englishnutsbolts | Unsorted

Telegram-канал englishnutsbolts - انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

10322

زبان انگلیسی را دقیق و اصولی بیاموزیم. مولفِ بسته‌های درکِ مطلبِ انگلیسی از مبتدی تا پیشرفته - عبدالرضا شهبازی، مترجم و مدرّس زبان انگلیسی @abdorrezashahbazi

Subscribe to a channel

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

پیش می‌آید که فاعل جمله شاملِ هم اسم مفرد و هم اسم جمع باشد، یعنی مفرد و جمع مشترکاً فاعل جمله باشند و با حروف ربطِ هم‌پایه (coordonating conjunction) نظیر
or
either ... or
neither ... nor
not only ... but also
به‌هم وصل شده باشند.

در چنین حالتی، فعل باید با مفرد یا با جمع مطابقه (agreement) داشته باشد؟
مثلاً
◽️Neither the quality nor the prices have/ has changed.
خب، اینجا چه کنیم؟
آیا the quality را اصل بگیریم و has را به‌کار ببریم یا the prices را اصل بگیریم و have را انتخاب کنیم؟

◾️در چنین مواردی قاعده این است که فاعلی را که به فعل نزدیک‌تر است معیار قرار بدهیم و متناسب با آن (مفرد یا جمع) مطابقه‌ی فعل را انجام دهیم.

بنابراین، شکل صحیح جمله‌ی بالا چنین خواهد بود:
✅ Neither the quality nor the prices have changed.

حالا اگر جای فاعل‌های این جمله را با هم عوض کنیم، صورت صحیح خواهد بود:
✅ Neither the prices nor the quality has changed.

➖➖➖➖
🔸مثال با not only ... but also:

◻️Not only the headmaster but also the teachers are in favor of the expansion of the school.

اگر جای فاعل‌ها را با هم عوض کنیم:

◻️Not only the teachers but also the headmaster is in favor of the expansion of the school.

➖➖➖➖
🔸یک مثال دیگر با neither ... nor:

◻️Neither the salesmen nor the buyer is in favor of the system.

اگر جای فاعل‌ها را با هم عوض کنیم:
◻️Neither the buyer nor the salesmen are in favor of the system.

➖➖➖➖
🔸مثال با either ... or:
◻️Either the teacher or the students are responsible.

اگر جای فاعل‌ها را با هم عوض کنیم:
◻️Either the students or the teacher is responsible.


➖➖➖➖
🔸مثال با or:
◻️The manager or the assistants have submitted the report.

اگر جای فاعل‌ها را با هم عوض کنیم:

◻️ The assistants or the manager has submitted the report.

🔳 جمله‌مثال‌ها ساده انتخاب شده‌اند تا نیازی به ترجمه نباشد، چون این نکته‌ی دستوری در نگارش (یا بیانِ) انگلیسی نمود می‌یابد و نه لزوماً در ترجمه.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

🔳 در گفتار غیر رسمی انگلیسی پیش می‌آید که مثلاً به‌جای جمله‌ی
My brother and his wife went abroad.
بگوییم:
They went abroad, my brother and his wife.
اتفاقی را که در اینجا افتاده به زبان فنی right dislocation می‌گوییم که می‌شود آن را راست‌رفتگی گفت و هنگامی رخ می‌دهد که سازه‌ای را در جمله از بندش خارج کنیم و به سمت راست منتقل کنیم و جای خالیِ خروجش را با ضمیر مناسب پر کنیم.
در مثال بالا، my brother and his wife از جای اصلی خود خارج شده‌اند، به سمت راست منتقل شده‌اند و جای خالیِ آنها با they پر شده است.

چند مثال دیگر:
◽️He's a complete idiot, that brother of yours.

◽️They're all the same, these politicians.

◽️I wouldn't trust him for a moment, your brother-in-law.

◽️It went on far too long, your game.

🔳 فرایند معکوس آنچه در بالا مختصراً گفته شد left dislocation است که می‌توان آن را چپ‌رفتگی نامید و هنگامی رخ می‌دهد که سازه‌ای را در جمله از بندش خارج کنیم و به‌سمت چپ منتقل کنیم و جای خالی خروجش را با ضمیر مناسب پر کنیم.
مثلاً به‌جای این‌که بگوییم
I hate spiders.
بگوییم
Spiders, I hate them.
در اینجا، spiders از جای اصلی مفعولی خود در بند خارج شده، به‌سمت چپ و اول جمله آمده (در نقش مبتدا) و جای خالی آن با ضمیر مفعولی مناسبِ them پر شده است.

چند مثال دیگر:
◽️Your friend John, I saw him here last night.

◽️That play, it was terrible.

◽️The book I lent you, have you finished it yet?

◽️This woman I was telling you about, she used to live next door to me.

🔲 چند نکته:

۱- همان‌گونه که در ابتدا گفتم، این ساخت‌ها منحصراً در گفتار غیر رسمی انگلیسی کاربرد دارند.

۲- در شکل مکتوب، با یک ویرگول دو قسمت را از یکدیگر جدا می‌کنیم.

۳- مثال‌ها ساده انتخاب شده‌اند که نیازی به ترجمه نباشد. البته تا جای ممکن لازم است این ساخت به فارسی هم منتقل شود.
مثلاً اولین مثال از ساخت راست‌رفتگی در این فرسته را بهتر است این‌گونه ترجمه کنیم:
(هر دوتاشون) رفتند خارج، برادرت و زنش.

۴- دلیل اصلی استفاده از چنین ساخت‌هایی در گفتار، برجسته‌سازی سازه‌ای است که به راست یا چپ حرکت می‌کند و برای نشان دادن این برجستگی، معمولاً آن سازه را با تاکید بیشتری ادا می‌کنیم.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

🔳 کتاب بالا را باک سِکستون، نویسنده، پژوهش‌گر، فعال رسانه‌ای و تحلیل‌گر سابق سی‌آی‌ای، در تبیین و نقد محورهای عملیاتی چپِ نو (چپِ فرهنگی) نوشته و به‌تازگی منتشر شده است.

فصل‌های کتاب:

۱- شرطی‌سازی
۲- ذهن‌کُشی
۳- مغزشویی
۴- قانون به‌مثابه‌ی اسلحه
۵- فوبیای تحمیلی
۶- انزوا
۷- هویت‌سازی
۸- پروپاگاندا
۹- آینده‌ی توهمِ جمعی

◻️مقدمه و بخشی از فصل اولِ کتاب را از اینجا بخوانید و معرفی کتاب و چکیده‌ی مفاد آن را هم از زبان نویسنده از اینجا ببینید و بشنوید.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

درباره‌ی معنیِ ترکیب اصطلاحیِ
go down (in history) as
قبلاً مفصل توضیح داده‌ام.

◽️به‌صورت متنی اینجا نوشته‌ام.
◽️به‌صورت شفاهی و در قالب وویس هم اینجا حرف زده‌ام.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

◼️Exploring the Evolution
of Our Ancestors
On The Human Track (2026)

◻️Dominique Adriaens



@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

Keeping Faith; Memoirs of a President/ Jimmy Carter/ p. 448/ 1982

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

صفتِ مرکبِ would-be را هنگامی استفاده می‌کنیم که بخواهیم نشان دهیم فرد دوست دارد یا مایل است یا سودای آن را دارد یا قصد آن را دارد یا در پی آن است که به یک شغل یا سِمَت یا موقعیت یا ویژگی دست پیدا کند.
نکته‌ی مهم در اینجا این است که احتمال دارد فرد به خواسته یا آرزویش برسد یا نرسد.
◽️a would-be politician
کسی که سودای سیاست‌مدارشدن دارد

جز موارد معدودی معادل تک‌کلمه‌ای برای این صفت نداریم و لازم است خیلی مواقع متناسب با بافت و حتی متن آن را ترجمه کنیم.

مهم‌ترین فرهنگ‌های انگلیسی‌به‌فارسی این صفت را چگونه معادل‌یابی کرده‌اند؟

🔳 پویا: بعد از این، آینده

🔳 هزاره: بعد از این، آینده
کسی که (دلش) می‌خواد ... شود

🔳 نشر نو: بعد از این، آینده

🔳 ریاحی: ۱- آرزو‌به‌دل، به‌گمان خود
۲- آینده، بعد از این

🔳 آریان‌پور: ۱- به زعم خود، به‌ گمان خود، به فکر خود
۲- پَست‌تر از، به‌اصطلاح

اگر دقت کنید، همه‌ی این فرهنگ‌ها معادل «بعد از این» را پیشنهاد داده‌اند.
در صورتی که این معادل هم بسیار دشوارفهم است و هم غلط.
دشوارفهم است چون حتی با چند بار خواندن آن هم شاید نتوان منظور آن را درک کرد.
ترجمه‌ی چاپ‌شده:

«خلبان بعد-از‌-اینِ بالگرد»

چندبار لازم است بخوانید تا متوجه شوید؟
در ترجمه‌ی a would-be helicopter pilot کافی است بگوییم کسی که سودای آن را دارد روزی خلبان بالگرد شود یا کسی که قصد دارد در آینده خلبان بالگرد شود و از این دست.

غلط است چون رسیدنِ فرد به آن شغل یا سِمَت یا ویژگی فقط آرزوی قلبی اوست و ممکن است در آینده به آن برسد یا نرسد.
ولی وقتی می‌گوییم «بعد از این» یعنی حتماً خواهد رسید و این اشتباه است.

معادل «آینده» را هم لازم است با احتیاط به‌کار ببریم، مثلاً جایی که فرد پتانسیل ذاتی برای آن ویژگی را دارد.

◽️would-be mothers and fathers
مادران و پدرانِ آینده

چند مثال:
◽️writers and would-be writers
نویسندگان و کسانی که سودای نویسنده‌شدن دارند

◽️would-be actors and actresses
کسانی که قصد دارند در آینده هنرپیشه شوند

◽️would-be voters
رای‌دهندگان احتمالی/ کسانی که قصد دارند رای بدهند

◽️a would-be hero
قهرمان احتمالی/ کسی که امید دارد روزی قهرمان شود

◼️ممکن آرزو و قصد درونی نباشد و عاملی خارجی (و اجباری) موجب شود فرد به آن ویژگی یا وضعیت برسد.
◽️would-be refugees
پناهجویان احتمالی

🔲 نتیجه‌ی آنچه گفته شد این است که معادل تک‌کلمه‌ای برای would-be خیلی وقت‌ها وجود ندارد و لازم است با چند کلمه یا عبارت در قالب معادل گسترده منظور از آن را نشان دهیم.

دیگر این‌که خیلی وقت‌ها بافت در تشخیص معنای دقیق would-be به ما کمک می‌کند.
مثلاً در بافتی که تحقیر و کنایه به شخصی در میان باشد would-be politician می‌تواند به‌معنی سیاست‌مدارِ آرزو‌به‌دل معنی شود یا کسی که حسرت سیاست‌مدار شدن به دلش مانده است.

چند ردیف معنایی فرعی دیگر هم برای would-be می‌توان برشمرد که فعلاً از آن‌ها می‌گذرم.

➖➖➖➖
🔲 چند ترجمه‌ی موفق چاپ‌شده:

◽️But Descartes ... drew his sword, and threatened to run them through if they tried to harm him. His would-be attackers backed down.
دکارت ... شمشیرش را می‌کشد و می‌گوید که اگر بخواهند به او آسیبی برسانند سروکارشان با شمشیر است و آنها که قصد حمله به او را داشتند عقب می‌نشینند.
(دکارت/ نوشته‌ی تام سورل/ ترجمه‌ی حسین معصومی همدانی/ ص. ۳۶/ انتشارات طرح نو/ چاپ دوم، ۱۳۸۸)


◽️The widespread mourning for J. F. K., Jr was exactly for a would-be hero rather than for an accomplished one.
سوگواری گسترده‌ای که برای او برپا شد دقیقاً برای کسی بود که می‌توانست قهرمان باشد نه برای یک قهرمان واقعی.
(اسطوره/ نوشته‌ی رابرت سیگال/ ترجمه‌ی احمدرضا تقاء/ ص. ۸۵/ نشر ماهی، ۱۳۹۰)


◽️The hero’s revenge, if the parricide is even committed knowingly, is, then, understandable: who would not consider killing one’s would-be killer?

پس انتقام‌جویی قهرمان، چنانچه حتی فعلِ پدرکُشی دانسته صورت پذیرد، طبیعی است: کیست که سودای کشتنِ کسی را که قصد جان او را کرده در سر نپروراند؟
(همان/ ص. ۱۳۷)

◽️Yet the very repetition of history suggests that both would-be conquerors of Europe were confronted with an identical dilemma.
اما همین تکرار شدن تاریخ خود گواه آن است که این دو فاتحِ احتمالی اروپا با تنگنایی یکسان روبه‌رو بودند.
(اروپا از دوران ناپلئون/ نوشته‌ی دیوید تامسن/ جلد اول/ ترجمه‌ی خشایار دیهیمی/ ص. ۷۷/ نشر نی، ۱۳۹۳)

◽️A would-be absolute monarch had to be a more efficient ruler.

پادشاهی که می‌خواست قدرت مطلق داشته باشد می‌بایست حاکم چاره‌سازتری باشد.
(همان/ ص. ۱۱۸)


- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

«نخستین عبارت دیباچه‌ی کتاب [دُن‌ کیشوت]، به قلم خود نویسنده و خطاب به خواننده، چنین آغاز می‌شد: (Lecteur inoccupé) – ای خوانندۀ فارغ‌البال.
برای واژه‌ی (inoccupé) در فرهنگ‌های فرانسه ‌به ‌فارسی چندین معنی نوشته شده بود، از قبیل "غیر مشغول"، "بیکار"، "غیر گرفتار"، "آزادوقت"، "بدون مشغله"؛ ولی هیچ‌یک از این معادل‌ها منظور مرا بر‌نمی‌آورد. تا آخر واژه‌ی بسیار آهنگین و متناسب "فارغ‌البال" به‌ذهنم آمد و نزدیک بود ارشمیدس‌وار به کوچه بزنم و فریاد بردارم که: "یافتم...یافتم".
ترجمه تنها با سواد داشتن و زبان بیگانه دانستن میسر نیست، و علاوه بر آنها که البته شرایط لازمند ولی کافی نیستند، مترجم باید ذوق و قریحه‌ی ترجمه و استعداد خاص این کار را توأم با ذوق سلیمِ شعرشناسی و زیباپسندی داشته باشد.»

- محمد قاضی (۱۳۷۶-۱۲۹۲)
(خاطرات یک مترجم/صص ۳۱۱ و ۳۱۲/نشر زنده‌رود/۱۳۷۱)

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

🔳 در انگلیسی (عمدتاً گفتاری) ممکن است بیش از یک پرسش‌واژه در یک بند (clause) گنجانده شود.

◻️What did you find where?
چی را کجا پیدا کردی؟

◻️Who killed whom?
کی، کی را کشت؟

◻️Who said to do what?
کی گفت که چه کاری انجام شود؟

◻️Who ate what at the restaurant?
کی چه خورد در رستوران؟

◻️How much did you give to whom?
چقدر به کی دادی؟

▪️در فارسی این امکان وجود دارد که دو پرسش‌واژه بلافاصله پشتِ هم در صدر بند بیایند:
▫️کی کجا رفت؟
در فارسی چنین ساختی دستوری است و مشکلی ندارد ولی در انگلیسی چنین ساختی نادستوری است.
◽️*Who where went?
علامت ستاره در آغاز هر جمله نشان‌دهنده‌ی نادستوری بودن آن جمله است.
شکل دستوری در انگلیسی این گونه است:
◻️Who went where?

▪️بنابراین، مراقب باشیم تحت تاثیر نحو فارسی در چنین ساخت‌هایی، جمله‌های نادستوری در انگلیسی نسازیم.


🔳 ممکن است با ترکیب دو جمله، یک جمله‌ی مرکبِ پرسشی با دو پرسش‌واژه به‌وجود بیاید.

مثلاً دو جمله‌ی
When is the meeting?
جلسه چه وقت است؟
و
Where is the meeting?
جلسه کجاست؟

با هم ترکیب شوند و به چنین جمله‌ای برسیم:
◻️When and where is the meeting?
جلسه چه وقت و کجاست؟
در این شکلِ ترکیبی در واقع دو بند داریم که and آنها را از هم جدا کرده است (نه یک بند مثل بخش نخست).
البته اینجا یک آرایش دیگر هم می‌توانیم به جمله بدهیم.
به‌جای اینکه هر دو پرسش‌واژه را در آغاز بیاوریم و با یک and از هم جدا کنیم، می‌توانیم یکی را در آغاز بیاوریم، جمله را کامل کنیم و در انتها یک ویرگول بگذاریم - اگر قرار بر نگارش آن باشد - و بعد از یک and، پرسش‌واژه‌ی دوم را اضافه کنیم و با افزودن یک علامت پرسشی در انتها، کار را تمام کنیم.

◻️When is the meeting, and where?


یک مثال دیگر:
◻️Where did you go yesterday, and Why?
دیروز کجا رفتی و چرا؟


- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

انگلیسی را مثل هر زبان دیگری می‌توان به‌شکل خودآموز (یعنی بدون راهنمایی مدرّس زبان و روش مشخص) آموخت ولی به رنج دوران و آزمون و خطاهای بسیار و هدررفتِ وقت و انرژی و فسیل‌شدن ساخت‌ها و تلفظ‌های اشتباه.

در یک کلام، شیوه‌ی خودآموز مثل راه رفتن با پای برهنه در زمین پرسنگلاخ و مملو از چاله‌چوله در جنگلی تودرتو در شب تار است.

نتیجه آن که خودخوانی (یعنی یادگیری بدون استفاده از بسته‌های خودیارِ مطمئن) شدنی و ممکن است ولی به ضررها و مصائبش و اتلاف وقتش قطعاً نمی‌ارزد آن هم در زمانه‌ای که وقت واقعاً طلاست.

- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی

➖➖➖➖➖

🔳 دوره‌ی درک مطلب انگلیسی از مبتدی تا متوسطه (۳ بسته)

🔳 دوره‌ی درک مطلب انگلیسی از متوسطه تا پیشرفته (۱۰ بسته)


@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

◼️هفته‌نامه‌ی The Guardian Weekly شماره‌ی ششم فوریه‌ی ۲۰۲۶

این هفته‌نامه‌ی خبری-تحلیلیِ بریتانیایی را قبلاً معرفی کرد‌ام (اینجا را ببینید).


- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

جایگاه both در جمله

کلمه‌ی both، که عمدتاً در نقش پیش‌مُعرِّف (predeterminer) و مُعرِّف (determiner) ظاهر می‌شود، هنگامی به‌کار می‌رود که بخواهیم در جمله‌ای مثبت به دو چیز یا دو فرد اشاره کنیم.

ولی برای استفاده از این کلمه‌ی پرکاربرد لازم است جای حضور آن را در جمله دقیقاً بشناسیم و رعایت کنیم.

در ادامه، مروری می‌کنیم بر جایگاه آن در ساختارهای مختلف:

🔳 می‌توانیم از both برای اشاره به دو فرد یا چیز مفرد استفاده کنیم که با and در کنار هم قرار گرفته‌اند.
◽️Both his mother and father ...

▪️در چنین حالتی از of استفاده نمی‌کنیم.
❌Both of his mother and father ...


🔳 زمانی از ترکیب both of استفاده می‌کنیم که اسم یا گروه اسمی در حالت جمع قرار داشته باشد.
◻️Both of his parents
◻️Both of the players
◻️Both of these jobs
◻️Both of them

▪️نکته‌ی مهم:
حرف اضافه‌ی of را می‌توانیم قبل از اسم یا گروه اسمی حذف کنیم:
◻️Both the players
◻️Both these jobs

ولی نمی‌توانیم آن را قبل از ضمیر مفعولی حذف کنیم:
◻️Both you
◻️Both us
درستش این است که بگوییم:
◻️Both of you
◻️Both of us

▪️نکته‌ی دیگر این‌که می‌توانیم حرف تعریف the را بعد از both حذف کنیم:
◻️Both (the) players
◻️Both (the) teams
فقط توجه داشته باشید که حضور the در این ساخت، اشاره را تا حدی مشخص‌تر و خاص‌تر می‌کند (در قیاس با هنگامی که the را به‌کار نمی‌بریم). به بیان دیگر، هر دو حالت (با the یا بدون the) به‌لحاظ دستوری درست است ولی به‌لحاظ معنایی کمی با هم فرق دارند.



🔳 همیشه both بعد از ضمایر فاعلی و مفعولی می‌آید.
◻️They both like music.
◻️I'd like to invite you both to dinner.

▪️در مثال دوم می‌توان both of you هم گفت، گرچه کمی رسمی‌تر از you both است.



🔳 جایگاه آن قبل از فعل to be است، اگر این فعل، فعل اصلی جمله باشد و both نیز در آغاز بیاید.
◻️Both of my grandfathers are farmers.
◻️Both Helen's parents are doctors.

▪️اگر both در میانه‌ی جمله بیاید، بعد از فعل to be قرار می‌گیرد.

◻️His father and mother were both excellent cooks.



🔳 جایگاه both قبل از فعل است اگر فعل to be نباشد.
◻️They both started speaking together.
◻️The two scientists both made the same discovery.
◻️We both loved the movie.
◻️You both need to calm down.



🔳 اگر در کنار فعل اصلی، فعل کمکی هم داشته باشیم (مثل have seen, are working و نظایر اینها)، both بین فعل کمکی و فعل اصلی می‌آید.
◻️We have both worked in Scotland.
◻️The team have both scored a goal.
◻️They are both coming here.



🔳 در ساخت منفی از both استفاده نمی‌کنیم.
بنابراین، جمله‌ی زیر غلط است:
❌Both of these methods are not perfect.

به‌جای آن از neither استفاده می‌کنیم:
Neither of these methods is perfect.


- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

آیا polluted در جمله‌ی زیر بخشی از ساخت مجهول است یا صرفاً در نقش صفت مفعولی ظاهر شده است:
◽️The river is polluted.

می‌دانیم که ساخت مجهول تصریف فعل to be به اضافه‌ی وجه وصفی گذشته (past participle) است. بنابراین، جمله‌ی بالا می‌تواند در حالت مجهول باشد.
در این صورت، معنی جمله می‌شود:
رودخانه آلوده می‌شود.
از طرف دیگر، وجه وصفی گذشته می‌تواند صفت مفعولی هم باشد.
در این صورت، معنی جمله می‌شود:
رودخانه آلوده است.

بالاخره کدام؟
در پاسخ باید گفت در این گونه موارد لازم است به بافت مراجعه کنیم. از فضای جمله و همچنین، پس و پیش آن می‌توانیم دریابیم که آیا polluted نشان‌دهنده‌ی کُنشی (action) یا نشان‌دهنده‌ی وضعیتی (state) در جمله است.
اگر کُنش بود، پس ساخت جمله مجهول است.
اگر وضعیت بود، پس با صفت مفعولی سروکار داریم.

جمله‌ی بالا کوتاه است و بافت کمک‌کننده‌ای نداریم. در این‌ گونه موارد و خصوصاً زمانی که گروهِ by در جمله حضور ندارد، به احتمال بسیار زیاد PP در واقع صفت مفعولی است و نه بخشی از ساخت مجهول.

اگر جمله حاوی گروهِ by باشد، مطمئن می‌شویم که جمله در حالت مجهول است.
◽️The river is polluted by the factory.

وقتی PP در ساخت مجهول به‌کار نرفته باشد، از گروهِ by استفاده نمی‌شود چون کنشی صورت نگرفته است و PP صرفاً صفتی مفعولی است که وضعیتی را توصیف می‌کند.

به این دو جمله دقت کنید:
◽️The door was closed when I came home.
◽️The door was closed by the police.

در جمله اول closed در نقش صفت مفعولی به‌کار رفته است و وضعیتی را نشان می‌دهد.
در جمله‌ی دوم فاعل یعنی پلیس در را بسته پس کنشی در میان بوده است (گروهِ by نشانه‌ی آشکاری بر مجهول بودن جمله است).

دو جمله‌ی دیگر:
◽️The vase was broken by a guest. He knocked it over.

◽️The vase was broken. It lay in pieces on the floor.
با توضیحات بالا روشن است که PP در جمله‌ی اول بخشی از ساخت مجهول و در جمله‌ی دوم صفت مفعولی است.

دو جمله‌ی دیگر:

◽️The drugs were hidden in containers and then loaded onto the ship.

◽️The drugs were hidden in the ship, but the police didn't know where.

در هیچکدام از دو جمله‌ی بالا گروهِ by وجود ندارد که به ما کمک کند. ناچار به بافت دقت می‌کنیم.
در جمله‌ی اول شاهد یک کُنش هستیم که در دو مرحله انجام شده است: ۱- پنهان کردن مواد مخدر در محفظه‌هایی ۲- بارگیری آن در کشتی.
بنابراین، جمله ساخت مجهول دارد.
اما در جمله‌ی دوم، صرفاً شاهد یک وضعیت هستیم: پنهان بودن مواد مخدر در کشتی
بنابراین، PP در جمله‌ی دوم صرفاً صفت مفعولی است.

این مبحث جزییات فراوان دیگری هم دارد ولی همین قدر هم برای روشن شدن آن کافی است.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

ترکیبِ «لباس‌شخصی» را در عبارت‌هایی مثل «ماموران لباس‌شخص» یا «پلیس لباس‌شخصی» با

plain-clothes /ˌpleɪn ˈkloʊðz/
بیان می‌کنیم.


◽️plain-clothes forces
نیروهای لباس‌شخصی


◽️She got arrested by two plain-clothes police officers.
دو (مامور) پلیسِ لباس‌شخصی او را دستگیر کردند.

◽️Plain-clothes detectives arrested him as he walked through the customs hall.
کارآگاه‌های لباس‌شخصی او را وقتی از سالن گمرک می‌گذشت دستگیر کردند.


🔳 این ترکیب را وقتی در نقش صفت مرکب قبل از اسم بیاید با خط تیره‌ی کوتاه (hyphen) مشخص می‌کنیم، مانند مثال‌های بالا.
ولی وقتی در نقش یک گروه اسمی ظاهر شود بدون خط تیره‌ی کوتاه استفاده می‌شود.

◽️The detectives were in plain clothes.
در این مثال، plain clothes یک گروه اسمی است (که clothes هسته‌ی آن محسوب می‌شود). البته این گروه اسمی خود جزیی از گروه حرف اضافه‌اییِ in plain clothes است.
در چنین حالتی، خط تیره‌ی کوتاه را استفاده نمی‌کنیم.

با این همه، این قاعده لزوماً در همه‌ی خبرگزاری‌ها رعایت نمی‌شود و ممکن است در هر دو حالت، این ترکیب را بدون خط تیره‌ی کوتاه استفاده کنند.


🔲 چند مثال رسانه‌ای و مطبوعاتی:

◻️He was often followed by plain clothes security police. (New York Times, November 21, 2022)

غالباً چند پلیسِ امنیتِ لباس‌شخصی او را تعقیب می‌کردند. (نیویورک‌تایمز، ۲۱ نوامبر، ۲۰۲۲)


◻️Two uniformed officers and three plain clothes officials arrived at the scene. (BBC, October 25, 2022)

دو مامور یونیفورم‌پوش و سه مامور لباس‌شخصی وارد صحنه شدند/ ... از راه رسیدند. (بی‌بی‌سی، ۲۵ اکتبر ۲۰۲۲)


◻️They were told to wear plain clothes rather than uniforms, to keep body armor under their clothes, and to use unmarked vehicles. (Washington Times, April 5, 2022

به آنها گفتند به‌جای یونیفورم، لباس‌شخصی به‌‌تن کنند تا جلیقه‌ی ضد گلوله را زیر لباسشان بپوشند و بتوانند از اتومبیل‌های بدون علامت/ اتومبیل‌های شخصی استفاده کنند. (واشینگتن‌پست، ۵ آوریل ۲۰۲۲)

▪️منظور از armor (جوشن، زره) در اینجا همان جلیقه‌ی ضد گلوله (bulletproof vest) است.
این نوع حفاظت را به‌شکل کلی ballistic protection می‌گویند.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

◼️Why Does Time Speed Up As You Age?

◻️Richard Feynman explains the science of time perception.

▫️Feynman (1918–1988) was an American theoretical physicist awarded the Nobel Prize for his work in quantum electrodynamics.

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

در موارد بسیاری، از اطلاعات مندرج در جمله فهمیده می‌شود که فاعل، هر چند مستتر، در ساخت مجهول کیست یا چیست یا ذکرش لازم است یا نه و آیا مشخص و شناخته شده است یا نه.

بنابراین، ساخت مجهول همیشه لزوماً با by ساخته نمی‌شود (که بعد از آن فاعل‌ِ واقعی معرفی شود) و اصولاً نیازی به by در شمار زیادی از ساخت‌های مجهول نیست.
 
به مثال‌های زیر توجه کنید:

1-All applications are processed on the spot. (It is obvious that it is the library staff who process the cards.)

2- It was felt that the facilities were in need of renovation.

3- Our sports facilities are said to be among the best in the country.

4- German is spoken in Austria.

5- Excuse the mess; the house is being painted.

6- I felt as if I was being watched.

7- The origin of the Universe will probably never be explained.

8- My car has been scratched.

◾️در مورد جمله‌ی 2 ذکر این نکته لازم است که در ساخت مجهول غیرشخصی (impersonal passive)، فاعل دستوریِ جمله‌ی اصلی - یعنی it - در واقع فاعلِ پوچ‌واژه‌ای یا صوری (dummy subject) است نه بندِ that.

علاوه بر نمونه‌های فوق، و موارد فراوان شبیه به آنها، ممکن است به جای ساختار byدار از ساختارهای تقریباً مشابه استفاده شود. مثلاً:

▫️This bridge was built in 1816/ of stone/ before the war etc.


🟩 در مجموع، استفاده از ساختِ مجهول به چند دلیل صورت می‌گیرد:

۱-  زمانی که اهمیت مفعول - در جایگاه دستوریِ فاعل - بیش از فاعلِ واقعی باشد. به عبارت دیگر، هنگامی که فاعل کم‌اهمیت‌تر از مفعول باشد و ما علاقه‌ای به شناسایی فاعل نداشته باشیم.
▫️An experimental solar power plant will be built in the Australian desert.


۲-  زمانی که فاعل ناشناخته، نامشخص و یا فراموش‌شده باشد.
▫️The cave paintings of Lascaux were made in the Upper Old Stone Age.


۳-  زمانی که فاعل کاملاً مشخص و بدیهی باشد و ذکر آن در حکم حَشو قبیح باشد.
▫️Baby Sophia was delivered at 3:30 a.m. yesterday.


۴-زمانی که فاعل جمله در حالت معلوم، عموم مردم یا ملت (people) باشد.
▫️German is spoken across Germany and Austria.


۵- زمانی که عمل انجام‌یافته، مهم‌تر و جالب‌تر از فاعل باشد.
▫️Twenty volunteers were asked to participate in the study.


۶- زمانی که در نوشته‌ای رسمی بخواهیم متن را از حالت شخصی‌بودن خارج کنیم.
▫️The rat was placed into a T-shaped maze.


🔹برخی مثال‌ها را احتمالاً بشود ذیل دسته‌بندیِ دیگری (از موارد بالا) هم نوشت.


◾️استفاده از by در ساخت مجهول بیشتر برای بازگرداندن عامل برای رفع نیاز اطلاعاتی خاص است. در واقع، این کار برای مشخص‌سازیِ عامل مهم است.

مثلاً:
▫️A number of things are indicated by these results.

▫️The metropolis has been scorched by the dragon’s fiery breath.


- عبدالرضا شهبازی


@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

◼️ The Ideological Brain (2025)

◻️Leor Zmigrod

🔳 کتاب بالا نوشته‌ی لِئور زمیگراد، پژوهش‌گر جوان آمریکایی با تخصص عصب‌پژوهشی سیاسی، حاصل تحقیقات مفصل میان‌رشته‌ای او در عصب‌پژوهی، روان‌شناسی و سیاست است. حرف اصلی کتاب این است که ایدئولوژی‌ها صرفاً نظام‌های فکری یا فرهنگی نیستند، بلکه تا عمقِ مغز ما نفوذ می‌کنند.

مولف نشان می‌دهد تفکرات جزمی و دگماتیک حتی روی فیزیک مغز هم تاثیر می‌گذارند و موجب تغییراتِ قابل‌اندازه‌گیری در قشر پیش‌پیشانی و شبکه‌های کنترل شناختی می‌شوند. به بیان دیگر، ایدئولوژی‌ها، از جمله ایدئولوژی‌های جزمی سیاسی، می‌توانند به‌معنای دقیق کلمه در مغز ما حک شوند و ساختار و کارکرد آن را دگرگون کنند.

زمیگراد همچنین نشان می‌دهد تمایل انسان به باورهای جزم‌اندیشانه و افراطی، ریشه در تفاوت‌های شناختی و عصبی دارد. مغز برخی مقاوم‌تر است، در حالی‌که مغز بعضی دیگر پذیرای دگم و تعصب می‌شود. او همچنین هشدار می‌دهد به‌منظور حفظ و حراست از آزادی، تساهل و خودآگاهی شناختی، خطرات تفکر دگماتیک و بسته و جزمی را بشناسیم و بکوشیم از «ایدئولوژیک‌شدنِ مغز» پیش‌گیری کنیم.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

◼️What Do We Know and What Should We Do About Authoritarian Regimes? (2024)

◻️Natasha Lindstaedt

🔳 کتاب کوچکِ بالا نوشته‌ی خانم ناتاشا لیندشتت، استاد روابط بین‌الملل و سیاست تطبیقی در دانشگاه اِسِکسِ انگلستان، اثری فشرده و تحلیلی در حوزهٔ سیاست تطبیقی است در دو فصل و یک نتیجه‌گیری.

فصل اول - درباب ماهیت رژیم‌های اقتدارگرا - شرح می‌دهد این رژیم‌ها چگونه شکل می‌گیرند، چگونه بقا پیدا می‌کنند و چرا در دهه‌های اخیر حتی در بستر موج سوم دموکراتیزاسیون دوباره تقویت شده‌اند. نویسنده با تکیه بر پژوهش‌های تجربی و داده‌های تطبیقی، انواع اقتدارگرایی (نظامی، تک‌حزبی، فردمحور و هیبریدی)، ابزارهای کنترل (سرکوب، مهندسی انتخابات، کنترل رسانه و نهادهای نظارتی)، و نقش عوامل اقتصادی، نخبگان و حمایت خارجی را بررسی می‌کند.

در فصل دوم - در باب چگونگیِ رویارویی با این رژیم‌ها - بر سیاست‌های واقع‌گرایانه متمرکز می‌شود، از قبیل تقویت نهادهای دموکراتیک، حمایت هدفمند از جامعه‌ی مدنی، تحریم‌های هوشمند، کاهش وابستگی‌های اقتصادی تقویت‌کننده‌ی استبداد و هماهنگی بین‌المللی برای مهار فرسایشِ دموکراسی.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

برای boon معادل‌های نعمت و موهبت و مزیّت را داریم و در برابرِ ترکیبِ
◾️be boon to/ for sb/ sth
برای کسی یا چیزی نعمتی بودن یا برای کسی یا چیزی موهبتی بودن قرار می‌دهیم.

◻️Guide dogs are a great boon to the partially sighted.
سگ‌های راهنما برای افراد نیمه‌بینا موهبت/ نعمت بزرگی هستند.

◻️There appeared to be a significant boon to heart health, with lower levels of heart attacks, stroke, heart failure and high blood pressure, in those taking the new weight-loss drugs. (BBC, January 20, 2025)

ظاهراً داروهای جدیدِ کاهش وزن برای سلامت قلب مزیتی چشمگیر داشتند، زیرا در مصرف‌کنندگان آن‌ها میزان حملات قلبی، سکته، نارسایی قلبی و فشار خون بالا کمتر مشاهده می‌شد.

🔳 در متون قدیمی و ادبی خصوصاً، boon می‌تواند به‌معنی خواسته و خواهش و تمنا هم باشد.

◻️If I could ask him for any boon, what would it be? (The Cruel Prince by Holly Black)

اگر می‌توانستم از او هر خواسته‌ای داشته باشم، چه می‌بود؟

◻️The king granted his boon.
پادشاه خواسته‌‌ی/ تمنای او را اجابت کرد.


- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

◼️سرگذشت ترجمه‌های من

◻️محمد قاضی (۱۳۷۶ - ۱۲۹۲)
◻️نشر روایت، ۱۳۷۳

🔳محمد قاضی بی‌شک از مترجمان ارجمند و برجسته‌ی ایران معاصر است که طی نیم‌قرن قریب به ۷۰ اثر را - عمدتاً ادبی - از فرانسه به فارسی ترجمه کرد.
او با کارشناسیِ حقوق قضایی کارمند وزارت دارایی بود و در کنار شغل اداری و بعد‌، طی دوران بازنشستگی، به ترجمه پرداخت و آثار خود را روانه‌ی بازار کتاب ایران کرد.

قاضی از اعضای حزب توده بود و تاثیر این گرایش چپ‌گرایانه را در انتخاب اکثر آثارش به‌وضوح می‌توان دید. به‌قول دکتر عزت‌الله فولادوند (که عمرش دراز باد)، کاش قاضی چنین نگاه ایدئولوژیکی نمی‌داشت تا شاهد تنوع بیشتری در آثارش می‌بودیم و عینک مسلکی چنین او را محدود نمی‌کرد و ما را از ترجمه‌‌ی آثار نویسندگان شاخص دیگر محروم نمی‌ساخت (نقل به مضمون).

در کتاب بالا، قاضی با قلم پرکششِ خود ما را به پشتِ پرده‌ی تمامی آثارش می‌برد و فراز و فرودِ برگردان هر کدام از آنها را - از آشنایی با نویسنده و فضای فکری‌اش و آن کتاب خاص تا روند ترجمه‌ و چاپ - شرح می‌دهد.

این کتاب را می‌توان به‌نوعی تاریخ ترجمه در ایران معاصر نیز دانست.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

فعل survive در یکی از ردیف‌های معنایی‌اش به‌معنی «بیشتر عمر کردن نسبت به کسی» یا «عمر طولانی‌تری داشتن نسبت به کسی» است.
این ردیف معنایی عمدتاً در نسبت به افراد بسیار نزدیک به‌کار می‌رود، مثل همسر و فرزند و نوه و از این دست.

◻️Most women will survive their spouses.
اکثر زنان بیشتر از همسرانشان عمر می‌کنند.

خب، در ترجمه‌ی survive در چنین ساختی مشکل خاصی نداریم. ولی اگر بخواهیم به انگلیسی فکر کنیم، با فهم این فعل در این موقعیت مشکل داریم، چون در فارسی چنین طرز نگاهی نداریم.
یعنی چه که فلانی بهمانی را survive می‌کند؟
معنای محوری این فعل «زنده ماندن» و «جان به در بردن» و «بقا یافتن» است. ولی همین معنی در ذهن انگلیسی‌زبان به‌گونه‌ای انعطاف می‌یابد که به‌راحتی جمله‌ی بالا را می‌فهمد، حال آن‌که برای منِ فارسی‌زبان عجیب‌و‌غریب است.
یکی از دلایلِ دشواری این است که «زنده ماندن» و «جان به در بردن» و «بقا یافتن» در فارسی فعل‌هایی لازم (یا ناگذر) هستند، در صورتی که survive در این ردیف معنایی متعددی (یا گذرا) است.
برای منِ فارسی‌زبان تقریباً غیرممکن است که بگویم من او را زنده می‌مانم یا من او را بقا می‌یابم. هنجار فارسی به من چنین اجازه‌ای نمی‌دهد و چارچوب اندیشه‌ای من هم بر این اساس شکل گرفته است.

از این گذشته، فهم survive در حالت مجهول از این هم دشوارتر است.

◻️He is survived by his wife Sue.
با این جمله چه کنیم؟
در عین حال که می‌گوید He فوت شده است، مشخص می‌کند که his wife Sue زنده و در قید حیات است.
کار آسانی نیست.
▫️همسرش سو ولی در قید حیات است.

ترجمه‌ی رضایت‌بخشی نیست، خصوصاً این‌که تاکید را بی‌دلیل از فاعل دستوری یعنی He برداشته‌ایم و به his wife Sue منتقل کرده‌ایم.
می‌توان ترجمه‌های دیگری ارائه کرد ولی هر کدام مشکل خود را خواهند داشت.

ریشه‌ی مشکل در چینش کلمات و یافتن معادل بهتر نیست. ریشه‌ی اساسی مشکل به‌گمان من نه نحوی و معناشناختی، که شناختی و فرهنگی است.
منِ فارسی‌زبان اصلِ توجهم معطوف به فرد متوفی است و حادثه‌ی مرگ اوست، نه این‌که همسرش یا فرزندانش اکنون زند‌ه‌اند یا نه. اگر هم توجهی به بازماندگان شود به دلایل خاصِ دیگری از جمله ارث و میراث است.
انگلیسی‌زبان ولی فوت فرد را در شبکه‌ای از روابط (فامیلی و خویشاوندی) می‌بیند و بازمی‌شناسد.

به بیان دیگر، مشکل در چارچوب مفهومی (frame) است. فارسی مرگ را رویدادی منفرد و منقطع می‌بیند ولی انگلیسی آن را در شبکه‌ای از تدوام و استمرار و بقا مشاهده می‌کند.
به همین دلیل است که اگر در ترجمه‌ی بالا بگویم:
▫️او درگذشت و همسرش سو هنوز در قید حیات است.
برای من غریب و نامانوس است چون ربط زنده‌ماندن همسر را در رابطه با فوت شوهر نمی‌فهمم و چنین ارتباطی در ذهنِ منِ فارسی‌زبان به‌دلایل شناختی و فرهنگی تعریف‌نشده است.

تا اینجا خواستم توجهتان را به این مشکل جلب کنم و به‌قولی، ذهنتان را کمی بخارانم.
اما با ترجمه چه کنیم؟
بالاخره چنین جمله‌ای را چگونه ترجمه کنیم؟

اجازه دهید از درِ دیگری وارد شویم.

▫️همسرش سو سوگوار درگذشت اوست.

به‌نظر جالب می‌آید (هم فوت فرد را نشان می‌دهد و هم‌ زنده بودن همسرش را) ولی یک مشکل دارد و آن این‌که ممکن است خانم سو اصلاً و از ته قلب سوگوار فوت همسرش نباشد! بگذریم از این‌که تاکید بی‌دلیل روی همسرش رفته است.

▫️بازمانده‌ی او همسرش سو است.

به دل نمی‌نشیند ولی ظاهراً چاره‌ی دیگری نداریم و باید به همین یا مشابه آن اکتفا کنیم.

چند مثال دیگر:

◻️He is survived by his wife and four children.
بازماندگان او همسر و چهار فرزندش هستند.

◻️She is survived by two daughters from her first marriage.
بازماندگان او دو دختر از ازدواج اولش هستند.

◻️She is survived by two sons and one stepdaughter, seven grandchildren and four great-grandchildren. (BBC, Oct 28, 2025)

بازماندگان او دو پسر، یک دخترخوانده، هفت نوه و چهار نتیجه هستند.


◻️She is survived by her two daughters, including Anne Lockhart, who is also an actress.(BBC, Oct 26, 2025)
بازماندگان او دو دخترش هستند، از جمله اَن لاکهارت، که او هم هنرپیشه است.

◻️Shannon is survived by his second wife, two sons, three daughters, 18 grandchildren and nine great-grandchildren. (Washington Times, Apr 30, 2023

)

بازماندگان شَنون، همسرِ دومش، دو پسر، سه دختر، ۱۸ نوه و نُه نتیجه هستند.

◼️از ساخت مجهول (مثل مثال‌های بالا) در آگهی ترحیم (obituary) زیاد استفاده می‌شود.


- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

◼️مجله‌ی Scientific American شماره‌ی ماه مارسِ ۲۰۲۶

این ماهنامه که از سال ۱۸۴۵ در آمریکا منتشر می‌شود جزو قدیمی‌ترین و معتبرترین مجلاتِ علمیِ عمومی در جهان است و تقریباً تمامی شاخه‌های علمی و زمینه‌های مرتبط را پوشش می‌دهد.
سطح مقالات آن نه‌ به‌سادگی مجلات عامه‌فهم و عامه‌پسندِ علمی است و نه به فنی‌بودنِ ژورنال‌های تخصصی علمی. مخاطب مطالب آن خوانندگان تحصیل‌کرده‌ی غیرمتخصص است.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

چهار صفتِ
◾️illegal
◾️unlawful
◾️illegitimate
◾️illicit
در یک حوزه‌ی معنایی قرار دارند (یعنی در تعارض با قانون یا با هنجارِ مسلط قرار داشتن) ولی با هم تفاوت‌هایی هم دارند. محور اصلی تمایز معناییِ آن‌ها عمدتاً نوعِ هنجاری است که نقض می‌شود.

🔳 صفت illegal واژه‌ی عام است در وصفِ چیزی که مغایر با قانونِ مصوب است و تمرکز آن بر نقض قانون موضوعه است، بی‌آن‌که لزوماً بار اخلاقی یا ارزشیِ اضافی داشته باشد.
◽️ illegal activity
◽️ illegal entry
◽️ illegal trade
◽️ illegal download
◽️ illegal immigrant (undocumented immigrant)
◽️ illegal contract (void contract)
◽️ illegal drug
◽️ illegal sale
◽️ illegal substance
◽️ illegal profit
◽️ illegal abortion
◽️ illegal copy
◽️ illegal detention
◽️ illegal export
◽️ illegal import
◽️ illegal fishing
◽️ illegal occupation
◽️ illegal shipment
◽️ illegal transaction
◽️ illegal settlement
◽️ illegal worker

🔳 صفتِ unlawful نیز در وصف چیزی می‌آید که مغایر با قانون است، اما رنگ‌وبویِ رسمی‌تر و حقوقی‌تری دارد و بیشتر در متون قضایی و اداری دیده می‌شود و گاه دلالت می‌کند بر این‌که عملی فاقد مجوز قانونی یا خارج از حدود اختیارات قانونی است.
◽️ unlawful arrest
◽️ unlawful detention
◽️ unlawful assembly
◽️ unlawful killing
◽️ unlawful interference
◽️ unlawful possession
◽️ unlawful behavior
◽️ unlawful discrimination
◽️ unlawful conduct
◽️ unlawful activity

🔶 صفت illegal در کاربرد عمومی و رسانه‌ای فراگیرتر است، در حالی‌که صفتِ unlawful در بافت‌های حقوقی و قضایی و در توصیف وضعیت‌هایی که مشروعیتِ حقوقیِ یک کنش یا اقدام رسمی زیر سؤال است بیشتر دیده می‌شود.


🔳 صفت illicit بیش از آن‌که بر وجه مغایرتِ قانونی‌ِ موصوفش تاکید کند، بر ممنوعه یا غیراخلاقی‌بودنِ آن تمرکز دارد و به‌همین‌دلیل، در وصفِ امور یا چیزهای تابو یا ممنوعه‌ی زیرزمینی هم می‌آید. بنابراین، تمرکز آن بر نهی هنجاری (قانونی یا اخلاقی) و تحریم‌شدگی است و گاه عنصر تلویحیِ اختفا در آن دیده می‌شود، هرچند پنهانی‌بودن و مخفی‌کاری جزو هسته‌ی معنایی illicit نیست.

◽️ illicit affair
◽️ illicit relationship
◽️ illicit drugs
◽️ illicit dealings
◽️ illicit goods
◽️ illicit trade
◽️ illicit funds
◽️ illicit trafficking
◽️ illicit activity
◽️ illicit sex
◽️ illicit substance
◽️ illicit use

🔳 صفت illegitimate اساساً به فقدان مشروعیت یا اعتبار یا استحقاق اشاره می‌کند، نه صرفاً نقض قانون، یعنی چیزی که از نظر نهادی، اخلاقی یا رویه‌ای موجه شمرده نمی‌شود و نامشروع است. به بیان دیگر، این صفت الزاماً به قانون ربط ندارد. می‌تواند کاملاً قانونی هم باشد ولی در عین حال، فاقد توجیه اخلاقی یا سیاسی یا منطقی باشد. مثلاً در وصف conclusion، وارد حوزه‌ی قانون نمی‌شود بلکه در حوزه‌ی منطق فهمیده می‌شود. یعنی حوزه‌ی معنایی‌اش اعم از حقوق است و به مشروعیت معرفتی و سیاسی و نهادی هم نظر دارد.
◽️ illegitimate child/ son/ daughter/ birth/ baby
▪️یعنی فرزندی که از راه نامشروع (born out of wedlock) پدید آمده باشد.

◽️ illegitimate government
◽️ illegitimate authority
◽️ illegitimate claim
◽️ illegitimate power
◽️ illegitimate ruler
◽️ illegitimate regime
◽️ illegitimate conclusion


🔲 هدف من در این فرسته بیشتر این بود که تمایز معنایی این صفات مترادف را - نسبت به هم - بیشتر بفهمیم و همچنین، بخشی از رایج‌ترین همایندهایشان را بیاموزیم و مرور کنیم (تا این‌که بر معادل‌های فارسیِ مناسبِ هرکدام متمرکز شویم).


- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

فرهنگ‌های انگلیسی‌ به فارسی معادل‌هایی مثل مارپیچ، هزارتو، شبکه‌ی پیچ‌در‌پیچ، دهلیز تودرتو و از این دست (و حتی لابرینت) برای maze نوشته‌اند.
از سوی دیگر، معادل‌های پیچ‌در‌پیچ، مارپیچ، هزارتو، دهلیز تودرتو و از این دست (و حتی ماز) برای labyrinth برشمرده‌اند.

همان‌گونه که می‌بینید در بین معادل‌های این دو کلمه اشتراک و هم‌پوشانی هم می‌بینیم.
اینجا قصد ندارم احیاناً معادل‌ها را نقد کنم یا معادل‌هایی را پیشنهاد بدهم.

در این فرسته فقط می‌خواهم روشن کنم به‌لحاظ مفهومی این دو واژه (در واقع این دو پدیده) چه هستند و چه فرقی با هم دارند.


🔳 منظور از maze شبکه‌‌ای متشکل از مسیرهای مختلفِ تودرتو و شاخه‌شاخه و پُر از بن‌بست‌ است. کار فرد این است که بعد از ورود، نهایتاً راه خروج را از این شبکه بیابد.

🔳 منظور از labyrinth شبکه‌‌ی پیچیده‌ای است که یک تک‌مسیر پیوسته‌ی غیر شاخه‌شاخه‌ی فاقد بن‌بستِ منتهی به مرکز دارد. فرد با طی این تک‌مسیر پیچ‌درپیچ نهایتاً به مرکز شبکه می‌رسد.

- عبدالرضا شهبازی

@Englishnutsbolts

Читать полностью…

انگلیسی زیر ذره‌بین🔎

◼️English for Academic
Research:
Grammar
Exercises (2024)

◻️Adrian Wallwork


@Englishnutsbolts

Читать полностью…
Subscribe to a channel