-
مطالعه ، یکی از شاخص های اجتناب ناپذیر امر توسعه است. ملتی که با کتاب خوانی مانوس نیست. تحت سلطه و استبداد قرارمیگیرد!!
🔴چه کسی عامل وقوع انقلاب اسلامی ۵۷ بود؟
✍صدایی که شنیده نشد!
در سال ۱۳۵۳، ۴ سال پیش از انقلاب ۵۷ ، پروژهای بیسابقه در ایران کلید خورد: «طرح آیندهنگری»
هدف این تحقیقاتی شناخت افکار عمومی، نگرش ها و ارزشهای مردم ایران بود.
طرح به اجرا درآمد.
مجریان طرح دو نفر از جامعهشناسان برجسته کشور:آقایان دکتر مجید تهرانیان دانش آموخته دانشگاه هاروارد و دکتر علی اسدی از سوربن پاریس بودند.
اجرای طرح با همکاری مرکز تحقیقات و توسعه رادیو و تلویزیون ملی ایران بود و دوسال بطول انجامید.
رضا قطبی، مدیر وقت رادیو و تلویزیون، پس از شنیدن ایده از دکتر تهرانیان، با این طرح ملی «آیندهنگری» موافقت کرد.
طرح، شامل نظرسنجی ملی، مصاحبههای عمقی و تجزیه تحلیل دادهها با همکاری گروهی از محققان جامعه شناسی در مرکز ملی مطالعات علمی (CNRS) فرانسه بود.
پروژه در ۲۳ شهر و ۵۲ روستا، با جامعه آماری گستردهای انجام شد: ۶۰۰۰ نفر از مخاطبان بالقوه رسانه، ۸۰۰ چهره فرهنگی و سیاسی، ۳۰۰۰ کارمند رادیو تلویزیون، انجام شد.
تجزیه و تحلیل دادهها توسط مین کامپوترهای CNRS در فرانسه انجام و نتایج به ایران بازگشت.
نتایج، حیرتانگیز بود.
تضادی آشکار میان افکار عمومی و تصویری که حکومت شاه از جامعه داشت به چشم می خورد.
مردم درگیر "شکاف فرهنگی" ، "فقر آموزشی" ، "نارضایتی سیاسی" و "گرایش روزافزون به مذهب" بودند.
در همان سالها، محمدرضا پهلوی از رشد اقتصادی و آینده درخشان ایران و دروازه تمدن سخن میگفت.
اما پروژه آیندهنگری نشان داد که توسعه اقتصادی به تنهایی کافی نیست. جامعه، از لحاظ فرهنگی و اجتماعی، آمادگی این تغییرات سریع را نداشت.
فقط ۳۴٪ خانوادهها تلویزیون داشتند، تنها ۴۵٪ باسواد بودند و ۷۵٪ مردان با کار زنان خارج از منزل مخالف بودند. ۷۴٪ مرجع تصمیمگیری خانواده را پدر، پدربزرگ و مادر بزرگ میدانستند؛ نه مادر. جامعهای عمیقاً مردسالار و سنتی.
در چنین فضایی، برنامههای هنری مدرن تلویزیون با جامعه ارتباط نمیگرفت.
دکتر علی اسدی می نویسد:
حتی روشنفکران با پخش برنامه آموزشی «باله» ارتباط نمیگرفتند.
درحالیکه بیش از ۲۳٪ مردم سینما را حرام میدانستند. آمار تکاندهنده بود:
۴۲٪ حتی هفتهای یکبار هم حمام نمیرفتند،
تنها ۹٪ مردم مرتب کتاب میخواندند و ۳۲٪ میگفتند حتی یک جلد کتاب هم در خانه ندارند.
جامعه، از نظر سواد رسانهای و فرهنگی، در نقطه بحرانی بود.
در چنین شرایطی، در برابر موج برنامه های مدرن ،
مذهب به پناهگاه تبدیل شد:
۹۴٪ مردم در این مطالعه می گفتند که
نماز میخواندند، و ۷۹٪ روزه میگرفتند و به کردار مذهبی اهمیت می دادند. تعداد مساجد در تهران طی سه سال از ۷۰۰ به ۱۱۴۰ رسید. فروش کتابهای مذهبی از ۱۰٪ به ۳۳٪ افزایش یافت.
پرویز نیکخواه، از مدیران رادیو تلویزیون گفت:
«در جوامع مدرن، با شتاب گرفتن برنامه توسعه، از تعداد طلاب کم میشود. اما در ایران برعکس است.» او و هرمز مهرداد نسبت به "رشد گرایشهای مذهبی" و "بیاعتمادی عمومی به نظام" هشدار دادند.
در پروژه آیندهنگری، مشخص شد که فقط ۳۰٪ مردم در انتخابات مجلس و ۲۳٪ در انتخابات محلی شرکت کرده بودند. ۷۷٪ پاسخدهندگان اصلاً نمیدانستند مشکل مملکت چیست. مردم، بهشدت از سیاست بیگانه شده بودند. حدود ۹۰٪ دانشجویان، سیاستمداران را ناصالح میدانستند. ۵۰٪ آنها، بزرگترین مشکل کشور را نابرابری، فساد و بیعدالتی میدانستند.
اما سیستم سیاسی نپذیرفت.
حتی هشدارهای درون حکومتی را هم نادیده گرفت.
کنستانتین مژلومیان؛اقتصاد دان و معاون ارمنیتبار سازمان برنامه و بودجه، در جلسهای با حضور شاه فریاد زد:
«با این کارها انقلاب میشود. این پولها پا در میآورند و به خیابان میآیند.»
شاه پاسخ داد:
«در سازمان تو را گل میگیرم!» و این کار را کرد.
تهرانیان و اسدی هشدار دادند:
«ما گرفتار توسعهی نامتوازنایم.» و توسعه اقتصادی سریع، بدون داشتن زیرساخت فرهنگی، موجب بیاعتمادی، نابرابری و سنتگرایی جامعه، و زمینه انفجار خواهد بود.
اما در جلسه ای که برای تشریح این طرح تحت عنوان:
"همایش شیراز" در سال ۵۴ برگزار شد،
حکومت به جای گوش دادن به پیام این پژوهش ملی،
نتایج این نظرسنجی را «غربزده» خواند
و کار نظرسنجی با پرسشنامه را بی محتوا تلقی کرد.
در سالهای ۵۳-۵۴ جامعهای شکل گرفته بود که هم رفاه اقتصادی و پیشرفت میخواست، هم دل در گرو سنت داشت، هم از سیاست فاصله گرفته بود، هم به مذهب پناه برده بود، و هم فاقد نهادهای مدنی، احزاب برای مشارکت سیاسی بود.
و نتیجه آن، وقوع انقلابی تمام عیار بود که خواهان دگرگونی در ساختارهای فرهنگی ؛ اقتصادی و سیاسی بود.
تمام.
*از کتاب : صدایی که شنیده نشد!
دکتر مجید تهرانیان
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۵/۲۲
t.me/Alefbaietousee
فرزند ایرانم ......
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۵/۲۱
t.me/Alefbaietousee
.
موسیقی
موسیقی ، روح انسان را جلا میدهد.
شاید «جلا دادن روح» تعبیر خیلی زیبایی برای چیزی باشد که موسیقی با انسان میکند.
موسیقی گاهی غم را از یک درد خام و سنگین، به تجربهای قابلتحمل و حتی زیبا تبدیل میکند؛ شادی را عمیقتر میکند و چیزی را درون آدم بیدار میکند که با استدلال و کلمه همیشه نمیشود به آن دست یافت.
و شاید به همین دلیل موسیقی فقط شنیدن نیست؛ نوعی زیستن است.
آدم با موسیقی گاهی برای چند دقیقه از حصار «منِ روزمره» بیرون میآید و با چیزی بزرگتر از خودش پیوند میگیرد.
اگر بخواهم حرف شما را شاعرانهتر ادامه بدهم:
> موسیقی روح را جلا میدهد؛
غبار روزگار را از جان میشوید،
و به انسان یادآوری میکند که هنوز میتواند
از اندوه برخیزد، دست بیفشاند و با جهان برقصد.
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۵/۲۰
t.me/Alefbaietousee
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۵/۲۰
t.me/Alefbaietousee
من و تو در کدامیک از این سه گروه قرار داریم؟
علی حقگو
اگر جامعه را از زاویه آگاهی، مسئولیتپذیری و نسبت انسان با قدرت نگاه کنیم، میتوان سه جریان عمده را در آن دید:
۱. آگاهان، روشنفکران و مطالبهگران
این گروه الزاماً اکثریت عددی نیستند، اما میتوانند اثرگذارترین بخش جامعه باشند.
میپرسند، تحقیق میکنند، نقد میکنند و عملکرد حکومت را بدون ترس از قدرت زیر سؤال میبرند.
مطالبهگرند؛ اما مطالبهگری را با خشونت اشتباه نمیگیرند.
آزادی، عدالت، قانون، شفافیت، پاسخگویی و حقوق مردم را مطالبه میکنند.
هر جامعهای برای اصلاح و پیشرفت، به چنین شهروندانی نیاز دارد؛ زیرا جامعهای که سؤال نکند، دیر یا زود هزینه تصمیمهای دیگران را خواهد پرداخت.
۲. قشر بیتفاوت یا کمآگاه
گروهی نیز به دلیل بیاطلاعی، ترس، ناامیدی یا بیتفاوتی، مسائل جامعه را دنبال نمیکنند و ترجیح میدهند سکوت کنند.
خطر این وضعیت فقط سکوت یک فرد نیست؛
مشکل زمانی آغاز میشود که بیتفاوتی جمعی، به قدرت امکان میدهد بدون پاسخگویی تصمیم بگیرد.
در چنین شرایطی، بخشی از این جامعه ممکن است ناخواسته به سپری برای دفاع از وضع موجود تبدیل شود؛ نه لزوماً به دلیل برخورداری از منفعت، بلکه به دلیل ناآگاهی یا اطلاعات نادرست.
پس باید میان «نادان بودن» و «آگاه نبودن» تفاوت گذاشت؛ زیرا آگاهی قابل افزایش است و جامعه را میتوان با آموزش، گفتوگو و روشنگری از بیتفاوتی خارج کرد.
۳. صاحبان قدرت و منافع
در هر ساختار سیاسی، گروهی به مراکز قدرت و تصمیمگیری نزدیکترند.
این گروه یکدست نیستند؛ برخی ممکن است صادقانه در پی خدمت باشند و برخی دیگر ممکن است منافع شخصی، قدرت، رانت و ثروت را بر منافع عمومی ترجیح دهند.
هرجا قدرت بدون نظارت، ثروت بدون شفافیت و مسئولیت بدون پاسخگویی جمع شود، زمینه فساد، رانت، اختلاس، تبعیض و سوءاستفاده از قدرت فراهم میشود.
در چنین شرایطی، مطالبهگر واقعی برای منافع صاحبان قدرت خطرناک است؛ زیرا سؤال میکند، سند میخواهد و پاسخ میخواهد.
اما یک نکته مهم:
نباید جامعه را به «خوبها و بدها» تقسیم کنیم.
آگاهی یک انتخاب و یک مسیر است. ممکن است انسان امروز بیتفاوت باشد و فردا آگاه و مطالبهگر شود.
بنابراین سؤال اصلی این نیست که:
«دیگران در کدام گروه هستند؟»
سؤال مهمتر این است:
من و تو در کدام گروه قرار داریم؟
آیا فقط تماشاچی هستیم؟
آیا از روی ترس سکوت میکنیم؟
آیا هرچه میشنویم بدون تحقیق میپذیریم؟
یا پرسشگر، آگاه، مسئول و مطالبهگر هستیم؟
آینده جامعه را فقط حاکمان نمیسازند؛ رفتار و آگاهی شهروندان نیز در ساختن آینده تعیینکننده است.
جامعه آگاه
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۵/۱۸
t.me/Alefbaietiusee
✅۸ سالی که زندگی مردم ایران را زیر و رو کرد
روایت آماری مسعود نیلی، اقتصاددان از زندگی ایرانیان از سال ۹۷ تا ۱۴۰۵؛ نرخ ارز، تقریبا ۵۰ برابر شده و ۱۶ میلیون نفر به جمعیت زیر خط فقر افزوده شده
دکتر مسعودی نیلی میگوید: نرخ ارز از ابتدای سال۱۳۹۷ تاکنون، تقریبا ۵۰برابر شده است. این در حالی است که در بازههای زمانی مشابه در گذشته، حداکثر ۴برابر میشده است. ضمن اینکه این ۵۰برابر شدن در مسیری هموار اتفاق نیفتاده و بهصورت ۷بحران بزرگ ارزی، مانند زلزلههای شدید، اقتصاد ایران را لرزانده و خرابیهایی بزرگ به جا گذاشته است.
از سال ۱۳۹۷ تاکنون، نرخ ارز تقریباً ۵۰ برابر شده و سطح عمومی قیمتها بیش از ۱۹ برابر افزایش یافته است؛ قیمت خوراکیها نیز بیش از ۳۴ برابر رشد کرده است.
در همین فاصله، درآمد خالص ملی سرانه حدود ۱۲ درصد کاهش یافته و نزدیک به ۱۶ میلیون نفر به جمعیت زیر خط فقر اضافه شدهاند.
تلختر اینکه از سال ۱۳۹۸ حدود ۵ میلیون نفر به جمعیت در سن کار اضافه شده، اما خالص اشتغال تنها حدود ۴۰۰ هزار نفر افزایش یافته است. از حدود ۶۶.۵ میلیون نفر جمعیت در سن کار، نزدیک به ۴۰ میلیون نفر اصلاً وارد بازار کار نمیشوند و حدود ۲.۵ میلیون نفر نیز بیکارند؛ بخش بزرگی از آنان جوانان هستند.
حتی در یک سال، از بهار ۱۴۰۴ تا بهار ۱۴۰۵، حدود ۶۳۰ هزار شغل صنعتی از بین رفته است.
این اعداد فقط آمار اقتصادی نیستند؛ پشت هر عدد، یک خانواده، یک سفره کوچکتر، یک جوان بیکار و یک زندگی است که زیر فشار گرانی و بیثباتی قرار گرفته است.
مسئله فقط اقتصاد نیست؛ مسئله آینده ایران است.
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۵/۱۸
t.me/Alefbaietousee
تله نعمت؛ وقتی قدرت به وابستگی تبدیل میشود
✍️ دکتر سیدجواد میرموسوی
💠 یکی از پیچیدهترین آفتهای قدرت، پدیدهای است که به آن تله نعمت یا Privilege Trap گفته میشود؛ به وضعیتی که در آن، صاحب منصب بهتدریج چنان با مزایا، امکانات، نفوذ، احترام ظاهری و شبکه ارتباطات ناشی از جایگاه خود عادت میکند که دل کندن از آن بسیار سخت مینماید. در این وضعیت، مسئولیت دیگر یک امانت نیست، بلکه به دارایی شخصی تبدیل میشود. فرد نه برای انجام خدمت، بلکه برای حفظ موقعیت میکوشد؛ زیرا از دست دادن مقام را مساوی از دست دادن هویت، اعتبار و امتیازات خود میپندارد.
💠 تله نعمت، قدرت را به اعتیاد تبدیل میکند. هرچه مدت حضور در جایگاه بیشتر باشد، وابستگی روانی نیز عمیقتر میشود. از همین رو، برخی افراد چنان به کرسی ریاست یا مدیریت میچسبند که کنارهگیری، جابجایی یا حتی بازنشستگی را نه یک روند طبیعی، بلکه نوعی محرومیت و شکست تلقی میکنند. گاهی حتی تصور روزی که دیگر در رأس قدرت نباشند، برایشان آزاردهنده است.
💠 پیامد این تله، فراتر از یک مسئله فردی است. هنگامی که حفظ قدرت به هدف اصلی تبدیل شود، تصمیمها نیز بهجای آنکه در راستای منافع عمومی باشند، در جهت رضایت بالا دستی ها و حفظ جایگاه اتخاذ میشوند. در چنین شرایطی، شایسته سالاری تضعیف، گردش نخبگان متوقف و نوآوری قربانی حفظ وضع موجود میشود.
💠 تاریخ نشان داده است که ماندگاری یک مدیر یا سیاستمدار، نه به طول مدت حضور او در قدرت، بلکه به توانایی او در ترک به موقع قدرت وابسته است. کسی که بتواند در اوجِ قدرت، مسئولیت را به دیگری بسپارد، ثابت میکند که به رسالت خود وفادار بوده است، نه به مزایای مقام.
نتیجهگیری راهبردی:
💠 قدرت، اگر وسیلهای برای خدمت باشد، نعمت است؛ اما اگر به هدف تبدیل شود، همان نعمت به تلهای تبدیل میشود که پیش از آنکه جامعه را گرفتار کند، خودِ صاحب قدرت را اسیر میسازد. هنرِ واقعی مدیریت، تنها خوب حکومت کردن نیست؛ بلکه خوب کنار رفتن نیز هست. این همان مرزی است که میان خدمتگزاران تاریخ و اسیران قدرت تفاوت ایجاد میکند.
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۵/۱۷
t.me/Alefbaietousee
.Ⓜ️ *جایزه بهترین حکمرانی جهان* *در سالی که گذشت را به* *چه کسی تقدیم کنیم؟*
📝 *حامد پاک طینت*
📍اجازه دهید جایزه بهترین حکمرانی در سالی که گذشت را مشترکا به این سه شخصیت تقدیم کنیم
📌نارندرا مودی
نخست وزیر هند - حکمرانی که ۷% رشد اقتصادی پایدار برای یک کشور ۱.۵ میلیارد نفری در سال گذشته را بعنوان سریعترین اقتصاد جهان، در کارنامه خود ثبت کرد. حاکمی که توانست از طریق ایجاد توازنی هوشمندانه در رابطه کشورش با دنیا، با سبقت از بریتانیا به پنجمین اقتصاد جهان تبدیل شود و برنده جذب سرمایه گذاری و آغاز یک برنامه مفصل گلوبال تحت عنوان ... از طریق توافق های تجاری گسترده با اروپا ، کشورهای عربی و همزمان با روسیه و آمریکا شود. هند تحت حکمرانی او در سالی که گذشت با رکورد ماهانه ۱۴۰ میلیارد دلار، معادل ۴۰% از تراکنشهای مالی دیجیتال، افتخار عنوان پادشاهی سیستم پرداخت دیجیتال در دنیا را کسب کرد و با ۹۱۱ میلیون کاربر اینترنت و روزی ۵ میلیون کاربر جدید دومین جامعه آنلاین جهان شد. هند تحت حکمرانی این مرد در سالی که گذشت توانست با فقط ۷۵ میلیون دلار و در حد ساختن یک فیلم بدون آسیب به بودجه آبادانی کشور، یکی از مهمترین برنامه های فضایی جهان را اجرایی کند. هند توانست با ۱۰۰ شرکت استارتاپی یونیکورن( ارزش هر یک بیش از ۱ میلیارد دلار) پس از آمریکا و چین در مقام سوم جهان قرار بگیرد . مودی در سالی که گذشت پروژه ۵۰۰ گیگاوات انرژی خورشیدی را که معادل نصف مصرف فعلی اروپاست بعنوان بزرگترین میزبان سرمایه گذاری خورشیدی از طریق خارجی ها کلید زد و با بودجه های مازاد در دست ۵۰۰ میلیون نفر هندی را تحت پوشش بیمه کامل قرار داد
📌لی هسینگ لونگ
نخست وزیر سنگاپور - حکمرانی که به رغم بحرانهای منطقه ای و جهانی موفق به کاهش تورم به زیر ۴% همزمان با یک رشد اقتصادی ۳% برای مردم کشورش شد.او توانست با ایجاد یک مملکت امن برای سرمایه گذاری، سنگاپور را بعنوان قطب فناوری، نوآوری و مالی آسیا به جهانیان معرفی کند تا این کشور موفق به جذب بیشترین سرمایه از بزرگترین شرکتهای فناوری جهان شود. سنگاپور تحت مدیریت این شخصیت با ذخایر ارزی ۳۵۰ میلیارد دلار معادل ۷۰ هزار دلار به ازای هر شهروند بالاترین ذخایر ارزی دنیا را دارد و موفق شد با سرانه ۸۳ هزار دلار به رتبه سوم جهان در سرانه تولید ناخالص ملی برسد. سنگاپور امروز بعنوان یکی از امن ترین نقاط دنیا برای تجارت به دومین بندر شلوغ جهان تبدیل شده و در سهولت کسب و کار مقام اول دنیا را دارد. سنگاپور تحت مدیریت این رهبر جوان تبدیل به کم فساد ترین کشور آسیا و سلامت ترین کشور جهان شد و امید به زندگی مردمش را به دومین رتبه جهان رساند. لونگ توانست در بحران عمیق آبی که مواجه شده بود با شروع یک پروژه منحصر به فرد، ۴۰% از آب آشامیدینی مردم کشورش را از فاضلاب بازیافت کند و با وجود تراکم شهری نیمی از این کشور را سبز کند. سنگاپور در سالی که گذشت با نرخ قتل ۰.۲ نفر به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر پایین ترین نرخ جرمهای شدید در دنیا را داشت و تحت رهبری او مفتخر به عنوان بهترین سیستم آموزشی جهان شد
📌کلودیا شینباوم
رئیس جمهور مکزیک- شیرزنی که بالاترین رشد اقتصادی در کشورهای آمریکای لاتین را برای کشورش به ارمغان آورد و توانست از فرصت همسایگی با آمریکا، بزرگترین بازار جهان، برای مردمش تولید، اشتغال و رفاه بیافریند و برغم تهدیدات ترامپ با تدبیر و متانت و در آرامی از او برای مردمش امتیاز بگیرد. مکزیک تحت رهبری او تبدیل به بزرگترین صادرکننده جهان به آمریکا شد، بزرگترین صادرکننده خودروی جهان شد و توانست ۶۳ میلیارد دلار توسط شهروندانش به شکل حواله از آمریکا به کشورش دلار جذب کند. مکزیک تحت مدیریت او تبدیل به بزرگترین تولیدکننده و صادرکننده آووکادو و آبجوی دنیا شد و برغم تمام چالشهایی که داشت موفق به جذب ۴۰ میلیون گردشگر و درآمد ۳۰ میلیارد دلار در سال گذشته شد. شینباوم توانست در سالی که گذشت مکزیک را به هشتمین صادرکننده قطعات هوافضا تبدیل کند. بوئینگ و ایرباس امروز مشتریان مکزیک هستتد.
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۵/۱۷
g.me/Alefbaietousee
🌐 *حکیم عمر خیام را چقدر میشناسیم؟*
خیام در بیش از هزار سال قبل بر بیشتر علوم زمان خود تسلط داشت ولی پرسشها و روشهایی را به کار گرفت که نویسندگان و دانشمندان فعلی درگیر آن مسایل هستند.
🔰 ایشان دانشمندی فروتن بود که در نهایت گفت:
هرگز دل من ز علم محروم نشد
کم ماند ز اسرار که معلوم نشد
هفتاد و دو سال فکر کردم شب و روز
معلومم شد که هیچ معلوم نشد
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۵/۲
t.me/Alefbaietousee
📗 -- جماعت مافیاها. برای تداوم سلطه و خوی اشرافی گری ، مردم را عوام می خواهند ، لذا با پدیده دانش و تجلی آن : کتاب ، معلم ، استاد ، دانشگاه و اسطوره سر سازگاری نداشته. بلکه کینه تاریخی دارند. و توسعه علم را بر نمی تابند ، پرسشگری و فضای مجازی را محدود ساخته و دانشگاه را به بنگاه اقتصادی و چاپ مدرک، تبدیل و از شان اجتماعی معلم کاسته و استاد دانشگاه را از منزلت و قوه خردورزی دور ، تا مبادا بیداری عمومی رخ دهد و جهالت ، گوشه نشین گردد ،
📗 -- فلذا راه نجات ایران از فلاکت های اجتماعی -- اقتصادی موجود و افتادنبر ریل مطالبه گری اصولی و توسعه ، کاشتن بذر آگاهی در کشتزار عقل جمعی است .! نیل به سوی این اهداف ، مشارکت داوطلبانه را طلب می نماید ، کسی بجای ما ، ایران را نمی سازد ، ایران را وقتی من و تو ما شدیم و همت جمعی را مصروف افزایش سریع سرانه ملی مطالعه کردیم ، بتدریج ، آباد و آزاد می گردد.!!
👈👈 در این راستا ، عزیزان فرهیخته را به عضویت در کانال ذیل ، دعوت می نمائیم، حضور شما در کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه، مزید امتنان و افتخار ، می باشد. ۱۴۰۱/۱۰/۲۷
t.me/Alefbaietousee
در تمام ابیاتِ شاهنامه، دختران مردی را که دوست داشتند، خود به همسری برمیگزیدند. نمونههای چنین آزادی و اختیاری در شاهنامه کم نیستند. قوانین دورهی ساسانی، ازدواجی را که به زور صورت میگرفت، به منزله جرم و خیانت میشمرد. و این امر، از پیشرفتهای بزرگ حقوق ساسانی بود!
t.me/Alefbaietousee 👇
درسنامه انگیزشی و شاهکارهای ادبی منظومه ی پربار و کم نظیر شاهنامه ، این گوهر تابناک و ستاره درخشان ادبیات باستان ایران زمین را ، سرلوحه زندگی خود قرار دهید.!
کانال مطالعه وخرد ، الفبای توسعه
۱۴۰۱/۱۱/۲۸
t.me/Alefbaietousee
دکتر قیامتی ونقش زن در شاهنامه
ببینیم و بشنویم تابدانیم فرهنگ کهن دیارمان را ! نمیدانم اشکم سرشوق است یا حسرت 🫢
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۴/۲۹
t.me/Alefbaietousee
چقدر زیبا گفته است؛
یعنی میشود از جمله بالا یک کتاب پرمغز نوشت.
آدمهائی که در تاریکی نشستهاند و روشنائی را تماشا میکنند! 🤔
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۴/۲۹
.t.me/Alefbaietousee
🔴 دکتر تقی کیمیایی اسدی:
میتوانستیم فرش را انتخاب کنیم
اما انرژی هسته ای را ترجیح دادیم.
میشد تمام دلارهای نفتی را که کردیم سانتریفیوژ و حالا محبوس خاک فردو و نطنز است را
تار و پودهای رنگی بخریم و قسمتش کنیم بین تمام کارگاههای قالیبافی خاکخوردهی کاشان و تبریز و بیرجند و قم و نایین و چهارمحال تا نقش ایرانی ببافند و هنر و اقتصاد ایران را سوار بر قالیچههای سلیمانی به اقصی نقاط عالم پرواز دهند.
انتخاب بی شیله پیله ای بود؛
میتوانستیم زعفران را انتخاب کنیم.
تمام خاک خراسان را زعفران بکاریم و این زرِ سرخ را در جهان نامورتر از آن چه هست کنیم
اما ترجیحمان این شد که ما را به سرخی دنباله موشکهایمان بشناسد جهان.
انتخاب راحتی بود.
می شد پیچیده اش نکنیم و آفتاب را انتخاب کنیم. تمام دشت لوت و کویرمان را بیاراییم به سفره های خورشیدی و به اندازه یک جهان برق تولید کنیم.
میشد بادهای صد و بیست روزه سیستان را به خدمت بگیریم و پیشروترین تولید کننده انرژیهای پاک در جهان باشیم
اما انتخاب ما سختترینش بود: شکافتن هسته اتم!
انتخاب واضحی بود؛ میتوانستیم از چهار گوشه چهار فصل ایرانمان ستونهای صنعت توریسم را برافرازیم و جهان و جهانیان را به تحسین میهمان نوازی خود واداریم و ترکیه و دبی را حسرتکش دلارهای توریستی میهمانان وطن کنیم
اما گویا برای عدهای از ما خوشایندتر آن بود که جهان ما را با گروگانگیری توریستهای چشم رنگی و موطلایی اش بشناسد.
انتخاب بی دردسری بود؛ میشد با یک صدم آن دلارها که خرج آتش کردیم وام بدهیم به صیادان کنارک و دیلم و بندر آفتاب تا کشتیهای صیادی پربازده بخرند و در آبهای گرم خلیج همیشه فارس و دریای عمانمان پا جای پای کشتیهای صید ترال چینی بگذارند، اما فلاکت و فقر را برای بلوچستانمان زیبندهتر تشخیص دادیم لابد.
انتخاب بدیهی بود؛ آنجا که با قطر و امارات و عراق و عربستان و کویت ظرفهای نفت و گاز مشترکی داشتیم، اولویت قاعدتا میبایست برداشت از آن کاسه اشتراکی میبود تا پیش از آن که رقیب تمامش کند ما محتوایش را سر کشیده باشیم،
اما برای ما واجبتر آن بود گویا که روی موشکهایمان به عبری از نابودی اسراییل بگوییم تا جهان با کاغذ پارههایش تحریممان کند و هزار سال عقب بمانیم از تکنولوژی روز اکتشاف و برداشت نفت و گاز که همه همسایگانمان بدان مجهزند و نتیجه اش بشود همین جدول خاموشی هر روزه.
همه چیز داشتیم و ما را به کار نیامد و این تراژدی تلخ روزگار ماست.
این که انتخاب سهلی داشتیم:
میشد زندگی را انتخاب کنیم اما در ما جماعتی به مرگ تشنهتر بودند!
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۴/۲۵
t.me/Alefbaietousee
🔻 زنگ خطر پیری کشاورزان
نتایج سرشماری کشاورزی ۱۴۰۳ نشان میدهد کشاورزی ایران با ساختار سنتی، ترکیب جمعیتی پیر، و پراکندگی جغرافیایی گسترده، همچنان با چالشهایی بنیادین از جمله خرد بودن اراضی، ضعف مکانیزاسیون و فقر اطلاعاتی مواجه است.
بر اساس این گزارش، تعداد کل بهرهبرداران کشاورزی در کشور ۴٬۳۲۸٬۵۵۶ نفر اعلام شد.
از ۴٬۲۵۱ هزار بهرهبرداری، ۴٬۲۴۳ هزار مورد متعلق به اشخاص حقیقی و فقط ۸ مورد متعلق به شرکتها و مؤسسات حقوقی بودهاند.
ترکیب جنسیتی بهرهبرداران حقیقی نیز شامل ۳٬۸۸۹ هزار نفر مرد و فقط حدود ۳۵۳ هزار نفر زن است.
میانگین سنی بهرهبرداران ۵۳ سال اعلام شده که به وضوح نشان از پیری ساختار نیروی انسانی کشاورزی کشور دارد. این شاخص در مقایسه با سرشماریهای پیشین افزایش داشته است.
از نظر سطح تحصیلات، ۳٬۲۸۴ هزار نفر باسواد و حدود ۹۵۹ هزار نفر بیسواد بودهاند که حدود ۲۳ درصد بهرهبرداران را بیسوادها تشکیل میدهند. این مسأله در کنار پیر بودن جمعیت بهرهبردار، چالشی مضاعف در مسیر آموزش، پذیرش فناوری و اصلاح الگوهای کشت به شمار میآید.
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۴/۱۸
t.me/Alefbaietousee
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۵/۲۱
t.me/Alefbaietousee
*بزرگ داشت ۷۰۰سالگی حضرت حافظ🍃🍃*
کاتال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۵/۲۰
t.me/Alefbaietousee
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۵/۲۰
t.me/Alefbaietousee
📚نقش استراتژی کتابخوانی :
(( 113 ))
آیا کتاب خواندن مغز انسان را تغییر میدهد؟
اگر از یک عصبشناس این سؤال را بپرسید، پاسخ او احتمالا «بله» خواهد بود.....
تحقیقات مبتنی بر تصویربرداری که توسط استانیسلاس دُهان انجام شد، بوضوح نشان داد مناطقی از مغز که برای بینایی، پردازش بصری، زبان، حافظه، تولید گفتار و درک معنا استفاده میشوند، همگی به هم متصل میگردند تا «خواندن» را ممکن و به بخشی از زندگی روزمره ما تبدیل کنند.
این کار مستلزم ایجاد ارتباطات گستردهای میان لوب گیجگاهی، لوب پیشانی و لوب پسسری است؛ به همین دلیل هرچه فرد بیشتر مطالعه کند، هماهنگی میان این شبکهها بیشتر میشود و انتقال اطلاعات میان آنها کارآمدتر خواهد شد.
تحقیقات همچنین نشان داده است که کتاب خواندن منظم، ذخیره شناختی (Cognitive Reserve) مغز را تقویت میکند؛ یعنی توانایی مغز برای مقاومت در برابر آسیبهای مغزی و آثار پیری. / یورونیوز
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۵/۱۸
،t.me/Alefbaietousee
🌹🌷افتخاری غم انگيز براي ملت ايران !
موسسه غیرسیاسی و غیرانتفاعی MPI (Migration policy Institute)
خاطرنشان کرد كه در تاريخ آمریکا، بالاترین سطح کیفی مهاجران متعلق به جامعه ایرانیان است.
جامعه ایرانیتبار از نظر:
- آموزش و تحصیلات
- مشاركت اجتماعی
- پرداخت مالیات و اجرای قانون
برترین مهاجرانی هستند که تاریخ امریکا تاکنون به خود دیده است.
بر اساس دو سرشماری در سالهای ۲۰۱۰ و ۲۰۲۰ تعداد ایرانیان مقیم آمریکا یک میلیون و نهصد هزار تن است که نهصد هزار تن در کالیفرنیا زندگی میکنند و ۲۰درصد جمعیتشان در (بورلیهیلز) ساکن هستند.
ایرانیان مقیم امریکا از نظر مذهبی بسیار متنوع هستند كه در ميان آنان مسلمانان، بهائیان، مسیحیان ارمنی- آشوری، زرتشتیان، یهودیان، عارفان، معنویتگرایان و اومانیستها و... حضور دارند.
بعد از کالیفرنیا، بیشترین جمعیت ایرانی در نیویورک، شمال نیوجرسی، ایالت واشنگتن، سياتل، بوستون و هیوستون تگزاس ساکن هستند.
مدرک ۵۱ درصد ایرانیان بیش از لیسانس است. درحالیکه این نسبت در جمعیت آمریکایی ۲۴ درصد است.
از هر چهار ایرانی بیش از یک تن فوقلیسانس و دکتری دارد. این بالاترین آمار در میان ۶۷ گروه قومی ساکن امریکا است.
بر اساس آمار اداره بازرگانی، ایرانیان در بین ۲۰ گروه مهاجر برتر، بالاترین نرخ مالکیت کسب و کار را دارند که سهم قابل توجهی در اقتصاد ایالات متحده دارند.
تقریباً از هر دو خانواده ایرانی- آمریکایی یک خانوار درآمد سالانه بیش از ۱۰۰ هزار دلار دارند اما این نسبت در خانواده امریکایی یک به پنج است.
بر اساس آمار دانشگاه MIT، اساتید، دانشمندان، مهندسان و مشاغل ایرانی در ایالات متحده حدود یک تریلیون دلار را در اختیار دارند یا آن را مدیریت می کنند.
آنها در هر بخش از جامعه حضور برجستهای دارند.
در حال حاضر، نزدیک به ۱۵۰۰۰ پزشک با اصالت ایرانی در ایالات متحده مشغول به کار هستند.
ایرانیان به عنوان قانونمندترین قومیت تاکنون و دارای کمترین بزه اتهام و محکومیت هستند.
بزه و خلاف در جامعه ایرانی- آمریکایی پایینترین رتبه در مقایسه با دیگر مهاجران در تاریخ ایالات متحده است.
دوازده هزار استاد تمام ایرانی در دانشگاهها و موسسات اموزش عالی آمریکا تحقیق و تدریس میکنند، بطوریکه به سختی میتوان یک دانشگاه یا کالج آمریکایی را پیدا کرد که در آن حداقل یک یا چند استاد ایرانی - آمریکایی در آن خدمت نکنند.
آنچه بیش از همه قابل توجه است این است که ۷۵ درصد اساتید ایرانی در دویست دانشگاه برتر امریکا (از میان چهار هزار دانشگاه) تدریس میکنند.
باعث افتخار است اما دردناک و تاسفبرانگیز!
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۵/۱۸
t.me/Alefbaietousee
.
🟦 *فلسفه علم*
🔹 *آیا علم واقعاً حقیقت جهان را کشف میکند؟*
یکی از ژرف ترین بحثهای فلسفه علم امروز این است :
*وقتی یک نظریه علمی موفق میشود، آیا واقعاً به حقیقت جهان نزدیک شدهایم؟ یا فقط یک ابزار ساختهایم که بتوانیم پدیدهها را بهتر پیش بینی کنیم؟*
🔹 اینجا دو دیدگاه مهم شکل گرفته است :
▪️رئالیسم علمی
▪️ابزارگرایی
طرفداران رئالیسم علمی معتقدند نظریه های موفق علمی احتمالاً بخشی از واقعیت جهان را توصیف میکنند. وقتی درباره الکترون، ژن یا سیاه چاله صحبت میکنیم، آنها را فقط مفاهیم ریاضی نمیدانیم؛ بلکه باور داریم این موجودیتها واقعاً در طبیعت وجود دارند. اما ابزارگرایان محتاط تر هستند.
آنها میگویند شاید نظریهها بیشتر شبیه ابزارهایی باشند که برای پیشبینی ساختهایم.
🔹 تاریخ علم هم نشان داده نظریه هایی که زمانی بسیار موفق بودند، ممکن است بعدها اصلاح شوند یا جای خود را به نظریه های بهتر بدهند.
برای مثال، فیزیک نیوتنی هنوز فوقالعاده کاربردی است، اما در سرعتهای بسیار بالا یا میدانهای گرانشی شدید، نسبیت اینشتین توضیح دقیقتری ارائه میدهد.
🔹 موضوع مهم دیگر در علم امروز، نقش احتمال و آمار است. بسیاری تصور میکنند علم همیشه با قطعیت صددرصد صحبت میکند، اما واقعیت این است که بخش بزرگی از علم با احتمال، داده های آماری و میزان اطمینان سروکار دارد.این موضوع ضعف علم نیست؛ بلکه نشانه بلوغ آن است.
🔹 علم میداند که اطلاعات ما محدود است و بجای پنهان کردن این محدودیت، آن را اندازهگیری میکند. امروز با ظهور هوش مصنوعی هم پرسشهای تازهای ایجاد شده است.اگر یک هوش مصنوعی بتواند یک بیماری را با دقت بالا پیشبینی کند، اما نتواند دلیل تصمیم خود را توضیح دهد، آیا واقعاً دانش علمی تولید کرده است؟
🔹 اینها پرسشهایی هستند که فلسفه علم معاصر با آنها درگیر است. اما شاید مهمترین نتیجه این باشد :
علم نه مجموعهای از حقیقتهای تغییرناپذیر است و نه مجموعهای از حدسهای بی ارزش.
علم بهترین روشی است که انسان برای نزدیک شدن به واقعیت ساخته است.
🔹 آیا علم به حقیقت نهایی جهان میرسد؟
در این رابطه به یک پرسش بزرگ میرسیم :
*آیا علم روزی میتواند تمام رازهای جهان را کشف کند؟*
برای قرنها انسان فکر میکرد پاسخ بسیاری از پرسشها را پیدا کرده است. زمانی زمین مرکز جهان بود؛ بعد انسان پی برد که زمین فقط یکی از سیارات سامانه خورشیدی است.
🔹 بعد نیز انسان به مرحله رسید که خورشید فقط یکی از میلیاردها ستاره کهکشان راه شیری است. و امروز میدانیم که کهکشان ما فقط یکی از صدها میلیارد کهکشان جهان قابل مشاهده است. هر کشف علمی، همزمان که بخشی از ناشناخته ها را روشن کرده، پرسشهای نوینی هم ایجاد کرده است. اما شاید بزرگترین دستاورد علم این نباشد که همه پاسخها را دارد.
🔹 قدرت واقعی علم در این است که میپذیرد ممکن است اشتباه کند. یک نظریه علمی ارزشمند نیست چون هرگز تغییر نمیکند؛ ارزشمند است چون در برابر آزمایش، نقد و شواهد جدید مقاومت میکند. علم برخلاف باورهای مطلق، خودش را اصلاح میکند. اگر شواهد نوین پیدا شوند، نظریه ها تغییر میکنند. و همین توانایی اصلاح شدن، دلیل اصلی اعتماد ما به علم است.
فلسفه علم به ما یاد میدهد که فقط نتیجه یک پژوهش مهم نیست؛ روش رسیدن به آن نتیجه هم اهمیت دارد.
🔹 باید بپرسیم :
▪️این ادعا چگونه آزمایش شده؟
▪️شواهد آن چقدر قوی هستند؟
▪️آیا امکان اشتباه وجود دارد؟
شاید علم هیچوقت به یک «نقطه پایان» نرسد. شاید همیشه پرسشهای نوینی وجود داشته باشند. اما همین جست و جوی بی پایان، یکی از زیباترین ویژگیهای انسان است؛ موجودی که در گوشه کوچکی از جهان ایستاده و تلاش میکند خود جهان را بفهمد.
و شاید مهمترین درس فلسفه علم این باشد :
*علم به ما یاد نمیدهد چه چیزی را باور کنیم؛ یاد میدهد چگونه درست فکر کنیم.*
.کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۵/۱۷
t.me/Alefbaietousee
*سنگاپور*
تصور کنید یک جزیره کوچک، بدون نفت، بدون آب شیرین، بدون حتی یک معدن.
سال ۱۹۶۵ همه به آن میگفتند:
*«اینجا هیچ آیندهای ندارد.»*
شصت سال بعد همان جزیره تورم را به ۱.۲٪ رسانده، پاسپورتش قویترینِ دنیاست و مردمش به طور متوسط ۸۷ سال زندگی میکنند.
*راز؟*
آنها یک قانون ساده گذاشتند و مثل دین به آن پایبند ماندند:
*«فقط بهترین مغزها حق تصمیم گرفتن دارند.»*
نه پسرعمه، نه رفیق، نه همحزبی.
فقط کسی که رزومهاش از همه قویتر است، پشت میز مینشیند.
۱.۶ میلیون نفر از باهوشترین آدمهای کره زمین را با حقوق نجومی از همه جای دنیا اقامت دادند و گفتند:
*«بیایید اینجا کشور را بسازید، ما فقط مزاحمتان نمیشویم.»*
نتیجه؟
*• افزایش درآمد سرانه از ۳۲۰ دلار به ۶۶٬۰۰۰ دلار*
*• تعداد گردشگر از ۹۹٬۰۰۰ نفر به ۱۶.۵ میلیون نفر*
*• سرمایه گذاری خارجی از صفر به ۵۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵*
*• بندرش شلوغترین دنیا، تراشههایش قلب گوشیهای ماست*
*• و تورم؟ ۱.۲٪ (یعنی تقریباً مرده)*
سنگاپور ثابت کرد:
اگر تورم یک هیولا باشد، تنها شمشیری که آن را میکشد
«شایستهسالاری بیرحم» است.
بقیه داستانها فقط بهانه است.
این جزیره کوچک، با یک تصمیم بزرگ، به همه دنیا گفت:
*«اندازه مملکت مهم نیست، اندازه مغزهایی که ادارهاش میکنند مهم است.»*
👍❤️👌❤️👍❤️👌
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۵/۱۷
t.me/Alefbaietousee
🟥اگر شاهنامه نبود، ایران چه میشد؟
۱- ایرانی حافظه تاریخی خود را از دست میداد، یعنی گذشته خود را فراموش میکرد و به یک کشور نو رسیده بدل میگشت.
۲- ادبیات فارسی با این وسعت به وجود نمیآمد. منظور، این است که تمام آثاری که پس از شاهنامه در زبان پارسی پدید آمدند - که چند شاهکار و چند اثر بزرگ در میان آنهاست - همگی تحت تأثير شاهنامه بودهاند. براحتی میشود نشانههایش را بیرون کشید: نظامی، ناصر خسرو، خیام، سعدی، حافظ و دیگران. سعدی بوستان را به تقلید از شاهنامه سرود که (خردنامه) ایران پس از اسلام است.
همچنین نمونه حافظ را داریم که میشود گفت که دیوانش یک شاهنامه کوچک است، یعنی سرشار است از یاد گذشته ایران.
۳ـ زبان فارسی آنچنان ریشهٔ محکمی به خود نمیگرفت که از ترکستان چین تا ساحل مدیترانه از یکسو، و از سوی دیگر از هند تا قفقاز و آسیای مرکزی گسترش یابد. شاهنامه البته تنها نبود، ولی، مؤثرترین کتاب بود که توانست پایههای زبان پارسی را محکم کند.
۴- عرفان ایرانی که ریشه مشترک با جهان بینی شاهنامه دارد، این گونه بالیده نمیشد.
گفتیم که اگر #شاهنامه نیامده بود، ایران چه میشد. ایران به جای خود میماند. همین کوه و همین دشت و همین آبادانی و کویر بود، اما این محتوا نبود، شاید این نام ایران هم دیگر نبود، این خاطرهها از یاد میرفت. مهمتر از همهٔ زبان فارسی است، که به ایران شخصیت خاص بخشید. به او اجازه داد که استعداد خود را شکوفا سازد، در گروه کشورهای عربی مستهلک نشود، و در نتیجه چند شاهکار جهانی پدید آورد.
از این رو بود که این زبان در طی کمتر از صد سال به یک نوع گسترش رسید که صدها هزار بیت شعر در دورهٔ سامانی به این زبان سروده شود. متاسفانه بخش زیادی از این شعرها در جریان حوادث از میان رفتهاند.
خلاصه آنکه اگر #شاهنامه نمیبود این آب و خاک به جای خود میبود اما به صورت دیگری. ایران در این هزار و صد سال به کمک زبان پارسی دری و شاهنامه مجموعیت خود را حفظ کرده است. اعتنا نکرده که چه کسانی بر او حکومت میکنند، اگر جسم او در معرض دستبرد بوده، روح او محفوظ مانده است.
تمدنهای زیادی منقرض شدهاند، زیرا نتوانستند دوام بیاورند، برای اینکه رشتهٔ همبستگی گسسته شد و پیوند تاریخی و تداوم نتوانست راه به جلو بگشایند. از این رو اکنون هیچ اثری از آنها نیست. فقط باستان شناسان میتوانند کاوشهای بکنند و آثاری از آنجا بیرون بیاورند. تمدنی که بتواند دوام پذیر باشد باید خاطرات گذشته را نگه دارد، تجربه گذشته را نگه دارد، و انتقال بدهد از نسلی به نسلی، البته مهمترین عاملی که بتواند این کار را بکند در درجه نخست زبان است. زبان چیزی است که نگهبان خزانههای فکری و فرهنگی یک کشور میتواند باشد.
هرگاه یک حالت ناامیدی و بدبینی در مردم ایجاد میشد، توسل به "شاهنامه" پیش میآمد که روحیه ببخشد. بازیافت نیروی درونی بکند. این گذشته پرآب و رنگ و پر افتخار را به یاد بیاورید و بگویید که ما یک چنین گذشتهای داشتهایم.
✍دکتر محمدعلی اسلامیندوشن
برگرفته از کتاب "مرزهای ناپیدا"
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۵/۵
t.me/Alefbaietousee
کدام کشورها بیشترین مرخصی باحقوق زایمان را به والدین میدهند؟
برخی کشورها با ارائه مرخصیهای طولانی و حمایت مالی از والدین، شرایط بهتری برای مراقبت از نوزاد و حفظ تعادل کار و زندگی فراهم کردهاند. کارشناسان میگویند تنها مدت مرخصی مهم نیست؛ میزان حقوق پرداختی، مرخصی پدری و امنیت شغلی نیز در حمایت از خانواده نقش دارد.
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۵/۲
t.me/Alefbaietousee
در تمام ابیاتِ شاهنامه، دختران مردی را که دوست داشتند، خود به همسری برمیگزیدند. نمونههای چنین آزادی و اختیاری در شاهنامه کم نیستند. قوانین دورهی ساسانی، ازدواجی را که به زور صورت میگرفت، به منزله جرم و خیانت میشمرد. و این امر، از پیشرفتهای بزرگ حقوق ساسانی بود!
t.me/Alefbaietousee 👇
درسنامه انگیزشی و شاهکارهای ادبی منظومه ی پربار و کم نظیر شاهنامه ، این گوهر تابناک و ستاره درخشان ادبیات باستان ایران زمین را ، سرلوحه زندگی خود قرار دهید.!
کانال مطالعه وخرد ، الفبای توسعه
۱۴۰۱/۱۱/۲۸
t.me/Alefbaietousee
#شاهنامه
زنان در ایران باستان و در فرهنگ ایرانی همیشه جایگاه بزرگ و ویژه ای داشتند
چه در سلسله های هخامنشی و اشکانی و ساسانی و چه بعد آن و چه در شاه کار حضرت سخن #فردوسی
چهار مادر معروف شاهنامه که باید آن را شناخت و به آن افتخار کرد.
تقدیم همه مادرهای وطنم که با سختی و خون و دل فرزندانشون بزرگ و پرورش می دهند.
#فرنگیس : مادری که برای نجات تنها فرزندش مجبور شد به تمام پیوندهای خانوادگیش پشت کند.
#رودابه :مادری که اولین عمل سزارین را تحمل کرد تا فرزندش #رستم را به دنیا آورد
#تهمینه مادری که برای داشتن شایسته ترین فرزند جسارت رویارویی با پهلوان بزرگ ایرانی را به خرج داد.
#کتایون : مادری خردمند که سرانجام شوم فرزندش را پیش بینی کرد و تلاش کرد تا او را از خطر برهاند.
تقدیم تمام مادران ایران زمین
شاهنامه_شناسنامه_ایران
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۴/۳۰
t.me/Alefbaietousee
🖊 فردوسی شاعر قدرت یا خرد؟
✍️ یاسر عرب
▪️این روزها دوباره اسم فردوسی و شاهنامه زیاد شنیده میشود. رستم تهمتن به میان اشعار حماسی آمده و آرش کمانگیر اهمیت همراهی با پرتاب موشک پیدا کرده است.
در روزهای جنگ و تهدید، طبیعی است که ملتها سراغ قهرمانان تاریخی خود بروند. و رستمشان به مثابه نماد ایستادگی، قدرت و دفاع از ایران به میدان بیاید.
🔍 اما طرح یک سؤالی متفاوت نیز بجاست! و آن اینکه ما فردوسی را برای رستمش میخواهیم یا برای خردش؟
▫️ما معمولاً شاهنامه را با شمشیر و گرز و نبرد به یاد میآوریم. اما جالب است که خود فردوسی، شاهنامه را با قدرت شروع نمیکند بلکه با خرد شروع میکند:
«به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد»
▫️یعنی قبل از هر چیزی، فردوسی میگوید انسان، با خرد، انسان است. شاید برای همین بود که خیلی از ما در کودکی، فردوسی را نه با رستم بلکه با این جمله که سرمشق دفتر مشق بود شناختیم؛
"توانا بود هر که دانا بود"
▫️این جمله، حتی اگر درباره انتساب دقیقش بحثهایی وجود داشته باشد، یک برداشت عمیق از فردوسی را در فرهنگ ما ساخته. اینکه توانایی واقعی، از دانایی میآید.
▫️اما چرا امروز بیشتر رستم را میبینیم و کمتر خرد فردوسی را؟ چون در لحظههای بحران، ما بیشتر دنبال قدرت میگردیم. دنبال کسی که بایستد، بجنگد و شکست نخورد.
اما شاهنامه اتفاقا یک هشدار بزرگ دارد.
بزرگترین شکستها همیشه از کمبود قدرت نمیآیند بلکه از کمبود خرد میآیند!
▫️رستم را ببینید. بزرگترین پهلوان ایران است. هیچکس در میدان جنگ حریف او نیست. اما بزرگترین تراژدی زندگیاش زمانی رخ میدهد که حقیقت را نمیبیند و سهراب، فرزند خودش، را میکشد!
▪️فردوسی اینجا یک حرف بزرگ میزند:
ممکن است آنقدر قدرتمند باشی که دشمنانت را شکست بدهی، اما اگر درست نبینی و درست تشخیص ندهی، ممکن است نزدیکترین آدم زندگیات را با همان قدرت نابود کنی!
کیکاووس هم همین است. قدرت دارد، پادشاه است، سپاه دارد. اما مشکلش تصمیمهای غلط است.
اسفندیار هم پهلوان بزرگی است، اما وقتی غرور و فرمان جای گفتوگو و خرد را میگیرد، پایانش تراژیک میشود.
▫️انگار فردوسی هزار سال پیش یک درس مهم به ما داده و آن اینکه قدرت بدون خرد، دیر یا زود خودش تبدیل به خطر میشود!
▪️جهان در قرن بیستم آرامآرام از دورهای که ایدئولوژیها حرف اول را میزدند، وارد دوره دانش، فناوری، اطلاعات و تکنولوژی شد. حتی نظامهایی که بر پایه ایدئولوژی شکل گرفته بودند، برای بقا مجبور شدند به علم، تخصص، فناوری و شایستهسالاری تکیه کنند.
▫️چون قدرت در جهان امروز فقط تعداد موشک و وسعت خاک نیست. قدرت یعنی اطلاعات دقیق، فهم درست واقعیت، داشتن آدمهای متخصص در جای درست، و توان تصمیم گرفتن زیرکانه در لحظههای حساس!
▫️فردوسی اگر بود امروز از ما میپرسید؛
قدرت را فقط در ابزارهای سخت دیدهایم یا به همان اندازه برای خرد سازمانیافته، دانش، فناوری و توان تحلیل، سرمایهگذاری کردهایم؟
▫️فردوسی رستم را خلق کرد. از دفاع از ایران گفت و از پهلوانی سرود. اما به ما یاد داد که رستم بدون خرد، کافی نیست!
▫️رستم قهرمان شاهنامه و خرد قهرمان فردوسی است. شاید امروز که دوباره به فردوسی برگشتهایم، بهتر باشد فقط گرز رستم را نبینیم، بلکه صدای خرد فردوسی را هم بشنویم. چون ملتها فقط با بازوی قوی که زنده نمیمانند، بلکه با ارادهها و ذهنهای قوی زنده میمانند.
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۴/۲۹
t.me/Alefbaietousee
من هر چی آدم حسابی و اصیل دیدم
فقط از رفتارشون فهمیدم ؛
نه ادعاشون...
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۴/۲۹
t.me/Alefbaietousee
*فهرست واژگان مهاجم به زبان فارسی ⏬*
واژه اگر بمیرد، عزت دفن میشود.
با درود به زبان مادری
با احترام به ریشه
با فریاد بر سر فراموشی
امروز آمدهام نه برای سخن گفتن
بلکه برای هشدار.
برای اعلام خطر
برای دفاع از آخرین سنگر هویت:
زبان فارسی
زبان ما دارد خفه میشود.
نه با گلوله، نه با سانسور
که با واژههایی که از دهان مردم و به خصوص جوانان ما بیرون میریزد و بوی بیریشگی میدهد.
دیگر کسی نمیگوید «زمان»، میگوید «تایم.
نمیگوید «باشه»، میگوید «اوکی».
«نشانی» شده «آدرس»
«فشار روانی» شده «استرس»
«خطر» شده «ریسک»
«شگفتی» شده «سورپرایز»
«نظر» شده «کامنت»
«بازخورد» شده «فیدبک»
«طرح» شده «پروژه»
«گروه» شده «تیم
»، «طراحی» شده «دیزاین»
«فراگیر» شده «ترند»
«هدف» شده «تارگت»
«آغاز» شده «استارت»
«پایان» شده «فینیش»
«رایگان» شده «فری»
«ویژه» شده «پریمیوم»
«مکان» شده «لوکیشن»
«پوشه» شده «فولدر»
«پرونده» شده «فایل»
«پخش» شده «پلی»
«مکث» شده «پاز»
«واکنش» شده «ریاکشن»
«متن» شده «تکست»
«رنگ» شده «کالر»
«قلمنوشت» شده «فونت»
«زمینه» شده «تم»
«داده» شده «دیتا»
«برخط» شده «آنلاین»
«خارج از خط» شده «آفلاین»
«فشردن» شده «کلیک»
«بازدید» شده «ویو»
«پاسخ» شده «ریپلای»
«کاوش» شده «اکسپلور»
«سبک» شده «استایل»
«عملکرد» شده «پرفورمنس»
«حذف» شده «دلیت»
«رونویسی» شده «کپی»،
«نوشته» شده «پست»
«پسند» شده «لایک»
«داستان» شده «استوری»
«جعلی» شده «فیک»
«بینقص» شده «پرفکت»
و...............................
و همه اینها را با افتخار میگویند.
با ادای «باوقار بودن».
انگار هر واژهٔ بیگانه، نشان تمدن است و هر واژهٔ فارسی، نشانهٔ عقبماندگی.
اما این، عقبماندگی نیست.
این، خودباختگی است.
این، مرگ تدریجی عزت است.
زبان، فقط ابزار حرف زدن نیست.
زبان، حافظهٔ جمعی ماست.
زبان، خاکریز فرهنگ است.
وقتی واژههای مان را مفت میفروشیم
یعنی سنگرمان را واگذار کردهایم.
خطاب به مدیران فرهنگی
شما که بودجه میگیرید برای «پاسداری از زبان فارسی»،
شما که در نشستهای رسمی، واژههای بیگانه را با لبخند به کار میبرید
شما که واژههای پیشنهادیتان مثل «همپویش» و «رایپیشه» در هیچ کوچهای شنیده نمیشود!
شما مسئول این مرگ هستید.
شما شریک این خودباختگی هستید.
اگر نمیتوانید واژهٔ فارسی بسازید که زنده بماند
دستکم واژهٔ بیگانه را با افتخار تکرار نکنید.
خطاب به مردم، به جوانان، به نسل آینده
تو که گوشی هوشمند داری
تو که در شبکههای اجتماعی مینویسی
تو که با دوستانت حرف میزنی...
بدان که هر واژهای که به کار میبری، یا سنگر است، یا شکاف.
اگر «شگفتی» را با «سورپرایز» عوض کنی
اگر «نشانی» را با «آدرس» عوض کنی
اگر «باشه» را با «اوکی» عوض کنی
داری سنگر را واگذار میکنی.
داری به بیگانگی خوشآمد میگویی.
داری به فراموشی لبخند میزنی.
و این، نه باکلاسی است، نه جهانی شدن.
این، خودکشی فرهنگی است.
یادآوری بزرگان ادب فارسی
فردوسی، هزار سال پیش گفت:
«زندهام با زبان و با سخن،
مردهام بیزبان، بیوطن.»
سعدی، با واژههای فارسی، انسان را به اخلاق رساند.
حافظ، با زبان فارسی، عشق را جاودانه کرد.
مولوی، با واژههای فارسی، عرفان را جهانی کرد.
خیام، با زبان فارسی، فلسفه را به کوچهها آورد.
نظامی، با واژههای فارسی، داستان را به شعر بدل کرد.
صادق هدایت، با زبان فارسی، درد را نوشت.
و حالا ما، وارثان این زبان
داریم آن را با «ریاکشن» و «فیدبک» و «پرفورمنس» خفه میکنیم.
زبان فارسی، زخمی است که هنوز زنده است.
اگر امروز از آن دفاع نکنیم
فردا دیگر چیزی برای دفاع باقی نمیماند.
نه شعر
نه اندیشه
نه عزت.
برگردیم.
نه فقط به گذشته
به ریشه... 🍒
سیدرضاحسینی، رییس انجمن نویسندگان برتر ایران و عضو انجمن نویسندگان پیشکسوت ایران
کانال مطالعه و خرد ، الفبای توسعه
۰۵/۴/۲۵
t.me/Alefbaietousee
🔬
#تولید_علم برای ملتی که شکم خالی دارد، بیشتر شبیه یک طنز است.
زندگی با ارضاء نیازهای اولیه انسان آغاز میشود
با تولید ثروت ادامه پیدا میکند
با تولید علم توسعه پیدا میکند
و با تکیه به معنویت، غنی می گردد.
این ترتیب را نمیشود به سادگی تغییر داد و امروز، بخش عمده ای از جامعه انسانی، قربانی تفکری است که میکوشد این مخروط را وارونه روی زمین قرار دهد:
با معنویت آغاز کند، با علم معنویت را تثبیت کند، با ثروت از علم و معنویت دفاع کند و در نهایت پس از مرگ، به ارضاء نیازهای اولیه خود بپردازد..
کانال مطالعه و خرد الفبای توسعه
۰۵/۴/۱۸
t.me/Alefbaietousee