16663
کانال کافهتکرمان: @CaffeeTakRoman گروه چتونقد کافهتکرمان: https://t.me/+lvQUKud7HVU1ZjNk کانال رمانهای آنلاین کافهتکرمان: @CaffeeTakOnline 💬ارتباط با ادمین: @aeriii1485
با عرض سلام و روز بهخیر.
لطفاً اسم رمان یا کتابی که درخواست دارید، یا خلاصه رمانی که فراموش کردید رو کامنت کنید.
📌 عزیزان لطفاً به نکات زیر توجه کنید:
• نیازی به عضو شدن در گروه نیست؛ درخواستها مطابق معمول در کانال گذاشته میشه.
• جواب تمام درخواستها، پایان همون روز ساعت ۲۰ به بعد، توی کانال قرار میگیره.
• جواب خلاصهها در صورت پیدا شدن با کد مشخص شده داخل کانال قرار میگیره.
با تشکر
زمان صفر
/channel/caffetakroman2/70549
لاعلاج یافت نشد
اشتباهات یک زن
/channel/caffetakroman2/66875
جلد دوم قربانی سلطنت
/channel/caffetakroman2/85369
🌸🍃 اسامی خلاصههای پیدا شده
﮼ 🩷🌸🩷🌸🩷🌸🩷🌸
﮼ #bd381
• رمان عبور از غبار
﮼ 🩷🌸🩷🌸🩷🌸🩷🌸
﮼ #bd378
• رمان سونای
﮼ 🩷🌸🩷🌸🩷🌸🩷🌸
﮼ #bd387
• رمان پناه
﮼ 🩷🌸🩷🌸🩷🌸🩷🌸
• «زیر گنید کبود» (پرستو مهاجر)← فایلی از این رمان موجود نیست.
• «بهشت بی تو»← فایل یا لینکی ازش یافت نشد.
• «شکنجهگر من» (مرضیه اخواننژاد)↓
﮼ /channel/caffetakroman2/12764
• «قصاص سپید»
﮼ /channel/caffeetakonline/845
• «طوطی»↓
﮼ /channel/caffetakroman2/81203
• «مغز ایدئولوژیک» (لعور زمیگراد)← فایلی از این کتاب موجود نیست.
• «درسهایی دربارهی آزادی» (تیموتی اسنایدر)← این کتاب چاپ شده و فایل مجازیای ازش موجود نیست.
#زهر_زیبا #Beautiful_Venom [جلد اول]
#زهر_شیرین #Sweet_Venom [جلد دوم]
#افعیها #وایپرز #Vipers
❗️ بقیهی جلدها ترجمه نشده ❗️
• رمان زهر زیبا [جلد اول مجموعهی افعیها] - Beautiful Venom
• نویسنده: رینا کنت
• مترجم: دلبر
• ژانر: دارک رومنس، بزرگسال، بازی هاکی، انتقامی
@CaffeeTakRoman 📘☕️
• خلاصه:
آدرینا، با نقشهای حساب شده برای انتقام از کسی که خانوادهاش را نابود کرد، خود را عمداً در مسیر لوکا ویتورتو — رهبر جوان، بیرحم و جذاب یک خاندان مافیایی — قرار میدهد. او وارد بازی مرگباری میشود که در آن باید بین دروغ و واقعیت، عشق و نفرت، و زندگی و مرگ یکی را انتخاب کند. این جلد با اعتمادسازی خطرناک و شروع رابطهٔ پرتنش و سمی بین آنها به پایان میرسد.
@CaffeTakRoman2
با عرض سلام و روز بهخیر.
لطفاً اسم رمان یا کتابی که درخواست دارید، یا خلاصه رمانی که فراموش کردید رو کامنت کنید.
📌 عزیزان لطفاً به نکات زیر توجه کنید:
• نیازی به عضو شدن در گروه نیست؛ درخواستها مطابق معمول در کانال گذاشته میشه.
• جواب تمام درخواستها، پایان همون روز ساعت ۲۰ به بعد، توی کانال قرار میگیره.
• جواب خلاصهها در صورت پیدا شدن با کد مشخص شده داخل کانال قرار میگیره.
با تشکر
لطفاً خلاصههای زیر رو بخونید و اگه اسم رمان رو میدونید، پیوی ادمین پیام بدید و همراه با کد خلاصه، اسم رمان رو بگید🌸
ID: @Nighck
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
#bd387
یک دختری بود که پسرعمهش خارج داشت پزشکی میخوند. این دختر میرفت پیش عمهش که تنها نباشه. تو همین رفتنا با پسر عمهش شروع کرد تصویری حرف زدن و دیگه رابطه دورادورشون شد هر روز
تا این که برای دختره خواستگار اومد پسرعمه به مسخره بازی گفت اره برو زنش شو و ....
دختره هم از روی لجبازی به این یارو ازدواج کرد. اما شوهرش یه آدم زن باز و لجن بود.
چند سال بعد پسر عمهه اومد ایران. تو همون مدت هم این خیانت شوهرشو فهمید و جدا شد و رفته رفته دوباره رابطه پسر عمهه و دختره شکل گرفت.
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
رمان: #نسیان | نسیان
نویسنده: #بهار_جلیلی
ژانر: #عاشقانه #هیجانی
خلاصه :
ویان، دختر شاد و کنجکاویست که در حال گذراندن تعطیلات تابستانه خود است.
درست زمانی که همه چیز خوب پیش می رود،
مرد غریبه ای نیمه شب وارد اتاقش می شود.
مردی که باعث رخ دادن اتفاقات عجیب و دگرگون شدن زندگی عادی ویان می شود...
دانلود رمان اشکهای ماه
نوشته: حانیه باصری (حانیا)
ژانر: عاشقانه، ارباب رعیتی، هیجانی
خلاصه:
ماه چهره برای فرار از سرنوشت سختش خودش رو به جای زن دیگه ای جا میزنه و وارد یک عمارت با شکوه میشه.
اما حتی فکرش رو هم نمیکنه که قراره با چه چیزی روبهرو بشه! اون پرستار ارباب زاده ای میشه که خودش رو در بالاترین طبقه عمارت حبس کرده.
هیچکس تا به حال اون رو از نزدیک ندیده و خدمتکار ها بهش لقب دیو عمارت دادن. مردی که تمام پرستارهای قبلیش به طرز مشکوکی ناپدید شدن.
لطفاً خلاصههای زیر رو بخونید و اگه اسم رمان رو میدونید، پیوی ادمین پیام بدید و همراه با کد خلاصه، اسم رمان رو بگید🌸
ID: @Nighck
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
#bd386
یه دختره دانشجو بود به پیشنهاد یه همکلاسی پسرش با عموی ناتنیش صیغه میشه و توی هتل فقط در حد رابطه همو میبینن، همسر اون آقا بیماره و علت رابطه این دو نفر هم همینه
یه سری که هر دو توی ماشین بودن تصادف میکنن و یه سری عکس تار ازشون گرفته میشه و پخش میشه.
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
تب آلود یافت نشد
حارس یافت نشد
عشق مهتابی یافت نشد
مین و مینا یافت نشد
گردنه بندهای آس و پاس یافت نشد
آغوش بارون زده یافت نشد
عیار صبوری یافت نشد
معجزه شکرگزاری
/channel/caffetakroman2/90429
رمان : #زمان_معکوس
جلد دوم
نویسنده: #مدیا_خجسته
ژانر: #عاشقانه #معمایی #هیجانی
خلاصه:
اِرِن بعد از هفت سال به دنبال مرگ تلخ همسرش گلبهار ، به دنبال حقایق و معماهای زندگی اش میگردد. هیچ چیز و هیچ کس برایش مهم نیست تا اینکه سرنوشت بارِ دیگر او را در نقطه ی دیگری از دنیا ، با بهارک ناصری ، کسی که شباهت بی سابقه ای به همسرش دارد رو به رو میکند تا بفهمد هیچ چیز به آن سادگی که خیال میکرد نبوده!
جلد اول
@CaffeTakRoman2
لطفاً خلاصههای زیر رو بخونید و اگه اسم رمان رو میدونید، پیوی ادمین پیام بدید و همراه با کد خلاصه، اسم رمان رو بگید🌸
ID: @Nighck
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
﮼ #bd380
سلام یه رمان بود که دختره تو یه ساعت فروشی کار می کرده و یه روز از مغازه دزدی میشه و اون یه پسره رو که میشناخته رو میگه این دزدی کرده و گزارش میده بعد پسره رو از وسط شرکتش برمیدارن میبرن و بعدش پسره برای انتقام میخواد دختره رو بدست بیاره
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
﮼ #bd381
سلام وقت بخیر
یه رمان بود که دختره دوره تخصص قلب رو میگذرونه بعد نامزدش با با یکی از پرستارها که پولداره نامزد میکنه بعدش دختره با یکی از پزشکا که به تازگی از خارج برگشته قرار ازدواج میزارن و پنهانی صیغش میشه ولی پسره تصادف میکنه و استاد اون دختر ازش حمایت میکنه و برای اینکه ابروی دختر نره خودشو نامزدش معرفی میکنه و در نهایت با هم ازدواج میکنند
خیلی طولانی گفتم ببخشید ممنون میشم اسم رمان رو بگید یادم رفته
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
لطفاً خلاصههای زیر رو بخونید و اگه اسم رمان رو میدونید، پیوی ادمین پیام بدید و همراه با کد خلاصه، اسم رمان رو بگید🌸
ID: @Nighck
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
#bd390
یک رمان بودیک خانواده مرفه ودوتادخترویک پسرداشتن
دختر بزرگ دوقلوبارداربودبعداززایمان فوت میکنه دختر دوم بخاطر وابستگی زیادبه دوقلوهاباشوهرخواهرش ازدواج میکنه
درحالی که عاشق برادرعروسشون بود
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
#bd391
دختری مرفه درخونه ایی مرفه با خونوادش زندگی میکرد خدمتکار داشتن
دختره معلم موسیقی داشت که عاشق دختره میشه ولی متاسفانه دختره عاشق پسری میشه که از پنجره خونشون دختره رو تو حیاط دید میزنه
برخلاف خونوادش ازدواج میکنه ولی خونواده پسره وخود پسره بی فرهنگ خیلی اذیت میشه
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
با عرض سلام و روز بهخیر.
لطفاً اسم رمان یا کتابی که درخواست دارید، یا خلاصه رمانی که فراموش کردید رو کامنت کنید.
📌 عزیزان لطفاً به نکات زیر توجه کنید:
• نیازی به عضو شدن در گروه نیست؛ درخواستها مطابق معمول در کانال گذاشته میشه.
• جواب تمام درخواستها، پایان همون روز ساعت ۲۰ به بعد، توی کانال قرار میگیره.
• جواب خلاصهها در صورت پیدا شدن با کد مشخص شده داخل کانال قرار میگیره.
با تشکر
لطفاً خلاصههای زیر رو بخونید و اگه اسم رمان رو میدونید، پیوی ادمین پیام بدید و همراه با کد خلاصه، اسم رمان رو بگید🌸
ID: @Nighck
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
﮼ #bd388
سلام.یه رمانی چند سال پیش خونده بودم؛ در مورد یه دختر بود که عاشق دوست پدرش می شه که آشپز البته توی دبی فکر کنم بود و این دختر و از بچگی دوست پدرش یه جورایی بزرگ کرده بودش
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
﮼ #bd389
سلام یه رمانی بود
یکی از خواهران اسمش فک کنم سحر بود که چند سال بود نامزد داشت ولی به خاطر دختر اصلی قصه مجبور شده بود بیاد باهاش تو یه خونه جدا از پدر و مادرش زندگی کنن
پدرش میگفت اگه قراره خواهرت ازدواج کنه تو باید برگردی خونه، دختره هم به خاطر این که پسر مادرش بهش تجاوز میکرد تو بچگی دیگه نمیخواست برگرده، تا اینکه برادر شوهر خواهرش که تو صنف تره بار بوده میاد خواستگاریش و بعد این ۲ تا خواهر و برادر تو یه شب ازدواج میکنن و در نهایت همه میفهمن که پسر اون زنه متجاوز بوده
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
@CaffeeTakRoman 📘☕️
• کتاب روانشناسی باور
• نویسنده: نانسی اس. کیم
• مترجم: عباس زیدیزاده
• ژانر: روانشناسی، خودیاری
@CaffeTakRoman2
• رمان زهر شیرین [جلد دوم مجموعهی افعیها] - Sweet Venom
• نویسنده: رینا کنت
• مترجم: دلبر
• ژانر: دارک رومنس، بزرگسال، بازی هاکی، انتقامی
@CaffeeTakRoman 📘☕️
• خلاصه:
با فاش شدن رازهای بزرگتر و عمیقتر شدن احساسات، آدرینا و لوکا در گرداب خطرناکی از خیانتهای خانوادگی، جنگ قدرت و عشق اجباری گرفتار میشوند. انتقام به اوج خود میرسد و هر دوی آنها باید تصمیم نهایی را بگیرند: آیا عشق میتواند بر کینه و گذشته تاریک غلبه کند، یا هر دو برای همیشه در بازی انتقام گم خواهند شد؟
@CaffeTakRoman2
• رمان برزخ بازوانت
• نویسنده: پرستو مهاجر (اعظم شاهحسینی)
• ژانر: ازدواج اجباری، عاشقانه، انتقامی
@CaffeeTakRoman 📘☕️
• خلاصه:
آرمیتا خواهر آراد خودکشی می کنه و آراد در پی انتقام خون خواهرش از مسبب آن که مازیار هست بر میاد ، آراد عشق مازیار رو به ترفندی به خونه میبره و اون رو زندونی میکنه و کار به جایی میرسه که دختر مظلوم و معصوم قصه رو مجبور به ازدواج با خودش میکنه…
@CaffeTakRoman2
مرد تکثیر شده
/channel/caffetakroman2/80164
نطلبیده
/channel/caffetakroman2/78041
قایقران صوتی یافت نشد
کتاب مرثیه ای برای افتخار
نویسنده:آکیرا یوشیمورا
مترجم:شهره حدادان
انتشارات: خوب
گیلا
/channel/caffeetakonline/123
از لیلیث به آقای ابلیس
/channel/caffetakroman2/83917
رمان : #پرستار_محجوبم
نویسنده : #زهرا_علیپور
ژانر : #عاشقانه #مذهبی #طنز #پرستاری
خلاصه :
زهرا، دختری چادری که به عنوان پرستار وارد خانه ماهد می شود. ماهد پسر بی قید و بند و رئیس شرکت حسابی او را آزار می دهد تا اینکه به خواست پدر ماهد آنها اجبارا با هم محرم می شوند...
با عرض سلام و روز بهخیر.
لطفاً اسم رمان یا کتابی که درخواست دارید، یا خلاصه رمانی که فراموش کردید رو کامنت کنید.
📌 عزیزان لطفاً به نکات زیر توجه کنید:
• نیازی به عضو شدن در گروه نیست؛ درخواستها مطابق معمول در کانال گذاشته میشه.
• جواب تمام درخواستها، پایان همون روز ساعت ۲۰ به بعد، توی کانال قرار میگیره.
• جواب خلاصهها در صورت پیدا شدن با کد مشخص شده داخل کانال قرار میگیره.
با تشکر
لطفاً خلاصههای زیر رو بخونید و اگه اسم رمان رو میدونید، پیوی ادمین پیام بدید و همراه با کد خلاصه، اسم رمان رو بگید🌸
ID: @Nighck
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
#bd382
اسم پسره امیر عباس بود یه پسر شر وشیطون بود ودختره اسمش سمانه بود بابای سمانه یادم نمیاد به چه دلیلی افتاده بود زندان وبا بابای امیر عباس دوست بودن بعد بابای امیر عباسم سمانه رو اورد خونه خودشون بعد امیر عباس ازسمانه خوشش می اومد
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
#bd383
یکی دیگه هم بود نجم و غوغا بودن ازدواج اجباری داشتن نجم از خانواده غوغا خوشش نمی یومد چون پدر غوغا باعث مرگ پدر نجم شده بود و نجم و غوغا پسر دایی دختر عمه بودن
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
#bd384
تقربیا شبیه رمان بامداد خمار
خونواده مخالف ازدواج دخترشون با پسر همسایشونه چون سبک فرهنگ پسر با دختر کلا فرق داره
پدر دختر مجبور میشه دخترشو بده بره دختر خیلی تو خونواده پسر اذیت میشه کتک میخوره
مشکل روحی پیدا میکنه آخر به چه سختی جدا میشه خونوادش کمکش میکنن
برای اینکه حالش خوب بشه به یه ویلایی میره
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
#bd385
قصه اینجوری بود که یه دختر به اسم ریحانه با مادربزرگ و پدربزرگش زندگی میکرد و کلا فضای زندگیشون و اینا مذهبی طور بود.
مادر ریحانه زنده بود اما چون طرز پوشش و اینا فکر کنم فرق میکرد یا ازدواج مجدد کرده بود نمیذاشتن باهاش در ارتباط باشه و... بعدا تو مجازی با یه دختری آشنا میشه و دوست صمیمی میشن با همدیگه، که در حقیقت این دختر نبوده یه پسری بوده که ریحانه رو دوست داشت و از این طریق میخواست باهاش در ارتباط باشه چون میگم مذهبی اینا بودن همسایه هم بودن. بعدا یه اتفاقاتی میوفته که این دختر و پسر نمیتونن به همدیگه برسن، مادر پسره وقتی میفهمه که مامان ریحانه تو قدیم معشوقه شوهرش بوده یه همچین چیزی نمیذاره ریحانه رو بگیره. پدربزرگ ریحانه هم اونو مجبور میکنه زن کس دیگهای بشه و میفرستتش شهر دیگه، اسم اونی که دختره باهاش ازدواج کرد حسام بود اما در حقیقت ریحانه به عقد داداشِ حسام در اومده بود که علیل و ناتوان ذهنی بود و حسام خودش زن داشت. از اون طرف پسر داستان هم(خاطر خواه ریحانه) کلی دنبال ریحانه میگرده اما پیداش نمیکنه بعدا هم با اجبار و اصرار خانوادهاش با دختردایی یا دخترعمه اش به اسم زهرا ازدواج میکنه و مدتی بعد صاحب یه دختر میشن.
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
با عرض سلام و روز بهخیر.
لطفاً اسم رمان یا کتابی که درخواست دارید، یا خلاصه رمانی که فراموش کردید رو کامنت کنید.
📌 عزیزان لطفاً به نکات زیر توجه کنید:
• نیازی به عضو شدن در گروه نیست؛ درخواستها مطابق معمول در کانال گذاشته میشه.
• جواب تمام درخواستها، پایان همون روز ساعت ۲۰ به بعد، توی کانال قرار میگیره.
• جواب خلاصهها در صورت پیدا شدن با کد مشخص شده داخل کانال قرار میگیره.
با تشکر
چه حسی داره←یافت نشد
هات چاکلت در پنج شنبه ها←یافت نشد
امیرسالار از نجمه پژمان←یافت نشد
چشمهایت مال من←چاپ است و فایل ندارد
بر دل نشسته( مهرناز ابهام)
/channel/caffetakroman2/89176
در پناه آهیر( مهرناز ابهام)
/channel/caffetakroman2/79290
کانال بهاره حسنی
/channel/caffeetakonline/519
کانال مریم بوذری
/channel/caffetakonline/4178