16663
کانال کافهتکرمان: @CaffeeTakRoman گروه چتونقد کافهتکرمان: https://t.me/+lvQUKud7HVU1ZjNk کانال رمانهای آنلاین کافهتکرمان: @CaffeeTakOnline 💬ارتباط با ادمین: @aeriii1485
• «یک هیچ به او باختم»↓
/channel/caffeetakonline/834
• «بامداد خمار»↓
/channel/caffetakroman2/3480
• «مادران و دختران»↓
/channel/caffetakroman2/83727?single
• «ماهی» (بهرام بیضایی»← فایل این نمایشنامه موجود نیست.
• «پزشک عاشق»← لینک کانالش باطله و لینک جدید در دسترس نیست.
• «قرار ما پشت شالیزار»↓
/channel/caffetakroman2/90034
• «سیصدوشصتوپنج روز شکرگزاری»← فایلی از این کتاب یافت نشد.
• «چراغها را من خاموش میکنم» [صوتی]↓
/channel/caffetakroman2/47616
• «سینوهه»↓
/channel/caffetakroman2/10505
@CaffeeTakRoman 📘☕️
کتاب تاریخ جادوگری (قسمت دوم)
نویسنده: ایرج گلسرخی
@CaffeTakRoman2
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛﮼ #bd432
✓ نام رمان: غریبهی آشنا
دوستان ی رمان خوندم ک اسم شخصیتاش لیلا و ایلیا بود
لیلا شهرستانی بود و دانشگاه تهران قبول میشه وفتی میاد دنبال گرفتن خونه دانشجوییه ک با ایلیا آشنا میشه و از قضا ایلیا هم دانشگاهیش هم هست
کسی اسم این رمان رو میدونه میشه بفرستین برام
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
#bd433
من داخل تلگرام یک رمان آنلاین میخوندم اما گم کردم لینکش موضوع رمان این بود
ی دختری به اسم آتوسا روحش رفته داخل بدن دختری به اسم گیتی روح گیتی هم رفته داخل جسم آتوسا حالا آتوسا با بدن گیتی با شوهر و دختر گیتی زندگی میکنه اسم شوهر یزدان میتونید بیزحمت لینکش برام پیدا کنید ممنون میشم
با عرض سلام و روز بهخیر.
لطفاً اسم رمان یا کتابی که درخواست دارید، یا خلاصه رمانی که فراموش کردید رو کامنت کنید.
📌 عزیزان لطفاً به نکات زیر توجه کنید:
• نیازی به عضو شدن در گروه نیست؛ درخواستها مطابق معمول در کانال گذاشته میشه.
• جواب تمام درخواستها، پایان همون روز ساعت ۲۰ به بعد، توی کانال قرار میگیره.
• جواب خلاصهها در صورت پیدا شدن با کد مشخص شده داخل کانال قرار میگیره.
با تشکر
🌸🍃 اسامی خلاصههای پیدا شده
﮼ 🩷🌸🩷🌸🩷🌸🩷🌸
﮼ #bd430
• رمان زندگی غیرمشترک
﮼ 🩷🌸🩷🌸🩷🌸🩷🌸
﮼ #bd432
• رمان غریبهی آشنا
﮼ 🩷🌸🩷🌸🩷🌸🩷🌸
@CaffeeTakRoman 📘☕️
کتاب تاریخ جادوگری (قسمت اول)
نویسنده: ایرج گلسرخی
@CaffeTakRoman2
📕 #موشها_و_آدمها
✍️ #جان_اشتاینبک
▪️موشها و آدمها ( Of Mice and Men) عنوان یک رمان کوتاه از نویسنده برنده جایزه نوبل ادبیات، جان اشتاینبک بوده که در سال ۱۹۳۷ به چاپ رسیده است. نویسنده در این داستان از سرگذشت غمانگیز دو کارگر مزرعه مهاجر، جورج میلتون و لنی اسمال مینویسد که در رکود بزرگ آن روزگار در کالیفرنیا به دنبال یافتن کار به هر سمت و سویی روانه میشوند.
تب تند پیراهنت
/channel/caffetakroman2/71868
حکم نظر بازی یا حکم بازی سرنوشت
/channel/caffetakroman2/73895
صید و صیاد
/channel/caffeetakonline/729
فایل گجسته🌺 یافت نشد
کلیات علم اقتصاد 🌺 یافت نشد
کانال صفایی فرد🌺 لینکی یافت نشد
لطفاً خلاصههای زیر رو بخونید و اگه اسم رمان رو میدونید، پیوی ادمین پیام بدید و همراه با کد خلاصه، اسم رمان رو بگید🌸
ID: @Nighck
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
#bd430
من ی رمان چند سال پیش خوندم اسم رمان و شخصیت ها یادم نمیاد ولی داستانش اینجوری بود ک ی پسر عمو دختر عمو بودن ک بابای دختره تو بچگی میزنه تو گوش برادر زاده خودش و باعث میشه پسره کر بشه بعدم قطع ارتباط میکنن حالا بعد سالیان پدربزرگوشون فوت میکنه و شرطش هم برا تقسیم ارث این بوده ک پسره و دختره ازدواج کنن باهم
کسی اسمشو میدونه
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛
#bd431
یک رمانی بود اسم شخصیت پسر وحید بود که وضعیت مالی خوبی نداشت به پیشنهاد دوستش میره خودشو جایگزین دوست پسر یه دختر میکنه که کور شده و پدرش بابت اینکار به پسر پول میده
اسم دختر صبا بود که یک خواهر داشت به نام صنم و صنم عاشق وحید میشه و...
ممنون میشم اگه کسی اسمشو میدونه بگه
﮼ 🫘🥛🫘🥛🫘🥛