h_khazaaee | Unsorted

Telegram-канал h_khazaaee - سیاست و فلسفه

-

ه.خزایی : پژوهشگر فلسفه سیاسی نقد و نظر : @Hkhazaaee اینستاگرام : instagram.com/h.khazaaee لینک اولین پست کانال https://t.me/H_Khazaaee/10

Subscribe to a channel

سیاست و فلسفه

⚪️ ⚪️ ⚪️ ⚪️

خرده بورژوا

طبقه‌ی خرده بورژوا یکی از مفاهیم اجتماعی و اقتصادی است که عمدتاً در تحلیل‌های مارکسیستی مورد استفاده قرار می‌گیرد. این طبقه به افراد یا گروه‌هایی اطلاق می‌شود که وضعیت اقتصادی آن‌ها بین طبقه‌ی کارگر و بورژوازی (کاپیتال) قرار دارد.
در واقع، خرده بورژوازی به کسانی اطلاق می‌شود که مالکیت جزئی از ابزار تولید را دارند و به نوعی کسب‌وکارهای کوچک راه می‌اندازند، اما از نظر اقتصادی و اجتماعی نه به‌طور کامل در رده‌ی بورژواها (طبقه‌ی سرمایه‌دار) قرار می‌گیرند و نه در طبقه‌ی کارگر. این افراد معمولاً شامل:

مالکین کسب‌وکارهای کوچک: مثل صاحبان فروشگاه‌ها، مغازه‌داران، پیمانکاران کوچک و کارآفرینان.

پزشکان، وکلا و دیگر مشاغل آزاد: افرادی که به‌طور مستقل کار می‌کنند، اما در مقایسه با بورژواها، از نظر مالی و اقتصادی محدودتر هستند.

کارمندان و مشاغل نیمه‌خوداشتغال: افرادی که شغل‌شان برای خودشان ایجاد درآمد می‌کند، اما قادر به کنترل گسترده ابزار تولید نیستند.

در تحلیل‌های مارکسیستی، این طبقه به‌طور معمول به‌عنوان یک طبقه‌ی ناپایدار و در حال گذار شناخته می‌شود. چرا که این افراد به‌دلیل مالکیت محدودشان از یک‌سو با سرمایه‌داران رقابت می‌کنند، اما از سوی دیگر، مانند طبقه‌ی کارگر تحت فشار اقتصادی قرار دارند. در نتیجه، خرده بورژوازی بیشتر در معرض خطر سقوط به طبقه‌ی کارگر یا بهبود وضعیت خود به بورژوازی قرار دارد.
این طبقه در برخی جوامع و دوره‌ها نقش مهمی در فرآیندهای اقتصادی و اجتماعی ایفا می‌کند، به‌ویژه در جوامع با بازارهای آزاد یا اقتصادهای در حال توسعه که در آن‌ها کارآفرینی و مالکیت کوچک در حال رشد است.


/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee

Читать полностью…

سیاست و فلسفه

‌⚪️ ⚪️ ⚪️

‌انتساب نابسامانی‌های مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به عوامل خارجی، مانند امپریالیسم و دیگر دشمنان شناخته‌شده یا ناشناس، درواقع ارائهٔ تبیین‌های ساده، سطحی و عامه‌پسند از پدیده‌های بسیار پیچیدهٔ اجتماعی است. این فروکاستن علل و عوامل پیچیده پدیده‌های مختلف اجتماعیِ پیوند خورده با پدیده‌های اجتماعی دیگر و بسترهای تاریخی گوناگون، به یک امر اخلاقی فردی یا جمعی (توطئه) تحویلی ناروا است و امکان درک و تبیین درست تحولات و رویدادهای اجتماعی را از بین می‌برد. ولی در ایران معاصر چنین رهیافت توطئه‌محورانه بسیار رایج و شایع بوده است. گفتارهایی که در این کتاب آمده است دربرگیرندهٔ تصویری گویا از جایگاه محوری مفهوم توطئه و توطئه‌باوری در فرهنگ، سیاست و تاریخ معاصر ایران است.‌

«جستارهایی دربارهٔ تئوری توطئه در ایران»
یرواند آبراهامیان، احمد اشرف، محمدعلی همایون کاتوزیان،
ترجمهٔ محمدابراهیم فتاحی

/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee

Читать полностью…

سیاست و فلسفه

⚪️ ⚪️ ⚪️

سیاست خارجه لیبرالیسم

هدف سیاست‌خارجه‌ی لیبرالیسم صلح است.
هدف سیاست خارجی لیبرالیسم همان هدفی است که در سیاست داخلی دنبال می‌کند: صلح.

لیبرالیسم چه در داخل کشورها و چه در روابط میان کشورها در پی همکاری صلح آمیز است.
عزیمتگاه اندیشه لیبرال تشخیص ارزش و اهمیت همکاری انسانی است و هر آنچه لیبرالیسم می‌خواهد برنامه‌ریزی کند و به اجرا درآورد، در راستای حفظ سطح کنونی همکاری متقابل انسان‌ها و توسعه هر چه بیشتر آن است.
در این میان، آرمان نهایی همواره این است که کل بشریت به گونه‌ای مسالمت آمیز و بدون سایش با همدیگر همکاری کامل داشته باشند.

انديشه ليبرال‌ها همواره کل بشر را در نظر دارد و نه فقط بخش‌هایی از آن را؛ نه به گروه‌هایی محدود می‌چسبد و نه به مرزهای یک روستا، منطقه، کشور و قاره محدود می شود.
اندیشه‌ای جهان میهن و عالمگیر است که همه انسان‌ها و کل زمین را در بر می‌گیرد. لیبرالیسم در این معنا انسان‌گرایی (اومانیسم) است و فرد لیبرال شهروند جهان یا جهان میهن.

/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee

Читать полностью…

سیاست و فلسفه

⚪️ ⚪️ ⚪️

آنجا که حوزهٔ قدرت دولت گسترش یابد، اجبار افزایش یافته و آزادی محو می‌شود.

        
👤لودویگ فون میزس




/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee

Читать полностью…

سیاست و فلسفه

⚪️ ⚪️ ⚪️ ⚪️

پراگماتیسم

پراگماتیسم (یا پراگماتیسیم) دیدگاهی است که پیامدهای عملی یا آثار واقعی را عناصر اساسی معنا و حقیقت می‌داند. به‌بیان ساده‌تر، چیزی تنها تا آنجا حقیقت دارد که «کار کند» یا «مفید باشد». این رویکرد استدلال می‌کند که معنای هر مفهوم را می‌توان برابر با پیامدهای عملی یا اجرایی قابل‌تصوری دانست که آن مفهوم نشان می‌دهد.

همانند مفهوم مرتبطِ ابزارگرایی (Instrumentalism)، پراگماتیسم معتقد است هر نظریه‌ای که در پیش‌بینی و کنترل جهان بهتر از رقبایش عمل کند، می‌تواند به حقیقت نزدیک‌تر باشد. بنابراین، استدلال منطقی کند و دشوار لزوماً بر غریزه، درون‌نگری یا سنت برتری ندارد؛ زیرا همهٔ این‌ها نیز روش‌هایی معتبر برای بررسی فلسفی‌اند، حتی اگر هر یک کاستی‌هایی داشته باشند. روش علمی معمولاً برای پژوهش نظری مناسب‌ترین روش است، هرچند رفع تردید می‌تواند از طریق پافشاری، اتکا به منبعی معتبر از باورهای آماده یا روش‌های دیگر نیز حاصل شود.

پراگماتیست‌ها باور دارند که حقیقت «آماده و از پیش موجود» نیست، بلکه حقیقت را انسان و واقعیت به‌طور مشترک می‌سازند. برخی پراگماتیست‌ها همچنین معتقدند که حقیقت دگرگون‌پذیر است (باورها می‌توانند از «درست بودن» به «نادرست بودن» و دوباره به «درست بودن» تغییر کنند) و حقیقت نسبت به یک طرح مفهومی سنجیده می‌شود.


تاریخچهٔ پراگماتیسم

چارلز سندرز پیرس نخستین‌بار «حداکثر پراگماتیستی» را در اواخر قرن نوزدهم بیان کرد (و طی سال‌ها آن را به شیوه‌های گوناگون بازنویسی کرد)؛ آن را به‌عنوان اصلی منطقی و واکنشی به نظریه‌های مابعدالطبیعی مطرح نمود. مکتب پراگماتیسم در اوایل قرن بیستم در فلسفهٔ ویلیام جیمز و جان دیویی به اوج خود رسید. واژهٔ «پراگماتیسم» نخستین‌بار به‌صورت چاپی توسط جیمز به‌کار رفت؛ او پیرس را منشأ این اصطلاح در اوایل دههٔ ۱۸۷۰ معرفی کرد.

اندیشمندان پیشینی که الهام‌بخش پراگماتیسم بودند عبارت‌اند از:

فرانسیس بیکن، که گفت «دانش قدرت است»؛

نیکولو ماکیاولی، که پیشنهاد کرد فرمانروا برای رسیدن به هدف‌های خود ممکن است ناچار به کارهای غیراخلاقی شود؛

دیوید هیوم، برای نگاه طبیعت‌گرایانه‌اش به دانش و عمل؛

توماس رید (۱۷۱۰–۱۷۹۶)، برای واقع‌گرایی مستقیم؛

ایمانوئل کانت، برای ایده‌آلیسمش (و پیرس نام «پراگماتیسم» را از او اقتباس کرد)؛

گئورگ هگل، که زمان‌مندی را وارد فلسفه کرد؛

جان استوارت میل، برای نومینالیسم و تجربه‌گرایی‌اش؛

و الکساندر بین (۱۸۱۸–۱۹۰۳)، که پیوند میان باور، رفتار و گرایش را بررسی کرد.


معرفت‌شناسی پراگماتیست‌های اولیه همچنین از اندیشهٔ داروینی تأثیر پذیرفت، هرچند آنان نخستین کسانی نبودند که پیوند میان تکامل و نظریه‌های معرفت را تشخیص دادند.

پس از موج نخست پراگماتیسم، این جنبش منشعب شد و سه زیرمکتب اصلی (به‌همراه اندیشمندان مستقل دیگر) پدید آمد:

1. پراگماتیسم نئوکلاسیک که بیشتر اصول پراگماتیست‌های کلاسیک را حفظ کرد. چهره‌های آن شامل سیدنی هوک (۱۹۰۲–۱۹۸۹) و سوزان هاک (۱۹۴۵– ) هستند.


2. نئوپراگماتیسم (یا پراگماتیسم زبانی)، که نوعی پراگماتیسم است اما در روش‌شناسی یا شکل‌بندی مفهومی با پراگماتیسم کلاسیک تفاوت دارد. از چهره‌های آن می‌توان به سی. آی. لوئیس (۱۸۸۳–۱۹۶۴)، ریچارد رورتی (۱۹۳۱–۲۰۰۷)، کواین، دونالد دیویدسن (۱۹۱۷–۲۰۰۳) و هیلاری پاتنم (۱۹۲۶– ) اشاره کرد.


3. پراگماتیسم فرانسوی که شاخه‌ای فرانسوی از این جنبش است و شامل برونو لاتور (۱۹۴۷– )، میشل کروزیه (۱۹۲۲–۲۰۱۳)، لوک بولتانسکی (۱۹۴۰– ) و لوران توِونو (۱۹۴۹– ) می‌شود.



/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee

Читать полностью…

سیاست و فلسفه

🔊فایل صوتی

🔴مالیه روح مشروطه است!
🗣دکتر رسول رئیس جعفری

🔻فرآیند مدرن شدن ایران با سلطنت رضا شاه اتفاق افتاد؟یا با انقلاب مشروطیت؟

🔻اساسا تفاوت این دو تاریخ، چه تفاوتی در دیدگاه ما نسبت به آینده ایران ایجاد می کند؟
#مشروطه



./channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee

Читать полностью…

سیاست و فلسفه

⚪️ ⚪️ ⚪️

جامعه لیبرال

در جوامع پیشامدرن، حوزهٔ خصوصی فردی وجود نداشت و تمامی شئون زندگی—از ازدواج و باور تا اقتصاد و سکونت—توسط نهادهای جمعی مانند شیخ قبیله و با ادعای مصلحت‌اندیشی تعیین می‌گردید.

لیبرالیسم با محوریت بخشیدن به فرد و حق انتخاب، این چارچوب را درهم شکست و آزادی‌های فردی را به ارمغان آورد؛ آزادی‌ای که مستلزم پذیرش مسئولیت، ریسک و ترس ذاتی آن است.

مخالفت با این آزادی فردی، در عمل، هم‌خوانی با منطق توتالیتاریسم دارد؛ نظامی که تعمیم دهنده ساختار قبیله به سطح ملت‌های مدرن است.

با این حال، لیبرالیسم نه با پیوندهای جمعی، بلکه با «اجبار» در پیوستن به آن‌ها مخالف است. افراد در یک جامعهٔ لیبرال آزادند تا در قالب اجتماعات داوطلبانه زندگی کنند، اما حق خروج از این جمع‌ها همواره محفوظ است.

این همان نقطه‌ای است که منتقدان حق انتخاب فردی را آزرده می‌سازد؛ لیبرالیسم با مهار زورگویی، امکان پنهان‌سازی روابط سادو-مازوخیستی در پشت مفاهیمی چون «سنن» و «خرد انباشته» را سلب کرده است.

جامعهٔ سرمایه‌داری مدرن نه بر ارزش‌های مشترک، بلکه بر «تفاوت» و «فردیت» استوار شده است. همبستگی در این جامعه نه از طریق اشتراک فرهنگی، بلکه از طریق «شبکهٔ عظیم تقسیم کار» ایجاد می‌شود.

افراد به دلیل وابستگی متقابل اقتصادی—که ناشی از تخصصی‌تر شدن کار و مصرف گسترده است—به یکدیگر پیوند می‌خورند. این وابستگی، بنیان ثبات و شکوفایی جامعه است.


/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee

Читать полностью…

سیاست و فلسفه

⚪️ ⚪️ ⚪️

اغلب گفته میشود که لیبرالیسم نگرشی منفی نسبت به دولت دارد و این دیدگاه را در مقابل برخی نظریه های قدیم و جدید ارائه میکنند که دولت را به لحاظ اخلاقی «مثبت» تلقی میکنند و آن را دارای نقشی به شدت مداخله جویانه می دانند. با تأکید باید گفت که دولت لیبرال فقط در یک جامعه لیبرال آرمانی، با اقتصاد لیبرال آرمانی با هیئتی از شهروندانی که رفتارهای شان انتظارات لیبرال ها را برآورده میکند میتواند به صورت منفی وجود داشته باشد. همه تأکیدهایی که فرضاً بر نگرش منفی نسبت به دولت صورت میگیرد( مانند این که دولت را صرفاً یک نگهبان شب بدانیم)به ایجاد ابهام در یک واقعیت آشکار گرایش دارد: اینکه لیبرالیسم به عنوان یک برنامه اصلاحی، همواره مجبور است با قدرت دولت تعامل داشته باشد. لیبرالیسم همواره کوشیده با قدرت دولت ارتباط برقرار کند، چون به هر حال همین قدرت دولتی کارگزار طرحهای لیبرالیسم برای ایجاد تحول و تغییر شکل اقتصادی و اجتماعی و سیاسی جامعه است. نباید مغازله های دیرپای روشنگری را با مستبدین منورالفکر از یاد برد. هر نوع برنامه اصلاحی که امیدش به موفقیت واقعی باشد، برنامه تقویت دولت را تقریباً در صدر دستور کار سیاسی خود قرار می‌دهد: قدرت دولت معادل
قابلیت تغییر جهان است.


📚تاریخ اندیشه سیاسی غرب - جلد دوم، از روشنگری تا افول لیبرالیسم
✍️جان مکللند


/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee

Читать полностью…

سیاست و فلسفه

⚪️ ⚪️ ⚪️

🖊 دکتر حسین فاطمی تئوریسین نهضت ملی

✍️ امیرحسین عباسی
پژوهشگر تحولات سیاسی معاصر ایران



«این حقیقت که فاطمی، با وجود شایعات روز ۱۹ اوت (۲۸ مرداد) درباره مرگ وی، هنوز زنده است، بسیار ناامیدکننده است، چون وی در میان اطرافیان مصدق، از همه زیرک‌تر و بی‌پرواتر تلقی می‌شود. تصور می‌رود که او با آرزوی انتقام، در کمک به ایجاد اتحادی میان ملی‌گراها و توده‌ای‌ها علیه غرب درنگ نکند» (مذاکرات ایران و آمریکا، اسناد سیاسی سفارت آمریکا در تهران از دی ۱۳۳۱ تا دی ۱۳۳۳).

این بخشی از اظهارات لوی هندرسون، سفیر وقت آمریکا در دوران نهضت ملی است که به صراحت از دل‌نگرانی و وحشت زائدالوصف آمریکا و جبهه استعمار و امپریالیسم جهانی، از ظهور مجدد سیدحسین فاطمی پرده برمی‌دارد. جالب آنکه این اظهارات تنها دو روز پس از کودتای ۲۸ مرداد ابراز شده است.
بدون شک محمد مصدق نقشی بی نظیر در مطرح کردن و نیز پیشبرد اصول و آرمان های مشروطیت و نیز حفظ استقلال ملی و ممانعت از غارت ذخایر زیرزمینی توسط استعمار در آن مقطع حساس تاریخ معاصر ایران داشت و از این حیث همیشه سایه نام او و وجهه و آوازه و کاریزمای سیاسی او بر سر سایر یاران و همفکرانش و اساساً بر سر نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران سنگینی می کرد و همین امر منجر به کمرنگ شدن و به محاق رفتن نقش آفرینی های ماندگار سایر یاران و همراهان وی در آن مقطع سرنوشت ساز تاریخ معاصر ایران شد. یکی از آن چهره ها دکتر حسین فاطمی، معاون نخست وزیر در دولت اول و وزیر امور خارجه دولت دوم دکتر مصدق و سردبیر روزنامه باختر امروز است که مسئولیت خطیر سخنگوی دولت را نیز عهده دار بود. از این رو به بهانه سالروز تیرباران او در ۱۹ آبان ۱۳۳۳ برآنیم تا به نقش و تأثیرگذاری این چهره برجسته و پرشور و تنها عضو اعدامی کابینه مصدق در جریان حوادث و رخدادهای نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران بپردازیم.

🖊 متن کامل یادداشت را اینجا بخوانید

.
/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee

Читать полностью…

سیاست و فلسفه

⚪️ ⚪️ ⚪️ ⚪️

✍️ یادداشت تحلیلی| سودان، فاجعه‌ای فراموش‌شده در حاشیه جهان!

در حالی که توجه رسانه‌های بین‌المللی بر بحران‌های سیاسی دیگر متمرکز است، سودان در آتش جنگی خاموش اما ویرانگر می‌سوزد. از آوریل ۲۰۲۳، درگیری میان ارتش سودان و نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) بیش از هر زمان دیگری این کشور را به ورطه فروپاشی کشانده است.
بر اساس گزارش‌های سازمان ملل، بیش از ۱۱ میلیون نفر در داخل سودان آواره شده‌اند و حدود ۳۰ میلیون نفر نیاز فوری به کمک‌های بشردوستانه دارند. مناطق دارفور، خرطوم و کردفان اکنون با کمبود غذا، دارو و آب آشامیدنی دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ بیمارستان‌ها تخریب شده‌اند و زیرساخت‌های حیاتی از کار افتاده‌اند. در برخی مناطق، سازمان‌های امدادی از وقوع قحطی گسترده خبر داده‌اند.
در پس این آمار سرد، واقعیتی تلخ نهفته است: جهان به فاجعه‌ای چنین عظیم، واکنشی درخور نشان نداده است. سودان به حاشیهٔ خبرها رانده شده و میلیون‌ها انسان در سکوت می‌میرند. این بی‌تفاوتی، نه‌تنها ناکامی نظام بین‌الملل، بلکه نشانه‌ای از فرسایش وجدان جمعی بشریت است.
امروز سودان بیش از هر زمان دیگر نیازمند توجه، حمایت و اقدام است — نه در قالب بیانیه‌ها و وعده‌ها، بلکه در عمل: از تأمین منابع غذایی و دارویی تا فشار سیاسی برای توقف درگیری‌ها. بی‌تردید، سکوت در برابر این فاجعه، داغی ننگین بر پیشانی جامعه جهانی باقی خواهد گذاشت.


/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee

Читать полностью…

سیاست و فلسفه

‌⚪️ ⚪️ ⚪️


‌همان‌طور که روسو پی برده بود، هیچ نظام سرکوبگری نگران رفاه حال سرکوب‌شدگان نیست؛ هرچه وضع سرکوب‌شدگان فلاکت‌بارتر باشد یوغ سرکوب آسان‌تر بر گُرده‌شان خواهد نشست.
از همین حالا می‌توان تصور کرد یک رژیم دیکتاتور دیوان‌سالار چه نوع جو اخلاقی‌ای به وجود خواهد آورد. تنها هدف نظام سرمایه‌داری سوءاستفاده از کار تولیدی است؛ نظام سرمایه‌داری جز در مورد تلاش کارگران برای آزادی در تمامی زمینه‌های فعالیت برای خلاقیت، پژوهش آزاد، ابداع و نبوغ به افراد آزادی کامل داده است. از طرف دیگر، دستگاه دیوان‌سالاری که هرگونه زیرکی و نبوغ را طرد می‌کند ذاتاً میل به تجمیع قدرت در خود دارد، لذا این دستگاه هر عنصر ارزشمندی را که از یک رژیم بورژوا به جا مانده باشد تهدید به نابودی می‌کند. در چنین فضایی به جای تضارب آراءِ مخالف، در همۀ موضوعاتْ باوری رسمی حاکم می‌گردد که هیچ‌کس قدرت سرپیچی از آن را نخواهد داشت.


📚آزادی و سرکوب
✍سیمون وی

/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee

Читать полностью…

سیاست و فلسفه

⚪️ ⚪️ ⚪️ ⚪️

این سخن هایدگر را می‌توان یکی از کلیدهای فهم فلسفه‌ی او درباره‌ی «بودن» (Dasein) و «زمان» دانست. هایدگر در اثر مهم خود، هستی و زمان (Sein und Zeit)، مرگ را نه به‌عنوان یک رویداد زیستی در پایان زندگی، بلکه به‌عنوان بنیادی‌ترین امکانِ وجودی انسان می‌فهمد.

بیایید جمله‌به‌جمله پیش برویم:

👍اگر انسان از اندیشیدن به مرگ بگریزد، از اندیشیدن به زندگی نیز می‌گریزد.
در نگاه هایدگر، مرگ بخش جدایی‌ناپذیر از «بودنِ انسانی» است. وقتی انسان از فکر کردن به مرگ می‌گریزد، در واقع از روبه‌رو شدن با حقیقت وجودی خود طفره می‌رود.
او آگاهانه یا ناخودآگاه درگیر «سقوط» در روزمرّگی می‌شود — یعنی زندگی را در سطح عادت‌ها، سرگرمی‌ها و دغدغه‌های سطحی می‌گذراند، بی‌آنکه به معنای واقعی «بودن» بیندیشد.

👍زیرا مرگ است که به لحظات زندگی معنا می‌بخشد.
از دید هایدگر، آگاهی به فناپذیری، ما را متوجه محدودیت و یگانگی هر لحظه می‌کند.
وقتی می‌دانیم که عمر ما محدود است، هر تصمیم، هر تجربه و هر رابطه وزن و اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.
بدون حضور مرگ، زندگی به امری بی‌انتها و بی‌اهمیت بدل می‌شود؛ زیرا چیزی که هیچ‌گاه پایان نمی‌یابد، ارزش درک «اکنون» را نیز از دست می‌دهد.

👍تنها کسی که می‌داند روزی خواهد مرد، می‌تواند حقیقتاً زیستن را آغاز کند.
این جمله بازتاب مفهوم هایدگریِ «بودن‌-سوی‌مرگ» (Sein zum Tode) است.
انسان زمانی به اصالت می‌رسد که با مرگ خویش ــ به‌مثابه سرنوشتِ قطعی اما نامعلوم زمان‌مند ــ روبه‌رو شود و آن را بپذیرد.
در این پذیرش، انسان دیگر زندگی را از منظر "دیگران" یا جامعه نمی‌بیند، بلکه از موضع فردی و اصیل خود معنا می‌بخشد و انتخاب می‌کند.

از دید هایدگر:
مرگ نه دشمن زندگی، بلکه شرط معنا یافتن آن است.
اندیشیدن به مرگ ما را از سطح روزمرگی به عمق اصالت می‌برد.
تنها با پذیرش مرگ است که انسان می‌تواند «به راستی» زندگی کند — زیرا آن‌گاه دیگر فریب بی‌پایانی، امنیّت یا تکرار را باور ندارد.

اگر بخواهیم به زبان ساده‌تر بگوییم:
هایدگر معتقد است کسی که مرگ را فراموش می‌کند، در واقع زندگی را هم از یاد برده است؛
اما کسی که مرگ را می‌پذیرد، تازه به ارزش زنده بودن و زیستنِ اصیل پی می‌برد.

/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee

Читать полностью…

سیاست و فلسفه

⚪️ ⚪️ ⚪️

فایل صوتی

📚راه باریک آزادی
✍دارون عجم اوغلو ، جیمز رابینسون


/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee

Читать полностью…

سیاست و فلسفه

⚪️ ⚪️ ⚪️

کتاب "راه باریک آزادی" نوشته نویسندگان کتاب "چرا ملت ها شکست میخورند"،"دارون عجم اوغلو" و جیمز رابینسون " میباشد.

"دارون عجم اوغلو" و جیمز رابینسون " بر اساس دهها سال تحقیق،به توضیح موضوعی بسیار مهم می پردازند که چرا برخی کشور ها به سمت پیشرفت و آزادی حرکت میکنند،در حالی که برخی کشور ها با استبداد و هنجار های غلط به مسیری دیگر پا میگذارند.

در کتاب "راه باریک" توضیح میدهند که معمولا ایالت ها برای محافظت از شهروندان خود در برابر قدرتمندان نیاز به یک وضعیت پایدار دارند.که ازین وضعیت پایدار تحت عنوان روشنگری یاد می کنند که منجر به برقراری تعادل میان دولت و مردم همچنین نخبگان و شهروندان میشود.این تعادل دولت و مردم را وادار میکند که از ظرفیت های غنی جامعه استفاده کنند که منجر به رشد و شکوفایی نیز میشود.

دارون عجم اوغلو" و جیمز رابینسون " توضیح این مفهوم جدید را بواسطه داستانهای مختلف از سراسر جهان در طول تاریخ این در فهم آن به ما کمک میکنند تا گذشته و حال را بفهمیم و آینده را تحلیل کنیم.


/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee

Читать полностью…

سیاست و فلسفه

⚪️ ⚪️ ⚪️

فایل صوتی : قرارداد اجتماعی
ژان ژاک روسو



/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee

Читать полностью…

سیاست و فلسفه

⚪️ ⚪️ ⚪️ ⚪️

دیکتاتوری و تقدس

دیکتاتوری و تقدّس اغلب وقتی کنار هم می‌آیند، به یک سازوکار قدرت اشاره می‌کنند:

دیکتاتوری یعنی تمرکز قدرت در دست یک فرد یا گروه کوچک، با حذف یا تضعیف نظارت، قانون‌مندی و مشارکت عمومی.
تقدّس یعنی قرار دادن یک فرد، ایدئولوژی یا نهاد در جایگاهی «فراتر از نقد»؛ طوری که مخالفت با آن، نه فقط سیاسی بلکه غیراخلاقی یا گناه‌آلود جلوه کند.

پیوند این دو چگونه شکل می‌گیرد؟

دیکتاتوری‌ها برای ماندگاری، اغلب از تقدّس استفاده می‌کنند:
رهبر یا نظام را «ناقدناپذیر» معرفی می‌کنند.
اطاعت را وظیفه‌ای اخلاقی/دینی جلوه می‌دهند.
مخالفان را نه صرفاً رقیب سیاسی، بلکه «منحرف»، «خائن» یا «دشمن ارزش‌ها» می‌نامند.

پیامدها
خاموش شدن گفت‌وگو و نقد.
توجیه سرکوب به نام ارزش‌های مقدس.
دشوار شدن اصلاحات، چون نقد مساوی با بی‌حرمتی تلقی می‌شود.

راهِ مقابله فکری
تفکیک «ارزش‌ها» از «قدرت‌داران».
پذیرفتن این اصل که هیچ فرد یا نهادی مقدسِ فراتر از نقد نیست.
تقویت قانون، شفافیت و مسئولیت‌پذیری.


/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee

Читать полностью…

سیاست و فلسفه

‌⚪️ ⚪️ ⚪️


‌براى درک مسئلهٔ نيازهاى اقتصادى و آزادى‌هاى سياسى، آيا درست است كه آن‌ها را به‌صورت يک دوگانگى متقابل، چنان مطرح كنيم كه از آغاز، موضوعيت آزادى‌هاى سياسى به خاطر نيازهاى اقتصادى نفى شود؟ خير، استدلال من آن است كه به‌طوركلى چنين نگرشى نسبت به فشار نيازهاى اقتصادى و به درک اهميت آزادى‌هاى سياسى اشتباه است. مسائل واقعى كه بايد مورد بررسى قرار گيرند در جايى ديگر نهفته‌اند و در شناخت آن‌ها بايد به روابط متقابل و گسترده بين آزادى‌هاى سياسى و شناخت و ارضاى نيازهاى اقتصادى توجه كرد. اين روابط فقط ارتباطات ابزارى نيست (آزادى‌هاى سياسى مى‌توانند در بسيج انگيزه‌ها و فراهم‌سازى اطلاعات در جهت حل نيازهاى شديد اقتصادى نقشى مهم ايفا كنند) بلكه روابطى سازنده است. تصورات و انديشه‌هاى ما از نيازهاى اقتصادى بايد شديداً ملهم از گفت‌وگو و بحث بين عامهٔ مردم باشد و تضمين چنين امرى نيز نيازمند پافشارى بر آزادى‌هاى سياسى اساسى و حقوق مدنى است.
استدلال من اين است كه گستردگى نيازهاى اقتصادى بر ضرورت و فوريت آزادى‌هاى سياسى مى‌افزايد نه آن‌كه از آن بكاهد. سه ملاحظهٔ مهم وجود دارد كه ما را به سوى فضيلت و مزيت حقوق سياسى و آزادى‌‌خواهانه جهت مى‌دهد:
۱. اهميت اين آزادى‌ها و حقوق در زندگى بشر و همبستگى آن‌ها با توانمندهاى اساسى (از جمله مشاركت در امور سياسى و اجتماعى).
۲. نقش ابزارى اين آزادى‌‏ها و حقوق به نحوى كه گفته‌ها و استدلال‌هاى مردم به گوش سياستمداران برسد و مورد توجه آنان قرار گيرد (اين مقوله نيازهاى اقتصادى را نيز شامل مى‌شود).
۳. نقش سازندهٔ اين آزادى‌ها و حقوق در تفهيم و به انديشه درآوردن «نيازها» از جمله درک و فهم نيازهاى اقتصادى از منظر اجتماعى.


از کتاب «توسعه یعنی آزادی»
آمارتیا سن
ترجمه‌ی محمدسعید نوری نائینی


/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee

Читать полностью…

سیاست و فلسفه

✍️  «هیچ انسانی حق ندارد از بالا به کسی نگاه کند،
مگر اینکه احساس مسئولیت کند که او را بالا بکشد.»



👤گابریل گارسیا مارکز


/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee

Читать полностью…

سیاست و فلسفه

⚪️ ⚪️ ⚪️ ⚪️

تئیسم

تئیسم (Theism) باور به وجود یک یا چند خدا یا الوهیت است؛ موجوداتی الهی که هم در جهان حاضرند (درون‌ماندگار یا immanent) و هم فراتر از آن (متعالی یا transcendent؛ یعنی فراتر از وجود مادی بوده یا از آن مستقل‌اند). این خدایان به نحوی با جهان تعامل دارند (برخلاف دئیسم)، و معمولاً علیم (همه‌دان)، قدیر (همه‌توان) و حاضر در همه‌جا دانسته می‌شوند

واژهٔ «تیسم» نخستین‌بار در زبان انگلیسی در قرن هفدهم ساخته شد تا در برابر واژهٔ قدیمی‌ترِ «آتئیسم» قرار گیرد. «دئیسم» و «تیسم» حدود سال 1700 کمی تغییر معنایی پیدا کردند، زیرا تأثیر آتئیسم رو به افزایش بود؛ در ابتدا «دئیسم» مترادف با معنای امروزی «تیسم» به کار می‌رفت، اما بعدها برای اشاره به یک آموزهٔ فلسفی مستقل به کار گرفته شد (نگاه کنید به دئیسم).

تیسم شامل یکتاپرستی (باور به یک خدا)، چندخدایی (باور به خدایان متعدد) و دئیسم (باور به یک یا چند خدا که در جهان دخالت نمی‌کنند)، همچنین پانته‌ایسم (باور به این‌که خدا و جهان یکی هستند)، پان‌انته‌ایسم (باور به اینکه خدا در همه جای جهان حضور دارد اما همچنان برتر و فراتر از آن است)، و بسیاری گونه‌های دیگر است (به بخش فلسفهٔ دین مراجعه کنید). آنچه تیسم شامل نمی‌شود آتئیسم (باور به اینکه هیچ خدایی وجود ندارد) و آگنوستیسیسم (باور به اینکه نمی‌توان دانست خدایان وجود دارند یا نه) است.
ادیان ابراهیمی (یهودیت، مسیحیت و اسلام) و همچنین هندوئیسم، سیخ‌گرایی، بهائی و زرتشتی‌گری همگی ادیان تئیستی هستند.


انواع تئیسم

تئیسم کلاسیک به مفاهیم سنتی ادیان بزرگ یکتاپرست مانند یهودیت، مسیحیت و اسلام اشاره دارد که خدا را وجودی مطلق، ازلی، همه‌دان، همه‌توان و کامل می‌دانند؛ وجودی که علت جهان است اما از جهان تأثیر نمی‌پذیرد (تغییرناپذیر یا immutable) و نیز بر آن متعالی است.
آموزه‌های تیسم کلاسیک بر نوشته‌های متون مقدس مانند تنخ، کتاب مقدس یا قرآن استوار است، گرچه متأثر از فلسفهٔ افلاطونی و نوافلاطونی نیز هست؛ به این ترتیب ترکیبی از تفکر مسیحی و فلسفهٔ یونانی پدید آمده است. این دیدگاه در سدهٔ سوم میلادی تا حد زیادی به‌وسیلهٔ آگوستین قدیس (متأثر از فلوطین) توسعه یافت؛ او از آرمان‌گرایی افلاطونی برای تفسیر مسیحیت بهره گرفت. سپس توماس آکویناس در سدهٔ سیزدهم آن را پس از بازشناسی آثار ارسطو بسط داد.

تئیسم گشوده (Open Theism)، که با نام «تیسم ارادهٔ آزاد» نیز شناخته می‌شود، یک جنبش الهیاتی معاصر است که تلاش می‌کند رابطهٔ عملی میان ارادهٔ آزاد انسان و حاکمیت خدا را توضیح دهد؛ در تضاد با تیسم کلاسیک که معتقد است خدا آینده را کاملاً تعیین می‌کند. این دیدگاه، از جمله، استدلال می‌کند که مفاهیمی مانند همه‌جا حضوری و تغییرناپذیری از خود کتاب مقدس سرچشمه نگرفته‌اند، بلکه از آمیختگی بعدی تفکر یهودی-مسیحی با فلسفهٔ یونانیِ افلاطونی و رواقی سرچشمه دارند؛ فلسفه‌ای که قائل به خدایی نامتناهی و تاریخی جبرگرایانه بود.

/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee

Читать полностью…

سیاست و فلسفه

⚪️ ⚪️ ⚪️

🎙 سخنرانی ویکتور هوگو در مجلس فرانسه در تاریخ ۱۵ ژانویه ۱۸۵۰ میلادی

🕊 برای پی‌ریزی جامعه‌ای بکوشیم که...
در آن جای کشیش در کلیسای خودش باشد و جای دولت در مراکز کار خودش... اعلام کامل برابری حقوق زنان با مردان باشد... آموزش عمومی و رایگان از دبستان گرفته تا کلژدوفرانس(کالژ فرانسه)، همه جا راه را به یکسان بر استعدادها و آمادگی ها بگشاید. هر جا که فکری باشد کتابی نیز باشد. نه یک روستا روستا بی دبستان باشد نه یک شهر بی دبیرستان و نه یک شهرستان بی دانشگاه و همه‌ی اینها زیر نظر حکومتی لائیک، کاملا #لائیک، حکومتی مطلقا و منحصرا لائیک... شما قانون گزاران از من بشنوید که فقر، آفت یک طبقه نیست، بلای همه جامعه است. رنج فقر تنها رنج یک فقیر نیست، ویرانی یک اجتماع است... فقر بدترین دشمن نظم و قانون است...


/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee

Читать полностью…

سیاست و فلسفه

⚪️ ⚪️ ⚪️

سرنوشت سوسیالیسم

علی‌رغم شکست‌های تاریخی پیاپی نظام‌های سوسیالیستی، که در نمونه‌هایی چون اتحاد جماهیر شوروی متبلور شد، هنوز شاهد جذابیت این ایدئولوژی در میان بخش‌هایی از نخبگان و جوانان هستیم.

از منظر فردریک باستیا، سوسیالیسم با نفی مالکیت خصوصی و سرکوب آزادی‌های فردی، در تعارض مستقیم با ماهیت انسان عمل می‌کند.

فریدریش هایک نیز بر ناکارآمدی ذاتی برنامه‌ریزی متمرکز تأکید دارد و معتقد است این نظام، با سلب اختیار و اطلاعات پراکنده در میان کنشگران، امکان تخصیص بهینهٔ منابع را ناممکن می‌سازد.

در همین راستا، لودویگ فون میزس استحالهٔ بازار را بدون وجود مالکیت خصوصی غیرممکن می‌داند.

نمونهٔ مهاجران پلیموث نشان می‌دهد که نظام اشتراکی فاقد مالکیت خصوصی، به دلیل از بین بردن انگیزهٔ فردی، به سرعت به ناکارایی و نارضایتی انجامید و جای خود را به نظام مالکیت خصوصی داد که به مازاد تولید و رونق تجاری انجامید.

تجربهٔ اسرائیل نیز گواهی دیگر است؛ گذار این کشور از یک اقتصاد دولتی-سوسیالیستی در دهه‌های آغازین به سوی اقتصاد بازار آزاد، محرک اصلی تبدیل آن به یکی از نوآورترین اقتصادهای جهان شد.

مورد سوم، آرژانتین است که سال‌ها تحت سیاست‌های پرونیستی (شکلی از سوسیالیسم دولتی) با رکود و بی‌ثباتی دست به گریبان بود و اکنون با اصلاحات بازارمحور در صدد خروج از بحران برآمده است.

سوسیالیسم، صرفاً یک آلترناتیو اقتصادی شکست‌خورده نیست، بلکه نظامی است که با توزیع دستوری ثروت، تقبیح بهره‌وری فردی و تمرکز قدرت در دست دولت، کرامت، آزادی و مسئولیت‌پذیری انسان را به مخاطره می‌اندازد.


/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee

Читать полностью…

سیاست و فلسفه

⚪️ ⚪️ ⚪️

فهمیدن فعالیتی پایان ناپذیر است که طی آن، در عین تنوع و تغییر مداوم، با واقعیت کنار می‌آییم و آشتی می‌کنیم و به عبارت دیگر، در جهان احساس آشنایی و آسودگی می‌کنیم. فهمیدن، روندی پایان ناپذیر است و بنابراین، نمی‌تواند هیچ نتیجه نهایی تولید کند. فهمیدن، زنده بودن به شکل ویژه‌ی آدمی است. به همان میزان که ظهور حکومت‌های توتالیتر، رویکرد کانونی جهان ماست، فهمیدن توتالیتاریسم به محکوم کردن چیزی نمی‌انجامد؛ بلکه فهمیدن توتالیتاریسم به معنای آشتی دادن خودمان با جهانی است که چنین اموری در آن اساساً امکان وقوع دارند.

📚 فهمیدن و سیاست
✍هانا آرنت


/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee

Читать полностью…

سیاست و فلسفه




/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee

Читать полностью…

سیاست و فلسفه

⚪️ ⚪️ ⚪️ ⚪️

کثرت‌گرایی (Pluralism)

کثرت‌گرایی، همان‌گونه که از عنوان آن برمی‌آید، مفهومی چندوجهی است که در حوزه‌های مختلف فلسفه به معانی گوناگون به‌کار می‌رود.
به‌طور کلی، این اصطلاح به نظریه‌ای اشاره دارد که بر وجود بیش از یک جوهر یا اصل بنیادین در هستی تأکید می‌کند.
این دیدگاه در تقابل با یگانه‌انگاری (Monism) قرار دارد که مدعی است در نهایت تنها یک نوع جوهر یا واقعیت بنیادی وجود دارد،
و همچنین در برابر دوگانه‌انگاری (Dualism) قرار می‌گیرد که بر وجود دو نوع جوهر متمایز در عالم باور دارد (و در فلسفه‌ی ذهن، این دو جوهر را «ذهن» و «ماده» می‌داند).
از این منظر، می‌توان دوگانه‌انگاری را نوعی صورت خاص از کثرت‌گرایی تلقی کرد.
علاوه بر این، اصطلاح «کثرت‌گرایی» در تاریخ اندیشه‌ی فلسفی، به یکی از مکاتب فلسفه‌ی پیشاسقراطی یونان باستان نیز اطلاق می‌شود که نمایندگان شاخص آن آناکساگوراس، آرخلائوس (قرن پنجم پیش از میلاد) و امپدوکلس بوده‌اند. (رجوع شود به بخش مربوط به مکتب کثرت‌گرایی در یونان باستان.)


انواع و کاربردهای کثرت‌گرایی در شاخه‌های فلسفه

۱. در مابعدالطبیعه (Metaphysics)
کثرت‌گرایی دیدگاهی است که واقعیت را متشکل از چندین جوهر یا ماهیت مستقل می‌داند؛
بدین معنا که هیچ اصل یگانه‌ای قادر به توضیح کامل هستی نیست.

۲. در فلسفه‌ی ذهن (Philosophy of Mind)
در این حوزه، کثرت‌گرایی به این باور اشاره دارد که ذهن و بدن انسان از چندین نوع جوهر یا بنیان متفاوت تشکیل شده‌اند؛
در نتیجه، ماهیت آگاهی را نمی‌توان صرفاً به یکی از دو مقوله‌ی ذهنی یا مادی فروکاست.

۳. در معرفت‌شناسی (Epistemology)
کثرت‌گرایی معرفتی بر آن است که ممکن است توصیف‌های گوناگون، و گاه متعارض، از جهان همگی به‌نحوی صادق باشند؛
از این‌رو هیچ نظام تبیینی واحد یا نظریه‌ی کلی‌ای نمی‌تواند به‌تنهایی تمامی پدیده‌های حیات و تجربه‌ی انسانی را تبیین کند.

۴. در اخلاق (Ethics)
در اخلاق، کثرت‌گرایی بر وجود منابع متعدد و مستقل برای ارزش‌های اخلاقی تأکید دارد و این پیش‌فرض را رد می‌کند که حقیقت اخلاقی یگانه و مطلقی وجود دارد که سایر ارزش‌ها از آن ناشی می‌شوند.

۵. در فلسفه‌ی سیاسی (Political Philosophy)
در قلمرو سیاست، کثرت‌گرایی به پذیرش و به‌رسمیت‌شناختن تنوع و تکثر گروه‌ها، منافع و دیدگاه‌های متعارض در جامعه اشاره دارد.
این کاربرد از واژه، نزدیک‌ترین معنا به برداشت رایج آن در زبان روزمره است و با مفهوم دموکراسی مشارکتی و رقابت گروهی پیوند دارد.


/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee

Читать полностью…

سیاست و فلسفه

⚪️ ⚪️ ⚪️

لیبرالیسم یک سبک زندگی است

لیبرالیسم فقط یک نظریه سیاسی یا چارچوب حقوقی نیست بلکه نوعی شیوه زیستن و ساختار اخلاقی و روانی انسان در دموکراسی مدرن است.

بسیاری از افراد حتی بدون آن که رسما نظریه لیبرالیسم را بدانند به شکل لیبرال زندگی می‌کنند، زیرا ارزش های لیبرالی در فرهنگ، نهادها و عادت های روزمره جامعه نفوذ کرده و شخصیت ما را می سازد.

لیبرالیسم مانند آب برای ماهی است، آن قدر در زندگی ما جاری است که نبودش را نمی توانیم تصور کنیم.

لیبرالیسم تنها مجموعه قوانین عمومی نیست بلکه به شکل گیری منش فردی، احساسات، واکنش ها و نحوه برخورد ما با دیگران شکل می دهد.

لیبرالیسم نه فقط عقلانی بلکه عاطفی و رفتاری نیز هست و نوعی بسته کامل فکری و احساسی و عملی را تشکیل می دهد.

در کل، لیبرالیسم فقط قانون نیست؛ تمرین روزانه‌ای است برای آزادی، انصاف، تواضع و مهربان بودن

.یک روش زندگی است که نیازمند آگاهی، مراقبه اخلاقی و پرورش فضیلت‌ است، نه فقط رأی‌دادن و شعار.

زندگی لیبرالی واقعی، تمرین است، نه عادت؛ انتخاب، نه پیش‌فرض؛ و اگر انسان آن را جدی بگیرد، می‌تواند معنایی عمیق و یک منش اخلاقی ظریف و انسانی بیافریند.


/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee

Читать полностью…

سیاست و فلسفه

⚪️ ⚪️ ⚪️ ⚪️

سرمقاله | بازگشت اسرائیل به جنگ؛ سیاستی که صلح را به گروگان گرفته است

بازگشت اسرائیل به میدان جنگ با حماس، دیگر جنگی بر سر خاک و موشک نیست؛ نبردی است بر سر «تصویر قدرت» و بقا در صحنه سیاست داخلی. بنیامین نتانیاهو، زیر فشار خشم افکار عمومی اسرائیل و بحران مشروعیت، بار دیگر راهی را برگزیده که از پیش شکست آن آشکار است: بمباران غزه برای احیای چهره‌ای که سال‌هاست در سیاست اسرائیل ترک برداشته است. اما آن‌سوی میدان نیز حماس، زخمی اما پابرجا، هنوز خود را پرچم‌دار مقاومت می‌داند و از رنج مردم غزه، برای بقای ایدئولوژیک خود بهره می‌برد.
در این میان، ترامپ آشکارا از حق اسرائیل برای «پایان دادن به تهدید حماس» دفاع می‌کند، اما هم‌زمان خواهان آتش‌بس مشروط برای کاهش فشار جهانی بر ایالات متحده است. در واقع، ترامپ تلاش دارد هم خود را مدافع امنیت اسرائیل و هم میانجی قدرتمند صلح جلوه دهد.
واقعیت این است که جنگ غزه امروز بیش از هر زمان دیگر به عرصه‌ی معامله‌های سیاسی بدل شده است؛ جایی که خون و خاک، ابزار بازسازی قدرت‌اند و نه راهی به‌سوی صلح!

/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee

Читать полностью…

سیاست و فلسفه

⚪️ ⚪️ ⚪️

اگر انسان از اندیشیدن به مرگ بگریزد، از اندیشیدن به زندگی نیز می‌گریزد.
زیرا مرگ است که به لحظات زندگی معنا می‌بخشد.
تنها کسی که می‌داند روزی خواهد مرد، می‌تواند حقیقتاً زیستن را آغاز کند.

👤  مارتین هایدگر


/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee

Читать полностью…

سیاست و فلسفه

⚪️ ⚪️ ⚪️

فایل صوتی

📚راه باریک آزادی
✍دارون عجم اوغلو ، جیمز رابینسون


/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee

Читать полностью…

سیاست و فلسفه

⚪️ ⚪️ ⚪️

فایل صوتی : یک سرباز و یک فیلسوف

زندگینامه سقراط



/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee

Читать полностью…

سیاست و فلسفه

🎧فصل پانزدهم کتاب صوتی "چرا ملت‌ها شکست می‌خورند؟

✍عجم اوغلو -جیمز رابینسون


/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee
/channel/H_Khazaaee

Читать полностью…
Subscribe to a channel