insightgroup_ir | Unsorted

Telegram-канал insightgroup_ir - [گروه روان‌تحلیلی بینش]

7512

یونس اقتداری| روان‌درمانگر تحلیلی Admin: @InsightGroup_Admin

Subscribe to a channel

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

عملکرد از درون انتقال|فرد بوش

هنگامی که بیمار فریاد می‌زند: «برو؛ مرا تنها بگذار، من به تو نیازی ندارم، اما خیلی دور نرو و خیلی هم نزدیک نیا».
ما تمایل داریم تا نیاز به انتقال را تفسیر کنیم و نه مقاومت به انتقال را و یا شاید میل به اینکه ما را شخصی که تنها می‌ماند بدانند برای ادامه دادن به کار و درگیر شدن در سطوح متعدد و عمیق روان بیمار گاهی نیاز داریم تا احساس مهم بودن کنیم. گمان می‌کنم این یکی از عواملی است که تفسیر بیش از حد انتقال را سبب می‌شود.

گرین، پیچیدگی‌های در تفسیر انتقال را
این گونه شرح می‌دهد:

این ما را به مسئله تفسیر انتقال می‌رساند که بدون شک نیروی محرک روند تحلیل می باشد.  با این حال؛ مهم است بدانیم تحلیلی که تنها از طریق تفسیر انتقال انجام شود، اغلب به بیمار فشار غیر قابل تحملی وارد و جنبه آزار پیدا می‌کند، حتی اگر این تفسیرها به گونه ای طراحی شده باشد که به بیمار کمک کند آنچه در درونش می‌گذرد را بهتر درک کند.

احترام به مقاومت بیمار یکی از شروط رشد روند تحلیل است. گاهی لازم است که بیمار بر روی تحلیلگر فرافکنی کند، یعنی؛ به درون او راه یافته و آنچه در آن می‌گذرد را ببیند، اما لازم است که گاهی هر دوی آنها با هم به ابژه سومی بنگرند.

خلق یک ذهن روانکاوانه


تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

درمانگر: می‌بینم که اشک توی چشم‌هات جمع شده و همزمان از سر تا پا منقبضی. تو هم متوجه این هستی؟

بیمار: بله مضطربم.

درمانگر: و این اشک‌ها، این اشک‌ها از درماندگی است یا از غمگینی؟

بیمار: نمی‌دونم.

درمانگر: نمی‌دونی اشک‌هات به چی مربوط میشه؟ در این صورت من حدس می‌زنم اشک درماندگیه، اینو تایید می‌کنی؟

بیمار: بله خیلی احساس ناتوانی می‌کنم.

درمانگر: احساس اضطراب می‌کنی اما احساس ناتوانی نمی‌کنی. ناتوان عمل می‌کنی. موضع ناتوانی می‌گیری، خودتو ناتوان می‌بینی. مهمه که حرف منو درک کنی.


📌شفاف سازی: درمانگر در پی متمایز کردن احساس غم از درماندگی است.


منبع:
نقشه راه ناهشیار/ ژوزت تن هاوه دلابیه

ارتباط و رزرو وقت مشاوره و روان‌درمانی

▫️کانال تلگرام کلینیک مهرجان:
🆔 @mehrejanbnd

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

گاه؛ میلی درون درمانگر مبنی بر بیمار نگه داشتن بیمار و وابستگی مطلق به درمان وجود دارد که مانع ارتباط شفا بخش با بیمار می‌شود. دریافت پول بیشتر می‌تواند نمودی از این میل باشد. اینکه بیمار به پولدار تر شدن درمانگر کمک کند تا درمانگر بتواند اقساط اجاره و... خود را پرداخت کند.

اینجا بیمار، یک ابژه بی جان ادراک می‌شود، چشم و گوش درمانگر در ارتباط با یک چیز است؛ آنچه که می‌تواند بخشی از نیازهای من راه برآورده کند نه بیماری که برای رهایی از رنج خویش نیاز به یاری درمانگر دارد.

بینش یافتن نسبت به این مورد خیلی سخت است. چراکه؛ این میل گاهی در پشت تعرفه های نجومی، توجیهاتی مثل؛ مطب در بالا شهر، هزینه سوپرویژن و مطالعات گسترده می‌تواند مخفی شود.

البته این دلایل همیشه توجیه نیستند بلکه میل نهفته در پشت آن است که این مورد را مشخص می‌کند. نکته جالب اینکه از طرف دیگر؛ ساختار شخصیت درمانگر درمان و سوپرویژن ،گرفتن خود میتواند به بینش یافتن درمانگر نسبت به میل واقعی درمانگر از ارتباط با بیماران بخصوصی کمک کند.
چه ابهام و تعارض زیبایی!

تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

📌بدن به مثابه بازیگری برای ذهن

▫️تا آنجاکه به تظاهرات روان تنی مربوط می‌شود بسیار محتمل به نظر می‌رسد که یک سری از روش های خاص کارکرد ذهن، فرد را مستعد کند در برابر استرس در شرایط یکسان به جای واکنش‌های نوروتیک، سایکوتیک یا منحرف از نظر جنسی، واکنش روان تنی نشان بدهد.

▫️البته؛ گمانه زنی هایی از قبیل آنچه در بالا یاد شد، مرا بلافاصله به سوی ملاحظه پدیده های روان تنی سوق نداد. مشاهدات بالینی من در ابتدا سبب شد تا در خصوص اهمیت ابتدایی انحرافات جنسی تأمل کرده و سپس سراغ این نتیجه گیری بروم که فرم باستانی تری از میل جنسی وجود دارد که با جنبه های پیشاتناسلی، دگرآزاری و چسبندگی تکمیل می‌شود.

▫️در اثر همین، کشف مفهوم واپس روی روان تنی به اروتیسم دوران نوزادی و سالهای اولیه زندگی را بیان داشتم. البته همچنان بیخبرتر از آن بودم که بدانم خود بیماری روان تنی نیز می‌تواند در شرایط خاصی نشانه آشکار اشتیاق های جنسی بسیار زودرس باشد که فرد آنها را تهدیدی علیه زندگی اش می‌بیند.

▫️افزون براین؛ حتی در خیالم هم نمی‌گنجید که با تشریح کردن این یافته ها در نهایت اصطلاحی مانند: هیستری باستانی را ابداع کن. اصطلاحی که در آن نوعی تضاد وجود دارد، چراکه؛ هیستری خود از طریق ارتباطات کلامی ساخته می‌شود.

تئاتر بدن | جویس مک دوگال


🆔 @Thewordsaidandunsaid

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

تئودور ریک معتقد بود که مردها و زن‌ها همسرانی را برمی گزینند که نیازی مهم را برآورده می‌کنند و از آن جمله ویژگی‌هایی دارند که خودشان فاقد آنها هستند. ریک مطرح می‌کند به من بگو عاشق چه کسی هستی تا بگویم که تو کیستی و مهم‌تر این که می‌خواهی چه کسی باشی؟!

مسلما در تمام این نظریات واقعیتی هست. اما همه آنها بر اساس یک نظریه بنیادی بال و پر گرفته اند: هر یک از ما شخصیتی منحصر به فرد داریم که زاده تجربیات دوران کودکی و بیولوژی خاص ماست و این ساختار روانی عمدتا ناخودآگاه ما را به سوی عشق ورزیدن به یک شخص خاص-به جای هزاران هزار همسر احتمالی دیگر-سوق می دهد.

نقشه های عشقی ما احتمالاً از همان دوران طفولیت که خود را با نیروهای بی‌شمار مؤثر بر احساسات و نظریات مان وفق می‌دهیم شکل می‌گیرند و بسط می‌یابند.

همانگونه که سنداک خردمندانه خاطر نشان کرده، کودکی موریس، دوره ای ناجور و جدی است. بعد که وارد مدرسه میشویم و دوستان جدید پیدا می‌کنیم بارها عاشق و شیدا می‌شویم و همین امر بیش از پیش به چیزهایی که برای ما خوشایند و ناخوشایندند شکل می‌دهد. وقتی در نوجوانی روابط بیشتری را تجربه می‌کنیم این جدول روان شناختی و شخصی نیز بیشتر بسط می‌یابد.

چرا عاشق می‌شویم؟! | هلن فیشر

تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

روان درمانی نمی تواند گذشته را از بین ببرد.

اگر مورد سوءاستفاده، غفلت یا بد رفتاری قرار گرفته ایم، این بخشی از تجربه زیسته ماست که نمی‌توان آن را نادیده و محو کرد. با این حال؛ روان‌درمانی می‌تواند به ما کمک کند گذشته را در گذشته قرار دهیم، درنتیجه؛ مجبور نیستیم آن را دوباره زندگی کنیم(باز زیستن).

جاناتان شدلر


تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

شرم که تا ابد در صحنه زندگی فرد باقی می‌ماند، بیشتر به معنای انطباق با دیگران است تا خود بسندگی، یعنی؛ بهزیستی آن فرد کاملا وابسته است به پاسخ ها و واکنش‌های دیگران.

وقتی پاسخ‌ها مناسب باشد کودک احساس ارزش‌مندی و اهمیت می‌کند، وقتی چندان مناسب نباشد کودک احساس بی ارزشی و ضعف می‌کند.

احساس دوپاره شدن یا دو نیمه شدن بر زندگی مراجعانی حکم فرماست که با چنین پیشینه خانوادگی ای برای درمان مراجعه می‌کنند. برخی از آن‌ها که معمولاً عملکرد موفقی دارند و درصدد راضی نگه داشتن دیگران هستند اغلب اوقات قادرند آن بخش تاریک تجاربشان را از خودشان جدا کنند، اما برخی دیگر نمی توانند مسیر هیجاناتشان را منحرف کنند.

هیجاناتی که آن‌ها را در عرض یک روز از عرش به فرش می کشاند و در حدی ناامیدشان می‌کند که به فکر خودکشی می‌افتند. آنها سخت تلاش می‌کنند تا دیگران را راضی کنند اما روابطشان آکنده است از احساس خشم ناشی از انتظارات ناکام مانده و امیدهای بر باد رفته.

شرم در این مراجعان که وجودشان دوپاره شده در بخش «کودک طرد شده» وجودشان قرار نمی گیرد، بلکه در احساس وحشتناک ناشی از اینجا و اکنون وجود دارد و حالتی همیشگی و بسیار قدرتمند است.

این حالت ممکن است در روزهایی که موفقیت و ارتباطات خوب این افراد را سرپا نگه می‌دارد فراموش شود. اما وقتی اتفاقی می‌افتد که احساس ارزشمندی آنها را خدشه دار می‌کند شرم تبدیل می‌شود به خشمی شدید و سازش ناپذیر نسبت به کسی که آنها را ناراحت کرده یا اینکه به شدت مضطربشان می‌کند. و تنها چیزی که شاید کمکشان کند این است که کاری انجام دهند.

شرم درمانی| پاتریشیا دیانگ


تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

شرم، تجربه چند پاره شدن «خود» در رابطه اش با دیگری آشفته ساز است.


وقتی ما در آسیب پذیرترین حالتمان هستیم، تجربه ای که از یکپارچگی خود داریم وابسته است به هم آهنگی یا تنظیم هیجانی ای که از نزدیک‌ترین افراد زندگی مان دریافت می‌کنیم.

«دیگری آشفته ساز» یکی از نزدیک‌ترین افرادی است که پاسخ‌های هیجانی او ما را در یک احساس چند پاره شدگی رها می‌کند.


شرم درمانی| پاتریشیا دیانگ


تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

سهم روانکاو در انتقال اروتیک|انتظار های روانکاو

البته اکنون می‌دانیم که نه تنها تمام بیماران انتقالی را پرورش نمی‌دهند که با پدیدهٔ عاشق شدن همخوانی داشته باشد، بلکه تمام بیماران نسبت به روانکاو خود تمایل جنسی پیدا نمی‌کنند.

در بعضی موارد، نفرت مشهودترین شکل عاطفه در انتقال است، وقتی بیمارانی که با شکایت ناتوانی در عاشق شدن برای تحلیل مراجعه می‌کنند، متوجه می‌شویم همان مشکل در جریان تحلیل خود را نمایان می‌کند.

با این حال من در بحث و بررسی با همکاران خود متوجه شده ام که امروزه بسیاری از روانکاوان هنوز هم فرایند تحلیلی را به شکلی مفهوم سازی می‌کنند که در آن بیمار پی در پی عاشق آن‌ها می‌شود.

به علاوه؛ سایر روانکاوان به طور ضمنی بیان می‌کنند که بیمار باید احساس‌های جنسی داشته باشد و این احساس‌ها در جریان گفتگوهای روانکاوانه مکرراً معرف دستور جلسه خواهد بود.

ممکن است بیماران از این پیشنهادها پیروی کنند یا ممکن است در برابر آن سرسختی نشان دهند و در برابر آرزوی روانکاو مقاومت کنند یا ممکن است به دلیل ترس از اشتیاق روانکاو برای وسوسه کردن این احساسها، آنها را پنهان کنند.

گاهی اوقات ممکن است روانکاو ناخواسته انتظار را بیان کند، برای مثال؛ تحلیلگر تازه کاری که در ابتدا دچار این لغزش شرم آور شد: او در اولین ملاقات خود با یکی از مراجعان گفت: «البته، زمانی که تحلیل را شروع می‌کنیم از روی این صندلی به تخت می‌رویم بیمار پاسخ داد: « آیا نام آن کاناپه نیست؟!» روانکاو جوان سراسیمه پاسخ داد: «چه گفتم؟! بیمار :گفت «شما گفتید تخت!»
سپس روانکاو خود را جمع وجور کرد و گفت: «اوه نه به آن کاناپه می‌گوییم نه تخت.

عشق و نفرت در قاب تحلیل|گلن گابارد


تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

درمانگر: می دونستی داری چیکار میکنی؟

بیمار: این یه جور الگوی رفتاریه میدونم به کسی نمیگم از دستت خشمگینم و ازت ناامید شدم - بلکه با رفتن به سمت یه نفر دیگه، غیر مستقیم به اونها می فهمونم. «این هم یه چیزیه مثل این که بگی گور پدرتون». همین طور به رقابت و حسادتی هم در کاره، فکر میکنم چون یادم می آد یه بار دیدم که مادرم برادرم را حمام میکنه و به آلت او دست زد. من عادت داشتم با یه حوله خودارضایی کنم. فکر میکنم حسودی ام میشد اما به جای ابراز اون احساسات، دنبال یه جور جانشین بودم.

درمانگر: به نظر میرسه کم کم همه چیز داره معلوم میشه و معنا پیدا میکنه.

تا اینجا بیمار بخش عمده ای از کار درمانی را برعهده داشته و در حقیقت فرایند درمان را هدایت میکرده است این وضعیت در صورتی رخ میدهد که عملکردهای دفاعی از کار بیافتد و ناهشیار باز شود (همچنین بازتابی است از پیمان درمانی قدرتمند ). خاطرات به نحوی معنادار پدیدار می شوند و به حوادث نامفهوم و گیج کننده گذشته معنا می بخشند.


منبع : دگرگونی زندگی ها/ پاتریشیا دلاسلوا
ارتباط و رزرو وقت مشاوره و روان‌درمانی

▫️کانال تلگرام کلینیک مهرجان:
🆔 @mehrejanbnd

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

آیا فقدان احساسات مشهود است؟!

گاهی بیماران در مورد موضوعی صحبت می‌کنند که به نظر با اهمیت می‌رسد ولی هیچ احساسی از خود نشان نمی‌دهند. برای مثال؛ وقتی بیماری به شما می‌گوید نامزدش به تازگی با او به هم زده است ولی هیچ احساسی از خود نشان نمی‌دهد شما فقدان احساسات را تجربه می‌کنید.

به طور کلی؛ عدم وجود احساسات ممکن است سرنخی باشد از اینکه در برابر یک عاطفه دردناک دفاع می‌شود. بسته به بیمار و شرایط خاصش، شاید ترجیح دهید که بیشتر در مورد آن سؤال کنید یا به دفاع بیمار احترام بگذارید و در آن لحظه حمایتگرانه از کنار آن موضوع بگذرید.

همچنین به یاد داشته باشید که عدم وجود احساسات ممکن است نشانه ای از یک اختلال خلق و خو مانند افسردگی باشد.

رواندرمانی تحلیلی کابانیس


تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

برای فهمیدن آنچه برای بیمار در هر لحظه خاص با اهمیت ترین موضوع است.

طی جلسات درمان تحلیلی، بیمار از موارد بسیاری سخن می‌گوید، بهترین راه برای تشخیص اینکه کدام موضوعات برای بیمار مهم‌ترین هستند گوش دادن به او برای یافتن نزدیکترین عناصر به عاطفه است.

برای مثال؛ بیماری را در نظر بگیرید که به مدت بیست دقیقه و به طور یکنواختی در مورد کارش صحبت می‌کند اما بعد از آن با اشاره ای لحظه ای به مهمانی خداحافظی دستیار تحقیقاتی اش تقریبا به گریه می افتد. عاطفه را دنبال کنید-مطمئناً، موضوعی در مورد این عزیمت هست که برای بیمار مهم است.

رواندرمانی تحلیلی کابانیس


تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

▪️اشخاص یک قطعه پلاستیک ثابت نیستند بلکه موجودی زنده و متغیرند. وقتی که به یک نفر عشق می ورزیم، با کسی که می شناسیم، کسی که سرانجام او را خواهیم شناخت و کسی که هرگز او را نخواهیم شناخت رابطه برقرار می کنیم.

او تکه ای گل کوزه گری نیست که او را به شکل تصور ذهنی مان درآوریم، بلکه انسانی است که با او وارد معاشرت می شویم.

▪️وقتی که رابطه خود را با کسی قطع می کنیم، به چیزی که باور داریم می چسبیم آن را منجمد می کنیم، و ادعا می کنیم، «تو این طور هستی!»
دیگر آن شخص را نمی یابیم، بلکه تصورمان از او را نوازش می کنیم.

به کار بردن تصوراتمان برای «درک» یک نفر همان قدر بیهوده است که به کار بردن تور پروانه گیری برای گرفتن باد.


▪️در مقابل ،عشق به درهم شکستن مفاهیمی که تلاش کردیم شخصی را در قالب آنها بگنجانیم، ادامه می دهد. عشق آشکار می کند که این شخص در فراسوی افکار و باورهای ما چه کسی است. با صمیمی شدن با کسانی که برایمان مهم اند، شروع به احترام گذاشتن به تعالی و وجود رمزآلودشان می کنیم.

🖋جان فردریکسون


🆔 @Thewordsaidandunsaid

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

دو نوع دانستن روانکاوانه|فرد بوش

برای درک بهتر تأثیر روانکاوی در خلق یک ذهن روانکاوانه، تشخیص میان دو نوع دانستن روانکاوانه کمک کننده است: نخستین نوع را که برای ما آشناترین نوع نیز هست می‌توان «شناخت وضعیت» نام گذاشت.

این نوع دانش ما را در وضعیت دانستن قرار می‌دهد، یعنی؛ آنچه برای ما ناشناخته بود اکنون شناخته شده است، به عنوان مثال آنچه قبلاً ناخودآگاه بود اکنون در بخش آگاه است. در طول زمان به نکته های جدیدی در رابطه با کمک کننده بودن این مطلب پی برده ایم و با روش‌هایی آشنا شده ایم که می‌توانند این وضعیت را کمک کننده تر هم بکنند.


نوع دیگر دانستن که می‌توان از روانکاوی به دست آورد و ما با آن کمتر آشنا هستیم آن چیزی است که من «شناخت روند» می‌نامم.

آنجایی که تحلیل شونده به روندی که از طریق آن می‌تواند ذهن خود را بفهمد شناخت پیدا می‌کند و همین طور به تأثیرات عاطفی این روند بر خود.
شناخت وضعیت و شناخت روند، همراه با هم، در مرکز درمان روانکاوانه قرار دارند و نقشی اساسی در توانمندی برای خلق ذهن روانکاوانه ایفا می‌کنند.


شناخت روند
مردی سی و دو ساله، بسیار مردانه اما درون گرا، جلسه تحلیلی را با کنجکاوی دربارهٔ اینکه آیا من متوجه لنگیدنش شده بودم یا نه شروع کرد. در ادامه توضیح داد که در بازی فوتبال مچ پایش پیچ خورده و بعد به آنچه «نداشت» تداعی کرد:

او رؤیا نمی دید و فکر خاصی دربارهٔ جلسه قبل نداشت. در ادامه توضیح داد که چگونه در فوتبال با شیرجه رفتن برای توپ‌هایی که امکان نداشت بتواند به آنها برسد به خود صدمه زده بود.

از خود می‌پرسید چرا این کار را کرده؟! و متوجه شد که در حال حرف زدن با من از خود پرسیده بود: آیا آنچه بازگو میکرد مهم بود یا هیچ نبود؟!
ف.ب: شیرجه برای چیزی یا برای هیچ؟!این پرسش به بیمار کمک کرد که به حدود ده سالگی اش فکر کند؛ شب در تخت دراز کشیده بود و احساس می‌کرد که اتاق کوچک‌تر، اما مرتفع تر می‌شود، مثل نواری پلاستیکی که هنگام کشیده
شدن ارتفاع پیدا می‌کند اما دو کناره اش به هم نزدیک‌تر می‌شوند.

سپس گفت؛ ترسناک بود [مکث] الان اصلاً مطمئن نیستم که آیا در آن زمان تجربه اش کرده ام یا اصلاً به آن فکر میکرده ام؟!
ف.ب: چیزی بود یا هیچ نبود...

سخت است دانستن اینکه آیا دنبال چیزی رفتن باعث صدمه دیدن تو می‌شود یا نه؟!

خلق یک ذهن روانکاوانه


تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

آنا عزیز،
وقتی از افرادی که بیشتر به آن‌ها اعتماد دارید آسیب می‌بینید به این معنی نیست که ضعیف هستید. طبق قوانین فیزیک، اگر جسمی که به آن تکیه می‌کنید ناگهان از بین برود. تو هم به آن سمت خواهی افتاد پس این ربطی به ضعف تو ندارد.

فروید خطاب به دخترش آنا فروید


تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

عملکرد از درون انتقال|فرد بوش

تقاضاها از کار تحلیل روانی بسیار است. ما باید وضعیت‌های روانی ابتدایی خودمان که اغلب پژواکشان در ناخودآگاه شنیده می‌شود را کنترل و حفظ کنیم و سپس به آن‌ها بیاندیشیم.

ما باید سعی کنیم درعین حال که خودشیفتگی سالم خود را در وضعیتی ثابت نگاه می‌داریم، سرمایه گذاری لیبیدو و دل‌مشغولی خود را متوجه سلامت روان دیگری بکنیم، اما چون این امر همیشه امکان پذیر نیست ناگزیر در رابطه با بیمار خود دست به نوعی بازاجرا می‌زنیم.

در طول هر درمان، خودشیفتگی ما از حالت تعادل خارج می‌شود و درست در این لحظات است که ارتباط ما با دیدگاه های بیمار، کمرنگ شده و تحلیل می‌رود. من این مسئله را در تمایل ما به تفسیر بیش از اندازه انتقال، بالاخص در رابطه با تأثیر ما بر بیمار بسیار مهم می‌دانم.

قبل از هر توقف در درمان، تقریباً بدون استثنا، تفسير تحلیل‌گر درباره هرچه که بیمار بگوید به نوعی مربوط به جدایی قریب الوقوع بیمار از تحلیل‌گر می‌شود.

هرچند که ممکن است این نظر تا حدودی صحت داشته باشد اما برداشت من این است که اکثر مواقع این نوع تفسیرها زودهنگام هستند. در این مواقع، ما چه کسی را تفسیر می‌کنیم؟!

خلق یک ذهن روانکاوانه


تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

مثال بالینی برای انحراف از چارچوب درمان

بیمار زنی بعد از گذشت شش ماه از درمانش، شروع به دیر آمدن در جلساتش می‌کند، دلیل تراشی می‌کند که درخواست‌های کاری وی این مشکل را برای به موقع نرسیدن به وجود آورده است. وقتی درمانگر زن ایشان رفتار بیمار را تفسیر نمود و شروع به کشف معنای آن کرد، بیمار دیر آمدنش را متوقف کرد. پس از مدت کوتاهی او به موقع آمدنش را از سرگرفته بود خودش را در اتاق انتظار منتظر دید، آنجا نشست، از اشتیاق زیاد خود برای دیدن درمانگرش و اینکه جسماً در کنار او باشد آگاهی داشت؛ احساساتی که او توانسته بود با دیر آمدنش آنها را کنار نگه دارد.

در همان زمان بیمار از ترسهایش آگاه بود که آیا درمانگر احساسات وی را غیر قابل قبول دانسته و یا اگر درمانگر بداند که او چگونه حسی دارد سعی در رد کردن وی خواهد داشت. در این موقعیت رابطه با درمانگر توانسته بود یک رابطه موضوعی از نیازمند بودن و کودک وابسته و والدین غیر مسئول و طرد کننده را که با احساس شرم تداعی شده بود فعال کند.

با دیر آمدن، بیمار در صدد دفاع بر ضد آگاهی از وجود این رابطه موضوعی بوده است. وقتی درمانگر به همراه خود بیمار این انحراف از چارچوب درمان را کشف کردند این رابطه موضوعی آشکار شد و به سطح هشیاری آمد و توانستند در طول درمان بر روی آن کار کنند. درمانگر دیگری دریافت که با یکی از بیمارانش چند دقیقه ای بعد از جلسه درمان بیشتر میماند.

این برای یک درمانگر که معمولاً به موقع جلساتش را شروع و خاتمه میدهد، غیر عادی است. وقتی درمانگر متوجه شد که چگونه عکس العمل نشان داده است، فهمید که این بیمار به گونه ای این احساس را در درمانگر بر می انگیزد که به حد کافی اطلاعات به او ارائه نداده است. با آگاهی از این موضوع درمانگر توانست شیوه مشابه بیمار در زدن اتهام به دوستان و اعضای خانواده اش را کشف کند که آنها هرگز به بیمار آنچه را میخواسته نمی داده اند.

در این زمان، درمانگر توانست رابطه موضوعی ناامیدی از خویش را در تعامل با موضوعی محروم کننده که هم در داخل و هم در خارج از جلسه درمان مستقر شد تشخیص دهد. این مثال روشن می‌کند؛ که وقتی یک درمانگر دارای روش‌های استاندارد است، بطور مثال؛ برای شروع و خاتمه جلسات حتی کوچکترین تمایلات درمانگر برای رفتاری متفاوت با بیماری خاص هم مشخص و بر جسته خواهد شد.

تمایل درمانگر به تغییر برنامه ی کاری مشخص خودش یک شکل از انتقال- انتقال متقابل است. تشخیص درمانگر در مورد اینکه اغوا شده یا تمایل به تغییر برنامه ی استانداردش را با بیمار خاصی دارد فرصتی مناسب فراهم می‌کند تا در نهایت روابط موضوعی که در طول درمان تثبیت شده اند کشف و مشخص شوند.

رواندرمانی پویشی برای اختلالات سطحی شخصیت


تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

خدایا؛ باشد که وقتی مُردم، همچنان زنده بمانم.

وینیکات، 1978


تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

📌بدن به مثابه بازیگری برای ذهن

▫️هرچند آشکار است اضطراب، مادر خلاقیت در نمایش روان است، همچنان پاسخ چگونگی «انتخاب» نشانه ها برای مقابله با اضطراب را نمی‌دانیم. چرا یک فرد در مواجهه خود با تعارض ذهنی، پاسخی نوروتیک ایجاد می‌کند درحالیکه دیگری نشانه‌ای سایکوتیک خلق کرده و شخص دیگر سراغ انحراف جنسی یا ناخوشی‌های روان تنی می‌رود؟!

▫️به عنوان نمونه؛ وقتی فردی که آرزوی لذت بردن از زندگی جنسی خود را دارد توسط اضطراب شدید مورد تهاجم قرار می‌گیرد، مشاهده می‌کنیم یک نفر نشانه ای نوروتیک مانند زودانزالی یا وسواس شستن دستها پیدا می‌کند، دیگری به انحراف جنسی دچار می‌شود که امکان بیان جنسی محدود را به او می‌دهد، دیگری توهمی پیدا می‌کند که بر اساس آن می‌اندیشد تمایلات جنسی اش تحت تأثیر ماشین‌های لباس شویی قرار دارد.

▫️و در این میان؛ فردی دیگر که هیچ نشانه جنسی آشکاری بروز نمی‌دهد سال‌ها به آلرژی های پوستی آسم کزاز و زخمهای گوارشی دچار می‌شود که همگی‌شان وقتی تعارضات به رسمیت شناخته نشده جنسی و نارسیستیک فرد به سطح می آیند از بین میرود.

▫️واقعیتی که سؤال علیت را هرچه بیشتر پیچیده می‌کند آن است که بایستی مابین دلایل تسریع کننده مانند؛ برانگیختگی جنسی و دلایل زیربنایی که ممکن است ریشه در ارتباطات اولیه بین مادر و نوزاد و سازماندهی و ساختاربندی
اولیه ذهن نوزاد داشته باشد تفاوت قائل شد.

تئاتر بدن | جویس مک دوگال


🆔 @Thewordsaidandunsaid

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

▪️درمان نمی تواند کودکی ما را برگرداند یا حقایق گذشته ما را تغییر دهد.

هیچکس با بال و پر دادن به توهم ها درمان نمی شود آن بهشت پر از هماهنگی و توازن کودکانه که بسیاری از بیماران امیدوارند به دستش آورند، دیگر دست نیافتنی است اما کشف واقعیات مربوط به زندگی گذشته و آگاهی یافتن از آنها در بزرگسالی می تواند به فرد کمک کند تا به دنیای احساسات برگردد. البته این دنیا به پای آن بهشت نمی رسد ولی به فرد امکان پذیرش واقعیت تلخ را می دهد و این کار به واقع سرزندگیمان را به ما پس می دهد.

🖋آلیس میلر

🆔 @Thewordsaidandunsaid

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

آیالا پاینز روان‌شناس معتقد است؛ ما همسری را برمی گزینیم که شبیه پدر یا مادری باشد که در دوران کودکی با او مشکلات حل نشده داشته ایم، ما به شکل ناخودآگاه در پی آنیم که در دوران بلوغ مشکل این ارتباط مربوط به دوران کودکی مان را حل کنیم.

هارویل هندریکس معتقد است؛ ما همسرانی را بر می گزینیم که در دوران کودکی همان آسیب‌های روحی ما را دیده و در روند رشد در همان مرحله ای گیر کرده باشند که خود ما گیر کرده بودیم. مورای بوون معتقد است ما همسرانی را برمی گزینیم که همان "ماهیت متمایز" یا استقلال هویتی را بروز دهند که ما داریم.

ما در پی همسرانی هستیم که در مهار اضطراب توانایی ای همساز با خود ما داشته باشند. روان شناسانی چون سیندی هازان و فیلیپ شیور، بر پایه نظریات جان بالبی و مری اینثورث این نظر را مطرح می‌کنند که ما به نحوی عاشق و دلبسته می‌شویم که آینه نوع خاص دلبستگی دوره کودکی به مادرمان باشد.

الیوت آرونسون، احساس تئودور روتکه شاعر را تأیید می‌کند: عشق زاینده عشق است. او می‌گوید بعضی آدم‌ها کسانی را بر می‌گزینند که میپندارند عاشق آن‌ها هستند؛ این باور آغازگر موجی از تجارب خوش است که به ازدواج منجر می‌شود.

چرا عاشق می‌شویم؟! | هلن فیشر

تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

📌کسی جواب‌ها را از قبل ندارد!

دکتر جاناتان شدلر، روانکاو و عضو انجمن روانکاوی سان‌فرانسیسکو، در فضای آموزش و پژوهش روانکاوانه به مقاله تحسین‌شده‌اش «اثربخشی درمان‌های روان‌پویشی» معروف است، چرا که درمان‌ های روانکاوانه را به عنوان درمان‌ هایی مبتنی بر شواهد جا انداخت.

او در این ویدیو به اولین اصل مهم روان‌درمانی، یعنی اهمیت دادن به جهان هیجانات و عواطف بیمار، اشاره می‌کند.

برخلاف رویکردهایی که بر اساس علائم بیمار، نقشه راهی از پیش تعیین شده برای مواجهه و حل و فصل علائم دارند، در درمان‌های پویشی درمانگر هم‌قدم با خود بیمار به جستجو در جهان او می‌پردازد.

▫️بازنشر از پیج اینستاگرام
instagram.com/zi_clinic_

تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

همانند سازی فرافکنانه در اتاق درمان

- سه الگوی همانند سازی فرافکنانه
- انتقال و انتقال متقابل در تحلیل
- ایجاد فشار و گیر افتادن تحلیل‌گر
- ظرف بودن و در برگرفتن تحلیل‌گر
- ناارزنده سازی تحلیل گر در pi

🎙یونس اقتداری

#Projective_ldentification
#pi
تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

آیا رفتار بیمار در جلسه نشان دهنده یک عاطفه است؟!

اگر بیماران به طور مستقیم عاطفه خودشان را با کلمات ابراز نکنند شاید در حال ابراز آن با رفتارشان هستند. رفتارها می‌توانند محسوس یا نامحسوس باشند. برای مثال؛ سفت و خشک نشستن، وول خوردن، به نرمی صحبت کردن، ضربه زدن به صندلی، خندیدن یا گریه کردن.

از خود بپرسید آیا این رفتار مملو از عاطفه با محتوا همخوان است یا خیر؟!

در نظر گرفتن این موضوع که بیمار در اتاق انتظار چطور بود، چطور وارد اتاق درمان شد، نیز می‌تواند نشانه بسیار خوبی برای عاطفه غالب او باشد. برای مثال؛ بیماری که در اتاق انتظار سرش میان دست‌هایش است یا بیماری که جست و خیز کنان وارد اتاق درمان می‌شود به روشنی به ما از وضعیت عاطفی شان خبر می‌دهند.

رواندرمانی تحلیلی کابانیس


تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

سهم روانکاو در انتقال اروتیک|انتظار های روانکاو

اگرچه اعتقاد بیون به اینکه بدون خاطره قبلی و بدون میل به بیمار نزدیک شوید گاهی اوقات الگوی ایده آلی بود و روانکاو باید برای آن تلاش می‌کرد، اما نمی‌توان انتظارهای روانکاو را از معادله فاکتور گرفت.

روانکاوان از بیماران خود انتظار دارند در جلسات حاضر شوند، روی کاناپه دراز بکشند (در بیشتر مواقع) چیزی را که به ذهن‌شان می‌رسد بگویند، در مقابل بیان کردن آنچه به ذهنشان می‌رسد مقاومت کنند، صورت حساب خود را بپردازند، از اعمال خشونت علیه روانکاو یا اموال وی بپرهیزند و زمانی که وقت جلسه تمام شد دفتر را ترک کنند.

این‌ها تنها تعدادی از انتظارهای بدیهی تحلیلگران است. آنچه بیشترین ارتباط را با بحث ما دارد این است که بعضی روانکاوان ممکن است حتی انتظار داشته باشند که بیمارانشان عاشق آن‌ها شوند. درواقع، روش روانکاوی از لحاظ تاریخی مملو از چنین انتظارهایی بود.

در فصل اول که مکاتبه های اولیه فروید با یونگ را نقل کردم که در آن به وضوح و تا جایی که به او مربوط می‌شد بیان کرد که انتقال اروتیک سنگ زیربنای درمان روانکاوی است. او همچنین می دانست که روانکاو شرایط مساعدی را فراهم می‌کند تا بیمار عاشق او شود.

همانگونه که مادل اظهار کرده است: «در کجای زندگی روزمره می‌توانید افرادی را پیدا کنید که به مدت زمان توافق شده ای نیازها و امیال خود را کنار بگذارند و تنها به شما گوش دهند، افرادی که بیش از تصور شما وقت شناس و قابل اعتمادند و در بیشتر مواقع می‌توان روی آن‌ها حساب کرد که چیزی را تلافی نکنند و کج خلقی و قشقرق راه نیندازند؟!».

مطمئناً چنین افرادی می‌توانند باعث بروز احساس های عاشقانه در بیمار شوند.

عشق و نفرت در قاب تحلیل|گلن گابارد


تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

توانایی تسکین درد روانی از طریق بازگویی آن به دیگران از صدهزار سال پیش در مغز ما شکل گرفته یعنی بسیار قبل تر از زمانی که روان درمانی پدید آید اما اکنون به یک مداخلهٔ حرفه ای تبدیل شده است.
وقتی درمانگران جوان داستانهای مراجعان را میشنوند احساس میکنند که نباید بیکار بنشینند و لازم است که با این اطلاعات کاری کنند تا هزینه ای که از مراجع گرفتند حلال شود اما به مرور زمان میفهمیم که فقط شنونده و شاهد داستانهای مراجعان بودن خودش بخش مهمی از شغل ماست.

گاهی بهترین کار هیچ کاری نکردن است یعنی باید دست روی دست بگذاریم و فقط گوش دهیم.


🖋لوئیس کازولینو

🆔 @Thewordsaidandunsaid

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

چرا در روان درمانی تحلیلی عاطفه مهم است؟!

چه چیزهایی را در زندگی بیشتر به یاد می‌آوریم؟! مواقعی که غمگین، شاد یا ترسیده بودیم؛ لحظاتی که ما را تکان دادند و پر از احساس بودند. بینش بدون عاطفه مانند یک غروب بی رنگ است. اصل، عاطفه است - عاطفه به طور سیال و به شیوه ای که افکار به تنهایی قادر به انجام آن نیستند ما را به تجربیات کودکی و ناخودآگاه متصل می‌کند. به عنوان روان درمانگر تحلیلی، عاطفه قطب نمای شما، نقطه آغاز شما و بادنمای شما است. اگر به عاطفه بیمار نزدیک بمانید حتی جایی که احساس گم شدگی می‌کنید می دانید قدم بعدی تان چیست.


رواندرمانی تحلیلی کابانیس


تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

عشق و نفرت در قاب تحلیل|گلن گابارد

در فرایند تحلیلی مطلوب، عشق روانکاو به بیمار درنهایت پردازش می‌شود و تبدیل به چیزی می‌شود که لئووالد آن را «عشق تحلیلی» می‌نامد.
اگرچه خود لئووالد در نوشته هایش به این مفهوم نپرداخته است، شفر از لئووالد نقل می‌کند که؛ روانکاو به پتانسیل بیمار برای رشد در طی فرایند تحلیل اعتقاد دارد و از آینده آنالیزان در رابطهٔ تحلیلی قابل اعتمادشان محافظت می‌کند تا پیشرفت حاصل شود.

همان‌گونه که لئووالد در بخشی از نوشته های خود نتیجه گرفت: «نمی‌شود که حقیقت واقعیت روانی را دوست داشته باشیم، همانطوری که فروید در زندگی کاری خود تحت تأثیر این عشق قرار گرفت، ولی ابژه ای را که می‌خواهیم حقیقت آن را کشف کنیم دوست نداشته باشیم یا به آن اهمیت ندهیم...

به درستی می‌توان گفت در حین کارمان در بهترین لحظه هایی که درگیر کار تحلیل بی طرفانه و عینی هستیم، بیمار، ابژه مان، را بیشتر از هر زمان دیگر دوست داریم و نسبت به تمام موجودیت بیمار دلسوزانه رفتار می‌کنیم».

همانطور که هر آنالیزانی در فرایند خاتمه یک تحلیل مؤثر به شما خواهد گفت؛ احساس دوست داشته شدن جزء لاینفک فرایند روانکاوی است. همانگونه که هافر تأکید کرده است، بی طرفی واقعی مستلزم درگیر شدن و دوست داشتن فعالانه بیمار است؛ به این معنا که روانکاو احترام عمیقی به خودمختاری بیمار بگذارد بدون اینکه بخواهد سوگیری‌های خود را به بیمار تحمیل کند.

تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

من بچه خوبی بودم/هستم؟!| زهرا عباس نژاد

احتمالاً در خانواده ای، برای به چشم والدین آمدن باید معیارهای یک بچه ی خوب را داشت:
رفیق باز نبودن
شاگرد اول بودن
دُکتر و مهندس شدن
اعتراض نکردن
خشمگین نشدن
هوسِ کار بد نکردن
پذیرش بی چون و چرا و...

معیار هایی که خوب و بد شان صرفا ساخته ذهن والدین و دیگران است. معیار هایی که از درون و بیرون نشات گرفته و به درون دیگری و در قالب اهداف و آرزوها تحمیل می‌شود.

فرزندی که یاد گرفته است، عشق بی قید و شرط نیست، در بین دست های پدر و مادری بزرگ شده است که عشق آن‌ها با شرط و قاعده همراه بوده است. اگر بیست گرفتی دوستت خواهم داشت. اگر  با دوستانت بگردی، دوست داشتنی نیستی، بی ارزشی! و یا حتی کمی پیش تر، مادری که با گریه نوزاد بجای شیر دادن و در آغوش کشیدن او، به او بی‌مهری می‌کند و بجای پستان،انگشتش را در دهن نوزاد فرو می‌کند. به نوزاد چه را می‌فهماند؟!

پدر و مادری که با ایجاد فانتزی "کسی شدن" مطابق با معیارهای جامعه پسند، عشق را وابسته به قید و شرط کردند. در اکثر موارد این فانتزی‌، متعلق به والدین است و برای جبران احساس گناه بابت کسی نشدن درون فرزندان ایجاد می‌شود.

کودکی که یاد گرفته است برای دوست داشته شدن باید تبدیل به آنچه بشود که والدین می‌خواهند و برای اینکه در چشم والدین خوب دیده شود، متحمل فشاری درونی و بیرونی شده است، تبدیل به بزرگسالی می‌شود که برای دوست داشتنی بودن، خودش را مجبور به تسلیم شدن در برابر خواست دیگران می کند، چرا که عمیقا باور دارد حرف گوش کن نبودن مساوی ست با طرد. چیزی که ما در شخصیت های وابسته و چسبنده شاهدیم!

در اینجا بزرگسال که دیگر کودک نیست، اما انگار هویتش آمیخته با نگاه چشمِ دیگران است. کودکی که یاد گرفته است عشق، بدون شرط و شروط محقق نمی‌شود حالا بزرگ شده، و در روابط بزرگسالی هم کودکانه رفتار می‌کند.

کودکی که قد کشیده اما از نظر روانی بالغ نیست، حامل میل و فانتزی والدینی ست که فرزند دوست داشتنی به شرط تحقق فانتزی شان می‌دانند. و این نوزاد بزرگ شده، برای اینکه دوست داشتنی باشد، انگار راهی ندارد جز تن به خواست دیگران دادن، دور شدن از فردیت و تسلیم میل والدین و همچنین عرف جامعه شدن.

تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

«چیزی به اسم زمان حال یا آینده وجود ندارد، فقط گذشته است که بارها و بارها در زمان حال تکرار می‌شود»
يوجين اونیل


تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…
Subscribe to a channel