alkonosttt | Unsorted

Telegram-канал alkonosttt - Алконост

1406

Don't let you'r dreams be dream🏆♥️

Subscribe to a channel

Алконост

.

#داریوش
🎼چه

"و مادرِ حسنک زنی بود سخت جگرآور......"


#تاریخ_بیهقی

@Alkonosttt

Читать полностью…

Алконост

☀️

سلام بر کسانی که
پناهگاهی ٱمن برای لحظه‌های
تلخ و تنهایی دیگران
هستند...


#غادة_السمان



سبز خواهیم ماند
به عشق پنجره ایی که باز می شود به سوی نور و امید...

.

.

Читать полностью…

Алконост

.

فیلسوفان یک قاعده‌ی ساده و در عین حال عمیق دارند:
«تعطیلی در آفرینش محال است.»
یعنی زندگی، حتی وقتی فرو می‌ریزد، حتی وقتی زخمی است، حتی وقتی در سوگ است، باز هم در حال ساختن است. مسئله این نیست که آیا چیزی خلق می‌شود یا نه؛
مسئله این است که ما آگاهانه در این خلق شریک هستیم یا منفعلانه زیر آوارش می‌مانیم.

در نگاه فلسفی، بودن یعنی «در حالِ شدن بودن».
هیچ لحظه‌ای خنثی نیست.
هیچ روزی صفر نیست.
یا داریم چیزی می‌سازیم، یا داریم اجازه می‌دهیم چیزی بدون ما ساخته شود.
تعطیلیِ کامل، فقط یک توهم است.

در روزهايى كه شرايط آرام است، خلق کردن آسان‌تر دیده می‌شود:
کلاس‌ها برگزار ميشود، پروژه‌ها جلو می‌روند، برنامه‌ها روشن‌اند، آینده قابل تصور است.
اما در زمانه‌ی آشوب، ناامیدی جمعی، سوگ، جنگ، بی‌ثباتی اقتصادی و ترسِ مزمن، اینجاست که این قاعده معنای واقعی‌اش را نشان می‌دهد.

در چنین زمان‌هایی، خلق کردن دیگر به معنای «شاهکار ساختن» نیست.
گاهی خلق کردن یعنی:
- صبح از تخت بیرون آمدن، وقتی هیچ انگیزه‌ای نداری
- ادامه دادنِ یک کار کوچک، وقتی افق مبهم است
- تربیت کردنِ یک کودک، وقتی خودت پر از ترسی
-  نوشتن، تدریس، درمان، یاد دادن، گوش دادن
- ساختن یک رابطه‌ی سالم، وسط دنیای ناسالم
- کاشتن یک بذر، وقتی معلوم نیست فردا چه می‌شود.

این‌ها «کارهای معمولی» نیستند؛ در اين روزها این‌ها شکل‌هایى از آفرينشگرى هستند.

آلبر کامو جایی می‌گوید:
«در میانه‌ی زمستان، فهمیدم در درونم تابستانی شکست‌ناپذیر وجود دارد.»

این تابستان، همان نیروی آفرینش است، همان چیزی که حتی زیر برفِ اندوه و ترس، خاموش نمی‌شود.

قاعده‌ی فیلسوف را می‌شود این‌طور کامل‌تر کرد:

تعطیلى در آفرینش محال است؛ اما تعطیلى در مسئولیتِ آفرینش، ممکن و خطرناک است.

یعنی ما می‌توانیم از خلق کردن شانه خالی کنیم، اما زندگی همچنان خلق می‌کند، آن‌وقت، به‌جای معنا، پوچی می‌سازد، به‌جای پیوند، نفرت، به‌جای عشق، بی‌حسی.

در روزهای سوگ جمعی، خیلی‌ها می‌پرسند:
«آیا الان وقت زندگی‌کردن است؟
وقت شادی است؟
وقت ساختن است؟»
پاسخ فلسفی این است:
بله، دقیقاً همين الان وقت اين چيزهاست.

نه به معنای انکار درد، بلکه به معنای وفادار ماندن به زندگی، در دلِ درد.

خلق کردن، احترام گذاشتن به رنج است، یعنی اجازه نمی‌دهیم رنج، آخرین کلمه‌ی داستان باشد.

یک جمله‌ی مکمل برای این قاعده می‌تواند این باشد:

زندگی همیشه ادامه دارد؛ سؤال این است: با ما، یا بدون ما؟

و شاید عمیق‌ترش:

در تاریک‌ترین زمان‌ها، خلق کردن یک انتخاب نیست؛ یک مسئولیتِ انسانی است.

وقتی جهان آشفته است، کسی که هنوز کتاب می‌نویسد،
کلاس برگزار می‌کند، کسب‌وکار سالم می‌سازد،
فرزند پرورش ميدهد،
هنر می‌آفریند، گفت‌وگوی صادقانه راه می‌اندازد،
دارد بی‌سر و صدا می‌گوید:
«من تسلیم فروپاشی نمی‌شوم.»

و این، ساده نیست؛
شجاعانه است.
و اين بزرگترين احترام به زندگى است....

در این مقطعِ پرابهام و پراضطراب، سهم تو در آفرینش چیست، حتی اگر کوچک، حتی اگر نامرئی؟.......


.

Читать полностью…

Алконост

.

انتظار سخت است،
فراموش کردن هم سخت است؛
اما این که ندانی
باید انتظار بکشی
یا فراموش کنی
از همه سخت‌تر است ...


"پائولو_کوئلیو"


@Alkonosttt

Читать полностью…

Алконост

.

«قهرمان بودن یعنی توانایی فراخواندن امید؛
آن هم در جایی که ذره‌ای امید وجود ندارد»......


مارک منسن.


.

Читать полностью…

Алконост

.

«سندروم بازمانده» فقط احساس گناه نیست؛ شکافی‌ست در معنای زندگی

جایی که ذهن می‌پرسد:
«چرا من ادامه دارم وقتی دیگری نداشت؟»
و هیچ پاسخ آرامش‌بخشی پیدا نمی‌کند
......



.

Читать полностью…

Алконост

☕️


ایران، سرزمینی‌ست که از دل کوه‌های کهن و روحِ آتشِ تمدنش برمی‌خیزد؛
جایی که شکوهِ تاریخ، غرورِ مردم و نبضِ جاودانِ فرهنگ، چون پرچمی از نور بر فراز قرن‌ها افراشته مانده...
تاریخ نشان داده:

«هیچ حکومتی از مردمِ بیدار قوی‌تر نیست.».....



.

Читать полностью…

Алконост

.

بعد از یک مصیبت بزرگ و ترومای جمعی،
سوگواریِ یک ملت شبیه گریه‌ی یک نفر نیست؛
شبیه نفس‌نفس زدنِ شهری‌ست که مدتی زیر آب بوده و تازه سرش را بالا آورده.
مردمِ یک کشور باید اول حقِ غمگین بودن را به خودشان برگردانند.
نه قوی بودن، نه فراموش کردن، نه «زندگی باید ادامه داشته باشد».
اول بپذیرند که چیزی شکسته؛
و هر شکستی، صدای خودش را می‌خواهد.
سوگواریِ جمعی با نام بردن از درد شروع می‌شود.
با گفتنِ آنچه اتفاق افتاده،
با روایت کردن، با شهادت دادن،
با اینکه اجازه بدهند خاطره‌ها گفته شوند
نه دفن.
یک ملت باید گریه را عمومی کند.
نه پشت درهای بسته،
نه در دلِ شب و تنهایی.
در شعرها، در موسیقی،
در سکوت‌های همزمان.
وقتی هزاران نفر هم‌زمان سکوت می‌کنند،
آن سکوت خودش یک عزاداری‌ست.
بعد نوبت سوگواری برای نرفته‌هاست؛
برای آن‌هایی که هنوز زنده‌اند
اما دیگر آن آدمِ قبل نیستند.
برای اعتماد از دست‌رفته،
برای امنیتِ گم‌شده
ملت‌ها باید بفهمند که سوگواری فقط برای مرده‌ها نیست؛
برای رویاهای زخمی هم هست.
سوگواریِ سالم، مردم را به هم نزدیک می‌کند.
نه با شعار،
بلکه با شنیدن.
با اینکه دردِ هم را قطع نکنند،
مقایسه نکنند،
نگویند «بدترش هم هست».
فقط بگویند:
«می‌فهممت. حق داری.»
و مهم‌ترین بخشش این است:
سوگواریِ جمعی عجله ندارد.
هیچ ملتی با فشار دادنِ زخم، درمان نشده.
باید زمان داد.
باید اجازه داد خشم بیاید، غم بیاید، کرختی بیاید.
همه‌شان بخشی از راه‌اند.
آخرِ سوگواری، الزاماً آرامش نیست؛
معناست.
جایی که مردم بفهمند چرا این درد را از سر گذراندند
و قرار است با آن چه کار کنند.
ملتی که درست سوگواری می‌کند،
درد را به نفرتِ کور تبدیل نمی‌کند،
بلکه به حافظه،
به آگاهی،
و در نهایت به تغییر.
و این‌طور است که
از دلِ عزاداری،
امکانِ دوباره ایستادن
متولد می‌شود.
‏ما روزهایی را گذراندیم که اگر کتاب شود آدم‌های بسیاری را به گریه می اندازد
‏اینک نگاه کن که نگویی: ندیده‌ام!
در کار ظلم بستنِ چشم و زبان یکی‌ست........


حسین جنتی


.

Читать полностью…

Алконост

.

ما به امیدوار بودن معتاد شده ایم،
صبح که بلند می‌شویم
مثل کلاه، پیراهن و کروات، امیدواریمان را می‌پوشیم......


#هوشنگ_گلشیری


@Alkonosttt

Читать полностью…

Алконост

.


آنکس که درین زمانه او را غم‌ نیست
یا آدم نیست یا در این عالم نیست....


#هلالی_جغتایی


.

Читать полностью…

Алконост

.


از نگاه روان‌شناسی تکاملی، "سوگ و غم" یه پاسخ بقاست که با ما تکامل پیدا کرده


- غم چرا به‌وجود اومده؟
وقتی چیزی یا کسی مهم رو از دست میدیم، مغز باید با یه واقعیت جدید سازگار بشه! یعنی اون منبع امنیت، پیوند، یا بقا دیگه در دسترس نیست!
غم کمک می‌کنه سرعت‌مون کم بشه، دنیا رو موقتاً متوقف کنیم و انرژی روانی‌مون رو خرج پردازش این فقدان کنیم، نه تصمیم‌های عجولانه.

- سوگ چرا آدمو کُند و بی‌حال می‌کنه؟
از نظر تکاملی، بعد از فقدان، گوشه‌گیری، کم‌تحرکی نشونه اینه که بدن و مغز میگن: اول بفهم چی از دست رفته، بعد دوباره حرکت کن! غم فقط فردی نیست؛ جمعیه.
انسان‌ها اجتماعی تکامل پیدا کردن.
وقتی یه گروه دچار فقدان می‌شه، غم جمعی باعث میشه اعضا به هم نزدیک‌تر بشن، همدیگه رو تنها نذارن و پیوندها رو ترمیم کنن. به همین دلیل دیدن رنج دیگران، حتی غریبه‌ها، حال ما رو هم بد میکنه! این اسمش هم‌ حسی تکاملیه.

- چرا سرکوبِ غم خطرناکه؟
چون غم یه پیام داره: یه چیزی مهم از دست رفته! نادیده گرفتنش یعنی مغز هیچ‌وقت فرصت بازتنظیم پیدا نمی‌کنه و میره تو حالت فریز، اضطراب مزمن یا فرسودگی......

.

Читать полностью…

Алконост

.


Biz uç kişiydik
Bedirhan, nazlıcan ve ben
UÇ AĞIZ, UÇ YUREK, UÇ YEMINLI FIŞEK......

ما سه نفر بودیم
بدیرهان، نازلی‌جان و من
سه دهان، سه قلب، سه گلوله‌ی قسم‌خورده..‌‌..


@Alkonosttt

Читать полностью…

Алконост

☕️

نوشته بود:

دلم رخ دادنِ اتفاقی‌رو می‌خواد
که حس کنم زندگی هنوز ارزشش‌‌رو داره.......


‏«ما» بدونِ خیلی‌هامون برگشتیم......


.

Читать полностью…

Алконост

.

ایران، سرزمینی‌ست که از دل کوه‌های کهن و روحِ آتشِ تمدنش برمی‌خیزد؛
جایی که شکوهِ تاریخ، غرورِ مردم و نبضِ جاودانِ فرهنگ،
چون پرچمی از نور بر فراز قرن‌ها افراشته مانده...


@Alkonosttt

Читать полностью…

Алконост

☀️


من به چشم‌های بی‌قرارِ تو قول می‌دهم:
ریشه‌های ما به آب
شاخه‌های ما به آفتاب می‌رسد،
ما دوباره سبز می‌شویم!.......


قیصر امین پور


Читать полностью…

Алконост

.

۶ نشانه‌ی شر:



۱. شر باور دارد که خودش خیر است.
هیچ‌کس نمی‌خواهد شر انجام دهد، شر فقط می‌تواند با تقلید از خیر وجود داشته باشد. گفته می‌شود که مردم وقتی احساس می‌کنند بدون مجازات هستند شر می‌کنند، اما این درست نیست، آن‌ها احساس می‌کنند حق با آن‌هاست. فرد شرور در توهمی زندگی می‌کند که در آن شر به‌عنوان عملی موجه، توجیه‌شده و عادلانه به‌نظر می‌رسد.

۲. شر همیشه خشونت است.
شر مذاکره نمی‌کند، بلکه همیشه به‌طور تهاجمی به نفع خود و به زیان منافع شما عمل می‌کند.

۳. شر پرحرف است.
شر را به‌راحتی می‌توان از نحوه‌ی ارتباطش شناخت، زیرا همیشه با شما شخصاً صحبت نمی‌کند، بلکه با دسته‌ای فرضی که شما را در آن قرار داده است صحبت می‌کند: «با چنین افرادی نمی‌شود جور دیگری رفتار کرد»، «آن‌ها شایسته‌ی چیز دیگری نیستند»، «در چنین وضعیتی اصلاً چه انتظاری داشتید.»

۴. شر محیط‌ زیست دارد.
شر در فضای بین آن‌چه از دیدگاه شخصی شما باید باشد و آن‌چه واقعاً هست، زندگی و رشد می‌کند: «نباید این‌طور رفتار می‌کردی»، «نباید این‌طور حرف می‌زدی»، «نباید این‌طور می‌شد.»

۵. شر تنبل است.
شر همیشه ساده‌ترین و در دسترس‌ترین راه‌حل را پیشنهاد می‌دهد. فریب دادن آسان‌تر از گفتن حقیقت است. خیانت کردن ساده‌تر از پایبند بودن به قول است. مجبور کردن آسان‌تر از توضیح دادن و توافق کردن است. شر به تلاش نیاز ندارد. خیر به تلاش نیاز دارد.

۶. شر جهل به خیر است.
انتخاب بین خیر و شر مساله‌ی تصمیم نیست، مساله‌ی مهارت است. شر نیازی به یادگیری ندارد، ما تمام عمر در حال یادگیری خیر هستیم. تفاوت بنیادین خیر و شر، تمایل به یادگیری بهتر شدن است......


.

Читать полностью…

Алконост

.

در زمهریرِ ظلمتی از این دست
به من بگو
برای کدامِ شما
شیون کنم!؟

در شیونِ بی‌پایان این روزگار
به من بگو
بر این مردمِ خسته چه رفته‌است
که هزار پیراهنِ سیاه
کهنه کرده‌اند و هنوز
اندوه‌گزارِ بی‌فرصت عزا از پیِ عزا...!


سیدعلی صالحی



@Alkonosttt

Читать полностью…

Алконост

.

#غادة_السمان :

انا لست حزینة ، انا حزن العالم!
ففي صدري وطن یبکي....

من اندوهگین نیستم ، خود اندوه جهانم!
و سرزمینی در سینه‌ام گریه می‌کند.......


.

Читать полностью…

Алконост

.

این‌ها راه‌حل نیستند:

نه قرار است سوگ را تمام کنند
نه خشم را خاموش
نه این روزها را «قابل‌تحمل» کنند.
این‌ها فقط یادآوری‌های کوچکی هستند
برای وقتی که فشار زیاد است
و آدم می‌خواهد از هم نپاشد.


اگر خشمگینی،
ممکن است حق داشته باشی.
خشم یکی از شکل‌های زنده‌ماندن در بی‌عدالتی‌ست،
نه نقص شخصیت.

اگر حالِ هیچ تمرینی را نداری،
قرار نیست انجامش بدهی.
هیچ «بایدی» در کار نیست.

اگر دلت می‌خواهد کمتر خبر ببینی،
این فرار نیست.
بعضی ذهن‌ها برای دوام آوردن
به سکوتِ موقت نیاز دارند.

اگر فقط توانستی امروز را رد کنی،
نه قهرمانانه،
نه الهام‌بخش،
همین هم کافی‌ست.

و اگر هیچ‌کدام کمک نکرد،
این به معنای شکست تو نیست؛
به این معناست که رنج بزرگ‌تر از توصیه‌هاست.

بعضی زخم‌ها درمان فوری ندارند.
در چنین زمان‌هایی،
کم نشدنِ درد هم می‌تواند نشانه‌ی سالم‌بودن باشد......



روان‌کوک



.

Читать полностью…

Алконост

.


Drifting
#Beacky_Ainge


#بی‌کلام (هم‌نوازی پیانو و باران)


خیابان های ایران معطر است .
وقتی قدم برمی دارید
احترامش رانگه دارید......


#ایران


@Alkonosttt

Читать полностью…

Алконост

.

جمال ثریا می گوید رنج، داستانِ آن‌هایی‌ است که مانده‌اند، نه آن‌ها که رفته‌اند.

رفته‌ها از منطق رنج بیرون می‌روند. مرگ، هرقدر خشونت‌بار، نوعی پایان است.اما ماندن، پایان ندارد. ماندن یعنی ادامه‌دادن در جهان و زمانی که هنوز می‌گذرد اما دیگر وعده‌ای نمی‌دهد.

آن‌ها که رفته‌اند، به روایت تبدیل می‌شوند.
اما آن‌ها که مانده‌اند، خودِ روایت‌اند.
بدن‌هایی که باید هر روز با فقدان، همزیستی کنند، با یک جای خالی‌ که پر نمی‌شود، فقط جاگیرتر می‌شود.

رنجِ ماندن، رنجِ بی‌تماشاگر است.
نه قهرمانانه است،
نه قابل‌اسطوره‌سازی.
ماندن یعنی زنده‌بودن در وضعیتی که زندگی دیگر رویداد نیست، وظیفه است.

به همین دلیل تاریخ
کمتر به ماندگان گوش می‌دهد.
چون رنجِ آن‌ها
نه انفجار دارد،
نه تصویر،
نه لحظه‌ اوج.
فقط فرسایش دارد.

و شاید حقیقت تلخ همین باشد
مرگ، دیده می‌شود.
اما رنجِ ماندن
باید هر روز
تکرار شود.......

#پاره_فکر

#جلال_رحمانی


.

Читать полностью…

Алконост

.

به همان چیزی که بودم برگشتم؛
یک سکوت طولانی،
اجتناب از گفت‌ و گو و میل به تنهایی......


فئودور داستایفسکی



@Alkonosttt

Читать полностью…

Алконост

.

هیچکس تو تاریخ،قد ما
واسه یه ذره زندگی انقدر نمرده.......


آدینه به‌خیر دوستان و همدلان جان....


.

Читать полностью…

Алконост

.

سوگ‌هایی که اسم ندارند

وقتی برای چیزهایی عزاداریم که هرگز کامل نداشتیم

بیشترِ ما وقتی کلمه‌ی «سوگ» را می‌شنویم، به مرگ فکر می‌کنیم.
اما روان انسان فقط برای آدم‌ها عزاداری نمی‌کند.

برای امنیت،
آینده،
حس عادی‌بودن
و حتی برای «احتمالِ یک زندگیِ بهتر» هم سوگ می‌گیرد.

این روزها خیلی‌ها درگیر سوگ‌هایی هستند که هیچ مراسمی ندارند؛
بی‌تابلو، بی‌مرثیه، اما فرساینده.

▪️ سوگ امنیت
وقتی دیگر هیچ چیز قابل پیش‌بینی نیست.
بدن زودتر از ذهن می‌فهمد:
با بی‌خوابی، تپش قلب، گوش‌به‌زنگیِ مداوم.

▪️ سوگ آینده
نه فقط برنامه‌ها،
بلکه توان خیال‌پردازی درباره‌ی فردا.
وقتی آینده مبهم است، ذهن از ساختن تصویر دست می‌کشد
و این، خودش یک فقدان واقعی‌ست.

▪️ سوگ عادی‌بودن
دلتنگی برای روزهایی که خبرها فقط «خبر» بودند.
برای خندیدنِ ساده،
بی‌آن‌که بعدش احساس گناه سراغمان بیاید.

▪️ سوگ وطن / خانه
حتی اگر جایی را ترک نکرده باشی،
وقتی حسِ تعلق ترک برمی‌دارد، سوگ شروع می‌شود.
سوگی بی‌چمدان، بی‌وداع، اما عمیق.

این سوگ‌ها سخت‌اند چون: — اسم ندارند
— دیده نمی‌شوند
— و اجازه‌ی عزاداری برایشان داده نشده

و فقدانی که نتوان برایش سوگواری کرد،
خودش را به شکل اضطراب مزمن، خشم پراکنده
یا بی‌حسیِ عاطفی نشان می‌دهد.

اگر این روزها:
• زود اشکت درمی‌آید
• تمرکزت کم شده
• یا فقط خسته‌ای، بدون دلیل مشخص
شاید «ضعیف» نشده باشی.

شاید در حال سوگواری برای چیزهایی هستی
که هیچ‌وقت فرصت نکردی حتی اسمشان را بگویی.
بعضی سوگ‌ها قبر ندارند،
اما وزنشان از خیلی فقدان‌ها سنگین‌تر است........


— روان‌کوک 🌱


.

Читать полностью…

Алконост

.

خون به زمین فرو نرفت
روی زمین پخش شد
از زیر هر سنگ جوشید و جوشید و به راه افتاد
هرکس آن را می­‌دید
می­‌فهمید
که جایی
بی‌گناهی را کشته­‌اند…


-شاهرخ مسکوب

@Alkonosttt

Читать полностью…

Алконост

‏.

روزهایی را گذراندیم
که اگر کتاب شود آدمهای زیادی را به گریه می اندازد.......


.

Читать полностью…

Алконост

.

چرا به ایرانی بودنم می بالم.....‌‌


هشتصد سال پیش، وقتی سربازان مغول، شهر به شهر، ایرانی‌ها را می‌کشتند، نمی‌دانستند آنها می‌توانند سوگ جمعی را به حافظه بلندمدت تبدیل کنند و فاتح را مغلوب.
تقریباً کسی در ایران ویران پیدا نمی‌شد که داغ ندیده باشد، اما سوگ و بی‌پناهی و شکست، مردم را نشکست.
شمشیر دست مغول‌ها بود، ولی ایرانی‌ها ترس، غم و نومیدی را به زبان و اندیشه منتقل کردند و با یاد کشته‌ها و خاطره کشورِ بر باد رفته‌ی خود، سپری ساختند برای مقاومتی صدساله در برابر ظلم.
گفته‌اند حمله‌های مغول به ایران، بیشترین ویرانی و کشتار را در سرزمین ما باقی گذاشته، اما یکی از نادرترین پیروزی‌های تاریخ را هم رقم زده است؛ روش مقاومت ایرانی‌ها در برابر خشونت و خون‌ریزی مغولان، نافرمانی بود و انجام دادن هر آنچه که مغول‌ها نمی‌پسندیدند.
مغول‌ها نابودی ایران را می‌خواستند و تباهی فرهنگ، زبان، تاریخ و ادبیات ایران را، اما ایرانی‌ها با یاد گرفتن مهارت‌های زندگی در ظلمت، راه‌های بقای سرزمین زیر سلطه را آموختند و با وجود لبریز از خشم و نفرت از نظامی که کشورشان را به تباهی کشانده، مشروعیت مذهبی، فرهنگی و سیاسی مغولان را از بین بردند.
درست است که عرفان و صوفی‌گری رواج یافت، اما نوعی مقاومت درونی و پناهگاه روانی شد که می‌توانست جنگ علنی را به جنگ درونی و مقاومت مدنی تبدیل کند و بقا را به فضیلت.
ایرانی‌ها خشم را ذخیره کردند و به جای شمشیر، ذهن و قلم را به کار گرفتند برای توصیف دوران ظلمت.
موفق شدند، یک «خودِ بیرونی» بسازند برای کار در دستگاه ناکارآمد بدوی که هیچ از مملکت‌داری نمی‌دانست و یک «خودِ درونی» ساختند: خودی خشمگین، منتقد و حافظ دردها و رنج‌هایی که تجربه می‌کردند. قصه‌ها، شعرها و روایت‌ها به حافظه جمعی پیوست. اتحادی درونی و زیرزمینی شکل گرفت که در سوگ جمعی یک سرزمین ریشه داشت، برای ایستادگی در برابر تمامیت‌خواهی.
و پس از چند نسل، اتفاقاً این مغول‌ها بودند که ایرانی شدند. در حقیقت، مردم شکست‌خورده و داغ‌دیده، فاتح را شبیه به مغلوب کردند و فرهنگ و هنر خود را به آنها تحمیل کردند.
این پیروزی شبیه داستان‌های حماسی نبود. بقای آدم‌هایی بود که نمی‌خواستند حذف شوند، حتی وقتی همه‌چیز ضد آنها، ضد زندگی، ضد فرهنگ و ضد زیبایی بود. ایرانی‌ها می‌دانستند ملتی نابود می‌شود که حافظه جمعی نداشته باشد. بلد بودند زیر سلطه زندگی کنند.
قبل از مغول، رنج سلطه عرب‌ها را کشیده بودند. یاد گرفته بودند راه‌های بقا را در دالان‌های مرگ پیدا کنند. انقدر دوام آوردند تا امپراتوری مغول تکه‌تکه شد، مغول کم‌قدرت شد
و ایران دوباره به دست ایرانی‌ها افتاد.
کاروانِ در حرکت، به حاشیه‌ها توجهی نمی‌کند........


متن از اینترنت کانال مجله هنری ژوان


.

Читать полностью…

Алконост

🎼


وقتی ارکستر سمفونیک تهران رو به راه باشه
و رهبرش هم استاد مجید انتظامی همراه
با صدای دل انگیز سنج و دمام،
نتیجه میشه این شاهکار.
از دست ندید...‌‌‌‌‌‌‌.‌‌


.

Читать полностью…

Алконост

.

تا همین چند وقتِ پیش، تهِ ذهنم جایی که انگار نیست؛
همه‌ی کشورها بود و ایضا افغانستان. جایی که گمان داشتم طلا هم بریزد فاقدِ یک گشت و گذار چند دقیقه‌ای‌ست.
آدم عاقل که دبی؛ یا ترکیه یا مثلا تفلیس در گرجستان را ول نمی‌کند برود از ایالت قندهار یا کابل یا بدخشان بازدید کند.
توی خیابان‌هایش بگردد و خاطره‌سازی کند و از کافه‌هایش عکس یادگاری بگیرد.
کشوری که تا همین چند وقت پیش زاده‌هایش را برای کارهای پست به ایران می‌فرستاد و نام افغانی با اموری خرده‌پا و یا ارزان عجین می‌شد.
مثل کار توی باغ یا مزارع یا گاوداری‌ها و تهش چاه‌کنی.
آن‌جا که می‌گفتند برای کارهای سخت و دشوار هیچ نیرویی بهتر از کارگرانِ افغانی نیست‌.
که هر کدام‌شان به قد دو یا سه ایرانی کار می‌کنند‌. تسلیم هم بودند و گاها آن‌قدر خوب کار می‌کردند که کارفرمایان نگه‌شان می‌داشتند.
حتی قاچاقی و پنهانی‌. توی همین ایران می‌ماندند و تشکیل خانواده هم می‌دادند.

حالا افغانستان؛ سوییس، یا هلند یا دانمارک نیست.
کانادا هم نیست و با نروژ و آلمان هم فاصله‌ی بسیاری دارد. اما افغانستان است. آن هم افغانستانِ امروز‌ نه افغانستانِ دیروز. افغانستانی که به‌دلیل بازگشت تعداد زیادی از مهاجرانِ ثروتمند و پول‌دار و نوسازی بخش کشاورزیِ کشور و ایجاد مسیرهای تجاری رو به بهبود با کشورهای همسایه و منطقه، با شتابِ فزاینده‌ای سرپا شد و به کشوری سالم و سلامت رسید.
امروز در افغانستان تورم با میانگین ۲ درصدی در سال ۲۰۲۵؛ در زمره‌ی پایین‌‌ترین نرخ‌های منطقه در خاورمیانه و در قیاسِ با ایرانِ مفلوک است که به‌دلیل ثبات و پایداری در قیمت مواد غذایی و تقویت واحد پول افغانی اتفاق افتاد و به این کشور اعتبار داد.
حاکمانی که به‌ نام طالبان در افغانستان روی صندلی نشستند.
گرچه عقاید و آرمان‌های‌شان را به مردم تحمیل کردند، اما زندگی را از مردم نگرفتند. که به مردم امید و انگیره هم دادند تا هر کس کاربلد است یک سرِ امور را به‌دست بگیرد و افغانستان را به رشد و توسعه برساند.

به گمانم حالا دیگر نیاز نیست دروسِ اقتصاد در دانشگاه‌های معتبر در ایران نمادها و الگوهای پیشرفت در اروپا را برای تدریس به اساتید بسپارد تا به دانشجویان بگویند و یاد دهند که اروپا که در جنگ بود و کلی ویرانی به خود دید؛
چگونه امروز توسعه و رشد و پیشرفت کرده و جهان را به سیطره درآورده‌.

جای اروپا و افغانستان باید تغییر کند تا مدیران و مسوولان و خاصه
شخصِ رییس‌جمهور از سبک و سیاقِ افغانی‌ها در مملکت‌داری درس بیاموزند و یاد بگیرند که چگونه می‌شود حکومت کرد..........


#جعفر_بخشی_بی‌نیاز



.

Читать полностью…

Алконост

.

اندیشیدن به تو زیبا و امیدبخش است
مثلِ گوش سپردن
به زیباترین صدای دنیا
و مثلِ گوش‌سپردن
به زیباترین ترانه.
دیگر اما امید برای من کافی نیست
دیگر نمی‌خواهم به ترانه گوش بسپارم
می‌خواهم خودم نغمه سر بدهم......


شاعر: ناظم حکمت


@Alkonosttt

Читать полностью…
Subscribe to a channel