-
«هر آنچه درون توست زیباست؛ حتّی تلاشهای ناموفقت برای پنهان کردن غمهایت...»🤍🕊 📮: @Ecstasim_bot
شاید یه جایی همین نزدیکیاس، اون راهی که واسه نجات دنبالش میگردیم ، شاید تو یه رها کردنه یا یه گذشت یا یکم تلاش کردن یا حتی یه بلند شدن کوچیک ، فقط باید درست تر نگاه کنیم ، همین اطرافه ، ذهنتو از گره ها خلاص کن چشماتو رو تاریکی ببند و رو به روشنی و چیزای خوب باز کن ، پیداش میشه ،میبینیش.
Читать полностью…
کی فکرشو میکرد یه روز اینجوری دل بدیم به هم؟
من برای یه عمر دیوونه بازی با تو نقشه ریختم!
حتی اگه غلط باشه شیرین ترین غلط عمرمه کی میتونه بگه چی درسته چی نیست؟
دنیای ما از دنیای همه ی ادما جداست چون خورشیدش لبخندای شماست و ماهش قرص صورت گل انداخته تو
تو حتی قهراتم قشنگه،حتی گلافگیات حتی اون غرغرایی ک فقط پیش من میاریشون وقتایی که حواست نیست و لحن یه سری کلماتو کشیده تر میگی من برای تک تک اون لحظات هزاربار توی دلم مردم کمی بیشتر نگاهم کن،گناهش بامن!
به نظرم شاد که نه، ولی با ذوق زندگی کردن یه هنره، زندگی پر از بالا پایینیه، پر از اتفاقات بد یهویی، پر از استرس و بیچارگی، ولی به کسایی که با وجود همه اینا آخر سر همچنان با ذوق زندگی میکنن، سر کار میرن، درس میخونن، غذای سالم میخورن و به علایقشون میرسن افتخار میکنم.
کار راحتی نیست.
بیا سرباز، در گوشت بگویم؛ من همانم! خواهرت، همخاک تو، هم زیستت، من مردمی از مردمان کشورت، از هیچ شخصی، جایگاهی، دشمنی، بیگانهای هم خط نمیگیرم!!! دلم خون است از بیداد، از کمبود، از تبعیض، از تاوان سخت اعتراضاتِ به حقم! گیر کردم من، میان چنگهای سردِ استبداد!
بیا سرباز، در گوشت بگویم؛ من همانم، بغض محرومان و مظلومان و محکومانِ حقجو، حقطلب! با من مدارا کن!
من آنم، سیستانم، زاهدانم، من همان دریاچهی غمگین و بیفردای ایرانم. منم! من ناامیدی در نگاه یک پسر از شغل و از فردا! منم! من شرم باباهای غمگین، بغض مادرهای بیجانم. منم، من دختران بیدفاع و بیسلاحِ ایستاده در خیابانم! مرا سرکوب؟ من؟ من اهل این خاکم! من و تو مردمیم و هرکه ما را دور کرد از هم، هرآنکس جور میدارد روا بر من، تو، او، آنها... هر آنکس آب را، این خاک را تسلیم دشمن کرد، او دلسوز مردم نیست! او را دور کن از خاک و جان مردمان کشورت، سرباز! بیداری؟ پناهم باش! جانم بر لبانم آمدهست از اینهمه بیداد!
پر از بغضم، پر از خشمم، پر از فریاد...
صدایم میرسد سرباز؟ بیداری؟
- نرگس صرافیان طوفان
عزيز من!
زندگی، بدون روزهای بد نمی شود،
بدون اشك و درد و خشم و غم نمی شود.
اما، روزهای بد، همچون برگهای پاييزی؛
باور كن كه شتابان فرو می ريزند،
و در زير پاهای تو، اگر بخواهی، استخوان می شكنند
و درخت استوار و مقاوم بر جای می ماند.
عزيزمن!
برگهای پاييزی، بی شك، در تداوم بخشيدن به مفهوم درخت و مفهوم بخشيدن به تداوم درخت، سهمی از ياد نرفتنی دارند.
نادرابراهیمی
هیچ چیز واضح تر، محسوس تر و ملموس تر از لحظهٔ حال نیست. با اینهمه، لحظهٔ حال کاملا فرار است. تمامی حزن و اندوه زندگی در همین است. تنها در ظرف یک ثانیه، حس بینایی ما، حس شنوایی ما و حس بویایی ما دانسته یا ندانسته انبوهی از رویدادها را ضبط می کنند و رشته ای از احساسها و افکار از مغز ما می گذرد. هر لحظه ای نماینگر جهانی کوچک است، که ناگزیر در لحظهٔ بعدی فراموش می شود.
📕 هنر رمان
👤 #میلان_کوندرا
شاید اگر تو اینجا بودی
اشکهایی را که حالا توی چشمهایم
با زحمت نگه میدارم روی دستهایت میریختم.
“فروغ فرخزاد”
من توو زندگیم آدمای زیادی رو از دست دادم.
از اعضای خونواده بگیر تا دوست و رفیق و حتی دشمن.
هرکدومشونم یه تیکه از منو کندن و با خودشون بردن من الان هم اینجام هم اونجا؛ هم زندهم هم مُرده!
جسمم زنده و سر و مر و گنده اینجا تنها لب دریا نشسته عزا گرفته ولی یه تیکههایی از روحم پیششونه که نداشتنشون جسممو ضعیف کرده و حسمو قوی تر!
تو آدم بودی سهیل حداقل آدم تر از من. خیلی آدم تر از من..!
امروز که رفتی فهمیدم چیزه زیادی از روحم نمونده ولی هنوز یه عالمه جسم دارم که متاسفانه دیگه به کارم نمیاد؛ اونجا اگه کسی یه جسم و چند تا تیکه روح خواست بهم خبر بده!
من اینجام خوب بخوابی شب بخیر.
-آریانفر
هرموقع ناراحت بودی، فقط بدون که خدا منو آفریده تا همهی غماتو به جون بخرم، تا نذارم غصه بشینه تو اون چشمایِ قشنگت، تا نور باشم تو شبای تاریکت، من میخام همیشه شاد نگهت دارم پس غماتو ازم مخفی نکن، خب؟
Читать полностью…
برای قلبم چه طرحی بریزم
تا عاشقت نباشد؟
لبانم را چه بیاموزم
که تو را نبوسد
و طاقتم را
که دندان بر جگر بگذارد؟
به شعرم چه بگویم
که منتظرم باشد تا بعد؟
و حال آنکه روزی که تو را نبینم
بی نهایت است ...!
- نزار قبانی
ميدوني هيچكي الكي الكي كه نميره تولاك خودش!
اين وسطا يكي نا اميدش كرده،
يكي مهربونياش ناديده گرفته،
يكي دلشو شكسته و يكي آرزوهاشو آتيش زده،
و بدترينش اينه، همه اين كارا رو…
كسي كه با تموم وجود بهش اعتماد داشته كرده…:)
بیا بغلم.
جفتمون خسته ایم و زانوهامون زخمیه.
زندگی هم این راندو برد.
اما عیب نداره؛
به جاش ما همو داریم.
تو برای من یه دلیلی برای دو دقیقه بیشتر زنده موندن.
پس بیا بغلم.
شاید من شونه هایی شدم برای اینکه سرتو بذاری و با خیال راحت اشک بریزی و بدونی که من پیشتم. توی هر شرایطی هواتو دارم و بهت گوش میدم. بدون اینکه قضاوت بشی.
-شقایق.
بحث،دعوا،قهر،ناراحتی،هميشه هست!
ببينيد كى واقعاً با اين چيزا بازم به پاتون ميمونه و متعهد و عاشقه؛
ببينيد كى حواسش به حال و احوالِ دلِتونه؛
اين روزا همه ياد گرفتن توى ظاهر نشون بدن بى عيب و نقصن؛
اما تو خودت باش؛
متعهد،مهربون؛
نگاهش به من، چون نگاه موسیقیدانی پیش از شروع به نواختن به سازش بود؛
احساس درک و بالاتر قرار داشتن، احساس میکردم چنان درونم را میبیند که گویی جزئی از او هستم.
و چقدر دوست داشتم سازی باشم که او مینوازد.
" خاطرات یک گیشا - آرتور گلدن "
قانون هایی که باعث میشن زندگی قشنگ تری داشته باشی:
- عصر نخواب که مجبور نباشی تا صبح بیدار بمونی
- دلتنگی بهونهی خوبی برای پیام دادن نیست
- خودت رو برای اینکه یکی دیگه رو پیدا کنی، گم نکن
- یادت نره که یه روز خوب اومدنی نیست، ساختنیه
- نیاز نیست خودت رو برای کسی توضیح بدی
- برنامه های فردات رو همیشه یادداشت کن
- هر روز ده تا لغت از یه زبان جدید یاد بگیر
- یه وقتایی برای مدت زیادی موبایلت رو کنار بذار
- هر روز ده صفحه کتاب بخون
- روزت رو با گفتن یه کلمه مثبت شروع کن
من نمیتونم بهت اهمیت ندم، من نمیتونم وقتی نیستی نگرانت نشم، من نمیتونم وقتی حالت خوب نیست پاپیچت نشم که حالت رو خوب کنم، من نمیتونم صداتو نشنوم، من نمیتونم نبینمت، من نمیتونم وانمود کنم که دوست ندارو و بهت توجه نکنم، من نمیتونم تورو فقط دوست خودم بدونم، من نمیتونم باهات حرف نزنم، من نمیتونم احساساتم رو بروز ندم و بگم که هیچ حسی ندارم، من نمیتونم مثله به رفیق باهات رفتار کنم، من نمیتونم بشنوم که بهم بگی فقط دوست توام، من نمیتونم دلتنگیم رو پنهون کنم، من نمیتونم به بقیه چون کنارتن حسودی نکنم، من نمیتونم ببینم با یه نفر بیشتر از من صمیمی رفتار میکنی، من نمیتونم دوستت نداشته باشم، من نمیتونم بدون تو زندگی کنم؛
Читать полностью…
در زندگی، همیشه غمگین بودن، از شاد بودن آسان تر است، ولی من اصلا از آدم هایی خوشم نمی آید که آسانترین راه را انتخاب می کنند.
تو را به خدا شاد باش و برای آن که شاد شوی، هر کاری از دستت بر می آید، انجام بده.
"آنا گاوالدا - در ۳۵ کیلو امیدواری"
آدما یه وقتایی دلت رو میشکنن،
یه وقتایی همهی باورات رو خراب میکنن.
اولیه شاید یکم خاک بشینه روش، بشه بعدش یه کاریش کرد.
ولی دومی رو هیچکاری نمیشه کرد.
هیچوقت باورای کسی رو خراب نکنید.
شاید بعدش دیگه هیچوقت نتونه هیچکس رو باور کنه.
- مهسا جلال
چند موردی که هیچوقت نباید بهخاطرشون شرمنده باشی یا حس بدی داشته باشی.
_نه گفتن.
_احساسی که داری.
_کسی که هستی.
_زمانی که برای خوب شدن یا پذیرفتن احتیاج داری.
_ناراحت بودن.
_رشد کردن و تغییر کردن.
_انجام دادنِ کاری که برات بهتره.
_نیاز به تنهایی داشتن.
_نظر شخصیِ خودت رو داشتن.
"در مواردی که راجع به زندگی شخصی دیگران نباشه و اجازه بدی دیگران هم نظر شخصی خودشون رو داشته باشن"
| الهام دانایی
ﺑﺎﯾﺪ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﻣﺤﺒﻮﺏ ﻫﻤﮕﺎﻥ ﺑﺎﺷﯿﺪ. ﺷﻤﺎ میتوﺍﻧﯿﺪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺁﻟﻮﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺎﺷﯿﺪ، ﺭﺳﯿﺪﻩ، ﺁﺑﺪﺍﺭ، ﺷﯿﺮﯾﻦ ﻭ ﺧﻮﺷﻤﺰﻩ. ﺍﻣﺎ ﯾﺎﺩﺗﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ، ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺁﻟﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ.
ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻔﻬﻤﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺮﻏﻮﺑﺘﺮﯾﻦ ﺁﻟﻮ ﻫﺴﺘﯿﺪ، ﺍﻣﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﻤﺎ ﺁﻟﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺣﺎﻻ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻣﻮﺯ ﺑﺸﻮﯾﺪ، ﺍﻣﺎ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﺑﺎﺷﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ ﻣﻮﺯ ﺑﺸﻮﯾﺪ، ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﻣﻮﺯ ﺩﺭﺟﻪ ﺩﻭﻡ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺑﻮﺩ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﯿﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺁﻟﻮﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺎﻗﯽ ﺑﻤﺎﻧﯿﺪ ..
#لئو_بوﺳﮑﺎﻟﯿﺎ
📚زندگی،عشق و دیگر هیچ
وقتی میبینی همه چی مثل زنجیر قفل شده توهم تا تورو از بخشی از وجودت دور کنه،
مثل این میمونه که کسی بزور پوست کف دستتو میکنه،
همونقدر دردناکه،تو میمونی و اشک پیله بسته کنج چشم و صدای موزون هقهق ها پشت لب و دهن بسته شده،
ولی تو ذهنت اینو تصور کن که بعدش یکی پماد آ د میاره و با نوک انگشتش خیلی آروم کف دستتو پماد میزنه،
به خیال خام خوش باش.
-سان.
احساس میکنم یه جایِ زندگیم راه رو غلط رفتم
ولی اینقدر جلو رفتم که دیگه انرژی برایِ برگشت ندارم
خواهش میکنم این یادت بمونه مارتین !
اگه فهمیدی مسیر رو اشتباه رفتی هیچوقت برایِ برگشت دیر نیست
حتی اگه برگشتن ده سال هم طول بکشه باید برگردی
نگو راهِ برگشت طولانی و تاريکه
نترس از این که هیچی به دست نیاری ...!
- استیو تولتز
هر کار که بکنی میدانم که درست است، چون از وقتی میشناسمت با احساسی عمیق فهمیدهام که تو هرگز چیزی نمیگویی که با هستیات در تضاد باشد.
درواقع من اگر مرد به دنیا آمده بودم دلم میخواست یکی مثل تو باشم.
بعد از این چطور از من میخواهی که دوستت نداشته باشم؟ بعد از درک اینها، بعد از تحولی عمیق که در وجودم که در وجودم ایجاد شده، چطور میخواهی که این رابطه تا آخر طول نکشد؟
"از نامهی ماریا به کامو"
عید واقعی روزیه که تو برای نو شدن در درون خودت تلاش میکنی. روزی که برای ایجاد تغییرات مثبت برنامه ریزی میکنی و در کنار پذیرش خودت با وجود خوبی ها و کاستی ها و نقاط ضعفی که داری سعی میکنی خودتو بیشتر دوست داشته باشی
عید اصلی و جشن واقعی، در درون تو باید اتفاق بیوفته تا متحول بشی ..
"سپهر خدابنده"
انسان از چیزی که بسیار دوست میدارد خود را جدا میسازد؛
در اوج خواستن نمیخواهد
در اوج تمنا نمیخواهد.
دوست دارد اما در عین حال میخواهد که متنفر باشد.
امیدوار است که امیدوار نباشد
همواره به یاد می آورد که نمی خواهد فراموش کند
انسان از آن چیزی که بسیار دوست میدارد خود را جدا میسازد .
"دیالوگی از هامون - داریوش مهرجویی"
عید واقعی روزیه که تو برای نو شدن در درون خودت تلاش میکنی. روزی که برای ایجاد تغییرات مثبت برنامه ریزی میکنی و در کنار پذیرش خودت با وجود خوبی ها و کاستی ها و نقاط ضعفی که داری سعی میکنی خودتو بیشتر دوست داشته باشی
عید اصلی و جشن واقعی، در درون تو باید اتفاق بیوفته تا متحول بشی ..
"سپهر خدابنده"
تو واسه همیشه برای من بهترین آدم زندگیم میمونی!
میدونی چرا؟
چون هر وقت نیازت داشتم و نداشتم تو همیشه بودی!
هر وقت هر مشکلی برام پیش اومد پشت سرمو نگاه کردم تورو دیدم و دلم گرم شد،
هر وقت حتی ازت کمک نخواستم تو بهم کمک کردی،
هر وقت مشکلی خواست منو از پا در بیاره تو دلگرمی شدی که از پسش بر بیام!
برای تمام لحظه های بودنت ازت ممنونم.
من دلم میخواد بنویسم ازون ارامش چشات که دریای طوفانی دلمو اروم میکنه؛ دوست دارم غرق شم تو آوای پراز ناز صدات وقتی که اروم اسممو صدا میکنی و نخودی میخندی واسم، من دوست دارم قربون اون پشتِچشم نازک کردنات که میریم کافه برا دخترا میری من دوست دارم بگردم دور هر کدوم از تار های موهات، دلم میخواد اون زندگی ایدهعالی که توی ذهنم ساختم با تو تصورش کنم برای تو درستش کنم اخه میدونی من جون میدم برای اینکه صبحا وقتی چشامو باز میکنم اولین چیزی که میبینم تو باشی؛ لبخندت باشه بغلت باشه و هرچیزی که مربوط به توعه.
دوست دارم وقتایی که برمیگردم خونه بوی تو رو بشنومم بغلتو احساس کنم و سرمو بزارم روی نرمی پاهات.
کاش بمونی کنارم و با گرمی وجودت کمکم کنی که این زندگیو بسازم، بهشتِ من.
- ترشح
آسف
لأنكِ حزينة
ويداي بعيدتان.
متأسفم،
به خاطر اینکه غمگینی
و دستانم دور است.
لاادری.فارسیِ فاطمه بهارمست.
بحث،دعوا،قهر،ناراحتی،هميشه هست!
ببينيد كى واقعاً با اين چيزا بازم به پاتون ميمونه و متعهد و عاشقه؛
ببينيد كى حواسش به حال و احوالِ دلِتونه؛
اين روزا همه ياد گرفتن توى ظاهر نشون بدن بى عيب و نقصن؛
اما تو خودت باش؛
متعهد،مهربون؛