351
This channel has been founded with the purpose of conducting a scholarly examination of the Ottoman Empire's history, grounded in authoritative sources and academic scholarship.
🔸دفاع سلطان مظلوم از قدس شریف: دربارهٔ عبدالحمید دوم عثمانی چه میدانید؟
تولد و کودکی
عبدالحمید فرزند سلطان عبدالمجید اول عثمانی، در ۲۲ سپتامبر ۱۸۴۲ در استانبول متولد شد. وقتی کودکی دهساله بود، مادرش تیرمژگان قادین که زنی چرکس بود در اثر بیماری سل از دنیا رفت. غم از دست دادن مادر حادثۀ تلخی بود که تأثیر عمیقی بر روحیات عبدالحمید گذاشت و او را گوشهگیر و درونگرا کرد. اما پس از آن، مسئولیت رشد و تربیت او را نامادریاش پرستو قادین، یکی دیگر از همسران سلطان عبدالمجید که زنی نازا بود، بر عهده گرفت؛ زنی که دلسوزانه همچو مادر با مهربانی از عبدالحمید حمایت و مراقبت کرد و نقش مهمی در پرورش شخصیت او داشت.
تحصیلات
عبدالحمید از دوران کودکی با برخورداری از حافظهای متمایز و قوی، شوق و علاقهای جدی به یادگیری زبانهای گوناگون داشت و شمار زیادی از آنها از جمله عربی و فارسی و چرکسی و آلبانیایی را زیر نظر استادان برجستهٔ دربار عثمانی بهخوبی آموخت و بر زبانهای مختلف مسلط شد. وی همچنین به ورزشهایی مانند اسبسواری و دوندگی و شمشیرزنی بسیار علاقه داشت. در طول زندگی همواره به مطالعه میپرداخت و مهارت نجاری را دوست داشت و خود را مشغول آن میکرد.
قدرتگیری سلطان عبدالحمید دوم
در سال ۱۸۷۶ میلادی و در شرایطی بحرانی برای دولت عثمانی، پس از مرگ مشکوک عمویش سلطان عبدالعزیز و خلع برادرش سلطان مراد پنجم بهاتهام جنون، عبدالحمید دوم به سلطنت رسید. او در دورهای زمام امور را در دست گرفت که امپراتوری عثمانی با بحرانهای شدید اقتصادی، نظامی و سیاسی و خطر فروپاشی مواجه بود.
تلاش مخالفان برای تضعیف او
فراماسونها با سلطان عبدالحمید دوم دشمنی کردند و برای سرنگونی حکومتش با هدف تبدیل دولت به نظامی پارلمانی کوشیدند. همچنین بریتانیا تلاش کرد کردها را علیه دولت عثمانی بشوراند، بااینحال سلطان توانست وفاداری آنان را به دولت بیش از پیش تقویت کند و نزد آنان همچون پدر (باو کوردان) شناخته شود. به همین ترتیب، اجتماعات و احزابی مانند ترکان جوان و جمعیت اتحاد و ترقی نقش بارری در تضعیف سلطنت او ایفا کردند. دوران حکومت عبدالحمید دوم با تنشهای داخلی و خارجی فراوان همراه بود. برخی جریانهای روشنفکری و سیاسی، از جمله «ترکان جوان» و بعدها جمعیت اتحاد و ترقی، در جهت محدود کردن یا براندازی سلطنت او فعالیت میکردند. او در برابر فشارها برای تبدیل کامل نظام سلطنتی به نظام پارلمانی مقاومت نشان داد و درعینحال، شبکهٔ نظارتی گستردهای برای حفظ ثبات حکومت ایجاد کرد.
امتناع از فروش قدس و دفاع از مسلمانان
اروپا دنبال راهی برای رهایی از بار مسئولیت یهودیان از طریق حمایت از ایدۀ ایجاد یک وطن جعلی برای آنان بود، پس از آزار و کشتار آنان در اروپا و همچنین در روسیه در آن دوره، تئودور هرتزل این ایده را پذیرفت. او کوشید سلطان عبدالحمید دوم را متقاعد کند که به آنان برای اقامت در فلسطین اجازه دهد و تلاش کرد با جلب حمایت دولت عثمانی، زمینهٔ اسکان گستردهٔ یهودیان در فلسطین را فراهم کند، آن هم در ازای پیشنهادهای مالی هنگفت با میانجیگری اروپا، اما در آخر با مخالفت شدید و قاطعانۀ سلطان عبدالحمید مواجه شد. پس از شکست این تلاشها، صهیونیستها از گروههایی برای ترور سلطان حمایت کردند که البته ناکام ماندند و این طرح نیز نقش بر آب شد. بدینترتیب سلطان عبدالحمید دوم با واگذاری حاکمیت یا فروش اراضی فلسطین شدیداً مخالفت کرد و بر حفظ تمامیت سرزمینهای عثمانی بهعنوان خاک مسلمانان تأکید نمود و هرتزل را طرد کرد.
عبدالحمید: سلطان مظلوم
سلطان عبدالحمید دوم عثمانی به سلطان مظلوم ملقب شد، زیرا دوران حکومتش پر از توطئهها و فشارهای داخلی و خارجی بود و با وجود تلاشهایش برای حفظ دولت عثمانی و انجام اصلاحات داخلی بسیار، سرانجام خلع و تبعید شد. بعلاوه با تحریف بزرگی از جانب مخالفان مواجه شد و از نظر تاریخی بهشکلی ناعادلانه بهعنوان یک مستبد قضاوت شد، درحالیکه برای جلوگیری از فروپاشی دولت عثمانی میکوشید.
وفات سلطان عبدالحمید دوم📜 @HunkarName | تاریخ عثمانی Читать полностью…
عبدالحمید دوم چند سالی را در سالونیک در تبعید گذراند و به نجاری و آهنگری سرگرم بود، اما پس از رسیدن نیروهای شورشی یونانی، به کاخ بیلربی در استانبول منتقل شد. در آنجا وضعیت سلامت او در پی ابتلا به آنفلوانزای شدیدی رو به وخامت گذاشت و در ۱۰ فوریۀ ۱۹۱۸ میلادی در سن ۷۶ سالگی، ۹ ماه پیش از پایان جنگ جهانی اول، درگذشت. او با تشییعجنازهای سلطانی در آرامگاه سلطان محمود دوم به خاک سپرده شد. رحمه الله تعالی.
☪️ ۱ رمضان | آغاز حملهٔ بالکان توسط سلطان سلیمان شاه
در چنین روزی (اول رمضان ۹۳۵ هجری قمری)، سلطان عثمانی «سلیمان قانونی» لشکری متشکل از ۱۲۰ هزار سرباز را برای مقابله با «فردیناند اول» (امپراتور رم مقدس و حاکم مجارستان و بوهمیا) به راه انداخت. این لشکرکشی در پاسخ به حملات فردیناند به چندین شهر عثمانی در مجارستان انجام شد.
پس از ۱۲۰ روز، ارتش عثمانی موفق به فتح شهر بودا (بوداپست امروزی) شد و «جان زاپولیا» به عنوان پادشاه مجارستان تحت حمایت سلطان عثمانی منصوب گردید. سپس شهرهای دیگری همچون گران، تاتا، کمورون و راب نیز فتح شدند.
پس از ۱۴۰ روز، ارتش عثمانی به محاصره شهر وین رسید.
برگرفته از: مرکز مطالعات متین
♦️طغراهای سلاطین عثمانی
طغرا یک نشان خوشنویسانه و مهر یا امضای سلطان بود که بر تمامی اسناد و مکاتبات رسمی منقوش میشد. این نشان بر مهر شخصی سلطان حک میشد و بر سکههایی که در دوران سلطنت او ضرب میگردید نیز نقش میبست. هر طغرا در آغاز سلطنت هر سلطان طراحی میشد و توسط خوشنویس دربار یا «نشانچی» بر اسناد مکتوب ترسیم میگردید. هر سلطان عثمانی طغرای اختصاصی و منحصربهفرد خود را داشت. در زمان عثمان غازی، بهدلیل اینکه نظام دیوانسالاری هنوز بهطور کامل شکل نگرفته بود، با فرم شناختهشدهٔ «طغرا» مواجه نیستیم. در آن زمان بیشتر از مهرهای ساده استفاده میشد. نخستین نمونههای طغرا به سدهٔ چهاردهم میلادی یعنی زمان اورخان غازی بازمیگردد. در دوران سلطان سلیمان قانونی، فرمهای طغرا به اوج زیباییشناختی خود رسید و عبارت دعایی «المظفر دائماً» (همیشه پیروز) به متون آن افزوده شد. در دورههای پایانی، بهویژه در زمان سلطان عبدالحمید دوم، طغراها به آثاری هنری بسیار پیچیده و دشوارخوان تبدیل شدند که میتوان آنها را شاهکارهای طراحی و خطاطی دانست.
🗡 شمشیر سلطان محمد دوم عثمانی، معروف به سلطان محمد فاتح
وی هفتمین و یکی از بزرگترین سلاطین عثمانی بود. محمد فاتح، دو بار بهعنوان سلطان عثمانی بر تخت نشست؛ نخست از ۱۴۴۴ تا ۱۴۴۶ و سپس از ۱۴۵۱ تا ۱۴۸۱ میلادی.
مهمترین اتفاق دوران نخست پادشاهی محمد فاتح، جنگ با صلیبیون بهرهبری یانوش هونیادی بود که سلطان عثمانی با موفقیت او را شکست داد. وی سپس توسط ینیچریها از سلطنت خلع شد اما در سال ۱۴۵۱ بار دیگر بهعنوان پادشاه عثمانی بر تخت نشست. او در آغاز دورۀ دوم سلطنت خود مقدمات حمله به قسطنطنیه را فراهم کرده و در نهایت با موفقیت وارد شهر شد و به موجودیت بیزانس (امپراتوری روم شرقی) برای همیشه پایان داد.
سلطان محمد دوم در زمان فتح قسطنطنیه تنها ۲۱ سال داشت! او پس از ورود به شهر، رسماً «قیصر روم» نیز لقب گرفت.
فتوحات او پس از ورود به قسطنطنیه به اتمام نرسید. او با موفقیت تمام آناتولی (نیمۀ غربی ترکیۀ امروزی) را فتح کرد و جنوب شرقی اروپا را تحت فرمان دولت عثمانی درآورد.
وی پدر سلطان بایزید دوم و پدربزرگ سلطان سلیم شاه یکم بود.
🗡شمشیر سلطان سلیم شاه عثمانی
بیت فارسی روی شمشیر:
چُنان تیغ است این تیغِ دِلاَفروز
که دشمن را گَزَد یک لَحظه جانسوز
🔖 آیا هدف شاه اسماعیل اول «ایران» بود؟
📝 نقد برداشتی نابجا از گزارش فتوحات شاهی
✍️ محمد فخرالقلم
منصور صفتگل در یک سخنرانی (بشنوید) و مقصودعلی صادقی گندمانی در دو مصاحبه (بنگرید)، هریک مدعی شدهاند که شاه اسماعیل اول صفوی هدف غایی فتوحات خود را صریحاً احیای قلمرو تاریخی «ایران» اعلام کرده بود. دراینباره حتی جملاتی مشابه با مضمون «هدف من ایران است» را به او نسبت دادهاند و مشابه ادعای آنها، توسط زینب عیوضی در یک مقاله تکرار شده است. منبع ادعای مزبور نیز منابع معاصر اولین شاه صفوی و خاصه کتاب فتوحات شاهی معرفی شده است. ردیۀ حاضر با بررسی دقیق منابع مربوطه و خاصه روایت امینی هروی، نشان میدهد که ادعای مطرحشده صرفاً یک تحریف شفاهی و فاقد وجاهت اسنادی و تاریخی است. بسامد نام ایران در منبع مذکور بسیار اندک است و فقط منحصر به دو اشارۀ ضمنی در خلال متن کتاب بوده است. قبلاً حتی برخلاف ادعای مذکور، علی انوشهر با تعبیری معقول و قابل تأمل، مفهوم کلمۀ ایران در گزارش فتوحات شاهی را معادل خراسان دانسته است و شواهدی نیز مؤید همین معنا میباشد. این مقاله با نقد مستند و رد مستدل بر ادعای صفتگل و صادقی و عیوضی، ضمن بازخوانی دقیق و منسجم منبع و مطلب مربوطه، به بیان بطلان ادعای آنان میپردازد. این بررسی نشان میدهد که نهفقط اشارات معدود مورخ متقدم صفوی به کلمۀ ایران دال بر مفهومی دقیق و مؤکد نیست، بلکه هیچگونه تعریفی ولو کلی از ایران در معنای قلمرو ارضی صفویان یا ایدۀ سیاسی و دغدغۀ ذهنی شاه اسماعیل در متن روایت مشهود نیست. در این کتاب، شرح فتوحات صفویان اصلاً بر محوریت ایران مطرح نمیشود و مفهوم ارضی و تاریخی آن توسط راوی بیان و تعقیب نشده است. مؤلف در شرح وقایع و حوادث حیات سیاسی شاه اسماعیل اول، فتح مناطق مختلف و خاصه تسخیر سرزمین خراسان را هیچگاه در چهارچوب «ایران» یاد نکرده است. طبق روایت امینی هروی و تأکیدات صریح و متعدد او، شاه اسماعیل صفوی نه به تسخیر ایرانزمین، بلکه روشن و آشکارا به کشورگیری و جهانگشایی برای گسترش هرچه بیشتر قلمرو قدرت خویش میاندیشد.
💢تحولات شرق آناتولی در دو سال پس از نبرد چالدران
نخستین دغدغهٔ سلطان سلیم شاه اول (۱۵۲۰-۱۵۱۲م)، پس از تثبیت حکومتش، شکست و نابودی صفویان و پیروان آنان در قلمرو عثمانی بود. کارزار او با بررسی و بازرسی مناطقی آغاز شد که شاهقلی و سایر شورشیان قزلباش در آنها پیروانی گرد خود جمع کرده بودند و سپس با اعدام سرکردگان و برکناری مالکان زمینهایی که دست به خیانت زده بودند، ادامه یافت. سلیم برای حمله به شاه اسماعیل آماده شد. دلایل فوری این اقدام، حملهٔ صفویان به توقات در سال ۱۵۱۲، حمایت شاه اسماعیل از شاهزاده احمد در جنگ داخلی عثمانیان، و پناه دادن به پسر او، شاهزاده مراد، پس از شکست احمد بود.
سلیم همچنین، در حرکتی که آشکارا ادعای جدید عثمانیان بهعنوان مدافعان اسلام (اهل سنت و جماعت) را نشان میداد، فتوایی دریافت کرد که در آن اسماعیل و پیروانش مرتد اعلام شده بودند و نابودی آنان نهتنها مشروع، بلکه واجب دینی دانسته میشد. با تکیه بر این توجیه شرعی، سلیم از استانبول حرکت کرد و بهسوی شاه اسماعیل لشکر کشید.
در اوت ۱۵۱۴، ارتش سلیم در نبردی کوبنده در دشت چالدران واقع در آذربایجان پیروز شد. سوارهنظام صفوی، همانند آنچه در سال ۱۴۷۳ برای اوزونحسن اتفاق افتاده بود، در برابر آتش توپخانهای که از اردوگاه مستحکم مرکزی عثمانیان شلیک میشد، تاب نیاورد و فروپاشید. سلیم پس از چالدران بهسوی شرق رفت و وارد تبریز شد و قصد داشت در سال بعد حملات خود را ادامه دهد؛ اما ینیچریها شوریدند و از اقامت در تبریز در فصل زمستان سرباز زدند و همین امر سبب شد سلیم به آماسیه عقبنشینی کند. با وجود این عقبنشینی، سلیم جنگ با صفویان را رها نکرد.
در دو سال پس از نبرد چالدران، سلیم صفویان را از جنوب شرقی و بخش زیادی از شرق آناتولی بیرون راند. این هدف از طریق قدرت نظامی و حمایت مردم محلی تحقق یافت. فرستادهٔ سیاسی سلیم در این مأموریت، ادریس بدلیسی، عالم و شخصیت برجستهٔ کرد بود که پیشتر در خدمت سلاطین آققویونلو بود. در سال ۱۵۱۵، سلیم او را برای جلب وفاداری شیوخ و رؤسای کردها در جنوب شرقی آناتولی و شمال عراق گسیل داشت، و تا پایان همان سال، همگی بهجز یکی از آنان، حکم سلیم را پذیرفتند. از جملهٔ وفاداران، شرفالدین بود که در برابر به رسمیت شناختن حق حکومت موروثیاش در بدلیس، بیعت خود را با سلیم اعلام کرد.
فرماندهٔ عملیات نظامی، بییکلی محمد پاشا بود؛ فاتح بایبورد و کیگی، که سلیم او را پس از پیروزی در چالدران بهعنوان والی ارزنجان منصوب کرده بود. نخستین اقدام محمد پاشا در سال ۱۵۱۵، محاصرهٔ دژ مهم کماخ در بالای رود فرات بود. کماخ در ماه مۀ همان سال سقوط کرد، و در همان زمان، ساکنان و مردم آمد (دیاربکر امروزی) با شادمانی و دلگرمی از پیروزیهای عثمانیان و موافقت با دعوت شیخ ادریس، علیه فرماندار صفوی قیام کردند.
پاسخ صفویان، محاصرهٔ شهر بود که تا ماه سپتامبر ادامه یافت؛ تا آنکه محمد پاشا با نیرویی عمدتاً متشکل از کردها رسید و کنترل شهر را به دست گرفت. از آنجا به ماردین رفت و شهر را تصرف کرد، اما قلعه را نتوانست فتح کند. در تابستان سال ۱۵۱۶، شکست آخرین ارتش صفوی که در آناتولی باقی مانده بود، زمینه را برای تسلیم شدن سنجار، ارگانی، سیورک، بیرجیک، اورفه و... فراهم ساخت. در پایان همان سال، قلعهٔ ماردین نیز تسلیم شد و بدینترتیب، حکومت صفوی در جنوب شرقی آناتولی بهطور کامل از میان رفت.
Source: Colin Imber, The Ottoman Empire 1300–1650, The Structure of Power, pp. 45-46.
🚩 نقشۀ متحرک دولت عثمانی از آغاز امارت تا پایان خلافت
سلطنت عثمانی که در زمان سلطان سلیم شاه به یک خلافت اسلامی ارتقا یافت (دراینباره بخوانید)، جزو مهمترین قدرتهای اسلامی تاریخ است که مدت ۶۲۳ سال (۱۹۲۲-۱۲۹۹م) دوام یافت. این خلافت شکوهمند که نگاهبان حرمین شریفین و قدس شریف بود، نهتنها برای دورانی طولانی یکپارچگی بخشی پهناور از سرزمینهای غربی جهان اسلام را حفظ کرد، بلکه با گسترش قلمرو خود در سه قاره، ضمن ترویج دین مبین اسلام در اروپا، نقشی کلیدی در دفاع از سرزمینهای اسلامی مقابل تجاوزات و توطئههای قدرتهای صلیبی داشت. عثمانیان با حمایت از علوم و فنون مختلف، بستر مناسبی برای رشد علمی و آبادانی قلمرو خود فراهم کردند. این نکته حائز توجه است که سلاطین عثمانی تا قبل از ظهور صفویه و تهدید امنیت منطقه توسط آنها، بر بسط فتوحات در اروپا متمرکز بودند و دعوی خلافت نداشتند، بلکه فارغ از تداوم اسمی خلافت عباسی نزد ممالیک، مثل دیگر حکام اسلامی پسامغول بهصورت تشریفاتی از عنوان خلیفه استفاده میکردند.
🔻فتح استانبول؛ ترس مسیحیت و کشف آمریکا
⏳پایگاه مطالعات عثمانی: فتح استانبول ترس فراوانی را متوجه جهان مسیحیت کرد. در ادامه به بخشی از این ترسها و تلاشهایی که به کشف آمریکا منجر شد بهنقل از کتاب «دانش خطرناک» از رابرت اروین با ترجمۀ محمد دهقانی اشاره شده است:
قرنهای پانزدهم و شانزدهم عصر عظمت امپراطوریهای مسلمانان بود. ناظران اروپایی بسیاری هشدار میدادند که دنیای مسیحیت جزیرهای است در محاصرۀ سیلاب عالم اسلام که مدام نزدیکتر میشود. با سقوط قسطنطنیه بهدست سلطان محمد دوم در سال ۱۴۵۳، به نظر میرسید بقای دنیای مسیحیت اساساً به خطر افتاده است. افتادن آن شهر به دست ترکان فقط فاجعۀ سیاسی و نظامی نبود، بلکه برای اروپا مصیبت فرهنگی بزرگی به شمار میآمد؛ چنانکه آینئاس سیلویوس (بعدها پاپ پپیوس دوم) نوشت که «مرگ دوم هومر و افلاطون بود».
فتح قسطنطنیه تازه آغاز سلسلهای از فتوحات مسلمانان در جزایر یونان و نواحی بالکان بود. در سال ۱۵۲۱ سلیمان بزرگ بلگراد را تسخیر کرد و سپس در سال ۱۵۲۶ ارتش مجارستان را در نبرد موهاچ در هم شکست. بدینسان ترکان برای نخستین بار در سال ۱۵۲۹ وین را محاصره کردند. آنها از آنجا راه خود را کمی بهسوی شرق کج کردند و بهجانب سرزمینی رفتند که اینک رومانی نامیده میشود. از نواحی مدیترانه، رودس را در ۱۵۲۲، قبرس را در ۱۵۷۱ و کرت را ۱۶۶۹ فتح کردند.
در همهجای جهان، بهویژه در جنوب شرقی آسیا و اطراف صحرای آفریقا دین اسلام همچنان رو به گسترش بود و بر قلمرو خود میافزود. شمار زیادی از کسانی که در صفوف عثمانیها میجنگیدند و در کشتیهای دزدان دریایی بربر به کار فرماندهی یا جاشویی اشتغال داشتند، اروپائیانی بودند که از مسیحیت به اسلام گرویده بودند. در سراسر اروپا حدیث این جماعت بر سر زبانها بود و از فراز منابر سراسر اروپا محکوم میشدند. اینک عالم مسیحیت به محاصره درآمده بود.
سپاهیان مسیحی فقط در غرب توانسته بودند مناطقی را به دست آورند. در سال ۱۴۲۹، آنچه از پادشاهی سلسلۀ بنونصر بر غرناطه باقی مانده بود به تصرف فردیناند و ایزابلا درآمد که فرمانروایان کاتولیک اسپانیا بودند. در همان سال، کریستوف کلمپ سفر خود را در اقیانوس اطلس آغاز کرد. ماجراجویی او هم ملهم از ایدئولوژی جنگهای صلیبی بود. او امید داشت که راه تجاری مستقلی بهسوی سرزمین ثروتمند هندوستان بگشاید و امپراطورهای اسلامی عثمانی و ممالیک را غافلگیر کند.
کلمپ میپنداشت که آخرالزمان بسیار نزدیک است و دین محمد (ص) بنابه پیشگویی منجمان بهزودی از هم میپاشد و باید منتظر ظهور دجال بود. کریستفکلمب در سندی خطاب به فردیناند و ایزابلا اهداف خود را اینگونه بیان کرد: «اعلاحضرتین، در مقام پادشاهان مسیحی و کاتولیک، مؤمنان و مروجان آیین مسیحی و نیز دشمنان فرقۀ محمد (ص) و همۀ بتپرستان و بدعتگذاران، بر آنند که من، کریستوفکلمب، را به این کشور هندوان گسیل دارند تا در آنجا شاهزادگان، مردمان، قلمرو، خلقوخوی ایشان و همۀ چیزهای دیگر را ببینم و دریابم که آن نواحی را از چه طریقی میتوان به دین مقدس خود درآوریم.»
وقتی کلمپ در اقیانوس اطلس به حرکت درآمد، از این غافل نبود که یهودی عربزبانی را در کشتی همراه خود کند، چون توقع داشت به سواحل هند شرقی برسد که در آنجا بر حسب اطلاع، تجار مسلمان و عربزبان فراوانی در بنادر چین، مالزی و هند وجود داشتند. وقتی نخستین بار قدم به خشکی نهاد و دریافت که کارائیبها چیزی از زبان عربی نمیدانند و نمیفهمند، لابد باید قدری دلسرد شده باشد.
در آغاز کمتر کسی حاضر بود اذعان کند که آمریکا بهراستی قارهای تازه و متفاوت برای اروپاییان است.
فلمینگ اوژه گیلسن دو بوسبک، که از ۱۵۵۴ تا ۱۵۶۲ سفیر هابسبورگ در استانبول بود، عقیده داشت که قدرتهای مسیحی وقت منابع خود را در آمریکا هدر میدهند، حال آنکه پیشرویهای عثمانی در اروپا اساساً بقای مسیحیت را به خطر انداخته است. او کسانی را تقبیح میکرد که با هدر دادن منابع عرصههای پهناور اقیانوس را دنبال هندیان آن سر دنیا در جستجوی طلا میکاویدند. اما بعضی از ناظران ترک واقع بینتر بودند.
در حدود ۱۵۸۰ یکی از جغرافیدانهای عثمانی که مؤلف کتابی بود به نام تاریخ الهند الغربی، هشدار داد که استقرار اروپاییان در سواحل آمریکا در بلندمدت خطرهای اقتصادیای را در راه ترقی و بقای سلطنت عثمانی به دنبال دارد. وقتی اسپانیاییها استعمار آمریکا را آغاز کردند، متناسب با روحیۀ صلیبی کریستفکلمب، رفتاری در پیش گرفتند که گویی درگیر جنگ مقدس تازهای شدهاند. در ادبیات آن دوره سرخپوستان بربر و کافر آمریکا غالباً با مسلمانان مقایسه میشدند و نویسندگان مسیحی هر دو دسته را یکسره مورد اهانت قرار میدادند.
📜 @HunkarName | تاریخ عثمانی
کتاب تاریخ زبان فارسی تالیف مهری باقری
t.me/ShahdeParsi
🌹 رباعیات حکیم عمر خیام بهتصحیح محمدعلی فروغی با خط زیبای نستعلیق بههمراه نگارههای روحنواز.
#رباعی | حکیم عمر خیام
❈ @BazmeParviz ❈
❈ @BazmeParviz ❈
🇫🇷 فرانسه، تحت حکومت امپراتوری عثمانی!
این صحنه را تصور کنید: فرانسه، قدرت بزرگ اروپایی، از جنوب در محاصرۀ اسپانیا، و از شمال زیر فشار آلمان و اتریش… و فرانسوای اول (پادشاه فرانسه) اسیر دشمن! فرانسویها هیچکس را برای نجات نمییافتند… جز دشمنان سنتیشان: عثمانی! و اینجا یکی از شگفتانگیزترین فصلهای تاریخ اروپا آغاز میشود.
پادشاه فرانسه پیام استغاثهای برای سلطان سلیمان قانونی فرستاد، و پاسخ همچون یک سیلی سنگین بود که صورت اروپا را لرزاند:
«از محنت شما آگاهیم؛ آسودهخاطر باشید که اسبان ما زین شده و شمشیرهایمان از نیام بیرون است.»
🇹🇷 کانتریبال تاریخ امپراتوری عثمانی از آغاز تا پایان
این ویدیو با سبک Countryball، مروری جذاب و قابلفهم و ساده بر تاریخ امپراتوری عثمانی ارائه میدهد. در این روایت تصویری، مهمترین رویدادها، درگیریها و فتوحات عثمانی با سایر کشورها روی نقشه و بهشکل توپهای کارتونی نمایش داده شده است. این اثر ترکیبی از آموزش تاریخی و جذابیت بصری است و به مخاطبان امکان میدهد تاریخ دولت عثمانی را بهصورت سرگرمکننده و درعینحال دقیق و منسجم دنبال کنند.
🚩 سلطان مراد چهارم عثمانی؛ فاتح بغداد
در زمستان ۱۶۳۸ میلادی، محاصرۀ بغداد نقطهٔ بازپسگیری کامل عراق بهدست عثمانیان پس از گذشت دورهای از اشغال آن توسط صفویان بود و در جریان جنگ عثمانی و صفوی در بازۀ زمانی ۱۶۲۳ تا ۱۶۳۹ رخ داد. این فتح در عمل جایگاه عثمانیان را در عراق تثبیت کرد و زمینهٔ تأیید دوبارهٔ مفاد معاهدۀ ذهاب را فراهم آورد.
شاه صفی که تازه از اصفهان راه افتاده بود تا سوی بغداد برود، در همدان از سقوط آن خبردار شد. او در رأس یک سپاه دوازده هزار نفری در قصر شیرین ظاهر شد و چون امکان مقابله نداشت و از ترس اینکه جنگ به داخل ایران نیز کشیده شود، تقاضای صلح نمود.
سلطان مراد رابع پس از این پیروزی بزرگ و فتح بغداد، برای یادبود آن کوشک مجللی در کاخ توپقاپی به نام «کوشک بغداد» بنا کرد.
🚩 هراس پاپ از حملۀ سلطان محمد فاتح به ایتالیا
سپاهی بهفرماندهی احمد پاشا در سال ۱۴۸۰ به جنوب ایتالیا حمله کرد و اوترانتو را فتح کرد. اما بهدلیل کمبود آذوقه، احمد پاشا همراه بخش بزرگی از سپاه به آلبانی عقبنشینی کرد و تنها ۱۳۰۰ نفر را در اوترانتو باقی گذاشت و قرار بود تا خودش نیز پس از زمستان به منطقه بازگردد.
ازآنجاکه تنها ۲۸ سال از سقوط قسطنطنیه گذشته بود، با حملۀ عثمانی به ایتالیا، در اروپا این هراس پدید آمد که رم نیز به سرنوشت مشابه دچار شود و پاپ و مردم شهر رم آمادۀ فرار از عثمانیان شدند.
🇸🇾 قصر العظم؛ کاخموزهای تاریخی در دمشق
کاخ العظم در دمشق در سالهای ۱۷۴۹–۱۷۵۰م بهفرمان اسعد پاشا العظم، والی عثمانی بلاد شام، ساخته شد و بهعنوان اقامتگاه رسمی او و یکی از مهمترین شاهکارهای معماری دورۀ عثمانی شناخته میشود. این کاخ با طرحی مربعیشکل، هشت گنبد کوچک و یک گنبد اصلی دارد که بر چهار ستون بزرگ مرمری استوار است. معماری اصیل دمشقی آن با سنگهای ابلق، پنجرههای تزیینی، سقفهای چوبی منقوش و حوضها و آبنماهای موجود در حیاطهای تودرتو جلوهای منحصربهفرد به بنا بخشیده است. پس از مرمت، قصر به موزۀ سنتها و فرهنگ عامه تبدیل شد و امروز بخشی از میراث تاریخی و هنری دمشق را نمایش میدهد. اسعد پاشا العظم در سال ۱۷۰۶ در معرّة النعمان ادلب به دنیا آمد و از خانوادهای بانفوذ در شام بود. او باهوش و کاردان بود و پس از عهدهدار شدن مناصب مختلف، به مقام والی دمشق و امیر کاروان حج شام رسید. تا قبل از احداث کاخ جمهوری، مرکز اداری دمشق بود. قصر العظم با حملات فرانسه آسیب دید اما توسط لوسیان کیفارو مرمت شد. این قصر تاریخی از سال ۱۹۵۴ بهعنوان کاخموزه مورد بازدید عموم قرار دارد.
🎶 آهنگ زیبای نغمۀ گوندول از سلطان عبدالعزیز اول عثمانی
🎻 شماری از پادشاهان عثمانی علاوهبر سیاست، در حوزۀ موسیقی نیز تبحر داشتند؛ علاقهای که با آهنگسازی بروز یافته است. از میان این پادشاهان، مشهورترین آنها سلطان عبدالعزیز اول بوده است که اینک یکی از آثار معروف او را میشنوید. نغمۀ گوندول یکی از مشهورترین آثار سلطان عبدالعزیز است.
📜 @HunkarName | تاریخ عثمانی
● روابط ایران و عثمانی در قبل از ظهور صفویه
• عبدالحسین نوایی
روابط ایران با عثمانی در روزگار پیش از صفویه، مبتنی بر احترام متقابل بود، زیرا هر دو دولت مسائل مشترک فراوان داشتند. مردم این دو کشور به یک خدا و یک پیامبر و یک کتاب آسمانی معتقد بودند و سالیان دراز در مجاورت یکدیگر در آرامش به سر برده بودند و بازرگانان هر دو کشور، به سرزمین همسایۀ خود رفتوآمد داشتند و برای تجارت با سرزمینهای دور نیز از خاک یکدیگر میگذشتند. از آن گذشته فرهنگ و ادب و شعر و هنر ایران در سراسر آناتولی و دیگر متصرفات دولت عثمانی ساری و جاری بود. ترکان عثمانی زبان فارسی را گرامی میداشتند و دانشمندان ایرانی را حرمت مینهادند و به ادب و فرهنگ ایران به چشم عزت و حشمت مینگریستند. به همین جهات، حتی وقتی اوزونحسن آققویونلو با هدف تصرف ترابوزان با سلطان عثمانی درافتاد و بالمآل شکست خورد، باز هم سلطان محمد دوم (فاتح قسطنطنیه) به تعقیب دشمن شکستخورده نرفت و به مرزهای ایران پای نگذاشت و شیرازۀ دولت آققویونلو را نگسست. پس از درگذشت اوزونحسن، باز روابط طرفین به همان صورت حُسن همجواری برگشت.
● همچنین بخوانید:
• تأثیر ظهور دولت صفویان بر قدرت عثمانیان
• ماهیت تهاجمی رسمیت تشیع توسط صفویان
• خشنودی اروپاییان از دشمنی صفویان با عثمانیان
• عدم ضرورت تلازم تشیع صفویان با استقلال ایران
● نقش ابراهیم شیخ شاه شروانی در مناسبات شاه اسماعیل صفوی و سلطان سلیم عثمانی (با تکیه بر مجموعۀ منشآتالسلاطین)
• مقالۀ مشترک علی سالاری شادی و محسن مؤمنی و سینا حسینپور اصل
پس از جنگ چالدران، اسماعیل و قزلباشان که از یورش دوبارۀ عثمانیان در هراس بودند، به مکاتبۀ ناموفق برای صلح با سلیم پرداختند. در همین مقطع برخی حکام محلی از روابط نزدیک خود با سلطان عثمانی استفاده کردند. حاکم سنیمذهب و مستقل شروان یعنی ابراهیم شیخ شاه نیز برای حفظ منافع خویش و ایجاد تعادل در منطقه نقش واسطه را بین طرفین ایفا کرد. در حقیقت، ملاطفت ناگهانی صفویان با حکام محلی را باید ناشی از همین وضعیت و ترس از حملۀ مجدد سلیم دانست. آنچه منابع صفوی دربارۀ ارسال افرادی برای رفع شبهات شیخشاه در باب تشیع نوشتهاند، در واقع پیگیری راهی تازه برای جلوگیری از خطر قریبالوقوع حملۀ مجدد سلطان عثمانی بوده است. شروانشاه توانست در موقعیتی مناسب سلیم را برای مدتی از حمله منصرف سازد؛ امری که منجر به استقبال صفویان از شروانشاه و حتی عقد دو ازدواج سیاسی شد، ولی منابع صفوی دربارۀ زمینۀ گرمی این مناسبات ساکت هستند.
🔰 @SafavidStudies | مطالعات صفویه
🚩 دولت عثمانی و خلافت اسلامی
👤 خلیل اینالچیک
این مفهوم خلافت بیتردید جدای از مفهوم رایج آن در عهد عباسیان است، چراکه سلطان عثمانی از قبیلهٔ قریش نبود. در زمان سلطنت سلیمان بزرگ این سؤال مطرح شد که آیا استفادۀ سلاطین عثمانی از القابی همچون امام و خلیفه، آن هم در حالی که از تبار قریش نیستند، قانونی است؟ بر اساس نظر لطفیپاشا، «سلیمان بهعنوان حاکم واقعی سرزمینهای اسلامی از مرزهای هابسبورگ گرفته تا یمن، امام عصر است که خود صیانت از دین و سرزمینهای مسلمین را بر عهده دارد... او بیتردید امام عصر و زمان است و مدافع حقیقی شریعت، اطاعت از او واجب است.» خلافت بزرگ و امامت عظمی همچنان که عثمانیها مطرح میکردند، مفهومی جدید و برآمده از اوضاع تاریخی بود. سلاطین عثمانی موقعیت بالفعل خود را بهعنوان مقتدرترین حکام و مدافع اسلام تلقی میکردند و آن را نتیجۀ مشیت الهی میدانستند. این تصور در واقع گسترش تفکر خلافت بود که در جهان اسلام قرن هشتم هجری / چهاردهم میلادی رواج داشت؛ پدیدهای که زاییدۀ تحولات جدید تاریخی بود. بدینترتیب هر حاکم مسلمانی که حکومت بالفعل را در اختیار داشت و به اجرای شریعت میپرداخت، خودْ خلیفه به حساب میآمد.
📌 نسخۀ مطابق اصل مثنوی مولانا در قونیه آماده شد. / خبرگزاری آناتولی
مدیر فرهنگ و گردشگری استان قونیه اعلام کرد که در هفتصد و پنجاهمین سالگرد درگذشت مولانا، نسخۀ مشابه اصل مثنوی را آماده کردهاند. این مثنوی که پنج سال پس از مرگ مولانا تهیه شده و اصل آن در موزۀ مولانا محفوظ است، به مرور زمان فرسوده شده و به همین دلیل یک نسخۀ مشابه اصل آن را آماده کردیم. وی با بیان اینکه فعالیتهای تهیۀ نسخۀ مشابه اصل را دو سال و نیم پیش آغاز کردند، اظهار داشت: مثنوی موجود در موزۀ مولانا، قدیمیترین نسخه در جهان است. ما در تهیۀ نسخۀ جدید در وزن، جنس کاغذ و جلد تمام موارد را رعایت کردیم.
📚 @ShahdeParsi
📕 دیوان اشعار سلطان سلیم شاه عثمانی
✍🏻 تصحیح عبدالحسین اسماعیلنسب
🔶 درّ شهوار/ تصحیح فوق کاملترین و بهترین طبع موجود از سرودههای خداوندگار پارسیسرای عثمانیْ سلطان سلیم شاه است (تهران، دانشگاه آزاد اسلامی، ۱۳۸۶). چاپی که بِنِدِک پِری در سال ۲۰۲۱ میلادی از این دیوان ارائه کرد، فاقد اعتبار علمی و ادبی است و هیچگونه فایدۀ تحقیقی ندارد (دراینباره بخوانید).
مَه و خورشید نشاید که بوَد افسرِ ما
تاجِ فتح است ز سلطانِ ظفر بر سرِ ما
گر یکی برق زنَد جمله جهان میگیرد
هست چون شعلۀ خورشید سرِ خنجرِ ما
سایۀ عدل و حمایت فکنیمش بر سر
هرکه چون مِهر نهَد روی به خاکِ دَرِ ما
نیست غم روی زمین لشکر خصم ار گیرد
همّت عالی عشقست چو سرلشکرِ ما
ما بهخود پا ننهادیم در این ره هرگز
همهجا مرشدِ توفیق بود رهبر ما
غیرت عشق سلیمی که ز خود ما را برد
کس چه داند که چه سوداست از او در سر ما
🔶 t.me/DorreShahvar
امثال حکیم نظامی گنجوی
به زبانهای فارسی و ترکی با کیفیت بالا (چاپ باکو).
/channel/ShahdeParsi