ecolinee | Unsorted

Telegram-канал ecolinee - 𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞

14460

یه جایی بین تاریکی و فکر… جایی که حتی سکوت هم حرف می‌زنه. تبلیغات و تبادل https://t.me/Ecolineee

Subscribe to a channel

𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞

نمیدونم چقدر میشه رو این عقیده حساب کرد ولی من معتقدم دور و‌ برم خالی باشه بهتر از چهارتا ادم دوزاریه
حالا این ادما تو نگاه اول میشن فامیلای درجه یک
حداقل برای من اینجوریه که همشون ادمای سطح پایین و بی‌لولی هستن چه کوچیک‌ چه بزرگ و این خیلی خوبه که ارتباط نمیگیرم با این ادما و خیلی خوبه که زیاد رو حرفا و نظراتشون حساب باز نمیکنم و تهش یه لبخندِ(خر خودتی) میزنم و رد میشم..
حالا بعدش میشه انتخاب خودت که دوست و رفیقاتن… اونم همون یکی دوتاش بسه هرچند ممکنه خیلی تو طرز تفکرات، سلیقه و آینده‌نگری متفاوت باشه ادم ولی من همون استراتژی لبخند بزن و رد شو رو ادامه میدم وقتی حوصله چرت و پرتای این دو دسته رو ندارم!

Читать полностью…

𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞

جهان سنگدل‌تر از آن بود که کمکم کند؛
خدا هم ساکت‌تر از آن بود که انتظارش را داشتم…

Читать полностью…

𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞

گفت آخرش همه چیز خوب خواهد شد…
اما آخرش به چه دردم میخورد وقتی تمامِ “اول”ها را از من گرفتند برای رسیدن به یک پایان خوب.
اول آرامش، اول بی‌دغدغگی، اول جوانی، اول خیالِ ساده‌ی زندگی…
همه را جایی گذاشته‌ام برای رسیدنی که معلوم نیست اصلا سهم من می‌شود یا نه.

Читать полностью…

𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞

و ما؛
حرامِ حرامزادگیِ حرامزاده‌ها شدیم.
زندگی حرامتان باد…

Читать полностью…

𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞

شاید در زندگی دیگری، در جای دیگری…
توانستیم جوانی کنیم، زندگی کنیم..
شاید…

Читать полностью…

𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞

وسط یه سکوت طولانی
به لیوان چای توی دستش نگاه کرد و یهو گفت:
جدیدا فهمیدم که آره…
آدم میتونه توی خونه نشسته باشه، شادترین رنگ لباسش رو‌ پوشیده باشه، با لبخند چای بخوره و به مرگ فکر کنه…

Читать полностью…

𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞

ایستاده‌ام و کسی هم نمی‌داند این بنای به ظاهر محکم، چقدر در آستانه‌ی فروریختن است.

Читать полностью…

𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞

من عاشق زندگی كردن بودم، هر بار اتفاقى مى‌افتاد بعد مدتى بلند مى شدم به اهدافم فكر مى كردم و به آينده‌اى كه منتظرمه، اين اولين باره تو زندگیم كه مدت زياديه از ته دل غمگینم، هيچ چيز خوشحالم نميكنه و مطلقا هيچ اميدى به آينده و تلاش و اتفاق مثبتى ندارم…

Читать полностью…

𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞

گویی همه با هم براى هميشه در زير برف‌هاى زمستانى مانده‌ايم.
و دیگر نه اسبی است و نه سوارى، نه كوچی نه بهارى.

Читать полностью…

𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞

و شب بخير به تو
كه قلب جوان و آرزوهاى تازه‌ات،
در رنجى كه از آنِ تو نبود، پير و خسته گشت.

Читать полностью…

𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞

ز گهواره تا گور، زور است و زور
خداوندِ زورا، درافتی به گور…

Читать полностью…

𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞

ای کاش امیدی به خوشی‌های جهان بود؛
ای سکه‌ی اقبال، دریغا که دورویی…

Читать полностью…

𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞

میدونم تجربه شد، ولی من نیازی به این تجربه‌ها نداشتم.

Читать полностью…

𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞

آن شب‌ و شب‌های بعدیِ بسیاری نخوابیدم، و فهمیدم اندوهی که آدم را نمی‌کشد به شکل‌های دیگری درمی‌آید که از مرگ بدتر است.

Читать полностью…

𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞

سرزمینی که پخمگانش شاغل باشند و نخبگانش بیکار، صادراتش متفکر باشد و وارداتش مخدر، قبرهایش خریده شوند و مغزهایش فروخته؛
گورستان تاریخ است نه سرزمین زندگان…

Читать полностью…

𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞

لذت بردن را يادمان نداده‌اند
از گرما مى ناليم، از سرما فرار مى كنيم،
در جمع از شلوغى كلافه مى شويم،
و در خلوت از تنهايى بغض مى كنيم
غافل از اينكه زندگی
همان لحظاتى بود كه مى‌خواستيم بگذرند.

Читать полностью…

𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞

برگشتن از راهی که با ذوق رفته بودی، وحشتناک‌ترین اتفاقیه که میتونه بیوفته..

Читать полностью…

𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞

تمام این مدت نیاز داشتم فهمیده شوم و کسی مراقب یا نگران من باشد.
من واقعا خسته بودم و به تقلا روی پا ایستاده‌بودم و مشکل دقیقا اینجا بود که؛ همه مرا قوی می‌دانستند و مراعات حالم را نمی‌کردند!

نرگس صرافیان طوفان

Читать полностью…

𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞

بعضی وقتا با آدما موافقت کن، بذار زودتر خفه‌ شن.

Читать полностью…

𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞

زندگی نشد آن چیزی که تصور میکردم.
مدام از سر و کول ما درد بالا رفت و خشم از این قلب پمپاژ شد.
ساعت میگذرد اما زمان نه!
نه گذشته‌ی مرور کردنی‌ای وجود دارد و نه آینده‌ی پر نوری و نه حالی، اکنونی، الآنی..
مدام چه میشود؟ چه خواهد شد؟ چه شد؟
چه گذشت بر ما؟ که تا پیری هم تاثیر این لحظات نخواهد گذشت…

Читать полностью…

𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞

من از اینکه نشد ناراحت نیستم؛
از اینکه همیشه برای من نمیشه ناراحتم..
از این ناراحتم که با کل توانی که تو این زندگی مونده برای یه چیزی تلاش میکنم و بعد مثل آب خوردن نمیشه..
از این زورم میگیره که تا خط پایان میرم ولی خب انگار لحظه‌ی آخر درجا میزنم و نمیرسم..
آره من از این ناراحتم که انگار هیچی تو این دنیا سهم من نیست؛ انگار تو تقدیر من بزرگ نوشتن “نرسیدن”..

Читать полностью…

𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞

امید مالِ توی فیلماست..
مالِ وقتیه که نویسنده دلش نمیخواد آخرِ فیلم زیادی تلخ تموم بشه. وگرنه اینجا که از این خبرا نیست!
نه آهنگِ پس زمینه‌ای پخش میشه و نه معجزه‌ای اتفاق میوفته..
فقط تویی و یه مشت روز شبیه هم که باید یجوری ازشون جون سالم بدر ببری.

Читать полностью…

𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞

كودكی‌ام سرشار از نويد فردايى روشن بود.
نمى دانم در كدام پیچ روزگار، روايت زندگی‌ام دگرگون شد…

Читать полностью…

𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞

تمام شد عزيز من، تمام...
همه‌ی ما مُرديم!
مارا قتل عام كردند
برخى هامان را در گور كردند
و برخى ديگرمان را، محكوم به زيستنى كه خالى از هر ارزشيست.
و‌ هرگاه دلتنگ شدى به آسماني بنگر كه پاسبان عزيز دردانه هاى اين خاک است.

Читать полностью…

𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞

اینکه همه چیز رو به همه نگی واقعا یه مهارت خفنه!

Читать полностью…

𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞

من خیلی وقته که maybe in another life رو پذیرفتم.

Читать полностью…

𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞

ای خلقِ خسته از سگکِ کفش داریوش
زیر سُمِ جنابِ سکندر چگونه‌ای؟!

Читать полностью…

𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞

ای امید؛
ای نام فریب‌ خورده‌ی رهایی
هیچ دروغی به پاکی تو،
ما را چنین به مسلخ فردا نکشاند.

Читать полностью…

𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞

رنج آورتر از خود رنج اين است كه چشم اندازى براى پايان رنج نيست.
انسان تا كى مى تواند در حبابى از ندانستن زندگی كند؟
تا کى در هوايى خفه كننده معلق بماند؟

Читать полностью…

𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞

کشورم بهترین سال‌های زندگی و جوانی‌ام را از من گرفت و دیگر هیچ کشوری نمی‌تواند آن را به من بازگرداند…

Читать полностью…
Subscribe to a channel