-
«هر آنچه درون توست زیباست؛ حتّی تلاشهای ناموفقت برای پنهان کردن غمهایت...»🤍🕊 📮: @Ecstasim_bot
من دلم میخواد بنویسم ازون ارامش چشات که دریای طوفانی دلمو اروم میکنه؛ دوست دارم غرق شم تو آوای پراز ناز صدات وقتی که اروم اسممو صدا میکنی و نخودی میخندی واسم، من دوست دارم قربون اون پشتِچشم نازک کردنات که میریم کافه برا دخترا میری من دوست دارم بگردم دور هر کدوم از تار های موهات، دلم میخواد اون زندگی ایدهعالی که توی ذهنم ساختم با تو تصورش کنم برای تو درستش کنم اخه میدونی من جون میدم برای اینکه صبحا وقتی چشامو باز میکنم اولین چیزی که میبینم تو باشی؛ لبخندت باشه بغلت باشه و هرچیزی که مربوط به توعه.
دوست دارم وقتایی که برمیگردم خونه بوی تو رو بشنومم بغلتو احساس کنم و سرمو بزارم روی نرمی پاهات.
کاش بمونی کنارم و با گرمی وجودت کمکم کنی که این زندگیو بسازم، بهشتِ من.
- ترشح
نواب گفت:
«بعضی آدمها هستند که تحمل زندگی در غیابشان سخت است.
زمانی از یکی از درویشهای عجمیر پرسیدم: چرا این آدم خاص؟ چرا یکی دیگر نه؟ و او این جواب را داد که خیلی خوشم آمد: اینها همانهایی هستند که زمانی در بهشت، نزدیکت نشستهاند.
این نظر قشنگی است، نه الیویا؟ این که ما زمانی در بهشت نزدیک هم نشسته بودیم.
" گرما و غبار - روت پریور جابوالا "
تا جایی که میتوانم زحمت میکشم ، هرکاری که بلدم انجام میدهم
بیش تر از این از عهده ام برنمیآید ؛ چیزی که نمیشود چاره کرد باید تحمل کرد.
-داستایوفسکی
نواب گفت:
«بعضی آدمها هستند که تحمل زندگی در غیابشان سخت است.
زمانی از یکی از درویشهای عجمیر پرسیدم: چرا این آدم خاص؟ چرا یکی دیگر نه؟ و او این جواب را داد که خیلی خوشم آمد: اینها همانهایی هستند که زمانی در بهشت، نزدیکت نشستهاند.
این نظر قشنگی است، نه الیویا؟ این که ما زمانی در بهشت نزدیک هم نشسته بودیم.
" گرما و غبار - روت پریور جابوالا "
منو یه جوری بغل کن که برم توو قلبت
انقدر محکم که وارد بدنت بشم قلبامون باهم یکی بشه و تا ابد همونجا بمونم، جوری که دیگه هر وقت نیازت داشتم، هر وقت خواستم تو بغل کسی گریه کنم، هر وقت خواستم حرف بزنم و خودمو خالی کنم، توو قلبت نشسته باشم و همه حرفامو به تو بزنم، جوری که همیشه تو قلبت نگهبانی بدم و دوتایی مواظب همدیگه باشیم، منو اینجوری بغلم کن.
بغلم کن و بزار روحامون باهم یکی بشن.
ولي بین خودمون باشه ها تو که رفتي زندگیم قشنگتر شد دیگه کسي نبود اذیتم کنه و من سکوت کنم و هیچي بهش نگم، دیگه کسي نبود وقتي بفهمه دوسش دارم شروع کنه به شکوندن دلم، کسي نبود که بخوام بخاطرش غرورمو زیر پاهام له کنم و همه چیو نادیده بگیرم، بعد از تو من خودمو پیدا کردم انگار خیلي وقت بود که گم شده بودم، شاید بهترین و بدترین اتفاق زندگیم خلاصه میشه تو رفتنت رفتي برام سخت بود هضمش اما الان که بهش فکر میکنم میبینم کاشکي اصلا نمیومدي کاشکي زودتر ازین میرفتي و من انقدر نابود نمیشدم.
Читать полностью…
دلم میخواست باهات حرف بزنم، دلم میخواست بهت بگم انقدر که به تو فک میکنم، به یاد خودم نیستم، بهت بگم برای چند لحظه هم ک شده همه رو جز من از دنیات بزار کنار، بهت بگم یه جوری بغلم کن که انگار بار بعدی برات وجود نداره، یه جوری اسممو صدا کن که انگار برا آخرین بار میتونی صدام رو بشنوی، میخواستم بگم هنوزم صدای نفسهات منو به زندگی برمیگردونه، ولی نگفتم، من این روزا انقد بیقرار هستم که چشام درونمو زار میزنه اما وقتی تو ازم خبر نداری یعنی مدتهاست که منو ندیدی، ندیدی چون نخواستی، وقتی نخواستی یعنی حتی اگ بهت میگفتم هم فرقی نمیکرد :)
Читать полностью…
واسه اونی که دوستش داری وقت بذار نذار به نبودنت عادت کنه نذار روز ها و ساعت هایِ زیادی رو بدونِ شنیدنِ صدات سَر کنه ! امـروز نمیفهمی اما یه روز میرسه که دلت هوایِ بودنشُ میکنه و دیگه جایی واسه بودنت تو لحظه هاش نیست دیگه دلش برایِ حضورت پـر نمیکشه دیگه یاد میگیره چطور از دور دوستت داشته باشه حقیقتش بـود و نبــودت واسش فرقی نداره دیگه !هر چقدر هم که بقیه باشن، واسش وقت بذار
Читать полностью…
واقعا فکر میکنی اون روزایی که من تو چشات نگاه میکردم و اشک میریختم رو یادم رفته؟
و بهت اجازه میدم دوباره اشک منو دربیاری؟
دوباره باعث مشکل اعصاب من بشی؟
الانم نکنه انتظار داری بگم اره درست فکر کردی؟
نه عزیز من.
تو با کارایی که با من کردی،چه خواسته و چه ناخواسته… خودتو برام کمرنگ کردی و اون همه دوست داشتن رو خراب کردی.
لازم نیست درجا حالت خوب بشه. با احساسات آشفتهت دور هم بشینید و سنگاتون رو از هم وا بِکَنید.
ببین منشأشون از کجاست. تازه بعد از اون شاید بتونی پیداشون کنی.
خیلی شهامت میطلبه که احساسات رو تفتیش و زیرورو کنی بهجای اینکه ازشون چشم پوشی کنی.
و همون شهامتی که به خرج میدی باعث میشه که حالت بهتر بشه.
دیگر دست میکشم. دیر وقت است و نوشتن من هم که هیچوقت تمامی ندارد. درهرحال، دستهای مرا به نوشتن چه کار؟ در حالی که فقط برای این به وجود آمدهاند، و تنها این آرزو را دارند که تو را در آغوش بگیرند!
" کافکا به فلیسه "
به خودت سخت نگیر رفیق!
گاهی وقت ها لازمه که خسته بود،
غمگین بود،اشک ریخت،ناامید شد
غم بخشی از زندگیِ،خودت رو بابتش ملامت نکن،اما بعد از تموم شدن گریه هات،باید اشک هاتو پاک کنی،دستتو بذاری رو زانوهات و قوی تر از قبل بلندبشی.
صبح فردا هیچکس شخص غمگین و گریان دیشب رو یادش نمیاد.
«دیروز، یک نفر در حضور من
اسم تو را بر زبان آورد
طوری شدم که انگار
گل رُزِ خوشبویی به اتاق افتاده باشد.»
"ویسواوا شیمبورسکا"
من برای تو برای خوشبختیت برای اینکه همیشه بخندی اینکه حالت کنارم خوب باشه برای اینکه ارامش داشته باشی برای اینکه هیچوقت احساس تنهایی نکنی برای اینکه یکی باشه باهاش درد و دل کنی برای اینکه فقط مال من باشی برای اینکه از ته قلب خوشحال باشی و حال روحیتم خوب باش برای اینکه حالم بده نفهمی که ناراحت شی برای اینکه غرورت نشکنه من برای همه اینا همه کار کردم ولی میدونی چی جالبه؟
تو هیچکدومو ندیدی تو فقط بدیهای منو دیدی:)
همیشه میخواستم کافی باشم برات دوست داشتنم برات کافی باش اما میدونی من حتی
کافی هم نبودم:)
قلمروی موسیقی قلب است؛
جایی که تو راه می روی، همه آهنگ ها از موهای تو به آسمان می رسد.
"عباس معروفى"
من همیشه تورو انتخاب میکنم، حتی وقتی نخوای که کنارت باشم، تو اصلی ترین دلیله لبخند منی، حتی وقتی نمیخوام خوشحال باشم. فکر کردن به تو منو زنده نگه میداره، حرف زدن باهات منو ذوق زده میکنه، و دوست دارم بدون هیچ حرفی باهات حرف بزنم و تو بهم گوش بدی، بدون اینکه چیزی بگم. تاییدم کنی اما چیزیم نگی، همین که پیشم باشی برام کافیه.
تو تنها کسی هستی که صدای سکوتمو میشنوه، و تنها کسی هستی که هنوز ترس از دست دادنشو دارم، و میخوام که بمونه تو زندگیم، با اینکه میدونم تو هم مثله همه میری و پشتتم نگاه نمیکنی. و من نمیخوام خودمو گول بزنم، فقط میخوام بودنتو حس کنم. همین زمانی که پیشمی رو خوشحال باشم و حالم خوب باشه، چون ممکنه فردا دیگه تو زندگیم نباشی و از پیشم بری.
دوستت داشتم با وجود اینکه تو را به آغوش نکشیدهام و تو را همیشه نمیبینم،دوستت داشتم چون برایت نوشتم و برایت خواندم و به خاطرت خندیدم و بخاطر تو تغییر کردم و تو را دوست داشتم در حالی که دور بودی.
«محمود درویش»
دوست داشتن یک نفر، مثل نقل مکان کردن به یه خونه ست. اولش عاشق همه ی چیزهایی میشی که برات تازگی دارن. هر روز صبح از اینکه می بینی این همه چیز بهت تعلق داره حیرانی. بعد به مرور زمان دیوارها فرسوده می شن. چوب ها از بعضی قسمت ها پوسیده می شن و می فهمی که عشقت به اون خونه به خاطر کمالش نیست؛ بلکه به خاطر عیب و نقص هاشه. تمام سوراخ سنبه هاش رو یاد می گیری. یاد می گیری چطور کاری کنی که وقتی هوا سرده، کلید توی قفل گیر نکنه، یا در کمد رو چطور باز کنی که جیرجیر نکنه. اینا رازهای کوچیکی هستن که خونه رو مال آدم می کنن.
مردی به نام اوه
#فردریک_بکمن
روحم مثل یك استادیوم خالی است، خالی بعد از تمام شدن بازی، رفتن بازیکنان و تماشاچیان و بسته شدن درها و هیچیِ خسته و بلاتکلیف مانده در فضا و خرده ریز ریخته و پاشیده با نورافکنهای خاموش و سکوتى باورنکردنی، شبیه مرگ که ناگهان درهای زندگی را میبندد و در خلوت خود به خواب تاریك عمیق فرو میرود؛ در بن ریشههای تاریکی، آنجا که نور نیست و کسى نمیتواند چشم باز کند.
از چیست؟ خستگی؟ Depression، خستگی پس از پایان کار؟ احساس تهى بودگی پیش از شروع کار دیگر و ترس از بیابان خشك، بیراه و بیگیاه درون خود؟
روزها در راه، شاهرخ مسکوب
10 کتاب برای ایجاد انگیزه، غلبه بر تنبلی و عقب انداختن کارها🌱 :
1- عادت های اتمی ( جیمز کلییر )
2- اثر مرکب ( دارن هاردی )
3- قدرت عادت ( چارلز داهیگ )
4- صبح جادویی ( هل الراد )
5- تخت خوابت رو مرتب کن ( ژنرال ویلیام )
6- قانون ۵ ثانیه ( مل رابینز )
7- قدرت عادت ( چارلیز دوهیگ )
8- مادمازل شنل ( سی دابلیو گورتن )
9- شما که غریبه نیستید ( هوشنگ مرادی کرمانی )
10- کفش باز ( فیل نایت )
اما همین کافی بود.
همین که میدانستم که تنم درد تنت را دارد
نه میل تنت را.
که با تو انگار در چاه فرو میرفتم و به مرکز زمین میرسیدم.
همین که با تو انگار میمُردم و از شکل میافتادم.
همین برایم کافی بود.
-از میان نامههای فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان
پدر مادرا اینجورین که
ما به دنیا آوردیمت
ما خرجتو میدیم
ما برات تصمیم میگیریم
حق نداری تو تصمیمات ما دخالت کنی
ما بهت میگیم با کیا بگرد با کیا نگرد
ما میگیم چی بپوش چی نپوش
اگه ما بدون اجازه تو و نظر تو خواستیم از هم جدا بشیم به تو هیچ ربطی نداره
حق نداری افسرده بشی
اگه هم افسرده بشی تقصیر خودته
مگه ما برای تو چی کم گذاشتیم؟
از دوستام خستهم، از تک تک روابط مسخرهای که باهاشون ساختم و از هرباری که حس میکنم ده برابر چیزی که تو رابطه برام گذاشتن و براشون گذاشتم اما هنوز کمه، از اینکه هربار به آدما اجازه میدم به مدلای مختلف قلبم و بشکونن و صدام درنیاد چون ژست آدمای عاقل و گرفتن یعنی خفه خون گرفتن و ای من ریدم که تو عاقل بودن که هربار نذاشت با خیال راحت گریه کنم جیغ بزنم فحش بدم بگم به همه آدما، بگم که قلبم و شکستن، بگم که ناراحتم، بگم که تقصیر اوناست اگه ازشون فاصله میگیرم و نه نارفیق بودن خودم.
Читать полностью…
هیچ چیز راحتم نمیکند.
نه دریا، نه آفتاب، نه درختها، نه آدمها، نه فیلمها، نه لباسهایی که تازه خریدهام.
نمیدانم چه کار کنم. بروم و سرم را به درختها بکوبم، داد بزنم، گریه کنم؛ نمیدانم.
- فروغ فرخزاد.
ببخشید که گاهی اوقات ناخواسته باعث ناراحتیت میشم.
آخه خیلی روت حساسم و همه ی تو
فقط و فقط مال منه.
نمیدونم چجوری حس خوبمو بهت توصیف کنم، فقط میتونم بگم اگه یه روز قرار باشه داستان زندگیمو بنویسم از اونجایی شروع میکنم که تو اومدی تو زندگیم و با اومدنت دنیامو تغییر دادی.
از اون روزی که دلمو به چشای قشنگت باختم.
من تو را نه تنها دوس خواهم داشت بلکه عاشقانه خواهم پرستید آنگونه که هیچ بنده ای معبود خود را نپرستیده.
بمونی برام نفسم دوستت دارم.
یعنیای خدایی که تمام گرهها به وسیله شما باز میشود. محال است بدون اذن خدا هیچ گرهای باز شود. گرهگشا و حلال مشکلات صد در صد خود خداست، بقیه هم اگر کاری میکنند باز به اذن خدا، به امر خدا، به حول و قوه خدا است. منشأ و گرهگشا اوست💚
Читать полностью…
آدم توی اعصاب خوردیاش در اتاقو میکوبه بههم..
چارتا داد هم میزنه فحش میده
و گوله میشه حدفاصل دیوار و تخت و کمد!
ولی بازم گوشش به دره که یکی بیاد در بزنه ببینه چی شده..
میخوام بگم آدم همیشه نیاز داره یکی نگاهش کنه از بیرون..
وگرنه که درو محکم نمیبست.
میبست؟
این گیاه ها استرس خونه رو کم میکنن: #کاربردی
_ارکیده: افزایش طول عمر، منبع اکسیژن
_لی لی : دورکننده خشم و انرژی منفی
_اسطوخودوس: برطرف کننده بی خوابی، دور کننده درد و تنش
_آلوئه ورا: دورکننده حالت بد ،تمیز کننده بدن
_رزماری:بهبود عملیات ذهنی و آلزایمر و استرس
_پاپیتال: تمیز کننده هوا، آرامش بخش
_ماری: پاکسازی هوا، کاهش سردرد، منبع اکسیژن
چشم های تو وقتِ زیادی از خدا گرفت؛
اگر آفریده نمی شدی، زیبایی بیشتری به کوه، به دریا، به جنگل می رسید.
"مهدی نظارتی"
کتاب خوب بخون؛ حرفی که تو دلت هست رو بزن؛ آرزوهاتو بنویس؛ به اطرافت کمتر اهمیت بده؛ بیشتر ورزش کن؛ به آدمایی که تو ذوقت میزنن هیچی نگو و ازشون دور بمون اینا شریعتشون اینه که انرژیت رو ازت بگیرن؛ ورودیای ذهنتو کنترل کن و اجازه نده هر چیزی وارد ذهنت شه و بعدشش مطمئنا حالت خوب میشه چون تو لیاقت حال خوب رو داری...
Читать полностью…