5629
در سرابی میان وهم و حقیقت! 🪞 📜- http://t.me/BluChtBot?start=67afaa03bfdaa28a8f45
- دیگه حرفی نمونده!
«بزن باران که دین را دام کردند
شکار خلق و صید خام کردند
بزن باران خدا بازیچه ای شد
که با آن کسب ننگ و نام کردند»
ای بـا هــــزار غصه و غــم مبتلا وطـــن!
عــمـــری اسیر گشته بــه دام بــلا وطــن!
بـــر بــــوریــا نشسته بـــه کنج عزا وطن!
بی کس وطن! غــــریب وطن! بینوا وطن!
گفتا چه خفته ای که وطن اهــرمن گـــرفت
افــتــاده در دهــان هــزار اژدهـــا وطــــن
بی کس وطـن! غـــریب وطن! بینوا وطن!
دیریست این وطن بجز از غــم ندیده است
غیر از عــزا و گــریه و ماتـــم ندیده است
کام عـطش گــــرفـــتــۀ او نـــم نـدیده است
یک دوست، یک موافق وهمدم نـدیده است
دزدان ربــــوده انــد هـمـه گـنـج و مـال او
نشنید هــیـچ کس بــه جهان قــیـل و قال او
در بحر خـــون و اشک؛ نماید شنا وطـــن
آن عقربی که بر وطن افتاد حاضر است
آن خائن ستمگر جلاد حاضر است
آن خط و ثبت و دفتر و اسناد حاضر است
یک روز این وطن، وطن ببر و شیر بــود
هــر بیشه اش مکان پــلــنـگی دلــیــر بـود
دیـــو سیـه بــه پــنــجۀ رزمَش اسیـر بــود
بر شرق و غـرب، نوکرِ شاهش امیر بــود
تـــا کــی اسیر طـــائــفــۀ بـی حــیـا وطن؟
مشکلِ ما این است که همانقدر که ویران میکنیم، نمیسازیم؛ همانقدر که کُهنه میکنیم، تازگی نمیبخشیم؛ همانقدر که دور میشویم، باز نمیگردیم؛ همانقدر که آلوده میکنیم، پاک نمیکنیم؛ همانقدر که تعهّدات و پیمانهای نخستین خود را فراموش میکنیم، آنها را بهیاد نمیآوریم؛ همانقدر که از رونق میاندازیم، رونق نمیبخشیم. مشکل این است که از همهٔ رؤیاهای خوشِ آغازْ دور میشویم و این دورشدن به معنای قبولِ سُلطهٔ بیرحمانهٔ زمان است. بر سر قولوقرارهای نخستین نماندن، باورِ پیرشدگی روح است و خواجگی عاطفه.
-نادرابراهیمی
شما میتونی با من همدردی بکنی،
میتونی بفهمی من چمه،
میتونی زبونی با من همدردی بکنی،
ولی حسش نمیتونی بکنی...
شما رنج خودتو داری، من رنج خودمو دارم،
من میفهمم شما چته، شما میفهمی من چمه،
اما؛
حسش نمیتونی بکنی.
طعم گیلاس/عباس کیارستمی.
مردم شهري که
همه در آن میلنگند
به کسي که
راست راه میرود
میخندند ..
- چارلی چاپلین
یه روزی که خوشحال تر بودم،
میام مینویسم: این نیز بگذرد.
روزی به گذشته نگاه خواهی کرد
و کاملاً متوجه خواهی شد
که چرا آن اتفاق افتاد.
@bookismine
عطر خوب شیشه ی خاليش هم سال ها بوی خوب میده، آدم خوب هم همینه...
@bookismine
به خود گره بزن ای دوست حالِ خوبت را
که عالم و همه اهلش چو باد در گذرند.
@bookismine
میدونید آدم از چی دلش میسوزه؟
اینکه اعتراضات بهحق مردم درباره مسائل
"اقتصادی " همیشه با همراهی آشوبگرا میره به حاشیه و کلا اعتراض در نطفه خفه میشه و میره تو یه مسیر دیگه و حرف مردم شنیده نمیشه
دوم اینکه وقتی اغتشاش میشه اون مسئولانی که باعث این مشکلات شدن، اون سرمایهداران فاسدی که جیبشون از سفره انقلاب پر شده کاری با این اتفاقات ندارن، تو خونهشون تو جای گرم و نرم نشستن و نهایت از گوشیشون حوادث رو دنبال میکنن و پلیس و نیروی امنیتی و اتیش نشان باید بره وسط خیابون درگیر بشه. فحش بخوره، زخمی بشه
از آدم ها بت نسازید، این خیانت است.
هم به خودتان هم به خودشان؛
خدایی میشوند که خدایی کردن نمیدانند و
شما در آخر میشوید سر تا پا کافرِ خدایِ خود ساخته.
نیچه
@bookismine
نمیدانم اگر موسیقی و چای و قهوه را نداشتم، اگر با نور و با گیاه و با کتاب خوشحال نمیشدم، اگر پاییز و بهار و باران و برف را دوست نداشتم، برای دلخوشی در خالیترین حالات ممکن جهانم، به کدامین اتفاق چنگ میزدم، و کدامین دلخوشی کوچک را در آغوش میکشیدم، تا به خودم بقبولانم که زندگی هنوز هم زیباست ...
Читать полностью…
"گاهی هیچ اختلال روانیای در کار نیست، فقط پول نداریم.
و همین بیپولیه که ما رو وادار میکنه چیزهایی رو تحمل کنیم که روانمون رو فرسوده میکنه، مثل ادامه دادن یه ازدواج ناموفق، تحمل کردن یه کارفرمای بیرحم، زندگی در محلهای ویران و موندن در یه ساختمان دلگیر.
این است حقیقتِ عریان."
روانشناس روانی
- کیست این من ؟
این منِ با من زِ من بیگانه تر
ابن منِ من من کنِ از من کمی دیوانہ تر ؟
-مولانا
چه غریب ماندی ای دل!
نه غمی، نه غمگساری
نه به انتظار ياری، نه ز يار انتظاری
غم اگر به كوه گويم بگريزد و بريزد
كه دگر بدين گرانی نتوان كشيد باری
چه چراغ چشم دارد دلم از شبان و روزان
كه به هفت آسمانش نه ستارهای است باری
دل من! چه حيف بودی،
كه چنين ز كار ماندی
چه هنر به كار بندم؟
كه نماند وقت كاری
نرسيد آن كه ماهی به تو پرتوی رساند
دل آبگينه بشكن كه نماند جز غباری
همه عمر چشم بودم كه مگر گلی بخندد
دگر ای اميد خون شو، كه فرو خليد خاری
سحرم كشيده خنجر كه:
چرا شبت نكشتهست
تو بكش كه تا نيفتد دگرم به شب گذاری
- هوشنگ ابتهاج
شبی را با من ای ماهِ سحرخیزان سحر کردی
سحر چون آفتاب از آشیان من سفر کردی
- شهریار
@bookismine
کارما میگه، "بعضی وقتا باید تو زندگی رنج بکشی، نه بخاطر اینکه آدم بدی بودی، بلکه بخاطر اینکه درک نکردی کجا باید دست از خوب بودن برداری."
@bookismine
نوشته بود :
«گاز گرفتن زبونت موقع غذا خوردن، مثال خوبیه از اینکه چطور با سالها تجربه بازم امکان داره اشتباه کنی.»
@bookismine
دو سوره در قرآن، با کلمه "ویل" شروع شده؛ "ویل" یکی از شدیدترین تهدیدهای قرآن است و آن دو آیه اینها هستند:
وَيْلٌ لِلْمُطَفِّفِينَ
وای بر کم فروشان ...
وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ
وای بر عیبجویان طعنه زننده ...
اولی در مورد مال مردم و
دومی در مورد آبروی مردم ...!
مراقب هر دو باشیم!
پ ن: امان از زبان نیشدار که انسانها رو داغون میکنه ...
@bookismine
بهقول نزار قبانی:
«أنا ضد کل ما يأخذك بعيداً عن صدري!»
من با هر آنچه که تو را از آغوشِ من دور میکند دشمنم!
@bookismine