1842
مجموعه نوشته های تحلیلی علی نصری پیرامون مسائل ایران و جهان.
دشواری وظیفه
نویسنده: علی نصری
آقای پزشکیان میتواند پیام نارضایتی تحریمکنندگان انتخابات را بشنود، مشکلاتشان را عمیقاً درک کند، دیدگاهشان را به رسمیت بشناسد، و حتی به تصمیمشان احترام بگذارد. اما نمیتواند «مسئولیت» هیچ شهروندی نسبت به پیامدهای تصمیمش را از دوش او بردارد.
به قول استفن کاوی؛ «ما محصول شرایط خود نیستیم، محصول تصمیمات خود هستیم».
مهم نیست که چه شرایطی در طول این سالها باعث شده تا یک شهروند تصمیم بگیرد که در روز جمعه رای ندهد. اما از شنبه، مسئولیتِ عواقب و پیامدهای این تصمیمش، در قبال آینده خود و فرزندانش، فقط با خود اوست؛ «انسان دشواری وظیفه است».
@AliNasriTelegram
⭕️ پیام محمدجواد ظریف برای چند ساعت آخر
جواد ظریف معنای پای کار ایران بودن را تغییر داد در این روزها
لطفا همرسانی کنید
@jalaeipour
در آنجا انتخابات «سیرک» نیست. در آنجا ایرادی ندارد که انتخاب مردمش به این دو نفر - یکی با زوال کامل عقل و دیگری با اختلال شدید شخصیتی - محدود باشد. حمایت هر دو نفرشان از یک «نسلکشی» در حال وقوع هم رای دادن را «خونشویی» نمیکند.این انگها فقط برای ماست.
@AliNasriTelegram
در این مدت با هموطنانی صحبت کردم که از اینکه بگویند دلشان میخواهد وضع کشورشان بهتر شود «شرم» داشتند یا با انواع تبصرهها بیانش میکردند. واقعیت این است که رسانههای فارسیزبان ما را شرطی کردند تا هرگونه تلاش برای بهبود را «خیانت» و «بیشرفی» بدانیم و شرافت را در ویرانی بجوییم.
@AliNasriTelegram
برای پوستها، نه نمادها
نویسنده: علی نصری
در مطلب قبلی با عنوان «هیس! تو فقط انتخابات را تحریم کن، بقیهاش با من»، به تحلیل و نقد پروژه «تحریم انتخابات» توسط اپوزیسیون خارجنشین وابسته به جریانهای ضدایرانی خارجی، پرداختیم.
اما واقعیت این است که بخشی از هموطنان نیز هستند که عدم رغبتشان به مشارکت در انتخابات هیچ ارتباطی با کارزارهای طراحی شده توسط این «ویرانیطلبان» ندارد، و برای تصمیم خود دلایل «فلسفی» و «اخلاقی» دارند. یا به عبارتی، مشارکت در انتخابات را مُهر تایید نمادینی بر ظلمها، خشونتها، بیعدالتیها، تبعیضها و فسادها در طول این سالها میدانند.
بحث بسیار دشواریست و پاسخ آسانی ندارد. میتوان ساعتها و روزها و ماهها، با استفاده از چارچوبهای نظری در مکاتب مختلف و پیچیده فسلفه اخلاق، این موضوع را بررسی کرد و همچنان به نتیجهای نرسید.
میتوان از «فضیلتگرایی» و «پیامدگرایی» و «قراردادگرایی» و مکاتب الهی و آخرین نظریههای آکادمیک روز وام و الهام گرفت و همچنان درجا زد و سرگردان ماند؛ همانطور که طول قرنها بزرگان فلسفه همچون ارسطو و سنت آگوستین و امانوئل کانت و جان استوارت میل و توماس هابز و نیچه و فوکو....در حوزه اندیشه نشستند و گفتند و برخاستند.
اما بهترین جوابی که تا کنون برای این معضلات فلسفی- اخلاقی یافتم، در پاسخ کاترین دوم - ملکه روسیه - به نامههای دنی دیدرو، فیلسوف قرن ۱۸ فرانسه، بود؛
وقتی دیدرو، در نامههای متعدد، دغدغههای فلسفی و اخلاقی خود را در مورد سیاست برای کاترین بیان نمود و پیشنهاداتی به او داد، ملکه روسیه در پاسخش نوشت: «در توصیههایتان، یک تفاوت اساسی میان موقعیت من و خودتان را فراموش کردهاید؛ کار شما بر روی کاغذ است که همه ناملایمتی را تحمل میکند. سر و کار من، ملکه بینوا، اما با پوست انسان است که بسی زودرنج و زودخراش است».
هموطن! سر کار ما هم امروز با پوست انسان است، نه با «نماد»، نه با سفیدی برگه شناسنامه، نه با جوهری شدن نوک انگشت، نه با فلان سرود، نه با فلان جنبش، نه با ارسال «پیام» به حاکمان و جهانیان... بلکه با «پوست» همنوعان و فرزندانمان!
با پوستی که زودرنج و زودخراش است؛
با پوست پیشانی پدران و مادرانی که با سرازیر شدن عرق شرم بر روی آن، در مواجهه با شکم گرسنه فرزندانش، سرد و آزرده میشود.
با پوست پینهبسته دستان کارگری که زحمت شبانه روزش کفاف اجاره خانهاش را نمیدهد.
با پوست بیماران سرطان و ام.اس و دیابت که بود یا نبود دارو، بر زردی و تیرگی و کِدِری آن تاثیر دارد.
با پوست آفتابسوخته کودکان کار که در چهارراههای شهر پرسه زدن یا در زیر سقف کلاس درس نشستن، براش فرق میکند.
فرق میکند که چه کسی رئیسجمهور باشد! فرق میکند که تحریمها را «کاغذ پاره» بداند یا برای رفع آنها بکوشد. فرق میکند متخصصان را بکار بگیرد یا شغلها را در بین حلقه بسته همفکران خود تقسیم نماید! فرق میکند که در روابط ایران با جهان گشایش ایجاد کند یا کشور را در پُشت حصار تحریم و فیلتر در انزوا نگه دارد. فرق میکند به فکرها و باورها و سبکزندگیها و سلیقههای مختلف احترام بگذارد، یا بخواهد که همگان را شبیه به خود سازد!
رای دادن یا ندادن فرق میکند! لااقل برای پوستها. شاید نه چندان برای بازی ذهنها، نمادها، شعارها.
@AliNasriTelegram
آقایان جلیلی، قالیباف، زاکانی و قاضیزاده به مردم توضیح بدهند که اگر توزیع طلا به مردم، زمین ۲۰۰ متری بخشیدن، گوشت پخش کردن دم در خانهها، وصل شدن به بازار ۸۰۰ میلیارد دلاری، و استفاده از همه فرصتهای کل جهان امکانپذیر بود، چرا تا کنون این زندگی رویایی را از مردم دریغ کردند؟
@AliNasriTelegram
گر بدینسان زیست باید پاک
من چه ناپاكم اگر ننشانم از ایمان خود چون كوه
یادگاری جاودانه بر ترازِ بیبقای خاک
@AliNasriTelegram
عدهای از یک سو میگویند که هر رای در انتخابات یک رای به نظام است، و از سوی دیگر امیدوارند - تلاش میکنند - که مشارکت، مخصوصاً در شهرهای بزرگ، پایین باشد تا نامزد خودشان پیروز شود. اگر میخواهید بدانید کدام نامزد به «وحدت ملی» نزدیکتر است ببینید مشارکت بالاتر بیشتر به نفع کیست.
@AliNasriTelegram
البته وقتی بازیکنان ملیپوش، همتیمیهای خودشان را به خاطر بازی با آمریکا، در وسط زمین، «غربگرا» و «غربپرست» و «نفوذی» نخوانند و به جای همکاری با یارهای خودشان، مدام به تیم مقابل پاس آبشار ندهند، شانس پیروزی تیم ایران هم خیلی بالا میرود. درس خوبیست برای شما آقای جلیلی.
@AliNasriTelegram
https://www.khabaronline.ir/news/1921723
از متن: علی نصری کارشناس مسائل بین الملل در گفتگویی با خبرآنلاین با اشاره به اینکه اظهارات ظریف بی نظیر بود گفت: هم از نظر محتوای علمی و تاریخی و ساختار منظم و منسجم کلامش، و هم از نظر آن حس دلسوزی برای مردم و آن حس وطندوستی عمیقی که در لحن و زنگ صدایش بود و به هر کسی که آن ۸ دقیقه را شنید - حتی مخالفان سرسختاش - منتقل شد. یکی از لحظات به یاد ماندنی در تاریخِ گفتوگوهای سیاسی تلویزیونی ایران بود.
@AliNasriTelegram
پزشکیان در مورد مسائلی که تخصص دارد با نهایت تسلط صحبت میکند و در مورد مسائلی که تخصص ندارد صادقانه میگوید «نمیدانم» و به متخصص ارجاع میدهد. در مورد «بیعدالتی» که سخن میگوید صدایش عصبانی میشود و آینده را با لحنی «امیدوار» ترسیم میکند. او شاگرد خوب نهج البلاغه بزرگمرد تاریخ است.
@AliNasriTelegram
یک نامزد ریاستجمهوری نباید اجتناب از وعدههای دروغین را با داشتن دیدگاه آیندهنگر (visionary) اشتباه بگیرد. پرهیز از وعدههای غیر عملی نشانه صداقت و واقعبینی است، اما یک سیاستمدار «آیندهنگر» باید بتواند فراتر از مشکلات کنونی را ببیند، تصویر بلندمدتی را ترسیم کند و الهامبخش مردم برای حرکت به سمت اهداف بزرگتر باشد.
@AliNasriTelegram
پزشکیان نامزدیست که میتواند موج جدید امیدواری در جامعه ایجاد کند و اقشار مختلف مردم را به انسجامی دوباره بر حول «منافع ملی» دعوت کند. به همین دلیل برای ویرانیطلبان خارجنشین یک تهدید وجودی محسوب میشود که میتواند هر چه در تمام این سالها برای گسترش شکافها رشته بودند را پنبه کند.
منتظر حملات و تخریبهای «کارشناسان» رسانههای فارسیزبان، به بهانهها و با تهمتهای مختلف، به او باشید.
@AliNasriTelegram
خطای «تاریخگرایی» در تحلیل انتخابات ۱۴۰۳
نویسنده: علی نصری
این روزها بسیاری از تحلیلگران و کنشگران سیاسی دچار خطای «تاریخگرایی» - Historicism - شدهاند؛ یعنی میکوشند تا با پیدا کردن شباهتهایی میان انتخابات حاضر و سالهای ۸۴ و ۹۲ و ۱۴۰۰ سرنوشت روزهای آینده را پیشبینی کنند و احیانا نوع کنشگری خودشان را بر اساس آن تنظیم کنند.
اما واقعیت این است که بافت جمعیتی، فضای اجتماعی، نقش تکنولوژی و ابزار ارتباطی، دینامیسم میان جریانهای سیاسی و ویژگیهای فردی بازیگران امروز مختص به همین مقطع خاص تاریخیست و با کنکاش در گذشته نمیتوان برای زمان حال استراتژی انتخاباتی تعیین نمود.
بهتر است مولفههای حال حاضر را معیار تحلیلها و کنشگری خود قرار بدهیم.
@AliNasriTelegram
کسانی که انتخابات را در دور اول تحریم کردند پیام «نارضایتی» که میخواستند را رساندند. اما تحریم انتخابات در دور دوم، پیامدهایی خواهد داشت که به تکرار مجدد همان پیام نمیارزد. از شنبه سر و کارتان با کسانی خواهد بود که صحبت از «اینترنت کثیف آمریکایی» میکنند.(حتی شما دوست «انقلابی»)
@AliNasriTelegram
بعضیها میگویند به «فردا» فکر کنید که شاید از اینکه رای ندادید پشیمان باشید. اما واقعیت این است که موضوع فقط «فردا» نیست بلکه ۴-۸ سال - تقریباً یک دهه - آینده زندگیتان است. چند دقیقه در هوای خنک قدم زدن و «یک نام و یک عدد» نوشتن تمام زحمتیست که دهه آینده زندگیتان را رقم میزند!
@AliNasriTelegram
این باور که «همه چیز از پیش تعیین شده» در واقع داروی بیحسی و «ارادهزدا»یی ست که در رگهای جامعه تزریق کردهاند تا عاملیت و اختیار مردم را فلج کند. ذهنمان را از تاثیرات این داروی رخوتآور پاکسازی کنیم و قدرت اختیارمان را پس بگیریم. رای دادن اولین قدم است.
@AliNasriTelegram
دکتر ظریف عزیز، سپاسگزارم. اگر فردا دکتر پزشکیان -به امید خدا- پیروز شد، شما نقش عظیمی داشتید. اما اگر هم نشد، شما با تلاش بیوقفه، طبقه متوسطی که داشت نفسهای آخرش را میکشید را با ماساژ قلبی و دمیدن نفس زنده کردید؛ از این پس زندگی جریان خواهد داشت و این جریان ادامه خواهد داشت.
@AliNasriTelegram
هیس!...تو فقط انتخابات را تحریم کن! بقیهاش با من
نویسنده: علی نصری
در تمام این سالها «تحریم انتخابات» را به عنوان نسخه همه دردهای ما معرفی کردند، در حالی که خودشان مشغول نامهنگاری، دیدارهای پنهانی، و پروژهبگیری با سیاستمداران و سازمانها و جریانهای ضدایرانی آمریکایی و اروپایی، برای تشدید دردها و افزایش فشارها و نابودی گام به گام زندگی ما مردم داخل ایران بودند.
میگفتند؛ تو کارت نباشد هموطن! تو فقط انتخابات را تحریم کن، بقیهاش با من! و از سازمانهای FDD و UANI و AIPAC و میلیاردهایی چون شلدون ادلسون و پال سینگر و برنارد مارکوس برای پروژههای ضدایرانی پولهای کلان میگرفتند، لیست شرکتهای ایرانی در صنایع حیاتی کشور را برایشان تهیه میکردند و به دولت آمریکا تقدیم مینمودند تا تحریمها را «فلجکننده»تر، «خردکننده»تر و «بیرحمانه»تر سازند.
اعتراض میکردیم....
میگفتند؛ هیس استمرارطلب! تو فقط انتخابات را تحریم کن! من «صدای تو» میشوم! و در کنفرانسهای امنیتی مونیخ و هالیفاکس و در کنگره آمریکا و پارلمان اروپا «صدای ما» میشدند تا صلح را «کسلکننده» بخوانند، و از آنها بخواهند تا مذاکزات را متوقف سازند، روابط دیپلماتیک را قطع کنند، بخشی از نیرویهای نظامی رسمی کشور را در فهرست «گروههای تروریستی» قرار بدهند، آسمان ایران را «منطقه پرواز ممنوع» اعلام کنند، و قطعههای پازل جنگ را یکی پس از دیگری کنار هم بچینند.
اعتراض میکردیم....
میگفتند؛ هیس مالهکش! وسطباز! خونشور! تو فقط انتخابات را تحریم کن، من نجاتت میدهم! و در وسط نسلکشی مردم غزه و با خاک یکسان شدن خانهها و مدارس و بیمارستانهایشان، کنار IDF - جنایتکارترین ارتش جهان - ایستادند و با انگشت اشاره، خانهها و مدارس و بیمارستانهای ما را در ایران نشانشان دادند و گفتند؛ «سر مار»، «چشم اختاپوس» آنجاست....و باز نگاهی به ما انداختند و با تلخندی سرد، آهسته گفتند «هیسسس هموطن! کارت نباشد. تو فقط انتخابات را تحریم کن...»
اما نه! تحریم نمیکنیم. سکوت را میشکنیم. همین جمعه پای صندوق رای سکوت را میشکنیم!
@AliNasriTelegram
پزشکیان و لحظه پس از «آخرین ضربه قلم»
نویسنده: علی نصری
حتماً دیدهاید لحظهای را که یک نقاش آخرین ضربه قلم را به بومش میزند؛ سپس یک قدم به عقب میرود، قوسی به کمرش میدهد، با دقتی فراوان از بالا تا پایین و از چپ به راست آن را بررسی میکند، دوباره قلمش را بالا میبرد و با لرزشی سرشار از تردید - برای یک نوک نهایی - آن را به بوم نقاشی نزدیک میکند، اما بلافاصله دستش را به سرعت پس میکشد و با تحسین و رضایتی عمیق به اثرش مینگرد و آن را همانطور که هست، میپذیرد.
آن اثر قطعاً بینقص و ایراد نیست و جای تکمیل و بهبود فراوان دارد. اما در آن لحظه «خاص» - آن لحظه پس از آخرین ضربه قلم - بهترین محصول تاریخ زندگی نقاش است.
امروز من، به عنوان یک شهروند ایرانی که از دل «تاریخ» این سرزمین برآمده، از فراز و نشیبهای آن عبور کرده، انواع و اقسام تلخیها و شرینیها، یأسها و امیدها، هیجانها و سرخوردگیها را چشیده، و حاکمان و سیاستمداران فراوانی را آزموده، شاید برای اولین بار، نسبت به یک سیاستمدار، همان حس پس از «آخرین ضربه قلم» را دارم.
نه دلم میخواهم که آقای پزشکیان ذرهای از «عدالتخواهی»اش بکاهد و بر «آزادیخواهی»اش بیافزاید و نه کمتر از «آزادی» دم بزند و بیشتر به عدالت و دادخواهی بپردازد.
نه دلم میخواهد کلمهای کمتر از نهجالبلاغه بخواند و بیشتر به زبان تکنوکراتهای «امروزی» سخنرانی کند، و نه کمتر با «لیبرال»ها بنشیند و بر اولویت «کارشناسی» بر «اعتقادات دینی» در کارهای مدیریتی اصرار بورزد.
لحن خشمگین و خوی ظلمستیزی و اعتراضش به زورگویی و تبعیض را همانقدر میپسندم که شعر «با دوستان مروت، با دشمنان مدارا» خواندنش را.
بارها قلم شهروندیام را بالا میبرم تا نقدی بر او وارد سازم تا شاید گوشهای از این اثر تاریخ سرزمینم را اندکی تغییر بدهم. اما دوباره دستم را پس میکشم - و در این لحظه خاص - او را با چشم رضایت مینگرم و همانطور که هست میپذیرمش.
او انسانیست که توانسته از دل همان تاریخی که من و شما برآمدهایم به «تعادل» برسد، دچار افراط و تفریطها نشود، پستی و بلندیهای روزگار او را تلخ و ناامید یا هیجانزده و عاصی نسازد، و به سکون و آرامشی دست بیابد که جامعه امروز ما به شدت به آن نیاز دارد. قدمی به عقب برمیدارم و دوباره با رضایت به او مینگرم.
@AliNasriTelegram
خطاب به ویرانیطلبان و رسانههایشان
نویسنده: علی نصری
دانته، در کمدی الهی «خیانت» را نابخشودنیترین گناه میداند و جایگاه خائنین به وطن را در اعماق «آنتنورا» - فضایی تاریک و یخبندان - که در آن «هیچ نوری به آنان نمیرسد» میخواند.
پس سخن گفتن با شما کار دشواریست چرا که نه گرمایی در دلهایتان مانده تا بتوان بر شعلهاش دمید و از آن آتش غیرتی افروخت و نه کورسویی از وطندوستی تا بتوان در پرتوی آن مسیر بازگشتتان به سوی ملت را روشن نمود.
قلم دانته به تنهایی کفایت نمیکند. شکسپیر هم باید دست در دست او نهد تا توصیف کند که چگونه در طول این سالها، هنگامی که ملت - نه در خواب خوش - که شبها خسته و کوفته از شدت فشارها و رنجهای روزگار، نیمهجان به پهلو دراز میکشید و پلکهایش آهسته سنگین میشد؛ شما «کلادیوس»وار با پیاله کوچک و پنهانی در دست، دزدانه با امواج ماهوارهها، از دریچه تلویزیون وارد اتاقش میشدید، و معجون زهرآلود کُشندهای از «یأس» و «ناامیدی» و «استیصال» را آرام آرام در داخل دروازه گوشش میریختید، تا اربابانتان تاج و خاک و همسرش را به ارث ببرند.
در طول این سالها، وقتی مقامات آمریکایی هر روز از تحریمهای «فلجکننده» و «خردکننده» و «بیرحمانه» علیه هموطنانتان میگفتند و آنها را «به علفخواری افتادن» و «به زانو درآمدن» تهدید میکردند و نشانه موفقیت سیاست «فشار حداکثری»شان را در رشد آمار «فروش اعضای بدن» جوانان ایرانی برای سیر کردن شکم فرزندانشان میدیدند و با وقاحت بر آن میبالیدند، شما نه یک لحظه رگ غیرتتان، نه عرق وطندوستیتان و نه صدا وجدانتان، تکانتان داد تا نخواهید به عنوان بازوی رسانهای و ابزار جنگروانی آنها، علیه کشور خودتان، عمل کنید.
وقتی پدران و مادران ایرانی هر شب سفرههای کوچکتری جلوی فرزندانشان پهن میکردند، و خود از شدت شرمساری چشم به زمین میدوختند، کار شما نمک پاشیدن بر زخم آنها و به راه انداختن کارزار «زندگی نرمال» بود، تا بخواهند همان زمین دهان باز کند و در آن فرو بروند.
وقتی ویروس همهگیر کرونا، از شرق آسیا، کشورها را یکی پس از دیگری درمینوردید و اضطراب و ترس تمام جوامع را دربر گرفته بود و همه دولتها میکوشیدند تا با انواع و اقسام شِگِردهای روانشناسی و تزریق قطرهچکانی و محتاطانه اخبار، از پانیک عمومی جلوگیری کنند، شما برای هموطنانتان تصاویر جعلی ماهوارهای از «گورهای دستهجمعی» در ایران پخش میکردید، تصاویر دروغین از «غش کردن» مردم در گوشه و کنار خیابانها منتشر میکردید، و مأمورانتان را با دوربین به غسالخانه قبرستانها میفرستادید تا از انبوه جنازهها فیلمبرداری کنند و در بخش «ویدئوهای ارسالی از ایران»تان نشان دهید.
فراموش نکردهایم که در اوج پاندمی، هنگامی که ۳۰ تن از نمایندگان کنگره آمریکا خواستار تعلیق موقت تحریمها علیه ایران شدند، شما بودید که از قول «مردم ایران» به دولت دونالد ترامپ نامه نوشتید و گفتید مبادا آمارهای بالای مرگ و میر ما باعث شود تحریمها را - ولو برای لحظهای- بردارید و «فشار حداکثری» اندکی کم کنید!
و در حالی که تصاویر دلخراش بدنهای جزغاله زنان و کودکان، سرهای از بدن جدا شده نوزادان، و خانهها و مدارس و بیمارستانهای با خاک یکسانشده غزه توسط رژیم نسلکش اسرائیل، یک جهان را در شوک و بهت و خشم فرو برده، شما انگشت اشارهتان را به سوی «سر مار» و «چشم اختاپوس» در ایران دراز کردید، تا شاید بتوانید سیل مرگ و ویرانی جنگ را به سمت خاک کشورتان روانه کنید.
حال که چنین بودید و هستید، چرا فکر میکنید که امروز مردم ایران گوش به فرمان شما برای «تحریم انتخابات» میسپارند؟
ای کلادیوسهای برادرکُش بدنام! آن «شیره نفرینشده سیکران» که در گوشمان ریختید اثر نکرد! آن معجون زهرآلود یأس و افسردگی، ما را نکُشت! با اندک ندایی دوباره از جایمان بلند شدیم! و با انگیزه و اراده به حرکت افتادیم. یخبندان «آنتنورا»ی شما به گرمی دلهای ما سرایت نکرد و ظلمت کینهتوزی شما چشمانمان را بر مسیر روشن پیشرفت و سازندگی، و مسالمتجویی و خشونتپرهیزی، نبست. جمعه آینده به پای صندوقها میرویم و «برای ایران» رای میدهیم.
@AliNasriTelegram
فراموش نکنید که همان اپوزیسیون خارجنشینی که در اوج پاندمی کرونا، به دولت ترامپ نامه نوشت که مبادا به بهانه مرگ و میرها در ایران تحریمها را حتی موقتا تعلیق کنید، امروز شما را به تحریم انتخابات ترغیب میکند. بقای آنها به ویرانی ایران است؛ چه با تحریم اقتصادی، چه با تحریم انتخابات!
@AliNasriTelegram
چون نه توان تحلیل شرایط حال را دارند و نه برنامهای برای آینده، همه کمپینشان فقط تلاش برای مخدوش کردن حافظه مردم نسبت به گذشته و ترساندنشان از بازگشت به سال ۹۲ و ۹۶ و دولت سوم روحانی و خاتمی است. رئیسجمهوری میخواهیم که آینده را بسازد، نه این که گذشته را هم تخریب کند.
@AliNasriTelegram
ریشه در خاک
نویسنده: علی نصری
لحظاتی پس از تحویل سال، در کنار سفره هفتسین، میلیونها مادربزرگ و پدربزرگ ایرانی، از پشت صفحه «تبلت»هایشان، که با سختی و پشتکار فراوان استفاده از آن را آموختند، با فرزندان و نوههایشان در آن سوی آب «ویدئو کال» میکنند.
با ظاهر شدن اولین تصویر، از هر دو سوی این پنجره سرد، هر دو طرف همزمان برای پنهان کردن بغض گلو و پوشاندن لرزش صدایشان، با خندهها و جیغ و دادهای اغراقآمیز، تند تند برای هم دست تکان میدهند.
سپس، فرزندان پس از احوالپرسی کوتاه و توصیف عمدتاً دروغین حال و روزشان در غربت، و پدرها و مادرها با تکرار چندباره «نگران ما نباشید!» و تظاهر به سلامتی کامل جسم و روانشان، نوهها را با جملاتی مخلوط از زبان مادری و زبان کشور میزبان صدا میزنند تا آنها نیز چند لحظهای جلوی دوربین در این «بزم خانوادگی» حاضر شوند، دستی تکان دهند و بوسهای به آن سوی قارهها و اقیانوسها پرتاب کنند.
و بعد، تبلتها، در خانههای میلیونها ایرانی، تقریباً همزمان یا با اندکی فاصله خاموش میشوند. سکوت همه جا را میگیرد. تا شاید «ویکند»ی دیگر، «عید»ی دیگر، «تولد»ی دیگر، همین بازی تکرار شود، تا سالیان سال، تا یک سکوت بزرگتر، تا یک خاموشی همیشگی، و زخم حسرتی که تا ابد بر دل میماند.
و این وضعیتیست که امروز پدیده «مهاجرت» برای میلیونها خانواده ایرانی ایجاد کرده است.
مهاجرت یکی از اصلیترین دردهای ایران در این مقطع از تاریخ کشورمان است. دردی که صحبت کردن دربارهاش بسیار دشوار است، چرا که توأم با احساسات متضاد و متناقض است؛ احساس ناامنی و بیثباتی نسبت به آینده فرزندان، احساس گناه از ترک پدران و مادران، تشویق جوانان به رفتن از سوی والدین، احساس دلتنگی از همان لحظه خداحافظی و بازگشت از مسیر فرودگاه، احساس شوق برای ساختن آیندهای بهتر، احساس سرخوردگی از «واقعیت» زندگی در غربت، تلاش برای پذیرفته شدن در جامعه و فرهنگی جدید، ترس از کمرنگ شدن و محو هویت خود و فرزندان، احساس «فرار» از مشکلات وطن، حس تلخ اعتراف به «شکست» در زیر نگاههای ترحمآمیز آشنایان و بستگان در صورت تصمیم به بازگشت...
به راستی «مهاجرت» با همه زرق و برقهای ظاهریاش، درد پیچیده و عجیبی است که تا کنون هیچ سیاستمداری آنقدر شم درمانگری نداشته که بتواند ابعاد و لایههای متعدد و تو در توی آن را بشکافد و برایش نسخهای درخور بپیچد.
اما امروز دکتر پزشکیان - که از قضا متخصص قلب است و با دردهای دل خوب آشناست - بیت شعری از فریدون مشیری خواند، که اگر در ذهن و جان ایرانیان بنشیند و زمزمه زبان آنها در فراز و پستیهای روزگار بشود، نوشداروی برگرفته از تاریخ و فرهنگ و ادب این سرزمین، برای درمان این درد است. نوشدارویی که به ما قوتی میبخشد تا از بستر رنجهایمان برخیزیم، گَرد و غبارهای یأس را از روی سینهها و شانههایمان بتکانیم، عزم کنیم که «بمانیم و بسازیم» که همین «یک ایران» را داریم. و بخوانیم که ما «ریشه در خاکانایم»
من اینجا ریشه در خاکم من اینجا عاشق این خاک
اگر آلوده یا پاکم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی
گل بر می افشانم
من اینج
ا روزی آخر از سِتیغ کوه چون خورشید
سرود فتح می خوانم
و می دانم
تو روزی باز خواهی گشت
#من_اینجا_ریشه_در_خاکم
@AliNasriTelegram
وقتی گفتمان نظامی جایگزین زبان تخصصی در همه عرصههای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی میشود، نامزد ریاستجمهوری وعده تصمیمهای «نقطهزن» میدهد و مسئله حجاب را از منظر «عمق راهبردی» بررسی میکند!
@AliNasriTelegram
در زمانی که در منطقه خودمان امارات وزارتخانه هوش مصنوعی تاسیس کرده تا به کمک آن اقتصادش را ارتقاء بخشد و عربستان سعودی طرحی دارد که تا سال ۲۰۳۰ بیش از ۲۰میلیارد دلار سرمایه خارجی در این فنآوری جذب کند، ستاد دکتر جلیلی ظاهراً «صندلی» را نماد مخرب «مدرنیته» و روشنفکری غربی میداند.
@AliNasriTelegram
هر رفتار مردمی، متواضعانه، سخن گفتن به زبان ساده، حضور در بطن جامعه، اتصال با فرهنگ ملی و دینی مردم، درک مشکلات لایههای زیرپوستی شهر و روستا، «صدا»ی مردم بودن در سطوح بالای مدیریت، «پوپولیسم» نیست، عین دموکراسی است. جامعه ما به این ارتباط نزدیک نیاز دارد. تخریبش نکنیم.
@AliNasriTelegram
دکتر لاریجانی نوشته که برای وصول مالیات نیاز به «داغ و درفش و سرک کشیدن» نیست، به آقایان «انقلابی» بَر خورده که مگر در آمریکا همین کار را نمیکنند؟ برای دوستان هر جا صحبت از داغ و درفش و سرک کشیدن است آمریکا خیلی هم الگوی خوبی است، آزادیهایش بد است. بدترین نوع #غربگرایی همین است.
@AliNasriTelegram
اپوزیسیون خارجنشینی که از تحریمهای «خردکننده» و «فلجکننده» اقتصادی علیه کشورش حمایت میکند، بر روی قربانیان ترور داعش اسم «غذا» میگذارد، به عاملان نسلکشی در غزه آدرس «سر مار» در تهران میدهد و با وعده دار زدن بر تیرهای چراغبرق به وجد میاید، با رای دادن ما مشکل «اخلاقی» دارد!
@AliNasriTelegram