haftrangmagazine | Unsorted

Telegram-канал haftrangmagazine - مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ

11193

اینجا مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ است. ‌جایی به وسعت فرهنگ و اندیشه. در کنار هم،سری به هنر و ادب ایران و جهان می‌زنیم و گذری بر خرده‌روایت‌های کم‌تر شنیده‌شده خواهیم داشت. «کانال‌زیرِنظرِ‌دکتر‌حاج‌بابایی‌فعالیت‌می‌کند.» @NZ_RGI :برای‌ارتباط

Subscribe to a channel

مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ

میرزا کوچک خان
#شهریار_ظرفساز

غم جنگل، غم ایران

جنگل #هیرکانی در هر دو استان مازندران و گیلان وجود دارد، اما بخش وسیع‌تری از آن در مازندران قرار گرفته است. به طور دقیق، ۵۳ درصد از این جنگل‌ها در مازندران، ۲۶ درصد در گیلان و ۲۱ درصد در استان گلستان واقع شده‌اند. این جنگل‌ها به طور کلی از آستارا در شمال گیلان تا گلی‌داغ در شرق گلستان امتداد دارند.

@Haftrangmagazine

Читать полностью…

مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ

📚 عزاداران ِ بَیَل

✍ #غلامحسین_ساعدی (۱۳۴۳)

مجموعه‌ی هشت داستان پیوسته در باره‌ی فلاکت‌های مدام مردمان روستایی به نام‌ بَیَل است؛ روستایی که در آن نه از جوانی و طراوت خبری هست و نه از تولد؛ روستایی متروک و پوسیده و در حال اضمحلال؛ روستایی که هر روز در آن چندین در ِ خانه گِل گرفته می‌شود و صاحبان آن‌ها یا می‌میرند یا به شهر مهاجرت می‌کنند.
در این روستا هیچ‌گونه پیش‌رفت و ترقی اتفاق نمی‌افتد؛ هرچه دیده می‌شود، نشانه‌هایی از فساد و تباهی است.
اولین داستان این کتاب با مرگ شروع می‌شود و اولین آوازی که شنیده می‌شود، صدای زنگوله‌ی مرگ است... .

#کتاب_خوب_بخوانیم

@Haftrangmagazine

Читать полностью…

مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ

بیژن نجدی (۱۳۷۶-۱۳۲۰) از نویسندگان مطرح و صاحب‌سبک است که با نثری شاعرانه، درآمیختن واقعیت و خیال و پرداختن به رنج‌های آدمیان سعی دارد تا دغدغه‌های انسانی خویش را در قالب داستان بازگو نماید.

داستان «یک سرخ‌پوست در آستارا» نمونه‌ای درخشان از داستان‌نویسی معاصر ایران است که با بهره‌گیری از روایتی چندلایه، مرزهای واقعیت و خیال را در هم می‌آمیزد و از خلال یک گفت‌وگوی ساده در شهری مرزی، به بازخوانی تاریخِ سرکوب، تبعید و هویت‌های ازدست‌رفته می‌پردازد.

«یک سرخپوست در آستارا‌» روایت رنج انسان‌هاست؛ انسان‌هایی از هر جای جهان که دردهای مشترک آن‌ها را به هم پیوند داده‌است.

#بیژن_نجدی
#دکتر_محمدرضا_حاج‌بابایی
#مجله_فرهنگی_هنری_هفت_رنگ

✔️ادامه‌ی داستان را در صفحه‌ی اینستاگرام مجله‌ هفت‌رنگ ببینید و بشنوید؛

🔹بخش یکم
🔹بخش دوم
🔹بخش سوم
🔹بخش چهارم
🔹بخش پنجم
🔹بخش آخر

🔗haftrang.magazine

@Haftrangmagazine

Читать полностью…

مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ

Milonguea del Ayer

#Craig_Einhorn
American Classical guitarist & singer/songwriter


@Haftrangmagazine

Читать полностью…

مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ

به لحاظ تاريخی ما جامعه‌ای استبدادزده هستيم که تقريباً در هيچ دوره‌ای از تاريخ نمی‌توانستيم حرفمان را رک بزنيم و به گمان من قصه‌ای مثل هزار و يک شب از همين وضعيت سر چشمه مي‌گيرد.
يا کليه و دمنه که طرح مسايلی از زبان حيوانات، همين‌طور است چون صريح و مستقيم نمي‌توانستند حرف بزنند.بيم جان در بين اهل هنر و فرهنگ و فلسفه همواره وجود داشته. و از نمونه‌های بارز دیگر، «تاريخ بيهقی» است.

گفتگو با مجله آزما
#جلال_ستاری


@Haftrangmagazine

Читать полностью…

مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ

درس سیاست در محضر؛
#استاد_شفیعی_کدکنی

«سیاست اجماع پذیر نیست.»


@Haftrangmagazine

Читать полностью…

مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ

«ایران، در درازنای تاریخ پُرآشوب و پرشکوه خویش، هجوم‌ها و خیانت‌ها و اشغال بیگانگان را تاب آورده است. از درون نیز همواره با توفان‌های خانگی و حاکمان ستمگری روبه‌رو بوده که می‌کوشیدند روحش را به رنگ خود درآورند.

با این همه، بارِ دیگر و بارِ دیگر، ایران از دل تاریکی برخاسته است.

هزاره‌هاست که امپراتوری‌ها چون سایه‌ای گذرا آمده‌اند و رفته‌اند، اما ایران همچنان بر جای مانده؛ نه هویتش در گرو تاج‌وتختی است و نه در بند هیچ آیین سیاسی. هویت او در ریشه‌های باستانی‌اش جاری است؛ در زبانش، در شاعران و فیلسوفانش، و فراتر از همه، در مردمش. روح ایران خاموش‌شدنی نیست؛ زیرا ایران تنها یک سرزمین نیست، جریانی زنده از تمدنی دیرپاست.»

#ایران_همیشه_جاویدان

@Haftrangmagazine

Читать полностью…

مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ

📚 ذهن و زبان ِ حافظ

🖊️ #بهاء‌الدین_خرمشاهی (ویراست سوم)

#کتاب_خوب_بخوانیم

@Haftrangmagazine

Читать полностью…

مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ

و خداحافظی‌اش آن‌چنان چلچله‌سان است که
من می‌خواهم
دائماً باز بگوید که
خداحافظ
اما نرود.


#رضا_براهنی


@Haftrangmagazine

Читать полностью…

مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ

تصنیف آب، نان، آواز
شعر از محمدرضا شفیعی کدکنی

صدا:همایون شجریان
آهنگ:علی قمصری

@Haftrangmagazine

Читать полностью…

مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ

گفت‌وگوی داریوش کریمی با #ابراهیم_گلستان
در باره‌ی #فروغ_فرخ‌زاد

@Haftrangmagazine

Читать полностью…

مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ

انیمیشن زال و سیمرغ (۱۳۵۶ خورشیدی)

کارگردان: علی‌اکبر صادقی
موسیقی: مجید انتظامی

@Haftrangmagazine

Читать полностью…

مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ

#عین_القضات_همدانی

«آزادی را به انسان بسته‌اند
چنان‌که
حرارت را به آتش.»

@Haftrangmagazine

Читать полностью…

مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ

من سلطان چرندگان و خزندگان تنبلم...

برشی از نامه‌‌ی نیما یوشیج به ناتل‌خانلری / رشت / ۴آبان ۱۳۰۸ خورشیدی

@Haftrangmagazine

Читать полностью…

مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ

شعر به مفت هم نمی‌ارزد
اگر نتواند پلی بشود بین من و شمس
من و پروانه
من و هرکه عاشق‌تر‌.


وصیت‌ #معنوی بیژن نجدی برای شمس لنگرودی
فصل‌نامه‌ی گوهران، شماره‌ی ۱۹ و ۲۰، بهمن ۱۳۸۷

@Haftrangmagazine

Читать полностью…

مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ

گفت‌وگو با #رضا_براهنی در باره‌ی #غلامحسین_ساعدی

@Haftrangmagazine

Читать полностью…

مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ

۲ آذر، سال‌روز درگذشت غلامحسین ساعدی

🌿یادش گرامی!

«خاله گفت: من می‌دونستم که آخر ِ سر
میاریش تو خونه!
عباس گفت: همین حالا شستمش.
خاله گفت: خیال می‌کنی سگ با شستن تمیز می‌شه.
عباس گفت: همه‌ی شما خیال می‌کنین که فقط با کشتن تمیز می‌شه...».


عزاداران ِ بَیَل
#غلامحسین_ساعدی

@Haftrangmagazine

Читать полностью…

مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ

#موسیقی_آذری

Emrah & Aisha - "Şirin dil"
Tar & Kamançada instrumental

#آدینه_بخیر🌿

@Haftrangmagazine

Читать полностью…

مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ

مصاحبه‌ی "جمشید کیان‌فر" و "افشین داورپناه" با "جلال ستاری"


@Haftrangmagazine

Читать полностью…

مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ

به‌غیر عِشق که آرامشِ دلِ بشرست،
به هیچ کارِ جَهان دل مَنه؛ که دردسَرست


#جلال‌الدین_همائی


@Haftrangmagazine

Читать полностью…

مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ

🎥«پند حافظانه»

اندیشه و تجربهٔ زیستهٔ حضرت حافظ …

#حافظ_شیرازی
#دکتر_محمدرضا_حاج‌بابایی

تماشای کامل ویدئو

🔗dr_hajbabaei

@Haftrangmagazine

Читать полностью…

مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ

وُصله

«وُصله» دسته‌مویی را می‌گفتند که خانم‌ها برای تکمیل آرایش به موی طبیعی ِ خود می‌پیوستند.

این کلمه در ضبط کهن‌ترین نسخه‌ی #حافظ آمده‌ است:

معاشران! گره از زلف ِ یار باز کنید
شبی خوش است، بدین وُصله‌اش دراز کنید


در قرائت ِ مشهور ِ این شعر البته به‌جای «وُصله»، «قصه» آمده‌ است… ولی شاید حق با مرحوم خانلری باشد که ضبط نسخه‌های قدیمی را به قرائتِ مشهور، ترجیح داده‌ است.

برگرفته از مقاله‌ی «صدای خاموش: تأملی در غزلیات شمس»، #محمدعلی_موحد، مجله‌ی کتاب ماه ادبیات و فلسفه، اسفند ۱۳۸۲، ش ۷۷، ص ۸۹

#واژه_شناسی

@Haftrangmagazine

Читать полностью…

مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ

رضا براهنی

که آفتاب
بیاید
نیامد.


#رضا_براهنی

@Haftrangmagazine

Читать полностью…

مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ

کمترین تحریری از یک آرزو این است
آدمی را آب و نانی باید و آنگاه آوازی...

در قناری‌ها نگه کن، در قفس، تا نیک دریابی
کز چه در آن تنگناشان باز، شادی‌های شیرین است.
کمترین تصویری از یک زندگانی،
آب،
نان،
آواز،
ور فزون‌تر خواهی از آن،
گاهگه پرواز
ور فزون‌تر خواهی از آن،
شادی آغاز
ور فزون‌تر، باز هم خواهی، بگویم باز...

آنچنان بر ما به نان و آب، اینجا تنگ‌سالی شد
که کسی در فکر آوازی نخواهد بود
وقتی آوازی نباشد،
شوق پروازی نخواهد بود...

محمدرضا شفیعی کدکنی

@Haftrangmagazine

Читать полностью…

مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ

زیباصنم آهنگربیگ

نوازنده‌ (دوتار) و خواننده‌ی کرمانج شمال خراسان

"زیباصنم"، زنی روستایی است که حتى ثانیه‌ای در برابر زندگی سخت و مشکلات بی‌سر و سامانش، سر خم نکرد.
از شوهر ِ ازکارافتاده‌اش مراقبت کرد، بچه‌هایش را به سامان رساند و زمانی که از دست‌زدن به دوتار منع شد، با این‌که هم‌سر و پدر و پدرشوهرش دوتار می‌زدند، آن‌قدر سماجت کرد تا بتواند دوتار را در دست بگیرد و روحش را بنوازد و بخواند.

"زیباصنم"، تابوشکن زمانه‌ی خویش است؛ بی هیچ داد و قال و نمایشی که هروقت، جبر زمانه روحش را می‌فشرد، سازش را در بغل می‌گرفت و حس هنرمندانه‌اش از سوختن، نجاتش می‌داد.

@Haftrangmagazine

Читать полностью…

مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ

#ابراهیم_گلستان از تاریخچه‌ی قصرش می‌گوید.

@Haftrangmagazine

Читать полностью…

مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ

#شطحیات_حلاج

ترجمه‌ی #بیژن_الهی

#کتاب_خوب_بخوانیم

@Haftrangmagazine

Читать полностью…

مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ

اجرایی سرشار از عرفان، زیبایی جایی که
موسیقی جان بخش با رقص سماع و آیینی
ایرانی درهم می آمیزد حرکتی از دل شعر
مولانا تا بی نهایت عشق و نور...



رقص و دست‌افشانیِ زیبای
#شاهرخ_مشکین_قلم

◾️Rumi Ensemble
◾️Shahrokh Moshkin Ghalam



@Haftrangmagazine

Читать полностью…

مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ

‍ خاطره ی " سیمین دانشور " از " نیما یوشیج "

سیمین دانشور در نشریه ی ادبی گوهران تعریف می کند نیما از او پرسیده " خانم آل احمد ، جلال چکار می کند که تو آنقدر با او خوب هستی ؟ به من هم یاد بده تا من هم با عالیه همان کار را بکنم ؟ "

خانم دانشور پاسخ می گوید : " آقای نیما کاری نداره ، به او مهربانی کنید ، می بینید این همه زحمت می کشد ، به او بگویید دستت درد نکند . در خانه ی من چقدر ستم میکشی . جوری کنید که بداند قدرِ زحماتش می دانید . گاهی هم هدیه هایی برایش بخرید . ما زنها ، دلمان به این چیزها خوش است که به یادمان باشند... "
نیما پرسید : " مثلا چی بخرم ؟ "
گفتم : "مثلا یک شیشه عطر خوشبو یا یک جوراب ابریشمی خوشرنگ یا یک روسری قشنگ ... نمی دانم از این چیزها . شما که شاعرید ، وقتی هدیه را به او می دهید یک حرف شاعرانه ی قشنگ بزنید که مدتها خاطرش خوش باشد . این زن این همه در خانه ی شما زحمت بی اَجر می کشد . اَجرَش را با یک کلام شاعرانه بدهید ، شما که خوب بلدید . مثلا بگویید : عالیه ، دیدم این قشنگ بود ، بار خاطرم به تو بود ، برایت خریدمش ... "
نیما گفت : " آخر سیمین ، من خرید بلد نیستم ، مخصوصا خرید این چیزها که تو گفتی . تو می دانی که حتی لباس و کفش مرا عالیه می خرد . " پرسیدم : " هیچ وقت از او تشکر کرده اید ؟ هیچ وقت دست او را بوسیده اید ؟ پیشانی اش را ؟ "
نیما پوزخند طنزآلود خودش را زد و گفت : " نه " گفتم : " خوب حالا اگر میوه خوبی دیدید مثلا نارنگی شیرازی درشت یا لیموی ترش شیرازی خوشبو و یا سیبِ سرخِ درشت ، یکی دو کیلو بخرید و با مهر به رویش بخندید ... "
نیما حرفم را قطع کرد و گفت : " و بگویم عالیه ، بار خاطرم به تو بود . "
نیما خندید ، از خنده های مخصوص نیمایی و عجب عجبی گفت و رفت .
حالا نگو که آقای نیما می‌رود و سه کیلو پیاز می خرد و آنها را برای عالیه خانم می آورد و به او می گوید : " بيا عاليه " عالیه خانم می پرسد : " این چی هست ؟ "
نیما می گوید : " پیاز سفید مازندرانی ، خانم آل احمد گفته... "
عالیه خانم می گوید : " آخر مرد حسابی ، من که بیست و هشت من پیاز خریدم ، توی ایوان ریختم . تو چرا دیگر پیاز خریدی ؟
" نیما باز هم می گوید که خانم آل احمد گفته... "
عالیه خانم آمد خانه ما و از من پرسید که چرا به نیما گفته ام پیاز بخرد . من تمام گفتگوهایم را با نیما ، به عالیه خانم گفتم .
پرسيد :
" خوب پس چرا این کار را کرد؟ "
گفتم : " خوب یک دهن کجی کرده به اَداهای بورژوازی . خواسته هم مرا دست بیندازد و هم شما را . "

برگرفته از جلد اول " ویژه ی نیمایوشیج " ، گوهران شماره ی ۱۳-۱۴ (۱۳ دی ۱۳۸۵)


@Haftrangmagazine

Читать полностью…

مجلهٔ فرهنگی-هنری هفت‌رنگ

بیژن نجدی، شاعر ِ یوزپلنگ‌ها

مجموعه‌ای از اشعار #بیژن_نجدی با صدای شاعر

۲۴ آبان، زادروز بیژن نجدی

💐گرامی باد!

@Haftrangmagazine

Читать полностью…
Subscribe to a channel