14067
جایی که هر آهنگ یه حسه، هر صدا یه خاطره
بعدا؟ چای سرد شد، روز شب شد، علاقه از بین رفت، پیر شدیم، نشستیم داریم حسرت کارهای نکرده رو میخوریم. درواقع بعدا الانه.
Читать полностью…
اگر همه چیز نابود شده باشد و فقط او مانده باشد من می توانم به زندگی ادامه دهم، اما اگر همه باقی مانده باشند و او از دست رفته باشد، جهان به یک ناشناخته سهمگین تبدیل خواهد شد.
«امیلی برونته»
حواسم را پرت کن
از غمی که گاه گونههایم را میبوسد
حواسم را پرت کن از جهانِ غمگینم ...
نومیدی، ردایی نیست که بر قامتِ من ساز آید؛ و اندوه را توانی نیست که مرا در هم شکند، مرا زخمیست سرکش که با سوزِ آتش التیام یابد...
«کریم العراقی»
و گاهی یک جنگ برای ماندن، محترمتر از یک صلح برای رفتن است.
گاهی جدایی درمان نیست، گذشت درمان است ...
او دیگر نبود؛
اما من نمیتوانستم نبودنش را باور کنم ، مثل این که نبودنش هم به من تعلق داشت ...
«صادق هدایت»
کاش کمی حوصله داشتم این عکس را نصف کنم، طوری که نه بازوی تو زخم بردارد، نه دستِ بریدهی من روی شانهات جا بماند!
«رابرت کریلی»