3952
أنقل ما أرى به فائدة النشر بدون رابط القناة ممنوع شرعاً × قناتي الثانية ✍🏻 @IslamPictures4 📮للتواصل 👈🏻 @Arabic200bot
السلام عليكم
تتقدم قناة لغة الضاد يجمعنا الى جميع متابعيها بٲصدق التهاني والتبريكات بمُنَــاسَبة حُلُول عِيد الأضْحَى المُبارَكْ
كُلْ عَامْ وَأنتُم بِخَيْر 🌹
أَعَادَهُ الله عَلَيْنَا وَعَلَيْكُم أَعْوَاماً عَدِيدَة وَأَزْمِنَةً مَدِيدَة وَنَحْنُ وَأَنْتُم فِي أَحْسَنِ حَالٍ.
يارب ايامكم كلها تكون عيد وفرح وسعادة و
رزقكم الله السعادة والهناء وجعل الجنة مستقرًا لكم. 💌🌹 🦋 🎉
لغة الضاد تجمعنا ✍🏻₰َِّ
رَضِيَ اللهُ عَنْ كُلِّ مَنْ عَلَّمَنا حَرْفًا، مَنْ سَتَرَ لَنا عَيْبًا، مَنْ نَصَحَ لَنا أَمْرًا، مَنْ تَجَاوَزَ لَنا عَنْ سَيِّئَةٍ، مَنْ تَغَاضَى عَنْ تَقْصِيرٍ، وَ سَانَدَ عِندَ احْتِيَاجٍ، مَنْ يَذْكُرُنا بِخَيْرٍ رَغْمَ ذُنُوبِنا، مَنْ يَذْكُرُنا فِي السُّجودِ دُونَ طَلَبٍ مِنَّا، وَ فِي الْفِرْدَوْسِ حِينَ اللِّقاءِ.
#ترجمه
🌷خداوند راضی باشد از هر کسی که به ما یک حرف آموخت؛ از آن که عیوب ما را پوشاند؛ از کسی که به ما نصیحتی کرد؛ از آن که از خطاهایمان گذشت؛ از آن که بر کوتاهیهای ما چشم پوشید؛ از کسی که در مواقع نیاز به ما یاری رساند؛ از آن کس که با وجود گناهان ما در یاد ما خوبی را به یاد آورد؛ کسی که در سجده ها، ما را یاد کند بدون درخواست ما؛ و در بهشت، هنگام دیدار، یادمان کند.
@Arabic200
لا يوجد شخص يلائمك تماماً؛ بل شخص يتنازل من أجل وتتنازل من أجله؛ لأنكما ترغبان بالبقاء معاً.
#ترجمه
هيچ انسانی نيست كه دقيقاً و تمامعيار با تو «جور» باشد؛ بلكه( آنكه شايستهی همراهی است،) كسی است كه بخاطر تو كوتاه بيايد و تو نيز برای او از خويش بگذری؛
چرا كه هر دو، ماندن در كنار يكديگر را میخواهيد.
/channel/Arabic200
سلام وقت همگیتون بخیر باشه
درخواست دعا دارم ازهمگیتون
مشکل بزرگی پیش رومونه
ازتون میخوام دعاکنین ازاین مشکل باابرو وسربلندی تموم بشیم خیلی نیازمونه دعاهاتون ازمون کم نکنین دعاتون رو
برای روح وقلب وسردرگمیمم نیز دعا کنین که راه درست رو برم برای همگیه مسلمانان نیز دعا کنین برای ایرانمون دعا کنین هرچی که دوس داشتین نیز دعا کنین برای خودتون خواهرامون برادرامون پددومادرامون که تاج سرمونن اطرافیانمون همسایه هامون ان شاءالله
التماس دعا
#درخواست_دعاازمخاطب کانالمون
📘 #مترادف
۱️. مُواجَهَة (Muwājahah)
معنی: مواجهه، رویارویی
↔ مُقابَلَة (Muqābalah)
معنی: مقابله، روبهرو شدن
🔹 نسبت: این دو واژه مترادف هستند و هر دو به معنای «روبهرو شدن یا قرار گرفتن در برابر چیزی یا کسی» بهکار میروند.
۲️. كَتَبَ (Kataba)
معنی: نوشت
↔ أَلَّفَ (Allafa)
معنی: تألیف کرد، نوشت
🔹 نسبت: این دو فعل مترادف نسبی هستند؛
كتب به اصل نوشتن اشاره دارد و ألف بیشتر در معنای نوشتنِ سازمانیافته (کتاب، اثر علمی) بهکار میرود.
۳. جَوْزُ الهِند (Jawzu al-Hind)
معنی: نارگیل
↔ نَارْجِيل (Nārjīl)
معنی: نارگیل
🔹 نسبت: این دو واژه مترادف کامل هستند و هر دو نام یک میوه را میرسانند؛
جوز الهند فصیحتر و نارجيل در برخی مناطق رایجتر است.
/channel/Arabic200
خواهران این گروه مخصوص شماست
کلاس تصحیح تلاوت بخش خواهران بااستادامیدذهین
/channel/+BADy3nR3V89hOWQ1
#المحادثة_العربية
٢١. بَتُول: مُوافِقَة، سَأُضیفُ إلی الحِساء قَلیلاً مِنَ البَهارات لِزِیادَةِ النَّكْهَة.
ترجمه: موافقم، کمی ادویه به سوپ اضافه میکنم تا خوشطعمتر شود. 🌹
٢٢. لَیلى: وَأَنَا سَأُقَطِّعُ الخُضار لِلسَّلَطَة، فَهِیَ ضَرورِیَّة مَعَ هذَا الطَّعام.
ترجمه: و من سبزیجات سالاد را خرد میکنم، چون کنار این غذا ضروری است. 🌹
٢٣. بَتُول: هَلْ نُقَدِّمُ السَّلَطَةَ بِصَلْصَةِ اللَّیمُون أَمْ بِالزَّیتِ وَالخَلّ؟
ترجمه: سالاد را با سس لیمو سرو کنیم یا با روغن و سرکه؟ 🌹
٢٤. لَیلى: صَلْصَةُ اللَّیمُون أَطْیَبُ مَعَ الخُضارِ الطّازَجَة.
ترجمه: سس لیمو با سبزیجات تازه خوشمزهتر است. 🌹
٢٥. بَتُول: جَیِّد، سَأُعِدُّها الآن.
ترجمه: خوب، همین حالا آن را آماده میکنم. 🌹
٢٦. لَیلى: رائِع، رائِحَةُ اللَّحْمِ المُقَرْمِش تَبْدُو شَهِیَّة جِدّاً.
ترجمه: عالی، بوی گوشت ترد خیلی اشتهابرانگیز است. 🌹
٢٧. بَتُول: وَرائِحَةُ الحِساء أیضاً تُشْعِرُنِی بِالدِّفْءِ.
ترجمه: و بوی سوپ هم به من احساس گرما میدهد. 🌹
٢٨. لَیلى: هَلْ إنْتَهَیْتِ مِنْ تَحضیرِ السَّلَطَة؟
ترجمه: سالاد را آماده کردی؟ 🌹
٢٩. بَتُول: نَعَم، السَّلَطَةُ جاهِزَة وَطازَجَة.
ترجمه: بله، سالاد آماده و تازه است. 🌹
٣٠. لَیلى: رائِع، سَنَضَعُ الخُبْز إلی جانِبِ الطَّبَقِ الرَّئیسی.
ترجمه: عالی، نان را کنار غذای اصلی میگذاریم. 🌹
٣١. بَتُول: هَلْ نَسْتَدْعِی الأصدِقاء لِمُشارَكَتِنا الوَجْبَة؟
ترجمه: دوستان را دعوت کنیم که در غذا با ما شریک شوند؟ 🌹
٣٢. لَیلى: فِكْرَةٌ جَمیلة، فَالطَّعامُ اللَّذیذُ یَكُونُ أَطْیَبَ مَعَ الجَماعَة.
ترجمه: فکر خوبی است، چون غذا وقتی جمعی باشد خوشمزهتر میشود. 🌹
٣٣. بَتُول: حَسَناً، سَأُرْسِلُ لَهُم رِسالَة الآن.
ترجمه: خوب، همین حالا برایشان پیام میفرستم. 🌹
٣٤. لَیلى: رائِع، سَأُتِمُّ طَبْخَ المَعكَرُونَة قَبْلَ أَنْ یَصِلُوا.
ترجمه: عالی، من پخت ماکارونی را تمام میکنم قبل از اینکه برسند. 🌹
٣٥. بَتُول: شُكْراً یا لَیلى، تَعاوُنُكِ یَجْعَلُ الطَّبْخَ مُمتِعاً.
ترجمه: ممنون لیلی، همکاری تو آشپزی را لذتبخش میکند. 🌹
٣٦. لَیلى: وَأَنْتِ أیضاً یا بَتُول، فَأَنْتِ تُضیفینَ لِلطَّعامِ نَكْهَةً خَاصَّة.
ترجمه: و تو هم بتول، چون تو به غذا یک طعم خاص اضافه میکنی. 🌹
٣٧. بَتُول: سَیَسْعَدُ الأصدِقاء بِهذِهِ الوَجْبَةِ المُتَنَوِّعَة.
ترجمه: دوستان از این غذای متنوع خوشحال خواهند شد. 🌹
٣٨. لَیلى: نَعَم، فَالمَعكَرُونَة وَالحِساء وَالسَّلَطَة تُشَكِّلُ مَجْمُوعَةً مُتَكامِلَة.
ترجمه: بله، ماکارونی و سوپ و سالاد یک مجموعه کامل تشکیل میدهند. 🌹
٣٩. بَتُول: هَیّا نُنَظِّمُ المائِدَة قَبْلَ وُصولِهِم.
ترجمه: بیا قبل از رسیدنشان میز را آماده کنیم. 🌹
/channel/Arabic200
#المحادثة_العربية
١. بَتُول: السَّلامُ عَلَیكِ یا لَیلى.
ترجمه: سلام لیلی.
٢. لَیلى: وَعَلَیكِ السَّلامُ یا بَتُول.
ترجمه: سلام بتول.
٣. بَتُول: ماذا سَنَأكُلُ الْیَومَ؟
ترجمه: امروز چی بخوریم؟
٤. لَیلى: نَأكُلُ مَعكَرُونَة.
ترجمه: ماکارونی بخوریم.
٥. بَتُول: هَلْ تُحِبِّینَ المَعكَرُونَة؟
ترجمه: ماکارونی را دوست داری؟
٦. لَیلى: نَعَم، أُحِبُّ المَعكَرُونَة.
ترجمه: بله، دوست دارم.
٧. بَتُول: هَلْ تُریدینَها مُقَرْمِشَة؟
ترجمه: میخواهی ترد باشد؟
٨. لَیلى: نَعَم، أُریدُها مُقَرْمِشَة.
ترجمه: بله، ترد میخواهم.
٩. بَتُول: هَلْ نَصْنَعُ حِساء أیضاً؟
ترجمه: سوپ هم درست کنیم؟
١٠. لَیلى: نَعَم، نَصْنَعُ شُورْبَة خَفیفَة.
ترجمه: بله، یک سوپ سبک درست کنیم.
١١. بَتُول: هَلْ عِندَنا خُضار؟
ترجمه: سبزیجات داریم؟
١٢. لَیلى: نَعَم، لَدَینا خِیار وَطَماطِم.
ترجمه: بله، خیار و گوجه داریم.
١٣. بَتُول: نَصْنَعُ سَلَطَة صَغیرَة.
ترجمه: یک سالاد کوچک درست کنیم.
١٤. لَیلى: فِكْرَة جَمیلة.
ترجمه: فکر خوبی است.
١٥. بَتُول: هَلْ لَدَینا خُبْز؟
ترجمه: نان داریم؟
١٦. لَیلى: نَعَم، لَدَینا خُبْز.
ترجمه: بله، نان داریم.
١٧. بَتُول: هَلْ نَطْبُخُ أَرُزّ أیضاً؟
ترجمه: برنج هم بپزیم؟
١٨. لَیلى: لا، المَعكَرُونَة تَكْفی.
ترجمه: نه، ماکارونی کافی است.
١٩. بَتُول: هَلْ نَضَعُ لَحْماً مَعَ المَعكَرُونَة؟
ترجمه: گوشت هم با ماکارونی بگذاریم؟
٢٠. لَیلى: نَعَم، نَضَعُ لَحْماً مَفْرُوماً.
ترجمه: بله، گوشت چرخکرده بگذاریم.
٢١. بَتُول: جَیِّد، سَأُطْبِخُ اللَّحْم.
ترجمه: خوب، من گوشت را میپزم.
٢٢. لَیلى: وَأَنَا أُحَضِّرُ السَّلَطَة.
ترجمه: و من سالاد را آماده میکنم.
٢٣. بَتُول: هَلْ تُریدینَ صَلْصَة لِلسَّلَطَة؟
ترجمه: برای سالاد سس میخواهی؟
٢٤. لَیلى: نَعَم، صَلْصَة لَیمُون.
ترجمه: بله، سس لیمو.
٢٥. بَتُول: جَیِّد، سَأُعِدُّها.
ترجمه: خوب، من درستش میکنم.
٢٦. لَیلى: رائِحَةُ اللَّحْم جَمیلة.
ترجمه: بوی گوشت خوب است.
٢٧. بَتُول: وَرائِحَةُ السَّلَطَة طازَجَة.
ترجمه: و بوی سالاد تازه است.
٢٨. لَیلى: هَلْ إنْتَهَیْتِ مِنَ اللَّحْم؟
ترجمه: گوشت را تمام کردی؟
٢٩. بَتُول: نَعَم، إنْتَهَیْتُ.
ترجمه: بله، تمام کردم.
٣٠. لَیلى: هَلْ نَطْبُخُ المَعكَرُونَة الآن؟
ترجمه: ماکارونی را الان بپزیم؟
٣١. بَتُول: نَعَم، هَیّا نَبْدَأ.
ترجمه: بله، بیا شروع کنیم.
٣٢. لَیلى: المَعكَرُونَة تَغْلِی الآن.
ترجمه: ماکارونی الان در حال جوشیدن است.
٣٣. بَتُول: جَیِّد، سَنُنْهِي بَعْدَ قَلیل.
ترجمه: خوب، تا چند دقیقه تمام میشود.
٣٤. لَیلى: هَلْ نَضَعُ الخُبْز عَلى المائِدَة؟
ترجمه: نان را روی میز بگذاریم؟
٣٥. بَتُول: نَعَم، ضَعیهِ الآن.
ترجمه: بله، الان بگذار.
٣٦. لَیلى: الطَّعام جاهِز.
ترجمه: غذا آماده است.
٣٧. بَتُول: یَلاّ نَأكُل.
ترجمه: بیا غذا بخوریم.
٣٨. لَیلى: شُكْراً یا بَتُول.
ترجمه: ممنون بتول.
٣٩. بَتُول: شُكْراً لَكِ یا لَیلى.
ترجمه: ممنون از تو لیلی.
/channel/Arabic200
في القلب أشياء.. أكبر من أن تُحكى، وفي العقل أفكار.. لا يترجمها القلم.
#ترجمه
در دل، چیزهاییست فراتر از گفتن،
و عقل، آکنده از اندیشههایی که قلم از آنها بازمیماند.
/channel/Arabic200
📘 ضمائر النصب المتصلة (ضمیرهای مفعولیِ چسبیده)
موضوع این تصویر ضمیرهایی است که به فعل میچسبند و نقش مفعول دارند؛
یعنی ضمیرهایی که معنی «را» میدهند.
━━━━━━━━━━━━━━━
🔹 قاعدهٔ اصلی تصویر
اگر ضمیر: ✔ به فعل بچسبد
✔ معنی «را» بدهد
→ آن ضمیر منصوب و مفعول است.
━━━━━━━━━━━━━━━
🔸 ضمائر النصب المتصلة (لیست پرکاربرد)
ني = مرا / من را
كَ = تو را (مذکر)
كِ = تو را (مونث)
هُ = او را (مذکر)
ها = او را (مونث)
نا = ما را
هم = آنها را
━━━━━━━━━━━━━━━
📖 مثالهای آموزشی (با ترجمه)
أكرمني
ترجمه: مرا احترام کرد
(ني = مرا → مفعول)
خلقنا الإنسان
ترجمه: انسان را آفریدیم
(الإنسان = مفعول / نا = فاعل)
نصرهم الله
ترجمه: خدا آنان را یاری کرد
(هم = آنها را → مفعول)
━━━━━━━━━━━━━━━
🔍 نکتهٔ حرفهای ولی ساده
یک ضمیر مثل «نا» ممکن است:
در یک جمله فاعل باشد
در جملهٔ دیگر مفعول
مثال فاعلی:
كتبنا
ترجمه: ما نوشتیم
(نا = فاعل)
مثال مفعولی:
أعطانا الكتاب
ترجمه: کتاب را به ما داد
(نا = مفعول)
👉 پس جایگاه در جمله مهم است، نه شکل ضمیر.
━━━━━━━━━━━━━━━
⚠️ نکتهٔ بسیار مهم برای مبتدیها
ضمیر مفعولی: ❌ هرگز جدا نوشته نمیشود
❌ همیشه به فعل میچسبد
✅ معنی «را» میدهد
━━━━━━━━━━━━━━━
✨ جمعبندی تصویر ✔ ضمیر نصب متصل = ضمیر مفعولی
✔ همیشه چسبیده به فعل
✔ معنی «را» میدهد
✔ تشخیص با معنا و جایگاه فعل
/channel/Arabic200
📘 ضمائر الجرّ المتصلة (ضمیرهای مجرورِ چسبیده)
موضوع این تصویر ضمیرهایی است که در حالت « جَرْ » قرار دارند؛
یعنی ضمیرهایی که:
یا به حرف جر میچسبند
یا به اسم میچسبند
در هر دو حالت، ضمیر مجرور حساب میشود.
━━━━━━━━━━━━━━━
🔹 قاعدهٔ اصلی تصویر
هر وقت ضمیر به یکی از این دو چیز بچسبد: ✔ اسم
✔ حرف جر
→ آن ضمیر در محل جرّ است.
━━━━━━━━━━━━━━━
1️⃣ ضمیر متصل به حرف جر
در این حالت، حرف جر جداست و ضمیر به آن میچسبد.
مثالها:
لي
ترجمه: برایِ من
لك
ترجمه: برایِ تو
له
ترجمه: برایِ او
تحلیل حرفهای (خیلی ساده برای مبتدی):
لِ = حرف جر
ي / ك / ه = ضمیر متصل
→ ضمیر در محل جر
━━━━━━━━━━━━━━━
📖 مثال قرآنی (از خود تصویر)
قال ربِّ اغفر لي
ترجمه: گفت: پروردگارا! مرا ببخش
نکته:
«لي» یعنی: برای من
پس ضمیر «ي» مجرور است.
━━━━━━━━━━━━━━━
2️⃣ ضمیر متصل به اسم (ملکیّت)
وقتی ضمیر به اسم بچسبد، معنی مالِ چه کسی میدهد
و از نظر عربی، آن ضمیر مضافٌإلیه و مجرور است.
مثالها:
كتابي
ترجمه: کتابِ من
ربُّنا
ترجمه: پروردگارِ ما
أخي
ترجمه: برادرِ من
تحلیل ساده:
كتاب + ي → كتابي
یعنی: کتابِ من
━━━━━━━━━━━━━━━
📖 مثال قرآنی
وهب لنا من لدنك رحمةً
ترجمه: از نزد خودت رحمتی به ما ببخش
نکته:
«لنا» = برایِ ما
نا = ضمیر متصلِ مجرور
━━━━━━━━━━━━━━━
✨ نکتهٔ خیلی مهم مخصوص مبتدیها اگر ضمیر به اسم یا حرف جر چسبید: ❌ هرگز فاعل نیست
❌ هرگز مفعول نیست
✅ همیشه مجرور است
━━━━━━━━━━━━━━━
✨ جمعبندی تصویر ✔ ضمیر جرّ متصل یعنی ضمیری که چسبیده و مجرور است
✔ دو حالت دارد: بعد از حرف جر یا بعد از اسم
✔ بیشتر معنی «برایِ، ازِ، مالِ» میدهد.
/channel/Arabic200
🔹 ضمیر چیست؟
ضمیر کلمهای است که بهجای اسم میآید تا از تکرار آن جلوگیری کند.
مثل: علی آمد → او آمد
در عربی هم دقیقاً همین کاربرد را دارد.
━━━━━━━━━━━━━━━
🔹 تقسیمبندی ضمیرها در عربی
ضمیرها در زبان عربی دو دستهٔ اصلی دارند:
1️⃣ ضمایر منفصلة (جدا)
2️⃣ ضمایر متصلة (چسبیده)
━━━━━━━━━━━━━━━
1️⃣ ضمایر منفصلة (ضمیرهای جدا)
این ضمیرها به هیچ کلمهای نمیچسبند و مستقل میآیند.
● ضمیر متکلم (گوینده):
أنا = من
نحن = ما
مثال:
أنا طالبٌ
ترجمه: من دانشجو هستم
━━━━━━━━━━━━━━━
● ضمیر مخاطب (کسی که با او حرف میزنیم):
أنتَ = تو (مذکر)
أنتِ = تو (مونث)
أنتما
أنتم = شما (مذکر)
أنتنَّ = شما (مونث)
مثال:
أنتِ طالبةٌ
ترجمه: تو دانشآموز هستی (دختر)
━━━━━━━━━━━━━━━
● ضمیر غائب (کسی که دربارهاش حرف میزنیم):
هو = او (مذکر)
هي = او (مونث)
هما
هم = آنها (مذکر)
هنَّ = آنها (مونث)
مثال:
هو طالبٌ
ترجمه: او دانشجو است
━━━━━━━━━━━━━━━
2️⃣ ضمایر متصلة (ضمیرهای چسبیده)
این ضمیرها به فعل، اسم یا حرف جر میچسبند و بهتنهایی نمیآیند.
━━━━━━━━━━━━━━━
🔸 ضمیر متصل به فعل (فاعل یا مفعول)
كتبتُ
ترجمه: نوشتم
(تُ = من)
كتبنا
ترجمه: نوشتیم
(نا = ما)
━━━━━━━━━━━━━━━
🔸 ضمیر متصل به اسم (مالکیت)
كتابي
ترجمه: کتابِ من
كتابك
ترجمه: کتابِ تو
كتابه
ترجمه: کتابِ او
مثال:
هذا كتابي
ترجمه: این کتابِ من است
━━━━━━━━━━━━━━━
🔸 ضمیر متصل به حرف جر
لي = برایِ من
له = برایِ او
مثال قرآنی:
ربِّ اغفر لي
ترجمه: پروردگارا! مرا ببخش
━━━━━━━━━━━━━━━
✨ جمعبندی ساده:
✔ ضمیر منفصل = جدا میآید (أنا، هو)
✔ ضمیر متصل = میچسبد (كتبتُ، كتابي)
✔ ضمیرها در عربی بسته به شخص، تعداد و جنس تغییر میکنند.
📌 ادامه دارد…
/channel/Arabic200
#يوميات _المُصْطَنَعة : روزمرگیهای ساختگی
#المحادثة_العربية : مکالمهٔ عربی
1️⃣
فِي صَبَاحٍ مُشْرِقٍ، دَخَلَتْ لَيْلَى الغُرْفَةَ.
در یک صبح روشن، لیلی وارد اتاق شد.
2️⃣
وَفَتَحَتْ صُنْدُوقَهَا الصَّغِيرَ.
و صندوق کوچک خود را باز کرد.
3️⃣
أَخَذَتْ طِلاءَ الأظْفارِ.
لاک ناخن را برداشت.
4️⃣
جَلَسَتْ أَمَامَ المِرْآةِ.
جلوی آینه نشست.
5️⃣
وَبَدَأَتْ بِرَسْمِ الأَلْوَانِ عَلَى أَصَابِعِهَا.
رنگها را روی ناخنهایش کشید.
6️⃣
فَاطِمَةُ دَخَلَتْ الغُرْفَةَ.
فاطمه وارد اتاق شد.
7️⃣
وَأَحْضَرَتْ طِلاءَ الشَّفاةِ.
رژ لب را آورد.
8️⃣
لَيْلَى أَخَذَتْ تُلْمِعُ شَفَتَيْهَا.
لیلی لبهایش را برق انداخت.
9️⃣
وَعُيُونُهَا تَتَلَأْلَأُ.
چشمانش میدرخشید.
10️⃣
أَخَذَتْ فَاطِمَةُ طِبَقًا صَغِيرًا لِلشَّايِ.
فاطمه یک فنجان کوچک برای چای برداشت.
11️⃣
صَبَّتِ الشَّايَ فِي الأَكْوَابِ.
چای را در فنجانها ریخت.
12️⃣
جَلَسَتَا عَلَى الطَّاوِلَةِ.
روی میز نشستند.
13️⃣
تَحَدَّثَتَا عَنِ الطَّعَامِ.
دربارهٔ غذا صحبت کردند.
14️⃣
قَالَتْ لَيْلَى: "الطَّعَامُ لَذِيذٌ."
لیلی گفت: «غذا خوشمزه است.»
15️⃣
فَاطِمَةُ ضَحِكَتْ.
فاطمه خندید.
16️⃣
أَخَذَتْ لَيْلَى كُوبًا مِنَ الشَّايِ.
لیلی یک فنجان چای برداشت.
17️⃣
شَرِبَتْ ببطءٍ.
آهسته نوشید.
18️⃣
فَاطِمَةُ أَخَذَتْ مِلْعَقَةً.
فاطمه یک قاشق برداشت.
19️⃣
ذَاقَتْ الحَلْوَى.
حلوا را چشید.
20️⃣
أَحَبَّتِ الطَّعْمَ.
طعم آن را دوست داشت.
21️⃣
لَيْلَى نَظَرَتْ إِلَى يَدَيْهَا.
لیلی به دستانش نگاه کرد.
22️⃣
رَأَتْ الأَلْوَانَ وَالزِّينَاتِ.
رنگها و زیورآلات را دید.
23️⃣
أَخَذَتْ فَصَّ الخَاتَمِ.
نگین انگشتر را برداشت.
24️⃣
وَضَعَتْهُ فِي إِصْبِعِهَا.
در انگشتش گذاشت.
25️⃣
أَخَذَتْ خَاتَمًا آخَرَ.
یک انگشتر دیگر برداشت.
26️⃣
وَلَبِسَتْ مُقْرَطًا صَغِيرًا.
گوشواره کوچک پوشید.
27️⃣
رَتَّبَتْ شَعْرَهَا بِإكْلِيلٍ.
موهایش را با تاج ریز مرتب کرد.
28️⃣
عَلَّقَتْ فَاطِمَةُ عَقْدًا عَلَى عُنُقِهَا.
فاطمه گردنبند را به گردنش آویخت.
29️⃣
جَلَسَتَا مَعًا.
کنار هم نشستند.
30️⃣
تَكَلَّمَتَا وَتَضْحَكَانِ.
صحبت کردند و خندیدند.
31️⃣
شَعَرَتْ لَيْلَى بِالطُّمَأْنِينَةِ.
لیلی احساس آرامش کرد.
32️⃣
لَيْلَى فَرِحَتْ.
لیلی خوشحال شد.
33️⃣
وَفَاطِمَةُ أَيْضًا سَعِدَتْ.
فاطمه هم خوشحال شد.
/channel/Arabic200
#يوميات _المُصْطَنَعة : روزمرگیهای ساختگی
#المحادثة_العربية : مکالمهٔ عربی
1️⃣
فِي صَبَاحٍ دَافِئٍ، تَفُوحُ فِيهِ رَائِحَةُ الحَيَاةِ،
در یک صبحِ گرم، که عطر زندگی در آن پخش شده است،
2️⃣
دَخَلَتْ لَيْلَى إِلَى المَطْبَخِ،
لیلی واردِ آشپزخانه شد،
3️⃣
وَكَانَتِ النِّيَّةُ فِي قَلْبِهَا، وَالسِّكِّينُ فِي يَدِهَا،
و نیت در دلش بود و چاقو در دستش بود،
4️⃣
تُعِدُّ الطَّعَامَ عَلَى مَهْلٍ فَوْقَ المِقْلَاةِ،
غذا را آرامآرام روی ماهیتابه آماده میکرد،
5️⃣
بَيْنَمَا كَانَتْ فَاطِمَةُ تَضَعُ القِدْرَ عَلَى النَّارِ،
در حالی که فاطمه قابلمه را روی آتش میگذاشت،
6️⃣
وَتُحَرِّكُ مَا فِيهِ بِمِلْعَقَةٍ،
و آنچه داخلش بود را با قاشق هم میزد،
7️⃣
كَأَنَّهَا تُحْيِي سِرًّا قَدِيمًا مِنْ أَسْرَارِ الأُمَّهَاتِ.
انگار رازی قدیمی از رازهای مادران را زنده میکرد.
8️⃣
قَالَتْ لَيْلَى وَهِيَ تَبْتَسِمُ:
لیلی در حالی که لبخند میزد، گفت:
9️⃣
«إِنَّ الطَّبْخَ لَيْسَ طَعَامًا فَقَطْ، بَلْ هُوَ حِكَايَةٌ تُرْوَى.»
«آشپزی فقط غذا نیست، بلکه داستانی است که گفته میشود.»
@Arabic200
لكل أحلامنا أطَال القدُوم ؛ لكُل أمنياتنا لازَالت معلّقة في طرف السماء ، ولكل دعواتنا تنتظر من الله الإستجابة ، اللهم أمين
#ترجمه
برای همه رویاهایمان که تحقق یافتنش طول کشیده است برای همه آرزوهایمان که در گوشه ای از آسمان معلق مانده و همه دعاهایمان که در انتظار اجابت از سوی خداوند است الهی آمین 🤲
@Arabic200
اللّهُمَّ اجْعَلْهُ شَهْرَ الجَبْرِ وَالعِوَضِ لِقُلُوبِنَا، وَاجْعَلْهُ بِدَايَةَ خَيْرٍ، وَبَشِّرْنَا فِيهِ بِمَا يَسُرُّنَا. اللّهُمَّ اجْعَلْهُ شَهْرًا حَافِلًا بِالأَفْرَاحِ وَالتَّوْفِيقِ وَالمَسَرَّاتِ بِحَوْلِكَ وَقُوَّتِكَ. اللّهُمَّ إنَّا نَنْتَظِرُ مِنْكَ فَرْحَةً تُغَيِّرُ مَجْرَى أَيَّامِنَا، فَبَشِّرْنَا بِهَا يَا كَرِيمُ. اللّهُمَّ اجْعَلْهُ شَهْرَ تَحَقُّقِ الأُمْنِيَاتِ، وَاجْمَعْنَا فِيهِ بِكُلِّ شَوْقٍ يَكْتَسِحُ أَعْتَابَ قُلُوبِنَا، وَاجْمَعْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ الحَمْدِ لَكَ عَلَى بُلُوغِ مَا تَمَنَّيْنَاهُ طَوِيلًا. اللّهُمَّ اجْعَلْهُ شَهْرًا لِلْخَيْرِ وَلِتَطْهِيرِ الذُّنُوبِ وَإِعَادَةِ شَحْنِ طَاقَتِنَا الَّتِي أُهْلِكَتْ فِيمَا مَضَى. اللّهُمَّ إنَّا نَسْأَلُكَ أَنْ تَرْزُقَنَا الثَّبَاتَ عَلَى طَاعَتِكَ وَتَزِيدَنَا مِنْ فَضْلِكَ وَكَرَمِكَ يَا كَرِيمُ.
رَمَضَانُ مُبَارَكٌ ♥️🌙.
#ترجمه
خدایا! این ماه را ماهِ جبران دل های شکسته و عوض کمبودهای ما قرار ده. آن را سرآغاز همهٔ خيرها بگردان و در این ماه، ما را به آنچه شادمانمان میکند، مژده ده. خدایا این ماه را به حول و قدرت خودت، لبریز از شادی ها، موفقیت و خوشی ها گردان. خدایا! ما چشم به راه شادی از جانب تويم که مسیر روزگارمان را دگرگون کند، پس ای بخشنده، ما را به آن شادی(بزرگ) مژده بده. خدایا! این ماه را بهارِ برآمدن آرزوها گردان و ما را در آن با هر شوقی که درِ دلهایمان را می کوبد، پیوند ده و بین ما و شکرگزاری از تو بر رسیدن به آنچه آرزومندش هستیم جمع کن. خدایا! این ماه را ماهِ خیر، و پالایشِ گناهان و بازسازی انرژی از دست رفته مان در گذشته قرار ده. خدایا! از تو میخواهیم که ما را بر طاعت خویش پایدار بداری و از لطف و کرم بی انتهایتت بهره مندمان کنی، ای کریم.
/channel/Arabic200
يا من تحبـــــــــون النبي محمـــــــــدًا ...❤️
صلوا عليه وسلمـــــــــوا تسليمــــــــا ﷺ
اللهم صّلِ و سَلّمْ عَلۓِ نَبِيْنَــــــامُحَمد ﷺ
◆لیستی از بهترین کانال های تلگرامی👇
✎ @tab_ahlesunnat
✧════❁*❁════✧
#المحادثة_العربية
🔵 ١. لَيْلَى: السَّلامُ عَلَيْكُم يا بَتُولُ، كَيْفَ حالُكِ؟
ترجمه: سلام بر تو ای بتول، حالت چطور است؟
(خلیجی: السّلام عَلَيْكُم يا بَتُول، شْلُونِچ؟)
🔵 ٢. بَتُولُ: وَعَلَيْكُمُ السَّلامُ يا لَيْلَى، أَنا بِخَيْرٍ الحَمدُ لِلَّهِ.
ترجمه: و بر تو سلام ای لیلی، من خوبم شکر خدا.
(خلیجی: وَعَلَيْكُم السّلام يا لَيْلَى، أَنا زِين الحَمد لِلَّه)
🔵 ٣. لَيْلَى: الكَلِمَةُ الأُولى مُواجَهَةٌ، والثّانِيَةُ مُقابَلَةٌ.
ترجمه: واژهی نخست «مواجهه» و دوم «مقابله» است.
🔵٤. بَتُولُ: الكَلِمَتانِ مُتَرادِفَتانِ، كِلَاهُما يَدُلُّ عَلَى الوُقوفِ أَمامَ العَدُوِّ.
ترجمه: این دو واژه مترادفاند، هر دو بر ایستادن در برابر دشمن دلالت دارند.
🔵 ٥. لَيْلَى: الكَلِمَةُ الثّالِثَةُ كَتَبَ، والرّابِعَةُ أَلَّفَ.
ترجمه: واژهی سوم «نوشت» و چهارم «تألیف کرد» است.
🔵 ٦. بَتُولُ: الكَلِمَةُ الخامِسَةُ جَوْزُ الهِندِ، والسّادِسَةُ نَارْجِيلٌ، وهُما مُتَرادِفانِ.
ترجمه: واژهی پنجم «جوز الهند» و ششم «نارجیل» است، و این دو مترادفاند.
/channel/Arabic200
منجوقدوزی: هنری که دلها را به وجد میآورد."
"با ما بدرخشید! کارهای منجوقدوزی منحصر به فرد."
"هنر، هنر، و باز هم هنر! منجوقهای ما منتظر شما هستند."
"تجربهای نو از زیبایی در دستان شما."
همین حالا به صفحه ما سر بزنید و دنیایی از زیبایی را کشف کنید!"
"با ما ارتباط برقرار کنید و سفارش طرح دلخواهتان را ثبت کنید."
باهرخریدازماهدیه بگیرین🔰
@hayderashidi
/channel/sakhtebadalijat
لطفاً در صورت کپیکردن پستها، حتماً لینک کانال را قرار دهید.
تهیهی این محتوا زمانبر است و حمایت شما باعث ادامهی کار میشود. ❤️
#المحادثة_العربية
١. بَتُول: مرحبا يا ليلى، هَلْ فَكَّرتِ ماذا سَنُحَضِّرُ لِلغَدَاءِ الْیَومَ؟
ترجمه: سلام لیلی، فکر کردی امروز برای ناهار چی درست کنیم؟ 🌹
٢. لَیلى: مرحبا یا بَتُول، كُنتُ أُفَكِّرُ فی طَبْخِ مَعكَرُونَة لَذیذَة.
ترجمه: سلام بتول، داشتم به پختن یک ماکارونی خوشمزه فکر میکردم. 🌹
٣. بَتُول: هَلْ تُفَضِّلینَ المَعكَرُونَة المُقَرْمِشَة أَمِ الطَّرِیَّة؟
ترجمه: ماکارونی ترد را ترجیح میدهی یا نرم؟ 🌹
٤. لَیلى: أُحِبُّها مُقَرْمِشَة قَلیلاً، خُصوصاً إذا كانَتْ مَخْلُوطَةً بِالخُضار.
ترجمه: من کمی ترد دوستش دارم، مخصوصاً وقتی با سبزیجات مخلوط باشد. 🌹
٥. بَتُول: جَیِّد، وَلَكِنْ نَحْتاجُ أَوَّلاً إلی تَحضیرِ حِساء خَفیف قَبْلَ الطَّبَقِ الرَّئیسی.
ترجمه: خوبه، اما اول باید یک سوپ سبک قبل از غذای اصلی آماده کنیم. 🌹
٦. لَیلى: نَعَم، الحِساء یُفْتَحُ الشَّهِیَّة، خُصوصاً إذا كانَتْ شُورْبَة خُضار.
ترجمه: بله، سوپ اشتها را باز میکند، مخصوصاً اگر سوپ سبزیجات باشد. 🌹
٧. بَتُول: هَلْ عِندَنا ما یَكْفی مِنَ الخُضار لِعَمَلِ السَّلَطَة أیضاً؟
ترجمه: آیا به اندازه کافی سبزیجات برای درست کردن سالاد هم داریم؟ 🌹
٨. لَیلى: نَعَم، لَدَینا خِیار وَطَماطِم وَخَسّ، وَهذِهِ تَكْفی لِسَلَطَة طازَجَة.
ترجمه: بله، خیار و گوجه و کاهو داریم، و اینها برای یک سالاد تازه کافی است. 🌹
٩. بَتُول: رائِع، وَلا نَنْسى أنْ نُقَدِّمَ الخُبْز إلی جانِبِ الطَّعام.
ترجمه: عالی، و فراموش نکنیم که نان را کنار غذا سرو کنیم. 🌹
١٠. لَیلى: أی نَوْعٍ مِنَ الخُبْز تُفَضِّلین؟ الخُبْز العَرَبی أَمِ العَیْش المِصْری؟
ترجمه: چه نوع نانی را ترجیح میدهی؟ نان عربی یا نان مصری؟ 🌹
١١. بَتُول: أُفَضِّلُ الخُبْز العَرَبی، فَهُوَ أَخَفُّ وَأطْیَبُ مَعَ السَّلَطَة.
ترجمه: نان عربی را ترجیح میدهم، چون سبکتر و خوشمزهتر است. 🌹
١٢. لَیلى: حَسَناً، وَماذا عَنِ الأَرُزّ؟ هَلْ نُعِدُّ قِلیلاً مِنْهُ لِمَنْ یُفَضِّلُهُ؟
ترجمه: خوب، درباره برنج چی؟ کمی برای کسانی که دوست دارند درست کنیم؟ 🌹
١٣. بَتُول: نَعَم، فَبَعْضُ النّاسِ یُفَضِّلُونَ الرُّزَّ عَلَى المَعكَرُونَة.
ترجمه: بله، بعضیها برنج را به ماکارونی ترجیح میدهند. 🌹
١٤. لَیلى: هَلْ نَسْتَعْمِلُ الرُّزَّ الأبیَض أَمِ البُنِّی؟
ترجمه: از برنج سفید استفاده کنیم یا قهوهای؟ 🌹
١٥. بَتُول: لِنَسْتَعْمِلِ الأبیَض، فَهُوَ أَسْرَعُ فِی الطَّهْی.
ترجمه: از سفید استفاده کنیم، چون سریعتر میپزد. 🌹
١٦. لَیلى: وَماذا عَنِ اللَّحْم؟ هَلْ نُضیفُ لَحْماً مَفْرُوماً إلی المَعكَرُونَة؟
ترجمه: و درباره گوشت چی؟ گوشت چرخکرده به ماکارونی اضافه کنیم؟ 🌹
١٧. بَتُول: نَعَم، لَحْمٌ مَفْرُومٌ سَیُعْطِی الطَّبَقَ نَكْهَةً أفضَل.
ترجمه: بله، گوشت چرخکرده طعم بهتری به غذا میدهد. 🌹
١٨. لَیلى: هَلْ نَسْتَعْمِلُ لَحْماً أَحْمَر أَمْ دَجاجاً؟
ترجمه: از گوشت قرمز استفاده کنیم یا مرغ؟ 🌹
١٩. بَتُول: لَحْمٌ أَحْمَر سَیَكُونُ أَنْسَبَ لِهذِهِ الوَصْفَة.
ترجمه: گوشت قرمز برای این دستور مناسبتر است. 🌹
٢٠. لَیلى: جَیِّد، سَأبْدَأُ بِتَجْهِیزِ اللَّحْم، وَأَنْتِ تَوَلِّی تَحضیرَ الحِساء.
ترجمه: خوب، من آمادهسازی گوشت را شروع میکنم و تو سوپ را آماده کن. 🌹
/channel/Arabic200
ادامه👇👇
#مفردات
مَعكَرُونَة → مَكَرونا (لهجهٔ خلیجی)
مَكَرونا
/ma-ka-RO-na/
معنی: ماکارونی
نکته: در خلیج تقریباً همیشه همین شکل محاورهای استفاده میشود.
------
------
مُقَرْمِش → كِرِسبي (لهجهٔ خلیجی)
كِرِسبي
/ke-res-bi/
معنی: ترد، کریسپی
مثال:
دَجاج كِرِسبي = مرغ کریسپی
معنی: ترد، کریسپی
توضیح: برای غذاهایی مثل مرغ سوخاری، سیبزمینی، نان برشته استفاده میشود.
------
------
حِساء → شُورْبة (لهجهٔ خلیجی)
شُورْبة
/SHOR-ba/
معنی: سوپ
نکته: در تمام کشورهای عربی محاورهای همین واژه رایج است.
------
------
سَلَطَة → سَلَطة (لهجهٔ خلیجی)
سَلَطة
/SA-la-ta/
معنی: سالاد
نکته: در خلیجی همان است، فقط تلفظ محاورهایتر میشود.
------
------
خُبْز → خُبْز (در خلیج هم همین)
خُبْز
/khobz/
معنی: نان
نکته: برخلاف مصر که میگویند «عَیش»، در خلیج همان «خُبْز» استفاده میشود.
------
------
أَرُزّ → رُزّ (لهجهٔ خلیجی)
رُزّ
/rozz/
معنی: برنج
نکته: این شکل محاورهای بسیار رایج است.
------
------
لَحْم → لَحْم (بدون تغییر)
لَحْم
/laḥm/
معنی: گوشت
نکته: در خلیج هم همین واژه استفاده میشود.
برای مشخص کردن نوع:
لَحْم أَحْمَر = گوشت قرمز
دَجاج = مرغ
/channel/Arabic200
📘 ضمائر النصب المنفصلة (ضمیرهای مفعولیِ منفصل در عربی)
موضوع این تصویر ضمیرهای منصوب منفصل است؛
یعنی ضمیرهایی که: ✔ به فعل نمیچسبند
✔ جدا نوشته میشوند
✔ نقش مفعولبه دارند
✔ معمولاً برای تأکید یا تقدیم مفعول به کار میروند
━━━━━━━━━━━━━━━
🔹 نکتهٔ پایهای (خیلی مهم)
در عربی، اصل این است که:
فاعل → جلو
مفعول → بعد از فعل
اما اگر بخواهند مفعول را مهم کنند یا تأکید بدهند،
از ضمیر نصب منفصل استفاده میکنند.
━━━━━━━━━━━━━━━
1️⃣ ضمیر نصب منفصل برای متکلم (گوینده)
إيّايَ
ترجمه: مرا / فقط من را
مثال قرآنی:
وَإيّايَ فَاتَّقونِ
ترجمه: و فقط از من پروا کنید
نکتهٔ حرفهای:
«إيّايَ» مفعول است، نه فاعل.
━━━━━━━━━━━━━━━
2️⃣ ضمیر نصب منفصل برای مخاطب
إيّاكَ = تو را (مذکر)
إيّاكِ = تو را (مونث)
إيّاكما = شما دو نفر را
إيّاكم = شما را (مذکر)
إيّاكُنَّ = شما را (مونث)
مثال:
إيّاكَ نعبدُ
ترجمه: فقط تو را میپرستیم
(یعنی: فقط تو را)
📖 مثال قرآنی معروف:
إيّاكَ نعبدُ وإيّاكَ نستعينُ
ترجمه: تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم
━━━━━━━━━━━━━━━
3️⃣ ضمیر نصب منفصل برای غائب
إيّاهُ = او را (مذکر)
إيّاها = او را (مونث)
إيّاهم = آنان را
إيّاهما = آن دو را
مثال:
إيّاهم احترمتُ
ترجمه: آنان را احترام کردم
━━━━━━━━━━━━━━━
🔸 ساختار مهم «إيّا + ضمیر»
تمام ضمیرهای این تصویر بر پایهٔ یک ساختار هستند:
إيّا + ضمیر متصل
مثال:
إيّا + كَ → إيّاكَ
إيّا + هُ → إيّاهُ
این ترکیب همیشه: ✔ مفعول
✔ منصوب
✔ جدا نوشته میشود
━━━━━━━━━━━━━━━
⚠️ تفاوت خیلی مهم با ضمیر متصل
مقایسه کن:
أكرمتُكَ
ترجمه: تو را احترام کردم
(ضمیر متصل)
إيّاكَ أكرمتُ
ترجمه: تو را احترام کردم
(ضمیر منفصل + تأکید)
━━━━━━━━━━━━━━━
✨ جمعبندی نهایی تصویر
✔ ضمیر نصب منفصل = مفعولِ جدا
✔ برای تأکید به کار میرود
✔ همیشه با «إيّا» شروع میشود
✔ در ترجمه فارسی معمولاً با «فقط» یا تأکید میآید.
/channel/Arabic200
ضمائر الرفع المتصلة (ضمیرهای فاعلیِ چسبیده)
موضوع این تصویر ضمیرهایی است که به فعل میچسبند و نقش فاعل دارند؛
یعنی انجامدهندهٔ کار هستند.
━━━━━━━━━━━━━━━
🔹 قاعدهٔ اصلی تصویر
اگر ضمیر: ✔ به فعل بچسبد
✔ معنی «چه کسی انجام داد؟» بدهد
→ آن ضمیر مرفوع و فاعل است.
━━━━━━━━━━━━━━━
🔸 انواع ضمائر الرفع المتصلة
1️⃣ تاء الفاعل
تُ = من
تَ = تو (مذکر)
تِ = تو (مونث)
مثالها:
كتبتُ
ترجمه: نوشتم
كتبتَ
ترجمه: نوشتی (مذکر)
كتبتِ
ترجمه: نوشتی (مونث)
━━━━━━━━━━━━━━━
2️⃣ واو الجماعة
واو = آنها (مذکر)
مثال:
كتبوا
ترجمه: آنها نوشتند
━━━━━━━━━━━━━━━
3️⃣ ألف الاثنين
الف = آن دو
مثال:
كتبا
ترجمه: آن دو نوشتند
━━━━━━━━━━━━━━━
4️⃣ نون النسوة
نَ = زنان / مؤنث جمع
مثال:
كتبنَ
ترجمه: زنان نوشتند
━━━━━━━━━━━━━━━
5️⃣ نا الفاعلين
نا = ما
مثال:
خلقنا الإنسان
ترجمه: انسان را آفریدیم
(نا = فاعل)
━━━━━━━━━━━━━━━
✨ نکتهٔ بسیار مهم (کلیدی تصویر )
این ضمیرها: ❌ هرگز جدا نوشته نمیشوند
❌ هرگز مفعول یا مجرور نیستند
✅ همیشه فاعل هستند
━━━━━━━━━━━━━━━
⚠️ اشتباه رایج مبتدیها
بعضیها «نا» را همیشه فاعل میدانند؛
در حالی که:
مثال فاعلی:
كتبنا
ترجمه: ما نوشتیم
مثال مفعولی:
أعطانا الكتاب
ترجمه: کتاب را به ما داد
📌 تشخیص فقط با جایگاه در جمله است.
━━━━━━━━━━━━━━━
✨ جمعبندی تصویر ✔ ضمیر رفع متصل = فاعل
✔ به فعل میچسبد
✔ انجامدهندهٔ کار را نشان میدهد.
/channel/Arabic200
📘 الضمائر البارزة (ضمیرهای آشکار در عربی)
در این تصویر، موضوع اصلی ضمیرهای بارز (آشکار) است؛
یعنی ضمیرهایی که نوشته و تلفظ میشوند و برخلاف ضمیر مستتر، دیده میشوند.
━━━━━━━━━━━━━━━
🔹 الضمائر البارزة چیست؟
ضمیر بارز، ضمیری است که در جمله بهصورت واضح میآید؛
مثل: أنا، هو، كَ، هُ، نا و…
این ضمیرها دو نوعاند: 1️⃣ ضمایر منفصلة
2️⃣ ضمایر متصلة
━━━━━━━━━━━━━━━
1️⃣ الضمائر المنفصلة (ضمیرهای جدا)
این ضمیرها به هیچ کلمهای نمیچسبند و همیشه مرفوع هستند؛
یعنی نقش فاعل دارند.
الف) ضمیر متکلم (گوینده)
أنا = من
نحن = ما
مثال:
أنا طالب
ترجمه: من دانشجو هستم.
ب) ضمیر مخاطب
أنتَ = تو (مذکر)
أنتِ = تو (مونث)
أنتم = شما (مذکر)
مثال:
أنتَ مجتهدٌ
ترجمه: تو کوشا هستی
ج) ضمیر غائب
هو = او (مذکر)
هي = او (مونث)
هم = آنها
مثال:
هو صادقٌ
ترجمه: او راستگوست
🔸 نکته حرفهای:
ضمیر منفصل هیچوقت مفعول یا مجرور نمیشود؛
همیشه در محل رفع است.
━━━━━━━━━━━━━━━
2️⃣ الضمائر المتصلة (ضمیرهای چسبیده)
این ضمیرها به فعل، اسم یا حرف جر میچسبند
و بسته به جایگاهشان، اعراب متفاوت میگیرند.
در تصویر ۱ تأکید اصلی روی اعراب ضمیر متصل است.
━━━━━━━━━━━━━━━
✳️ اعراب ضمایر متصلة
🔸 ضمیر متصلِ مرفوع (فاعل)
وقتی ضمیر نقش انجامدهندهٔ کار را دارد.
مثالها:
كتبتُ
ترجمه: نوشتم
(تُ = من → فاعل)
كتبوا
ترجمه: آنها نوشتند
(واو الجماعة = فاعل)
🔸 ضمیر متصلِ منصوب (مفعول)
وقتی ضمیر معنی «را» بدهد.
مثال:
أكرمني
ترجمه: مرا احترام کرد
(ني = مفعول)
🔸 ضمیر متصلِ مجرور
وقتی ضمیر به اسم یا حرف جر بچسبد.
مثال:
له
ترجمه: برای او
تحلیل:
لِ = حرف جَرْ
ه = ضمیر متصل مجرور
━━━━━━━━━━━━━━━
✨ جمعبندی تصویر ۱:
✔ ضمیر بارز = ضمیری که دیده و شنیده میشود
✔ ضمیر منفصل = همیشه فاعل
✔ ضمیر متصل = ممکن است فاعل، مفعول یا مجرور باشد
✔ تشخیص نقش ضمیر فقط با معنی و جایگاه انجام ميشود.
/channel/Arabic200
💚 سخنرانی رسمی سخنگوی نظامی جدید کتائب شهید عزالدین قسام:
❗️گردانهای قسام، شاخه نظامی جنبش حماس به صورت رسمی از شهادت ابوعبیده سخنگوی خود خبر دادند.
#طوفـــــان_الاقصی ✌️
#يوميات _المُصْطَنَعة : روزمرگیهای ساختگی
المحادثة_العربية : مکالمهٔ عربی
🔟
اِبْتَسَمَتْ فَاطِمَةُ،
فاطمه لبخند زد،
1️⃣1️⃣
وَفَتَحَتْ عُلْبَةَ التَّوَابِلِ،
و جعبهٔ ادویهها را باز کرد،
1️⃣2️⃣
فَخَرَجَتْ رَائِحَةُ الكَمُّونِ أَوَّلًا،
اول بوی زیره بیرون آمد،
1️⃣3️⃣
ثُمَّ الهَيْلُ،
بعد هل،
1️⃣4️⃣
ثُمَّ نَجْمَةُ اليَانِسُونِ،
بعد بادیان ستارهای،
1️⃣5️⃣
كَأَنَّهَا قِنْدِيلُ ذِكْرَى.
انگار چراغی از خاطره است.
1️⃣6️⃣
أَضَافَتِ القِرْفَةَ بِحَذَرٍ،
دارچین را با احتیاط اضافه کرد،
1️⃣7️⃣
وَالقَرَنْفُلَ بِخُشُوعٍ،
و میخک را با احترام و آرامش،
1️⃣8️⃣
وَأَلْقَتْ وَرَقَ الغَارِ وَرَقَةً وَرَقَةً،
و برگ بو را دانهدانه داخل ریخت،
1️⃣9️⃣
كَمَا يُلْقِي الشَّاعِرُ كَلِمَاتِهِ فِي قَصِيدَتِهِ.
مثل شاعری که واژههایش را در شعرش میریزد.
2️⃣0️⃣
وَعَلَى مَقْرُبَةٍ مِنْهُمَا،
و در نزدیکی آن دو،
2️⃣1️⃣
كَانَتِ الغَلَّايَةُ تُغَنِّي فَوْقَ المَوْقِدِ،
کتری روی اجاق صدا میداد،
2️⃣2️⃣
وَكَانَ الفُرْنُ يَتَهَيَّأُ لِاحْتِضَانِ الطَّبَقِ الأَخِيرِ،
و فر آماده میشد تا غذای آخر را در خود بگیرد،
2️⃣3️⃣
بَيْنَمَا كَانَ الخَلَّاطُ يَنْتَظِرُ دَوْرَهُ لِيَجْمَعَ المَكَوِّنَاتِ.
در حالی که مخلوطکن منتظر نوبتش بود تا مواد را یکی کند.
2️⃣4️⃣
رَشَّتْ لَيْلَى قَلِيلًا مِنْ بُذُورِ الشَّمَرِ وَبُذُورِ الشِّيَا،
لیلی کمی دانهٔ رازیانه و دانهٔ چیا پاشید،
2️⃣5️⃣
ثُمَّ قَالَتْ بِهَمْسٍ:
بعد آرام گفت:
2️⃣6️⃣
«وَيَبْقَى الزَّعْفَرَانُ،
و زعفران میماند
خَاتِمَةُ الجَمَالِ پایانِ زیبایی.
2️⃣7️⃣
وَعِنْدَمَا اكْتَمَلَ الطَّعَامُ،
وقتی غذا کامل شد،
2️⃣8️⃣
جَلَسَتَا مَعًا،
آن دو با هم نشستند،
2️⃣9️⃣
تَتَقَاسَمَانِ الطَّعَامَ وَالضِّحْكَةَ،
غذا و خنده را با هم شریک شدند،
3️⃣0️⃣
وَتَعَلَّمَتَا أَنَّ المَطْبَخَ لَيْسَ مَكَانًا لِلطَّبْخِ فَقَطْ،
و فهمیدند که آشپزخانه فقط جای پختن غذا نیست،
3️⃣1️⃣
بَلْ هُوَ مَكَانُ المَوَدَّةِ وَالذِّكْرَيَاتِ.
بلکه جای محبت و خاطرههاست.
3️⃣2️⃣
وَكَانَتِ الرَّائِحَةُ تَمْلَأُ المَكَانَ،
و بوی غذا فضا را پر کرده بود،
3️⃣3️⃣
وَشَعَرَتْ لَيْلَى وَفَاطِمَةُ بِالسَّعَادَةِ
و لیلی و فاطمه احساسِ شادی کردند.
@Arabic200
#مفردات
طِلاءُ الأظفار – لاک ناخن
طِلاءُ الشَّفاة – رژ لب
جَوْهَرَة – جواهر
فَصُّ الخَاتَمِ – نگین انگشتر
خَاتَم – انگشتر
مُقْرَطٌ – گوشواره
إكليل – تاج، گل سر یا حلقهٔ گل
عقد – گردنبند
سِكِّين – چاقو
شَوْكَة – چنگال
مِلْعَقَة – قاشق
قِدْر – قابلمه
غَلَّايَة – کتری
مِقْلَاة – ماهیتابه / تابه
فُرْن – فر
خَلَّاط – مخلوطکن
كَمُّون – زیره
هَيْل – هل
نَجْمَةُ اليَانِسُون – بادیان ستارهای
قِرْفَة – دارچین
قَرَنْفُل – میخک
وَرَقُ الغَار – برگ بو
بُذُورُ الشَّمَر – تخم رازیانه
بُذُورُ الشِّيَا – دانهٔ چیا
زَعْفَرَان – زعفران
@Arabic200