16661
کانال کافهتکرمان: @CaffeeTakRoman گروه چتونقد کافهتکرمان: https://t.me/+lvQUKud7HVU1ZjNk کانال رمانهای آنلاین کافهتکرمان: @CaffeeTakOnline 💬ارتباط با ادمین: @aeriii1485
«هیئتمنصفه فراری»← فایلی از این کتاب موجود نیست.
• «وکیل خیابانی»↓
/channel/caffetakroman2/21994
• «اتاق مرگ»← فایلی از این کتاب موجود نیست.
• «گرداب» (سوگل و سامیار)↓
/channel/caffeetakonline/826
• «جادوی کهن»← فایلی از این کتاب موجود نیست.
• «بهت اصلاً نمیآد» (م. بهارلویی)↓
/channel/caffetakroman2/74521
• «به من برگرد»↓
/channel/caffeetakonline/517
• «چشمهایش» (بزرگ علوی)↓
/channel/caffetakroman2/26593
• «چشمهایش» (پریسا ا.)↓
/channel/caffetakroman2/34906
• «پریچهره» (محدثه احمدنسب)← یافت نشد.
رمان گرداب
نویسنده: سهیلا ترابی
تعداد صفحهها: 871
ژانر: عاشقانه
@CaffeeTakRoman 📘☕️
خلاصه:
سایه داستان عشق یک دختر 22 ساله به حامد مرد 40 ساله ای رو روایت می کنه، سایه عاشق و دلباخته دوست پدرشه…برای رهایی از این عشق با نوید دوست میشه، دست روزگار نوید و حامد رو در مقابل هم قرار میده…
@CaffeTakRoman2
با عرض سلام و روز بهخیر.
لطفاً اسم رمان یا کتابی که درخواست دارید، یا خلاصه رمانی که فراموش کردید رو کامنت کنید.
📌 عزیزان لطفاً به نکات زیر توجه کنید:
• نیازی به عضو شدن در گروه نیست؛ درخواستها مطابق معمول در کانال گذاشته میشه.
• جواب تمام درخواستها، پایان همون روز ساعت ۲۰ به بعد، توی کانال قرار میگیره.
• جواب خلاصهها در صورت پیدا شدن با کد مشخص شده داخل کانال قرار میگیره.
با تشکر
لطفاً خلاصههای زیر رو بخونید و اگه اسم رمان رو میدونید، پیوی ادمین پیام بدید و همراه با کد خلاصه، اسم رمان رو بگید🌸
ID: @Nighck
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
﮼ #bd325
سلام یه رمان آنلاین میخوندم دختره یه بوی خاصی احساس میکرد به حزب خودش هیچکس متوجه این بو نمیشد
گاهی انقدر شدید بود که نمیتونست تحمل کنه بعد کم کم متوجه میشد که این بو به خاطر گناه و اشتباهاتی هست که آدما انحام میدن
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
رمان نازدار
نویسنده: مهدخت مرادی
ژانر: عاشقانه، بر اساس واقعیت
صفحهها: 1224
@CaffeeTakRoman 📘☕️
خلاصه:
از وقتی به یاد دارم توی گداخونه ی شوهر خاله ام کار میکردم، نصف عمرم به آشپزی واسشون گذشت و نصف دیگه اش به گلفروشی سر چهار راه های شهر، شیشه ی ماشین هر مردی پایین میومد، کرشمه ی چهارده ساله چشم اش میگرفت، تموم اتفاقات و مو به مو به خاله ام میگفتم، اما اون زنه سیاه دل گوشش بدهکار نبود و فقط پول و میشناخت! میون زندگی جنجالی و پر از بدبختیم المیرا و شوهرش سر راهم قرار گرفتند، زن و شوهری که سالیان سال دنبال دوا درمون و به فرزند خوندگی گرفتن بچه بودن و به هر دری میزدن به بن بست میخوردند، زندگیم تو بدترین حالت خودش پیش میرفت تا اینکه المیرا پیشنهاد داد... رمانی بسیار زیبا و جنجالی...
@CaffeTakRoman2
آشپزهای شیطون یافت نشد
غزال
/channel/caffetakroman2/79988
همخونه
/channel/caffetakroman2/1281
دختر چشم آبی
/channel/caffetakroman2/75164
جان یافت نشد
لطفاً خلاصههای زیر رو بخونید و اگه اسم رمان رو میدونید، پیوی ادمین پیام بدید و همراه با کد خلاصه، اسم رمان رو بگید🌸
ID: @Nighck
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
﮼ #bd313
یه رمانی بود که اسمشو نمیدونم
شخصیت مردش اشمس زافار بود مافیای (اگه اشتباه نکنم اهل عربستان بود)
بعد یه دختری که دختره اسمش لیلیاس هست دکتره
بعد این زافار که اومده بوده ایران چاقو میخوره و لیلیاس پیداش میکنه میبرتش خونه اش درمانش کنه
پیداش نمیکنم کسی دارتش؟😭😭
اسمش هم بهم بگید اوکیه اگه چنلش رو ندارید
🫘🥛🫘🥛🫘🥛