1659
𐬞𐬉𐬭𐬋𐬰. 𐬠𐬁𐬛 .𐬓𐬀𐬭𐬭𐬀𐬵. 𐬍. 𐬀𐬠𐬉𐬰𐬀𐬔. 𐬍. 𐬛𐬉𐬥. 𐬍. 𐬨𐬁𐬰𐬛𐬉𐬯𐬥 (پیروز باد دین نیک و ویژه و فرّهمند مزدیسنا) کتابخانه : t.me/Library92ZO گروه گفتگو : t.me/Zoroastrianschat یوتیوب: https://youtube.com/@echoesofgataha?feature=shared
زمان در دین زرتشتی؛
در دین زرتشتی، زمان دو گونه است، یکی زمان بیکران و یکی زمان کرانمند.
زمان بیکران آن است که ازلی است و هیچ چیزی (حتی خداوند و اهریمن) از آن فراتر نیستند، چرا که ازلیت آنها، طبق ازلیّت زمان بیکران تعریف شده؛ زمان بیکران خنثی است، نه به واسطه آفرینش، آفریدگار است و نه عملی ضد آفرینش دارد، تنها وجود دارد.
زمان کرانمند، آن است که خداوند آفرید و همانگونه که از نامش پیداست، دارای کرانه است و آغاز و پایان دارد، آغاز زمان کرانمند از آفرینش آن و پایان آن نیز به عقیده دینی، رستاخیز خواهد بود.
✍ بهدین پارسا
تصویر:
واژه پهلوی 'zm'n و آوانویسی zamān
اگر مرد و زنی رابطه نامشروع برقرار کردند و فرزندی به دنیا آمد، در دو تفکر دینی متفاوت زرتشتی و یهودیت اول و سوم حکم و برخورد چیست؟
در جامعه متاسفانه همیشه بر اثر اخلاقیات ناهنجار افراد، همیشه زنا و تجاوز و از این دست جرم ها وجود داشته؛ در یک سناریو اگر فرض کنیم یک مرد و زن مرتکب عمل زنا شدند و یا اینکه به کسی تجاوز شده باشد، و از این رابطه فرزندی هم پدید بیاید از دو منظر دینی و دو ایدئولوژی متفاوت میخواهیم بررسی کنیم که برخورد جامعه با این اشخاص و آن فرزند چیست.
نخست برخورد یهودیت اول و سوم را بررسی میکنیم.
در کتاب مقدس تورات مشخصا و آشکارا حکم روشن است؛
«اگر مردی با زن مردی دیگر زنا کند، یعنی با زن همسایۀ خود، زانی و زانیه هر دو حتماً کشته شوند.¹
نیاز به تفسیر ندارد، مستقیما قتل مرد و زن گناهکار. اما اگر فرزندی داشته باشند چه؟ اگر این فرزند به دنیا بیاید یتیم خواهد شد و اگر به دنیا نیاید، با قتل زن، او هم احتمالا خواهد مرد در حالی که گناهی ندارد! فارغ از اینکه گویا در کتاب مقدس یهودیان داوود هم مرتکب همین گناه شد اما کشته نشد. اما مسئله اصلی همچنان وجود دارد.
در یهودیت سوم (اسلام) هم اشاره میکنیم به روایتی از کتاب فروعالکافی. در این کتاب روایتی وجود دارد از اعتراف یک زن حامله که زناکار بوده و آمده در نزد علی بن ابیطالب امام اول شیعیان و خلیفه چهارم سنییان، و اقرار به گناه زنا کرده، سپس درخواست کرده که میخواهد تطهیر شود!
این زن پس از چهار بار مراجعه و اقرار به اینکه 《من (آن زن) زنا دادهام》 و خواستار تطهیر شدن، مجازات شد!
علی بن ابیطالب آن زن را به پشت کوفه منتقل کرد و همراه پسرانش حسن بن علی و حسین بن علی، آن زن را سنگسار کردند و کشتند. ²
اما مسئله اصلی اینست، فرزند این افراد چه میشود؟ آیا آن زن به همراه فرزندش با هم گناهکارند؟ و زنی که درخواست تطهیر شدن دارد و میخواهد به راه درست بازگردد، آن هم پس از ۴ مرتبه تکرار، چرا باید سنگسار شود؟
حال دیدگاه بهدینی مزدیسنی زرتشتی را مینگریم؛
در اوستای پاک، وندیداد فرگرد پانزدهم، اینگونه حکم شرح داده شده است؛
« اگر مردی با دختری دوشیزه یا بانویی جوان همخوابگی کند و آن دختر یا بانو از او آبستن شود، نباید از شرم مردم میوه زندگی را که در زهدان خویش دارد، نابود کند.
اگر آن زن از شرم مردم، میوه زندگی را که در زهدان دارد نابود کند، گناه کشتن فرزند بر گردن او و پدر اوست و پادافره گناه کشتن آگاهانه (قتل عمد) بر هر دو رواست.
اگر مردی با دختری دوشیزه یا بانویی جوان همخوابگی کند و آن دختر یا بانو از او آبستن شود، باید تا هنگامی که کودک زاده شود، از زن نگهداری کند.
اگر او آنچنان که سزاوار است، از زن نگهداری نکند، و گزندی به کودک برسد، برای سرباز زدن از نگهداری شایسته، پادافره گناه کشتن آگاهانه (قتل عمد) بر او رواست.³
یعنی چه؟ یعنی اگر مردی و زنی زنا کردند و یا تجاوزی صورت گرفت، سرنوشت فرزند بیگناه مد نظر است.
در حالت زناکاری، هم زن و هم مرد مسئولند تا فرزند را نگهداری کنند و پدری و مادری کنند، اگر هر کدام از این وظیفه سرپیچی کند، گویی که قتل عمد کرده باشد!
حال شما قضاوت کنید، در این سناریو، کشتن مرد و زن و رها کردن فرزند به حالت یتیمی زیباتر است، یا محول کردن وظایف اجباری به پدر و مادر آن فرزند؟
● پینوشت:
1 • کتاب مقدس؛ تورات سفر لاویان باب ۲۰ آیه ۱۰
2 • فروعالکافی، جلد نهم، روایاتی در باب چگونگی سنگسار
3 • اوستا، وندیداد، فرگرد ۱۵ بندهای ۱۱ و ۱۲ و ۱۵
🔥 فرخنده جشن شهریورگان و روز پدر خجسته و شاد 🔥
● شهریورگان، روز شهریور از ماه شهریور به سال دینی مزدیسنی است. شهریور (خِشَثرَهوَئیریَه) در باورهای دینی زرتشتی به معنای شهریاری خواسته شده میباشد؛ شهریور نماد فرّ و نیروی پادشاهی خداوند اهورامزدا بر آفرینش است، شهریور از امشاسپندان بوده و در جنبه مادی در آفرینش نگاهبان فلزات است. به روایتی، شهریورگان از جشن های آتش نیز به شمار میرود. بنابر ویچار (فتوای) انجمن موبدان ایران، شهریورگان "روز پدر ایرانی" نامگذاری شده است.
🔥 شهریورگان بر همه بهدینان و ایرانیان نژاده و به ویژه بر همه پدران نیکو سرشت سرزمین ایران، خجسته و شاد باد
#شهریورگان
✍ پارسا
🌐 @EchoesofGATAHA
نام اهورامزدا به خط پهلوی ساسانی
'whrmzd : ohrmazd
✍ بهدین پارسا
🌐 @EchoesofGATAHA
نفوذ اندیشه ایرانشهر در ایران پس از اسلام
آثار و نفوذ اندیشهی ایرانشهر تا مدت ها پس از سقوط ساسانیان همچنان محسوس و ماندگار بود. با تضعیف عباسیان، پادشاهی های محلی، خود را با ایرانشهر مرتبط دانسته و با دعوی ارتباط با امپراتوری های گذشته، بهویژه امپراتوری ساسانیان و امثالهم، ادعای مشروعیت کردند. سلسلهی طاهریان در خراسان مدعی بودند که از تبار رستم، قهرمان نامدار ایران هستند؛ سلسلهی صفاریان در سیستان مدعی بود که مشروعیت خود را به واسطهی قرارگرفتن در امتدادِ حکمرانی جمشید تا شاه شاهان، خسرو دوم؛ به دست آورده است؛ آلبویه، که در قرن دهم خلافت عباسیان را تصاحب کردند، داعیهی نسبت با پادشاه ساسانیان، بهرام گور را داشتند؛ سامانیان در قرن نهم در بخارا و بلخ، زبان پارسی را گسترش دادند و ادعا کردند که از نَسَب یک ژنرال ساسانی هستند؛ زیاریان در نواحی کاسپین، ادعا میکردند که به یکی از شاهان قهرمان کهن ایران، کی خسرو، مرتبط هستند، در حالی که باوندیان [برخاسته] از همان نواحی، مدعی بودند که به ژنرال ساسانی دیگری در زمان کیخسرو دوم ساسانی منسوب هستند؛ غزنویان که تا اندازهای ترکتبار بودند و بر غزنه و بُست حکمفرمایی میکردند، ادعا داشتند که با خاندان یزدگرد سوم، آخرین شاه شاهان ساسانیان ازدواج کردهاند.
به این ترتیب میتوان گفت که با وجود ظهور اسلام، سنت ساسانی ایرانشهر همچنان به حیات خود ادامه میداد.
حتی قراخانیان، که سلسلهای ترکتبار در غرب چین بودند و زبان و فرهنگ ترکی را نیز در طول قرن سیزدهم اعتلا بخشیدند، ضدقهرمان ایرانی، افراسیاب، را جد خود میدانستند. سلسلهها و امپراتوری های منطقه، صرفنظر از تفاوتی که با ایران و (توران) داشتند، نتوانستند از قدرت خداینامه و بعد ها شاهنامه که درصدد توصیف گذشتهی ایرانشهر بود، رهایی یابند. هنگامی که قراخانیان سنت فکری توران افسانهای را پذیرفتند، همهی کسانی که ساکن آن منطقه بودند، از غرب چین تا بین النهرین، سنّت آنان را پذیرا شدند و خود را با این تاریخ تطبیق دادند.
📚تورج دریایی، پادشاهان، جادوگران و کودکان، ترجمهی شبنم بهمن پور، ص ۷۴، ۷۵، ۷۶.
#ایرانشهر #ساسانیان #طاهریان #صفاریان #زیاریان #باوندیان #غزنویان #قراخانیان #توران
@Institute_vohman
پیرامون سود و نیکی واقعی
ān sūd nē pad sūd abāyēd dāštan kē pas az ān, zyān ī was bawēd...
• Andarzīhā
پاسخ به شبهه اهریمنی دانستن زنان در کتاب بندهش
● مشاهده در یوتیوب
🏷 https://youtu.be/mVeQfo49A-Y?si=E-8ldM8r5mwRRjAZ
🌐 @EchoesofGATAHA
بنگرید
/channel/EchoesofGATAHA/1049?single
دیدگاه اوستاشناس بزرگ، روانشاد استاد ابراهیم پورداوود درمورد خط اوستایی
دین دبیره در مشرق زمین بهترین الفبایی است که موجود است.
احیای هویت ایرانی وابسته است به زبان پهلوی، دین زرتشتی و نهایتا پادشاهی زرتشتی
تمدن ایران و در کل تمدن ها همیشه هویتی برای خود قائل بودهاند، این هویت، شناسه و اصالت آنها بوده و با آن شناخته میشدند. این اساس و پایه تمدن جوامع انسانی بوده و رشدیافته توسط خود انسان است.
انسان نیاز دارد که اصالت داشته باشد. در دنیای مدرن، اصالتها کمرنگ میشود، اندیشههای گلوبالیستی مدرن، با هویت نمیسازند، و این بخاطر شیوع گسترده کثافتهای اجتماعی مانند گرایشات چپ بوده است. از سویی عدهای وجود دارند که خود را راستگرا مینامند اما وجود تفکراتی چون لیبرالیسم و نیز وجود حکومتهای سکولار، باعث شد تا هویتها مختل شوند، و اکنون متاسفانه با جوامع چندهویتی یا اصلا بیهویتی طرف هستیم.
اصلیترین پشتیبان هویت بومی یک تمدن، حکومت آن تمدن است. اگر حکومت و دولت پشتیبان یک هویت غیربومی باشند، جامعه رو به سوی تغییر میگذارد و اصالت غیربومی میگیرد. اگر حکومت پشتیبانی راسخ از هویت بومی نداشته باشد (مشابه سکولاریسم در ایران ما) باعث میشود تا هویت بومی و ملی، هم ردیف با گرایشات و هویتهای غیر بومی در جامعه باشد، در صورتی که هویت ملی و بومی، لزوما و اجباراً باید بالاتر از دیگر هویتها باشد. دلیل این هم وجه تمایزی است که اصالت تمدن (که برخواسته از هویت آن است) را نمایان میکند.
اما هویت ملی ایرانیان چیست؟ اگر به تاریخچه خودمان بنگریم؛ چه فرهنگها و خردهفرهنگهایی را باید ازآن خودمان بدانیم؟ چه چیزهایی ریشه در بطن ایران دارند؟ چه چیزهایی توسط بیگانگان به ما تحمیل شدند؟
اگر به تاریخچه کشورمان بنگریم، میبینیم که اندیشههای گوناگونی چون مسیحیت، اسلام و مانویت که پیروان آنها، خود را متعلق به آن گرایشات میدانستند و میدانند، چگونه در تمدن ما جای گرفتند؟ از مسیحیت که با نفوذ و خیانتهایی که به سود رومیان کرد، تا اسلامی که بر مردم ما تاخت، کشت و ویران کرد. و مانویت که هر اندیشهای یافت، از بیگانه و بومی همه را آمیخت.
قطعا این اندیشهها و مشتقات آنها، نمیتوانند به عنوان هویت ایرانی قلمداد شوند. چون برخواسته از روح ایران نیستند.
● دین زرتشتی
تجربه ثابت کرده است، تنها دین زرتشتی هویت ملی ایران است. چون از دیرباز ایرانیان به رشد و بالندگی دین زرتشتی و المانهای زرتشتی پرداختند؛ و این مجموعه دین زرتشتی، که بدست ما رسیده، ذاتاً برخواسته از فکر و جان و تن ایرانیان است. دین زرتشتی به ایران میاندیشد و ایران نیز به دین زرتشتی اندیشیده.
● زبان پهلوی و اوستایی
اما تفکر فقط یک رکن است. رکن دیگر گفتار و زبان ماست، ایرانیان و تمدن ما به چه زبانی هویت خویش را نوشت؟ به کدام زبان و دبیره، هستی و مفهوم خود را نوشت؟ نیاکان ما از پارسی باستان و اوستایی به زبان پهلوی رسیدند که نهایت شکوفایی است. خط هویتی و فرهنگی ایران، خط پهلوی است، خط اوستایی است؛ چرا که مکتوبات هویتی و فرهنگی ما، فقط به این دو زبان و خط نوشته شدند. زبان فارسی نو، و خط فارسی نو که امروزه ایرانیان آن را دارند، متاسفانه آمیخته به واژگان تازی و انگلیسی و روسی و ترکی است. زبانی آمیخته به زبان بیگانگان، نمیتواند گویای هویت بومی و ملی ما باشد. هرچند که وجه تمایز زبان ایرانیان را با زبان دیگر مردمان حفظ کرد آنهم تا حدودی. اما سلاحی برای مبارزه و احیای هویت نیست.
با احترام باید جای خود را به نیای قدرتمندش، زبان پهلوی و اوستایی بدهد. با این زبانهاست که هویت ایران میبالد و میجنگد.
⬇️ ادامه... ⬇️
آبادانی تمدن و شادی زمین
haftom, ka ān ī awērān [zamīg], ābādān kunēnd.
MX.4
انجمن پژواک گاهان در تلگرام شامل موارد زیر است
● پژواک گاهان، آیین زرتشتی
@EchoesofGATAHA
● گروه دین مزدیسنا زرتشتیان
@zoroastrianschat
● کتابخانه پژواک
@Library92ZO
● گروه پژوهشی زرتشتی
- خصوصی، گزینشی
● زبان پهلوی (انجمن پارسیگ)
- خصوصی، با پرداخت شهریه
● آموزش خط اوستایی
- خصوصی، با پرداخت شهریه
وظیفه گوشوسرودخرد یا خرد اکتسابی چیست؟
xwēš-kārīh ī gōšōsrūd xrad: pand ud ristag ī frārōn be šnāxtan ud pad-iš ēstādan, tis ī pēš be widerīd be nigērīdan ud ān ī pas az-iš āgāh būdan, tis ī būdan nē šāyēd nē wurrōyistan ud kār ī frazāmēnīdan nē šāyēd andar nē griftan.
• ayādgār ī wuzurgmihr
خویشکاری گوشسرودخرد (خرد اکتسابی): راه و روش درستکاری (پرهیزکاری) را شناختن و بر آن ایستادن، چیز که پیش بگذشت را نگریستن و آنچه از پس از آن میآید را آگاه بودن، چیزی که بودن را نشاید (ماندنی نیست) نگرویدن (نگرود) و کاری که پایان یافتن را نشاید (امکان سرانجام یافتن) اندر نگرفتن (آغاز نکردن، بدان وارد نشدن).
• یادگار بزرگمهر
«که جای هوش و حافظه و تخمِ مردمان در مغزِ سر است».
«یک باورِ روزآمد پزشکی در متن پهلوی مینوی خرد»
pursīd dānāg ō mēnōg ī xrad
پرسید دانا از مینوی خرد
kū: mardōmān ōš ud wīr ud tōm māništ andar tan čiyōn?
که جایگاه هوش و حافظه و تخمِ مردمان در تن چگونه (است)؟
mēnōg ī xrad passox kard
مینوی خرد پاسخ داد:
kū: ōš ud wīr ud tōhm ī mardōmān gāh pad mazg ī sar
«که جای هوش و حافظه و تخم مردمان در مغز سر (است)».
ud ka mazg ī sar drust ōš ud wīr ud tōhm pad abzāyišn (bawēd), (Anklesaria, 1913, p.133)
و اگر مغزِ سر سالم باشد، هوش و حافظه و تخم، رو به افزایش (است) (تفضلی، 1379، ص 60).
بسیاری از پیشرفتهای اخیر در پژوهشهای زیستپزشکی را، اگر نیک بنگریم، پیشتر در متون کهن زبانهای ایرانی مییابیم.
در پاسخ به «پرسش ۴۷» از متن پهلوی «مینوی خرد»، دربارۀ «مانشِ هوش و ویر و تخمِ مردمان اندر تن»، مینوی خرد چنین میگوید که:
«جای هوش و حافظه و تخم مردمان در مغز سر است و هنگامیکه مغزِ سر درست (بُود)، هوش و ویر و تخم به افزایش بُود».
این پرسش و پاسخ، پرسش بنیادین دیگری را در ذهن برمینهد:
«مینوی خرد، چرا و چگونه مغز را جایگاه «تخمِ مردمان» اندر تن به شمار آوردهاست؟»
در فرهنگ مکنزی، ص ۱۴۸، ذیل مدخل tōhm و tōm معادلِ «تخم، دوده، خاندان» مستند شدهاست.
روانشاد احمد تفضلی، اما، در «واژهنامۀ مینوی خرد»، ص ۱۱۴، واژۀ tōxm ,twhm در بند ۴ و ۵ پرسش ۴۷ را فقط به «تخم، نطفه» برگرداندهاست و پیرو آن، در پایگاه دادگان پارسیگ نیز همین برابرنهادِ زیستشناختی و «بدنمدار» برگزیده شدهاست.
این مفهومِ زیستشناختیِ بدنمدار، در این متنِ ممتازِ پهلوی، یک باورِ شگفتانگیزِ پزشکی را به بیان نشستهاست، چنان ژرف، چنان پیشرو، چنان روزآمد و چنان نوآورانه به روزگار خود، که چشماندازی تازه را به فروزندگی دانشمدارانۀ متون پهلوی به روی چشم میگشاید.
در مقالۀ مهم پیرس و همکاران (۲۰۰۹) با عنوان:
"Why is intelligence correlated with semen quality?"
شباهتهای قابل توجهی میان «اسپرم» و «نورونها یا سلولهای عصبی در مغز»، بر اساسِ زیستشیمیِ «اسیدهای چربِ غیر اشباعِ چندگانه» (PUFAs) و انتقال پیام از طریق گیرندهها (receptor signaling)، نشان داده شدهاست.
این بدین معنی است که «مغز» و «اسپرم» از نظر زیستشناختی و ژنتیکی مسیرهای عملکردی مشترکی دارند، هر دو از ساز و کارهای مشابهِ اگزوسیتوز و انتقال پیامِ سلولی استفاده میکنند، ژنهای مشابهی برای عملکرد بهترِ نورونها و اسپرم دستاندرکارند و هر دو تا حد زیادی تحت تأثیر مجموعهای از عوامل ژنتیکی و زیستشیمیایی مشترک هستند، به طوری که اگر جهشی در ژنهای مشترک ایشان پدید آید، هم کیفیت اسپرم و هم برخی جنبههای عملکردی مغز تحت تأثیر قرار میگیرند، و نیز شوربختی آنکه یکی از نخستین اندامهای پراکنشِ سرطان بیضه، سلولهای مغزی است.
شگفت انگیز است که چنین یافتۀ زیستپزشکیِ ارزشمندی، پیشتر، در یک متن پهلویٍ فرازمند به نگارش درآمدهاست. هرچند این شباهتها به منزلۀ هم ارزیِ علمیِ این دو دستآورد نیست، اما دربایست است که چنین دانشی گزارشی در یک متن فقهی پهلوی را، نشانی روشن از پیچیدگی و پُرمایگیِ برخی از باورهای پزشکی در سنت فکری فارسی میانه به شمار آوریم.
آنهم در دیرین روزگارانی که دانشِ زیستپزشکی به هیچ فنآوری و ابزاری، چنان که امروز هست، زیناوند و پرورده نبودهاست.
/channel/HistoricalLinguistics
گاهنبار چیست؟
در گاهشمار دینی زرتشتی، ۶ گاه گاهنبار جشن گرفته میشود، و آیینهای گاهنبارخوانی اجرا میگردد و سفرههای گاهنبار چیده میشوند.
در باور ما زرتشتیان، خداوند اهورامزدا در ۶ گاه گاهنبار میدیوزرم، همسپتمیدیم، اَیاسرم، میدیوشهم، پیتهشهم، میدیاریم دست به آفرینش زد.
آفرینش آب و آتش و آسمان و گیاه و انسان و گاو. در کتاب دینی بندهش نیز به گاهنبارها و گاههای آفرینش توسط خداوند اشاره رفته است.
تصویر: واژه گاهنبار یا g's'nb'l در زبان پهلوی که به شکل gāsānbār خوانده میشود.
نویسنده: بهدین پارسا
تصویر: cpilot
نام زیبای هَرویسپآگاه به خط پهلوی ساسانی
hlwsp' 'g'ṣ = harwispāgāh
• هرویسپآگاه از نامهای زیبای خداوند اهورامزدا میباشد، به معنای همهآگاه، کسی که به هرچیزی آگاه است؛ در یسن ۲۹ از یسنههای اوستا نیز به این فروزهی خداوند اشاره میگردد.
✍ بهدین پارسا
🌐 @EchoesofGATAHA
پرسش :
چرا با دموکراسی مخالفم؟
پاسخ :
دین بهی مزدیسنی زرتشتی در جایجای اوستای پاک به خصوص در گاهان بر لزوم گسست هرگونه پیوند با دروغ و دروغکار تأکید و پایفشاری ویژه دارد.
امروزه دروغ در جهان ابعاد بیسابقهای به خود گرفته است و تمامی نهادهای دولتی و غیر دولتی قدرتمند آن را مهمترین ابزار پیشبرد اهداف خود میدانند حتی اگر بر دروغ رنگ و لعابهای فریبنده و زیبا بزنند.
دینکرد سوم به روشنی اعلام میکند که گرچه یک کشور تنها یک شهریار دارد لیکن هر مرد و زن بر تن خویش شهریار است و باید از آن همچون یک شهریار خردمند پاسداری کند. آری تن و ذهن ما، قلعه و قلمرو وجودی ما هستند و دشمنان زیادی در پی تصاحب بر آن به منظور تثبیت و تضمین قدرت خویش هستند و این وظیفه ما است که چنین اجازهای را به دروغکاران ندهیم.
امروزه دولتها از طریق رسانه و نظام آموزشی و دیگر ابزارها که در انحصار خویش دارند و شبکههای اجتماعی از طریق الگوریتمها در پی سیطره بر ذهن و روح و روان مردمان هستند تا آنها را به بردگی بکشند و با ابزار دروغ آنها را از حقیقت دور کنند تا بتوانند برای پیشبرد اهداف اهرمنی خویش در ابعاد کشوری و جهانی مردمان را دستکاری و مهندسی احساسی و ذهنی بکنند و کنشها و واکنشهای مردمان را در تمام ابعاد پیشبینی و به سمتی خاص هدایت کنند.
امروزه بیشتر دوگانههای موجود در فضای عمومی، دوگانههای باطل هستند و نابرحق بودن یکی دلیلی بر حقانیت طرف مقابلش نیست کما اینکه در بسیاری از امور بنیادین این دو قطب با یکدیگر اتفاق نظر دارند و تضادهایشان نه در اصول که در فروع است.
شخصاً به عنوان یک باورمند به دین بهی مزدیسنی زرتشتی تمامی رسانههای دولتی و غیردولتی و ضددولتی در ایران و خارج از ایران را اهرمنی و مصداق دروغ سازماندهی شده برای کنترل بر ذهنها، افکار و احساسات و عواطف مردمان میدانم و به طور کامل و بدون کوچکترین استثنا همه آنها را تحریم و از گوشها و چشمهای خویش از آلوده شدن به چنین ویروسهای مخربی مراقبت و پیشگیری میکنم.
اگر هم مجبور شوم با یک داده ساخته و پرداخته شده در رسانه روبرو شوم، فرض را بر دروغ بودن آن گذاشته و با بدبینی بسیار زیاد به آن نگاه میکنم و حتی اگر درست بودن یک داده هم برایم مسجل شود به دیگر دادههای دروغین که همراه آن داده درست عرضه میشوند، با نگاه انتقادی برخورد خواهم کرد.
درست از همین روست که شهریاران ایران باستان بسیار به دموکراسی بدبین بودند و اصولاً مشروعیت خویش را نه در رای دستکاری شده و مهندسی شده اکثریت مردم میدانستند بلکه در دادگری و آبادگری و تلاش برای تضمین سعادت مادی و معنوی مردمان جستجو میکردند.
از دیدگاه این کهتر، بر خلاف این یاوه که گفته میشود شهروند خوب کسی است که در تعیین سرنوشت کشور خویش از طریق صندوق رای مشارکت کند، هرگونه فرآیند دموکراتیک را مصداق بارز یاری رسانی به دروغ و دروغکار میدانم و تا زمانی که زنده ام سر سوزنی برای دموکراسی و صندوق رای که چیزی جز فریب جمعی نیست، احترام و ارزش قائل نیستم و هرگونه انتخاباتی اعم از دموکراتیک و غیردموکراتیک را تحریم و نتیجه آن را باطل و اهرمنی میدانم.
✍ فریدون راستی
سراسر ستوت یسن را با برترین بندهای آن میستاییم.
ای مزدا اهورا، زیباترین پیکر را در میان پیکرها، ازآن تو دانیم: آن بلندپایگاهترین فروغ جهان زبرین که خورشیدش خوانند.
• اوستای پاک، یسنه هات ۵۸ بند ۸
زمانهی زرّین
ān ī zarrēn, ān ka man, tō hampursem. ud wištāspšāh dēn padīrēd ud dēwān kālbod bēškanēnd ud ō wīrēg ud nihān rawišnīh ēstēnd.
• zand ī wahman yasn
توجه بفرمایید عزیزان، ناف شیاد بیهویت با دروغ بریده شده
در اینجا دو شیاد وجود دارد یکی مجری و یکی شخص پشت تریبون؛
این دو شخص کارشان جور کردن سند بر ضد هویت ملی (دین زرتشتی) میباشد. و در این ویدیو این شخص آمده و ادعا کرده: نوشتن در زرتشتی اهریمنی است!
یک جمله بیربط به مسئلهای که اصل فکری و فلسفی دارد. در دین زرتشتی باور بر اینست که مردمان در دوران آرمانی (قبل تازش اهریمن) بینیاز از مکتوبات بودند، چرا که حافظه و یاد آنها آنچنان نیرومند بود که نیازی به یادداشت نداشتند. این مسئله در متون دینی زرتشتی وجود دارد.
اما پاسخ این شخص چیست؟ آیا ما اگر پاسخش را بدهیم، جرات و شهامت دارد جلوی دوربین و پشت تریبون راست بگوید و متون نقض را هم ارائه بدهد؟ یا اینکه مانند پدران تازی و نامشروعش، نافش با دروغ بریده شده؟
پاسخ
نوشتن و خواندن، اصول آراستگی در دین زرتشتی اند:
/channel/EchoesofGATAHA/743
✍ بهدین پارسا
🌐 @EchoesofGATAHA
بخشش مال در راه ایزدان و نیکان و ارزانیان
nōhom, ka bar ud bēč ī aziš bawēd, yazdān ud nēkān ud arzānīgān bahr kunēnd.
استاد پورداوود درمورد پیوستگی دین زرتشتی با پادشاهی ایرانی و اردشیر شاهنشاه
ظهور اردشیر پاپکان آغاز روز سعادت و سرفرازی ایران است، ملیّت ایران از پرتو او رونق مخصوصی گرفت؛ اساس سلطنت خود را آیین زرتشتی قرار داد.
...از این جهت با غیرت و همّت تمام در زنده نمودن آیین کوشید.
...خود را در کتیبه ها که هنوز باقی است، مزدیسنا خواند.
ضمن این دلایل، خط اوستایی و در کنار آن خط پهلوی جدای از اینکه گویای هویت ملی ما هستند و روح ایرانی آنها نمایانتر از خط فارسی نو است (که با عربی یکسان است) اوستاشناسان ذکر کردهاند که خط اوستایی یا دیندبیره بهترین خطی است که ایرانیان دارند (اکنون هم وجود دارد)، و ایران خطی بالاتر از آن ندارد، در کنار آن خط و زبان پهلوی که اگر احیا شوند و رواج یابند، هویت ملی ایران هم زنده میشود.
● پادشاهی زرتشتی ایران
اما درمورد حکومت، ایرانیان باید بدانند که حکومت، باید بر اساس ارکان هویت ملی باشد. بالاتر گفتیم که ارکان هویت ملی ما عمدتا دین زرتشتی، خط و زبان اوستایی و خط و زبان پهلوی هستند. یعنی اینکه ایرانی واقعی اولا باید (اجباری) که پایبند به دین زرتشتی باشد، دوم آنکه معتقد به احیا و جایگزینی خط و زبان پهلوی / اوستایی با زبان و خط فارسی نو باشد و در این راه کوشش کند.
بنابراین حکومت ایرانی، باید پاسدار دین زرتشتی باشد، پاسدار خط و زبان پهلوی/اوستایی باشد و آنها را ببالاند. حکومت ایرانی نه ایدئولوژی غیر بومی باید داشته باشد، و نه آنکه سکولار و لیبرال باشد.
پادشاهی زرتشتی ایرانی، این نام واقعی حکومت ایرانی است. هر حکومتی جز این، ایرانی نیست و نام دیگری دارد.
نماد تاریخی آن هم ساسانیان، هخامنشیان و اشکانیان هستند (خصوصا ساسانیان).
اردشیر بابکان اساس حکومت خود را بر دین زرتشتی قرار داد و آیین ایرانی را شکوفا کرد.
دین زرتشتی و پادشاهی ایرانی، باید در کنار یکدیگر باشند؛ باید توجه کنیم که دین زرتشتی فقط یک دین نیست، هویت ملی ما ایرانیان است.
نتیجه گیری:
برای آنکه ایران زنده گردد؛ نخست دین زرتشتی باید گسترده شود، سپس خط و زبان پهلوی/اوستایی باید روند جایگزینی را آغاز کنند، خط و زبان فارسی نو کنار گذاشته شود و جای آن را پهلوی و اوستایی پر کنند. و سپس حکومت ایران پادشاهی زرتشتی ایرانی باشد.
✍ بهدین پارسا
🌐 @EchoesofGATAHA
قطعهای از دینکرد درمورد عقاید بهدینی
andar hudēnīh, āstawānīh pad-iz yašt kerdan ī drōn ud āstawānīh ast ērīh ud yašt kerdan ud xwēdōdah ud abestāg yaštan ud gāhānbār ud abārīg padwār ī yazdān.
DK5.9.13
پرسش :
چرا دین بهی مزدیسنی زرتشتی رابطهی جنسی خارج از ازدواج را منع میکند؟
پاسخ :
بنا بر نص صریح اوستای پاک، هرگونه رابطهی جنسی خارج از ازدواج گناهی گران دانسته شده است (برای نمونه نگاه کنید به دینکرد هشتم، فصل ۴۳ بند ۵۸).
برخی از مهمترین دلایل این ممنوعیت به شرح زیر میباشد:
۱) استحکام نهاد مقدس خانواده :
تعهد قانونی و عاطفی در ازدواج باعث پایداری محیط خانواده میشود، در حالی که روابط خارج از آن ممکن است منجر به بیثباتی یا فروپاشی ساختار خانواده گردد. جوامعی که از خانوادههای مستحکم تشکیل شدهاند، از میزان کمتر آسیبهای اجتماعی و انحرافات برخوردارند.
۲) حمایت از فرزندان:
یکی از پیامدهای طبیعی رابطه جنسی، بارداری است. ازدواج چارچوبی حقوقی و حمایتی ایجاد میکند تا فرزندان در محیطی امن و با مسئولیتپذیری هر دو والد رشد کنند. فرزندانی که در خانوادههای باثبات و متعهد رشد میکنند، از نظر عاطفی و اجتماعی احساس امنیت بیشتری دارند.
مشاهدهٔ همکاری، احترام و حل مسئله میان والدین، مهارتهای ارتباطی و رفتاری مهمی را به فرزندان آموزش میدهد.
از سوی دیگر، مشخص بودن نسب فرزندان برای مسائل مربوط به ارث، سرپرستی و هویت اهمیت زیادی دارد.
۳) سلامت عاطفی و روانی :
وجود چارچوب رسمی به زوجین حس امنیت و پایداری میدهد و احساس بلاتکلیفی را در رابطه از بین میبرد.
خانوادهٔ مستحکم محیطی امن برای اشتراکگذاری احساسات، کاهش استرس و دریافت حمایت عاطفی در مواجهه با چالشهای زندگی فراهم میکند.
تعهد بلندمدت فرصت رشد صمیمیت واقعی و درک متقابل را بین زوجین افزایش میدهد.
وظیفه آسنخرد، یا خرد ذاتی چیست؟
xwēš-kārīh ī āsn xrad: tan az bīm kunišnīh wināh nigerišnīg ud ranǰ abēbarīh pādan ud frasāwandīh ī xīr gētīg, frazām tan pad daxšag dāštan ud az xīr frašgirdīgīh ī xwēš nē kāstan ud pad ān wadgarīh ī xwēš nē abzūdan.
• ayādgār ī wuzurgmihr
خویشکاری آسن خرد (خرد ذاتی): تن را از بیمِ انجامِ گناهی که باید مراقب انجام آن بود و رنج بیبر (بینتیجه) پاییدن و گذرایی چیز (امور) گیتی و فرجام تن را به یاد داشتن و از چیز (امور) فرشگردی (جاودانی و مینوی) خویش نکاستن و به آن، بدکاری (بدی ورزیدن) خویش را نیفزودن.
• یادگار بزرگمهر
💯 رابطه علم و دین و هنر و پذیرفتاری هرکدام
گاه میگویند دین زرتشتی پذیرای علم است! اما مشخص نیست کدام علم؟ تا چه حد؟
در دین زرتشتی، علمی که نیکی از آن برنیاید، پذیرفته نیست، و در جایگاه علم هم نیست؛ ریشه علوم، خرد است. اما خرد بنمایه ثابتی نیست، گاه تباه میشود و جای اَکومن (بدمنشی) میشود و در این صورت، علمی که از آن ناشی میشود هم تباه و پلید است.
اگر خرد جای و مکان وهومن (نیکمنشی) باشد، علم ناشی شده از آن هم زاینده نیکی و آبادانی است.
xrad kē-š nē wehīh abāg, pad xrad nē dārišn. ud hunar kē-š nē xrad abāg, pad hunar nē dārišn.
• MX.10
خردی که نیکی با آن نیست، به خرد ندارش! و هنری که خرد با آن نیست، به هنر ندارش.
• مینویخرد، ۱۰
نشست پرسش و پاسخ و گفتگوی دینی زرتشتی
🗓 تاریخ: ۳ امرداد ۱۴۰۵
🕙 ساعت : ۲۲:۰۰
دوستانی که سوالاتی پیرامون دین زرتشتی دارند، نقد، شبهه و پیشنهادات پیرامون دین زرتشتی، حتما در این نشست شرکت کنند.
به افرادی که هم سوالات دینی زرتشتی دارند، اطلاع رسانی کنید.
🌐 @EchoesofGATAHA