16663
کانال کافهتکرمان: @CaffeeTakRoman گروه چتونقد کافهتکرمان: https://t.me/+lvQUKud7HVU1ZjNk کانال رمانهای آنلاین کافهتکرمان: @CaffeeTakOnline 💬ارتباط با ادمین: @aeriii1485
لطفاً خلاصههای زیر رو بخونید و اگه اسم رمان رو میدونید، پیوی ادمین پیام بدید و همراه با کد خلاصه، اسم رمان رو بگید🌸
ID: @Nighck
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
#bd334
سلام یه رمان درحال نگارش هست من می خوندم گمش کردم،یه دختر شاد که یه روز میره کنار رود که مهمونای یه هتل را ببینه ولی یه اتفاقی می افته که کیف مدارک یه آقا رو میندازه تو آب ،آقا هم به پدرش می گه برای جبران خسارت باید بیاد به مادرم رسیدگی کنه،وقتی میره با مادرش دوست میشه با هم میرن باغ و از این ماجراها داشت
🫘🥛🫘🥛🫘🥛
#bd335
سلام. یه رمانی بود که یه دختر و پسر باهم زندگی عاشقانه شروع میکنن. ولی بعد چند وقت یکی که باهاشون دشمنی داشته فیلمی به پسر میفرسته که دلیل بر خیانت دختره بوده. پسره با دختره دعوا میکنه و قرار میشه فردا برن پیش خانواده ها که دختر فرار میکنه. بعد چند سال معلوم میشه خانمه تو فیلمه شبیه دختره بود و همه نادم و پشیمون دنبالش میگردن و دختر و پیدا میکنن که صاحب یه دختر شده بوده. زمان فرارش حامله بوده. اسم رمان یادم رفته. خیلی جالب بود.
🫘🥛🫘🥛🫘🥛
#bd336
سلام من یه رمان تو مجله خوندم قسمت به قسمت بود دوست دارم نام اون را بدانم ۴ تا خانم در محله بدنام بودند وقرار گذاشتند داستان زندگیشون را بگن تا راهی پیدا کنند که از آنجا فرار کنندیکیشون داشته میرفته که از یه خونه پسری بیرون میاد ومیگه مادرم حالش بد شده این داخل خونه میره به مادره رسیدگی میکنه تا پسره با دکتر برمیگرده اینها عاشق هم میشن پسره جزو کسانی بوده که مخالف شاه بوده میگیرند واین مجبور میشه با یه سرهنگ اون زمان در ازای آزادی پسره ازدواج کنه بعد مدتی میفهمه که اون پسر را آزاد نکردند این هم از خونه همسرش میاد بیرون وبه این جایی که هست کشیده میشه اون سه تا هم سرنوشت خودشون را میگن ولی من دیگه مجله گیرم نیامد اگر اسم این رمان را میدانید ممنون میشم بگیر
🫘🥛🫘🥛🫘🥛
#bd337
سلام وقت شما بخیر
یک رمان ترجمهای با ژانر عاشقانهی کلاسیک بود که اسمش رو فراموش کردم
داستان در مورد دختر معلم (*یا همچین چیزی) هست که خبردار میشه قراره مدرسهی روستا رو تخریب کنن و شورای شهر هم بهش میگن که تصمیم گیرنده شهرداره (*شاید هم رئیس شورای شهر که صاحب زمین مدرسه هست)
طی کشمششون سر مدرسه، عاشق هم میشن و دختر معمولاً به صورت پنهانی به عمارت مرد میره
تیکهای از داستان هم یادمه که یکی از پسربچهها که توی مدرسه تحصیل میکرده، سیبهای باغ مرد رو میچینه و باغ رو تخریب میکنه و مرد فکر میکنه این کار معلم بوده تا ازش انتقام بگیره
🫘🥛🫘🥛🫘🥛
#bd338
سلام وقت بخیر.
یک رمان بود دختر روانشناسی خونده بود ازدواج کرده همسرش سادیسم داشت طلاق گرفت پانیک داشت کارم گذاشت کنار همسایه روبروی داشت پسرشون میخواست تغییر جنسیت بده
🫘🥛🫘🥛🫘🥛
#bd339
سلام وقت بخیر
داستان دختری هست که تنها زندگی میکنه و پدر بزرگ خشنی داره که حتما باید در مناسبتها بره خونه پدربزرگه
با یکی از عمه هاش خیلی خوبه از پسرش پول قرض گرفته.
راستی یه نکته دیگه "هر زمان دختره خونه عمه میره پسره طبقه پایین ورزش تمرین میکنه
در خلاصه داستان اینطوری نوشته بود
در تاریکی منتظر بودم تا از باشگاه بیاد بیرون و بهش بگم یکم دیگه مهلت بده
و....
یه اتفاقی میفته که پسره از ترس کسایی که دنبالش هستند به خونه دختره پناه میاره
🫘🥛🫘🥛🫘🥛
گفتگوهای من با شاه
خاطرات محرمانه امیر اسدالله اعلم
تاریخ ۱۸ ساله آذربایجان
جلد يكم
نوشته: #احمد_کسروی
#ققنوس_من
لیلا حمید
درباره یه دختری که تو خانواده درب وداغونیه پدرش اعدام شده مادرش توخونه ها که کارمیکنه دستش کجه وبرادرای دیگش به همین صورت یه اتفاقایی براش میوفته از خونه میزنه بیرون ویه شخص پولدارحامیش میشه وسرپرستیش روبعهده میگیره وبرادرشخص حامی تویه دیدارعاشقش میشه وطی یه گرفتاری پسر رو روانه خارج ازکشورمیکنن وبنابه دلایلی پسر رو مجبوربه عروسی بادختر دیگه میکنن اما چون مجبوربه اینکارشده زیادبه عروس روی خوشونشون نمیده وچشمش دنبال دخترقصه هست و جالبه داستانش ویه سری اتفاقات دیگه هم میفته
وزندگی یه دختر دیگه روهم دراین بین مرور میکنه که باتوحه به شغلش با این خونواده پولداردرارتباطه ویه زمان دوری هم با خانواده دختراول داستان همسایه بودن ومادربزرگش درتفرقه افکنی وازهم پاشوندن خانواده های همسایه ازجمله دختراول داستان ما نقش بسزایی داشته .......
کتاب کتاب دزد
نویسنده:مارکوس زوساک
مترجم:فاطمه جابیک
خون در دلِ آزرده نهان چند بماند؟
شک نیست که سر برکند این دَرد به جایی...
#سعدی
@CaffeTakRoman2 🖤
سلام
امیدوارم هر جا که هستید، سالم باشید🌸
جواب درخواستهای این چند روز👇🏼
• «کانون پرورش خرابکارها»← فایلی ازش یافت نشد.
• «سم هستم، بفرمایید»↓
/channel/caffetakroman2/70239
• «آشپزهای شیطون» (ریحانه اخوان)← فایل یا لینکی از این رمان موجود نیست.
• «آنسوی دیورند» (مریم پاییزه)← یافت نشد.
• «بخیه» (لیلا و مهام)← یافت نشد.
لطفاً خلاصههای زیر رو بخونید و اگه اسم رمان رو میدونید، پیوی ادمین پیام بدید و همراه با کد خلاصه، اسم رمان رو بگید🌸
ID: @Nighck
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
﮼ #bd330
سلام من اسم رمان رو فراموش کردم ولی اسم پسر سپهر هستش ورزشکار با دختر آسو خواهر سامان ازدواج میکنه باباش هم یاسر کبابیه
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
﮼ #bd331
سلام وقت بخیر
داستان دختری هست که تنها زندگی میکنه و پدر بزرگ خشنی داره که حتما باید در مناسبتها بره خونه پدربزرگه
با یکی از عمه هاش خیلی خوبه از پسرش پول قرض گرفته.
راستی یه نکته دیگه "هر زمان دختره خونه عمه میره پسره طبقه پایین ورزش تمرین میکنه
در خلاصه داستان اینطوری نوشته بود
در تاریکی منتظر بودم تا از باشگاه بیاد بیرون و بهش بگم یکم دیگه مهلت بده
و....
یه اتفاقی میفته که پسره از ترس کسایی که دنبالش هستند به خونه دختره پناه میاره
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
﮼ #bd332
سلام ببخشید یه رمانی بود اسم دختره مهشید بود پدرنامزدش بهش تجاوز میکنه مهشید فرارمیکنه وباچندتا دختر فراری دیگه زندگی میکنه، که اتفاقا بعد ۵ سال نامزدش میبینه و...این رمان اسمش چی هست کسی میدونه؟
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
﮼ #bd333
سلام یه رمان بود دختره از عموش حامله میشه اسم پسره فکر کنم کیسان بود
اسمشو میخوام
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
• «در امتداد خوشبختی» [جلد سوم مهبد]↓
/channel/caffeetakonline/794
• «مهر من» (سیمین شیردل)↓
/channel/caffetakroman2/3659
• «دختر چشم آبی»↓
/channel/caffetakroman2/75163
• «دیو و دلبر» [جلد دوم]↓
/channel/caffeetakonline/152
• «رمان Icebreaker»← ترجمهی این کتاب موجود نیست.
• «پاییز فصل آخر سال است»↓
/channel/caffetakroman2/73727
• «قمار» (نسرین ملایی)← یافت نشد.
• «مرد و نامرد»← یافت نشد.
رمان برادران کارامازوف [دوجلدی]
نویسنده: فئودور داستایوفسکی
مترجم: صالح حسینی
تعداد صفحههای جلد اول: ۹۶۸
تعداد صفحههای جلد دوم: ۱۱۵۵
@CaffeeTakRoman 📘☕️
خلاصه:
کتاب «برادران کارامازوف»، رمانی جاودان و تأثیرگذار نوشتهی «فئودور داستایفسکی» است که برای اولینبار در سال 1880 منتشر شد. زمانی که پیرمردی سرمایهدار و کجخُلق به نام :فئودور کارامازوف» به قتل میرسد، زندگی پسرانش برای همیشه تغییر میکند: میتیا، پسری لذتطلب است که مشکلاتش با پدر، او را بیدرنگ مظنون اول قتل میکند؛ ایوان، پسری روشنفکر است که گرفتاریها و دغدغههای فکریاش، او را بهسوی فروپاشی و سقوط سوق میدهد؛ آلیوشا، فرزند دیگر فئودور کارامازوف، تلاش میکند تا اختلافات میان اعضای خانواده را حل کند و در نهایت، اسمردیاکوف که فرزند نامشروع کارامازوف بزرگ و برادرخواندهی سه پسر دیگر است. این شاهکار تاریک از داستایفسکی همزمان با مشخص کردن هویت واقعی قاتل، جهانی را خلق میکند که در آن، مرزهای میان بیگناهی و فساد، و خیر و شر محو میگردند.
@CaffeTakRoman2
رمان پاستیلهای بنفش [فایل پیدیاف و صوتی]
نویسنده: کاترین اپلگیت
راوی: فروتن
مترجم: آناهیتا حضرتی
ژانر: فانتزی
@CaffeeTakRoman 📘☕️
خلاصه:
کاترین اپلگیت در کتاب کرنشا و پاستیلهای بنفش، داستانی فانتزی و خارقالعاده در ستایش عشق، دوستی و خانواده را به تصویر میکشد. این اثر پرفروش و پرطرفدار روایتگر زندگی پسری است که علاقهای به خیالپردازی ندارد اما یک دوست خیالی از دوران کودکی وارد زندگیاش میشود و به او برای حل مشکلاتش کمک میکند. این رمان دوست داشتنی جوایز و افتخارات بسیاری کسب کرده است.
@CaffeTakRoman2
با عرض سلام و روز بهخیر.
لطفاً اسم رمان یا کتابی که درخواست دارید، یا خلاصه رمانی که فراموش کردید رو کامنت کنید.
📌 عزیزان لطفاً به نکات زیر توجه کنید:
• نیازی به عضو شدن در گروه نیست؛ درخواستها مطابق معمول در کانال گذاشته میشه.
• جواب تمام درخواستها، پایان همون روز ساعت ۲۰ به بعد، توی کانال قرار میگیره.
• جواب خلاصهها در صورت پیدا شدن با کد مشخص شده داخل کانال قرار میگیره.
با تشکر
گفتگوهای من با شاه
خاطرات محرمانه امیر اسدالله اعلم
📚 نقطه الکاف
در تاریخ ظهور بابیه
✍ حاجی میرزاجانی کاشانی
(مقتول در سنه1268 ق)
بسعی و اهتمام اقل العباد:
🔍 ادوارد براون
چاپ: 1328 ق - 1910م
تاریخ ۱۸ ساله آذربایجان
جلد دوم
نوشته: #احمد_کسروی
کتاب کودتا؛ خاطرات کرومیت روزولت از کودتای بیست و هشت مرداد
نویسنده:کرومیت روزولت
مترجم:محسن عسکریجهقی
انتشارات:نشر ثالث
عطر هلو
نویسنده: #فاطمه_باصری
ژانر: #عاشقانه| #معمایی
تعداد صفحهها: 867
خلاصه:
داستان یک رابطهی ممنوعه است. رابطهی ممنوعه سروش و هنگامه… دختری که برای مدتی مجبور میشود در خانهی خالهاش زندگی کند و درست شبی که آن ها به مهمانی میروند، سروش به او تعرض میکند. آن هم در شرایطی که سروش خودش نامزد دارد. هنگامه را مجبور میکند به عقد موقتش ...
در آستین مرقع
مجموعه مقالات
نوشته : علی اکبر سعیدی سیرجانی
نسخه کامل کم حجم تایپ شده
با عرض سلام و روز بهخیر.
لطفاً اسم رمان یا کتابی که درخواست دارید، یا خلاصه رمانی که فراموش کردید رو کامنت کنید.
📌 عزیزان لطفاً به نکات زیر توجه کنید:
• نیازی به عضو شدن در گروه نیست؛ درخواستها مطابق معمول در کانال گذاشته میشه.
• جواب تمام درخواستها، پایان همون روز ساعت ۲۰ به بعد، توی کانال قرار میگیره.
• جواب خلاصهها در صورت پیدا شدن با کد مشخص شده داخل کانال قرار میگیره.
با تشکر
🎊 کد خلاصههای پیدا شده
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
﮼ #bd320
رمان سفر به دیار عشق
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
#برادران_کارامازوف [فایل پیدیاف و صوتی]
Читать полностью…
#پاستیلهای_بنفش [فایل صوتی و پیدیاف]
#پاستیل_های_بنفش
• جواب درخواستهای چهارشنبه و پنجشنبه👇🏼👇🏼👇🏼
Читать полностью…
لطفاً خلاصههای زیر رو بخونید و اگه اسم رمان رو میدونید، پیوی ادمین پیام بدید و همراه با کد خلاصه، اسم رمان رو بگید🌸
ID: @Nighck
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
#bd328
یه دختر و پسر بود که نمیخواستند ازدواج کنند بعد اینا با هم آشنا میشند و یه ازدواج سوری راه میندازن پسر یه اتاق تاریک داخل خونش داشت که دختر نباید به داخل اون بره ولی اون دختر از کنجکاوی یه بار که پسر نبود داخل اتاق میشه ولی اتاق لامپ نداشت بعد از چند دقیقه دختر احساس میکنه یه سوسک داره به بدنش بالا میره یهو تمام بدنش پر از سوسک میشه پسر یه شرکت داشت اون روز که دختره میره داخل اتاق پسره میاد خونه دنبال یه پرونده که میبینه بله دختر از رازش سر درآورده دختر رو نجات میده ولی دختره میخاد ازش جدا بشه در ضمن پسر پلیس هم هست و از دخترا بیزار
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
#bd329
سلام یه رمان بود که دختره وکیل بود برادرش باعث مرگ یکی میشه بعد اونا هم برا قصاص این دخترو عروس خونبس میکنن ولی دخترو پسر عاشق هم میشن و باهم قاتل اصلی رو پیدا میکنن