1209
غزل غزل غزال من ! ترنمم از آن تو… https://t.me/joinchat/AAAAAFOZpxllrvRDrae5NA
سیمین بهبهانی
هوای زیستن، یا رب چنین سنگین چرا باید؟
قرار نیست همیشه خوب یا قوی باشی، قراره همیشه مراقب خودت باشی.
Читать полностью…
#نای_و_نوا
🎶🎵🎼🎤🎶🎵🎼
یاران من بیایید
با دردهایتان
و بارِ دردتان را
در زخم قلب من بتکانید.
من زندهام به رنج...
#احمد_شاملو
نارنجی و زرد دامنش پُرچین است
انگار به خون عاشقان رنگین است
دلتنگی پاییز دلیلی دارد
یعنی که بهای عاشقی سنگین است
#هادی_ناظریان
هر روز صبح دو تا انتخاب داری:
بخوابی و به رویاپردازی ادامه بدی
بیدار بشی و رویاهاتو دنبال کنی ...
.
امید پرندهای است که روشنایی را از قبل حس میکند و وقتی هنوز تاریکی جای خود را به سپیدی نداده است، آواز میخواند.
#لئو_بورمنز
📕 دهکده جهانی خوشبختی
درود بر یاران جان
پگاهتان پدرام
دلتان به یاد دوست آرام 🌺
لا تُعطي كُلّكَ إلى من يُعطيك بَعضَه
«تمامات را نده به کسی که اندکاش را به تو میدهد»
پنج نکته مثبت
هرچه روح تو عظیم تر باشد
اشتباهات دیگران را کوچک تر می بینی
هرچه بزرگوارتر باشی کمتر
به دیگران نیازمندی
هرچه کمتر نیازمند باشی
کمتر از آنان دلگیر می شوی
هرچه کمتر دلگیر شوی
کمتر آسیب می بینی
هرچه کمتر آسیب بینی،
راحت تر می بخشی ...
ظرفیت روحتان افزون باد .
تو چه سان می گذری غافل از اندوه درونم ؟
#هما_میرافشار
حال همه ما خوب است ٬
ملالی نیست جز
گم شدن گاه به گاه خیالی دور ٬
که مردم به آن شادمانی بی سبب میگویند .
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنار زندگی میگذرم
که نه زانوی آهوی بیجُفت بلرزد
و نه این دل نا ماندگار بی درمان .
تا یادم نرفته است بنویسم
٬ حوالی خوابهای ما ٬
سال پر بارانی بود...
شاعر: #سیدعلی_صالحی
عصرتون دلنشین🌺
.
و زندگے همین بود!
لبخندی،
اشڪی،
فنجان ِ چاے ِ داغے ڪه در خیال ِ ڪسے سرد شد!
و زندگے همین بود،
چیزی ڪه بر دل یا در دل مے ماند
ذوقے از نفسے
یا نفسے از غمی...
و زندگے ، همین بود.
#معصومه_صابر
ای آفتاب روشن
و ای سایه همای
ما را نِگاهی از تُو تَمام است اگر کُنی
#سعدی
درود بر یاران جان
پگاهتان پدرام
دلتان به یاد دوست آرام 🌺
و من او را طوری نگاه می کردم؛
انگار آخرین گلی بود که در جهان باقی مانده بود.
.
بعضی چیزها در
جهان خیلی مهم تر از دارایی هستند....
یکی از آنها توانایی،خوش بودن،
با چیزهای ساده است...
.
خدایا ، امروزم را به تو می سپارم
به من کمک کن تا آنچه را سبب درد و رنجم شده است و آنچه محدود و محصورم می کند ببخشم ۔۔
به من کمک کن تا دوباره شروع کنم
پروردگارا !
به زندگیم برکت ببخش و ذهنم را روشن کن
روزی را که پیش رو دارم به تو می سپارم .
.
من اولین سپیده بیدار باغ را
آمیخته به خون طراوت
در خواب برگ های تو دیدم
من اولین ترنم
مرغان صبح را
بیدار روشنایی رویان رودبار
در گل افشانی تو شنیدم ...
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
درود بر دوستان جان
فروغ صبحگاهی بر دلهاتان تابان🌺
از تو حرف میزنم
چنان نوبرانه میشوم؛
که بهار هم
دهانش آب میافتد …!
#احمد_شاملو
#نای_و_نوا
🎼🎵🎶🎤🎼🎵🎶
پیش از آنکه واپسین نفس را برآرم،مارگوت بیکل، ترجمۀ و صدای احمد شاملو. Читать полностью…
پیش از آنکه پرده فرو افتد،
پیش از پژمردن آخرین گل،
برآنم که زندگی کنم.
برآنم که عشق بورزم.
برآنم که، باشم.
در این جهان ظلمانی،
در این روزگار سرشار از فجایع،
در این دنیای پُر از کینه،
نزد کسانی که نیازمند منند،
کسانی که نیازمند ایشانم،
کسانی که ستایش انگیزند،
تا دریابم؛
شگفتی کنم؛
باز شناسم؛
کهام؟
که میتوانم باشم،
که میخواهم باشم،
تا روزها بیثمر نماند،
ساعتها جان یابد،
لحظهها گرانبار شود،
هنگامی که میخندم،
هنگامی که میگریم،
هنگامی که لب فرو میبندم،
در سفرم به سوی تو،
به سوی خود،
به سوی خدا،
که راهیست ناشناخته
پُر خار، ناهموار،
راهی که ـ باری ـ
در آن گام میگذارم،
که قدم نهادهام،
و سر بازگشت ندارم.
بیآنکه دیده باشم شکوفایی گلها را،
بیآنکه شنیده باشم خروش رودها را،
بیآنکه به شگفت در آیم از زیبایی حیات.
اکنون مرگ میتواند فراز آید.
اکنون میتوانم به راه افتم.
آکنون میتوانم بگویم که:
«زندگی کردهام.»
کسی که نور درونش را پیدا کرده باشد، از تاریکی دیگران نمیترسد.
شبتون آرام
⭐️🌙
هرگز نشدم اسیر و دربندِ کسی
دلقکصفتی برای لبخندِ کسی
چیزی که دلم گفت بگو را گفتم
فارغ ز ملال یا خوشایندِ کسی
#کرامت_نعمتزاده
هی وعده ی نان داد، ولی نان بُر شد
چون سیر نبود مالِ مردم خور شد
مردم طلبِ معجزه کردند از شیخ
دستیِ سرِ نان کشید، نان آجُر شد!
#حسین_کریمی
#قیصر_امینپور
تقصیر عشق بودЧитать полностью…
که خون کرد بیشمار !
باید به بی گناهی دل اعتراف کرد
"تا ميل نباشد به وصال از طرف دوست
سودي نكند حرص و تمنا كه تو داري...!"
#سعدی
اگر تو از آموختن سر بتابی
نجوید سرِ تو همی سروری را
#نای_و_نوا
🎼🎵🎶🎤🎼🎵🎶
هزار قفل گر هست بر دلت مهراس
دکان عشق طلب کن که دلگشا سازد
#مولانا
و اما؛
نیمه شبی من خواهم رفت...
از دنیایی که مال من نیست،
از زمینی که مرا بیهوده بدان بسته اند ...
#احمد_شاملو
✨
خبر به دورترین نقطه جهان برسد:
نخواست او به من خسته بی گمان برسد
شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت
کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد؟!
چه می کنی اگر او را که خواستی یک عمر
به راحتی کسی از راه ناگهان برسد،
رها کنی برود از دلت جدا باشد
به آنکه دوست ترش داشته، به آن برسد
رها کنی بروند و تا دو پرنده شوند
خبر به دورترین نقطه جهان برسد
گلایه ای نکنی، بغض خویش را بخوری
که هق هق تو مبادا به گوششان برسد
خدا کند که... نه! نفرین نمی کنم، که مباد
به او که عاشق او بودم زیان برسد
خدا کند فقط این عشق از سرم برود
خدا کند که فقط زووود آن زمان برسد
شعر : نجمه زارع
آوا : پريسا رشیدی
شنبه پانزدهم آذرماه 1404
ارسالی از هموند گرامی کانال
بانو رشیدی