insightgroup_ir | Unsorted

Telegram-канал insightgroup_ir - [گروه روان‌تحلیلی بینش]

7512

یونس اقتداری| روان‌درمانگر تحلیلی Admin: @InsightGroup_Admin

Subscribe to a channel

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

CBT vs Psychoanalysis

کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

📌تعمق کردن را بیاموزیم

انتخاب‌های ما بعد از تعمق، منجر به راهبرد درمانی ما می‌شود. راهبرد درمانی مبنایی منطقی برای انتخاب آنچه بر آن تمرکز می‌کنیم و نحوه مداخله ما است.

این انتخاب‌ها در ابتدا بر اساس دو مجموعه اصول به نام‌های "سه اصل انتخاب" و "سه اصل آمادگی" و بعد از آن بر اساس "سه منبع سازمان دهنده" صورت می‌گیرد.


سه اصل انتخاب عبارتند از:
_ سطح به عمق
_ دنبال کردن عاطفه
_ پرداختن به انتقال متقابل
ما از سه اصل انتخاب برای تصمیم‌گیری در مورد اینکه کجا مداخله کنیم و اینکه پرداختن به کدام مطالب مفیدتر خواهد بود استفاده می‌کنیم.

سطح به عمق
ناخودآگاه ساختار همگنی ندارد. برخی افکار و عواطف عمیق تر از بقیه پوشیده شده‌اند. فرض بر این است که هر میزان فکر یا عاطفه ای بیشتر برانگیزاننده اضطراب باشد، باید به طور عمیق تری پوشانده شود تا احتمال بروز آن در خودآگاه کاهش یابد. می‌توان ناخودآگاه را به یک مکان بررسی سنگ واره های پیش از تاریخ تشبیه کرد که در آن، استخوان‌های فسیل شده در لایه های مختلف زمین شناسی وجود دارند.

برای رسیدن به استخوان‌های ته این لایه ها نمی‌توان با یک بولدوزر به سراغ آنها رفت، بلکه دیرین شناسان با دقت و زحمت زیاد با قلم مو خاک را از روی فسیل‌ها کنار می‌زنند و به تدریج لایه به لایه استخوان‌ها را نمایان می‌کنند. به این ترتیب؛ همه استخوان‌ها با کمترین صدمه آشکار می‌شوند. در آخر و اگرچه با صرف زمانی زیاد به ته لایه ها می‌رسند.

همین امر در مورد روان درمانگران تحلیلی نیز صادق است. اگر در مورد مطلبی توضیحی بدهید که کاملاً از آگاهی به دور است، احتمالاً فرد آن گفته را رد می‌کند یا بدتر از آن، این گفته دفاع های بیشتری را برای دور نگه داشتن آن از آگاهی بر می‌انگیزد.

گاهی متوجه موضوعی در مورد ذهن یک فرد می‌شویم که عمیقاً پنهان شده است و با اینکه این مورد می‌تواند جالب باشد و به ما در انجام صورت بندی کمک کند ولی پرداختن به آن تا وقتی که به خودآگاه نزدیک نشده باشد می‌تواند بسیار سخت یا حتی زیان بخش باشد.

در بسیاری از باورهای کلیشه ای در مورد روان درمانی شایع است که درمانگر گوش می‌دهد، مطلبی از کودکی بیمار را که عمیقاً پنهان شده است کشف می‌کند، آن را به بیمار گفته و بیمار می‌گوید؛ "آهان" و درمان می‌شود.

در واقعیت؛ می‌خواهیم فکر یا عاطفه ای را که درست نزدیک به سطح هشیاری است پیدا کنیم_همانیکه تنها نیاز به یک تلنگر کوچک دارد تا به خودآگاه بیاید. بنابراین؛ وقتی گفته های بیمار را بررسی می‌کنیم می‌خواهیم بفهمیم که افکار و عواطف او به چه ترتیبی از سطح به عمق قرار دارند. در اینجا، تعمق مانند بالا و پایین رفتن روی یک لیفت تراک و انتخاب عمقی است که می‌خواهیم فرود بیاییم.

رواندرمانی تحلیلی کابانیس


تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

مشکل فرد "اسکیزوئید" این است که؛چطور میتواند عشق بورزد و ابژه اش با این عشق نابود نشود. و مشکل فرد "دپرسیو" این است که؛ چطور میتواند عشق بورزد و نفرتش ابژه عشقش را نابود نکند.

#فربرن


تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

"نه گفتن" بیمار به هیچ روی گواه صحت یک تعبیر، construction، نیست. یگانه تفسیر مطمئن از "نه" بیمار این است که این نه او اشاره به ناکام بودن دارد.

نه بیمار، دلالت بر حضورِ سمج و عذاب آور دیگری دارد، همان که منِ سخنگو را از اقتدار و آمریت دلخواهش بر واژه های خویش محروم می‌سازد.

تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

📌 ده نشانه‌ی مهم از پیشرفت در روان‌درمانی

1_ امنیت بیشتر در دلبستگی و احساس امنیت در روابط
2_ تجربه‌ی شناخت یکپارچه‌تر و منسجم‌تر از خود و دیگران
3_ افزایش احساس عاملیت شخصی
4_ عزت‌نفس واقعی‌تر و قابل‌اعتمادتر
5_ انعطاف‌پذیری عاطفی و ظرفیت بیشتر برای تنظیم احساسات
6_ توانایی بیشتر برای تامل و درک تجربه درونی خود و دیگران "ذهن‌سازی"
7_ افزایش راحتی در عملکرد هم به طور مستقل و هم جمعی (به طور متقابل)
8_ احساس قوی‌تری از شور و سرزندگی
9_ افزایش ظرفیت پذیرش، بخشش و قدردانی
10_ حرکت به سوی دفاع‌های پخته‌تر و انعطاف‌پذیرتر

✍️ نانسی مک ویلیامز

مشاوره و رواندرمانی آنلاین_حضوری

▪️گروه
▪️اینستاگرام
▪️کانال تلگرام کلینیک تعادل
🆔@Drmokhtarpour_balance

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

هشتمین جلسه ژورنال کلاب

روانکاوی قبلا چه بود؟ الان چه هست؟
ارائه دهنده: دکتر طاهر علیزاده
شنبه ۲۰ مرداد
ساعت ۱۹:۳۰ الی ۲۱
دبیر نشست: گوهر دائی کندی


شرکت در جلسات ژورنال کلاب مهرجان برای روانشناسان، مشاوران و دانشجویان روانشناسی و مشاوره رایگان می باشد.
جلسات حضوری به آدرس بندرعباس بلوار دانشگاه بین دانشگاه ۱۲ و ۱۴ کلینیک روانشناختی مهرجان برگزار میگردد.

روانشناسان و دانشجویانی که مایل اند در جلسات هفتگی ژورنال کلاب شرکت کنند مشخصات خود را به این به ایدی ارسال کنند.
@Gohar_dk

نام و نام خانوادگی:
مدرک تحصیلی:
شماره موبایل:

صفحه اینستاگرام کلینیک مهرجان
✅@mehrejanbnd

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

📌در تفکر به شیوه یک رواندرمانگر تحلیلی، جست و جوی معنا امری ضروری است.

"بیمارانمان هر حرفی می‌زنند و هر کاری انجام می‌دهند و همه این‌ها می‌توانند معانی متعددی داشته باشد. افکار و احساسات سختی که ناخوداگاه هستند معمولاً در عمل بیان می‌شوند، آرزوهای جنسی و پرخاشگرانه که اذعان به آنها به خصوص می‌تواند سخت باشد معمولا در رفتار خود را نمایان می‌سازند".
در اینجا چند مثال می‌آوریم:

▫️از دست دادن جلسات و دیر رسیدن:
با اینکه همیشه برای از دست دادن جلسات و یا دیر رسیدن به آن دلایل مختلفی وجود دارد، بیمارانی که مرتباً دست به چنین کاری می‌زنند، احتمالاً در حال انتقال دادن احساساتی مانند؛ اضطراب در مورد جلسات، تردید و احساس دوسویه در مورد درمان یا آرزوی خراب کردن درمان هستند.

▫️به جا گذاشتن وسایل شخصی در مطب:
هر کسی ممکن است فراموشکار بشود، اما اگر بیماری، شیئی را در مطب شما به جا می‌گذارد این امر ممکن است معنایی مانند؛ آرزوی به یاد مانده شدن یا آرزوی دادن هدیه ای به شما را داشته باشد.

▫️خوردن یا آشامیدن در جلسات:
بیمارانی که به طور معمول در جلسات می‌خورند یا می آشامند ممکن است به طور ناخودآگاه در حال ابراز احساساتی باشند. مثلاً؛ آرزوی اینکه درمان را به یک معاشرت تبدیل کنند و یا دوست شما باشند.

▫️مخاطب قرار دادن شما با نام کوچک:
اگر شما بیمارتان را با عنوان آقا یا خانم خطاب کرده و خودتان را نیز به همین طریق معرفی می‌کنید، در خور توجه است اگر بیمارتان شما را با نام کوچک صدا کند. برای مثال؛ این امر می‌تواند نمودی از آرزوی بیمار برای انکار نقش شما به عنوان درمانگر و یا نشاندن شما سر جایتان باشد.

▫️هدیه آوردن:
در درمان حتی یک فنجان قهوه هم یک هدیه است. بیمارانی که برای شما هدیه می آورند می‌خواهند از این بابت خاطر جمع شوند که از آنها انتقاد نخواهید کرد یا شاید احساس می‌کنند بدون هدیه، شما علاقه تان را نسبت به آنها از دست خواهید داد.

▫️انتخاب لباس:
به عنوان روان درمانگران تحلیلی، در مورد معنای لباسی که بیمارانمان هنگام ملاقات با ما انتخاب می‌کنند فکر می‌کنیم. بیماری که لباسهای باز و تحریک کننده می‌پوشد میتواند ناخودآگاهانه در حال ابراز احساسات جنسی اش نسبت به شما باشد؛ شخصی که معمولاً مرتب و منظم لباس می پوشد اگر روزی با ظاهر ژولیده و نامرتب به نزد شما بیاید ممکن است به شما از آرزویش برای بهتر مراقبت شدن می‌گوید.

موارد ذکر شده به هیچ وجه فهرست جامعی نیستند هر رفتاری میتواند معانی ناخودآگاه داشته باشد. به همین طریق معانی احتمالی که در بالا به آنها اشاره شد معانی محتمل هستند. یک نوع رفتار _برای مثال؛ دیر رسیدن_ همیشه به یک معنا نیست بلکه معنای هر رفتار برای هر بیمار خاص منحصر به فرد است.

رواندرمانی تحلیلی کابانیس


تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

خنثی بودن تکنیکی

هیچ درمانگری حتی با تجربه ترین آن‌ها، هرگز کاملاً خنثی نیست. خنثی بودن، مانند تلاش برای تداعی آزاد، یک تکلیف بدون نشانه است_می‌توان برای رسیدن به آن تلاش کرد اما هیچوقت نمی‌توان بطور کامل به آن دست یافت.

با گذشت زمان یاد می‌گیریم که کدام بیماران و چه نوع مطالبی، به خصوص خنثی بودن را برای ما دشوار می‌سازد. این امر اغلب به ارزش‌ها، باورها، پیشینه و تاریخچه خودمان مربوط می‌شود. برای مثال؛ ممکن است برای درمانگری که خانواده اش در نسل کشی ارامنه درگیر بودند خنثی ماندن هنگام گوش دادن به یک بیمار ضد یهودی سخت باشد و یا درمانگری که خواهر یا برادرش را از دست داده است، امکان دارد به سختی بتواند به مادری گوش بدهد که فرزندش به تازگی فوت کرده است. سوپرویژن و درمان شخصی می‌توانند در چنین موقعیت‌هایی بسیار سودمند باشند.

اولین بار آنا فروید (دختر زیگموند فروید)، خنثی بودن تکنیکی را به عنوان جایگاهی برای درمانگر تعریف کرد که در فاصله مساوی از اید، ایگو و سوپرایگو قرار دارد.

رواندرمانی تحلیلی کابانیس


تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

بیمار:ای کاش کمکم می کردی.
روانکاو: در چه زمینه ای؟
بیمار: با آدم ها چطور کنار بیایم؟
روانکاو: با آدم ها؟
بیمار: مردها(زن ها)
روانکاو: مشکل چیست؟
بیمار: خصمانه رفتار میکنم با حرف های زشت آنها را از خودم دور میکنم.
روانکاو: چه کمکی می توانم به تو بکنم؟
بیمار: کمک کن با مردها(زن ها) دوستانه تر رفتار کنم.

تفاوت میان اولین و آخرین حرف های بیمار نشان دهنده ی تمرکز ابراز نیاز اوست.

شکل دیگرش میتواند این باشد که بیمار گلایه کند: آدها از من خوششان نمی آید.
روانکاو جواب می دهد : این آدم ها چه کسانی هستند؟ چطور این موضوع را نشان می دهد؟ آیا این ها شامل من هم میشود؟
بیمار به تدریج از حالت گیجی به حالت مشخص می رود.
فرنتزی(۱۹۱۹) می گوید: " میل به گذر از امر کلی به امر جزئی تر و جزئی تر بر سرتاسر روانکاوی حاکم است" . به معنای حقیقی کلمه، به بیمار آموزش داده می شود تا احساس کند و احساسش را به کلام در آورد.
@mehrejanbnd

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

خود افشایی | امیر حسین کمیجانی

شاید یکی از سخت ترین آزمون روانکاوی برای ما درمانگران و مدرسین رویکردهای تحلیلی، خودداری در برابر میل به خودافشایی باشد. خودشیفتگی، این غده ی بدخیمِ لاعلاج_يا به يختی قابل علاج علت العلل میل به خودافشایی است.

ذات آدمی مایل است که خود را به دیگری بشناساند و بنمایاند؛ او از این طریق است که گویی آرام می‌گیرد؛ بالاخص آن هنگام که مراجع از ما می‌خواهد تا از تجربه شخصی‌مان در موردی خاص اظهار نظر نمائیم، این میل دو چندان می‌گردد.

اما یادمان نرود که این از بزرگترین هدایای ما به مراجعین مان است که با غلبه بر این میل مراجع را در صدر جلساتمان بنشانیم. برخی مراجعین به ما می‌گویند که ما چگونه به شما اعتماد نماییم وقتی ناشناس و غریبه هستید؟!
و من گاهی در پاسخ به آنها می‌گویم؛ اگر برای تو شناس شوم، آنگاه چگونه خواهی توانست به من اعتماد کنی؟!

آدمی برخلاف انتظار گاهی در گمنامی است که اعتماد می‌ورزد؛ به محض آشنا شدن با دنیای شخصی روانکاو، اعتماد فرو خواهد ریخت! (یادمان نرود که ساحت ناخوداگاه قوانین خاص خودش را دارد!) این سخنِ من را شاید صرفا مراجعینی عمیقا تصدیق نمایند که سال‌هایی طولانی تحت "تحلیل" بوده اند.

علاوه بر درمانگران تحلیلی، مدرسین این حوزه نیز لازم است در دوره های تحلیلی از خودافشایی های شخصی خودداری نمایند. شاگردان ما بایستی در مورد عقاید، زندگی و احساسات شخصی ما هیچ گونه اطلاعاتی را مستقیماً از ما دریافت ننمایند.

دلایل بسیاری برای این موضوع می‌توان برشمرد اما مهمترین آنها این است که آنها آمده اند تا از ما دانش تحلیلی و هر آنچه که مربوط به آن است را فراگیرند و نه آنکه در جایگاه شنونده، پذیرنده و تصدیق کننده ی باورها، درد و دل‌ها یا احساسات ما قرار گیرند حتی اگر از بودن در جایگاه پیش گفته احساس صمیمیت بیشتر یا لذت نمایند.

تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

در این مثال، ناامیدی آنجاست که بیمار احساس می‌کند مرگش هیچ خللی به جهان وارد نمی‌کند. او سعی داشت بر روانکاو تسلط یابد و به او بقبولاند که او نیز باید به گونه ای رفتار کند که مادرش با او رفتار کرده است.

در زمان مرگ مادر، او به گونه‌ای به خود حمله کرده بود که به نحوی ناهشیار آرزو داشت به مادرش حمله کند. همانگونه که در رؤیا نیز پیدا است، بیمار با مادرش همانندسازی کرده بود. خودکشی به معنای حمله به مادری بود که با آن همانندسازی کرده بود اما در رؤیا می‌شد این را هم دید که در عالم خیال به طریقی خود را از مادرش متمایز کرده است.

در رابطه انتقالی، روانکاو نمادی بود از پدر منفعل بیمار که گذاشته بود او تحت کنترل سلطه مادرش بماند. تحلیل حملهٔ بیمار به روانکاو ممکن است به احساس گناه شدید بینجامد، چرا که؛ بیمار سهمش را در مشکلات خود در می‌یابد. این حرکت به موضع افسرده وار ناشی از درک این واقعیت است که روانکاو چیز سودمندی برای عرضه دارد _همیشه داشته که تا پیش از این از سوی بیمار انکار یا تحقیر می‌شده است.

پیوند این‌ها به اشخاص مهم در گذشته بیمار او را غرق گناه می‌کند و گمان می‌برد که کسانی را که ناآگاهانه دوست می‌داشته نابود کرده است. نیاز به تنبیه شدن چنان شدید است که به آرزوی کشته شدن به دست کسانی بدل می‌شود که آزارشان داده است. خودکشی تنها راه خرسند کردن آنهاست.

در این مواقع، ممکن است احساس درماندگی نیز نمایان شود و بیمار احساس کند هیچ کنترلی بر رویدادهای درونی و بیرونی ندارد و تحت تأثیر آن‌هاست. این وضعیت بر احتمال ارتکاب خودکشی می افزاید و آن را به عملی بدل می‌کند که با القای حس کنترل از اضطراب ناشی از درماندگی می‌کاهد_ کشتن پیش از کشته شدن، درآمدن از انفعال و فعال شدن.


شاید بتوان این سه عامل را به راهکارهای فنی ترجمه کرد؛ ناامیدی به واکنش متناسب روانکاو در اظهار عبارات تأیید کننده، خشم در واکنش به تعیین حد و مرز و مداخلات فعالانه و گناه در واکنش به تسهیل تجربه ماتم و مداخله حمایتگرانه.

با وصف این، معمولاً همه چیز به این سادگی پیش نمی‌رود. حفظ این ترجیع بند در ذهن روانکاو از این جهت مهم است که به او امکان می‌دهد با میل بیمار به مردن همدلی کند، هیجان خیالات خودکشی را درک کند، احساس مهیج قدرت همراه با آنها را بفهمد و ویرانگری آن‌ها را دست کم نگیرد.

درآمدی نو بر روانکاوی


تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

بیماری مرزی احساس می‌کرد وظیفهٔ او در زندگی مراقبت از مادرش است. درمان او متأثر شده بود از تلاش او برای کنترل روانکاو با رفتارهایی مثل درخواست تغییر در جلسات، تماس‌های بی موقع و درخواست تشکیل جلسات در تعطیلات آخر هفته.  پس از مرگ مادر خشمگین و تندخو شد، خود را تحقیر می‌کرد و می‌گفت در زندگی به هیچ چیز دست نیافته است. او معتقد بود؛ "هیچ کس نمی‌خواهد ببیندش" و اگر بمیرد "آب از آب تکان نمی‌خورد".

روانکاو گفت؛ احساس او این است که مرگش برای کسی اهمیت ندارد و دیگری به سادگی جایش را خواهد گرفت. سپس گفت به سبب افکار وحشتناکی که در مورد مرگ مادرش دارد نقشه خودکشی اش را کشیده است. روانکاو سعی کرد او را قانع کند تا به بیمارستان برود اما بیمار در ابتدا نپذیرفت. او رؤیایی را شرح داد که در آن بر لب پنجره نشسته و به داخل می‌نگرد. نخست از پشت شیشه مادرش را می‌بیند و سپس به ناگاه هردو در داخل خانه در کنار هم اند.

در آن موقع، او و مادرش به یک شخص بدل شدند. سپس بیمار سرش را به پنجره کوبیده بود تا از آنجا بیرون رود اما با این کار فقط صورتش را له کرده بود، مغزش بیرون ریخته بود و خون همه جا را فرا گرفته بود. کسی بی آن که مداخله کند ناظر این صحنه بوده و سپس او را به همان وضع و حال رها کرده و رفته بود. او از این تجربه احساس تسکین و آرامش می‌کرد.

تأويل روانکاو ناظر بود به خشم او از مادرش که او را رها کرده و این که چه طور او می‌خواهد به مادرش بپیوندد، حال آن که همزمان از او می‌گریزد. پیامد این فرار عبارت بود از؛ تخریب او (کوبیدن سرش به پنجره)، ناتوانی در فکر کردن (بیرون ریختن مغزش) و نیز احساس گناه. در این میان روانکاو (آن شخص سوم) نیز صرفاً در کناری نشسته بود و نظاره می‌کرد. در این جلسه روانکاو اصرار کرد و بیمار هم پذیرفت که باید به بیمارستان برود. او نمی‌توانست بنشیند و ببیند بیمار سعی در کشتن خود دارد.

درآمدی نو بر روانکاوی


تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

من این تصویر رو امروز دیدم، با کپشن؛ "وقتی در زمان و مکان مناسب قرار میگیری".

اول خواستم بگم ورود آدم امن به زندگی کسی با دلبستگی آسیب دیده این شکلیه. بعد دیدم خیلی از افراد با دلبستگی ناایمن بین مرحله اول و دوم در نوسانن و حتی اگر به مرحله سوم برسن یکهو برمیگردن سرجای اولشون و چندان ربطی به زمان و مکان نداره.

یعنی امنیت و امن بودن طرف مقابل همیشه و همه جا هم لزوماً نمیتونه برای فردی با دلبستگی ناایمن رابطه ای لذت بخش، امن و شفابخش باشه. اتفاقا برعکس برای خیلی از افراد با دلبستگی ناایمن، بودن با فرد امن می‌تونه دردناک باشه اینقدر دردناک که با کوچیکترین احساس امنیتی اون رابطه تموم میشه، "امنیت این افراد در وجود ناامنی هست".

افراد با دلبستگی ناایمن با افرادی مشابه افراد آسیب زننده زندگی شون راحت تر سازگاری دارن و حتی طبق مفهوم اجبار به تکرار، ناهشیار در چنین روابطی مدام حضور دارن و واقعا میشه گفت؛ ناامنی آشنا بهتر و لذت بخش تر از امنیت ناآشنا ست.

تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

چرا بیهوده بر خود می تازی؟!
چرا بر تقلای بیهوده خود می افزایی در حالی که زور  فزاینده روزنه ای در زندگیت نمی گشاید؟! چون بر صراطی هستی که نه تو را خودتر که از خود دورتر می‌کند.

Dr.Ghorbani


تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

عشق و نفرت در قاب تحلیل|گلن گابارد

نفرت از لحاظ تحولی پیشرفته تر از خشم است. برای مثال؛ کرنبرگ خشم را در قالب هیجان مرکزی پرخاشگری مفهوم سازی کرده است، متناظر با شور و اشتیاق جنسی که آن را هیجان مرکزی لیبیدو می‌داند.

خشم تظاهرات خام پرخاشگری را شامل می‌شود که ممکن است در محیطی مأیوس کننده بر سر هر ابژه ی بیرونی تخلیه شود. شدت خشم در واکنش به مسائل ناخوشایند درد یا ناکامی می‌تواند بسته به خلق و خوی فرد متفاوت باشد اما معمولاً نامشخص است.

در مقابل؛ نفرت نیازمند بازنمایی ابژه ی درونی است. نفرت داشتن به معنای چسبیدن کینه جویانه به ابژه ای درونی است. این نفرت فراتر از آرزوی انتقام جویی و آرزوی نابودی ابژه نیست. همان طور که گالدستون اظهار کرد؛ بیمار به تنهایی نمی‌تواند از پس آن برآید، زیرا؛ نفرت او را با ابژه ای از گذشته پیوند داده است.  چسبیدن به کینه‌ای قدیمی که رهایی از آن مستلزم شکل گیری روابط انتقالی است.

در حالیکه خشم به ناخوشایندی شرایط کنونی معطوف است، اما نفرت بر گذشته انگشت می‌گذارد و فرد را به نقطه ی جوش می‌رساند. همچنین برخلاف خشم که تلاش می‌کند تا ابژه را حذف کند، نفرت پیوندی ناگسستنی میان ابژه و خود شکل می‌دهد. کوهات در مباحث خود درمورد خشم خودشیفته توضیح داد که چگونه جراحت های پی در پی به عزت نفس فرد می‌تواند به رنجشی جان سوز یا کینه ای تبدیل شود که در نهایت به نفرت تغییر شکل می‌دهد.

در این حالت، نفرت شکلی پیچیده تر و تحول یافته تر از خشم خودشیفته مکرر دارد. کرنبرگ می‌افزاید که آرزوی نابودی یک بد ابژه ی درونی شده می‌تواند در شخصیت فرد جای بگیرد و همچنین می‌تواند به آرزوی رنج دادن بد ابژه تبدیل شود. در این تغییر شکل، نفرت به نوعی دگرآزاری تبدیل می‌شود که پرخاشگری و نفرت را با لذت ترکیب می‌کند. بلوم این اشکال نفرت را روی پیوستاری در نظر می‌گیرد که تمایل به تخریب ابژه در یک انتهای آن قرار دارد.

آرزوی محافظت کردن از ابژه در حالیکه باعث رنج آن می‌شود در میانه ی پیوستار قرار دارد و در انتهای دیگر اشکال خفیف تری از کنترل و اجبار بر ابژه ی تحت اختیار وجود دارد. اختر خاطرنشان کرده است که؛ دیدگاه‌های مرتبط با نفرت با فرضیه های زیربنایی در مورد ماهیت و منشأ پرخاشگری ارتباط مستقیم دارند. او پنج موضع نظری در مورد پرخاشگری را مشخص کرد که از ارتباط با غریزه مرگ کلاینی ها تا دیدگاه های روان شناسی خود، برگرفته از کوهات و گروه های میانه‌ی مکتب انگلیسی گسترده شده است؛ آنها کسانی اند که پرخاشگری را واکنشی قلمداد می کنند و به هیچ عنوان آن را با ریشه های غریزی مرتبط نمی‌دانند.

کرنبرگ تأکید فربرن بر روابط ابژه ای اولیه به عنوان سرچشمه ی پرخاشگری و موضع کلاین درمورد نقش کلیدی پرخاشگری غریزی را با یکدیگر ادغام می‌کند و موضعی میانه در این طیف می‌گیرد. ترکیبی که از طریق اثرات ایگو به وجود آمده و یادآور سنت آمریکایی روان شناسی ایگو است که با هارتمن شروع شد.  اختر تأکید کرد که دیدگاه کرنبرگ نفرت را سنگ بنای ساختار روانی می‌داند.

تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

📌هشتمین جلسه ژورنال کلاب؛
روانکاوی قبلا چه بود؟! الان چه هست؟!

ارائه دهنده: دکتر طاهر علیزاده
شنبه 20 مرداد_ساعت 19:30الی 21

شرکت در این جلسه رایگان هست.

پ.ن:
در صورت امکان و برگزاری جلسه بصورت آنلاین، لینک جلسه به اشتراک گذاشته میشه🌹

@neoravankavi

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

وینیکات، در نظریه و تکنیک روان‌کاوی در درمان بزرگسالان و کودکان سهم بی مانندی دارد. اکراه در استفاده از تعبیر و مواجهه، مشخصه سبک او در کار بالینی است. از نظر وینیکات؛ تحمیل تعبیر به بیمار شبیه به این است که غذا را به زور به دهان کودک فرو کنیم.

ترجیح وینیکات در کار بالینی این بود که بر توانمندي های بالقوه بیمار تمرکز کند، نه بر بخش های ناخوش او. در وانفسای تاخت و تاز خودشیفته وار درمانگرانی که همه چیز را به چشم پاتولوژی می بینند، چنین نگرشی می توانست و هنوز می‌تواند نسیم فرح بخشی باشد.

وینیکات| آدام فیلیپس

تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

گیج کننده ترین اقدامی که علیه خویش می‌ توانیم بکنیم این است که بکوشیم قلبمان را به چیزی قانع کنیم که مغزمان می‌داند یک دروغ بزرگ است.

شنون آدلر


منبع: instagram.com/tragedic.life

تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

فکر می‌کنم بسیاری از افراد شرمنده اند که گذاشته اند دیگران از آنها بهره کشی کنند و این شرمندگی کاذب آنها را در حالتی از قربانی بودن نگه می‌دارد. همین موضوع است که باعث می‌شود کسانی که از این فرقه های مذهبی گریخته‌اند، نتوانند روشن و با جزئیات نحوه ی فریب خوردنشان را گزارش کنند.

اگر حقیقتاً تصمیم بگیرند تا ماجرا را عمومی کنند، حرفهایی که می‌زنند اغلب آن قدر گُنگ و مبهم است که هیچ دادگاهی نمی‌تواند استفاده‌ی چندانی از آنها بکند. این شرمندگی قربانیان است که باعث می‌شود خلافکاران قسر در بروند و همچنان به فعالیت‌های کلاهبردارانه ی خود ادامه بدهند.

آلیس میلر


تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

میگویند؛ آنکه را دوست داری در سکوت بغلش کن، حرفی نزن و بگذار سکوت میان شما حرفها را بزند. زیباست و عاشقانه و شاعرانه، توصیفِ میلی جاودانه در انسان که حتى ابيات هم از حسرت گوینده و خواننده نمی‌کاهد.

در سکوت دیگری را در آغوش کشیدن، نمودی از میل به تجربه مجدد درک شدن در مرحله پیش کلامی است. آنجا که کلمات از بیان و بازآفرینی تجربه اصیل عاجز بودند سکوت و لمس حضور می یابد، اما این مورد هم صرفاً آهی ست بر حسرت و ناکامی ناشی از تجربه از دست رفته.

در آغوش کشیدن معشوق و سکوت در آن لحظه، امیدی ست برای تجربه مجدد لذتِ در آغوش کشیده شدن توسط مادری خوب پیش از سخن گفتن، اما عاشق و معشوق هر چقدر هم از لذت این لمس در سکوت بگویند چیزی درونشان هست که می‌گوید؛ این آغوش و لمس آنی نیست که دنبالش بودند، چون آن تجربه سکوت و آغوش نبوده است. چون اینجا کلمات شاید نه بر زبان، بلکه در ذهن حضور دارند و ذهن زبان و معنای خودش را دارد.

تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

جمله ای منسوب به #بیون؛ "به جملات من فکر نکن، واکنش عاطفی تو به جملات من چیه؟!".

تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

دونالد وينيكات، روان‌پزشک و متخصص اطفال از درمانگرانی صحبت کرده که مثل مادری که از کودک زیر یک ساله اش محافظت می‌کند، فضای محافظت شده ای را برای مراجعه کننده فراهم می‌کند.

او معتقد بود که درمانگر، همچون مادری که خودش را وقف کودکش می‌کند باید صبر و تحمل داشته و قابل اعتماد باشد و با خواسته‌های مراجعه کننده به مثابه نیاز رفتار کند و برای آنکه بتواند در دسترس مراجعه کننده بماند سایر منافعش را کنار بگذارد.

درست مثل مادر خوبی که در ابتدا با نیازهای کودکش بسیار منطبق می‌شود و بعداً کم کم اجازه می‌دهد ناکامی‌های طبیعی برای کودک پیش بیاید (البته به صورت تنظیم شده) درمانگر نیز می‌تواند با مستقل تر شدن مراجعه کننده کمی پا پس بکشد.

بین درمانگر و مادر خوب همانندی دیگری نیز وجود دارد. درمانگری که به لحاظ ارتباطی با مراجعه کننده هم آهنگ است از دو سو آگاهی اش را حفظ می‌کند، یعنی؛ در عین حال که همیشه حواسش به اتفاقات بین خودشان است به مراجعه کننده کمک می‌کند تا با مشکلات مورد نظر مواجه شود.

با اینکه هم آهنگی با احساسات مراجعه کنندگان امری متداول است ولی همه درمانگران به حفظ رابطهٔ موزون با آنها توجه نمی‌کنند، به خصوص اگر در رابطه با مسائل دلبستگی باشد. تمرکز حل مسئله در بیشتر روش‌های درمانی، رفتاری، شناختی و کوتاه مدت عموماً بر روی این وجه پنهانی تر نیست.

مادری که کم داشتم| جاسمین لی کوری


تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

گروه آموزشی مهرجان👇
@Mehrejanbnd
t.me/Mehrejanbnd

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

دونالد وینیکات، دکتر و روانکاو اطفال، در مورد مادران چنین گفته است: مادران کسانی هستند که ذرات وجود کودک را کنار هم نگه می‌دارند.

مادر، چسب کودک و ظرف اوست. وقتی که مادر واقعاً حضور داشته باشد و کودکش را با عشق بغل کند، به کودکش چیزی می‌دهد که به آن بیاویزد، چیزی که در نهایت همان دل مادر است.

مادری که کم داشتم| جاسمین لی کوری


تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

پیام های مادر خوب

چگونگی پاسخ دادن مادر به نیازهای اصلی ما بیانگر میزان اهمیتی است که برای او داریم.

آیا او سخاوتمندانه (یا حتی با خوشحالی) چیزی به ما می‌بخشد، یا آنکه طوری نیازمان را برطرف می‌کند که انگار باری بر دوشش هستیم و رفتارش می‌گوید که تو مرا اذیت می‌کنی؟!
وقتی پوشک یا لباسمان را عوض می‌کند، آیا با مهربانی و عاشقانه لمس مان می‌کند یا صرفاً با کاربلدی و کمی خشونت این کار را میکند؟!
ممکن است این کار مکانیکی به نظر برسد. چشمانش چه می‌گوید؟! حالت‌های صورتش چه؟!
کردارها و انتخاب هایش چه چیزی را می‌رساند؟!

تمام این‌ها بخشی از ارتباطات مادری است و رابطه ما را با او شکل می‌دهد. همه این‌ها پیام های بنیادینی را می‌سازد که ما از مادر دریافت می‌کنیم. اول به "پیام‌های مادر خوب" نگاهی می‌اندازیم و سپس به چیزهایی میپردازیم که بچه های دچار کمبود مادری شنیده اند.

ده پیام اصلی که مادر خوب می‌دهد:
خوشحالم که تو هستی.
تو را می بینم.
تو برای من آدم خاصی هستی.
به تو احترام میگذارم.
عاشقت هستم.
نیازهای تو برایم مهم است، هر وقت کمک خواستی پیش من بیا.
بودنم به خاطر توست و برایت وقت میگذارم.
تو را در امان نگه میدارم.
می توانی به من تکیه کنی.
به وجود تو دلگرمم.

مادری که کم داشتم| جاسمین لی کوری


تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

📌مادر به قدر کافی خوب

مادران نمی‌توانند و لازم نیست بی نقص باشند. کامل بودن از دید کودک معنا پیدا می‌کند. کودک وقتی مادری دارد که کار مادری را به درستی انجام می‌دهد و نیازهای اولیهٔ او را تأمین می‌کند، عشق را کاملا احساس می‌کند.

مادری که به قدر کافی خوب باشد روی کودک اثرگذار است، زیرا؛ وقتی در کودکی تمام تکیه تان به یک شخص باشد دوست دارید باور کنید که او از پس کارها برمی‌آید. بنابراین؛ از نظر روان‌شناختی و تکاملی بهتر است از لغزش‌ها و کاستی هایی که در هم آهنگی بی عیب و نقص با کودک وجود دارد چشم پوشی کنیم و نکات مثبت را برجسته کنیم، زیرا احساسات خوبی که  کودک با این راهکارها پیدا می‌کند به مادر نیز کمک می‌کند تا بیشتر با او انس بگیرد.

اصطلاح مادر به قدر کافی خوب را پزشک و روانکاو اطفال، دونالد وينيكات، برای توصیف مادری که کودکش را در اوایل زندگی آن قدر تأمین می‌کند که زندگی اش خوب شروع شود ساخت.

از نظر وینیکات؛ وظیفه اصلی مادر به قدر کافی خوب، سازگاری با کودک است. او توضیح می‌دهد که چطور چنین مادری در ابتدا با نیازهای کودک زیر یک سال کاملاً سازگار شده و به مرور سازگاری اش را کمتر می‌کند تا کودک بتواند ناکامی‌های بیشتری را تحمل کند.

مادری که بعدها همچنان به برآورده کردن کامل و فوری نیازهای کودکش ادامه می‌دهد نیاز به یادگیری رفتارهای جدید، پرورش مهارت‌های نو و توانایی مهار تأخیر و ناکامی را از فرزندش می گیرد.

عقیده ای وجود دارد مبنی بر اینکه لازم نیست مادر صد در صد با کودکش هم آهنگ باشد یا همیشه در اختیارش باشد تا به قدر کافی والد خوبی محسوب شود، تحقیقات جدید نیز همین عقیده را تقویت می‌کند. این تحقیقات اشاره می‌کند که فقط لازم است شما در سی درصد مواقع با کودک همگام، به معنی؛ سازگار و هم آهنگ بودن مادر با فرزند باشید.

مادری که کم داشتم| جاسمین لی کوری


تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

عشق و نفرت در قاب تحلیل|گلن گابارد

بخشی از کار روانکاو پیگیری مانورهای دفاعی خودش است، همچنان که در جستجوی پرهیز از نفرت نسبت به بیمار است، نفرت در بیمار نفرت در روانکاو را برانگیخته می‌کند. اپستین اما به ایجاد انکار نفرت نیز می‌پردازد.

همان گونه که وینیکات تأکید کرد؛ روانکاو نباید انکار کند که نفرت عملاً درون او وجود دارد و او واقعاً از بیمار متنفر است. بیمار تنها زمانی خواهد توانست نفرت خود را تحمل کند که روانکاو بتواند از او متنفر باشد.


در مباحث بالینی اغلب پرسیده می‌شود که آیا روانکاو می‌تواند بیماری را که دوست ندارد درمان کند؟! سؤالی که در مورد بیماران با نفرت بدخیم بیشتر مطرح می‌شود این است که آیا روانکاو می‌تواند بیماری را که از وی متنفر نیست درمان کند؟!

اپستین اظهار کرد که؛ متداول‌ترین خطای روانکاو این است که او تلاش میکند با خوبی به فرافکنی های نفرت آمیز بیمار واکنش نشان دهد. این موضوع، بیمار را از وضعیت دفاعی فرافکنی اولیه اش دور می‌کند، نفرت خود را انکار می‌کند و آن را به جای خود در روانکاو می‌بیند.

تمایل دفاعی دیگر که باید در طول فرایند در بردارندگی به دقت بررسی شود این است که روانکاو با تمرکز صرف بر جنبه های خوب و دوست داشتنی بیمار وسوسه می‌شود با دوپارگی بیمار تبانی کند(کرنبرگ).

یک گونه از این وضعیت دفاعی؛ ترغیب و تشویق به جابه جایی نفرت بر چهره ای فراانتقالی است، بنابراین؛ روانکاو می‌تواند اتحاد درمانی را بر مبنای بیرون آمدن نفرت و بدی در رابطه ی روانکاو_بیمار ایجاد کند.

تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

در باب مرگ و سوگواری| زهرا عباس نژاد

مرگ اجتناب ناپذیرترین و عادلانه ترین واقعه زندگی ماست، ما می‌میریم تا دیگران زندگی کنند. اغلب هم آرزو داریم مرگ باوقار را تجربه کنیم، مرگی بدون درد و با فرصت خداحافظی از کسانیکه دوست‌شان داریم، اما غافل از اینکه بیشترین وقار و معصومیت در انسجام و زیبایی زندگی پیش از مرگ وجود دارد.

سوگواری در ذهن ما با خاکسپاری، گریه کردن‌ها و مشکی پوشیدن ها تداعی می‌شود و تا چند وقت پیش هم کسانی که عزیزی را از دست داده بودند این شانس را داشتند که عزاداری کنند و احساساتشان را بروز بدهند، اما حالا با سوت و کور شدن آرامگاه‌ها، داغدیدگی و ناراحتی‌های شدید جسمانی و روانی همراه با آن، بدون سوگواری در کنار دیگران تجربه می‌شود.

فرایندی که فرهنگ های مختلف به شکل‌های متفاوت به فرد داغدیده کمک می‌کند با ابراز احساسات و افکار با این سوگ دردناک کنار بیاید.

عموماً وقتی عزیزی را از دست می‌دهیم، در اولین مرحله به انکار رو می‌آوریم و نمی‌خواهیم باور کنیم چه اتفاقی افتاده است. اما فرد داغدیده با فرایند سوگواری از فقدان عزیز آگاه می‌شود، اجتناب را کنار می‌گذارد و واقعیت این فقدان را می‌پذیرد و خودش را برای مواجه شدن با رنج و درد ناشی از این فقدان آماده می‌کند.

همین مواجه شدن و عزاداری، عذاب سوگ را پایان می‌دهد و باعث می‌شود فرد رنج دیده بتواند با دنیای بدون عزیزش سازگاری پیدا کند، به حالت سابق برگردد و همچنان زندگی را با برقراری پیوندهای درونی خودش، با فرد از دست رفته ادامه بدهد.

مهم ترین اهمیت سوگواری، پذیرش سوگ، سرعت بخشیدن برگشت به زندگی قبلی و تجربه همدلی دیگران است. اما حالا که نزدیکان ما با سوگ های غیر منتظره مواجه شدند و دستهایی نیست که به آن‌ها کمک کند دوباره روی پا بایستند چیکار می‌شود کرد؟!


تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

عشق و نفرت در قاب تحلیل|گلن گابارد

مفهوم خودشیفتگی در تفاوت‌های جزئی درواقع سه بار در کار فروید دیده می‌شود، او این عبارت را در مقاله ی خود در سال 1918 با عنوان "تابوی بکارت" ابداع کرد. فروید، پس از بررسی داده های انسان شناسی در مورد تفکیک جنسیت در قبایل اولیه نتیجه گرفت که تابوی موجود در چنین جوامعی بر وحشت زنان و خصومت برخاسته از تفاوت‌های میان جنسیتی مبتنی است.

فروید اظهار کرد که؛ صمیمیت جنسی با این ترس در جنس مذکر همراه است که مقاربت جنسی او را ضعیف می‌کند و قدرت او را به سرقت خواهد برد.
فروید پس از اظهار نظر درباره برداشت کرالی از تابوی انزوای شخصی که افراد را از یکدیگر جدا می‌کند، نظرات زیر را بیان کرد:
دقیقاً همین تفاوت‌های جزئی اند که بنیان گذار احساسی غریب و خصومت میان افرادی اند که از جهات دیگر به هم شباهت دارند. دنبال کردن این نظر برای به دست آوردن این نتیجه از "خودشیفتگی در تفاوت‌های جزئی" و خصومتی که در هر رابطه ی انسانی شاهد آنیم مبارزه علیه احساس رفاقت و غلبه بر این فرمان الهی که همه افراد بشر باید یکدیگر را دوست بدارند وسوسه انگیز است.

روانکاوی معتقد است که بخش عظیمی از زمینه طرد خودشیفته زنان از سوی مردان که با تحقیر
ایشان در هم آمیخته است را کشف کرده است و توجه را به عقده‌ی اختگی و اعتقاد به این نظر که زنان به آن دچارند جلب می‌کند.

فروید، در این مرحله از تفکراتش این مفهوم را عمدتاً برای احساسات خاص مرتبط با اضطراب اختگی به کار برد که اغلب مردان نسبت به زنان دارند. با این حال زمانیکه او به مفهوم روان شناسی گروهی و تحلیل ایگو بازگشت، خودشیفتگی تفاوت‌های جزئی را پدیده‌ای جهانی تر و عمومی تر تلقی کرد که کمابیش به تمام اشکال گفتمان بشری مربوط است.

در این زمینه او اشاره کرد؛ "تقریباً تمام روابط هیجانی صمیمی میان دو نفر که برای مدتی ادامه داشته است، مانند‌؛ ازدواج، دوستی، روابط میان والدین و فرزندان_رسوباتی از احساس بیزاری و خصومت را در خود دارد که تنها در نتیجه سرکوب  از آن رهایی می‌یابد".

تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

پرونده طلاقی رو دیدم که بعد از سی سال زندگی مشترک، درخواست از طرف مرد ارائه شده بود.

و اما دلیلش‌‌؛ تمام مدت سی سال و حتی قبل تر همسر این مرد با مرد دیگه که اتفاقاً اوشونم متأهل بود رابطه عاطفی و جنسی داشتن و هیچکس هم متوجه نشده بود تا زمانیکه بعد سی سال پیام‌های گوشی با محتوای قرار گذاشتن رؤیت شده بود! و بعد از فاش شدن داستان خانم به داستان اعتراف و بیان می‌کنه که اصلا شوهرش رو دوست نداشته و معشوقش اونیه که باهاش در ارتباطه و یک اطمینان خاطر هم به مرد میده که خیلیم بد نبودم و بچه هات از خودتن!

خلاصه که همیشه آروم و ملایم بودن افراد و زندگی و ایده آل سازی کردن همدیگه خیلیم نشونه خوبی نیست و گاهی پرده ای میشه که مانع دیدن واقعیت های دورمون میشه.

تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…
Subscribe to a channel