13032
قصه ها و داستان ها برای بیدار کردن ما از خواب نوشته شده اند، ولی ما یک عمر از آنها برای خوابیدن استفاده کرده ایم . . . 🔴ارتباط با مدير كانال :↙️ @salmanzadeh57 🔴تبلیغ وتبادل:↙️ https://t.me/DS_RS_ADS
🌸🍃🌸🍃
چهره عزراییل برای شخص کافر
إبراهيم خليل (ع) به ملك الموت گفت:
آيا ميتوانی با آن صورتيكه روح فاجر را قبض ميكنی خودت را بمن بنمائی؟
ملك الموت عرض كرد: تو طاقت و تحمّل اين را نداری.
حضرت إبراهيم (ع) فرمود: بلی؛ دارم!
ملك الموت عرض كرد: صورت خود را از من بگردان و سپس مرا ببين.
حضرت إبراهيم صورتش را برگرداند و برگشت و ناگهان ديد مرد سياه چهرهای با موهای راست شده و بوی متعفّن و با لباسهای سياه بطوريكه از دهان و از دو سوراخ بينی او دود و آتش زبانه میكشد در مقابل او حاضر است.
ابراهيم از شدت ترس و وحشت غش كرد و بعد از مدتی که به هوش آمد فرمود:
اگر شخص فاجر در هنگام فقط همین منظره را ببیند، از نظر عذاب و شدّت برای او كافی است.
#بحارالانوارج۶ص۱۴۳
@DastaneRastan57
🌸🍃🌸🍃
ابن هرمه به نزد منصور (خليفه عباسی) آمد.
منصور وی را عزيز داشت و تکريم کرد و پرسيد: چيزی از من بخواه.
گفت: "به کارگزارت در مدينه بنويس که هرگاه مرا مست گرفتند، مرا حد نزند!"
منصور گفت: ابطال حدود را راهی نيست. چيز ديگری بخواه و اصرار کرد. اما ابن هرمه بيشتر اصرار کرد...
سرانجام منصور گفت: به کارگزار مدينه بنويسيد:
"هرگاه ابن هرمه را مست نزد تو آورند، وی را هشتاد تازيانه زن، و آورنده اش را صد تازيانه!!"
از آن پس ابن هرمه مست در کوچه ها می رفت و کسی معترضش نمی شد!
@DastaneRastan57
🌸🍃🌸🍃
رنج، از چهار روش ايجاد مي شود:
1.اعمال مضر
علیه دیگران ( مانند شایعه و سخن چینی،کشتن، دزدی )
علیه خودمان ( مانند خودکشی، اعتیاد، تنفر از خود)
2. گفتار مضر
علیه دیگران ( صحبت بد و ناشایسته درباره دیگران)
علیه خودمان ( صحبت بد و ناشایسته درباره خودمان)
3.افکار مضر
علیه دیگران ( آرزو برای رنج بردن فرد دیگری)
علیه خودمان ( آرزو برای رنج خودمان در تصادف یا مرگ)
4.عمل نکرديم، هنگامیکه می توانستیم عمل کنیم.
(ما برای کارهای خوب در کلام، فکر یا عمل که می توانستیم انجام دهیم، اما انجام ندادیم، کارما کسب می کنیم.)
@DastaneRastan57
🌸🍃🌸🍃
#عقل_شاه
پادشاهی در راه شکار، دیوانه ای را دید که کودکان او را اذیت می کردند.
شاه دلش به رحم آمد و او را همراه خود برد.
در بین راه، از دیوانه چند سؤال کرد.
او به تمام سؤال های شاه، پاسخ های صحیح و عاقلانه داد.
شاه تعجب کرد و گفت چرا رفتارت با من مثل بقیه مردم نیست؟
دیوانه جواب داد قربان، به خاطر اینکه عقل شما کم و زورت زیادتر از من است.
می ترسم غضبناک شوی و دستور کشتن مرا بدهی.
از این جهت ناچارم با تو مدارا کنم.
#كشكول_طبسي_علينقي_طبسي_حائري
@DastaneRastan57
از نظر اکثر مراجع قضا کردن نمازها به دلیل اشتباه در غسل واجب را حتی بخاطر ندانستن مساله، لازم میدانند. به همین دلیل دو کانال سوالات شرعی(عمومی) :👇
t.me/joinchat/AAAAAERq2ldrcPCMN-OEgA
و سوالات شرعی بانوان:👇
/channel/+QaVBXKIIWByd--_B
راه اندازی گردید. از بانوان علاقه مند دعوت می شود در هر دو کانال عضو شوند. برای آقایان هم کانال سوالات شرعی(عمومی) انشاءالله مفید هست.
🌸🍃🌸🍃
#سوادزندگی
هر روز را با یک لبخند، آرامش خیال، خونسردی و قلبی سرشار از قدردانی از خدا آغاز کنید
زندگی یعنی اعتماد کردن به احساسات، استفاده از فرصت ها، درس گرفتن از گذشته و درک اینکه همه چیز تغییر خواهد کرد.
بیاموزید به همگان احترام بگذارید، چون هر کسی درحال مبارزه با کارزار زندگیش است ...
همه ما مشکلات، گرفتاریها و دغدغه های خود را داریم. اما در ورای آن کشمکشها، ناگفته های بسیاری پنهان است،
هم برای من، هم برای شما، هم دیگران …
پس با همدیگر مهربان باشیم.
@DastaneRastan57
🌸🍃🌸🍃
یکی از دین هایی که اسمش در قرآن آمده صابئین است.
پیامبر صابئی ها حضرت یحیی هستش، صابئین
در زمان امام رضا علیه السلام یک رهبری داشتند که خیلی با سواد بود.
دانشمندی بود، اسمش بود عمران صابی.
عمران صابی مدام با مسلمان ها مناظره میکرد،
میگفت یا شما منو مسلمان کنید یا من شما رو صائبی می کنم!
نوبت میرسه به مناظره امام رضا با عمران صابی.
مناظره شروع میشه..
امام میگفتن...عمران میگفت..
امام میگفتن..عمران میگفت..
عمران زیر بار نمی رفت.. امام رضا مطلبی فرمودند، عمران گفت این جمله ی شما به دلم نشست، بذارید اعتراف کنم، دلمو نرم کردین، احساس می کنم آماده ی پذیرش دین اسلام شدم، میشه ادامه بدین؟
در این لحظه صدای اذان بلند شد، امام رضا بلند شدند و برای نماز رفتند!
همه اطرافیان امام رفتن دور امام جمع شدن و گفتن شما که میدونید،
این عمران صابی هستش! کلی پیرو داره، این که خودش گفت دلم نرم شد!
بهتر نبود یکم دیگه ادامه میدادین و چندتا جمله میگفتین،
عمران مسلمان میشد و بعدش نماز می خوندید؟
امام رضا(ع) فرمودند:(میخواد مسلمان بشه، میخواد نشه)! هیچ چیزی واجب تر از نماز اول وقت نیست؛
کلام نورانی امام رضا(ع) هستا!
هیچ چیزی واجب تر از نماز اول وقت نیست!
امام اینو فرمودن و رفتن.
نماز رو خوندن و اومدن، دیدن که عمران نشسته، امام فرمودن: چی شد عمران؟
چرا هنوز اینجایی؟
عمران گفت: راستش از کارتون خوشم اومد، فهمیدم که شعار نمیدین! فهمیدم مرد عمل هستین! فهمیدم همون چیزی رو که اصرار دارید من بپذیرم خودتون پاش ایستادین!
عمران اونجا دوتا سوال دیگه کرد و مسلمان شد.
امام علی علیه السلام: هیچ عملی نزد خداوند متعال محبوبتر از نماز نیست. پس هیچ امر دنیوی مانع خواندن نماز شما در وقت آن نشود. زیرا خداوند متعال در مذمت گروهی میفرماید: الَّذِینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ (کسانی که در نمازشان غفلت ورزیدهاند. یعنی زمان خواندن آن را سبک شمردهاند.
وسائل الشیعه، ج۴
@DastaneRastan57
🌸🍃🌸🍃
حضرت محمد (ص) میفرمایند:
الزُّهْدُ فِی اَلدُّنْيَا قَصْرُ اَلْأَمَلِ وَ شُكْرُ كُلِّ نِعْمَةٍ وَ اَلْوَرَعُ عَنْ كُلِّ مَا حَرَّمَ اَللَّهُ
زهد به دنيا عبارت است از: كوتاه كردن آرزو، گزاردن شكر هر نعمتى، و پرهيز از هر آن چه خداوند حرام كرده است.
تحف العقول، ج 1، ص 58
@DastaneRastan57
🌸🍃🌸🍃
چهار گام تا آرامش ذهن
۱) گام اول:
دست از قضاوت خود و ديگران بردارید،
هیاهوی ذهنتان كم میشود
۲) گام دوم:
زاويه ديد و نگرش خود را تغيير بدهید،
مديريت كردن زياد، و برنامه ريزی افراطی نداشته باشید
بگذار هرچه از عالم هستی برای تو مقرر ميشود، بيخبر به جسم و جانت انتقال يابد
۳) گام سوم:
دست از شرح حال دادن نسبت به كارها و وقايع گذشته بردار و آنها را توجیح نکن.
۴) گام چهارم؛
بيخبر باش،
سوال كردن را كنار بگذار.
هرچه کمتر از دیگران بدانی کمتر هم اذیت میشوی.
براي خودت حريم داشته باش
و به حيات خلوت ديگران سرك نكش...
@DastaneRastan57
🌸🍃🌸🍃
از زبان ناصرالدین شاه نقل است که؛
ما را به قصد شکار آهو به دشت قزوین بردند
و من در شش زرعی به شکار شلیک کردم.
من به چشم خود دیدم که تیرم به خطا رفت!
ولی اطرافیان به شدت هر چه تمامتر،هورا و هیاهو و سر و صدا راه انداختند...!
که دست خوش اعلیحضرتا ،
تیرت به هدف خورد!
و من در حالیکه به فکر فرو رفته بودم
به ملازمینم گفتم ؛
آینده این ملک و مملکت تنگ و تاریک است!
زیرا که "پاچه خواری" ریشه این سرزمین را خواهد سوزاند!
جالب اینکه اینان پی به مقصودم نبردند و چند باره شروع کردند به تشویقم
و هورا کشیدند!!!!
@DastaneRastan57
🌸🍃🌸🍃
#نیایششبانه
خدایا از تو می خواهم که طبع ما را آنقدر بلند کنی که در برابر هیچ چیز جز خدا تسلیم نشویم.
دنیا ما را نفریبد، خودخواهی ما را کور نکند.
سیاهی گناه و فساد و تهمت و دروغ وغیبت ، قلب های ما را تیره و تار ننماید.
خدایا! به ما آنقدر ظرفیت ده که در برابر پیروزی ها سرمست و مغرور نشویم. خدایا به من آنقدر توان ده که کوچکی و بیچارگی خویش را فراموش نکنم و در برابرعظمت تو خود را نبینم."
@DastaneRastan57
🌸🍃🌸🍃
مرد فقیرى بود که همسرش از ماست کره میگرفت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر میفرخت، آن زن کره ها را به صورت توپ های یک کیلویى در می آورد. مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید. روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن کرد، اندازه هر کره ۹۰۰ گرم بود. او از مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت: دیگر از تو کره نمى خرم، تو کره را به عنوان یک کیلو به من مى فروختى در حالى که وزن آن ۹۰۰ گرم است. مرد فقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت: ما ترازویی نداریم، بنابراین یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر شما را به عنوان وزنه قرار دادیم. مرد بقال از شرمندگی نمیدانست چه بگوید.
یقین داشته باش که: به اندازه خودت
برای تو اندازه گرفته می شود.
@DastaneRastan57
🌸🍃🌸🍃
احتمالا داستان قحطی ۷ساله مصر در زمان یوسف پیامبر رو شنیدید، اما بدنیست بدونید که در زمان ایران ساسانی نیز ۷ سال قحطی ایران رو فرا گرفت...در زمان پیروز یکم ، پانزدهمین پادشاه ایران، قحطی ۷ ساله ای دامان ایران را گرفت، بارش باران به کل ایستاده و آب و خوراک بر مردمان تنگ شد.
پیروز چون اوضاع را چنین دید دستور داد از اغنیا بستانند و به فقرا بدهند و اگر مستمندی از گرسنگی بمیرد، یک توانگر خواهد کشت. او پس از ۲سال خزانه پادشاعی را گشود تا حتی به اغنیا نیز فشار نیاید.
او در طول این قحطی چنان کرد که فقط یک پیرمرد فقیر از گرسنگی جان سپرد و پیروز خود را مسئول مرگ او میدانست.
پس دستور داد مقداری زر برای بستگان پیرمرد بفرستند.
@DastaneRastan57
🌸🍃🌸🍃
میگویند:
روزی امیرکبیر که از حیف و میل شدن سفرههای دربار به تنگ آمده بود. به ناصرالدین شاه پیشنهاد کرد که برای یک روز آنچه رعیت میخورند میل کند! شاه پرسید مگر رعیت ما چه میخورند؟! امیرکبیر گفت: ماست و خیار!
ناصرالدین شاه سرآشپز را صدا زد گفت: که برای ناهار فردایمان ماست و خیار درست کنید سر آشپز دستور تهیه مواد زیر را به تدارک چی برای ماست خیار شاهی داد:
ماست پر چرب اعلا
خیار قلمی ورامین
گردوی مغز سفید بانه
پیاز اعلای همدان
کشمش بدون هسته
نان دو آتیشۀ خاشخاش
سبزیهای بهاری اعلا و ...
ناصرالدین شاه بعد از اینکه یک شکم سیر ماست و خیار خورد به امیرکبیر گفت:رعایای پدرسوخته چه غذاهایی میخورند و ما بیخبریم!
@DastaneRastan57
🌸🍃🌸🍃
#تفکـــر_در_آیات_قــــرآن
دوست های شیطانی را بشناسید، همین هایی که در گوشتان وسوسه میکنند تا مرتکب گناه شوی!
بعد هم میگویند: بابا چیزی نیست که؛ اصلا من خودم گناهشو گردن میگیرم!!
ولی دروغ میگوید و نه تنها بار گناهت را سبک نمیکند، بلکه علاوه بر سنگینی گناه خودش، مسؤولیت انحراف تو و دیگران نیز به دوشش می افتد
آیات 12 و 13 سوره عنکبوت :
شما راه ما را پيروى كنيد، ما گناهان شما را بر عهده مىگيريم. در حالى كه چيزى از گناهانشان را عهدهدار نيستند؛
بى شك آنان هم بار خطاى خودشان و هم بارهاى ديگر را با بار خود بر دوش خواهند كشيد.
کافر بخدا
ودینش نباشیم
ونیز پای دیگران را هم به کفر نکشانیم
لااقل
بخاطر به کفر کشاندن کسانی دیگرگرفتار
عذاب عظیم ان نگردیم
@DastaneRastan57
🌸🍃🌸🍃
#حدیث_روز
امام علی (ع) فرمود:
الكَلامُ فی وَثاقِك ما لَم تَتَكَلمْ بِه،
فَاِذا تَكَلَّمتَ بِه صِرتُ فی وَثاقِه
فَاخزُن لِسانَك كَما تخزُن ذَهَبَك...
تا کلامی را به زبان نياوردهای، در بندِ توست.
امّا هنگامی كه به زبان آوردی، تو در بند آن در میآیی.
پس همانگونه كه طلا و جواهر، و مال و داراییِ خود را در گنجينه میگذاری، زبانت را نيز در گنجينهی دهانت نگه دار.
زيرا چه بسا سخنی كه نعمتی را از كف برده، و خشم و كيفر الهی را آورده است.
#نهجالبلاغهحکمت۳۸۱
@DastaneRastan57
🌸🍃🌸🍃
در میان آن عده ای که در یمن بر پیامبر اسلام وارد شدند ، مردی بود که از همه بیشتر با رسول خدا پرحرفی و بگو و مگو می کرد .
پیامبر اکرم (ص ) بقدری در خشم شد که عرق از میان چشمان مبارکش جاری شد و رنگ صورتش تغییر کرد و سر خود را به زیر انداخت .
در این موقع بود که جبرئیل نازل شد و گفت :
خدا سلام می رساند و می فرماید : این مرد ، شخصی باسخاوت است ، به مردم طعام می دهد . خشم و غضب پیامبر فرو نشست .
سر مبارک خود را بلند کرد و فرمود : اگر غیر از این بود که جبرئیل از طرف خدا خبر می دهد که تو مرد سخاوتمندی هستی ، تو را کیفر می کردم تا برای آیندگان عبرتی باشد .
آن مرد گفت : مگر خدای تو سخاوت و بخشش را دوست دارد ؟ ! فرمود : آری . گفت :
اشهد ان لا اله الله و انک رسول الله .
قسم به آن خدایی که تو را به پیامبری مبعوث کرده ، من احدی را از مال خودم محروم نکرده ام .
@DastaneRastan57
🌸🍃🌸🍃
#اندکی_تفکر
یکی از سربازان فرانسوی
طی انقلاب الجزائر، در خاطرات خود مینویسد:
هنگامی که به روستاها میرفتیم
و بدنبال افراد انقلابی خانه ها را تفتیش میکردیم!
خیلی خجالت میکشیدم...!!
چون که دختران و زنان بادیدن ما، به سمت اسطبل و آغل حیوانات میدویدند
و خود را با فضولات حیوانات کثیف میکردند
تا ما به انها تجاوز نکنیم...!
صحنه بسیار درداوری است که ببینید یک زن خود را اغشته به فضولات کند تا کسی به او نزدیک نشود....
و اما افسوس برای دخترانی که خود ، بدن خود را
که، زیبایی خود نیز هست،در خیابان های کثیف
جامعه ی امروزی به عرضه میگذارند....
@DastaneRastan57
پیام یکی از مشتریان حرزامام جواد(ع) :
"سلام
میخواستم تشکر کنم ازتون بابت بازوبند حرز امام جواد (ع) که حدود 40 روزه که این را گرفتم هم از نظر #کسب_وکار مشتریم زیادتر شده هم واقعا #دفع_بلاست که خیلی کم شده برام...."
#به_ازای_خرید_از_تخفیفات_و_هدایای_ویژه_برخوردار_شوید.
🌿🌸☘️
اطلاعات بیشتر و سفارش انواع حرز :
/channel/+UkUo82mWaxWPi_Ff
🌸🍃🌸🍃
روزی جوانی نزد پیامبر - ص - آمد و با کمال گستاخی گفت : ای پیامبر خدا ! آیا به من اجازه می دهی زنا کنم ؟ !
با گفتن این سخن فریاد مردم بلند شد و از گوشه و کنار به او اعتراض کردند . ولی پیامبر - ص - با کمال ملایمت و اخلاق نیک به جوان فرمود : نزدیک بیا .
جوان نزدیک آمد و در کنار پیامبر نشست .
حضرت از او پرسید : آیا دوست داری با مادر تو چنین کنند ؟ گفت : نه ، فدایت شوم . فرمود : همین طور مردم راضی نیستند با مادرشان چنین بشود ، بگو ببینم آیا دوست داری با دختر تو چنین شود ؟ گفت : نه ، فدایت شوم .
فرمود : همین طور مردم درباره دخترانشان راضی نیستند . بگو ببینم آیا برای خواهرت می پسندی ؟ جوان گفت : نه ، ای رسول خدا و در حالی که آثار پشیمانی از چهره او پیدا بود پیامبر - ص - دست بر سینه او گذاشت و فرمود : خدایا قلب او را پاک گردان و گناه او را ببخش و دامان او را از آلودگی به بی عفتی حفظ کن . از آن به بعد ، زشت ترین کار در نزد آن جوان زنا بود .
@DastaneRastan57
🌸🍃🌸🍃
#نیایششبانه
پروردگارا
اگر باعث آزردگی کسی شدم
به من قدرت عذر خواهی بده
و...
اگر دیگران مرا آزردند
به من قدرت بخشش بده
"الهی"
بـوی ِناب"بهشـت"میدهد همـۀ "نامهای"قشـنگ ِ"تــو"
میگذارمشان روی ِزخمهای "دلم"
گفـته بـودی "اَلجَّبار"
یعنی کسی کـه"جُـبران مــیکند"همـۀشکستگـیهایِ "دلت" را
گفـــــته بودی "اَلمُصَـوِّر"
یعنی کسی کــه از "ُنومـیسـازد"
همۀ آنچه را"ویـران"شـده اسـت درون ِ "دلت"
گفــته بـودی"الشّـافـی"
یعنی کسی کـــه"شِفا" مـیدهد تمام ِ
"زخمهـایِ عمیق"و"ناعـلاج"را
هـوای ِ"دلم" سبک میشود بــازمزمه نامهایِ زیبایت
نَفـس میکشــم درهوایِ "مهربانیهـایِ نابت"
"الهی"
ممنونم که هستی وخدایی میکنی.
@DastaneRastan57
🌸🍃🌸🍃
"اقتصاد مظفری"
در کتاب مظفرنامه چنین حکایت شده که در ایران، گوشت از قرار هر کیلو دو ریال بوده ، روزی قصابیهای تهران خودسرانه گوشت را یک ریال گران کردند.
مردم چون چنین دیدند عصبانی شدند و به خیابانها ریخته و بر علیه قصاب ها شعار دادند!
این خبر به گوش مظفرالدینشاه رسید و اعضاء دولت برای آرام کردن مردم از او کمک خواستند! سلطان صاحب قران فکری کرد و گفت: بروید و به قصاب ها بگویید گوشت را دو ریال گران تر از آنچه خود گران کرده اند به مردم بفروشند! یعنی هر کیلو گوشت شد از قراری پنج ریال!
مردم چون دیدند قیمت گوشت بالاتر رفته این بار به خیابانها ریخته و مغازه ها را به آتش کشیدند.
هیئت دولت نزد قبله عالم رفتند و به عرض همایونی رساندند که تدبیر شاه شاهان کارساز نشد و مردم این کردند و آن نمودند! این دفعه مظفرالدینشاه گفت: حالا بروید و یک ریال گوشت را ارزانتر کنید! یعنی هر کیلو گوشت شد چهار ریال! و مردم هم پس از آن چون دیدند گوشت یک ریال ارزانتر شده برای سلامتی شاه دست به دعا شدند و در خیابان ها نماز شکرانه خواندند!
به این اقتصاد، اقتصاد مظفری گفته میشود.
@DastaneRastan57
🌸🍃🌸🍃
فقیری به نزد هندوانه فروشی رفت و گفت هندوانهای برای رضای خدا به من بده
فقیرم و چیزی ندارم.
هندوانه فروش درمیان هندوانه ها گشتی زد
و هندوانهٔ خراب و بدرد نخوری را به فقیر داد.
فقیر نگاهی به هندوانه کرد و دید که به درد خوردن نمیخورد،
مقدار پولی که به همراه داشت
به هندوانه فروش داد و گفت به اندازه پولم
به من هندوانه ای بده.
هندوانه فروش هندوانه خوبی را وزن کرد
و به مرد فقیر داد.
فقیر هر دو هندوانه را رو به آسمان کرد و گفت خداوندا بندگانت را ببین...
این هندوانه خراب را بخاطر تو داده و این هندوانه خوب را بخاطر پول...!
@DastaneRastan57
🌸🍃🌸🍃
یک روز عربی ازبازار عبور میکرد که چشمش به دکان خوراک پزی افتاد از بخاری که از سر دیگ بلند میشد خوشش آمد تکه نانی که داشت بر سر آن میگرفت و میخورد.هنگام رفتن صاحب دکان گفت تو از بخار دیگ من استفاده کردی وباید پولش را بدهی٬مردم جمع شدند. مرد بیچاره که از همه جا درمانده بود بهلول را دید که از آنجا میگذشت از بهلول تقاضای قضاوت کرد ،بهلول به آشپز گفت آیا این مرد از غذای تو خورده است؟
آشپز گفت نه ولی از بوی آن استفاده کرده است. بهلول چند سکه نقره از جیبش در آورد و به آشپز نشان داد وبه زمین ریخت وگفت؟ ای آشپز صدای پول را تحویل بگیر.
آشپز با کمال تحیر گفت :این چه قسم پول دادن است؟ بهلول گفت مطابق عدالت است: کسی که بوی غذا را بفروشد در عوض باید صدای پول دریافت کند.
@DastaneRastan57
🌸🍃🌸🍃
#سوادزندگی
گاهی فقط بیخیال باش...
وقتی قادر به تغییرِ بعضی چیزها نیستی؛
روزت را برایِ عذابِ داشتنها و افسوسِ نداشتنها خراب نکن!
دنیا همین است؛
همهی بادهای آن موافق،
همهی اتفاقات آن دلنشین،
و همهی روزهای آن خوب نیست!
اینجا گاهی حتی آب هم سربالا میرود...
پس تعجبی ندارد اگر آدمها جوری باشند که تو دوست نداری!
گاهگاهی در انتخابهایت تجدیدنظر کن.
فراموش نکن؛
تو مجاز به انتخابِ آدمهایی، نه تغییرِ آنها...
@DastaneRastan57
🌸🍃🌸🍃
حضرت ابراهیم (ع) بسیار میهماندوست بود و تا میهمان به خانه او نمى آمد، غذا نمى خورد.
زمانی فرا رسيد كه يك شبانه روز، هیچ میهمانی بر او وارد نشد؛ پس از خانه بيرون آمد و به جستجوى میهمان پرداخت.
پيرمردى را ديد، جوياى حال او شد، ولی فهميد آن پيرمرد، بت پرست است. حضرت ابراهيم گفت:
«افسوس! اگر بت پرست نبودی، میهمان من می شدى و از غذاى من مى خوردى»
پيرمرد از كنار ابراهيم گذشت.
در اين هنگام جبرئيل بر ابراهيم نازل شد و گفت:
«خداوند مى فرمايد اين پيرمرد، هفتاد سال مشرك و بت پرست بود، ولی ما رزق او را كم نكرديم. اينك که غذای يك روز او را به تو حواله نموديم، تو به خاطر بت پرستى، به او غذا ندادى!»
حضرت ابراهيم (ع) پشيمان شد و به جستجوى آن پيرمرد رفت. او را پيدا كرد و با اصرار به خانه خود دعوت نمود. پيرمرد بت پرست گفت:
«چرا بار اول مرا رد كردى، ولی حالا دعوت می کنی؟»
حضرت ابراهيم ، پيام و هشدار خداوند را به او خبر داد.
پيرمرد به فكر فرو رفت و گفت:
« نافرمانى از چنين خداوند بزرگوارى، دور از مروت و جوانمردى است. »
آن گاه به یگانگی خداوند اقرار نمود و آيين ابراهيم (ع) را پذیرفت.
جوامع الحكايات(محمد عوفى)
@DastaneRastan57
🌸🍃🌸🍃
#حدیث_روز
حضرت امام علی (ع) میفرمایند:
وبَی لِمَنْ أخْلَصَ لِلَّهِ عَمَلَهُ، وَعِلْمَهُ، وَحُبَّهُ، وَبُغْضَهُ، وَأخْذَهُ، وَتَرْکَهُ، وَکَلامَهُ، وَصَمْتَهُ، وَفِعْلَهُ، وَقَوْلَهُ؛
خوشا به حال آنکه عمل و علمش، دوستی و دشمنیاش، انجام دادن و رها کردنش، سخن و سکوتش، وکردار و گفتارش را برای خدا خالص گرداند.
بحارالأنوار، ج 77، ص 289
@DastneRastan57
🌸🍃🌸🍃
" فروغ فرخزاد"
در حیرتم از خلقت آب،اگر با درخت همنشین شود، آنرا شکوفا میکند.
اگر با آتش تماس بگیرد، آنرا خاموش میکند.اگر با ناپاکی ها برخورد کند،
آنرا تمیز میکند.
اگر با آرد هم آغوش شود، آنرا آماده طبخ میکند.
اگر با خورشید متفق شود، رنگین کمان ایجاد میشود.
ولی اگر تنها بماند، رفته رفته گند اب میگردد.
دل ما نیز بسان آب است، وقتی با دیگران است زنده و تاثیر پذیر است،و در تنهایی مرده وگرفته است...
@DastaneRastan57
🌸🍃🌸🍃
دو نفر تا پای فینال رسیدن!!
غلامرضا تختی وسیراکوف بلغارستانی، کشتی شروع شد و تختی بارها سیراکوف را خاک کرد...
دقیقه دوم مسابقه بود که فشار بی امان
پهلوان تختی باعث درد شدید سیراکوف شد!
سیراکوف با دست به پاهایش اشاره کرد وتختی بلافاصله سیراکوف را رها کرد و از جابلند شد.
سرو صدای تماشا چی ها بالا گرفت که آقایتختی چراداره اینجوری می کنه،سیراکوف لبخندی زد و منتظر رای داور نشدو دست تختی را به عنوان کشتی گیر پیروز بالا برد!
رسم پهلوونی هم فقط قدیمیش خوبه
@DastaneRastan57
🌸🍃🌸🍃
#سوادزندگی
دوست خوبم هر بن بستى به معناى ته خط نيست
گاهى خودمون حواسمون نيست مسيرى كه
میریم منتهى به ناكجا آبادِ و همونجاست كه
ابـر و باد و مه و خورشيد و فلک
دست به دست هم میدن كه راهت رو سد كنن
كه مسير اشتباه رو دور بزنى و به راه درست بيفتی
اصلا به خاطـر همين هست كه میگیم
بابت هر بن بستى شكر گزارى كن
چون همونجا ابتداى راه درسته.
حالا تـو كه غمبرک زدى و دل گرفته اى
يه نفس عميق بكش و با لبخند،
يه خدا رو شكر از ته دل بگو
آغـاز راه نو و روشنت مبارک دوست من.
@DastaneRastan57