16663
کانال کافهتکرمان: @CaffeeTakRoman گروه چتونقد کافهتکرمان: https://t.me/+lvQUKud7HVU1ZjNk کانال رمانهای آنلاین کافهتکرمان: @CaffeeTakOnline 💬ارتباط با ادمین: @aeriii1485
دخترک هات یافت نشد
درخلوت یک گرگ فروشی
تله ی یک مرد آنلاین
گنگستر جلد دوم آنلاینه لینک نداره
پریچهر یافت نشد
دیو و دلبر جلد دوم
/channel/caffeetakonline/152
تس دوربرویل
/channel/caffetakroman2/65338
زهر شیرین فروشی
تکامل زن و مرد یافت نشد
افسانه کاریزما
/channel/caffetakroman2/82334
فرانی و زویی
/channel/caffetakroman2/18341
حق شهروندی
/channel/caffeetakonline/704
شیطان عاشق فرشته یافت نشد
راز خودکشی یافت نشد
اتاق ممنوعه یافت نشد
دوقلوزا
/channel/caffeetakonline/827
جنگل میخکهای وحشی (پونه سعیدی)
/channel/caffetakroman2/91231
/channel/caffetakroman2/91235
لیست رمان های پونه سعیدی
/channel/caffetakroman_list/158
کتاب ما
نویسنده:یوگنی زامیاتین
مترجم:بابک شهاب
انتشارات:نشر بیدگل
@CaffeTakRoman2
📓رمان: #خورشید_زمستون
خورشید زمستون
✍🏼نویسنده : #ماهور_ابوالفتحی
🎬ژانر: #عاشقانه
📝خلاصه:
سر سفرهی عقدِ خورشید، دوماد با زنی که ده سال از خودش بزرگتره، فرار میکنه! خورشیدِ طفلکی میمونه و پسر اون زن که دنبال مقصره و دنبال دیوار کوتاهی که خورشیده :)
دیدی زمستونا که هوا سرده، بعد یه برفِ سنگین وقتی یه نور کم جون خورشید میافته رو دیوار چقدر خوب و گرمه؟ من میگم بخاطر اینه که تو لحظه چیزی رو که میخوای بهت میده، واسه همین دلچسبه :)
چون خورشیده، خورشیدِ زمستون!
لطفاً خلاصههای زیر رو بخونید و اگه اسم رمان رو میدونید، پیوی ادمین پیام بدید و همراه با کد خلاصه، اسم رمان رو بگید🌸
ID: @Nighck
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
﮼ #bd325
سلام یه رمان آنلاین میخوندم دختره یه بوی خاصی احساس میکرد به حزب خودش هیچکس متوجه این بو نمیشد
گاهی انقدر شدید بود که نمیتونست تحمل کنه بعد کم کم متوجه میشد که این بو به خاطر گناه و اشتباهاتی هست که آدما انحام میدن
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
رمان نازدار
نویسنده: مهدخت مرادی
ژانر: عاشقانه، بر اساس واقعیت
صفحهها: 1224
@CaffeeTakRoman 📘☕️
خلاصه:
از وقتی به یاد دارم توی گداخونه ی شوهر خاله ام کار میکردم، نصف عمرم به آشپزی واسشون گذشت و نصف دیگه اش به گلفروشی سر چهار راه های شهر، شیشه ی ماشین هر مردی پایین میومد، کرشمه ی چهارده ساله چشم اش میگرفت، تموم اتفاقات و مو به مو به خاله ام میگفتم، اما اون زنه سیاه دل گوشش بدهکار نبود و فقط پول و میشناخت! میون زندگی جنجالی و پر از بدبختیم المیرا و شوهرش سر راهم قرار گرفتند، زن و شوهری که سالیان سال دنبال دوا درمون و به فرزند خوندگی گرفتن بچه بودن و به هر دری میزدن به بن بست میخوردند، زندگیم تو بدترین حالت خودش پیش میرفت تا اینکه المیرا پیشنهاد داد... رمانی بسیار زیبا و جنجالی...
@CaffeTakRoman2
آشپزهای شیطون یافت نشد
غزال
/channel/caffetakroman2/79988
همخونه
/channel/caffetakroman2/1281
دختر چشم آبی
/channel/caffetakroman2/75164
جان یافت نشد
رمان:#قمار جلد اول
[مجموعه: #کوه_های_کلرادو]
نویسنده: #کریستین_اشلی
نویسنده #معشوقه_خون_آشام
مترجم: #مهین_مقدسی_فر
خلاصه:
نینا شریدن که بخاطر اتفاقی که برای برادرش افتاده، صدای برادرش را در ذهنش میشنود برای یک وقفه بین خودش و نامزدش به سفری به کوه های کلرادو می رود.
قرار بودیک کلبه ی خالی در میان دل کوهستان باشد ولی وقتی به آن کلبه ی سحر انگیز رسیدمردی بنام مکس آنجا بود که خودش را صاحب خانه معرفی کرد و اعلام کرد که اشتباهی در اجاره ی خانه رخ داده و از نینا خواست تا در دل شب و در میان کولاک به شهر برگردد ولی وقتی ماشین نینا بین راه در چاله ای گیر کرد و در برف و بوران بخواب رفت صبح فردا خودش را نیمه برهنه در تخت ،در همان کلبه ی سحر انگیز دید با مردی با گذشته ی تاریک و راز های سیاه و اطلاع نداشت که کارهایی با نینا خواهد کرد که قبلا هرگز آنها را تجربه نکرده است...
لطفاً خلاصههای زیر رو بخونید و اگه اسم رمان رو میدونید، پیوی ادمین پیام بدید و همراه با کد خلاصه، اسم رمان رو بگید🌸
ID: @Nighck
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
﮼ #bd326
سلام دنبال یه رمانم که حدود سال ۹۸-۹۹ جلد دومش شروع شده بوده متاسفانه کانالش رو گم کردم و دیگه نتونستم پیداش کنم مثل اینکه اسم شخصیتهاش رو عوض کردن.
یه دختر بود که با اکیپ دوستاش چندتا طلسم اجرا کردن و یه شیطان به اسم دیمن رو ازادش کردن.
همون شیطان باعث شد دختره وقتی برمیگرده خونه ببینه پدر مادر و برادرش به طرز وحشیانهای کشته شدن
با یه پسر اشنا میشه که دو رگه انسان ـ جن هست
اسم مادرش مایا بود
ملکه جنهای سفید بود
پدرش هم اسمش صدرا بود
بعدا تو دنیای موازی برادر گمشدش رو پیدا کرد که جنهای سفید رو رهبری میکرد
یه رفیق هم داشت انسان بود
یکی دیگشونم رهبر گرگینهها بود اسمش پولاد بود
یه پری به اسم لیانا هم باهاشون بود
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
#bd327
سلام من دنبال رمانی میگردم که شخصیت اول آن دختری است که رئیس یه کارخانه است و برادرش چند سال پیش خودکشی کرده و کسی جز پدرش راز خودکشی را نمیداند که با آمدن دوست برادرش از خارج کم کم راز خودکشی و خیلی از رازهای پنهان دیگر برملا میشود
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
رمان : #زهر_زیبا
جلد اول
مجموعه #افعی_ها
مترجم: #دلبر
نویسنده: #رینا_کنت
خلاصه:
زهر زیبا یک عاشقانهی دارک و پرکشش در دنیای تازه و پرزرقوبرق «هاکی» است.
داستان دربارهی دالیا تورن است که بعد از نابودی زندگیاش، تصمیم میگیرد انتقام بگیرد و دنیای دشمنانش را ویران کند. تنها سرنخ او، تیم نخبهی هاکی دانشگاهی به نام وایپرز است؛ تیمی که هم روی یخ و هم در سایهها حکومت میکند.
برای نفوذ به این جامعهی مخفی، دالیا روی «ضعیفترین حلقه»ی تیم تمرکز میکند: کین داونپورت، کاپیتان کاریزماتیک و به ظاهر تنها فرد سالم میان مارها. اما خیلی زود میفهمد که او نه تنها ضعیف نیست، بلکه خطرناکترین مار این لانه است.
پشت چهرهی دوستانهی کین، یک شکارچی بیرحم پنهان شده؛ کسی که با مهارت او را جذب کرده تا در یک بازی مرگبار و بدون راه فرار گرفتار کند
@CaffeTakRoman2
پری چهره←یافت نشد
کتاب اشعار اقای حبیب الله چاپچیان←فایل یافت نشد
خاطرات ملیجک←فایل یافت نشد
مهین بانو از فرخ غفاری←یافت نشد
سفرنامه مادام کارلا سرنا
/channel/caffetakroman2/86699
خاطرات مونس الدوله
/channel/caffetakroman2/68154
غرور و تعصب جلد۱
/channel/caffetakroman2/4367
غرور و تعصب جلددوم
/channel/caffetakroman2/4374
«هیئتمنصفه فراری»← فایلی از این کتاب موجود نیست.
• «وکیل خیابانی»↓
/channel/caffetakroman2/21994
• «اتاق مرگ»← فایلی از این کتاب موجود نیست.
• «گرداب» (سوگل و سامیار)↓
/channel/caffeetakonline/826
• «جادوی کهن»← فایلی از این کتاب موجود نیست.
• «بهت اصلاً نمیآد» (م. بهارلویی)↓
/channel/caffetakroman2/74521
• «به من برگرد»↓
/channel/caffeetakonline/517
• «چشمهایش» (بزرگ علوی)↓
/channel/caffetakroman2/26593
• «چشمهایش» (پریسا ا.)↓
/channel/caffetakroman2/34906
• «پریچهره» (محدثه احمدنسب)← یافت نشد.
رمان گرداب
نویسنده: سهیلا ترابی
تعداد صفحهها: 871
ژانر: عاشقانه
@CaffeeTakRoman 📘☕️
خلاصه:
سایه داستان عشق یک دختر 22 ساله به حامد مرد 40 ساله ای رو روایت می کنه، سایه عاشق و دلباخته دوست پدرشه…برای رهایی از این عشق با نوید دوست میشه، دست روزگار نوید و حامد رو در مقابل هم قرار میده…
@CaffeTakRoman2