best_stories | Unsorted

Telegram-канал best_stories - ❄️ بهشت

22497

✺ جهت ارتباط با ادمین و تبادلات با مدیریت کانال بهشت 👇👇 . @Hmirmohammady. @Hoseiniimirmohamadi. . ✺ کانال تخصصیِ داستان‌های کوتاه و داستانک‌های ایران و جهان... @Best_Stories https://t.me/+1O1ELxy66AVlZjY0

Subscribe to a channel

❄️ بهشت

.
.
‌‏≣ کارما چیست؟ چگونه کارمای اجدادی را پاکسازی کنیم؟ ✦

📎 کلیک کنید 📎

.

Читать полностью…

❄️ بهشت

.
.
‌‏≣ 4 نشونه که کودک درون شما زخم خورده

📎 شفای کودک درون برای جذب آرزوها 📎

.

Читать полностью…

❄️ بهشت

#تیکه_کتاب

هما‌ن‌طور که دمای بدن انسان در کنار کسانی که سردشان است کم می‌شود، در مجاورت افراد حقیر نیز از حرمت انسان کاسته می‌شود.


📕 #بینوایان
✍ #ویکتور_هوگو

📥 دریافت کتاب

Читать полностью…

❄️ بهشت

#تیکه_کتاب

به چشم‌هایت اعتماد نکن.
آن‌ها فقط محدودیت‌ها را نشانت می‌دهند.

با فهم و درکت نگاه کن، به دنبال چیزی بگرد که می‌دانی و راه پرواز را خواهی دید.
محدودیتی در کار نیست...


📕 #جاناتان_مرغ_دریایی
✍ #ریچارد_باخ

Читать полностью…

❄️ بهشت

✨ معنا را در دلِ تلخ‌ترین لحظات پیدا کن…
فیلم «زندگی زیباست» + تحلیل روانشناختی ما.
اگر دنبال تجربه‌ای فراتر از یک تماشای ساده هستی، جای تو در کانال ما خالیه. ❤️

🤝 دعوت به همراهی:

لطفاً این کانال را به دوستان خود معرفی کنید تا در گفتگوهای آینده، جمع ما پربارتر باشد.



👇
🆔 @ansoye_negah
🆔 @ansoye_negah 
♦️هر نگاه، داستانی دارد؛ کافی است آن را بهتر بشناسیم.♦️
📸 Instagram: @anisian_psych

Читать полностью…

❄️ بهشت

#تیکه_کتاب

آدم های مشهوری هستند که خوشبخت اند، و آدم های خوشبخت زیادی هستند که زندگی‌های ناشناخته‌ای دارند و مشهور نیستند.

خوشبختی نه  نژادی است، نه مالی، اجتماعی، نه جغرافیایی. پس خوشبختی چیست و از  چه چاه عمیقی می جوشد؟

عقل ما می‌گوید که خوشبختی شکلی از رضایتمندی ذهنی روانی است و 'اگر این حرف درست باشد- اقامتگاه منطقی آن باید در درون ذهن باشد.

گفته‌اند ذهن این توانایی را دارد که از ماده فراتر برود. آیا در اشتباه هستیم اگر این تلقی را داشته باشیم که تحت هر شرایطی حتی در زندان می‌توان به رضایت‌مندی ذهنی دست یافت؟


📕 #درباره_معنی_زندگی
✍ #ویل_دورانت

Читать полностью…

❄️ بهشت

همسر من ناگهان مریض شد، او ۳۰ پوند از وزنش را از دست داد، بی اختیار گریه می‌کرد.
خوشحال نبود، از سردرد و ناراحتی اعصاب رنج می‌برد. ساعات کمی می‌خوابید و همیشه خسته بود. رابطه ما در آستانه جدایی بود، او داشت زیبایی اش را از دست می‌داد و حاضر به بازی در هیچ فیلمی نبود.
من امیدی نداشتم و فکر می‌کردم به زودی طلاق خواهیم گرفت. وحشت تمام وجودم را فرا گرفته بود.
اول دعا کردم، ناگهان تصمیم دیگری گرفتم.
می‌دانستم من زیباترین زن زمین را دارم. او بت زیبایی بیش از نیمی از زنان و مردان زمین است.
و من شروع به سرریز کردن او با گل و بوسه و عشق کردم.
و هر لحظه او را سورپرایز می‌کردم.
فقط برای او زندگی می‌کردم.
در جمع فقط در مورد او صحبت می‌کردم.
او را در مقابل دوستان مشترک مان ستایش می‌کردم.
او روز به روز شکوفا می‌شد. هر روز بهتر می‌شد، وزن خود را بدست آورد، دیگر عصبی نبود.
و من نمی‌دانستم که عشق تا این حد توانایی دارد.
و پس از آن متوجه یک مطلب شدم:
زن بازتابی از رفتار مردش است.
اگر شما زنی را تا نقطه جنون دوست بدارید، او هم به همان مجنون تبدیل خواهد شد.

👤 #برد_پیت

Читать полностью…

❄️ بهشت

#تیکه_کتاب

ما بیش از اندازه دربارهٔ این نگرانیم که دیگران چه فکری درباره‌مان می‌کنند و از نارضایتی‌شان وحشت‌زده‌ایم؛ در نتیجه، کارمان به اضطراب و بدبختی و گیر افتادن در زندگی‌های غیرواقعی می‌کشد.
خودمان را آموزش دهیم که اگر دیگران به ما خندیدند یا مسخره‌مان کردند، به‌شان اهمیتی ندهیم.
کلبی‌ها نمی‌خواهند از دید غریبه‌ها خوب به نظر برسند، می‌خواهند بر اساس اصول شخصیِ خودشان خوب باشند.


📕 #فلسفه‌ای_برای_زندگی
✍ #جولز_اونز

Читать полностью…

❄️ بهشت

صبح، نور از پشت شیشه‌ی بخارگرفته افتاده بود توی اتاق.
مامان کنار بخاری نشسته بود. پوست پرتقال‌ها را یکی‌یکی از تنشان جدا می‌کرد، نازک‌نازک می‌برید و ردیفی روی سینی مسی می‌چید. دو سه نوار هم لوله کرد و انداخت روی بخاری.
بوی پرتقال که بلند شد، ‌نشست روی مخده و رختخواب تاشده‌ی گوشه‌ی اتاق.
عباس توپ پلاستیکی قرمز خط‌خطی‌اش را زیر بغل زد و دوید توی حیاط.
از حیاط صدای تق‌و‌توق آمد. لحاف را تا زیر چانه بالا کشیده بودم؛ یک لگد حواله‌اش کردم و رفتم ببینم عباس چه‌کار می‌کند. مامان هم از کنار بخاری بلند شد و آمد لب پنجره.
- نشین زمین پسرِم... مَیَه نَمَبینی خیسه؟ تو پاگرد بند کفشتَه مِبَستی.
عباس گوش نکرد. یک پله پایین پرید و توپ را زد بالا.
پایش رفت روی موزاییک‌های ترک‌دار و دهان‌بازکرده. آب از جِرزَشان پاشید بیرون و ریخت روی چکمه‌ی عباس. زیر چکمه‌های شادان‌پورش، برگ‌ها خش‌خش می‌کردند. برگشت، چندتاشان را با پا زد هوا و خندید.
مادر دستش را از لای پنجره بیرون برد. زیر لب گفت: «سرد کرده‌َس هوا. یذره بوی نفت بِرَد بیرون، گلومان گرفت.»
برگشت سمت بخاری. پنجره نیمه‌باز ماند. باد خودش را انداخت توی اتاق. پرده را تا وسط اتاق کشید و لبه‌اش خورد به گلدان سفالی کنار پنجره. گلدان تقی کرد و لرزید.
با هر تکان پرده، لکه روشنی روی موکت پس و پیش می‌رفت و می‌افتاد روی پایه‌ی میز سماور ورشومان.
حیاط را برگ برداشته بود. لای درز موزاییک‌ها، زیر پله و دور حوض کاشی گیر کرده بودند.
چندتایی هنوز زرد بودند، بقیه قهوه‌ای شده و گوشه‌هاشان جمع شده بود. باد که می‌آمد، برگ‌ها روی موزاییک‌های لق حیاط قل می‌خوردند، تا دم در می‌رفتند و دوباره برمی‌گشتند.
از کوچه صدای جاروی رفتگر می‌آمد؛ خش‌خش... مکث... خش‌خش...
دستم را گذاشتم روی شیشه. همان سردی صبح‌های مدرسه. فوری دستم را توی جیب روپوشم می‌تپاندم و بند کیفم را می‌کشیدم بالا روی شانه‌ام.
سر چرخاندم سمت باغچه. درخت انجیرمان هنوز سر جایش بود، اما دیگر آن‌قدر پر نبود که آدم را زیر خودش گم کند.
چند انجیر کوچک، سیاه و چروکیده، لای شاخه‌های لخت مانده بودند. آسمان از لالوهاش پیدا بود.
بچه که بودم، چهارپایه آهنی آقام را می‌کشیدم زیر درخت. آهنگری سر کوچه ساخته بود.
لای شاخ و برگ‌ها چشم می‌گرداندم دنبال آن‌هایی که قایم ‌شده بودند. هر کدام به چشمم می‌خورد، دست دراز می‌کردم طرفش. آخرش گردنم از بس بالا را نگاه کرده بودم، درد می‌گرفت.
حالا چهارپایه گوشه‌ی باغچه تکیه داده بود به درخت انجیر. از همان دم باغچه، می‌شد همه‌شان را شمرد.
#پاییز
#قاضی
@best_stories

Читать полностью…

❄️ بهشت

.
.
‌‏≣ پاکسازی بدن از انرژی های منفی، ترس، افسردگی و بیماری

📎 کلیک کنید 📎

.

Читать полностью…

❄️ بهشت

.
.
‌‏≣ کارما چیست؟ چگونه کارمای اجدادی را پاکسازی کنیم؟ ✦

📎 کلیک کنید 📎

.

Читать полностью…

❄️ بهشت

به شددددددت توصیه می کنم حتما حتما عضو شوید👆👆💥

Читать полностью…

❄️ بهشت

و چقدر دیر می فهمیم که
زندگی ایستگاهی نیست که
شتابان به دنبالش می رویم...
بلکه همین روزهاییست که منتظر گذشتنش هستیم...



داستان های کوتاه🖋☕️
@Best_Stories
@Best_Stories

شروع اولین پست کانال بهشت 👇👇
/channel/Best_Stories/1

Читать полностью…

❄️ بهشت

#تیکه_کتاب

آزادی، مثل آب، مثل هوا، مثل نان برای انسان واجب است؛
امّا انسان باید آب را برای فرونشاندنِ تشنگی بخواهد نه خود را غرق کردن در آن، و هوا را برای تنفّس بخواهد نه برای آلودنِ آن و مسموم کردنِ آدمیزاد، و نان را برای سیر کردنِ شکم، نه نهادن و کپک‌زده کردن و دور ریختن.

آزادی باید مایهٔ خوشبختیِ آدم‌ها باشد نه اسباب بدبختیِ آنها. پس آنچه که بدبخت می‌کند یقین بدانید که آزادی نیست، چیزی‌ست شبیه آزادی.


📕 #سه‌_دیدار
✍ #نادر_ابراهیمی

Читать полностью…

❄️ بهشت

*آزادی بی‌جا*
آخرهای تابستان یک عده را ول کردند.
رئیس دلش نسوخته بود. رأفت هم در کار نبود. جا نبود. همین.
یکی‌شان دم در، ساکش را انداخت کولش و چند قدمی رفت. ایستاد،
نگاهی به خیابان کرد، نگاهی به در بسته‌ی پشت سرش. گفت: «خداوکیلی ما رو تف کردن بیرون! وگرنه ما رو چه به آزادی؟»
سر شب، ممد رفقا را توی پارک سر کوچه جمع کرد.
چمن‌ها هنوز از آفتاب روز گرم بودند. نشستند روی چمن‌ها، دور یک سطل زباله که بوی ترشیدگی می‌داد. با زانوهای بغل گرفته و سیگارهای روشن.
ممد را توی زندان دکتر صدا می‌زدند. برای همه نسخه می‌پیچید. از بس راه‌حل داشت، از سردرد گرفته تا آدم‌کشی. آخر سر دکتر بود که نشست وسط حلقه‌. کف دست‌هایش را به زانو زد، گلویش را صاف کرد و گفت: «بچه‌ها... بالاغیرتاً دیگه بیاین آدم شیم.»
یکی سیگارش را از گوشه‌ی لب برداشت. خاکسترش را تکاند روی چمن. گفت: «چرا؟ ما که دیگه آزادیم!»
#قاضی

@best_stories

Читать полностью…

❄️ بهشت

«هر شب با مطالعه‌ی زندگی‌نامه‌ی یک فرد موفق، الگوهای ثروت را یاد بگیر و باورهای خودت را تغییر بده. 🚀

بهترین اثرِ خواندن زندگی‌نامه افراد موفق، بازسازی باورهای ماست؛ جایی که مسیر تغییر سرنوشت آغاز می‌شود. 🌱🙏

▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬▬
👑 کانال: دانشنامه زندگی ثروتمندان 👑

📌برای عضویت و تغییر باورها جوین بشید
👇👇👇
@IImetaphysicII
@IImetaphysicII
یک انتخاب ویژه و فوق العاده👌👌🌺

Читать полностью…

❄️ بهشت

#داستان_کوتاه
📚
🌏زندگی...

دو روز مانده به پایان جهان تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است، تقویمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی بود.

پریشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد، داد زد و بد و بیراه گفت، خدا سکوت کرد، جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سکوت کرد، آسمان و زمین را به هم ریخت، خدا سکوت کرد.

به پر و پای فرشته ‌و انسان پیچید، خدا سکوت کرد، کفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سکوت کرد، دلش گرفت و گریست و به سجده افتاد، خدا سکوتش را شکست و گفت: "عزیزم، اما یک روز دیگر هم رفت، تمام روز را به بد و بیراه و جار و جنجال از دست دادی، تنها یک روز دیگر باقی است، بیا و لااقل این یک روز را زندگی کن."
لا به لای هق هقش گفت: "اما با یک روز... با یک روز چه کار می توان کرد؟ ..."
خدا گفت: "آن کس که لذت یک روز زیستن را تجربه کند، گویی هزار سال زیسته است و آنکه امروزش را در نمی‌یابد هزار سال هم به کارش نمی‌آید"، آنگاه سهم یک روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت: "حالا برو و یک روز زندگی کن."
او مات و مبهوت به زندگی نگاه کرد که در گودی دستانش می‌درخشید، اما می‌ترسید حرکت کند، می‌ترسید راه برود، می‌ترسید زندگی از لا به لای انگشتانش بریزد، قدری ایستاد، بعد با خودش گفت: "وقتی فردایی ندارم، نگه داشتن این زندگی چه فایده‌ای دارد؟ بگذارد این مشت زندگی را مصرف کنم.."
آن وقت شروع به دویدن کرد، زندگی را به سر و رویش پاشید، زندگی را نوشید و زندگی را بویید، چنان به وجد آمد که دید می‌تواند تا ته دنیا بدود، می تواند بال بزند، می‌تواند پا روی خورشید بگذارد، می تواند ....
او در آن یک روز آسمانخراشی بنا نکرد، زمینی را مالک نشد، مقامی را به دست نیاورد، اما ...
اما در همان یک روز دست بر پوست درختی کشید، روی چمن خوابید، کفش دوزدکی را تماشا کرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را دید و به آنهایی که او را نمی‌شناختند، سلام کرد و برای آنها که دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد، او در همان یک روز آشتی کرد و خندید و سبک شد، لذت برد و سرشار شد و بخشید، عاشق شد و عبور کرد و تمام شد.
او در همان یک روز زندگی کرد.
فردای آن روز فرشته‌ها در تقویم خدا نوشتند: "امروز او درگذشت، کسی که هزار سال زیست!"

داستان های کوتاه🖋☕️
@best_stories

Читать полностью…

❄️ بهشت

#داستان_کوتاه
📚
🌱دانه میکاریم

دو نفر بودند و هر دو در پی حقیقت . اما برای یافتن حقیقت یکی شتاب را برگزید و دیگری شکیبایی را .
اولی گفت : " آدمیزاد در شتاب آفریده شده ، پس باید در جستجوی حقیقت دوید

آنگاه دوید و فریاد برآورد : " من شکارچی ام ، حقیقت شکار من است . "
او راست می گفت : زیرا حقیقت غزال تیز پایی بود که از چشم ها می گریخت .
اما هرگاه که او از شکار حقیقت باز می گشت ، دست هایش به خون آغشته بود . شتاب او تیر بود . همیشه او پیش از آنکه چشم در چشم غزال حقیقت بدوزد او را کشته بود .
خانه باورش مزین به سر غزالان مرده بود . اما حقیقت غزالی است که نفس می کشد .
این چیزی بود که او نمی دانست .
دیگری نیز در پی صید حقیقت بود . اما تیر و کمان شتاب را به کناری گذاشت و گفت : خداوند آدمیان را به شکیبایی فراخوانده است پس من دانه ای می کارم تا صبوری بیاموزم .
و دانه کاشت ، سال ها آبش داد و نورش داد و عشق داد . زمان گذشت و هر دانه ، دانه ای آفرید . زمان گذشت و هزار دانه ، هزاران دانه آفرید . زمان گذشت و شکیبایی سبزه زار شد . و غزالان حقیقت خود به سبزه زار او آمدند . بی بند و بی تیر و بی کمان .
و آن روز ، آن مرد ، مردی که عمری به شتاب و شکار زیسته بود ، معنی دانه و کاشتن و صبوری را فهمید . پس با دست خونی اش دانه ای در خاک کاشت

#عرفان_نظر_آهاری

داستان های کوتاه🖋☕️
@best_stories

Читать полностью…

❄️ بهشت

♦️هر نگاه، داستانی دارد؛ کافی است آن را بهتر بشناسیم.♦️

برای همراهی در این مسیر، به ما بپیوندید:

🆔 @ansoye_negah
🆔 @ansoye_negah


/channel/ansoye_negah

Читать полностью…

❄️ بهشت

#داستانک

📚 همه را بپوش

سلطان محمود در زمستان سخت، به طلحك گفت كه با این جامه یك لا در این سرما چه می‌كنی كه من با این همه جامه می‌لرزم. گفت: ای پادشاه، تو نیز مانند من كن تا نلرزی. گفت: مگر تو چه كرده‌ای؟ گفت: هرچه جامه داشتم همه را در بر كرده‌ام.

#ﻋﺒﯿﺪ_زاکانی

داستان های کوتاه🖋☕️
@best_stories

Читать полностью…

❄️ بهشت

.
.
‌‏≣ ارتعاش اسم چیست؟چگونه بر فرکانس زندگیتان اثر میگذارد؟

📎 بررسی ارتعاش اسم 📎

.

Читать полностью…

❄️ بهشت

#تیکه_کتاب

یک مثل قدیمی در کره می‌گوید "رودخانهٔ تمیز ازچشمهٔ پاک جاری می‌شود" و به واقع این موضوع صحت دارد، آب در ارتفاعات باید تمیز باشد که آب رودخانه نیز تمیز و پاک باشد. جامعه نیز به همین شکل است. رهبران باید سالم باشند تا جوامع نیز سالم بمانند.


📕 #سنگفرش_هر_خیابان_از_طلاست
✍ #کیم_وو_چونگ

Читать полностью…

❄️ بهشت

این آقا واقعا ذهن ادمو میخونه امتحان کنید ❤️👌👌👌
جالبه یه عدد انتخاب کن تو ذهنت همون عدد پاک میشه😳


┄┄❅😍✾😍❅┄┄
@ghodratezehneservtmand
@ghodratezehneservtmand
┄┄❅😊✾😊❅┄┄
📌📌حتما جووین بشین.تا پاک نشده👆👆

Читать полностью…

❄️ بهشت

۱۵ روش مفید که می‌توانند استرس را از بین برده و سطح انرژی را بالا بیاورند:

۱. نوشتن
۲. خلق اثر هنری مثل نقاشی
۳. دویدن
۴. مراقبه
۵. لمس کردن درخت
۶. برهنه شدن
۷. آواز خواندن
۸. رقصیدن
۹. عشق ورزیدن
۱۰. لمس کردن زمین، خاک و سنگ
۱۱. گرمای آتش
۱۲. حمام کردن
۱۳. یوگا
۱۴. موسیقی
۱۵. ورزش کردن

‌‌

Читать полностью…

❄️ بهشت

#تیکه_کتاب

از کجا می‌فهمید که کسی را بخشیده‌اید یا نه؟

اگر بخشیده باشید، به‌ جای احساس خشم، در مورد آن رویداد احساس تأسف می‌کنید.

بجای اینکه از دست آن فرد عصبانی باشید برایش متأسف می‌شوید.

معمولا دیگر چیزی از آن واقعه در ذهنتان نمی‌ماند که راجع به آن صحبت کنید. رنجی را که منجر به انجام شدن آن تعدی شده درک می‌کنید.

ترجیح میدهید خارج از دایره‌ی آن فرد یا گروه بمانید. منتظر هیچ چیز نیستید. هیچ چیز نمی‌خواهید.


📕 #زنانی_که_با_گرگ‌ها_می‌دوند
✍ #کلاریسا_پینکولا_استس

Читать полностью…

❄️ بهشت

بیا با خدا کمی حرف بزنیم👇👇
/channel/+Ak569hsH_MxjZjQ0
👆👆👆
مثل این کانال توی مجازی ندیدم معجزه رو اینجا با خدا تجربه کن 😍👍😁😄قلب و روحت آروم می‌شه
معجزات 💘 💘 💘 💘

/channel/+Ak569hsH_MxjZjQ0
/channel/+Ak569hsH_MxjZjQ0
یک انتخاب ویژه👆👆👆

Читать полностью…

❄️ بهشت

بفرست‌ برا نفس زندگیت...😍❤️

/channel/+-tWGE3JGnJBhODE0

«وابستش» کن ...

Читать полностью…

❄️ بهشت

.
.
‌‏≣ پاکسازی بدن از انرژی های منفی، ترس، افسردگی و بیماری

📎 کلیک کنید 📎

.

Читать полностью…

❄️ بهشت

خیاطی خیلی شغل خوب و بادرآمد بالاییه هزینه های کلاسشم خیلی زیاد شده و وقتی هزینه میکنی ام استادش بهت اونقدر توجه نمیکنه
این کانال با آموزشای رایگانش کمکتون میکنه هرچیزیو بخاید براخودتون بدوزید😱
🪡🧵 @
Dokhtodoz

Читать полностью…

❄️ بهشت

#جنتلمن_واقعی زمانی به آرامش میرسه تا به اهدافش برسه .
و رازهای #موفقیت و ثروتمندی رو تو سینش نگاه میداره تا به اهدافش برسه
❌برای وارد شدن به دنیای موفقیت و #ثروتمندی فقط یک " کلیک "فاصله دارید.

اگه میخوای رازهای ثروتمندی رو بدونی.
پس زمان رو از دست نده
و #زندگیه_جادویت رو بساز 👇👇👇👇
/channel/+fLUJkJ0rG7ViNTc0
/channel/+fLUJkJ0rG7ViNTc0

Читать полностью…
Subscribe to a channel