insightgroup_ir | Unsorted

Telegram-канал insightgroup_ir - [گروه روان‌تحلیلی بینش]

7512

یونس اقتداری| روان‌درمانگر تحلیلی Admin: @InsightGroup_Admin

Subscribe to a channel

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

سکوت در اتاق درمان

سکوت متفکرانه در هیچ زمانی بیش از هنگام سوگ مشهود نیست؛ حذف نیروگذاری روانی از دنیای بیرون، و نیاز به تجدید نظر در روابط ابژه‌ی (object relations) از دست رفته، منجر به سکوتی خاص در شخص سوگوار می‌شود. فرد در پی احساس کوچکی در مقابل قدرت متحیرکننده‌ی مرگ، برای لحظه‌ای ایمان خود را به سخن از دست می‌دهد.

مصاحبت با بازنمایی درونی فرد فقید، و آگاهی از فانی بودن خود، شخص را نسبت به سخنان پیش پا افتاده بدگمان می‌کند. توجه به سمت واقعیتِ دگرگون‌شده معطوف می‌شود و خلاء ناشي از فقدان با سکوت پر می‌شود.

گوش دادن روانکاوانه| سلمان اختر


@analysand_7

کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

اکثراً می‌گوئیم؛ در کنار محبوب امن، باید احساس امنیت کنیم. اما تجربه احساس امنیت، در غیاب محبوب است که امنیت واقعی را نشان می‌دهد، نه صرفاً در حضور او!

کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

اهمیت انسان بودن تحلیل‌گر |تامس آگدن

بدون حضور این ویژگی در تحلیل‌گر، هیچ چیز تحلیلی ای، درباره تجربه ای که بین بیمار و روانکاو رخ می‌دهد وجود ندارد!   تقریباً، همیشه اینگونه بوده که؛ روانکاو، قادر به مدیریت کردن انتقال متقابل نبوده است و در شیوه بودن اش با بیمار، غیرانسانی رفتار کرده است.

گاهی اوقات، این رفتار به این شکل است که؛ تحلیل‌گر با بیمار طوری رفتار می‌کند که گویی بیمار دشمن روانکاو در زمینه ی؛ خوب بودن، کامل بودن و شهرت داشتن بوده است و تقریبا در همه موارد، این گونه به نظر می‌رسد که؛ روانکاو‌، ناهشیارانه آن چیزی را که بین خودش و بیمار رخ می‌دهد، به عنوان تهدیدی بر سلامت روانی اش تجربه می‌کند.

تحلیلگر، در پاسخ به این تهدید، با رفتار کردن به شیوه ای که سلامت روان بیمار را به خطر می‌اندازد به او حمله می‌کند. در واقع؛ به خاطر شناخت عمیق روانکاو نسبت به بیمار، او در موقعیتی قرار دارد که می‌تواند بیمار را در معرض آنچه که وحشت زده اش می‌کند قرار دهد.
در برخی از موارد، حمله متقابل روانکاو، به شکل بهره برداری از احساسات انتقالی وابستگی بیمار به روانکاو رخ می‌دهد. در این موارد، روانکاو به طور ضمنی یا آشکار، تهدید به قطع ارتباطش با بیمار می‌کند، به گونه ای که این احساس را به بیمار منتقل می‌کند که؛ دیگر هیچ درمانگر یا روانکاوی با چنین بیمار زننده و خطرناکی، کاری نخواهد داشت!

نه تنها روانکاو تصمیم می‌گیرد که بیمار را رها کند، بلکه به بیمار این ایده را منتقل می‌کند که؛ هر کس دیگری نیز در این دنیا، این کار را انجام خواهد داد و بیمار خودش را تنها خواهد یافت و به دلیل ناتوانی در مراقبت کردن از خودش، یا می‌میرد یا عقلش را از دست می‌دهد، که در واقع این هم نوعی مردن است!

«درمان وقتی غیر انسانی می‌شود که دیگر روان‌ کاوی وجود ندارد»


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

این دیدگاه، که با تجربه خود والد و دانش او درباره تحول و آینده کودک شکل می‌گیرد، نسخه ای روشن‌تر و کامل‌تر از هسته وجودی است که کودک برای والدینش به نمایش می‌گذارد. در واقع؛ والد با انتقال تصورات و دانسته های بیشتری که درباره کودک دارد، به او کمک می‌کند از طریق همانندسازی با آن‌ها تحول کند. کودک با درون سازی والد، تصویر والد از خودش را نیز درون سازی می‌کند؛ تصویری که از طریق هزاران شیوه مختلف تماس بدنی و هیجانی به کودک منتقل می‌شود.

لئووالد


مادر، مانند مجسمه سازی که می‌تواند مجسمه قابل استخراج از یک سنگ را در ذهنش مجسم کند، می‌تواند توانمندی‌های بالقوه کودکش را ببیند. این عملکرد مادر تأثیر تحولی مفیدی بر کودک دارد؛ کودکی که می‌کوشد با دیدگاه مادرش شباهت و نزدیکی پیدا کند.
سلمان اختر


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

مادر، الگوی هویت نوزاد را تعیین می‌کند، نه هویت او را. این الگو برگشت ناپذیر اما متنوع است؛ تنوعی که تفاوتی میان خلاقیت بشر و روان رنجوری سرنوشت را آشکار می کند.
#لیختنشتین

یک جنبه اختصاصی تر این تجربه ذهنی کودک، جنسیت است. مادر با ساخت آناتومی کودک و به اتفاق پدر، حسی از هسته هویت جنسی را به کودک انتقال می‌دهد.  با مراقبت مادر است که نوزادِ نر، پسر و نوزادِ ماده، دختر می‌شود.

مادر،  با اسم گذاشتن، لباس پوشاندن، نظافت کردن، نگاه کردن، لمس، صحبت و بازی کردن با کودک به شیوه های خاص جنسیتی متناسب با فرهنگ، حس جنسی زیستی کودک را تثبیت و زمینه را برای اکتساب نقش جنسی مناسب آماده می‌کند.

مادر، با رها کردن کنترل بدن پسر، حس مردانگی را در او تقویت می‌کند. احساس ارزش و لذت مادر از بدنش، دختر را به همانندسازی با خود ترغیب می‌کند، و بنابراین؛ هویت جنسی او را تقویت می‌کند. مادر با دادن مجوز ناهمانندسازی به پسر و ترغیب دختر به همانندسازی عامل مهمی در تثبیت هویت جنسی است.

مادر و کودکش| سلمان اختر


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

📄عشق، رابطه جنسی و ازدواج در ارتباط با خودشیفتگی پاتولوژیک | سلمان اختر

مطالعه بخش اول
مطالعه بخش دوم
مطالعه بخش سوم
مطالعه بخش چهارم
مطالعه بخش پایانی
Love, Sex, and Marriage 
in the Setting of Pathological Narcissism:
Salman Akhtar
Download PDF

کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

📌فایل صوتی جلسه‌ی خوانش مقاله «ره آوردی بر مبحث خودارضایی »
پنجشنبه ۲۶ مهر ماه
ساعت۱۷

با تسهیل‌گری:

فرشته عباسی | علی الوند

t.me/psychoanalysis_classical

کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

قرار نیست از این دالان خارج شویم و شادمانه زیست کنیم، بلکه محکوم به شکست خواسته هایمان هستیم و از قضا پذیرش همین شکست است که مقدمات رضایتمندی را فراهم میسازد.
رضایتمندی نه به معنای تام و تمام آن بلکه به معنای پذیرش ناممکن بودن تحقق میل!

آدام فیلیپس


▫️بازنشر از پیج اینستاگرام:
instagram.com/freudisalive


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

عاشق کسی باش که وقتی از دست کاراش سکتت داد ازت مراقبت کنه :))))
#ممد

این جمله و تصویر و این الگوی ارتباطی، در ظاهر شاید عاشقانه به نظر بیاد اما در باطن چی؟!سکته بدی که بعد مراقبت کنی؟خب چه کاریه از اول جوری مراقبت کن که سکته نکنه!

مثل اینه مادری فرزندش رو با کمربند سیاه و کبود کنه و بعد خودش و نه باباش ببرتش دکتر تا زخماش رو پانسمان کنه! این بچه مسلما در بزرگسالی جذب افراد سالم نمیشه،چون امنیت فرد در ناامنی هست که قبلا تجربه کرده،همیشه یک عدم ثباتی در دریافت عشق و نفرت تجربه شده که دریافت عشق و توجه منوط به تنبیه شده!یک گیجی که اگر عشق و لذت میخوای باید اول تنبیه بشی! مثل مازوخیسم که لذتش در درد و رنج کشیدن هست‌.

این فرد در بزرگسالی،مثل بچگی نمیتونه فقط عشق خالص رو باور کنه، چون عشق بدون آسیب یعنی یک جای کار ایراد داره و باید بهش شک کرد، پس احتمالا رابطه ر‌و‌ ترک کنه یا اینقدر پارتنرش ر‌و‌ تحریک کنه که به نوعی مبارزاتش کنه که خسته میشه و میره، چون یک چیزی با گذشته فرق کرده و رابطه براش جذابیت خاصی نداره، مگر دردی بهش تحمیل و بعد عشقی رو دریافت کنه.
یونس اقتداری


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

اگر به اشتباه یا به ضرورت واقعیت، ابژه ای بد بلعیده شود، زنگ خطر این است که آنچه در خودش خوب است آلوده، فاسد یا نابود خواهد شد. ابژه های «خوب» درونی فرد در معرض تهدید قرار می‌گیرند (نه فقط خود؛ برای این ابژه ها زنگ خطر وجود دارد.

این ویژگی نظریه های کلاین است که برای چیزی شبیه به نوع دوستی و نه فقط ارضای خود جایگاه قائل است، احساسی برای ابژه به عنوان شخص دیگری که احساس می‌کند.

این وضعیت ذهن نگرانی نسبت به دیگری و احساس مسئولیت برای بقای او را در خود جای می‌دهد. این ترس برای ابژه اضطراب افسرده ساز نامیده می‌شود و با وضعیت پارانوئید_اسکیزوئید که در آن اضطراب تهدیدکننده و ترس بقای خود غالب است در تقابل است.

البته؛ اگر در برخی مواقع آشفتگی، به ابژه خوب اجازه داده شود که به بیرون تف شود، آنگاه این ترس نیز وجود دارد که خوبی درونی خود و هویت از دست برود یا به خطر بیفتد: «خطا»ی درهم آمیختن خوب بودن با خشم تلافی جویانه در کنار تهدید نوزاد به بد شدن قرار دارد.

سرمشق های بالینی ملانی کلاین و دونالد وینیکات


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

مجموعه روابط ابژه درونی فرد که تحت کنترل عواطف رشد و بروز پیدا می‌کنند، براساس تعاملاتی که تجربه می‌شوند و سپس به وسیله فرآیندهای خیال پردازی های ناخودآگاه بسط می‌یابند؛ این روابط در حافظه رسوخ کرده و دنیای درونی ابژهای فرد را تشکیل می دهند.

این دنیای درونی شامل؛ تصاویری از بازنمودهای ابژه و خود همراه با بار عاطفی آن‌ها است. بنابراین؛ عواطف واحدهای ساختاری سائق‌ها هستند و نشان دهنده فعال شدن سائق‌ها در بستر روابط ابژه درونی شده به خصوص محسوب می‌شوند.

در جریان رشد، شیرخوار تجربه های متعدد با بار عاطفی به گونه ای درونی می‌شوند که بخشی از روان با این تصاویر آرمانی شده مبتنی بر تجربه رضایت بخش از یک سو و بخش دیگر براساس تصاویر خصمانه و آزاردهنده منفی از سوی دیگر شکل می‌گیرد. در مراحل اولیه رشد جدا شدن فعال این بخش ها در درون روان صوت می‌گیرد.

رواندرمانی معطوف به انتقال برای اختلال شخصیت مرزی


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

رزرو تایم مشاوره و روان‌درمانی(شهریور ماه) و آزمون ارزیابی جامع شخصیت SWAP_200 (مهرماه)👇

@youneseghtedari

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

📌کسانی که در گذشته با افراد نارسیست (خودشیفته) در ارتباط بودند، آن‌قدر دچار بازی‌های روانی شدند که به تعریف و تمجیدهای دیگران هم شک دارند.

▫️ بازنشر از کانال تلگرام:
@hamedhakimi8


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

وینیکات گفت؛ اگر بیمار به دنبال نفرت عینی یا موجه باشد، باید قادر باشد به آن برسد؛ در غیر این صورت حس نمی‌کند که قادر است به عشق عینی برسد.

عشق و فقدان در زندگی و درمان|لیندا شربی


تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

‏تا می توانید دیر شروع کنید. شش سالگی به مدرسه نروید. در طول تحصیل یکی دو سالی رفوزه شوید. پشت کنکور بمانید. تا لحظه آخر سربازی نروید و تا جایی که می شود اضافه خدمت بخورید. دیر ازدواج کنید. دیر بچه دار شوید. وگرنه توی سی سالگی احساس میانسالی خواهید کرد و توی چهل سالگی احساس پیری.
واقعاً تعویق انجام دادن کارها باعث احساس نشاط‌ و جوون موندن میشه؟!

موفقیت یا شکست آدم‌ها نه وابسته به زمان بلکه وابسته به تلاش،استمرار و ویژگی های درونی و بیرونی افراد هست. توصیه هایی مثل؛ صبر کن و بعد اقدام به شروع کن می‌تونه فریب ذهن برای فرار از اضطرابی باشه که در زمان مواجه با ابهام زمان حال و آینده بکار گرفته میشه.

اگر انسان سالم توان و ظرفیت شروع یک کار و فعالیتی رو در سنین جوانی داره، چرا باید به فکر شروع کردن در سنین بالاتر باشه؟! چی میشه که این احساس، فکر و بعد اجتناب از کاری کردن سر و کله ش پیدا میشه؟! منظورم زمانی هست که شرایط فردی و درونی و اجتماعی و بیرونی تا حدودی و نه بطور کامل فراهم هست و میشه کاری رو واقعا انجام داد. و چونکه هیچوقت شرایط کامل و ایده آل محقق نمیشه، هیچوقت هم کاری شروع نمیشه و یا شروع هم بشه سریع آدمی بی رمق، ناامید و فعالیت هم کنسل میشه.

زود یا دیر شروع کردن، وقتیکه به موقع نباشه، نمی‌تونه خیلی تاثیر مثبتی روی زندگی داشته باشه و گاهی حتی می‌تونه نتیجه معکوس داشته باشه. و اصلا دیر و زود رو کی برای انسان تعیین و معرفی میکنه؟! مثلا چرا وقتی میشه درس‌های مدرسه رو پاس شد، عمدا کاری کرد که اون درس و ترم رو روفوزه بشه تا بعد احساسات ناخوشایند و اضطرابی‌ رو بابت این وقفه تحمیلی تجربه کنه و چه تضمین و تضمین کننده ای وجود داره که یک فرد بعد از اینکار بتونه و رمق مطالعه مطالب تکراری و قبول شدن رو داشته باشه؟! یا بر چه مبنا یک انسان باید خدمت سربازی نره و اضافه خدمت بخوره؟!

در دنیای فعلی که روز به روز داریم با پدیده و تجربه های جدید و متفاوت تری حتی از دیروز مواجه میشیم، اون چیزی که مهم تره توجه به تغییرات درونی و بیرونی هست نه زمان‌بندی و قالب دهی به تجارب اجتناب ناپذیر و تعویق شون به زمانی در آینده و یا حتی حذف کردنشون و زندگی تو عالم خیال که هرچی دیر تر کار کنی جوون تر میمونی. با اینکار ها فقط از اون چیزی که باید در زمان خودش انجام میشد و نشده دور و دورتر میشه، تعویق میفته و همیشه باری روی دوشش‌ سنگینی می‌کنه و آزارش میده و اینطور نیست که احساس نشاط کنه و از تجربه احساس پیری دور شه، بلکه کم‌کم سرخوردگی و خمودی تجربه و آزارش میده و خودش مانعی میشه برای تحرک و فعالیت توی هر سن و موقعیتی.

تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی

کلینیک تعادل| Drmokhtarpour_balance
کانال تلگرام| InsightGroup_ir

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

افرادی که روان نژندی وسواسی دارند، بر خلاف کسانی که به مالیخولیا مبتلا هستند، هرگز به سوی خود تخریبی قدم بر نمیدارند. گویی؛ از خطر خودکشی مصون اند و به مراتب، بیش از شخص هیستریک از آن در امان هستند.

زیگموند فروید


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

وقتی میگوئیم یک مرد، همسرش را مطابق ارتباطات اولیه و تصویر درونی شده مادرش انتخاب می‌کند، همسرش صرفاً دریافت کننده عشق مرد نخواهد بود! خشمی که نسبت به مادر وجود داشته، اما سرکوب شده بود، این بار و در رابطه با جانشین او بروز پیدا خواهد کرد.

همسر یک مرد، لزوماً به خودی خود و مطابق اعمالش، خطاکار و مستحق تحقیر و طرد شدن نیست، بلکه؛ مرد می‌تواند با جانشین مادرش به خصومت رفتار کند، او را تحقیر کند و وی را از خویش براند تا بلکه هم نشان دهد که جانشین مادر، مادر نیست که تماماً به او عشق بورزد و نمی‌تواند جای مادرش را بگیرد و در عین حال؛ گهگاه آزار می‌دهد، تا خود را از شر احساس گناه بابت خصومت داشتن نسبت به مادرش برهاند!

چنین مردی، همسرش را با مادرش مقایسه می‌کند، اورا پست و حقیر و کوچک تر از مادرش می‌داند و وی را لایق دریافت تمام مهر و محبت خویش نمی‌داند و اگر عشقی نثار شد، جبران آن را با خصومت ادا می‌کند، و به همین دلیل هم، خشم و خصومت همیشگی را نسبت به زنش ابراز و از مادرش در رابطه سه تایی شان محافظت می‌کند!

یونس اقتداری


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

ارتباط درمانی با روانکاو، یک عامل درمانی واقعاً تعیین کننده است.


درمان روان تحلیلگرانه، خود به خود درگیر کشمکشی می‌شود بین تلاش بیمار برای کشاندن روانکاو به سیستم بسته دنیای درونی اش، از طریق عاملیت انتقال و عزم و اراده روانکاو برای ایجاد شکاف در این سیستم بسته، و فراهم کردن شرایطی، در بافت رابطه درمانی، که باعث شود بیمار بتواند سیستم باز واقعیت بیرونی را بپذیرد.

فیربرن


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

روان تحلیل‌گران، اغلب در این اشتباه می‌افتند که فانتزی را در تضاد با واقعیت بدانند، چیزی که در نهایت باید کنار گذاشته شود یا به یک حصر روانی منتقل شود. اما فانتزی تنها تا جایی غیرواقعی است که ارتباط آن با واقعیت کنونی، مهار یا قطع شده باشد. با این حال؛ تا این حد، واقعیت فعلی نیز غیر واقعی است. شاید کلمه بهتر از غیر واقعی، بی معنی بودن باشد.

هانس لووالد


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

در بسیاری از بزهکاران، مخصوصاً در جوانان، امکان یافتن احساس گناهی بسیار قدرتمند که پیش از جرم وجود داشته میسر است؛ بنابراین؛ چنین احساسی نتیجه ی جرم نبوده، بلکه؛ انگیزه ی آن بوده است! گویی؛ توانایی بستن این احساس ناخودآگاه گناه به چیزی واقعی و فوری، تسکین بخش است.

زیگموند فروید


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

وقتی ازدواج می‌کنیم، نه‌ تنها به این آرزوی دیرپا جامۀ عمل می‌پوشانیم که درست مانند مامان و بابا شریکی جنسی داشته باشیم، بلکه در عین حال احساس اندوه و گناه می‌کنیم که چرا با شخص نامناسب ازدواج کرده‌ایم.


بدین اعتبار؛ خیلی‌ها هنگامی که پیمان زناشویی می‌بندند، در تراز آگاهی خود احساس خرسندی و کامروایی می‌کنند، اما درضمن در ناخودآگاه خویش می‌ترسند که مبادا به والدین خود خیانت کرده باشند. انگار که با ازدواج خود می‌گویند: "نگاه کن مامان، زنی پیدا کردم که خیلی از تو بهتر است" یا "آهای بابا، شوهرم بیش از تو پول درمی‌آرد".

روان‌درمانگران دریافته‌اند که زوج‌ها برای غلبه بر این احساس گناه در بیشتر موارد روابط جنسی را از زندگی زناشویی خود حذف می‌کنند، تا بدین وسیله در باطن به والدین خویش وفادار بمانند!

اگرچه این قسم ملاحظات ممکن است پیچیده و حتی بعید و غریب بنمایند، متخصصان روان‌شناسی معاصر بارها و بارها با این پویش روانی در زندگی روزانۀ ما مواجه می‌شوند. فروید مسلماً به ما کمک کرده است تا بفهمیم غلیان‌ها و منع‌ هایی که صمیمی‌ ترین پیوندهای ما را نابود می‌کنند، ممکن است در بیشتر موارد بیرون از دایرۀ آگاهی یا نظارت آگاهانۀ ما روی دهند.

اما با تشخیص و تصدیق این معنا که جزئی از یک زوج بودن_چیزی که بیشتر ما در حسرت آن می‌سوزیم_ می‌تواند درعین‌حال سرچشمۀ وحشت و هراسی عمیق باشد، این فرصت را پیدا می‌کنیم تا اگر توی هچل افتادیم طلب یاری کنیم.

درس‌های فروید برای زندگی |برت کار


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

هر وقت که غمگین بودی، به آغوش امنی پناه ببر، سرت را بر شانه اش بگذار و گریه کن! درست مثل کودکی در بزرگسالی هم به دنبال یک آغوش و شانه برای پناه بردن در لحظات دشوار زندگی مان هستیم!

کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

دنیا سراسر بی عدالتی است، آنانکه در کودکی بیشتر اذیت شده اند در بزرگسالی بیشتر به خود آسیب خواهند رساند!
#ملانی_کلاین


این جمله، در عین حال که داره یک واقعیت تلخ زندگی رو بیان می‌کنه، به معنی توجیه رفتار هیچکس نیست. و همین‌طور به معنی منفعل بودن در برابر اونچه که در گذشته اتفاق افتاده و در کنترل کسی نبوده و بابتش بنا نیست انتقامی از پدر و مادر و مراقبین اولیه گرفته بشه. بطور مثال؛ فردی که در کودکی مورد تجاوز قرار گرفته در بزرگسالی یا به دیگران تجاوز می‌کنه یا مجددا مورد تجاوز و ارتباط های جنسی مکرر قرار میگیره و یا اینکه بطور کل از ارتباط عاطفی و جنسی رویگردان میشه. به هیچکس شاید حق اعتراض نده، چون گذشته ای هست که میشه بهش استناد کرد و رفتاری رو توجیه کرد!

«آسیب میبینم/می‌زنم، اما مقصر کسی دیگر است». من رنج می‌کشم/می‌دهم، چون رنج دیده ام». «اصلا تو می‌دانی من چه کشیده ام»


دنیا سراسر بی عدالتی هست چون هیچکس انتخاب نمیکنه در چه محیط و در چه ارتباطی متولد بشه و نقش خاصی در نحوه برخورد دیگران و مخصوصاً اعضای خانواده که پیوند دلبستگی باهاشون داره نداره، حتی دیگران هم احتمالا این چرخه رو هی تکرار کردن و نسل به نسل منتقل شده و هیچکس تلاشی برای قطع این زنجیره انتقال تروما نکرده و صرفا با تکیه و تاکید به گذشته دردناک خودشون اعمال خودشون رو توجیه کردن تا باری از دوش برداشته بشه و اگر شدت آسیب خیلی نباشه و توان همدلی و همراهی هنوز وجود داشته باشه، عذاب وجدان کمتری تجربه کنن!

بله، انسان اگر در کودکی آسیب ببینه در بزرگسالی هم احتمال آسیب دیدن زیادی وجود داره و این آسیب نه تنها متوجه خودش بلکه متوجه دیگران هم هست. یکی از این آسیب ها که خیلی دردناک هم هست رو میتونیم ناتوانی در عشق ورزیدن یا باور به عشق و تجربه احساس امنیت معرفی کنیم. که خب این توانایی حتی تحت تاثیر ارتباط هایی که بعداً تجربه می‌کنیم هم هست و محدود به کودکی نیست و مثلا تجربه شکست عاطفی در رابطه عاشقانه در ایام جوانی هم میتونه تاثیرات خودش رو بر دلبستگی ما بزاره‌.

در مورد اون مثال که زدیم، شاید بگیم وقتی از رابطه فقط قصد ارتباط جنسی برای فرد مهمه چون تجربه بدی داشته، دیگری هست که فقط آسیب می‌بینیه و این طرف لذت برده فقط. اما متأسفانه ناتوانی در تجربه احساس امنیت و عشق برای فرد خیلی دردناک هست و در درجه اول خودش ناکام شده و آسیب دیده چون از تجربه اصیل ترین و لذت بخش ترین احساسات محروم بوده.

پس شخص بنا به تجربیاتی که داشته می‌تونه آسیب ببینه و آسیب بزنه، اما مسلما راه قطع این چرخه تکراری هم وجود داره و روان‌درمانی یکی از این راه هاست. و اگر کسی از بی عدالتی ناله می‌کنه تلاشی برای تحقق و تغییر اونچه که در اختیارش هست هم باید انجام بده وگرنه این آسیب دیدن و آسیب زدن نسل به نسل منتقل میشه و هر کس دیگری رو در دنیای بی عدالت محکوم و خودش رو تبرئه می‌کنه.

یونس اقتداری


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

ابژه تحلیلی، نه درونی و نه بیرونی است، بلکه درجایی بین آن‌هاست. ابژه تحلیلی در یک جلسه تحلیل، همچون یک ابژه سوم و ماحصل رویارویی بیمار و تحلیلگر است.

آندره گرین


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

💎فولدری پر از  ویدئو و فایل‌های آموزشی در حوزه‌های مختلف روانشناسی.زبان.ادبیات که کلی اطلاعات مفیدبهتون می ده.

🌾فقط کافیه دکمه‌ی ADD رو بزنید و این فولدر تخصصی رو در تلگرام خود ذخیره کنید:
👇👇👇
/channel/addlist/FOWsImJb1qNlNTRk

با معرفی گروه ویژه امروز:

🎯سوپرگروه گپ و گفت دوستانه بچه های روانشناسی

/channel/+iVEuHOgVDDswMmY0

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

اگر ما گرفتار شرم عمیق باشیم احساس حسادت برای ما تحمل ناپذیرتر هم می‌شود، چون؛ شک داریم که دیگری دوست مان دارد یا نه؟! به عبارت دیگر؛ می‌ترسیم که آسیب‌هایی که دیدیم و نواقص مان باعث شود که دوست داشتنی نباشیم.

در این حالت؛ حسادت به شدت دردناک می‌شود، چون؛ می‌ترسیم که بالاخره زمانی برسد که حقیقت درونی ما برای دیگری کشف شود و آن موقع است که دیگر طرد خواهیم شد.

چرا آن کار را کردم| جوزف برگو

کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

شخصی که در عشق اول خود شکست خورده است تا مدتی سعی می‌کند دیگر عاشق نشود یا به هنگام محرومیت های طولانی مدت، از قبیل؛ بیکاری یا حبس، فرد امید خود را از دست داده و تسلیم تقدیر خود می گردد و پذیرای یک زندگی محدود، بدون هیچ آرزو و هوسی می‌شود.

این گونه اشخاص از این طریق خود را از گزند آزاردهنده ی یأس و محرومیت محافظت می‌کنند.


به علت ناامیدی ها و محرومیت هایی که همیشه وجود داشته است، همه ما یاد گرفته ایم که سطح توقعات خود را پایین آورده و عواطف خود را محدود کنیم و با این کار خود را از گزند درد و رنج‌ها محافظت نماییم.

زیگموند فروید


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

من تو را دوست می‌دارم، اما نه برای خودت! دوستت می‌دارم برای بخشی از من که در خود به دوش می‌کشی.

خوان داوید نازیو


کانال تلگرام|مشاوره و رواندرمانی|اینستاگرام

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

بیمار: وقتی به من گفت چیزهای بهتری برای انجام دادن داره تا اینکه وقتشو با من تلف کنه خیلی عصبانی شدم.

درمانگر: چطور متوجه شدی؟

بیمار: اونقدر عصبانی بودم که دیگه نمی‌خواستم ببینمش و اتاقو ترک کردم.

درمانگر: اینکه دیگه نمی‌خواستی اونو ببینی و اتاقو ترک کردی نتیجه خشمته، مهمه که حرف منو بفهمی. خشم و سپس ترک اتاق.

بیمار: صد در صد... اغلب اینطوره...‌ وقتی عصبانی‌ام در میرم.

درمانگر: اما درک این مهمه که احساس کردن خشم با در رفتن و ترک اتاق یکی نیست. خشم یک احساسه و به دنبالش در رفتن کاریه که انجام میدی. خشمو در بدنت چطور احساس می‌کنی؟


📌تمایز احساس خشم از دفاع: برخی از درمانگران نمی‌توانند بسنجند که درمانجویشان خشم را با دفاع اشتباه می‌گیرد که در نتیجه ظرفیت سازشی ایگوی درمانجو به طور ناکافی بازسازی خواهد شد و در این صورت درمانجو به خشم سازنده دست پیدا نخواهد کرد و بازگشایی تکانه درمانجو غیرمسئولانه خواهد شد.

منبع:
نقشه راه ناهشیار/ ژوزت تن هاوه دلابیه

ارتباط و رزرو وقت مشاوره و روان‌درمانی

▫️کانال تلگرام کلینیک مهرجان:
🆔 @mehrejanbnd

Читать полностью…

[گروه روان‌تحلیلی بینش]

بغضش☹️❤️‍🩹

دنیا چه جای وحشتناکی میشه اگه نتونی به آدم مطمئن زندگیت اعتماد کنی😔
ولی خب مراقب باشین....
🥢🥢🥢🥢🥢🥢🥢🥢🥢🥢



❤️ اتفاقا هنوز هم میشه به آدمهای مناسب اطمینان کرد اگر چشمهامون را نبندیم و به واقعیت‌ها و اصول توجه کنیم، به همین بهانه چند نکته را یادآوری میکنم

نکته اول را که فکر کنم همه قبول داریم، آدما تو شرایط و حال بد دچار واپسروی می‌شوند، یعنی به نوعی کودک و خودخواه می‌شوند، یک آشنای محترمی را یاد دارم که سرطان گرفته بود و روزهای آخر زندگیش را میگذروند، ولی این آدم محترم و خوب در بیمارستان با کسانی که شب و روز ازش مراقبت می‌کردند به شدت بدرفتاری می‌کرد


دوم ما وقتی درد و رنج عزیزی را میبینیم ممکنه بخاطر احساس غم و گناه بخواهیم بیشتر از توانمون براش هزینه کنیم و تو ذهنمون یک حس خوب ایجاد کنیم و طبیعتا انتظار قدردانی پیدا میکنیم و تو ذهنمون تصویرمون پیش اون آدم خوب و یاری رسان میشه(کاری ناهشیار برای ترمیم عزت نفس)

😕ولی آیا دقیقا چیزی که ما تصور می‌کنیم در ذهن آن شخص هم اتفاق میافته؟ لزوما نه

⭐️عموما افرادی که خیلی حالشون بد هست، در معرض فرار از مسئولیت هستند و وقتی زیادی بهشون سرویس داده میشه ممکنه حس استحقاق بهشون دست بده و متوجه نشند که مخاطبشون هم آدم هست و آسیب پذیری داره. تو ذهنشون، خودشون را یک کودک آسیب دیده مظلوم در نظر میگیرند و دیگران را به چشم خدمت کار و تامین کننده نامحدود تجربه می‌کنند


⭐️نکته بعدی به قول توییتری ها نظریه نامحبوب هست و اونم اینه که وقتی شخصی حالش خیلی بده و زندگیش فلج میشه را نباید به عنوان یک شخص معصوم و پاک و ایمن درنظر بگیریم(مثل فقیرهای معصومی که صداوسیما و چپ ها تبلیغ می‌کنند)، اتفاقا باید در عین کمک ضروری و در حد توانمان، حواسمون بیشتر از بقیه بهشون باشه چون مثل کسی که غرق میشه ممکنه شما را هم غرق کنه

🔥به نقش حسادت هشیار و ناهشیار هم توجه کنید، کسی که حالش خیلی بده در معرض این هست که حال خوبی که شما دارید و اون را اذیت می‌کنه، نابود کنه


☕️و در آخر هر چقدر اختلالات روانی در یک شخص شدیدتر باشه به احتمال بیشتری هم شخصیت شکننده‌تری داره و این برای برچسب گذاشتن نیست، برای مراقبت کردن از خودمون هست که مثل این خانم و هزاران مورد دیگه رکب نخوریم، طبیعتا این حرفها به بعضی از دوستان برمیخوره ولی اختلال داشتن عار نیست، آدم اگر بیمار هم باشه به جای انفعال و سواستفاده از بیماری، می‌تونه فعالانه و مسولیت پذیرانه دنبال درمان و بهتر کردن حال خودش باشه نه اینکه مدام دیگران را به دردسر بندازه

@NeoRavankavi

Читать полностью…
Subscribe to a channel