10322
زبان انگلیسی را دقیق و اصولی بیاموزیم. مولفِ بستههای درکِ مطلبِ انگلیسی از مبتدی تا پیشرفته - عبدالرضا شهبازی، مترجم و مدرّس زبان انگلیسی @abdorrezashahbazi
من معمولاً توصیه میکنم همهی بستههای دهگانهی دورهی درک مطلب انگلیسیِ متوسطهتاپیشرفته تهیه و کار شود.
ولی اگر برخی دوستان میخواهند در سطح پیشرفته، فقط متنخوانی را کار کنند، میتوانند سهبستهی هشتم و نهم و دهم را جداگانه تهیه کنند که متنخوانی انگلیسیِ پیشرفته است.
اگر هر سهبستهی هشتم و نهم و دهم را یکجا تهیه میکنید، تخفیف ویژهای به شما تعلق میگیرد.
برای کسب اطلاع از چگونگی دریافت این بستهها، در خصوصی پیام بدهید:
@abdorrezashahbazi
◾️این سه بسته نمونهی تدریس ندارند، چون دوستانی که این بستهها را تهیه میکنند قبلاً هفت بستهی نخست را تهیه و کار کردهاند و با سبک من آشنا هستند.
ولی برای آن دسته از دوستانی که آشنا نیستند و میخواهند با سبک تدریس من آشنا شوند، توصیه میکنم درس اول از بستهی اولِ این دوره را با تمرکز گوش دهند (از اینجا).
- عبدالرضا شهبازی
مدرس و مترجم زبان انگلیسی
◽️We'll Meet Again (1939)
▪️Dame Vera Lynn (1917–2020)
آهنگ We'll Meet Again بیتردید یکی از مشهورترین و محبوبترین آهنگهای ایام جنگ جهانی دوم بود و مضمونش امید به پایان جنگ و برگشتن سربازان به آغوش همسران و خانوادههایشان و برطرف شدنِ رنج و اندوه جنگ است.
این آهنگ را نخستینبار خوانندهی انگلیسی دَیم ویرا لین در سن ۲۲سالگی و در طلیعهی جنگ جهانی دوم خواند و طی دهههای بعد فراوان بازخوانی شده است.
در سال ۲۰۱۸، گروه The D-Day Darlings این آهنگ خاطرهانگیز را در برنامهی استعدادیابی انگلستان (Britain's Got Talent) اجرا کردند (از اینجا ببینید).
▫️منظور از D-Day یا departed day حملهی سهمگین متفقین، از جملهی نیروهای انگلیسی و آمریکایی، به سواحل نورماندی در فرانسهی اِشغالی در تاریخ ششم ژوئن ۱۹۴۴ و پیاده کردن دهها هزار سرباز در سواحل شمالی فرانسه است که از آن به بزرگترین حملهی دریا به خشکی در طول تاریخ یاد میکنند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
در فرهنگهای انگلیسی به فارسی معادل coworker (یا co-worker) و colleague را «همکار» مینویسند.این معادلگذاری به فارسی درست است ولی باید به خاطر داشته باشیم که این دو کلمه در زبان انگلیسی کاملاً مترادف نیستند.
◼️منظور از coworker افرادی هستند که در یک محل کار و احیاناً دوشبهدوش هم در کنار یکدیگر کار میکنند. این افراد معمولاً - و نه لزوماً همیشه - در سطح سازمانی و اداری یکسانی یا تقریباً یکسانی قرار دارند. بنابراین، در محل کارمان با افراد همردهی یا تقریباً همردهی خود coworker هستیم. البته در کاربرد واقعی زبان انگلیسی، رئیس و زیردست نیز ممکن است coworker یکدیگر محسوب شوند، زیرا ملاک اصلیِ این واژه کار کردن در یک محل کار یا سازمان مشترک است.
◼️ منظور از colleague فردی است که در همان حرفه، حوزهی تخصصی یا محیط حرفهایِ ما فعالیت میکند. مثل معلمان یک مدرسه (در این مثال، coworker را هم میتوانیم به کار ببریم). ولی colleague میتواند به معنی همکاران حرفهای و تخصصیای باشد که لزوماً در یک محل کار نمیکنند. مثلاً استادی فیزیک در فلان دانشگاه در بهمان کشور با بسیاری از استادان فیزیک در دانشگاههای دیگر colleague محسوب میشود (و نه coworker).
◼️ به این نکته دقت کنید که مثلاً فلان متخصص قلب در بهمان بیمارستان با دیگر متخصصان قلب در همان بیمارستان هم colleague محسوب میشود و هم coworker، ولی با دیگر متخصصان قلب در سایر بیمارستانها - در سراسر دنیا - فقط colleague است و نه coworker.
بنابراین، اگر مثلاً خواستیم بگوییم فلان پزشک متخصص با همکارانش دربارهی بهمان بیماری مشورت (consult) کرد، باید حواسمان باشد که:
▫اگر منظورمان همکارانش در همان بیمارستان است، هم colleague را میتوانیم به کار ببریم و هم coworker را.
▫ولی اگر منظورمان همکارانش در هر بیمارستانی - از جملهی بیمارستانِ محل کارش - باشد، فقط میتوانیم colleague را به کار ببریم.
◼️ نکتهی مهم پایانی که بالاتر هم به نوعی به آن اشاره شد این است که coworkerها معمولاً همدیگر را میشناسند، یعنی انتظار میرود که همدیگر را بشناسند چون در یک محل کار میکنند.
ولی colleagueها لزوماً همدیگر را نمیشناسند، چون ممکن است در محلهای متفاوتی کار کنند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
وقتی میخواهیم بگوییم «فلانی تنها هنرش اینه که بهمان کار رو انجام بده.» یا «فلانی فقط بلده بهمان کار رو انجام بده.» یا «تنها کاری که از فلانی برمیآد اینه که بهمان کار رو انجام بده»، میتوانیم از ساختار زیر استفاده کنیم.
☚ معمولاً منظور در جملات بالا اشارهای کنایهآمیز به عادتی (احتمالاً) ناپسند به کار آن شخص و احیاناً تنبلیاش و یا ناتوانیاش در انجام دیگر امور است.
◽️تنها هنرش اینه که تلویزیون تماشا کنه.
All she does is watch TV.
◽️فقط بلده بخوره.
All he does is eat.
◽️تنها کاری که ازش برمیآد اینه که دردسر درست کنه.
All he does is make trouble.
◽️تنها هنرش خوابیدن بود.
All he did was sleep.
◽️فقط بلدند سرِ این و اون داد بزنند.
All they do is yell at people.
◼️این ساختار خیلی وقتها واقعاً بار انتقادی یا کنایهآمیز دارد، اما همیشه هم لزوماً متضمن تنبلی یا ناپسند بودن رفتار نیست. مثلاً:
◻️All he does is work.
میتواند صرفاً شکایت یا گلایهی گوینده از کارِ بیش از حد فرد باشد، نه کنایه به اینکه آن فرد تنبل یا ناتوان باشد.
◾کاملاً دقت کنید فعلی که بعد از فعلِ to be میآید حتماً مصدر بدون to باشد (bare infinitive)، و بنابراین، شکل ingدار فعل را در اینجا بهکار نبرید.
استفاده از مصدر با to بعد از to be هرچند در برخی متون و سبکهای خاص دیده میشود، اما در انگلیسیِ امروز شکلِ رایج و طبیعیِ این ساختار نیست و غالبِ انگلیسیزبانان از مصدرِ بدون to استفاده میکنند.
🔳 ساختاری را که بالا دیدید، همچنان که ظاهرش هم نشان میدهد، برای به تصویر کشیدنِ کنایهآمیزِ عادتی (احتمالاً) ناپسند در شخصی بهکار میرود، یعنی رفتاری که در او تثبیت شده است و مربوط به مقطعِ زمانیِ مشخصی نیست.
حالا اگر قرار شد، اتفاقاً، رفتارِ غالب شخصی را در مقطع خاصی در گذشته و حال نشان دهیم، که لزوماً عادت غالب او نیست، از ساختار زیر استفاده میکنیم.
◽️فقط بلد بود غُر بزنه.
All she was doing was complaining.
☜ همانگونه که میبینید، در این ساختار خودِ فعلِ do بهصورت doing درآمده است (ساختار استمراری) و با این کار فعل بعد از was دوم هم بهصورت ingدار تغییر کرده است.
◾️بنابراین به تفاوت ساختاریِ ساختار اول (برای بیانِ عادتِ کلی) و ساختار دوم (برای بیانِ رفتار موقت) دقت کنید.
◽️تنها کاری که الان بلده انجام بده اینه که کمتر فحش بده.
All he is doing now is cursing less.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◾️دربارهی عبارت persona non grata در اینجا مفصل توضیح دادهام.
@Englishnutsbolts
یکی از عجیبترین تحولات زبانیِ سالهای اخیر، تلاش برای حذف اشاره به جنسیت حتی در موقعیتهایی است که جنسیت نه مبهم است و نه مورد اختلاف. زمانی که مشخصاً زنی یا مردی سخن میگوید، زن یا مرد بودن او واقعیتی عادی و قابلمشاهده است؛ با این حال، بخشی از جریانهای فرهنگی معاصر میکوشند زبان را چنان بازسازی کنند که گویی اشاره به این واقعیتها ذاتاً مسئلهدار یا نامطلوب است.
مشکل این رویکرد آن است که از مرز بیطرفی عبور میکند و بهنوعی مهندسی زبانی میرسد. بیطرفی یعنی در جایی که جنسیت را نمیدانیم یا اهمیتی ندارد، از تعابیر عام و جنسیتخنثی استفاده کنیم (مثل they و their و them بهجای he و she و her و his و him). اما وقتی جنسیت فرد کاملاً مشخص است (زن باشد یا مرد) و سوگیری خاصی هم در بین نیست، حذف آگاهانهی آن دیگر بیطرفی نیست بلکه ترجیح یا تحمیل یک جهانبینی خاص بر واقعیتی آشکار است. زبان قرار است جهان را توصیف کند، نه اینکه آن را مطابق سلیقههای ایدئولوژیک بازتعریف کند.
اگر مثلاً سخنگوی فلان وزارتخانه مشخصاً و رسماً مرد است و خود را چنین معرفی میکند، پس او spokesman است و نه spokesperson و اگر او صراحتاً و مشخصاً و رسماً زن است، پس بههمین ترتیب، او spokeswoman است و نه spokesperson.
اگر رئیسی مشخصاً و رسماً زن است، او chairwoman است نه chairperson و اگر او مشخصاً و رسماً مرد است، او chairman است و نه chairperson.
امثال spokesperson یا chairperson را بگذاریم برای موقعیتهایی که واقعاً جنسیت فرد به هر دلیلی بر ما نامعلوم است.
نمونهها منحصر به این موارد نیست. خودتان میتوانید نمونههای دیگر را بیابید.
واژههایی مانند man و woman هزاران سال بخشی از تجربهی انسانی بودهاند. این واژهها نه توهینآمیزند و نه تبعیضآمیز؛ بلکه نام سادهی دو واقعیت بنیادین زندگی بشرند. جامعهای که از بهکار بردن این واژهها در موقعیتهای کاملاً مشخص پرهیز میکند (یا حتی احساس شرم میکند!)، در واقع به سمت نوعی حساسیت افراطی حرکت میکند که به جای افزایش وضوح، موجب ابهام میشود و ممکن است تا حد تابوسازی از man و woman هم پیش برود.
زبان هرچه بیشتر از واقعیتهای ملموس فاصله بگیرد، بیشتر به ابزار نمایش وفاداری ایدئولوژیک تبدیل میشود. وظیفهی زبان اما چیز دیگری است: نامیدن جهان آنگونه که هست، نه آنگونه که برخی ترجیح میدهند باشد.
- عبدالرضا شهبازی
◾️یک نمونهی رسانهای را اینجا ببینید.
@Englishnutsbolts
◼️Postwar: A History of Europe Since 1945 (2005)
◻️Tony Judt
@Englishnutsbolts
◼️The English Language A Very Short Introduction (2018)
◻️Simon Horobin
@Englishnutsbolts
کسی که عادت میکند متون علمی و درسی و خبری و ... را مستقیم به انگلیسی بخواند، دیگر بهسختی میتواند تن به خواندن متون ترجمهای بدهد. در انگلیسیخوانی لذتی است که در ترجمهخوانی هرگز نیست (جز ترجمههای بسیار خاص که تعدادشان بسیار معدود است).
وقتی شیوایی نثر انگلیسیِ متون (خصوصاً کتابهای درسیِ دانشگاهی) را در ارتباطی بیواسطه حس میکنی، تازه میفهمی نویسندگان چنین متونی چه رنجها کشیدهاند و مشقها کردهاند در نگارش.
آن وقت میفهمی کسی که فارسی معمولی را بیغلط و سکته نمیتواند در حد چند پاراگراف بنویسد، در ترجمهی چنین متونِ چندصدصفحهای چه جنایتی میکند اول در حق فارسی، بعد در حق فرآیند انتقال دانش و بعد در حق خوانندهی بینوایی که تاوان تکزبانی را میدهد.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
Misty Mountains (the Hobbit cover)
Malukah
Far over the Misty Mountains cold
To dungeons deep and caverns old
We must away, ere break of day,
To find our long forgotten gold.
The pines were roaring on the height,
The winds were moaning in the night.
The fire was red, it flaming spread;
The trees like torches blazed with light.
▫Songwriter: Peter Hollens
@Englishnutsbolts
در آیین کاتولیک، کلمهی pontiff (بهمعنی کشیشِ اعظم) را بهلحاظ فنی خطاب به هر اسقفی (bishop) میتوان بهکار برد. ولی تقریباً همهی کلیساهای کاتولیک ترجیح میدهند این کلمه را فقط برای پاپ (Pope) بهکار ببرند و بهشکل Pontiff استفاده کنند.
بنابراین، این دو کلمه تقریباً مترادف محسوب میشوند، هرچند Pontiff رسمیتر است و بیشتر در اسناد مذهبی و مکاتبات رسمی بهکار میرود. با این همه، در زبان مطبوعات نیز گاه برای پرهیز از تکرار کلمهی Pope از Pontiff هم استفاده میکنند.
حرف آغازین P را در هر دو کلمه وقتی خطاب به پاپ مشخص و معینی است یا قبل از نام پاپ بیاید بزرگ مینویسیم. ولی وقتی بهطور کلی صحبت میکنیم یا از پاپهای مختلف بدون ذکر نام یاد میکنیم از p کوچک استفاده میکنیم.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
فعلِ ordain حداقل دو ردیف معناییِ اصلی دارد:
🔳 به رتبهی (کشیشی) منصوب کردن، به سِمَتِ (کشیشی) گماشتن، کشیش کردن، لباسِ کشیشی به تنِ کسی کردن
◻️The church voted to allow women to be ordained as priests.
کلیسا با کشیش شدنِ زنان موافقت کرد.
▪️البته اگر بخواهیم خیلی دقیق ترجمه کنیم بهتر است بگوییم:
کلیسا با منصوب کردن زنان به مقام کشیشی موافقت کرد.
◻️He was ordained (as) a priest in Ely Cathedral in 1987.
در سال ۱۹۸۷، کشیشِ کلیسای جامعِ اِلی شد./ در سال ۱۹۸۷، او را بهعنوانِ کشیش کلیسای جامعِ اِلی منصوب کردند.
◾️البته این فعل منحصر به کلیسا و مسیحیت نیست. برای اینکه بگوییم فلانکس به مقام حاخام (rabbi) در یهودیت منصوب شده است نیز میتوانیم از ordain استفاده کنیم.
🔳 (دربارهی خداوند و سرنوشت و ...) مقدّر کردن، مقدّر شدن
◻️God has ordained us mortal.
خداوند مقدّر کرده است که فانی/ میرا باشیم.
◻️We have all been ordained to die.
همهی ما مقدّر (شده) است که بمیریم./ مرگ در تقدیر همهی ماست.
◻️It is futile to try to avoid what destiny has ordained.
گریز از آنچه سرنوشت مقدّر کرده بیفایده است.
◼️هرگاه صحبت دربارهی پادشاه، سلطان، مرجع والا، قانون و از این دست است معمولاً «مقرّر داشتن» را بهکار میبریم.
◻️The law ordains that …
قانون مقرّر میدارد که ...
◻️Fate has ordained that ...
سرنوشت چنین مقرّر کرده است که ...
◻️The King ordained that deer should not be hunted without a royal license.
پادشاه مقرّر کرد که بدون مجوز سلطنتی نباید گوزن شکار کرد.
◻️The city council has ordained that all the local libraries will close on Mondays.
شورای شهر مقرّر کرده است که تمامی کتابخانههای محلی دوشنبهها تعطیل باشند.
▪️در این ردیف معنایی، فعل ordain در موقعیتهای رسمی بهکار میرود و در مجموع ناظر به خداوند و سرنوشت و مرجع بزرگِ تصمیمگیر است. بههمین دلیل، وزنِ این فعل برای شورای شهر سنگین است و انگار گوینده عامدانه خواسته است بهطنز و کنایه سخن بگوید، انگار شورای شهر خداوند یا مرجع عالیقدری است که چنین تصمیمی گرفته است. البته این کاملاً به بافت بستگی دارد که چنین برداشتی کنیم.
در زبان حقوقی و اداری آمریکایی، ordain گاهی واقعاً در مصوبات و مقررات محلی هم به کار میرود و لزوماً طنزآمیز نیست. مثلاً در متون حقوقی رسمی ممکن است ببینیم:
◻️Be it ordained by the City Council ...
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
مایکل کالینز (۲۰۲۱-۱۹۳۰) یکی از سه فضانوردی بود که طی ماموریتِ سرنشیندارِ (manned mission) آپلوی ۱۱ از سوی ناسا به سفر ماه رفت.
کالینز البته بر خلاف نیل آرمسترانگ و باز آلدرین با سفینهی ماهنشینِ ایگِل (Lunar Module Eagle) روی سطح ماه فرود نیامد بلکه در سفینهی مدارگردِ فرماندهی کلمبیا (Command Module Columbia) ماند و از مدارِ ماه ماموریت را مدیریت میکرد و بعد از اتمام ماموریت، دو فضانورد دیگر به او پیوستند و هر سه به زمین برگشتند.
کتاب بالا روایت دستِ اول کالینز است از آغاز تا پایان ماموریت آپلوی ۱۱ و نخستین فرود انسانها بر سطح ماه.
زبان کتاب راحت و روان است و خصوصاً برای کسانی که به فضا و فضانوردی علاقه داشته باشند جذاب و پرکشش و پراطلاع است.
این کتاب نسبتاً کمحجم نخستینبار در سال ۱۹۷۶ منتشر شد و بعد در قالبی روزآمدشده در سال ۱۹۹۴ دوباره بهچاپ رسید.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◾️سبک نویسنده و سبک مترجم
◻️ دکتر علی خزاعیفر
🔳 این مقالهی بلند و سودمند در سه قسمت و طی سه شمارهی پیدرپیِ فصلنامهی مترجم به چاپ رسیده است.
من برای سهولتِ بیشتر در استفاده، هر سه مقاله را بههم وصل کردهام.
بیشک مشتاقانِ فن ترجمه نکتههای فراوانی از آن خواهند آموخت.
در بخش دوم، دکتر خزاعیفر، محض نمونه، حدود یک صفحه از ترجمهی کتابِ
«هنرِ شفافاندیشیدن»، با برگردانِ عادل فردوسیپور، را طبق معیارهای مندرج در مقاله نقد میکند که بسیار آموزنده است.
خواندن این مقاله را از دست ندهید.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◼️ شش گفتار پیرامون ترجمهی متون ادبی
◻️ دکتر بهزاد قادری
◽️انتشارات دانشگاه شهید باهنر کرمان، سال ۱۳۸۲
◾️این کتاب نایاب است و امیدی نیز به چاپ مجدد آن نیست. به همین دلیل، فایل پیدیاف آن را برای استفادهی علاقهمندان در اینجا قرار میدهم.
@Englishnutsbolts
نهایت آرزوی من این است که زبانآموزانم به چنین سطحی از درک مطلب انگلیسی برسند، یعنی رجوع بیباکانه و مستقیم و هرچهبیشتر به منابع انگلیسی و رهایی از اسارت ترجمه.
درود بر شما👏👏
دورههای درک مطلب انگلیسی از مبتدی تا پیشرفته را دقیقاً برای رسیدن به چنین هدفی تالیف و تدوین و تدریس کردهام.
▪️بعد از بستهی هشتم، دو بستهی دیگر - نهم و دهم - هم آماده و عرضه شده است که سطح فهم زبانآموز را بسیار عمیقتر خواهند کرد.
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
در مجموع دو دورهی درک مطلب انگلیسی تالیف و تدریس کردهام (برای تقویت بنیادیِ این مهارت):
🔳 دورهی مبتدی تا متوسطه (شامل ۳ بسته)
▫️برای آشنایی با ساختار این دوره اینجا را ببینید.
▫️برای شنیدن تدریس درس اولِ این دوره اینجا را ببینید.
➖➖➖➖➖➖
🔳 دورهی متوسطه تا پیشرفته (شامل ۱۰ بسته)
▫️برای آشنایی با ساختار این دوره اینجا را ببینید.
▫️برای شنیدن تدریس درس اولِ این دوره اینجا را ببینید.
▫️معرفیِ این دوره را در قالب پادکست از اینجا بشنوید.
🟦 هر دو دوره ضبطشده است (شامل فایلهای پیدیاف و فایلهای صوتی تدریس).
🔳 بازخورد برخی از دوستانی که بستههای دورهی درک مطلب انگلیسی (متوسطه تا پیشرفته) را کار کردهاند در اینجا و اینجا و اینجا و اینجا ببینید.
🟫 این بستهها برای کسانی مناسب است که میخواهند با حوصله و دقت و صرفِ وقت، انگلیسی را در سطح جمله و متن عمیق و بنیادی بفهمند.
🟩 برای کسبِ اطلاع از چگونگی دریافت این دو دوره در خصوصی پیام بدهید:
@abdorrezashahbazi
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
ترکیب so as to بهمعنی «تا»، «تا اینکه»، «بهمنظور اینکه» و «برای اینکه» است و در بافتهای رسمی و کاملاً رسمی، بعد از فعل اصلی میآید تا دلیل انجام فعل اصلی را توضیح دهد. از این نظر، بهلحاظ سطح رسمیبودن تقریباً هم تراز با in order to است هرچند از این ترکیب هم کمی رسمیتر است.
◻️She left very early so as to catch the train.
برای اینکه به قطار برسد بسیار زود حرکت کرد.
◾️در اینجا فعل اصلی left است و راوی بهکمک so as to میخواهد توضیح دهد چرا she فعلِ left را بهشکل very early انجام داده است.
▪️بدیهی است که این ترکیب را در بافتهای غیررسمی و محاوره بهکار نمیبریم و بهجای آن معمولاً از to استفاده میکنیم.
بازنویسی جملهمثال بالا:
◻️ She left early to catch the train.
خیلی زود حرکت کرد تا به قطار برسد.
اگر قرار بود جملهمثال اول را تقریباً در همان سطح رسمیبودن با ترکیب همترازی بازنویسی کنیم، به این جمله میرسیدیم:
◻️She left very early in order to catch the train.
یا حتی این جمله:
◻️She left very early with the purpose of catching the train.
🔳 برای منفی کردن جمله هم کافی است بعد از as یک not اضافه کنیم.
◻️He left quietly so as not to disturb anyone.
آرام و بیصدا حرکت کرد/ رفت مبادا برای کسی مزاحمتی ایجاد کند.
🔲 در زیر، سهجملهمثال با to مینویسم و بعد بهکمک so as to سطح رسمی بودنِ آنها را افزایش میدهم:
◽️He studied hard to pass the exam.
برای قبولی در امتحان بهسختی مطالعه کرد.
↓
◽️He studied hard so as to pass the exam.
بهمنظور قبولی در امتحان او سخت مطالعه کرد.
◽️They hired a consultant to improve their performance.
برای بهبود عملکردشان مشاوری استخدام کردند.
↓
◽️They hired a consultant so as to improve their performance.
بهمنظور ارتقای سطح عملکردشان مشاوری را استخدام کردند.
▪️در فارسی معمولاً هم consultant و هم counselor را مشاور میگویند، حال آنکه اولی بهمعنی مشاور در زمینههای فنی و حقوقی و تقریباً هر زمینهای است (بهجز مسائل روانشناختی) ولی دومی اختصاصاً مشاور در زمینههای روانشناختی است.
◽️She spoke quietly to avoid waking the baby.
آهسته حرف زد مبادا کودک را بیدار کند.
↓
◽️She spoke quietly so as to avoid waking the baby.
برای جلوگیری از بیدار شدن کودک آهسته سخن گفت.
🔲 چون این ترکیب مخصوص بافتهای رسمی و کاملاً رسمی است، جملهمثالهای بعدی را از چنین بافتهایی انتخاب میکنم.
◻️The company invested in new technology so as to improve efficiency.
بهمنظور افزایش کارایی/راندمان، شرکت در فناوری جدید سرمایهگذاری کرد.
◻️The report was simplified so as to be accessible to a wider audience.
بهمنظور اینکه گزارش برای طیف وسیعتری از مخاطبان قابل فهم شود آن را به زبان سادهتری نوشتند.
◻️The experiment was carefully designed so as to minimize errors.
بهمنظور کاهش خطا/ ضریب خطا به حداقل ممکن، آزمایش را بهدقت طراحی کردند./ ... آزمایش بهدقت طراحی شد.
◻️The policies were implemented so as to foster innovation in the industry.
بهمنظور حمایت از/ میدان دادن به نوآوری در صنعت، این سیاستها اِعمال شدند.
◻️They took precautions so as not to damage the equipment.
بهمنظور احتراز از وارد آمدنِ آسیب به تجهیزات، اقدامات احتیاطی را انجام دادند.
◻️She explained the process twice so as to ensure everyone understood.
برای حصول اطمینان از اینکه همه مطلب را فهمیدهاند، فرایند را دو بار تشریح کرد/ توضیح داد.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
🔳 persona non grata
این عبارت لاتین بهمعنی «عنصر نامطلوب» یا «شخصِ نامطلوب» است و از اصطلاحاتِ پرکاربرد در عرصهی دیپلماسی و روابط بینالملل است.
وقتی کشوری دیپلماتی خارجی را persona non grata اعلام میکند، عملاً او را فردی نامطلوب میشمارد و معمولاً از او میخواهد خاک آن کشور را در یک بازه زمانی مشخص - مثلاً ظرف ۴۸ ساعت یا within 48 hours - ترک کند.
◾معمولاً دو فعل declare یعنی اعلام کردن یا شمردن و expel بهمعنی اخراج کردن با persona non grata بیشترین همایندی را دارند. البته همایندهای دیگری هم هست.
◾️این عبارت معمولاً بدون تغییر و به همان شکل لاتین در انگلیسی بهکار میرود.
◽️The government declared the ambassador persona non grata.
دولت سفیر را عنصر نامطلوب اعلام کرد.
◻️A French diplomat was expelled from India as persona non grata.
دیپلماتی فرانسوی در هند عنصر نامطلوب اعلام و از این کشور اخراج شد.
◽️After the espionage allegations, the diplomat was declared persona non grata and ordered to leave the country within 24 hours.
پس از اتهامهای جاسوسی، آن دیپلمات عنصر نامطلوب اعلام و به او دستور داده شد کشور را ظرف ۲۴ ساعت ترک کند.
◽️The expulsion came days after the diplomat had been declared persona non grata.
اخراجِ آن دیپلمات چند روز پس از آن صورت گرفت که او عنصر نامطلوب اعلام شده بود.
🔳 این اصطلاح امروزه فقط به دیپلماسی محدود نیست و در زبان عمومی نیز بهکار میرود. در این کاربرد، به فردی اشاره دارد که حضور یا فعالیتش در یک گروه، سازمان یا جامعه دیگر مطلوب نیست.
◽️After the scandal, he became persona non grata within the party.
پس از آن رسوایی، او در درون حزب به فردی نامطلوب تبدیل شد.
◽️The journalist is now persona non grata in government circles.
این روزنامهنگار اکنون در محافل دولتی چهرهای نامطلوب به شمار میرود.
◾عبارت متضاد:
◽️persona grata
عنصر مطلوب، فردِ مطلوب
◽️He remained persona grata with both sides of the dispute.
او همچنان نزد هر دو طرفِ مناقشه عنصر مطلوب بود.
◼️اگر قرار باشد این اصطلاح لاتین را بهشکل جمع بهکار ببرند، لازم است طبق دستور لاتین (و نه انگلیسی) جمع بسته شود.
◽️personae non gratae
عناصر نامطلوب
◽️The two intelligence officers were declared personae non gratae and ordered to leave the country immediately.
آن دو مأمور اطلاعاتی عنصر نامطلوب اعلام شدند و به آنها دستور داده شد فوراً کشور را ترک کنند.
◽️personae gratae
عناصر مطلوب
◼️البته در عمل بسیاری از نویسندگان و روزنامهنگاران انگلیسی ترجیح میدهند زمانی که از بیش از یک عنصر نامطلوب صحبت میشود باز از شکل مفرد استفاده کنند و از عناصر دیگری در جمله - مثلاً تعداد - جمع بودن آن را نشان دهند.
◽️Three diplomats were declared persona non grata.
با این همه، در متون رسمی، حقوقی و دیپلماتیک personae non gratae - یا personae gratae - یعنی همان شکل جمعِ کلاسیک و لاتین آن را ترجیح میدهند و بهکار میبرند.
‐ عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
◾️توضیح کلمهی زیرخطدار را اینجا بخوانید.
@Englishnutsbolts
اگر به تاریخ علاقه دارید و متن زیر را میفهمید (گیریم با کمی تقلا)، چرا کل کتاب را دست نگیرید و یکی از مهمترین منابع در تاریخ اروپای پس از جنگِ جهانی دوم را کامل نخوانید؟
▪️سطح انگلیسیِ متن: پیشرفته
▪️موضوع: جنایات و تجاوزهای ارتش سرخ شوروی حین فتحِ آلمان نازی و متصرفاتش در واپسینماههای جنگ جهانی دوم
“In the final months of the [Second World] war, as the Soviet armies pushed west into central Europe and eastern Prussia, millions of civilians—most of them German—fled before them. George Kennan, the American diplomat, described the scene in his memoirs:
'The disaster that befell this area with the entry of the Soviet forces has no parallel in modern European experience. There were considerable sections of it where, to judge by all existing evidence, scarcely a man, woman or child of the indigenous population was left alive after the initial passage of Soviet forces... . The Russians ... swept the native population clean in a manner that had no parallel since the days of the Asiatic hordes.'
در دو تصویر بالا بهشکلی ملموس، سیر حرکت از سطح مبتدی تا پیشرفته را در دورههای درک مطلب انگلیسی که تالیف و تدریس کردهام میبینید.
تصویر بالاتر، درس نخست از بستهی اولِ دورهی درک مطلب انگلیسیِ مبتدیتامتوسطه را نشان میدهد.
تصویر پایینتر، پاراگرافِ آخر از درس پنجم (آخر) از بستهی دهمِ دورهی درک مطلبِ انگلیسیِ متوسطهتاپیشرفته را نشان میدهد.
اگر شما هم دوست دارید در درک مطلب انگلیسی به چنان رشدی برسید، به جمع صدها نفر از دوستانی بپیوندید که این بستهها را کار کردهاند یا در حال کار با آنها هستند.
✅ این مسیر پیمودنی است، اگر وقت و انرژی اختصاص دهید و در این مسیرِ مطمئن گام بردارید.
◽️مشخصات این دو دوره و نمونههای صوتیِ تدریس را از اینجا بخوانید و بشنوید (و بازخوردهای برخی از دوستان را از نظر بگذرانید).
- عبدالرضا شهبازی
مدرّس و مترجم زبان انگلیسی
@Englishnutsbolts
وقتی میخواهیم از پابرجا بودنِ قراری که قبلاً با کسی گذاشتهایم مطمئن شویم میتوانیم از ترکیبِ
Are we still on for ...?
استفاده کنیم.
در قسمت نقطهچین، قید زمان (یعنی همان روز یا وقت قرار) و احیاناً دلیل قرار را ذکر میکنیم.
▫- Are we still on for today?
- Yes, 2 o'clock, right?
- قرارمون برای امروز که هنوز سر جاشه؟
- بله، رأس ساعت ۲، درسته؟
▫- Are we still on for tonight?
- Yes. Let's meet at the coffee shop at 7 p.m.
- قرارمان برای امشب که همچنان پابرجاست؟
- بله. ساعت ۷ بعد از ظهر در کافیشاپ یکدیگر را میبینیم.
▫- Are we still on for lunch tomorrow?
- Actually, I have to cancel. Can I take a rain check?
- قرارمون برای ناهار فردا که هنوز سر جاشه؟
- راستش، مجبورم کنسل کنم. میشه بندازیم یه وقت دیگه؟
☚ ترکیبِ اصطلاحیِ
Can I take a rain check?
به این معنی است که قرار قبلی را به هر دلیلی کنسل کردهاید و با این سوال از طرف مقابل میپرسید امکانش هست قرار به وقت دیگری موکول شود یا خیر.
البته ضمیر I در این ترکیب ثابت نیست و میتوانید متناسب با فضای گفتوگو مثلاً از we هم استفاده کنید.
➖➖➖➖➖
دیالوگ تکهفیلمها بهترتیبِ پخش:
▫- Well, we still on for tomorrow?
- Yeah. Yeah, yeah, yeah.
▫How's our schedule? Are we still on for day after tomorrow?
▫Are we still on a one-drink limit?
☚ ترکیب a one-drink limit بهمعنی محدودیتِ مصرف مشروبات الکلی بهصورت فقط حداکثر یکبار در روز برای زنان است (که برای بهخطر نیفتادن سلامتی توصیه میشود).
برای مردان a two-drink limit توصیه میشود.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
بیانیهای که هیچوقت خوانده نشد!
در اواخر ۲۰ ژوییهی سال ۱۹۶۹، ماهنشینِ آپلوی ۱۱ (Apollo Lunar Module Eagle) بر سطح ماه نشست و حدود شش ساعت بعد (در ۲۱ ژوییه) نیل آرمسترانگ نخستین انسانی شد که گام بر قمر زمین نهاد و ۲۰ دقیقه بعد نیز باز آلدرین به او پیوست. مایکل کالینز نیز در مدارگردِ فرماندهی کلمبیا (Command Module Columbia) منتظر برگشتشان بود.
بعد از گشتوگذاری ۲۱ساعته در سطح ماه و نصب پرچم و کاوش و گردآوریِ حدود ۲۱ کیلوگرم خاک و سنگ، سرانجام آرمسترانگ و آلدرین به ماهگرد برگشتند و سه فضانورد راه برگشت به زمین را در پیش گرفتند.
اما اگر آرمسترانگ و آلدرین موفق نمیشدند به سفینهی مدارگرد برگردند چه؟ در واقع، این قسمت دشوارترین و احتمالاً پرمخاطرهترین بخش ماموریت بود.
به همین دلیل، ویلیام (بیل) سافیر، سخنرانینویسِ ریچارد نیکسون، متنی را نوشت تا در صورت تلف شدن آرمسترانگ و آلدرین بر سطح ماه، رئیسجمهور نیکسون آن را بخواند و شکست ماموریت را اعلام کند.
پیدیافِ بالا همین متن است (اینجا هم آن را بخوانید).
◽️در تصویر بالا، آرمسترانگ (چپ) و آلدرین مشغول نصب پرچماند.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
وقتی بخواهیم بگوییم فلان وسیلهی مکانیکی یا الکترونیکی یا ... بهدلیل اشکال «بازی در میآره» یا «ادا در میآره» یا «اذیت میکنه» از فعلِ گروهیِ to act up استفاده میکنیم.
◽️موتور (ماشین، هواپیما، ...) داشت بازی در میآورد.
The engine was acting up.
◽️کامپیوتر باز داره ادا در میآره.
The computer is acting up again.
◽️ماشینم داره بازی در میآره.
My car is acting up.
☚ همانگونه که در جملات بالا میبینید، اگر این اشکال در همان مقطع زمانیِ صحبت کردن در حال رخ دادن باشد، معمولاً از زمان استمراری استفاده میکنیم. البته act up محدود به زمان استمراری نیست و با زمانهای دیگر نیز بهطور کاملاً طبیعی بهکار میرود.
◽️پرینترم بعضی وقتها بازی در میآره.
My printer sometimes acts up.
◽️ماشینم در راهِ خانه بازی درآورد.
My car acted up on the way home.
ولی زمانی که بخواهیم بگوییم آن اشکال و بازی در آوردنِ آن وسیله در حالتی کلی اتفاق میافتد و به نوعی عادت تبدیل شده است، زمان حال ساده را بهکار میبریم.
◽️ماشینم همیشه در هوای سرد بازی در میآره.
My car always acts up in cold weather.
☜ وقتی بخواهیم بگوییم این «بازی در آوردن» در فلان نقطه در گذشته شروع شده است و تا الان ادامه پیدا کرده است، میتوانیم از زمان حال کامل استمراری استفاده کنیم.
◽️کامپیوتر من طی یک ماه گذشته بدجور اذیت کرده/ بازی در آورده.
My PC has been acting up badly for the past month.
◼️این مفهوم را همچنین میتوانیم دربارهی بخشی از بدن که دچار اشکال شده است و اذیت میکند هم بهکار ببریم.
◽️شانهام/ کِتفم داشت اذیتم میکرد.
My shoulder was acting up.
◽️زانوم دوباره درد و ناراحتیِ همیشگیاش را شروع کرده است.
My knee is acting up again.
☚ در مورد اعضای بدن، act up اغلب زمانی بهکار میرود که یک مشکل یا ناراحتیِ قدیمی دوباره خودش را نشان داده باشد.
◼️این مفهوم را همچنین میتوانیم دربارهی انسانها ـ عمدتاً کودکان و بچهها ـ هم بهکار ببریم.
◽️دختربچه داشت اذیت میکرد/ بازی در میآورد، بنابراین مادرش او را از رستوران بیرون برد.
The little girl was acting up, so her mother took her out of the restaurant.
◽️بچهها همهشان هر از گاهی گستاخی میکنن و بازی در میآرن/ اذیت میکنن.
All children talk back and act up from time to time.
▪️فعلِ گروهیِ to talk back به معنیِ گستاخانه جواب دادن به فردی است که از جایگاه و اتوریتهی بالاتری برخوردار است؛ مثلاً دانشآموز نسبت به معلم یا فرزند نسبت به والدین. این عبارت تقریباً همیشه بار معنایی منفی دارد.
◽️به معلمت گستاخانه جواب نده.
Don't talk back to your teacher.
➖➖➖➖➖
دیالوگ تکهفیلمها بهترتیب پخش:
◽️Gil, your brain tumor's acting up again.
◽️Is that thing acting up again?
◽️You're the only one acting up. Now get upstairs.
◽️Her knee acting up?
◽️Ulcer acting up?
▪️کلمهی ulcer بهمعنی زخم است. در فرستهای دیگر، معنی دقیق این کلمه را بهکمک مثالهای مختلف توضیح دادهام. اینجا را ببینید.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts
عبارتها، جملهها یا جملهوارههای کوتاهی را که شرکتها زیر نام یا نشان تجاری خود میآورند و در آنها میکوشند هویت، ارزشها یا فلسفهی کلی برند خود را بیان کنند، در انگلیسی tagline (یا tag line) میگویند که در فارسی معمولاً «شعار» ترجمه میشود.
در تصویر بالا نمونههایی از این taglineها را میتوانید ببینید.
◻️ واژهی slogan نیز معمولاً «شعار» ترجمه میشود، اما میان این دو اصطلاح تفاوتی وجود دارد. tagline معمولاً به هویت کلی یک برند اشاره دارد و از همین رو، غالباً برای مدتهای طولانی ثابت میماند. در مقابل، slogan بیشتر در کمپینهای تبلیغاتی، معرفی محصولات یا دورههای زمانی خاص به کار میرود و بنابراین، ممکن است تغییر کند. یعنی، شرکتی ممکن است در طول سالها tagline واحدی داشته باشد، ولی sloganهای متعددی را در تبلیغات مختلف به کار ببرد.
ولی باید توجه داشت که این تمایز همیشه رعایت نمیشود و در بسیاری جاها، شرکتها و کشورها، tagline و slogan را بهجای یکدیگر نیز به کار میبرند. بنابراین، آنچه گفته شد بیشتر بیانگر تفاوت معمولِ این دو اصطلاح است، نه یک مرزبندی کاملاً قطعی.
- عبدالرضا شهبازی
@Englishnutsbolts