7512
یونس اقتداری| رواندرمانگر تحلیلی Admin: @InsightGroup_Admin
رواندرمانی تحلیلی چگونه کار میکند؟!
چطور آگاه شدن از افکار و احساسات ناخودآگاه می تواند شفابخش باشد؟! به شیوههای مختلف میتوان این امر را متصور شد.
نیشتر زدن به دمل: یک نظر این است که افکار و احساسات منزوی شده میتوانند مضر باشند و رها کردنشان میتواند پالاینده روان باشد. تشبیه آن در پزشکی مانند دملی پر از چرک است که حتی اگر زیر پوست هم پنهان شده باشد، همچنان باعث درد میشود. همانطور که دمل نیاز به نیشتر و پاکسازی دارد در این نظریه نیز اعتقاد این است که احساسات دور افتاده باید رها شوند. این امر اغلب تخلیه هیجانی نامیده میشود و به شکل نظریهای مهم در روان درمانی تحلیلی باقی مانده است.
جلوگیری از تکثیر در تاریکی: فروید میگوید اگر از طریق صحبت کردن، یک عنصر ناخودآگاه به خودآگاه آورده نشود در تاریکی تکثیر پیدا میکند. بدین معنا که؛ در ابعاد عظیم و نامتناسب رشد خواهد کرد. همه ما این تجربه را داریم که وقتی در مورد موضوع ترسناکی صحبت میکنیم، کمتر از آن میترسیم از این دیدگاه صحبت کردن در مورد یک موضوع مثل؛ روشن کردن چراغ در اتاق خواب و دیدن این است که آن لولو خرخره ترسناک گوشه اتاق در واقع کلاهی روی صندلی است.
شناخت بهتر خود به اتخاذ تصمیمهای بهتر کمک میکند: اگر نیروهایی که بر افکار، احساسات و رفتار ما حاکم هستند ناخودآگاه باشند ما قادر به کنترل آنها نخواهیم بود. آنها تصمیم گیری هایمان را هدایت میکنند، باعث اضطراب میشوند و تولید احساسات میکند.
پس میتوان گفت که افزایش آگاهی از این نیرو های ناخودآگاه میتواند با دادن کنترل خودآگاه بیشتر به افراد بر نحوه اداره زندگی شان برای مثال؛ نحوه تصمیم گیری تفکر در مورد خود و رابطه با دیگران به ایشان کمک کنند. توضیح این مفهوم به بیماران میتواند شیوه ای بسیار مؤثر و قدرتمند برای کمک به درک این درمان و نیروی بالقوه شفابخش آن باشد.
رواندرمانی تحلیلی کابانیس
سخاوتمندی و بخشندگی یک فرد، مخصوصا در عشق، ارثی ست که از مادر به اندازه کافی خوبش به او رسیده است. البته نه بصورت بیولوژیکی، بلکه بصورت ذهنی و در یک ارتباط امن با مادری امن.
کسی که عشق بی ریای مادری امن را تجربه کرده باشد یاد میگیرد دوست بدارد و امنیت تجربه شده را به دیگری بدهد، آنچه که به او داده شده را به دیگری میدهد.
توانایی عشق ورزیدن به ابژه و مورد عشق ابژه بودن و امن بودن چیزی بیش از این ظرفیتی نیست که از مادران امن مان (Love Object ) به ارث برده ایم!
تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی
کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir
با سلام خدمت شما عزیزان
پژوهش علمی حاضر در حیطه یکی از مهمترین مولفههای روانشناختی جهان بهنام خودکشی است. لذا با تکمیل این پرسشنامههای کوتاه و صرف ده دقیقه از زمان ارزشمندتان بابت این کار به ما در انجام این پژوهش کمک شایانی خواهید داشت. از لطف و محبت شما بسیار ممنونیم 🙏☘
https://forms.gle/VgBFycKGmT6wZtSw7
عشق و نفرت در قاب تحلیل|گلن گابارد
فروید در نهایت خاطرنشان کرد که عشق و نفرت در صمیمی ترین روابط ما به صورت لاینفک در هم تنیده شده اند. این دیدگاه در اظهار نظر مشهور او که میگوید نقطه ی مقابل عشق بی تفاوتی است و نه نفرت آشکار میشود.
تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی
کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir
عشق و نفرت در قاب تحلیل|گلن گابارد
در اسطوره ها و داستانهای پریان قدرت رستگاری و شفابخشی عشق مضمونی فراگیر است. روانکاو و بیمار اغلب فرایند تحلیلی بهبود یافتن را با عبارات مشابهی تعبیر میکنند. بیماران معمولاً با این فانتزی ناهشیار یا هشیار) وارد تحلیل میشوند که عشق بی قید و شرط روانکاو آسیبهای وارده از طرف والدین نابالغشان در دوران کودکی را ترمیم خواهد کرد.
به طرز مشابهی یک عامل ناهشیار متداول و تعیین کننده در انتخاب شغل روانکاوی این است که روانکاو با ایجاد عشق در فضای درمانی با بیمارش نهایتاً ایدئال و دوست داشتنی میشود. باوجوداین؛ همانطور که تحلیل پیش میرود هر دو طرف خیلی زود متوجه میشوند که عشق در فرایند تحلیلی هرگز موضوع ساده ای نیست. عشق انتظاراتی به همراه دارد که هرگز برآورده نمیشود و همیشه پشت ظاهر آن ناکامی، تحقیر و نفرت وجود دارد.
شاید معروف ترین تجربهی تاریخی با عشق در کار بالینی سندور فرنزی رخ داد، پس از تجربه ی تلخ روانکاوی با فروید، فرنزی متقاعد شد که در تأکید روانکاوی بر نقش فانتزی اشکال جدی دارد. او مدعی بود که بیماران زیادی در کودکی ترومای جنسی را تجربه کرده اند در نتیجه روانکاو باید عشقی را به بیمار بدهد که والدینش در تأمین آن موفق نبودند تا جایی که حتی بیمار را ببوسد و در آغوش بگیرد.
تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی
کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir
جار زدن حذف آدمای سمی از زندگی هنر نیست، هنر و سلامت این هست که ببینی چرا وارد چنین روابطی میشوی و مدام تکرار میکنی و جلوی این تکرار را بگیری که در این صورت نیازی به حذف آدمای به اصطلاح سمی هم نیست.
غیبت مادر برای نوزاد دو معنی دارد:
یا به مادر آسیب رسیده است.
یا مادر خود آسیبزا شده است.
هردو برای نوزاد، تجربه ناامنی است. چرا که؛ مادر غایب، مادر مرده است. ترس از مرگ مادر و همچنین ترس از مرگ خود، در زمان غیبت مادر نوزاد را آشفته و باعث تجربه احساس ناامنی میشود.
Melanie Klein
چگونه میفهمید که میلتان چیست؟! همان چیزی است که؛ وقتی به آن خیانت میکنید موجب میشود احساس گناه کنید؛ نه زمانی که به دیگری خیانت میکنید بلکه زمانی که به خودتان خیانت میکنید در واقع خیانت به خود (از میل خود دست برداشتن) منشا حس گناه است.
Adam Phillips
کسانیکه حجم زیادی از هیجانات شدید ناشی از رویدادهای بسیار فرساینده یا آسیب زا را تجربه میکنند، اما احساساتی که نسبت به آنها دارند را ابراز نمیکنند، به سطوح بالایی از اضطراب و بیماری های جسمانی دچار می شوند (پنه بیکر، 1991).
به بیانی دیگر؛ ابراز هیجانها در موقعیت هایی که با برانگیختگی شدید همراه است ضرورت دارد. ناتوانی در ابرازِ هیجانات برانگیخته شده، بی تردید بر بهزیستی آدمی تأثیری مخرب دارد (پنه بیکر، 1997).
دگرگونی زندگیها| مالان و دلاسلوا
عشق و نفرت در قاب تحلیل|گلن گابارد
از این واقعیت نباید تعجب کرد که عشق و نفرت در قاب تحلیلی با هم همزیستی میکنند. حتی ممکن است کسی بگوید که این دو احساس متناقض جزء لاینفک درمان اند.
وينيكات درباره ی این موضوع اظهار نظر بجایی دارد؛ روانکاو در زمان مقرر به گونه ای اطمینان بخش سروقت، سرزنده و در حالیکه از نظر هیجانی با جریان روانکاوی در تماس است آنجا حضور دارد.
او به مدت زمان محدودی که از قبل هماهنگ شده، حدود یک ساعت هشیار و متوجه بیمار خواهد بود. روانکاو عشق را با توجه مثبتی که دارد بیان میکند و نفرت را دقیقاً در شروع و خاتمه ی سخت گیرانه و موضوع حق الزحمه و مانند آن اظهار میدارد.
حتی روانکاوان باتجربه متوجه میشوند که عشق و نفرت، حس تعادل و توانایی آنها برای حفظ توجه معلقِ برابر در جلسه روانکاوی را بر هم میزند.
تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی
کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir
🧠
🔲 چرا فرد خودشیفته یک روز عاشق شماست،
یک روز از شما متنفره؟
فرد خودشیفته این قدرت رو نداره که
همه ی وجود شما رو با هم بپذیره
وقتی از دست شما ناراحته
نمیتونه احساسات مثبتی که قبل از اون
داشته رو حفظ کنه!
شما در ذهن تحریفشدهی فرد خودشیفته،
یا کامل و بینقص دیده میشید یا کاملا بیارزش هستین!
این تغییر دیدگاه میتونه بعد از
کوچکترین اشتباهی که شما مرتکب شید،
ایجاد بشه.
در کل چرخهی ایدهآلسازی، بیارزش کردن و حتی کنار گذاشتن در این افراد خیلی رایج هست،
و ممکن هست دائما شما رو گیج کنن که بالاخره چه احساسی به شما دارن.
🔺این رو به یاد داشته باشین که مشکل از
شما نیست و دوست داشتن شما کار سختی نیست.
این مشکل اونهاست که نمیتونن یک نفر رو به صورت یک مجموعه ببینن و احساساتشون رو مدیریت کنن.
❌به یاد داشته باشین که خودشیفتگی باید توسط روانشناس یا روانپزشک تشخیص داده بشه و خودشیفتگی انواع مختلفی داره که در این کانال قرار داده شده. لطفا روی دیگران برچسب نزنید❌
∆
نوزاد، تنها فرد در خانواده است که گذشتهای ندارد، والدین اما خیلی زود، گذشته خود را به او میبخشند!
_رنه اشپیتز
#روانشناسی #روانکاوی
@qazaltherapy
گاهی درمانگر تازهکار یاریرسانتر از درمانگر باتجربه است!
✍️مهدی میناخانی
وقتی پای انتخابِ درمانگر به میان میآید، برخی افراد به دنبال درمانگری با تجربه هستند. این البته کاملاً طبیعی است و درمانگران با تجربه با اضطراب کمتری در جلسات مینشینند. با وجود این، دونالد وینیکات ما را با سویهی دیگری از درمانگری آشنا میکند و به ما میگوید که چگونه یک درمانگر تازهکار گاهی بهتر از درمانگر با تجربه عمل میکند.
وینیکات ایدهای در مورد ارتباط مادر و نوزاد دارد که بسیار جالب توجه است. او میگوید؛ زمانیکه نوزاد از وضعیت وابستگی مطلق به مادر خارج میشود، نیاز دارد تا مادر با او ارتباط متوازنی برقرار کند. یعنی؛ از مادر درخواست دارد پاسخهایش صرفاً برآمده از نیازهای او باشد و نه بیشتر از آن.
گویی بدین شکل نوزاد میتواند ارتباط تشکیل دهد. وینیکات میگوید؛ مادرانی که فرزند اولشان را نگهداری میکنند، با توجه به اینکه پیش داشتی دربارهی نیازهای نوزاد ندارند، بر اساس نیازهای درخواستی نوزاد پیش میروند و بنابراین؛ احتمالاً ارتباط مورد نیاز نوزاد شکل میگیرد.
ولی مادرانی که با تجربه هستند و پیش از این فرزند یا فرزندان دیگری داشتهاند، چون از نیازهای نوزاد مطلع هستند، پیش از آنکه نوزاد درخواستی داشته باشد او را کامیاب میکنند، نوزاد چیزی شبیه به جادوگری در اینجا میبیند و بنابراین گویی ارتباط مورد نیاز نوزاد شکل نمیگیرد.
وینیکات میگوید؛ در این حالت نوزاد بیقرار میشود، جیغ میکشد و ممکن است آرام نگیرد. گویی نوزاد میخواهد به این عدم توازن اعتراض کند.
وینیکات با تشریح این وضعیت، اتاق درمان و مواجههی درمانگر_درمانجو را نیز بر اساس این مدل صورتبندی میکند. او میگوید؛ به غیر از درمانجویانی که به وضعیتهای خیلی ابتدایی واپسروی کردهاند، باقی درمانجویان غالباً از درمانگر میخواهند که با نیازهای او پیش برود و از او پیشی نگیرد.
وینیکات میگوید؛ درمانگران تازهکار غالباً به این نیاز مراجعان پاسخ میدهند چون تجربهی کافی از وضعیتهای روانی مختلف ندارند و بر اساس نیازهای مراجعان و آرام پیش میروند و همین باعث میشود که ارتباط بهتری با درمانجو بگیرند. ولی درمانگران با تجربه، گویی حوصله ندارند که با مراجع "تاتی تاتی" کنند و تفسیرهایی میدهند که خیلی جلوتر از نیازهای مراجع است و بنابراین مراجعان را "بیقرار" میکنند.
گویی درمانگر علم غیب دارد و چیزهایی میداند که درمانجو نمیداند. از اینرو در غالب موارد ارتباط درمانی درست پیش نمیرود و ممکن است حتی به ختم درمان منجر شود.
تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی
کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir
مراقب به کودک میگوید: این کار را بکن و آن کار را نکن! حال بیمار همین انتظار را از درمانگر دارد: تو بگو من چه کار بکنم و چه کار نکنم؟!درمانگر به اندازه کافی خوب، مثل مادر به اندازه کافی خوب پاسخ همه ی چه ها را نمیداند و سعی در ارائه آنها ندارد.
تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی
کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir
یکی از اهداف من به عنوان رواندرمانگر، تغییر تجربه مراجعام از اضطراب به عنوان یک محرک ناهشیار درونی برای اجتناب کردن (فرار کردن)، به یک راهنمای هشیارانه در جهت کنجکاوی و کاوش کردن است.
یکی از مراجعینم به شکل متافوریک (سمبلیک)، اضطرابش را به عنوان یک قطبنما برای کمک از طریق ترسهای ناهشیارش توصیف کرد. منظور؛ آگاه شدن از اضطراب در قالب یک فهم اکتشافی و احتمالی از اینکه ما از چه چیزی میترسیم و چرا میترسیم؟!
قدم بعدی این هست که به سمت اضطراب و معنا و اهمیتی که به همراه دارد حرکت کنیم. از این طریق، معنای اضطراب به یک روایت آگاهانه برای نوشتن تجربیات و خروجیهای جدید در تاریخچه زندگی بافته میشود.
این فرایند بازتاب دهنده یکپارچگی بین فرایندهای شناختی و بخشهای عاطفی و برانگیختگیهای سابکورتیکال (سیستم لیمبیک و عاطفی ) است و البته در خدمت بازداری، تنظیم کردن و تغییر دادن واکنشهای غیر انطباقی و ناسالم.
پی نوشت:
تحلیل، توصیف پدیدهها، تفسیر از پدیدههای روانشتاختی مختلف میتواند به بهبود مشکلات مشکلات روانشناختی کمک کند و البته تفسیر و تحلیل و مداخلهی شناختی یا آموزشی نمیتواند اثر بخشی یک تجربه هیجانی و احساسی مرکب سالم را بر ساختار مغزی و رفتاری ما بگذارد.
ساختار ذهنی با تجربیات عاطفی و هیجانی پیچیده و پردازش نشده آسیب میبینند و با تجربیات هیجانی و عاطفی سالم و با پردازش آنها بهبود و ترمیم پیدا میکنند. مقالات متعددی در این راستا وجود دارد که علاقه مندان میتوانند در این راستا مطالعاتی را داشته باشند.
منبع:
احمد شجاعی_رواندرمانگر پویشی
@Ahmadshojaei_istdp
تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی
کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir
عشق و نفرت در قاب تحلیل|گلن گابارد
روانکاو همچنین باید آگاه باشد که نفرت همیشه قصد ویرانگری ندارد. درست همانطور که انتقال شهوانی شده ممکن است پرخاشگری فوق العاده زیاد نسبت به روانکاو را پنهان کند، احساسات انتقالی تنفر آمیز نیز میتوانند تمایلات عشق و پذیرش را پنهان کنند.
بولاس اصطلاح نفرت عاشقانه را ابداع کرد تا موقعیتی را توصیف کند که در آن فرد رابطه ی خود را با ایجاد نیروگذاری منفی شهوانی محافظت میکند. در بیمارانی که این نوع از نفرت در آنها وجود دارد، نفرت متضاد عشق نیست بلکه جایگزین آن است. این پدیده ممکن است در نتیجه ی تلاش فرد برای حفظ ارتباط با والدی پدیدار شود که به طور مزمن نفرت انگیز است.
از دیدگاه بیمار، منفور بودن نسبت به طرد شدن یا نادیده گرفته شدن بسیار بهتر است. از دادههای حاصل از مشاهده ی کودکان نیز این نتیجه به دست آمد که هدف پرخاشگری همیشه تخریب ابژه نیست. پارنز، نتیجه گرفت که پرخاشگری به عنوان یک پدیده زیستی جهان شمول در خدمت حذف احساسات بسیار ناخوشایند درونی است.
از این رو؛ پرخاشگری میتواند برای کودک در حال رشد که در حال یادگیری سامان دادن به محیط خود است بسیار سازگارانه باشد. پارنز همچنین اشاره کرد که موقعیتهای ناخوشایند محیطی میتوانند باعث شوند که خود پرخاشگری به هدفی تبدیل شود که در آن تمایلات دگرآزاری برای از بین بردن ابژه غالب باشند.
به بیان دیگر؛ میزان و شدت ناخوشایندی از عوامل اصلی اند که میتوانند پرخاشگری را به آنچه تبدیل کنند که پارنز آن را ویرانگری خصمانه میخواند. اگر درجه ناخوشایندی به حد بالایی برسد، نفرت به صورت وضعیت عاطفی مزمن بروز پیدا می کند.
تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی
کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir
اصل پویایی روان (psychodynamic) به چه معنا است؟!
روان (psycho) از لغت یونانی (psyche) به معنای جان (soul) گرفته شده که در اینجا به معنای ذهن و روان است. کلمه پویا (dynamic) از لغت یونانی (dynamis) می آید که به معنای قدرت و در اینجا به معنای نیروی فیزیکی در حرکت است.
به زبان ساده؛ لغت پویایی روان اشاره به نیروهای در حال حرکت ذهن دارد. فروید زمانی این لغت را ابداع کرد که متوجه شد برخلاف مفهوم بندی پیشین مبتنی بر ایستا بودن روان، ذهن یک نظام مدام در حال تغییر و برانگیخته شده با عناصر بی وقفه در حال حرکت و پرانرژی است.
این عناصر ناخودآگاه میتوانند به داخل خودآگاه و در جهت عکس سرریز کنند. در عین حال؛ آرزوها و بازداری های نیرومند میتوانند با یکدیگر برخورد کرده و نیروی روانی معادل با برخورد ذرات ریز اتمی آزاد کنند.
فروید دریافت که نه تنها عناصر ذهنی حرکت دارند بلکه بیشتر این فعالیتهای ذهنی عنان گسیخته خارج از حیطه آگاهی در جریان هستند، او این فعالیت ذهنی را ناخودآگاه نامید و چنین فرض کرد که ناخودآگاه میتواند بر افکار و احساسات و رفتار خودآگاه تأثیر بگذارد.
به این ترتیب؛ به دو تعریف میرسیم:
1_باور اصلی روان پویشی این است که فعالیت ذهنی ناخودآگاه، افکار، احساسات و رفتار خودآگاه ما را تحت تأثیر قرار میدهد.
2_ روان درمانی تحلیلی به هر نوع درمانی اطلاق میشود که بر اساس باور اصلی روان پویشی باشد.
رواندرمانی تحلیلی کابانیس
عشق و نفرت در قاب تحلیل|گلن گابارد
از نظر فروید؛ مناسب نیست تا "نفرت" از ابژه را غریزه در نظر بگیریم، بنابراین؛ وی توضیح داد که ایگوی کلی فرد احساس بدیهی نفرت به ابژه ها را در خود جای میدهد. او ادامه داد که؛ ایگو از ابژه هایی نفرت دارد که احساسات ناخوشایندی را در وی بر میانگیزد.
او دریافت که از نظر تحولی، نفرت قدمت بیشتری نسبت به عشق دارد و از طرد اولیه ی ایگوی خودشیفته از سوی محرک های دنیای بیرونی نشأت میگیرد. این مورد خاستگاه های نفرت آن را به طور نزدیکی با فرایز خود محافظت کننده پیوند میدهند. این فرمول بندی، فروید را قادر کرد تا موازاتی بین تضاد عشق با نفرت و تضاد غرایز جنسی با غرایز ایگو ترسیم کند.
با پیشرفت مدل ساختاری، سائق های ایگو کم اهمیتتر شدند و فروید دیدگاه خود را تغییر داد و نفرت را به عنوان مظهر غریزه ی مرگ در نظر گرفت. او اظهار کرد: "برای تضاد میان این دو گروه از غرایز میتوانیم دوگانگی عشق و نفرت را ملاک قرار دهیم. یافتن یکی از بازنمایی های اروس کار دشواری نیست اما باید شکرگزار باشیم که میتوانیم تجلی غریزه ی گریزهای مرگ را در غریزه ی تخریب گری بینیم که نفرت حاکی از آن است".
درمورد مسئله ی نفرت در انتقال در "هذیان ها و رؤیاها در کتاب جنسن با نام گرادیوا آمده است:" در روان درمانی تحلیلی نیز شور و هیجان، خواه عشق باشد یا نفرت دوباره بیدار میشود و همواره پزشک را به عنوان هدف/ ابژه ی خود انتخاب میکند.
روانکاوان پسافرویدی معتقدند که نفرت ارزش تحولی زیادی دارد. همان گونه که وينيكات خاطرنشان کرد؛" عشق نمیتواند بدون نفرت وجود داشته باشد و اگر کسی قادر نباشد نفرت را تجربه کند عشق را هم تجربه نخواهد کرد".
در بسیاری از بیماران، نفرت کارکرد سازماندهی ایگو را نیز به عهده دارد. این وضعیت ممکن است احساسات فروپاشی را دور کند و به فرد دلیلی برای زندگی بدهد. مانند حس تداوم از یک روز به روز دیگر. پائو همچنین یادآوری میکند که نفرت را میتوان همچون تلاش ایگو برای هضم کردن و تسلط یافتن بر خشم و ویرانگری در نظر گرفت.
تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی
کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir
عشق و نفرت در قاب تحلیل|گلن گابارد
استالر به این نتیجه رسید که حتی در عاشقانه ترین روابط، میزانی از خصومت جزء جدایی ناپذیر برانگیختگی جنسی است. باید اظهار کنم خصومتی که در روابط جنسی عاشقانه پدیدار میشود، صرفاً یک لحظه از احساسات پرخاشگری سرکوب نشده ای است که همیشه فعال (و البته نه همیشه هشیار) هستند. رافلینگ خاطرنشان کرد که؛ نگرانی غیر خودخواهانه برای شریک زندگی همواره با خواسته های پرخاشگرانه ی خود برای استثمار، مالکیت و تسلط بر شریک زندگی در رقابت است.
کرنبرگ معتقد است؛ مرد و زنی که جذابیت و اشتیاق خود به یکدیگر را درک میکنند و رابطه ی جنسی کاملی برقرار میکنند که با صمیمیت هیجانی و حس تحقق آرمانهایشان در نزدیکی با معشوق همراه است، نه تنها ظرفیت خود برای پیوند دادن غریزه جنسی و محبت، میل جنسی و خود آرمانی را به طور ناهشیار نشان میدهند، بلکه پرخاشگری را نیز به خدمت عشق در می آورند.
تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی
کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir
خودکشی
ممکن است افکار خودکشی و تهدید به آن جزئی از شیوه زندگی بیمار شود. در چنین مواردی بهتر است روانکاو به خانواده بیمار بگوید که او جداً مستعد خودکشی است و همیشه احتمال مرگ در میان است و تمایل خود را به آغاز روانکاوی اعلام کند. اما برای موفقیت درمان هیچ تضمینی ندهد.
به باور کرنبرگ و همکارانش، طرح واقع بینانه موضوع با بستگان بیمار در آغاز درمان یا حتی پیش از آن، از مداخلهٔ مخرب آنها جلوگیری میکند و از روانکاوی در برابر تلاشهای بیماران برای کنترل درمان از طریق القای ترس به شخص سوم و گناه ناشی از شکست احتمالی درمان، محافظت میکند. برای اجتناب از واکنش افراطی در برابر احتمال خودکشی، روانکاو باید منظومه عاطفی بیمار را همواره در نظر داشته باشد: ناامیدی، خشم و گناه، که در میان بیماران مستعد خودکشی رایج است.
اینها به ترتیب بازنمودی هستند از آرزوی مردن، آرزوی کشتن که به خود معطوف شده و آرزوی کشته شدن. ناامیدی ممکن است چنان به روانکاوی سرایت کند که روانکاو نیز خود ناامید شود. در چنین مواقعی امکان وقوع خودکشی زیاد میشود. رابطهٔ روانکاوانه همواره باید با امید همراه باشد حتی اگر برای مدتی روانکاو به تنهایی آن را به دوش بکشد.
مقابله با خشم و آرزوی کشتن که به خود معطوف شده احتمالاً آسان تر است. تهدید به خودکشی راهی است برای حمله کردن، فشار آوردن، تسلط یافتن، دستکاری و کنترل روانکاو و دنیای خارج.
خیال نهفته در پس این رفتارها عبارت است از؛ کشتن خود با هدف گرفتار کردن دیگری به رنج ابدی یا دست کم شناساندن اهمیت یا نیاز شخصی خود به دیگران، به ویژه مهم آن است که بدانیم روانکاو نمود ناهشیار چه کسی در ذهن بیمار است و از این رو موضوع ناهشیار حملهٔ بیمار کیست.
فروید معتقد بود خودکشی پیامد همانندسازی تمام عیار شخص با موضوع از دست رفته است خود و موضوع در هم می آمیزند و ذوب میشوند. در عالم خیال بیش از آنکه حمله معطوف به خود باشد متوجه موضوعی است که شخص را رها کرده و کشتن خود معادل است با قتل موضوعی که او را ترک کرده و چنین دردی را موجب شده است.
درآمدی نو بر روانکاوی، نظریه و درمانتعیین وقت مشاوره و رواندرمانی
نویسنده: آنتونی بِیتمن، جرمی هُلمز
مترجم: علیرضا طهماسب
اگر دوست مىداريد، تاريكىهايشان را هم دوست بداريد! نه تنها روشنايىشان را...
#محمود_درویش
اگر یک نفر الگوی شما باشد و بخواهید مثل او باشید، مثلا؛ شخصی که مسیری را طی نموده و حال بازیگر مشهوری شده را الگوی خود بدانید و بخواهید مثل او باشید، حتی مسیرتان هم همان مسیر باشد. این میل، یک میل اصیل و متعلق به شما نیست و بعد از مدت زمانی کوتاه نه بازیگر خواهید شد و نه آن ذوق و شوق ابتدایی را خواهید داشت.
یحتمل اینجا با ناارزنده سازی فرد و حرفه طرف مقابل(الگویی که رقیب قلمداد میشده است، یا باید به او رسید و یا از او رد شد) و یا مکانیزم های دیگر بر احساسات خود غلبه کنید. اما احساس گناه چندانی بابت اینکه شبیه آن فرد نشده اید و جا زده اید تجربه نخواهید کرد چراکه میل، میل درونی و متعلق به شما نبوده است.
تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی
کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir
📌اهمیتِ نقشِ پدر
تأکیدی که بر رابطه مادر_کودک میشود نباید باعث شود که ما نقش پدر را در تحول کودک نادیده بگیریم. به رغم توضیح دقیق و موشکافه فروید درباره نقشِ پدر در منع زنای با محارم و نیز این اظهار نظر او که میگوید: "در دوران کودکی نیازی نیرومندتر از نیاز به محافظت توسط پدر سراغ ندارم".
دو دهه بعد از آن، نظریۀ تحولی روانکاوی به نقش پدر در تحول کودک توجه کافی نداشته است. لووالد به این نکته تأکید کرد که نقش پدر فقط منحصر به فراز و نشیبهای دورۀ ادیپال نمیشود، بلکه پدر به عنوان محافظی عمل میکند که از کودک (چه دختر و چه پسر) محافظت میکند تا دوباره تحت سلطۀ مادر قرار نگیرد.
ماهلر و گاسلینر، نقش پدر را در تحول ایگوی کودک و همچنین پیش سازهای سوپرایگوی کودک بیشتر توضیح دادهاند. ماهلر تأکید میکند که؛ عکسالعمل کودک نسبت به پدر به گونه ای است که انگار پدر "دمی از هوای تازه است" یعنی؛ شخصی که با مادر متفاوت است و بازیگوش تر است.
آبلین، در همین زمینه نقشِ پدر را در جدا شدن کودک پیش ادیبال از مادرش توصیف کرده و بدین ترتیب مفهوم مثلث سازی را مطرح کرد. این گزارش آبلین بر اساس مشاهداتش از کودکان است و این مشاهدات نشان داد که رابطه غیر رقابتی (کودک پسر) و غیر شهوانی (کودک دختر) با پدر به ساخته شدن ایگو منجر میشود. بلاس و راس با یکسری مقالات در طی دو دهه نقش سازمان دهنده پدر در روان کودک دختر و پسر را بیشتر توضیح دادند.
نقش پدر به عنوان مرجع دلبستگی برای دخترانش و همچنین اینکه پدر در فرایند جدایی_تفرد مشارکت دارد و این فرایند را تسهیل میکند، بخش مهمی از تحقیق بالینی برگمن است. هرزاگ در کتابش به نام "اشتیاق به پدر" اهمیت پدر را به منزله محافظی در برابر خطرِ تحت تسلط مادر قرار گرفتن عنوان میکند.
پدر سازنده و تعدیل کنندۀ الگوهای عاطفی شدید است. او کودک را به خود جذب میکند؛ درست مثل شوالیه ای در زرۀ درخشان. نه تنها کودک را از رابطه شدید مادر فرزندی (که ماهلر آن را همزیستی مینامد) بیرون میکشد و به کودک در انحلال این رابطه کمک کند، بلکه به صورت فعال در این رابطه وارد میشود. یعنی؛ پدر این همدلی صمیمانه، هم_آهنگی تعادل یابنده و تشدید شونده را در هم میکند. از دیدگاه عمیقتر؛ پدر همزمان در برابر این اتحاد مادر_فرزندی احساس خشم میکند و دوست دارد که او هم بخشی از آن باشد.
گفته میشود که ظاهراً بین والدین، پدر شخصِ باثبات تری است و وقتی که نیاز باشد کسی نقش والدینی را ایفا کند او همچون یک منجی ظاهر میشود. علاوه بر این؛ درحالیکه نگهداری از کودک همیشه برای مادر کار دشواری بوده پدر قادر است بچه ها را از سختیهایی که رابطه شان با مادر برای آنها ایجاد میکرده رها کند.
کتاب: مادر و کودکشتعیین وقت مشاوره و رواندرمانی
(جنبه های بالینی دلبستگی، جدایی و فقدان)
نویسنده: سلمان اختر
دنبال گناهکار و بیگناه گشتن در درمان، یعنی؛ دامن زدن به فرمان سوپرایگو پاتولوژیک، بدون تجربه احساس گناه سالم!
تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی
کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir
📌عوامل موثر در تداوم رابطه زوجین
تمثیل چهار پایه| خوان داوید نازیو
پایه اول؛ سکشوالیته و رابطه جنسی
پایه دوم؛ تحسین، تحسینِ متقابل
پایه سوم؛ مصاحبت و هم نشینی
پایه چهارم؛ فعالیت مشترک
مترجم: آرمین دارابی نژاد
تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی
کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir
دخالت والد در زندگی فرزند (رابطه مادر شوهر_عروس در زندگی فرزند پسر) به نوعی همان ابراز فانتزی و میل به بلعیدن فرزند است.
برای مادر، نفی وجود دیگریِ مزاحم و حفظ ارتباط مادر_فرزندی با بلعیدن فرزند امکان پذیر است. فانتزی بلعیدنِ مادر، در رفتار های مداخله جویانه و کنترل گرایانه(اکت کردن )نمود پیدا میکند.
تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی
کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir
فرد فقط زمانی باید برود و یک تحلیلگر را ببیند که صحبت با دوستان دیگر فایده ای ندارد. من دوست دارم در دنیایی زندگی کنم که افراد با دوستانشان صحبت میکنند نه با تحلیلگران، اما به دلایلِ گوناگون افراد اغلب نمیتوانند با دوستان خود صحبت کنند.
مزایای بسیاری در صحبت کردن با کسی که شما را نمیشناسد وجود دارد. صحبت کردن با کسی که به او پول میدهید میتواند به شما اجازه دهد که اندکی بیرحم تر شوید.
#تامس_آگدن
یک روانکاو خوب باید شخصیت خوبی داشته باشد، یعنی؛ اختلال شخصیت نداشته باشد و مثل یک پدر و مادر خوب باید توانایی این را داشته باشد که جایی که لازم است نه بگوید و باید خصوصیات اخلاقی مناسبی داشته باشد.
روانکاو، بیشتر از اینکه به دانش مربوط باشد به هنرِ درمان مربوط است و باید بتواند همدلی کند و با شدت مشکلات، نیازها و ضعف های بیمارش همگام شود.
#Leonard_Shengold
تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی
کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir
∆
آدمها حق دارند از رنجهایی که می کشند
حرف بزنند ؛
از احساسات آسیبدیده، از دردها...
اگر در رابطهای درد کشیدی، یا در مسیر
رسیدن به اهدافت شکست خوردی،
لزومی به داشتن نقشِ «منِ قدرتمند» نیست،
بلکه مهم درک و پذیرش جایگاه «منِ آسیبدیده»
و آگاه بودن از نگرفتن نقشِ «منِ قربانی» ست🌱
تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی
کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir
"هدف از روانکاوی شدن؛ پایان بخشیدن به درد های روانی نیست. بلکه به نوعی میتوان گفت که هدفش افزایشِ قابلیت تحمل حقیقت های دردناکی هست که پذیرششان اجتناب ناپذیر است، البته پذیرششان بدون تخریب خود، آسیب به خود و تخریب دیگری یا آسیب رساندن به دیگری".سوالی که مطرح می شود این است که: هزینه ی روانکاوی شدن چقدر است؟!
جوابش مشخص است؛ هزینه ای که در صورت روانکاوی نشدن باید بپردازید تا تخریب خودتان و دیگران را جبران کنید!