83624
فروشگاه لوازم کوهنوردی طبیعتگردی ریگا @regacamp هماهنگی تبلیغات در کانال @adspdf
وقتی برای کسی زمان متوقف شده باشد، در هیچ کجای ذهنش دیگر جایی، هر چند کوچک، نه برای من نه برای هیچکس دیگر وجود ندارد.
هرچه هست رشتههایی است از خاکستر پریشانی که میان عصبهای کاسهی سر شاخه دوانده و زمان را در چنبرهی خود مدفون کرده است.
📗همنوایی شبانه ارکستر چوبها
#رضا_قاسمی
@bookhapdf
⭕️ داستان کوتاه
📝 سی و دو ساله،مسافر روزگار
✍ هاروکی موراکامی
مترجم: علیرضا اجلی
٤ صفحه
#داستان_کوتاه
#هاروکی_موراکامی
@bookhapdf
🎬 فیلم کوتاه نیروانا
بر اساس شعری از چارلز بوکوفسکی
#فیلم_کوتاه
#چارلز_بوکوفسکی
@bookhapdf
یاد گرفت با حقیقت زندگی کند. نه اینکه آن را بپذیرد، بلکه با آن زندگی کند. مثل زندگی کردن با یک فیل بود. اتاقش خیلی کوچک بود، و هر روز صبح فقط برای اینکه به دستشویی برود باید به زور از کنار حقیقت رد میشد و برای رسیدن به گنجه لباس و برداشتن لباس زیرش، باید از زیر حقیقت میخزید.
📒تاریخ عشق
#نیكول_گراوس
@bookhapdf
کافکا چنین میگوید: «دلیلِ آه و ناله بر سرِ مرده اینست که او هنوز به معنای درستِ کلمه نمرده است. تازه باید از این شیوهی مردن راضی باشیم، ما به پذیرفتنِ این بازی ادامه میدهیم.» و دیگر این گفته همانقدر روشنست:
«مرگ رستگاری ماست، اما نه این مرگ.» واقعیت اینست ما نمیمیریم، اما نتیجهاش اینست که زندگی هم نمیکنیم، در عینِ زنده بودن مردهایم، ما اساساً بازماندگانیم.
#موریس_بلانشو
@bookhapdf
🔻 کارگاه نژاد، روایت و تصویر
🔺مدرس: ملیکا شکری
(نویسنده و هنرمند، پژوهشگر بینارشتهای ادبیات، تئاتر و سینما)
⏳ شش جلسه دو ساعته
▪️آنلاین
◾️مرداد و شهریور ۱۴۰۵
📰 دربارهی کارگاه:
نژاد چگونه در ادبیات، تئاتر، سینما و هنرهای تجسمی ساخته، دیده و بازنمایی میشود؟
در این کارگاه به مناقشهی نژاد و فرآیندهای نژادیسازی میپردازیم. فهمی تازه از چگونگی معنا یافتنِ بدنها، چهرهها، زبانها و هویتها در «روایت» و «تصویر» به دست میآوریم و سازوکارهای طبقهبندی، حاشیهرانی و برساختنِ «دیگری» را به پرسش میکشیم.
در طول کارگاه نمونههایی منحصربهفرد از ادبیات، اجرا، سینما و هنرهای تجسمی را به دقت بررسی خواهیم کرد و تلاش میکنیم طبیعیانگاریِ نژاد را به پرسش بکشیم و آن را بهمثابه آپاراتوسی تاریخی، فرهنگی و بازنمایانه تحلیل کنیم.
بهترین شیوه زندگی آن نیست که نقشه هایی بزرگ برای فردا بکشی، آن است که وقتی آفتاب غروب می کند، لذت یک روز آرام را چشیده باشی!
#دونالد_بارتلمی
@bookhapdf
🔻 کارگاه نژاد، روایت و تصویر
🔺مدرس: ملیکا شکری
(نویسنده و هنرمند، پژوهشگر بینارشتهای ادبیات، تئاتر و سینما)
⏳ شش جلسه دو ساعته
▪️آنلاین
◾️مرداد و شهریور ۱۴۰۵
📰 دربارهی کارگاه:
نژاد چگونه در ادبیات، تئاتر، سینما و هنرهای تجسمی ساخته، دیده و بازنمایی میشود؟
در این کارگاه به مناقشهی نژاد و فرآیندهای نژادیسازی میپردازیم. فهمی تازه از چگونگی معنا یافتنِ بدنها، چهرهها، زبانها و هویتها در «روایت» و «تصویر» به دست میآوریم و سازوکارهای طبقهبندی، حاشیهرانی و برساختنِ «دیگری» را به پرسش میکشیم.
در طول کارگاه نمونههایی منحصربهفرد از ادبیات، اجرا، سینما و هنرهای تجسمی را به دقت بررسی خواهیم کرد و تلاش میکنیم طبیعیانگاریِ نژاد را به پرسش بکشیم و آن را بهمثابه آپاراتوسی تاریخی، فرهنگی و بازنمایانه تحلیل کنیم.
نمی توانم از یاد ببرم
که بالی ندارم،
و دریایی ندارم
و راهی ندارم و هیچ ندارم
تا برای بوسیدنت بیایم.
📗بوسههای غمگین یک سرخپوست
#میگل_هرناندز
@bookhapdf
📝 آوای زنگولهها
✍ فرانسواز ماله ژوری
۱۴ صفحه
#داستان_کوتاه
#فرانسواز_ماله_ژوری
@bookhapdf
کاش میتوانستم جلوی فکر کردنم را بگیرم! سعی میکنم. موفق میشوم، انگار کلهام پر از دود میشود، و باز از سر گرفته میشود،
"دود. فکر نکنم. نمیخواهم فکر کنم.
فکر میکنم که نمیخواهم فکر کنم. نباید به این فکر کنم که نمیخواهم فکر کنم. چون این هم باز یک جور فکر است."
پس هیچوقت تمامی ندارد!
📙 تهوع
#ژان_پل_سارتر
@bookhapdf
⭕️ داستان کوتاه
📝 خال
✍ میخائیل شولوخوف
مترجم: ضیاءالدین فروشانی
19 صفحه
#میخائیل_شولوخوف
#داستان_کوتاه
@bookhapdf
📒 آئورا
✍ کارلوس فوئنتس
ترجمه: عبدالله کوثری
۱۲۸ صفحه
این رمان به خاطر توصیفات درخشان خود از موضوعاتی «رویاگونه» و پرداخت به پیچیدگی های مسئله ی «هویت دوگانه» که توسط شخصیت اصلی داستان به تصویر کشیده می شوند، در زمره ی برترین آثار فوئنتس و به طور کلی ادبیات مکزیک قرار می گیرد
آنها میخواهند ما تنها باشیم، آقای مونترو. چون به ما میگویند انزوا تنها راه رسیدن به قداست است. فراموش میکنند که وسوسه در انزوا خیلی قویتر میشود!Читать полностью…
📒 آئورا | #کارلوس_فوئنتس
@bookhapdf
یک روز میاد که تموم زندگیت
از جلو چشمات میگـذره؛ پس
کاری کن که ارزش دیدن داشته
باشه...
📽 The Bucket List 2007
@bookhapdf
✍🏻 این کانال تلاشی است برای نگاه کردن به نوشتن از زاویهای دیگر؛
🌿 تن و تجربهی زیسته 🌿
ما سالها نوشتن را فقط با ذهن تمرین کردهایم.
اما اگر بدن هم چیزی برای گفتن داشته باشد چه؟
اینجا با هم:
🫀 از تن و زیستن میگوییم و با نوشتار بدنمند آشنا میشویم.
🎙 وبینارهای نوشتار بدنمند
📝 تمرینهای رایگان
📚 یادداشتهای روزانه
اگر دلت میخواهد نوشتن را از زاویهای کمتر دیدهشده تجربه کنی،
🌱 این دعوت برای توست.
»» /channel/mahbenevis ««
تنهایی پدیده ای ذهنی است و به شکل نارضایتی از روابط با دیگران تجربه میشود؛ حالا یا به این علت که آن روابط بسیار محدود و کم است یا هم به این سبب که روابط فعلی آن صمیمیت و گرمایی را که باید ندارند.
تنهایی را نمیتوان با در نظر گرفتن تعداد آدمهای دور و بر فرد حدس زد بلکه باید دید معاشرتهای اجتماعی فرد تا چه اندازه نیازش را به برقراری ارتباط برآورده میکند؛ به عبارت دیگر تنهایی فرد را میتوان از آنجا حدس زد که تعاملهای اجتماعی اش چقدر برایش معنادار است.
📗فلسفهی تنهایی
#لارس_اسوندسن
@bookhapdf
کرم ابریشم وقتی در پیله گرفتار ماند و مدتی در دور خود پیچید و تنید از برکت آن تلاشها و پیچشها پروانه در میآید
ولی انسان مادر مرده برعکس وقتی در لجهی افکار گرفتار گردید دیگر روی رستگاری نخواهد دید و مانند محکومی که وزنهی آهنین به پایش بسته و در دریا انداخته باشند مدام در گرداب حیرت و سرگردانی فروتر میرود...
📙دارالمجانین
#محمدعلی_جمالزاده
@bookhapdf
انسان وزن بدن خود را احساس نمیکند، اما وقتی اجسام خارجی را به حرکت درمیآورد، وزن آنها را احساس میکند. همینطور متوجه کمبودها و عيوب خود نمیشود، بلکه کمبود و عیب دیگران را میبیند. اما حسن این امر عبارت از این است که دیگران برای هرکس چون آینهای هستند که در آن همه نوع عیب، کمبود، و خصوصیت نفرتآور خود را به آشکار می بیند. مشکل در این جاست که معمولا رفتارش به رفتار سگی میماند که در برابر آینه پارس میکند، زیرا نمیداند که آنچه میبیند، تصویر خود اوست، بلکه میپندارد سگ دیگری در برابر او قرار دارد...
#آرتور_شوپنهاور
@bookhapdf
⭕️ داستان کوتاه
📝 نمایشگاه مجسمههای مومی
✍ گوستاو میرینک
مترجم: پریسا رضایی/رضا نجفی
16 صفحه
#داستان_کوتاه
#گوستاو_میرینک
@bookhapdf
شاخـهها را از جدایی گر غــم است
ریشهها را دست در دست هم است
تو نه کمتر از درختــــی سر بـــــرآر
پــــای از زندانِ خود بیــــرون گذار
دستِ تو با دستِ من دستــان شود
کارِ ما زیــن دست، کارستـــان شود
ای بـــــرادر در نشیب و در فــــــراز
آدمــــی با آدمـــی دارد نیــــــــــــاز
گر تــو چشمِ او شوی، او گـوشِ تو
پس پدید آید چــــه دریــاهایِ نـــو
#هوشنگ_ابتهاج
@bookhapdf
دلم میخواست یک نفر آرام و شمرده توی گوشم زمزمه می کرد: "دنیا بی ارزش نیست. سخت نیست، پوچ هم نیست. داری خواب میبینی..."
من خواستم و او گفت. او گفت: "دنیا بی ارزش نیست. سخت نیست، پوچ هم نیست. داری خواب میبینی..." من باورم شد. باورم شد که دارم خواب میبینم. این چشمهای خیس را. این شب سرد و اندوهناک را همهاش یک کابوسست بیدار میشوی و یادت میرود که تنهایی چقدر سخت بود. دروغ چقدر درد داشت. یادت میرود که حرفها فقط حرف هستند و نباید باورشان کرد. یادت میرود که هیچ چیز ارزش ندارد. همه اینها یادت میرود. داری خواب میبینی.
📒 دسته دلقکها
#لویی_فردینان_سلین
@bookhapdf
هیچوقت نمیتوانم منظورم را به درستی بیان کنم. الان یک مدت است که اینطوری شدهام. سعی میکنم چیزی بگویم، اما فقط کلمات اشتباه را بیان میکنم، کلماتی اشتباه دقیقا برعکس منظورم. سعی میکنم حرفم را اصلاح کنم و این همهچیز را بدتر میکند. یادم میرود در ابتدا سعی داشتم چه بگویم. انگار دو قسمت شدهام و دارم با خودم گرگم به هوا بازی میکنم. یک نیمهام دور و برِ این صندوق پست چاق و گنده به دنبال نیمهی دیگر میگردد. کلمات درست توی دست منِ دیگر است، اما این من نمیتواند او را بگیرد.
📒 جنگل نروژی
#هاروکی_موراکامی
@bookhapdf
دنیا پــــر از آدم های خوبه
اما اگـر نتونستی حتی یک
نفـر از اونا رو پیــــدا کنی،
حداقل خودت خوب باش.
#چارلی_چاپلین
@bookhapdf
🧠 ذهنت از فکرهای بیپایان خسته شده؟ 🤍
🌿 در مانورا هر روز با موسیقی آرامشبخش، تمرینهای کوتاه و محتوای کاربردی یاد میگیری ذهنت را آرامتر کنی و از فکرهای تکراری فاصله بگیری.
✨ روزی فقط ۳ دقیقه...
برای خودت، برای آرامش، برای یک حالِ بهتر. 🍃
🤍 اگر دلت یک گوشهی امن میخواهد، مانورا منتظر توست..👇
🔗 /channel/Manura_Aramesh
🔗 /channel/Manura_Aramesh
.
باد مثل دریایی وحشی موج برمیداشت و هربار، پیچیده در صدای افتادن و شکستن، به در و دیوار میکوبید.
فکر کردم باد پنجرهی اتاقم را با خود میبرَد و لبهی بیرونزدهی شیشهی پنجره، اندکی دورتر، گردن عابر نگونبختی را قطع میکند. شیشهی خونآلود روی آسفالت هزارتکه میشود و سر بریدهی عابر تا جلوی مغازهی نانوایی قل میخورَد...
از تصور این منظره به رعشه افتادم. بیاختیار بهطرف پنجره خیز برداشتم. هیچکس در خیابان نبود، هیچکس در دنیا نبود، هیچکس...
📙همنوایی شبانهی ارکستر چوبها
#رضا_قاسمی
@bookhapdf
آری این منم...اما چه سود
او که در من بود دیگر نیست، نیست...
#فروغ_فرخزاد
@bookhapdf
⭕️ نمایشنامه
📙 لنتس/ویتسک
✍ کارل گئورک بوخنر
مترجم:کامران فانی/سعید حمیدیان
#نمایشنامه
#داستان_کوتاه
#کارل_بوخنر
«داستان کوتاه لنتس ، نمایشنامه ویتسک»
@bookhapdf