83624
فروشگاه لوازم کوهنوردی طبیعتگردی ریگا @regacamp هماهنگی تبلیغات در کانال @adspdf
همه مىگويند من آدم شجاعى هستم. وقتى كه بينايىام را از دست دادم، همه گفتند شـجاع هسـتم. وقتى پدرم رفت، گفتند شجاع هستم، اما اين شجاعت نيست. چون من چارهى ديگرى ندارم. من از جايم بلند ميشوم و زندگى را ادامه مىدهم. مگر تو همين كار را نمىكنى؟ مگر تمام مردم اين كار را نمىكنند؟!
📙تمام نورهایی که نمیتوانیم ببینیم
#آنتونى_دوئر
@bookhapdf
ما بدهکاریم
به کسانی که صمیمانه ز ما پرسیدند:
«معذرت میخواهم، چندم مرداد است؟»
و نگفتیم
چونکه مرداد، گور عشق گل خونرگِ دلِ ما بوده است.
#حسین_پناهی
@bookhapdf
پشت دیوار های خانه
آپارتمان قدیمی چهار طبقه بود، بدون آسانسور. من طبقهی دوم زندگی میکردم. تنها مستأجر طبقهی سوم یه زن میانسال بود به اسم خانم صفوی. همیشه مؤدب، همیشه تنها. هر روز ساعت شش صبح صدای کفشهای پاشنهبلندش رو از سقف میشنیدم که تا دم در میرفت. ساعت هشت شب برمیگشت. تنها نشونهی حضورش همون صدا بود.
یه شب زمستونی، برق کل ساختمان پرید. توی تاریکی مطلق، صدای در خونهم رو شنیدم. از چشمی نگاه کردم: خانم صفوی بود، یه شمع توی دستش. در رو باز کردم.
گفت: «ببخشید آقای رحیمی، میتونم یه کم پیش شما بمونم؟ طبقهی بالا خیلی سرده.»
تعجب کردم. طبقهی بالا سرد؟ بخاریها که گازی بودن.
ولی گفتم: «خواهش میکنم، بفرمایید.»
نشست روی مبل. حرف نمیزد. فقط به شعلهی شمع خیره شده بود. بعد یهو گفت: «میدونید چرا فقط من طبقهی سومم؟»
گفتم: «چون مستأجر دیگهای نیست؟»
آهسته خندید. «نه. چون کسی بیشتر از یه هفته اونجا دووم نمیاره. قبلاً یه آقایی بود طبقهی چهارم. رفت. بعد یه خانواده با بچهی کوچیک اومدن. اونا هم رفتن. ولی من... من یه ساله هستم.»
پرسیدم: «چرا رفتن؟»
به شمع نگاه کرد. «بخاطر چیزایی که توی دیوار طبقهی سوم زندگی میکنن.»
خندیدم. «چیزا توی دیوار؟ موش میگین؟»
جدی نگاهم کرد. «موش. نه. دست.»
«دست؟»
«آره. شبها از دیوار بیرون میان. اول نرم، بعد محکمتر. انگار یکی از اون طرف میخواد بیاد توی خونه.»
باور نکردم، برق وصل شد و اون رفت. اما چند شب بعد، من خودم صداش رو شنیدم. از دیوار اتاق خوابم که به طبقهی بالا چسبیده بود. ضربههای آروم. تق... تق...
با مشت کوبیدم به دیوار: «بسه دیگه خانم صفوی!»
ضربهها قطع شد. بعد، یه صدای خراشمانند از داخل دیوار پیچید. انگار ناخنهایی روی گچ کشیده میشد. از خونه زدم بیرون و از پلهها رفتم طبقهی سوم. در رو کوبیدم. باز شد. خانم صفوی نبود. خونه خالی بود، هیچ اثاثیهای نداشت، فقط یه اتاق خالی با دیوارهای زرد.
اما یه چیز عجیب بود: یه دریچهی قدیمی روی دیوار که با پیچ و مهره بسته شده بود. نزدیک شدم. از پشت دریچه، صدای نفسهای آروم میاومد.
پیچها رو باز کردم. دریچه رو کشیدم کنار.
توی تاریکی پشت دیوار، یه راهرو باریک بود که به سمت پایین میرفت، به طبقهی دوم... به اتاق خواب من.
و توی اون راهرو، دهها جفت چشم به سمتم برگشتن. یکی از اون چشمها مال خانم صفوی بود که زمزمه کرد: «حالا تو هم یکی از مایی.»
🎈توجه کنین لطفا: این یکی از داستانهای کوتاهمه من تو این کانال داستانای بلند، ترسناک ،معناگرا ، و عاشقانه مینویسم. و نوشته های خودمه.
ممنون میشم ازم حمایت کنین به خصوص از داستان سریالی ای که دارم مینویسم به اسم(درب انتهای راهرو) و قراره چاپ بشه و رشد کانال خیلی بهم کمک میکنه که تو کاری که عشقشو دارم موفق بشم ممنونم از حمایتتون🧡
پیرمرد: با اگرها نمیشه زندگی کرد...
امِلی: اما بدون اگرها ممکنه خودمو حلق آویز کنم
Amelie | 2001
@bookhapdf
از همه مهمتر، به خودت دروغ مگو. کسی که به خودش دروغ میگوید و به دروغ خودش گوش میدهد، به چنان بنبستی میرسد که حقیقتِ درون یا پیراموناش را تمیز نمیدهد، و این است که احترام به خود و دیگران را از دست میدهد و با نداشتنِ احترام دست از محبت میکشد، و برای مشغول کردن و پرت کردنِ حواسش از بیمحبتی، به شهوات و لذات خشن راه میدهد و در رذالتهای خویش در بهیمیّت فرو میرود، و همهاش هم از دروغزنیِ مداوم به دیگران و به خویشتن. آدمی که به خود دروغ میگوید، بسیار آسانتر از دیگران مورد اهانت قرار میگیرد.
📗 برادران کارامازوف
#فئودور_داستایوفسکی
@bookhapdf
📚 دعوتید به همراهی در کانالِ "آدم حرفی"، حرفها و نوشتههای یک نویسنده
@Adam_harfi
و کشفِ لایههای پنهانِ آثار ادبی با برگزاریِ نشستهای مجازی با محوریتِ گفتوگو:
✨ همخوانی و نقد آثار ادبی
✨ بررسی آثار از نگاه ادبی، فلسفی و روانکاوانه با حضور اساتید و متخصصانِ حوزههای مربوطه
✨ تمرین های نویسندگی
@Adam_harfi
سپیده که سر بزند
در این بیشهزار خزان زده
شاید گلی بروید
شبیه آنچه در بهار بوئیدیم
پس به نام زندگی
هرگز نگو هرگز...
#پل_الوار
@bookhapdf
جوانی، بهار است اما وقتیکه گذشت، دیگر برنمیگردد. عمر ما فصلهای برگشتنی ندارد و ما وقتی فهمیدیم بهار برگشتنی نیست، میخواهیم آن را در خاطره نگه داریم و، مهمتر از آن، در خیال بازسازیمش.
گنجینهای که نشان میدهد چرا ادبیات مهم است.
گنجینهای که الگوهای ذهنی ما را به پرسش میگیرد.
گنجینهای که به ما میآموزد چگونه تحلیل محتوا بکنیم.
/channel/farhangejavid_pub
NH_h60 👈ادمین
از تخت خوابتان در هتل بتوانید
برج ایفل را ببینید یا نبینید واقعاً اهمیتی ندارد؛
اینکه بتوانید خواب عمیقی داشته باشید
بسیار مهمتر است.
📙هنر شفاف اندیشیدن
#رولف_دوبلی
@bookhapdf
📗 عنکبوت
✍ هانری تروایا
مترجم: حمید کریم خانی
272 صفحه
برندهی جایزه گنکور
》ژرار فونسکا شخصیت اصلی داستان مردی است درون گرا حساس و به شدت وابسته به مادرش؛ اما این وابستگی در دل خود ریشه های یک رابطه بیمارگونه دارد. ژرار همچون عنکبوتی که تار میتند به آرامی اطرافیانش را در شبکهای از احساسات وابستگی و سلطه جویی گرفتار میکند. با هر گام به درون ذهن او، خواننده بیش از پیش با تاریکیهای روان انسان مواجه میشود.
#هانری_تروایا
@bookhapdf
جایی را ترک کردم که در آن خوشحال نبودم
و ترک آنجا نیز مرا خوشحال نکرد،
اما میدانستم،
انسان در مکانی که بیمار شده هرگز درمان نمیشود.
#رولان_بارت
@bookhapdf
همهکاره و همهچیزدان نباشید!
آنچه زندگی را غنی میسازد چیزهایی نیستند که به آن اضافه میکنید، بلکه چیزهایی هستند که از آن حذف میکنید.
آنچه زمانهی ما را تهدید میکند انفجار اطلاعات نیست، بلکه انفجار انواع نظرات مختلف است.
آزادی واقعی یعنی این که، مجبور نباشید در مورد همهچیز و همهکس نظری داشته باشید، نگران این نباشید که بینظر بودن نشانهی ضعف شماست، برعکس این نشانه هوش و بلوغ شماست..
📗هنر خوب زیستن
#رولف_دوبلی
@bookhapdf
اعتبار یک عقیده یا عمل نه با شمار افراد موافق یا مخالف با آن، بلکه با پیروی آن از قواعد منطق تعیین میشود.
محکوم شدن یک استدلال از جانب اکثر افراد دلیل نادرستی، یا برای شیفتگان مبارزهطلبی و اعتراض قهرمآبانه، دلیل درستی آن نیست.
سقراط به ما راه خروج از دو توهم نیرومند را نشان داد: اینکه یا باید همیشه به دستورات افکار عمومی گوش کنیم یا هیچوقت به آنها گوش نکنیم.
پیروی از سرمشق او هنگامی بیشترین سود را در بردارد که در عوض بکوشیم همواره به دستورات عقل گوش بسپاریم.
📙تسلی بخشیهای فلسفه
#آلن_دوباتن
@bookhapdf
⭕️ داستان کوتاه
📝 صورت
✍ آلیس مونرو
مترجم: ترانه علیدوستی
28 صفحە
#آلیس_مونرو
#داستان_کوتاه
@bookhapdf
.
زیبا ترین تَک بِیتی های جهان در:
@dubity_hivaa
@dubity_hivaa
@dubity_hivaa
" تمام مشکلات انسانها
از ناتوانی آدم ها در نشستن تویه
یک اتاق به تنهایی ناشی میشه..."
🎬Things to Come
@bookhapdf
نگرانیشان از بابت فرار ما نیست. نمیتوانیم زیاد دور شویم. نگران اوج گرفتن خیالمان هستند؛ نگران راههایی که فقط درون آدم باز میشوند، و به انسان روحیه و برتری میدهند.
📙سرگذشت ندیمه
#مارگارت_اتوود
@bookhapdf
📗 این یک چپق نیست
✍ میشل فوکو
مترجم: مانی حقیقی
94 صفحه
کتاب این یک چپق نیست، اثری نوشته ی میشل فوکو است که اولین بار در سال 1973 وارد بازار نشر شد. نوشتن جملهی «این یک چپق نیست» در کنار تصویری واضح از یک چپق، چه معنایی می تواند داشته باشد؟
نقاشی معروف رنه ماگریت، حکم نقطهی شروع را برای تحلیل های هنری دلنشین فیلسوف و تاریخ دان برجستهی فرانسوی، میشل فوکو، دارد. فوکو که بیشتر به خاطر کاوش های درخشان خود در مفاهیم قدرت و ساز و کارهای اجتماعی شناخته می شود، موضعی نسبتا متفاوت را در این کتاب اتخاذ کرده است. او با تحلیل و بررسی ظرافت ها و ابهامات موجود در نقد بصری ماگریت از زبان، یافته های فوق العاده ارزشمند و جذابی را درباره ی این نقاش بزرگ و تأثیرش بر هنر در اختیار مخاطبین قرار می دهد.
برخی از ما فکر میکنیم دوام آوردن
قویترمان میکند، امّا گاهـی قدرت
در "رها کردن" است.
#هرمان_هسه
@bookhapdf
با هگل در این عقیده همراهم که انسانِ شریف، هرگز به اندازهی کافی شریف نیست و هیچ تبهکاری هم تمام و کمال تبهکار نیست.
📙 تنهایی پر هیاهو
#بهومیل_هرابال
@bookhapdf
بالای سر هر داستان عاشقانهای، این تفکر، هر چند وحشتناک و نادانسته، آویزان است که چگونه پایان مییابد. درست به این میماند که در عین سلامت و نیرو، بکوشیم به مرگمان فکر کنیم.
تنها تفاوت میان پایان عشق و پایان زندگی این است که: حداقل در مورد دوم، خیالمان راحت است، این آسایش خاطر را داریم که بعد از مُردن چیزی حس نخواهیم کرد. در مورد عشق چنین آسایشی وجود ندارد، چه کسی میداند که پایان یک رابطه؛ لزوماً پایان عشق و قطعاً پایان زندگی نیست...
📙جستارهایی در باب عشق
#آلن_دوباتن
@bookhapdf
⭕️ داستان کوتاه
📝 عمو روسیکی
✍ ویلا کاتر
مترجم:حسن شهباز
۵۳ صفحه
#ویلا_کاتر
#داستان_کوتاه
@bookhapdf
اندوە کسی را نکشت، اما ما را از همە چیز تهی کرد...
#محمود_درویش
@bookhapdf
ما خودمان را با افرادی مقایسه می کنیم که به هیچ نحو هیچ ارتباطی با ما ندارند، در نتیجه خودمان را از آنچه هستیم کوچکتر احساس می کنیم. البته، می توان به شیوه ایی عقلانی با این تاثیر مقابله کرد - اما ما این کار را نمی کنیم.
عواقب عاطفی واقعی هستند و تغییرات جسمی و هورمونی در پی دارند.
سطح استرس ما بالا می رود، سطح سروتونین مان کاهش می یابد. سرمان را پایین می اندازیم و نومید پاهای سستمان را دنبال خودمان می کشیم.
زندگی را از اینکه هست برای خودمان سخت تر می کنیم. دیگر وقتش رسیده که کنار بکشیم. از مصرف ابلهانه رسانه های خبری و رقابت بیهوده بر سر کسب منزلت کنار بکشیم.
📙دیگر اخبار نخوانید
#رولف_دوبلی
@bookhapdf
اینجا پُر از گرد و غبار خفقانآور است؛ در این خانه همهچیز نفرتآور است، تمام اشخاصی که هنوز در شهر هستند، تمام این چهرههایی که، از صبح تا شب، در برابر دیدگانم میگذرند، بیحیاییِ صداقتآمیزشان را، خودخواهیشان را، بزدلیِ روحهای کوچکشان را و بیحسی قلبشان را، بیاندازه آشکار و بیپیرایه میسازند.
راستی بهشت مالیخولیاییها که آشکار فریاد میزند، همین است!
📗همیشه شوهر
#فئودور_داستایوفسکی
@bookhapdf
🔳 کارگاه عملی «مِتاکُلاژ؛ ساختن از ساختهها»
▫️مدرس: دکتر محمّد اوحدی حائری
(نویسنده و پژوهشگر، مترجم، استاد دانشگاه)
⏳ ۶ جلسه سه ساعته
📌 همراه با پروژه پایانی
▪️حضوری
▪️آنلاین
🗓 مرداد و شهریور ۱۴۰۵
♦️ دربارهی کارگاه:
در این دوره که برای اولینبار در ایران برگزار میشود تجربهای کاملا متفاوت در خلق اثر ادبی و هنری را تجربه خواهید کرد. هنرمندان و اندیشمندان عرصه هنر بارها تلاش کردهاند روشی متفاوت از همنشینیِ متریالهای ازپیشساختهشده را پیشنهاد دهند. اما متاکلاژ نقطهای فراتر از «کُلاژ»،«دادائیسم»،«لتریسم»،«بریکُلاژ»،«ناادبیات»،«ناسینما»،«ناتئاتر»و مواردی از این دست است. در این روش با جدا کردن جزئی از یک کل هنری و ادبی و بازتعریفِ آن در اثر خودمان، اثری میآفرینیم که هیچکدام از اجزای آن را از نقطه صفر نیافریدهایم. در این کارگاه هر یک از شرکتکنندگان به طور فردی و گروهی پروژهای را در حوزه بینارشتهای سینما، تئاتر، نقاشی، عکاسی، موسیقی و ادبیات انتخاب کرده و در طول دوره پرورش میدهند...
🛑 برای اطلاعات بیشتر پیام دهید:
+۹۸۹۱۰۵۳۹۴۷۳۷
🚦تلگرام:
@Chaos_Art_Group
/channel/Chaos_Art_Group_news
‼️با 30درصد تخفیف مدرک ایتالیایی بگیر🇮🇹
✨️دوره جامع طراحی لباس صاحو ✨️
📍۳ مدرک معتبر (وزارت ارشاد و ایتالیایی و فنی حرفهای)📲 دایرکت بده یا تلگرام پیام بده:
📍کاملا قسطی بدون پیش نیاز
📍 آنلاین و حضوری ؛ بدون پیشنیاز
ترس از تنها ماندن ترس مهلکی است که بسیاری از مشکلاتمان از آن سرچشمه میگیرد. برای آغاز
اصلاح این وضعیت، باید از بچگی یاد بگیریم که تنها ماندن بـه معنی مشکل داشتن نیست؛ تنهایی یعنی به قدر کافی صبور بودن تا پیدا شدن چیزی که واقعا مورد نظرمان است. این کار
نتیجه تصميم ماست، نه اینکه سزای اشتباهاتمان باشد. به علاوه، تنها بودن به معنی جدا افتادن از دیگران نیست؛ این حالت مطمئنترین راه برای ارتباط عمیق با
دیگران و پر کردن ذهنمان با ایدهها و خیالات میلیاردها نفر در سراسر جهان و تاریخ است.
📒 گاهی که از نه شنیدن میترسیم
#آلن_دوباتن
@bookhapdf
⭕️ داستان کوتاه
📝 عمهی فقیر
✍ هاروکی موراکامی
مترجم: مهدی غبرایی
24 صفحه
#هاروکی_موراکامی
@bookhapdf