی که فهمید «انتقال دانش» تنها راهِ بقاست
و همین را تا آخرین روز ادامه داد.
#بهرام_مشیری #مرگ_خاموش_یک_متفکر #اپوزیسیون #آگاهی #ایران #تاریخ #نقد_قدرت #روشنفکر #اندیشه #فرهنگ #تحلیل #روشنفکری_ایران #مبارزه_با_تحجر
🔴 لطفا گوش کنید و به اشتراک بگذارید.
لینک یوتیوب
https://youtu.be/r0D_buOs398?si=0_64BZe_0Xe4XAVc
📝 یادبودی برای #بهرام_مشیری
✍ نویسنده: #قاسم_قره_داغی
در مرگ خاموش یک متفکر، جامعهای به عریانیِ فکریِ خویش میرسد.
مرگ بهرام مشیری تنها فقدان یک چهرهی رسانهای یا تاریخپژوه نبود؛ بلکه مرگ آخرین بازمانده از نسلی بود که هنوز میکوشید در میان غوغای خرافه، تبلیغ، دینسالاری و ابتذال، از اندیشیدن به مثابه مقاومت سخن بگوید. جامعهای که مرگ منتقدان خود را با سکوت یا شوخی میگذراند، در واقع مرگ خویشتن را جشن میگیرد. و این همان جایی است که ما ایستادهایم: در گورستان اندیشه، زیر سایهی عمامهها و میان مردمانی که هنوز ایمان را با رستگاری، و شک را با گناه اشتباه میگیرند.
بهرام مشیری بیش از سه دهه کوشید تاریخ ایران را از زیر غبار اسطوره و تبلیغ مذهبی بیرون بکشد. اما مرگ او نهتنها پایان یک زندگی، بلکه بازتاب بیماری مزمنی است که جامعهی ایرانی را قرنهاست میفرساید: ترس از تفکر مستقل.
ما مردمی هستیم که در ستایش قربانیان خود مهارت داریم، نه در فهم میراثشان. هنوز همانگونه که حافظ را به تسبیح بدل کردیم و خیام را به جام شراب، مشیری را هم در قفس «خداناباوری» خلاصه میکنیم، تا از تفکر دردناک او در امان بمانیم.
جامعهی ما با هر مرگ متفکری، سبکتر میشود؛ نه از اندوه، بلکه از بار عقل.
این سبک شدن، خطرناکترین نوع سقوط است.
مرگ مشیری یادآور این حقیقت تلخ است که در کشوری که دین، ایدئولوژی، و تعصب را در تار و پود آموزش و رسانه تنیدهاند، روشنفکر تنهاست و مرگش، بیصدا.
در ایران امروز، جهل نه یک ضعف که یک هویت جمعی است؛ جهلِ مقدس، مشروع و پر زرق و برق. در این میان، صدای یک منتقد که از تاریخ و از نقد قرآن و از شاهنامه همزمان سخن میگفت، نه تحمل میشود و نه فهمیده.
ما در دورانی زندگی میکنیم که «نقد» به ناسزا بدل شده و «ایمان» به ابزار قدرت. روحانیون و مبلغان دین، نه بهعنوان نمایندگان خدا بلکه بهعنوان معماران جهل، ساختار روانی جامعه را در مشت دارند. دین در ایران دیگر یک باور نیست؛ یک نظام نظارتی است، یک اقتصاد، یک ماشین کنترل. و از دل همین ماشین، نسلی بیرون آمده که نه تاریخ میخواند، نه میاندیشد، بلکه تنها «احساس» میکند. احساس مذهبی، احساس وطندوستی، احساس نفرت.
این جامعه از عقل گریزان است، زیرا عقل هزینه دارد، عقل مسئولیت میطلبد، عقل از ما میخواهد که بپرسیم چرا سجده میکنیم و چرا سکوت میکنیم.
اگر مرگ مشیری را تنها به عنوان واقعهای شخصی ببینیم، در واقع از فهم آن طفره رفتهایم. مرگ او آینهای است در برابر جامعهای که دیگر تفکر نمیکند. او از نسلی بود که هنوز به آموزش و کتاب ایمان داشت، نه به «پیج» و «استوری». نسلی که از مهاجرت هم به عنوان بستر گفتوگو با ملت خویش استفاده کرد، نه برای فرار از آن.
اما امروز مهاجرت برای بسیاری، تنها بریدن از ریشههاست، نه بازسازی آنها. و مرگ او در غربت، تصویری کامل از وضعیت ماست: ایرانیانی که در هر نقطهی جهان که باشند، از اندیشیدن در وطن خویش تبعید شدهاند.
مرگ اینگونه متفکران، شکست فردی نیست؛ نشانهی مرگ فرهنگی است که دیگر به پرسش احتیاج ندارد. پرسش در ایران امروز، بیکارکرد شده است. آموزش دینی از کودکی ذهنها را تسلیم کرده، سیاست دینی زبانها را، و اقتصاد دینی شرافتها را. دین دیگر یک اعتقاد نیست، بلکه یک «سیستم» است؛ سیستمی که برای تداوم خود، به تودهی مؤمن، فرمانبر و بیدانش نیاز دارد. و درست در چنین سیستمی است که متفکری چون مشیری به تهدید بدل میشود، نه به سرمایه.
ما در دههای زندگی میکنیم که شکست عقلانیت در ایران دیگر پنهان نیست. هر آنچه او در نقد خرافه گفت، امروز در خیابانها و دانشگاهها و حتی در میان تحصیلکردگان دینی، به شکل دردناکتری عینیت یافته است. وقتی جامعهای نمیتواند بین «باور» و «دانش» تمایز قائل شود، در واقع همهی حقیقت را به وجدان مذهبی واگذار کرده است. و در چنین جامعهای، آتئیست نه یک اندیشمند که یک مجرم است. مشیری این جرم را پذیرفت، نه برای تحریک، بلکه برای آزادی. آزادی اندیشه از اسارت ایمان.
در جهان مدرن، دین عقبنشینی کرده است؛ اما در ایران، بازتولید میشود. این بازتولید نه از ایمان مردم، بلکه از نیاز حکومت به کنترل میآید. رژیم اسلامی ایران، بهدرستی فهمیده است که حفظ قدرت نه از طریق زور نظامی، بلکه از طریق مهندسی ذهن مذهبی ممکن است. آنچه مشیری و همفکران او میکوشیدند افشا کنند، همین مکانیسم بود: پیوند مقدس میان دین و قدرت. آنها میخواستند ایرانی بفهمد که ایمان شخصی، وقتی به ابزار سیاسی بدل شود، به فساد و جنون جمعی میانجامد. و اکنون پس از مرگ او، باید از خود بپرسیم: آیا این جامعه هنوز توان شنیدن چنین صدایی را دارد؟
سایت | آرشیو تلگرام | انجمن گفتگوی آوای بوف | فهرست کتابها
AVAYeBUF.com |avayebuf"> youtube | Instagram | twitter
⬆️
سایت | آرشیو تلگرام | انجمن گفتگوی آوای بوف | فهرست کتابها
AVAYeBUF.com |avayebuf"> youtube | Instagram | twitter
⬆️
سایت | آرشیو تلگرام | انجمن گفتگوی آوای بوف | فهرست کتابها
AVAYeBUF.com |avayebuf"> youtube | Instagram | twitter
⬆️
سایت | آرشیو تلگرام | انجمن گفتگوی آوای بوف | فهرست کتابها
AVAYeBUF.com |avayebuf"> youtube | Instagram | twitter
⬆️
سایت | آرشیو تلگرام | انجمن گفتگوی آوای بوف | فهرست کتابها
AVAYeBUF.com |avayebuf"> youtube | Instagram | twitter
⬆️
سایت | آرشیو تلگرام | انجمن گفتگوی آوای بوف | فهرست کتابها
AVAYeBUF.com |avayebuf"> youtube | Instagram | twitter
⬆️
سایت | آرشیو تلگرام | انجمن گفتگوی آوای بوف | فهرست کتابها
AVAYeBUF.com |avayebuf"> youtube | Instagram | twitter
⬆️