11193
اینجا مجلهٔ فرهنگی-هنری هفترنگ است. جایی به وسعت فرهنگ و اندیشه. در کنار هم،سری به هنر و ادب ایران و جهان میزنیم و گذری بر خردهروایتهای کمتر شنیدهشده خواهیم داشت. «کانالزیرِنظرِدکترحاجباباییفعالیتمیکند.» @NZ_RGI :برایارتباط
۲۴ آبان، زادروز بیژن نجدی
گرامی باد!
«گاهی داستان میخوانیم تا بتوانیم غمها و رنجهای خود را از نگاهی دیگر بنگریم. هر داستانی، روایت دردی است که میتواند ما را به اندیشیدن وادارد و شاید راهی تازه پیش روی ما بگذارد.
بیژن نجدی نویسندهای است که روایتگر دردهاست و در پی یافتن راهی برای رهایی از رنج و کاستن غمهای آدمی.»
🔰 برنامههای مرکز نشر دانشگاهی به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی
@iup_ac_ir
تصویر صفحهی اول ِ نخستین دیوانی که از شهریار با مقدمهی ملکالشعرایبهار و
سعید نفیسی توسط مطبعهی نهضت و کتابخانهی خیام به چاپ و فروش رسید.
@Haftrangmagazine
۲۳ آبان، سالروز درگذشت استاد ارجمند زبان و ادبیات فارسی، سعید نفیسی
🌿یادش گرامی!
#سعید_نفیسی
@Haftrangmagazine
#مهدی_اخوان_ثالث به روایت خودش
هدیه به دوستداران آن استادِ بزرگوار
@Haftrangmagazine
انتظار ِ خبری نیست مرا
نه ز یاری، نه ز دیّار و دیاری - باری
برو آنجا که بُوَد چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند.
قاصدک!
در دل ِ من همه کورند و کرند.
#مهدی_اخوان_ثالث
@Haftrangmagazine
🎥 شراگیم، پسر نیما یوشیج، از پدرش میگوید.
#نیما_یوشیج
@Haftrangmagazine
💐 ۲۱ آبان، زادروز پدر شعر نو، نیما یوشیج، گرامی باد!
یک دست، بی صداست
من، دست ِ من، کمک ز دست ِ شما میکند طلب.
فریاد ِ من شکسته اگر در گلو، وگر
فریاد ِ من رسا
من از برای راه ِ خلاص ِ خود و شما
فریاد میزنم.
فریاد میزنم!
#نیما_یوشیج
@Haftrangmagazine
🖊️سؤالات امتحانی #مهدی_اخوان_ثالث
در دانشکدهی ادبیات دانشگاه تهران
بعد از سقوط سلطنت، دانشکدهی ادبیات دانشگاه تهران در شورای اختصاصی گروه ادبیات فارسی، صلاحیت تدریس زندهیاد مهدی اخوان ثالث را مورد تأیید و تصویب قرار داد و از او درخواست کرد که درس «ادبیات معاصر» را در این دانشکده، عهدهدار شود و او نیز پذیرفت.
اینک نمونهسؤالهای امتحانی او:
۱ـ از شعر، تعاریف ِ گوناگونی کردهاند، شما چه تعریفی از شعر را درست و رسا و جامع میدانید؟
۲ـ روش ِ نقد اجتماعی چیست و چه هدفهایی را دنبال میکند؟
۳ـ اینکه ناقد میکوشد برای این سؤال، جواب پیدا کند که «آیا مزد ِ هنر و حرفهی شاعر را چه کسی میدهد و شاعر از چه ممرّی، چه راهی معاش و زندگی خود را اداره میکند» در کدام روش از روشهای نقد ادبی مطرح میشود و چرا این سؤال از نظر ناقد اهمیت دارد؟
۴ـ روش ِ «نقد التقاطی» چیست و از مجموعهی چه روشهایی تشکیل شده و آیا میتوانید بگویید چرا بسیاری از ناقدان این روش را بهترین روش نقد شناختهاند؟
۵ـ آیا روش نقد فنی و صوری، که بسیاری ادبای کهنگرا و قدماییاندیش، تنها همین روش نقد را معتبر شناختهاند و غالباً به دیگر شیوهها و نظرگاهها توجهی ندارند، بهنظر شما میتواند روش کافی و کاملی در نقد باشد و اگر نه چرا؟
۶ـ تفاوتهای کلی و عمدهی شعر پیش از مشروطیت و پس از مشروطیت را از جهات مختلف، چهگونه ارزیابی و فهرست میکنید؟
۷ـ غزلهای عارف دارای چه خصوصیت بارزی است (نسبت به غزل قدیم) و آیا به نظر شما غزلهای او واجد ارزش و تأثیر بیشتری بوده است و هست، یا ترانههای او؟
۸ـ کدام شعر را بهترین و مشهورترین شعر دهخدا میدانید؟ غیر از آن یک شعر دیگر او را هم نام ببرید.
۹ـ به نظر شما شعر لاهوتی (چه پیش از هجرتش به روسیهی شوروی، راستی علت هجرت او چه بود؟ و چه پس از آن) بیشتر دارای چه ارزش و اهمیتی است و آیا روح غربت و یاد از وطن ِ مألوف در شعر او تأثیری گذاشته است؟ یک شعر از او را که دارای چنین روحیهای است میتوانید ذکر کنید؟ و راستی لاهوتی اهل چه شهری از ایران بوده است؟
۱۰ـ اغراض شعری و هدفهای معنوی و اجتماعی را در میراث شعری ِ ایرجمیرزا در چه جهاتی برمیشمارید؟ و جنبهی به قول معروف اخلاقاً «بد» ِ شعر ایرج کدام است؟
۱۱ـ زن و حقوق اجتماعی زن (و مسألهی حجاب مثلاً) در شعر شاعران پس از مشروطیت چه تأثیری گذاشته است و کدام شاعران بیشتر به این موضوع پرداختهاند؟ آیا اصلاً مسألهی حجاب، به نظر شما، مسألهی عمقی و اصیل و مهمی است؟
۱۲ـ میدانیم که زندگی فرّخی یزدی با کار ِ سیاسی و روزنامهنگاری و شعرش آمیخته بوده است و اصل برای او مبارزات اجتماعی بوده است. آیا میتوانید طرحی از زندگی و مبارزات این شاعر به دست بدهید و عمدهترین هدفهای معنوی و اجتماعی او را در شعرش برشمارید و احیاناً به شعرش هم استناد کنید؟
۱۳ـ ملکالشعرا بهار را شاعر ستایشگر آزادی خواندهاند. آیا به نظر شما ستایش آزادی در شعر بهار بیشتر دیده میشود یا فرخی یزدی؟
۱۴ـ آیا میتوانید سه شعر از مشهورترین و بهترین شعرهای ملکالشعرا بهار را نام ببرید؟
۱۵ـ طبیعت را در شعر نیما یوشیج چهگونه میبینید و اُنس و الفت این شاعر را با طبیعت چهگونه توصیف میکنید؟
۱۶ـ مهمترین ارزش و تأثیر نیما در شعر معاصر به نظر شما در چه جهاتی است و چه کسانی از او بیشتر تأثیر پذیرفته و راه او را دنبال کردهاند؟
۱۷ـ از کتابها و شعرهای نیما چهها را میتوانید نام ببرید؟
۱۸ـ فروغ فرخزاد به نظر شما چهگونه شاعری است و چرا او دفتر و دیوانی از شعرهای خود را تولدی دیگر نامیده است؟
۱۹ـ شعر فروغ فرخزاد را پیش از تولدی دیگر و پس از آن چهگونه میشناسید و توصیف میکنید و آیا اینکه او زنی شاعر است نه مرد، در شعرش هیچ تأثیری گذاشته است؟
۲۰ـ آیا میتوانید بگویید این کتابها از چه کسانی است: ماخ اولا، ناقوس، هوای تازه، ابراهیم در آتش، آخر شاهنامه، از این اوستا، آب انگور، دختر ِ جام، در کوچهباغهای نشابور، بوی جوی مولیان؟
(در این سؤال، یک نام انحرافی است، کدام است؟)
نقل از حالات و مقامات م. امید
محمدرضا شفیعی کدکنی
آنیما و آنیموس
از دیدگاه #یونگ
@Haftrangmagazine
ریاست به دست ِ کسانی خطاست
که از دستشان، دستها بر خداست
#سعدی
#بوستان
باب اول
در عدل و تدبیر و رای
@Haftrangmagazine
جلال ستاری:
از زمان دارالفنون تا حالا هیچچیزی بااهمیتتر از فرهنگ ایرانزمین برای من نبوده است و نیست. اگر ما یک وقت یک جایی حرفی برای گفتن داشته باشیم، آن مطمئناً علم و صنعت نیست، بلکه فرهنگ است.
به اعتقاد من چیزی که از ما در دنیا مطرح است، فرهنگ ماست، شعر است، موسیقی ماست، حافظ و سعدی و مولاناست. عرفان ماست.
آنچیزی که متأسفانه گویی هنوز به آن توجه نداریم این است که اول باید ملی باشیم و بعد بینالمللی، ولی گویی ما میخواهیم از جهانیشدن شروع کنیم و این نمیشود. اینها اول حافظ شدند، خیام شدند، فردوسی شدند، سعدی شدند، بعد اروپا را تسخیر کردند. اما توجه من به سنت و آیین و فرهنگ خودم، توجه شیئی موزهای نیست و همیشه گفتهام که باید اینها را نو کرد.
این است که وقتی به این مسایل فرهنگی توجه میکنم بهخاطر این است که اعتقاد راسخ دارم به اینکه اگر ایران در حال حاضر در جایی حرفی برای گفتن داشته باشد هنوز فرهنگ غنی آن است، اما متأسفانه نوآوریهای ما در زمینهی فرهنگی نسبت به توانایی فرهنگ ما بسیار ضعیف است.
گفتوگو با #جلال_ستاری، علی دهباشی، بخارا، فروردین و اردیبهشت ۱۳۸۴، ش ۴۱
@Haftrangmagazine
محمدعلی جمالزاده از خاطراتش دربارهی دوران قاجار و انقلاب مشروطه میگوید!
🔹این فایل کمیاب در سال ۱۳۶۷ خورشیدی ضبط شده است!
@Haftrangmagazine
۱۷ آبان، سالروز درگذشت پدر داستاننویسی نوین ایران، محمدعلی جمالزاده
💐یادش گرامی!
@Haftrangmagazine
ز تندباد حوادث نمیتوان دیدن
در این چمن که گلی بوده است یا سَمَنی
🌿۲۴ آبان، روز ِ کتاب، کتابخوانی و کتابدار، گرامی باد!
فرهنگ، همیشه وحشتناکترین چیز برای یک دیکتاتور است، زیرا مردمی که کتاب بخوانند، هرگز بَرده نخواهند شد.
#کتاب_خوب_بخوانیم
@Haftrangmagazine
صدای استاد سعید نفیسی
در مکتب استاد #سعید_نفیسی
«ط» حرف نوزدهم یا «ت» حرف چهارم الفبای فارسی؟ | فروردین ۱۳۴۱
برنامهی «در مکتب استاد» سالها در رادیو پخش میشد و مخاطب بسیار داشت.
سعید نفیسی نویسنده و کارشناس این برنامه برای چندسال ِ اول، آموزش درستنویسی و کاربرد صحیح کلمات در زبان فارسی و شرح ابیات و نوشتههای دشوار شاعران و بیان پیچیدگیهای متون ادبی به زبان ساده را در این برنامه بر عهده داشت.
نفیسی، نخست تنها به سؤالات مجری پاسخ میداد. بهتدریج، مخاطبان بسیاری یافت. شنوندگان برای او نامه مینوشتند و نفیسی پاسخگوی این برنامه بود.
با توجه به استقبال از سخنان او، نشر عطایی تصمیم گرفت تا یادداشتهای نفیسی را با همین عنوان منتشر کند.
@Haftrangmagazine
از راست: سعید نفیسی، محمد قزوینی، علیاکبر دهخدا و ملکالشعرا بهار
@Haftrangmagazine
#ادبیات_فارسی ، میراثی زنده و پویا در گسترهی فرهنگ جهانی است؛ زبانی که از حکمت فردوسی و بلاغت سعدی تا عرفان مولوی و جهاننگری حافظ، تصویری از انسان، معنا و زیبایی ارائه کرده که فراتر از مرزهای جغرافیا و تاریخ است.
در این برنامه نگاهی دوباره داریم به نقش ادبیات فارسی در شکلگیری گفتوگوی تمدنها و اهمیت حفظ میراث فرهنگی…
#دکتر_مهدی_محبتی
#مجله_فرهنگی_هنری_هفت_رنگ
«ویدیو کامل را اینجا تماشا کنید.»
🔗haftrang.magazine
@Haftrangmagazine
✔️حاضرجوابی ِ #مهدی_اخوان_ثالث
اخوان گذشته از شاعری، مردی بود اهل طنز و طیبت.
بخشی از شیرینزبانیها و حاضرجوابیهای او را شفیعی کدکنی در کتاب حالات و مقامات م. امید بهدست داده است.
یکی از خاطرات من از اخوان از یکی از مهمانیهای دکتر خانلری است که ماهی یکبار همکاران مجلهی سخن را به شام در خانهاش دعوت میکرد.
در یکی از این مهمانیها که اخوان ثالث و نادرپور و مشیری و شفیعی کدکنی حضور داشتند هر یک از آنها (جز شفیعی کدکنی البته) شعری خواندند.
سپس اخوان از استاد خانلری خواهش کرد که او هم شعری بخواند و به تعبیر شیرین ِ خودش گفت: استاد! حالا نوبت شماست. شعری بخوانید. حالا از آن اوجیات مافوق بشری هم نبود باشد!
خانلری در جواب گفت: نه، من دیگر پیر شدهام. شعر نمیتوانم بگویم.
اخوان درجا جواب داد: یعنی استاد! میفرمایید رودکی قصیدهی «مرا بسود و فرو ریخت هرچه دندان بود» را در جوانی گفته؟
از این حاضرجوابی اخوان، همه ازجمله خود خانلری، بسیار خندیدند.
✔️قرار ِ ضبط ِ برنامه
در آن سالها بیش از دو استودیو برای ضبط برنامهها موجود نبود که در اسفندماه طبعاً از مدتی پیش در اختیار برنامههای سرگرمکنندهی نوروزی قرار میگرفت.
مراجعهی من به زهره ملک، مسؤول قسمت همآهنگی برنامهها، برای گرفتن وقت استودیو بیفایده بود. ناچار برای ضبط برنامهی مخصوص عماد خراسانی و اخوان ثالث متوسل به آقای قطبی شدم تا او با توجه به علاقه به برنامههای فرهنگی سفارش بکند.
وقت استودیو برای ساعت دو تا چهار بعد از نیمهشب منظور شد.
در شب معهود، اول بهسراغ عماد رفتم و او را که آماده و منتظر بود سوار اتومبیل خود کردم و راهی خانهی اخوان شدم. نیمهشب بود. هرچه زنگ خانه را که در طبقهی دوم بود فشار دادم جوابی نیامد، تا سرانجام همسرش ایرانخانم خوابآلود جلو در ظاهر شد و گفت: ببخشید. مهدی خوابیده!
گفتم: ایرانخانم! بیدارش کنید. قرار مهمی برای ضبط برنامهی تلویزیونی داریم.
گفت: من اگر بیدارش کنم با من اوقاتتلخی میکند. خود شما بروید بیدارش کنید.
ناچار من رفتم و دیدم استاد در خواب غفلت است. وقتی با خطابها و تکانهای من چشم باز کرد گفت: ها، عزیزجان! تویی؟ حالا نمیشه بذاری برای یه شب دیگه!
ایرج پارسینژادЧитать полностью…
یادها و دیدارها
"نیما یوشیج" ، "بهمن محصص" و "نیکلاس بوویه" / خانۀ نیما / سال هزار و سیصد و سی و یک خورشیدی .
@Haftrangmagazine
داروَگ
شعر: #نیما_یوشیج
صدا: #احمد_شاملو
@Haftrangmagazine
📚 یادداشتها و مجموعه اندیشههای نیما یوشیج
انتشارات امیرکبیر
خرداد ۱۳۴۸
#نیما_یوشیج
#کتاب_خوب_بخوانیم
@Haftrangmagazine
🖊️آشنایی #احمد_شاملو با #نیما_یوشیج از زبان احمد شاملو
نخستین روز سال ۱۳۲۵ بود.
ما در تهران بودیم و با پدرم میرفتیم به دیدار نوروزی پیرترهای خانواده.
روی بساط یک روزنامهفروشی، توی روزنامهی پولاد چشمم افتاد به عکس نیما که رسام ارژنگی کشیده بود و تکهای از شعر ناقوس او. یک قلم مسحور شدم، پس شعر این است.
حافظ را پیش از آن خیلی دوست داشتم و غزلهایش را بهعنوان شعر، برگزیده بودم و ناگهان نیما تو ذهن من جرقه زد، یعنی استارت را او زد با شعر ناقوس.
دو سال بعدش نیما را برای نخستینبار دیدار کردم. نشانیاش را پیدا کردم، رفتم در ِ خانهاش را زدم، دیدم نیما با همان چهره که رسام ارژنگی کشیده بود آمد دم در، به او گفتم: استاد! نام من فلان است، شما را بسیار دوست دارم و آمدهام به شاگردیتان.
دیگر غالباً من مزاحم این مرد بودم، بدون اینکه فکر کنم دارم وقتش را تلف میکنم، تقریباً هر روز پیش نیما بودم.
نخستین چاپ افسانه، در روزنامهی عشقی بود. بعد من آن را بهصورت کتاب درآوردم، با مقدمهای کوتاه که هرگز نمیدانم نیما چهطور حاضر شد بپذیرد که من برایش مقدمه بنویسم.
من یک الف بچه بودم. آن موقع از کسانی که دور و بر نیما بودند، یکی دکتر مبشری بود، اسدالله مبشری… آن موقع وکیل دادگستری بود و در بارهی نیما آغاز کرده بود در روزنامهای که فریدون توللی و منشعبین درمیآوردند به بررسی کارهای نیما. خیلی هم دوست داشتم او را.
آنجا با او آشنا شدم. یکی دو بار هم گویا با جلال آل احمد رفتیم پیش نیما. با آدمهای گوناگونی آنجا برخورد کردم، ولی برای من آن آدمها جالب نبودند، برای من فقط خود نیما جالب بود، خود او برایم مطرح بود، مثلاً دیدم انور خامهای نوشته: (یک بار رفتیم پیش نیما، دیدم شاملو خیلی با حرمت نشسته جلوی او) من هرگز یادم نیست که انور خامهای را آنجا دیدم یا نه، یا آل احمد یادم نیست نوشته که با شاملو رفتیم پیش نیما ولی من اصلاً یادم نیست، برای اینکه واقعاً من فقط حضور نیما را میدیدم.
آشنایی من با نیما آنقدر بود که تقریباً جزو خانوادهاش شده بودم. مثلاً یک بار شراگیم که تب شدید کرده بود و عالیه و نیما سخت نگرانش بودند، آن جور که یادم است انگار پولی هم در بساط نبود، شمال کوچهی پاریس کوچهای بود که میخورد به خیابان شاه و آن طرف خیابان درمانگاه پزشک بابالیان بود که از توی زندان روسها با هم آشنا شده بودیم و مرا بسیار دوست میداشت.
من شراگیم را به کول کشیدم و چهار نفری رفتیم به درمانگاه پزشک بابالیان. من به روسی به پزشک گفتم که این شاعر، استاد من است، بچهاش بیمار است و پولی هم نداریم دواش را هم باید خودت بدهی… .
این جورها، جزو خانوادهی نیما شده بودم. گاهی هم نیما و عالیه به خانهی ما میآمدند، شامی میزدیم و حتی شب هم میماندند.
از کتاب نام همهی شعرهای تو
(زندگی و شعر احمد شاملو)، ع. پاشایی، نشر ثالث، ج ۲، ص ۶۰۵ تا ۶۰۹
🔹استاد امیرخانی بزرگوار
تو از هر در که بازآیی، بدین خوبی و زیبایی
دری باشد که از رحمت، به روی خلق بگشایی
ملامتگویِ بیحاصل، ترنج از دست نشناسد
در آن معرض که چون یوسف، جمال از پرده بنمایی
#حضرت_سعدی
#خوشنویسی
#ادبیات
@Haftrangmagazine
📽️ سعدی و رزمنامه
سخنرانی دکتر #میرجلالالدین_کزازی
@Haftrangmagazine
🎞️🎤خروس
#نزار_قبانی
@Haftrangmagazine
«حالا نباید تصور کنید که لازمهی زندگانی و حشر و نشر با مردم شباهت پیدا کردن با مردم و همرنگ جماعت شدن است، استغفرالله! که رستگاری واقعی در همرنگ نابودن با مردم است و لابد دیدهاید که مرغابی چهگونه در آب فرو میرود و بیرون میآید بدون آنکه پر و بالش تر بشود. مرد حق نیز چون خود را در گرداب زندگانی انداخت، در امواج ِ پیچان ِ آب، غوطهور میشود و فرو میرود و بالا میآید بدون آنکه پلیدیهای مردم، سر سوزنی دامن عصمت او را بیالاید و همانطور که شاعر گفته:
نشان ِ عاشق آن باشد که سردش بینی از دوزخ
نشان ِ عارف آن باشد که خشکش یابی از دریا
(سر و ته یک کرباس - مهمه را لولو برد)
#محمدعلی_جمالزاده
@Haftrangmagazine
به فکر دیگران باش (فكّر بغيرك)
شعر و صدای محمود درویش
هنگامی که صبحانهات را حاضر میکنی،
به دیگران فکر کن:
غذای کبوتران را از یاد مبر.
هنگامی که به جنگ میروی،
به دیگران فکر کن:
از یاد مبر آنان را که در جستوجوی صلح اند.
هنگامی که قبض آب را میپردازی،
به دیگران فکر کن:
آنانی که برای نوشیدن تنها ابرها را دارند.
هنگامی که به خانه، خانۀ خویش، بازمیگردی،
به دیگران فکر کن:
از یاد مبر مردمانی را که خانه در خیمهها دارند.
هنگام خوابیدن و شمردن ستارهها،
به دیگران فکر کن:
مردمانی که جایی برای خواب ندارند.
هنگامی که خود را با استعارهها رهایی میبخشی،
به دیگران فکر کن:
کسانی که حق سخن گفتن از آنان سلب شده.
هنگامی که به دیگرانِ دور فکر میکنی،
به خویشتن فکر کن
و بگو: «ای کاش شمعی باشم در تاریکی».
@Haftrangmagazine
"ز تندباد حوادث نمیتوان دیدن
در این چمن که گلی بوده است یا سَمَنی"
ساز و آواز نیریز و دشتی بر شعر حافظ
محمدرضا شجریان، حسین علیزاده و کیهان کلهر
آلبوم فریاد
(تصویر از دستنویس MS. Ouseley Add. 175 کتابخانه بادلیان)
@Haftrangmagazine