9905
اندیشکده تهران در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفتوگو میکنیم. ارتباط با ما: @InstituteTehranAdmin آدرس سایت اندیشکده تهران: https://institutetehran.com
🌐معادلات جدید قدرت در ونزوئلای پسامادورو چگونه است؟
#تحلیل_کوتاه
#ونزوئلا
🔹دیماه ۱۴۰۴، آمریکا در عملیاتی چندساعته، رئیسجمهور ونزوئلا، نیکلاس مادورو را ربود و بلافاصله، دلسی رودریگز، معاون او به قدرت رسید. از آن هنگام، سیاست ونزوئلا و حزب سوسیالیست متحد دچار تحول شده است. این تحول نه در ساختار، بلکه در تغییر و جابهجایی نخبگان حاکم مشاهده میشود. اگرچه هنوز چشماندازی برای بازگشت اپوزیسیون به نظام سیاسی دیده نمیشود؛ پاکسازیهای رودریگز باعث تضعیف وفاداران به مادورو و مخالفان همگرایی با آمریکا شده است. در عین حال، سیاستمداران قدرتمندی از دوران مادورو در قدرت باقی ماندهاند.
💢پاکسازی سیاسی و هموار کردن مسیر چرخش به سوی واشنگتن
🔸پس از ربایش مادورو، رودریگز و برادرش خورخه، رئیس مجمع ملی ونزوئلا، مجموعهای پاکسازی سیاسی اجرا کردند. رودریگز ظرف سه ماه پس از عملیات آمریکا، ۱۷ وزیر دولت مادورو را تغییر داد که مهمترینشان ولادیمیر پادرینو، وزیر دفاع وفادار به مادورو بود. رودریگز او را به سمتی در وزارت کشاورزی منصوب کرد تا از هسته اصلی قدرت دور بماند. سه تاجر بزرگ نزدیک به مادورو، از جمله الکس ساب، نیز دستگیر شدند. طارق ویلیام ساب، دادستان کل دوران مادورو نیز از سمت خود برکنار و سپس از ونزوئلا اخراج شد. پسر مادورو، نیکلاس مادورو گوئرا و فرزندخوانده او، یوسر فلورس، نیز از قراردادهای بزرگ دولتی کنار گذاشته شدند. هدف اصلی رودریگز، جلوگیری از شکاف در نظام سیاسی بود تا با کمترین مخالفت چاویستها با واشنگتن همکاری کند.
🔸علیرغم چنین تغییراتی، اپوزیسیون ونزوئلا هنوز افقی برای بازگشت به قدرت ندارد؛ زیرا وضعیت سیاسی موجود مورد حمایت واشنگتن است. میان دولت ونزوئلا و هیئت اپوزیسیون به ریاست دینورا فیگوئرا مذاکراتی برای مصالحه سیاسی آغاز شد، اما هنوز پیشرفتی حاصل نشده است. واشنگتن محرک اصلی این مذاکرات است، اما فشارهای آمریکا برای تغییر چشمگیر وضعیت سیاسی شدید نیست. همچنین عناصر قدرتمندی همچنان مخالف بازگشت اپوزیسیون هستند.
💢کابِیو؛ تنها وفادار به مادورو که در قدرت باقی مانده است
🔸اکنون دیوسداد کابِیو، وزیر کشور ونزوئلا و دبیرکل حزب سوسیالیست متحد، تنها بازیگر قدرتمند چاویست است که در ساختار قدرت قرار دارد. علیرغم جایزه ۲۵ میلیون دلاری واشنگتن برای او، کابِیو روابط خوبی با جان بارِت، سرپرست سفارتخانه آمریکا در ونزوئلا و حتی فرانسیس دونوون، فرمانده فرماندهی جنوبی آمریکا نشان داده است. علت این رفتار را باید در نفوذ او میان شبهنظامیان چاویستی کولکتیووس جستوجو کرد. حذف کابِیو نهتنها میتواند ثبات نظام سیاسی کنونی را به چالش بکشد، بلکه میتواند این گروهها را از کنترل خارج کرده و بقای رودریگز را به خطر بیندازد.
🔸لحن سخنان کابِیو در ماههای اخیر تغییر کرده است. او نهتنها از اخراج طارق ساب حمایت کرد، بلکه موضع مثبتی در قبال توافق نفتی آمریکا با ونزوئلا گرفت. او کوشیده خود را مقام کشوری دنبالکننده رفاه مردم نشان دهد تا یک نظامی. با این وجود، بیاعتمادی آمریکا و حتی رودریگز به کابِیو فرض بعیدی نیست و احتمال وقوع شکاف و درگیری میان او و رودریگز را نباید منتفی دانست.
💢صداهای منتقد رودریگز در بیرون از قدرت
🔸در بیرون از نظام سیاسی، هنوز صداهای مخالفت با رودریگز شنیده میشود. افرادی نظیر رافائل رامیرز، رئیس پیشین حزب و الیاس خاووآ، معاون پیشین مادورو، علناً با توافق نفتی ونزوئلا و آمریکا مخالفت کردهاند. ماریو سیلوا، شخصیت رسانهای مشهور چاویستها نیز اظهار داشت که دلسی در حال تسلیمشدن برابر آمریکا است. در هفتههای اخیر نیز برخی چاویستها تظاهراتی نهچندان گسترده در خیابان علیه سیاستهای دلسی رودریگز انجام دادند.
🔸به لحاظ اجتماعی نیز اکثریت جامعه از عملکرد رودریگز رضایت ندارند. طبق آخرین نظرسنجیها، ۶۸٪ مردم از عملکرد او ناراضی هستند و تنها ۲۴٪ دید مثبتی داشتند. این میزان نارضایتی اگرچه کمتر از دوران مادورو است؛ اما همچنان عدم محبوبیت رودریگز را نشان میدهد. بخش اقلیتی از مخالفت مردم با رودریگز ریشه در طرفداری از مادورو دارد، اما بخش اکثریت آن به دلیل وضعیت نابسامان اقتصادی و انحصار قدرت در نظام سیاسی است.
✅در ونزوئلای پسامادورو، توازن قدرت از طریق جابهجایی نخبگان در حال تحول است. دلسی رودریگز با پاکسازی وفاداران مادورو و نزدیکشدن به واشنگتن، موقعیت خود را تثبیت کرده، اما همچنان با مخالفت بخشی از چاویستها و نارضایتی عمومی مواجه است. در این میان، کابِیو بهدلیل نفوذش بر نیروهای امنیتی و شبهنظامیان، در قدرت باقی مانده و به همکاری با آمریکا روی آورده است. آینده ثبات نظام به تداوم همکاری رودریگز و کابِیو و مدیریت شکافهای داخلی وابسته است.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐چالشهای عربستان برای اجرای توافق هستهای با آمریکا
#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_آمریکای_شمالی
#عربستان
📝عرفان علمشاهی
🔹دو هفته پیش ترامپ توافق هستهای آمریکا با عربستان سعودی را برای بررسی به کنگره ارسال کرد. اگرچه محتوای این توافق محرمانه هنوز در رسانهها منتشر نشده است؛ اما به نظر میرسد نوعی از همکاری هستهای میان واشنگتن و ریاض است که مسیر عربستان را برای آغاز غنیسازی و بازفرآوری بومی اورانیوم هموار میکند. عربستان بیش از هر زمان دیگری به آغاز برنامه هستهای خود نزدیک شده است، هر چند دو چالش جدی پیش رو دارد: عادیسازینکردن روابط با اسرائیل و کنگره آمریکا.
💢توافق هستهای و آینده روابط اسرائیل با عربستان
🔸مجوز آمریکا به ریاض برای آغاز برنامه هستهای بومی در اصل امتیازی بود که عربستان قصد داشت در ازای عادیسازی روابط با اسرائیل دریافت کند. برای تلآویو نیز قابل پذیرش بود یک کشوری که در حال انعقاد صلح با اسرائیل است و روابط امنیتی قابل توجهی با آن دارد، تحت نظارت و چتر آمریکا یک برنامه هستهای غیرنظامی داشته باشد. با این وجود، عملیات طوفانالاقصی و کشتار مردم فلسطین توسط اسرائیل، چنان موجی از نفرت در میان افکار عمومی جهان عرب به وجود آورد که عملاً عادیسازی را برای حاکمان ریاض ناممکن کرد.
🔸حال به نظر میرسد عربستان میخواهد بدون آنکه به سمت عادیسازی حرکت کند به یک توافق هستهای با آمریکا برسد. علیرغم ادعای کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا مبنی بر اینکه پیمان ابراهیم و توافق هستهای عربستان به طور موازی پیش میروند، در سه سال گذشته هیچ پیشرفت و حرکت ملموسی از سمت دو بازیگر برای بهبود روابط سیاسی دیده نشده است. با توجه به تأکید اسرائیل برای تداوم اشغال بخشهایی از غزه، به نظر میرسد عربستان همچنان نسبت به عادیسازی روابط بیمیل باشد.
🔸عدم عادیسازی روابط با اسرائیل چالشی جدی برای عربستان خواهد بود؛ زیرا اگرچه تاکنون ترامپ با پیشرفت این طرح همراهی کرده؛ اما ممکن است تحت فشار حزب خود یا لابی اسرائیل در فرآیند اجرای اختلال ایجاد کند، چه اینکه مدتی است لابی آیپک حملات خود را به این توافق آغاز کرده است. همچنین احتمال میرود اسرائیل هرگونه اقدامی (سیاسی، اطلاعاتی یا حتی نظامی) برای جلوگیری از برنامه غنیسازی و بازفرآوری بومی در عربستان انجام دهد که خطرات احتمالی جدی برای ریاض به همراه دارد. افزون بر این، عدم عادیسازی ممکن است روند تصویب توافق را در کنگره به بنبست بکشاند.
💢مخالفت دموکراتها و جمهوریخواهان با توافق هستهای
🔸اگر عربستان با فرآیند عادیسازی همراه نشود، مخالفت با برنامه هستهای این کشور یکی از معدود موضوعاتی میشود که بخشی از دموکراتها و جمهوریخواهان کنگره بر سر آن نظر مشترک دارند. براساس قانون انرژی اتمی ۱۹۵۴، اجرای یک توافق همکاری هستهای میان آمریکا و سایر دولتها نیازمند بررسی کنگره است. طبق بخش ۱۲۳ این قانون، اجرای توافق هستهای نیازمند عدم رأی منفی کنگره است نه همچون پیمانها (Treaty) که به موافقت دوسوم سناتورها نیاز دارد. به عبارت دیگر، در صورتی که کنگره ظرف ۶۰ روز قطعنامهای با رأی اکثریت ساده در مخالفت با این توافق تصویب نکند، به صورت خودکار اجرا خواهد شد.
🔸دموکراتها و جمهوریخواهان به دلایلی میتوانند یک اکثریت برای مخالف با توافق هستهای شکل دهند. دموکراتهای کنگره - که در گذشته نیز به دلایل حقوق بشری رابطه خوبی با عربستان نداشتند – اشاعه هستهای را نگرانی جدی خود میدانند. اخیراً سناتور دموکرات، ادوارد مارکی به همراه چند تن از دموکراتهای دیگر از جمله برنی سندرز طرح قانونی «منع دستیابی عربستان سعودی به سلاحهای هستهای» را ارائه کردهاند که دولت را از هرگونه توافقی منع میکند که اجازه غنیسازی و بازفرآوری اوراینوم به ریاض میدهد. برخی از جمهوریخواهان نیز هم به دلیل مسئله اشاعه و به خاطر فشار لابی اسرائیل موضع مثبتی نسبت به توافق ندارند. به همین خاطر نمیتوان با اطمینان گفت همحزبیان ترامپ با توافق همراهی میکنند.
✅در مجموع، توافق هستهای آمریکا و عربستان در شرایطی وارد مرحله بررسی کنگره شده که نبود پیشرفت ملموس در عادیسازی روابط ریاض و اسرائیل، آینده آن را با ابهام مواجه کرده است. اگر توافق امکان غنیسازی و بازفرآوری بومی را برای عربستان فراهم کند، مخالفت بخشی از دموکراتها و جمهوریخواهان بهدلیل نگرانیهای اشاعهای، حقوق بشری و ملاحظات امنیتی اسرائیل میتواند شکل بگیرد. بنابراین، حتی با حمایت دولت ترامپ، عبور توافق از فرآیند کنگره قطعی نیست. ریاض برای اجرای این توافق با موانع سیاسی، حقوقی و امنیتی قابلتوجهی روبهرو خواهد بود.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
☘️🧿☘️ حرفهایهای مطالعات بینالمللی
🌓 ویرتو | مطالعات تخصصی اسرائیل
@virtu_ir
🌖 دانشوران خراسان (مطالعات راهبردی شرق)
@iess_ir
🌍 کنکور ارشد و دکتری علوم سیاسی
@politicsman
🌍 اندیشکده تهران
@institutetehran
🌍 سیاسیون ایران
@Iranianpoliticianss
🌍 آموزش زبان تخصصی رشته علوم سیاسی
@language_political
🌍 کانال روش پژوهش در علوم سیاسی
@Policy_researcher
🌍 اکادمی تخصصی روابط بینالملل
@InternationalAcademic
🌍 اندیشکده مطالعات حاکمیت و روابط بینالملل
@GovernanceStudies
🌎 آیسیسِل (فارسی) 🇺🇳🇮🇷🇺🇳
@ISILiranianschool
🌍 سیاستکده
@siyasatkadehh
🌍 « صادرات ترکیه »
@khoshghalb_official
🌍 مرکز مطالعات عراق
@instituteofiraqistudies
🌍 رازفیلم/دانلود فیلم و مستند سیاسی اجتماعی فرهنگی
@razfilmweb
🌍 مرکز تخصصی مطالعات آمریکا
@The_CUSS
🌍 کتابخانه علوم سیاسی
@Politicalsciennce
🌍 زاویه: اندیشکده مطالعات راهبردی قفقاز، ترکیه و کریدورها
@zaviyeinsight
🌍 کانال مطالعات روسیه «بیریوزا» 🇷🇺 🇷🇺 🇷🇺
@Birioza
🌍 ترجمه متون تخصصی علوم سیاسی
@Politicianns
🌍 اخبار و تحلیل مسائل خاورمیانهوشمالآفریقا
@mena_news_analysis
🌍 اخبار و تحلیل مسائل اسرائیل
@MiddleEastnews21
🌍 جستار میانفرهنگی و مطالعات ترکیه 🇹🇷🇹🇷🇹🇷
@j_sabourii
🌍 اتاق آمریکا 🇺🇸 🇺🇸
@OtaqUSA
🌍 مرکز مطالعات تکنوپلیتیک و فناوریهای راهبردی
@ctst_org
🌍 پایگاه خبری تحلیلی آسیای مرکزی و قفقاز
@CaspianMonitor
🌍 مطالعات کشورهای آلمانیزبان (🇩🇪🇨🇭🇦🇹)
@dach_studien
🌍 اندیشکده ایران نگر
@iran_negar_institute
🌍 فیلادلفیا | مطالعات آمریکا
@philadelphia_america
🌍 آیسیسِل (انگلیسی) 🇺🇳🇮🇷🇺🇳
@ISICL_English
🌍 پژوهشکده علوم سیاسی
@Policyresearcherr
🌍 در مسیر ابریشم(آموزش زبان چینی)🇨🇳🇨🇳
@Learningchinesesrpllic
🌍 دیپلماسی و سیاست خارجی
@Iranian_diplomacy
🌍 تحلیل مسائل سیاسی خاورمیانه
@paygah_ejtemayi
🌍 کانال علوم سیاسی
@politicalsciencce
🌍 بانک مقالات علوم سیاسی
@maghalatolomsiasii
🌍 روسکیی چاس
@RusskiyChas
🌍 چیـــــــــــن و ماچیــــــــــن 🇨🇳🇨🇳🇨🇳
@china_Reivew
🌍 لوموند دیپلماتیک
@mondediplofa
🌍 اوراسیا پست، اخبار و تحلیل - چین و روسیه CIS
@EurasiaPost
🌍 میز عربستان 🇸🇦
@KSA_Narrator
🌍 همه چیز درباره چین 🇨🇳
@chinese10
🌍 اقتصاد سیاسی 🏅
@Inter_Politics
🌍 درسگفتار علوم سیاسی و روابط بینالملل
@ecopolitist
🌍 مطالعات یمن 🇾🇪
@yemenstudies_ir
🌍 اصطلاحات انگلیسی حقوقی،سیاسی و مطبوعاتی
@policyinact
🌓 شناخت دقیق پاکستان؛ اندیشکده اقبال
@andishkadehiqbal
🌿🧿☘️ هماهنگی برای تبادل
@mrgp_1
🎥 آیا جمهوریخواهان کنگره آمریکا را از دست خواهند داد؟
#تهران_مدیا
#انتخابات_آمریکا
#مطالعات_آمریکا
🔸۱۲ آبان امسال، انتخابات میان دورهای آمریکا برگزار میشود؛ انتخاباتی که میتواند موازنه قدرت در واشنگتن را تغییر دهد.
🔸در سنا رقابت اصلی در ۷ ایالت چرخشی بر سر کرسیهایی است که نتیجه آن میتواند بر توازن قدرت میان جمهوریخواهان و دموکراتها تاثیر بگذارد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐 اسرائیل از پیشبرد طرح جنجالی E1 به دنبال چیست؟
#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_اسرائیل
📝محمدحسین پورعلی اقبالی
🔹اسرائیل در هفتههای اخیر به دنبال توسعه شهرک سازی در منطقه موسوم به E1 در قدس شرقی است. طبق طرح جدید، قرار است ۳۴۰۰ واحد مسکونی در این منطقه احداث شود. پس از اعلام رسمی این طرح، بسیاری از کشورهای جهان به مخالفت با آن پرداختند. سوال این است که ماهیت این طرح چیست؟
💢اهمیت منطقه E1
🔹پیشبرد این طرح، گامی حیاتی در جهت الحاق کرانه باختری به اراضی اشغالی است. اجرای این طرح، منجر به جدایی مناطقی نظیر خانالاحمر از منطقه فلسطینی کرانه باختری شده؛ ساکنان منطقه E1 را ناچار به کوچ اجباری خواهد کرد؛ منجر به قطع ارتباط شمال کرانه باختری از جنوب آن و در نهایت محاصره قدس شرقی خواهد شد. اسرائيل از دهه ۱۹۹۰ به منظور اتصال شهرکهای اسرائيلی به یکدیگر، به دنبال تخریب روستاهای فلسطینی واقع در منطقه E1 و کوچاندن اجباری ساکنان آن است. اما در طول این سالها همواره سازمان ملل، دیوان بینالمللی کیفری، پارلمان اروپا و عفو بینالملل اعلام کردهاند که تخریب این روستا نقض قوانین بینالمللی بوده و این اقدام حتی ممکن است جنایت جنگی محسوب شود. این طرح پس از سالها توقف، اکنون بار دیگر در دستور کار رژیم قرار گرفته است.
💢مخالفتهای بینالمللی
🔸پس از انتشار این طرح، بسیاری از کشورهای جهان به مخالفت با آن پرداخته و اقدام دولت اسرائیل را به شدت محکوم کردند. در این بین ۱۵ کشور اروپایی با صدور بیانیهای مشترک، اذعان داشتند که طرح جدید اسرائیل با ایجاد محدودیتهای بیشتر در کرانه باختری، چشم انداز راهحل دو دولتی را تضعیف خواهد کرد. وزرای خارجه ۸ کشور اسلامی نیز خواستار توقف طرح E1 شدند. در خصوص دولت آمریکا نیز، اگرچه دولتهای پیشین این کشور به صراحت مخالفت خود با این طرح را اعلام کرده بودند، اما وزارت خارجه دولت فعلی ایالات متحده، بدون مخالفت صریح با طرح E1 و نام بردن از آن، صرفاً مخالفت خود با الحاق کرانه باختری به اسرائيل را اعلام کرد که این امر نشاندهنده باز بودن دست دولت اسرائيل در پیشبرد این امر توسط دولت فعلی آمریکا است.
💢شهرک سازیها در کرانه باختری
🔸اسرائیل در جریان جنگ ۶ روزه در سال ۱۹۶۷، کرانه باختری را به اشغال خود درآورد. اما به موجب قطعنامه ۲۴۲ شورای امنیت سازمان ملل، ارتش اسرائیل پس از پایان جنگ از این منطقه عقبنشینی کرده و دولت این رژیم نیز موظف شد تا در منطقه کرانه باختری شهرکی احداث نکند. اما بنابر گزارشات معتبر، رژیم اسرائیل تا به امروز حدود ۱۶۰ شهرک جدید غیر قانونی در منطقه کرانه باختری احداث کرده و حدود ۷۰۰ هزار اسرائیلی نیز اکنون در این مناطق ساکن شدهاند.
💢نزاع شهرکنشینان با ساکنان کرانه باختری
🔸شهرکنشینان اسرائيلی که عمدتاً گرایشات نژادپرستانه و ملیگرایانه افراطی دارند، در طول این سالها همواره ساکنان فلسطینی کرانه باختری را مورد آزار و اذیت قرار داده و با حمله به روستاهای فلسطینی، بسیاری از ساکنان این مناطق را کشته و یا آواره کردهاند. بنابر آمار سازمان ملل، از ابتدای سال جاری میلادی بیش از ۱۴۳۰ حمله از جانب شهرکنشینان به فلسطینیان صورت گرفته است که طی آن ۷۶ فلسطینی جان خود را از دست داده، حدود ۹۰۰ فلسطینی مجروح و بیش از ۲۳۰۰ نفر نیز آواره شدهاند. اخیراً نیز شماری از شهرکنشینان با حمله به روستای فلسطینی قصره، این منطقه را به مدت چند روز محاصره کرده و آب و برق ساکنان این منطقه را نیز قطع کردند. این اقدام به حدی مورد هجمه بینالمللی قرار گرفت که در نهایت حتی نتانیاهو نیز ناچار به موضعگیری علیه آن شد.
💢کارکرد انتخاباتی برای نتانیاهو
✅ به ادعای برخی تحلیلگران، نتانیاهو برای جلب رضایت شهرکنشینان در تلاش است تا با اعطای برخی از امتیازات نظیر مجوز توسعه شهرکسازی در کرانه باختری، این افراد را در انتخابات آتی همچنان با خود همراه سازد. از این رو، بزالل اسموتریچ، رئیس حزب صهیونیسم مذهبی که خود یک شهرکنشین است، پس از انتشار طرح توسعه شهرک سازی در منطقه E1، به شدت از این طرح تمجید کرده و آن را «پایانی بر توهم دو کشوری» دانست.
💢جمعبندی
✅پیشبرد این طرح، با قطع اتصال مسیر زمینی میان بیت لحم و رامالله، عملاً امکان تاسیس یک کشور فلسطینی در کرانه باختری را منتفی میکند و گامی دیگر در راستای الحاق کرانه باختری محسوب میشود؛ گامی که نتانیاهو به دلیل کسب دستاوردهای انتخاباتی، حاضر شده است فشارهای بینالمللی ناشی از آن را تحمل کند.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐پروژه کریدوری ترامپ در قفقاز جنوبی در چه مرحلهای است؟
#اکوتهران
#مطالعات_قفقاز
🔹کریدور زنگهزور که نام آن، پس از نشست سهجانبه ارمنستان، آذربایجان و آمریکا در اوت 2025، به «کریدور ترامپ برای صلح و شکوفایی بینالمللی» یا به اختصار «تریپ» تغییر نام یافت، با عبور از هدف اولیه اتصال جمهوری آذربایجان به نخجوان به یکی از حلقههای کلیدی راهبرد آمریکا برای پیوند قفقاز جنوبی، دریای خزر و آسیای مرکزی به شبکههای ترانزیتی و انرژی مبدل شده است. علیرغم اینکه عملیات اجرایی برای احداث این پروژه انجام نپذیرفته، ارمنستان و آمریکا گامهایی را به سمت عملیاتیسازی این پروژه برداشتهاند که مهمترین موارد آنها انعقاد توافق چارچوب، پیشبرد روندهای قانونی در داخل ارمنستان و تخصیص منابع مالی اولیه از سوی آمریکا است.
💢توافق چارچوب آمریکا و ارمنستان
🔸وزیر خارجه آمریکا اخیرا در اظهاراتی از آغاز بررسیهای فنی بخش راهآهن در این پروژه خبر داده است؛ اما جزئیات این تلاشها مشخص نیست. بدین ترتیب، مهمترین پیشرفت درباره این کریدور انعقاد توافق ارمنستان و آمریکا درباره چارچوب کلی حقوقی و فنی است. مطابق این توافقنامه، یک شرکت مشترک با نام «شرکت توسعه تریپ» تشکیل میشود و امتیاز انحصاری توسعه کریدور برای مدت 49 سال از سوی دولت ارمنستان به این شرکت واگذار میشود. در این دوره، سهم ایالات متحده 74 درصد و سهم ارمنستان 26 درصد خواهد بود. اگر امتیاز مذکور برای یک دوره پنجاه ساله دیگر تمدید شود، سهم ارمنستان به 49 درصد افزایش خواهد یافت. همچنین، به شرکت توسعه تریپ اجازه داده خواهد شد برای پیشبرد جنبههای مختلف پروژه در حوزه ریلی، جادهای، خط لوله و زیرساخت انتقال داده ابزارهای مالی ویژه (SPV) ایجاد نماید.
💢پیشرفت روندهای قانونی داخل ارمنستان
🔸در گام بعد، دولت ارمنستان در ۱۶ ژوئیه با تصویب لایحهای جدید در کابینه، نقش این کشور را در توسعه «مسیر ترامپ برای صلح و شکوفایی بین المللی» موسوم به «تریپ» رسمیت بیشتری بخشید. این لایحه دستورالعملهای توسعهای مشخص شده در توافق چارچوب میان آمریکا و ارمنستان را در ارمنستان مصوب میسازد و در مراحل بعدی برای بررسی حقوقی به دادگاه قانون اساسی و سپس برای رایگیری به پارلمان ارسال خواهد شد. اپوزیسیون ارمنستان با تصویب این لایحه و احداث کریدور با مختصات فعلی مخالفند. علیرغم اینکه پاشینیان در انتخابات ماه ژوئن موفق شد مجدد اکثریت را در پارلمان کسب نماید، هنوز مسیرها و ابزارهایی برای اپوزیسیون و مخالفان پاشینیان وجود دارد که موجب تاخیر یا اختلال در این روند شوند.
💢تخصیص منابع توسط آمریکا
🔸آمریکا برای تامین مالی پروژه و حمایت از توسعه شراکتهای عمومی-خصوصی حول آن، اقدام به تاسیس «صندوق سرمایهگذاری ترانسکاسپین» کرده است. هیئت مدیره این صندوق تعیین شده و براساس اظهارات وزیر خارجه آمریکا، مبلغ 201 میلیون دلار از منابع دولت آمریکا به آن تزریق شده است. انتخاب نام «ترانسکاسپین» نیز نشان میدهد که واشنگتن، تریپ را صرفا پروژهای در محدوده قفقاز جنوبی نمیبیند و آن را در پیوند با شبکه بزرگتر ترانزیتی و ژئواکونومیکی خود در دریای خزر و آسیای مرکزی تعریف میکند.
💢چشمانداز آتی
✅ از نظر فنی گامهای باقیمانده برای ورود تریپ به مرحله عملیات اجرایی و احداث، امضای اسناد تکمیلی همچون موافقتنامه سهامداران اساسنامه شرکت توسعه تریپ و ایجاد ابزارهای مالی ویژه و مهمتر از همه تصویب لایحه در پارلمان ارمنستان هستند. چنانچه اشاره شد، پاشینیان اکثریت موردنیاز برای تصویب این لوایح را در انتخابات کسب کرده است. با این وجود، فشارهای سیاسی بر پاشینیان هم از سوی اپوزیسیون و هم از سوی روحانیت ارمنی ادامه دارد و علیرغم پیشرفتها در تسهیل همکاری تجاری و اقتصادی، هنوز موانعی همچون اصرار آذربایجان بر اصلاح قانون اساسی در مسیر امضای نهایی معاهده صلح میان آذربایجان و ارمنستان مشاهده میشود. در عین حال، نباید این مسئله را به مثابه عدم عادیسازی روابط دو طرف تلقی کرد و روند فعلی، نمایانگر تمایل هر دو طرف به گسترش پیوندهای اقتصادی است. در این میان، جانمایی ویژه تریپ در راهبرد منطقهای آمریکا نقش پیشران و تسهیلگر را ایفا خواهد کرد و بر انعطاف و عملگرایی طرفین در پیشبرد عملی پروژه خواهد افزود.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐وضعیت جبهههای مختلف در جنگ اوکراین چگونه است؟
📝محمد حسین معصومزاده
#مقاله_تحلیلی
#روسیه #اوکراین
🔹در طول ماه اوت ۲۰۲۶، جنگ روسیه و اوکراین وارد مرحلۀ تازهای از تشدید درگیریها شده است. در این مقطع، دو جبهۀ اصلی در کانون تحولات قرار دارند: جبهۀ دونباس (بهویژه محور اسلاویانسک-کراماتورسک) و جبهۀ زاپوروژیه (محور اوریخیف-مالا توکماچکا). آنچه در این بازۀ زمانی رخ داده، ترکیبی از پیشرویهای آرام اما نظاممند روسیه در شرق و جنوب، و تلاش اوکراین برای حفظ خطوط دفاعی و اجرای ضدحملات محدود در نقاط حساس است.
💢جبهۀ دونباس: حلقۀ محاصره در حال تنگتر شدن
🔸در محور اسلاویانسک-کراماتورسک، نیروهای روسی طی نیمۀ دوم اوت موفق شدند گامهای تعیینکنندهای بردارند. سقوط آندریفکا در ۱۷ اوت، نقطۀ عطفی در این جبهه به شمار میرود. این روستا در غرب دژ مستحکم و دیرینۀ کراسنوهوریفکا قرار دارد و تصرف آن، راه را برای پیشروی بهسوی دروژکیفکا و تهدید مستقیم کراماتورسک از شمال شرق هموار کرد. پس از آن، نیروهای روسی با عبور از کانال سیورسکی دونتس-دونباس و تصرف اوریخوواتکا، خود را به فاصلۀ کمتر از ۷ کیلومتری حومۀ جنوبی اسلاویانسک رساندند.
🔸نکته مهم، تغییر رویکرد روسیه در این جبهه است. برخلاف نبردهای پیشین که غالباً با حملات مستقیم و پرهزینه همراه بود، در این مرحله روسها با استفاده از حملات دقیق پهپادی و توپخانهای، زیرساختهای پشتیبانی اوکراین در پشت جبهه را هدف قرار میدهند.
💢جبهۀ زاپوروژیه: شکستن خط دفاعی و ورود به اوریخیف
🔸در محور زاپوروژیه، نیروهای روسی پس از ماهها درگیری موضعی، سرانجام موفق شدند مالا توکماچکا را بهطور کامل تصرف کنند. این پیروزی، خط دفاعی اولیۀ اوکراین در جنوب زاپوروژیه را از هم گسیخت و راه را برای پیشروی به سوی اوریخیف گشود. در ادامه، یگانهای چترباز روسی با عبور از رودخانۀ کونکا، خود را به حومۀ شرقی اوریخیف رساندند و تا پایان اوت، حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد این شهر زیر کنترل روسیه قرار گرفت.
🔸آنچه این پیشروی را از نبردهای مشابه متمایز میکند، استفادۀ گسترده از پهپادهای انتحاری فیبر نوری و سامانههای گروه روبیکون برای پشتیبانی نزدیک از پیادهنظام است. این پهپادها با توانایی پرواز در ارتفاع پایین و مصونیت نسبی در برابر جنگ الکترونیک، توانستهاند سنگرها و خودروهای زرهی اوکراین را یکی پس از دیگری منهدم کنند و پیشروی نیروهای زمینی را تسهیل سازند.
💢حملات متقابل به زیرساختهای حیاتی
🔸در پشت جبههها، دو طرف به جنگی فرسایشی علیه زیرساختهای یکدیگر ادامه میدهند. در این زمینه، دو تحول قابلتوجه رخ داده است.
نخست، اوکراین با استفاده از پهپادهای دوربرد، حملات گستردهای علیه پالایشگاهها و انبارهای سوخت روسیه در مناطق سامارا، نیژنی نووگورود و آستراخان انجام داده است. در ۲۳ اوت، یک انبار بزرگ نفت در نووکویبیشفسک هدف قرار گرفت و آتشسوزی گستردهای را برای چندین روز بهدنبال داشت. گرچه این حملات خسارتهای اقتصادی قابلتوجهی به روسیه وارد کردهاند، نتوانستهاند روند تأمین سوخت ارتش روسیه را مختل کنند.
🔸دوم، روسیه نیز با تشدید حملات موشکی و پهپادی خود، انبارهای مهمات، جایگاههای سوخت و ایستگاههای راهآهن اوکراین را در سراسر کشور هدف قرار داده است.
💢نوآوریهای تاکتیکی و تسلیحاتی
🔸در این دوره، دو نوآوری تاکتیکی در صحنۀ نبرد خودنمایی میکنند:
1️⃣گران-۴ سیکر: این نسخۀ ارتقایافته از پهپاد گران (ارتقا یافته پهپاد شاهد)، به موتور جت و سامانۀ هدایت خودکار مبتنی بر هوش مصنوعی مجهز شده است. سرعت بالای آن، رهگیریاش را برای پدافندهای متعارف اوکراین بسیار دشوار ساخته است.
2️⃣بمبهای هدایتشوندۀ اوکراینی: اوکراین نیز برای نخستینبار از بمبهای هدایتشوندۀ بومی با بردی تا ۱۳۰ کیلومتر رونمایی کرده است. هرچند وزن این بمبها (۲۵۰ کیلوگرم) در مقایسه با بمبهای ۵۰۰ تا ۱۵۰۰ کیلوگرمی روسیه کمتر است، اما ظهور آنها نشاندهندۀ تلاش اوکراین برای جبران ضعف نیروی هوایی است.
✅تاکنون میتوان گفت روسیه موفق شده است در دو جبهۀ کلیدی (دونباس و زاپوروژیه) ابتکار عمل را به دست گیرد و با بهرهگیری از برتری آتش و فناوریهای نوین، بهآرامی اما پیوسته خطوط دفاعی اوکراین را درهم بشکند. از سوی دیگر، اوکراین با وجود کمبود شدید مهمات و نیروی انسانی، همچنان توانایی اجرای ضدحملات محدود و حملات دوربرد به خاک روسیه را حفظ کرده است. با این حال، چشمانداز کوتاهمدت برای اوکراین چندان امیدوارکننده نیست. سقوط اوریخیف و تهدید اسلاویانسک-کراماتورسک، دو ضربۀ راهبردی احتمالی هستند که میتوانند توازن قوا را بهشکلی اساسی به نفع روسیه تغییر دهند.
🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🎥 پایگاههای آمریکا در اروپا چه نقشی در جنگ ایران داشتهاند؟
#تهران_مدیا
#جنگ_رمضان
#جنگ_ایران_و_آمریکا
🔸آیا اروپا فقط یک منطقه پشتیبان است یا میتواند به یکی از محورهای مهم عملیات نظامی آمریکا علیه ایران تبدیل شود؟
🔸آیا پایگاههای آمریکا در اروپا میتوانند در معادله یک جنگ احتمالی با ایران تعیینکننده باشند؟
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐حمله اسرائیل به شمال سوریه؛ جلوهای از رقابت تلآویو و آنکارا
#مقاله_تحلیلی
#غرب_آسیا
📝علیرضا مجیدی
🔹یک دهه قبل، نظم منطقه غرب آسیا را میشد در قالب سه بلوک اصلی تحلیل کرد: نخست، «بلوک محور مقاومت» شامل ایران، سوریه، حزبالله لبنان، جریان غالب در عراق و...؛ دوم، «بلوک اسلامگرایی سنی» به محوریت ترکیه، قطر، اخوانالمسلمین و... و سوم، «بلوک مخالفان اسلامگرایی سیاسی» به محوریت امارات، عربستان، مصر و بحرین. در آن زمان، سوریه مهمترین عرصه تقابل دو بلوک نخست، یمن مهمترین آوردگاه تقابل بلوک اول و سوم و لیبی نیز مهمترین صحنه رویارویی بلوکهای دوم و سوم بود.
💢تغییر در تقسیمبندی بلوکها
🔹اما طی یک دهه اخیر، معادلات منطقه دگرگون شده است. سوریه از محور مقاومت خارج شده و بلوک نخست، دستکم در مقایسه با سالهای گذشته، تضعیف شده است. بلوک سوم نیز پس از پیمان ابراهیم به اسرائیل نزدیکتر شده و روابط امارات با تلآویو به سطحی رسیده که میتوان ابوظبی را «متحد راهبردی اسرائیل» دانست. با این حال، مهمترین تحول، تغییر معادلات میان بلوکهای دوم و سوم و افزایش قابل توجه وزن ترکیه بوده است.
🔹امروز، اگر محور مقاومت را کنار بگذاریم، میتوان از دو بلوک عمده فرامنطقهای سخن گفت که در برابر یکدیگر صفآرایی کردهاند. بلوک نخست به محوریت ترکیه، شامل ترکیه، سوریه، دولت مرکزی سودان به ریاست برهان، حکومت مرکزی سومالی، قطر و پاکستان است. در مقابل، بلوک دوم به محوریت اسرائیل از یونان، قبرس، اسرائیل، نیروهای واکنش سریع به رهبری حمیدتی در سودان، سومالیلند، تجزیهطلبان جنوبی یمن، امارات، هند و تا حدی بحرین تشکیل شده است.
💢تقویت بلوک ترکیه
🔸مقایسه این دو آرایش با وضعیت یک دهه قبل، از رشد چشمگیر بلوک ترکیه حکایت دارد. این تحول در شرایطی رخ داده که اسرائیل پس از تضعیف محور مقاومت تصور میکرد با یک «پنجره فرصت طلایی» برای ایجاد هژمونی مطلق در منطقه و طراحی نظمی جدید مواجه شده است. از این منظر، رشد و تقویت بلوک ترکیه با منافع تلآویو در تضاد است.
🔸در صف آرایی منطقهای دو بلوک مذکور، اهمیت عربستان، مصر، سودان و یمن بیش از سایر بازیگران است. بنابراین، تحولات پنج سال اخیر در کشورهای مذکور، اهمیت این تغییر موازنه را آشکارتر میکند.
💢تغییر رویکرد بازیگران کلیدی
🔸عربستان طی سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۷ به شکل کمسابقهای به امارات نزدیک شد و تا ۲۰۲۰ عملاً در بسیاری از پروندههای منطقهای پشت سر ابوظبی حرکت میکرد. این وضعیت در پروندههای سوریه، قطر، یمن و ابتکارهایی مانند I2U2 و سپس آیمک مشاهده میشد. با این حال، از اواخر سال ۲۰۲۰ روند واگرایی میان ریاض و ابوظبی آغاز شد و به تدریج، در روابط میان دو کشور، رقابت، جای همکاری را گرفت. همچنین، اگرچه پیش از ۷ اکتبر شرایط برای عادیسازی روابط ریاض و تلآویو مهیا بود، اما این رویداد معادلات را به کلی تغییر داده و اکنون چشمانداز روشنی برای عادیسازی وجود ندارد. در مقابل، عربستان طی یک سال اخیر به ترکیه نزدیک شده و با این کشور «پیمان مشترک دفاعی مکه» را امضا کرده است. حضور پاکستان، دشمن هویتی هند، بهعنوان ضلع سوم این پیمان نیز نشانهای از چرخش راهبردی ریاض از مسیر آیمک است.
🔸در مصر نیز شرایط کاملاً تغییر کرده است. یک دهه قبل، مصر و ترکیه در اوج تقابل قرار داشتند و مسئله اخوانالمسلمین به عنصر اصلی تقابل میان دو طرف تبدیل شده بود. این رویارویی در لیبی و تا حدی سودان نیز جریان داشت و مصر در سال ۲۰۱۷ از اضلاع محاصره قطر بود. اما در سال ۲۰۲۶ روابط ترکیه و مصر نزدیکتر شده و اکنون حتی احتمال پیوستن مصر به پیمان مکه نیز دور از ذهن نیست. در موضوعاتی مانند شورای صلح غزه نیز مصر آشکارا در کنار ترکیه و در مقابل اسرائیل ایستاده است.
🔸در سودان، برهان مورد حمایت ترکیه و قطر قرار دارد، در حالی که حمیدتی از حمایت جدی امارات برخوردار است. برهان روند عادیسازی روابط با اسرائیل را متوقف کرده و تحولات میدانی یک سال اخیر نیز به سود او تغییر کرده است. در یمن نیز وزن حزب اصلاح، مهمترین جریان مورد حمایت ترکیه، در ساختار دولت شرعیه افزایش یافته و تحولات سیاسی به زیان امارات تغییر کرده است.
✅به باور اسرائیلیها، تحولات سیاسی در دمشق به نقطه عطفی در افزایش نفوذ ترکیه در منطقه تبدیل شده و بنابراین، وقوع تحولات جدید در سوریه میتواند این بار به نقطه آغاز افول آنکارا تبدیل شود. از همین رو، اسرائیل نسبت به حضور ترکیه در سوریه حساسیت ویژهای دارد. حمله اخیر به فرودگاه ابوالظهور نیز از این منظر قابل تحلیل است؛ هرچند تلآویو ممکن است با اینکار، اهداف دیگری از جمله جلوگیری از بازسازی نیروی هوایی سوریه را نیز دنبال کرده باشد.
✅اندیشکده تهران✅
🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐چرخش ترامپ در جنگ اوکراین؛ چرا فشار بر روسیه افزایش یافته است؟
#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_اروپا
#جنگ_اوکراین
📝علی محبی
🔹در حالی که حدود دو سال از وعده دونالد ترامپ برای پایان دادن به جنگ اوکراین در یک روز گذشته است، سفر رئیس سیا به مسکو در سهشنبه ۳ شهریور میتواند نشانهای از تغییر تدریجی محاسبات واشنگتن در قبال جنگ باشد. ترامپ در آغاز دوره دوم ریاستجمهوری خود رویکردی متفاوت از دولت بایدن در قبال روسیه اتخاذ کرد و بر مذاکره مستقیم با کرملین و اعمال فشار بر کییف برای پذیرش مصالحه متمرکز شد. با این حال، ناکامی در دستیابی به توافق سریع نشان داد که تعامل شخصی با ولادیمیر پوتین، بدون ایجاد اهرمهای مؤثر علیه روسیه، برای تغییر محاسبات راهبردی کرملین کافی نیست.
💢محاسبه اولیه: فشار بر کییف و تعامل با کرملین
🔸ترامپ و جریان محدودگرا در دولت او، از جمله جی.دی. ونس، بر این باور بودند که تداوم جنگ تا حد زیادی حاصل حمایت آمریکا از اوکراین، عدم فشار کافی بر کییف برای مصالحه و فقدان یک رابطه مستقیم میان واشنگتن و مسکو است. بر همین اساس، دولت ترامپ در سال نخست با کاهش یا توقف حمایتهای نظامی و اطلاعاتی از اوکراین، افزایش فشار بر زلنسکی و برقراری تماسهای مستقیم با پوتین، تلاش کرد هزینه ادامه جنگ را برای کییف افزایش و مسکو را به مذاکره ترغیب کند. این سیاست بر این فرض استوار بود که روسیه در نهایت توافقی را که از طریق مذاکره مستقیم با ترامپ حاصل شود، بر ادامه جنگ ترجیح خواهد داد. نقش ونس و چهرههایی مانند اندی بیکر در شکلدهی به این رویکرد، وزن قابلتوجه جریان محدودگرا را در سیاست اولیه دولت نشان میداد.
💢اشتباه محاسباتی ترامپ در قبال واقعیتهای جنگ
🔸با وجود تلاشهای متعدد ترامپ، واقعیتهای ژئوپلیتیک بر محاسبات او غلبه کرد و جنگ اوکراین همچنان ادامه یافت. مشکل اصلی در برآورد نادرست از منطق تصمیمگیری روسیه و ظرفیت مقاومت اوکراین بود. کرملین همچنان میتوانست انتظار داشته باشد که گذر زمان و فرسایش اوکراین، موقعیت چانهزنی روسیه را تقویت کند. در مقابل، اوکراین نیز با اتکا به حمایت اروپا و ظرفیت داخلی، برخلاف برخی برآوردهای اولیه واشنگتن توانست مقاومت خود را حفظ کند. در نتیجه، فشار یکجانبه بر کییف نهتنها به توافق منجر نشد، بلکه بخشی از اهرمهای واشنگتن را نیز محدود کرد. ترامپ بهتدریج با این واقعیت مواجه شد که برای تغییر رفتار مسکو، فشار بر اوکراین بهتنهایی کافی نیست و روسیه نیز باید با هزینههای ادامه جنگ مواجه شود.
💢از فشار بر اوکراین به فشار بر هر دو طرف
🔸با کاهش نقش جریان محدودگرا در پرونده اوکراین، مشغول شدن ونس و جرد کوشنر به پرونده ایران و افزایش نقش مارکو روبیو، به نظر میرسد توازن داخلی دولت ترامپ نیز تغییر کرده است. این تحول نشاندهنده تغییر ارزیابی او درباره ابزارهای لازم برای پایان یافتن جنگ بود. سفر رئیس سیا به مسکو، دیدار اخیر زلنسکی با ترامپ، اقدامات اوکراین در چارچوب فشار بر ایران نظیر حمله به کشتی ایرانی، حضور فرستاده ویژه سابق ترامپ، کیت کلوگ در اودسا و احتمال سفر ویتکاف و کوشنر به کییف، در کنار یکدیگر میتوانند نشانههایی از بازتنظیم روابط واشنگتن با کییف باشند. معنای راهبردی این تحولات، بازگشت به سیاست دولت بایدن نیست؛ بلکه حرکت از فشار عمدتاً یکجانبه بر اوکراین به سمت موازنه اهرمهای فشار میان دو طرف جنگ است.
💢مسیر پیش رو
🔸در میدان نبرد، روسیه بخش قابلتوجهی از اهداف ارضی موردنظر خود را محقق کرده، اما همزمان هزینههای جنگ برای هر دو طرف افزایش یافته است. تشدید نبرد زمینی و حملات زیرساختی، فرسایش نظامی و اقتصادی را عمیقتر کرده و میتواند در میانمدت انگیزههایی برای مذاکره ایجاد کند. با این حال، فرسایش لزوماً به معنای آمادگی برای مصالحه نیست؛ زیرا هر طرف ممکن است همچنان تصور کند که تداوم فشار نظامی، موقعیت چانهزنی آن را بهبود خواهد داد. از این منظر، تحرکات دیپلماتیک اخیر در بهترین حالت میتواند تنها به کاهش محدود تنش و احیای کانالهای مذاکره منجر شود.
✅دولت ترامپ در ابتدا تلاش کرد با فشار عمدتاً بر اوکراین و تعامل مستقیم با کرملین، جنگ را بهسرعت خاتمه دهد. ناکامی این رویکرد اکنون واشنگتن را به سمت سیاستی متوازنتر سوق داده است؛ سیاستی که در آن، همزمان با تشویق کییف به مصالحه، هزینه عدم همکاری برای مسکو نیز افزایش مییابد. با این حال، این تحول را نباید تغییر راهبرد کلان ترامپ دانست. آنچه تغییر کرده، عمدتاً تاکتیک و توزیع اهرمهای فشار است. بنابراین، رویکرد جدید شاید در خوشبینترین حالت بتواند فضای مذاکرات را بهبود دهد، اما هیچ چشمانداز مثبتی برای پایان جدی این منازعه وجود ندارد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐چرا آمریکا زمان رزمایش اولچی با کرهجنوبی را کاهش داد؟
#مقاله_تحلیلی
#مطالعات_چین
📝احمد رمضانی
🔸ایالاتمتحده و کرهجنوبی قرار بود رزمایش مشترک سپر آزادی اولچی ۲۰۲۶ (۱۷ تا ۲۷ اوت) را در قالب جنگ ترکیبی برگزار کنند. بااینحال، طبق دستور ترامپ، رزمایش نیمی از چارچوب برنامهریزی شده اولیه را به اتمام رساند. در کنار دلایل اعلامی مانند هزینه و عدم همراهی کرهجنوبی با آمریکا علیه ایران، دلایل دیگری مانند فشار برای نهایی کردن سرمایهگذاری ۳۵۰ میلیارد دلاری کره در آمریکا و کمبود مهمات در این رابطه مطرح شده است.
💢ساختار رزمایش سپر آزادی اولچی ۲۰۲۶
🔹در سال ۲۰۲۶، رزمایش سپر آزادی اولچی دستخوش تغییرات بیسابقهای شد و برخلاف برنامهریزی اولیه برای یک رزمایش ۱۱ روزه، تنها به مدت ۵ روز برگزار گردید. ساختار سنتی آن شامل دو فاز دفاع در برابر حمله کرهشمالی و سپس تثبیت وضعیت و ضدحمله بود. با کوتاهشدن برنامه، عملاً فاز دوم شامل تمرین آفندی، بهطور کامل لغو شد. همچنین، تعداد تمرینات میدانی نیز از ۱۴ به ۷ مورد کاهش یافت.
💢دلایل اعلامی کوتاه شدن رزمایش
🔹ترامپ هزینههای بالا، ارسال پیام خصمانه به پیونگیانگ و امتناع کرهجنوبی از همراهی با آمریکا در قبال ایران را دلایل این تصمیم اعلام کرد. او پیشتر در ژوئن ۲۰۲۶ از تمایل خود برای ازسرگیری دیپلماسی با کرهشمالی سخن گفته بود. بنابراین کاهش رزمایش را میتوان بخشی از امتیازات اولیه برای باز کردن مسیر دیدار مجدد ترامپ و کیم دانست.
🔹همزمان، انتقاد ترامپ از هزینهکرد آمریکا برای امنیت متحدان و عدم همراهی آنها، به اختلاف قدیمی واشنگتن و سئول بر سر تقسیم مسئولیتهای امنیتی مربوط است. بنابراین کاهش رزمایش میتواند پیامی به کرهجنوبی نیز باشد که در برابر هزینههای امنیتی آمریکا، این کشور باید سهم بیشتری از هزینه و ریسک اولویتهای واشنگتن را بپذیرد.
💢سایر دلایل زمینهای و مداخلهگر
🔹روابط آمریکا و کرهجنوبی بهصورت فزاینده معاملهمحور شده است. تصمیم ترامپ میتواند در چارچوب فشار واشنگتن بر سئول برای اجرای تعهد سرمایهگذاری ۳۵۰ میلیارد دلاری در آمریکا، شامل ۱۵۰ میلیارد دلار در کشتیسازی و ۲۰۰ میلیارد دلار در حوزههای راهبردی، نیز تفسیر شود.
🔹جنگ ایران نیز بخشی از نیروها و داراییهای نظامی آمریکا را از هند-اقیانوسیه به غرب آسیا کشانده است. لغو رزمایش آبی-خاکی سانگیونگ به دلیل محدودیت دسترسی به نیروها، نشان میدهد کاهش تمرینات با کمبود منابع، آمادگی عملیاتی و هزینههای آمریکا ارتباط دارد.
🔹انتخابات میاندورهای نوامبر 2026 نیز به این تصمیم انگیزه سیاسی میدهد. ترامپ میتواند آن را بهعنوان کاهش هزینههای آمریکا، جلوگیری از جنگ و حرکت بهسوی صلح، در عین جذب سرمایهگذاری آتی عرضه کند.
🔹همچنین واشنگتن ممکن است از کاهش فشار بر پیونگیانگ برای مدیریت همکاری آن با ایران، بهویژه در حوزه موشکی و انتقال فناوری حساس، استفاده کند. بااینحال، شلیک حدود ۱۰ موشک بالستیک توسط کرهشمالی پس از کاهش رزمایش نشان داد این فرضیه با رفتار پیونگیانگ فاصله زیادی دارد.
💢تأثیرات و پیامدها
🔹در کرهجنوبی فشار برای پذیرش سهم بیشتر از هزینههای اتحاد میتواند نتیجه معکوس داشته باشد. سئول دارای ارتشی قدرتمند و صنعت دفاعی پیشرفته است و کاهش اعتماد به چتر امنیتی آمریکا میتواند بحث درباره دفاع مستقل و حتی بازدارندگی هستهای را تقویت کند.
🔹این اقدام میتواند نگرانی درباره قابلیت اتکای آمریکا را در ژاپن، تایوان، هند و دیگر متحدان افزایش دهد. تضعیف اعتماد به تعهد واشنگتن ممکن است متحدان را به افزایش هزینههای دفاعی، توسعه توان موشکی و تقویت همکاریهای مستقل سوق دهد.
🔹در نهایت، کاهش اعتماد سئول به واشنگتن فضای مانور چین را افزایش میدهد. کرهجنوبی از اتحاد با آمریکا خارج نمیشود، اما میتواند خودمختاری راهبردی، روابط با پکن و سیاست متوازنتر در رقابت چین و آمریکا را دنبال کند. بنابراین تصمیم ترامپ، در کنار اهداف کوتاهمدت، ممکن است فرصتهایی برای چین جهت تضعیف پیوندهای امنیتی آمریکا و افزایش نفوذ خود در شرق آسیا ایجاد کند.
✅کاهش رزمایش میتواند با افزایش فشار اقتصادی و سیاسی بر سئول، در کوتاهمدت اهرمی برای گرفتن امتیازات بیشتر از متحد کرهای باشد، اما همزمان اعتماد به تعهد امنیتی آمریکا را تضعیف میکند. تداوم آزمایشهای موشکی پیونگیانگ نیز نشان داد که کاهش فشار نظامی لزوماً به واکنش مصالحهجویانه کرهشمالی منجر نمیشود و حتی میتواند پیام ضعف تلقی شود. در بلندمدت، مهمترین پیامد راهبردی، افزایش گرایش سئول و دیگر متحدان آسیایی به خوداتکایی دفاعی و در نتیجه ایجاد فرصت بیشتر برای چین جهت گسترش نفوذ و کاهش انسجام شبکه امنیتی آمریکا در شرق آسیاست.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
♦️آیا ایران در دکترین هسته ای خود تجدید نظر میکند؟
◼️موسسه مطالعات امنیت ملی(INSS)
#تهران_ریویو
#پرونده_هستهای
🔹طی یک سال اخیر، بحثهای گستردهای در ایران پیرامون ضرورت تغییر دکترین هستهای شکل گرفته است. جمهوری اسلامی طی دهههای گذشته تلاش کرده بود تا بدون اقدام به تولید واقعی سلاح اتمی، به توانمندی وضعیت آستانهای ساخت بمب اتم دست یابد. منطق این رویکرد آن بود که برخورداری از چنین ظرفیتی میتواند بدون آنکه هزینههای سیاسی و بینالمللی عبور از آستانه و ساخت سلاح هستهای را بر کشور تحمیل کند، منجر به ایجاد بازدارندگی خواهد شد.
💢زمینههای بازنگری در دکترین هستهای ایران
🔸پس از وقوع انقلاب اسلامی، برنامه هستهای ایران متوقف شد، اما جنگ ایران و عراق و استفاده عراق از سلاحهای شیمیایی، موجب احیای تلاشها در ایران برای راه اندازی مجدد برنامه هستهای شد. با این حال، در سالهای بعد، اظهار نظری رسمی در خصوص تلاش ایران برای ساخت سلاح اتمی از سوی مقامات این کشور مطرح نشد و برنامه هستهای ایران در طول این سالها، به ادعای مقامات این کشور ماهیتی صلحآمیز به خود گرفت.
🔸اما تحولات پس از ۷ اکتبر و بهویژه دو حمله آمریکا و اسرائیل در یک سال گذشته، منجر به بروز تغییرات گسترده در دکترین امنیتی ایران شده و اکنون درخواستها برای بازنگری در دکترین هستهای این کشور به شدت تقویت شده است. در این چارچوب، برخی جریانها در ایران معتقدند تضعیف «محور مقاومت»، محدودیت بازدارندگی موشکی و آسیب واردشده به برنامه هستهای ایران نشان داده است که سیاست حفظ وضعیت آستانهای دیگر نمیتواند امنیت جمهوری اسلامی را تضمین کند.
💢دیدگاهها در خصوص دکترین هستهای
🔸ایران پیش از این جنگ ۱۲ روزه، در آستانه تولید سلاح هستهای قرار داشت و میتوانست در صورت تصمیم سیاسی، ذخایر اورانیوم خود را در مدت کوتاهی به سطح تسلیحاتی برساند. با این وجود، در آن مقطع زمانی مقامات این کشور از حرکت به سمت گریز هستهای خودداری کردند. اما پس از جنگ ۱۲ روزه، شمار زیادی از چهرههای سیاسی، خواستار تولید سلاح هستهای شدند. استدلال اصلی این جریان آن است که ایران هزینههای ناشی از نداشتن بازدارندگی هستهای را پرداخته و اکنون تنها برخورداری واقعی از سلاح هستهای میتواند مانع حملات آینده شود. پس از جنگ اخیر نیز این دیدگاه مجدداً تقویت شده و برخی مقامات و رسانهها، دستیابی به بازدارندگی هستهای را برای ایران ضروری دانستهاند.
🔸در مقابل، بخشی از محافل سیاسی ایران درباره توان سلاح هستهای برای ایجاد مصونیت واقعی تردید دارند. استدلال اصلی این جریان آن است که تجربه سالهای اخیر نشان داده است حتی کشورهای دارای سلاح هستهای نیز از حملات نظامی مصون نیستند. از این منظر، سلاح هستهای بهتنهایی نمیتواند امنیت یک کشور را تضمین کند و ثبات داخلی، توانمندیهای متعارف و سیاست منطقهای نیز در تأمین امنیت یک کشور نقش دارند.
🔸منتقدان همچنین تأکید میکنند که بازدارندگی هستهای مؤثر تنها با داشتن چند کلاهک هستهای حاصل نمیشود و به تصمیمگیری سریع، توان متعارف برای خرید زمان، آمادگی تحمل هزینههای بینالمللی، قدرت ائتلاف سازی و برخورداری از اطلاعات راهبردی نیاز دارد.
💢تنگه هرمز به جای بمب اتم
🔸تجربه لیبی و سرنگونی معمر قذافی پس از کنار گذاشتن برنامه هستهای، تفاوت وضعیت کره شمالی هستهای با عراقِ فاقد سلاح هستهای، و تجربه اوکراین پس از کنار گذاشتن سلاحهای هستهای، در بخشی از ادبیات سیاسی ایران بهعنوان شواهدی برای اهمیت حفظ توانمندیهای راهبردی و هستهای مطرح شدهاند.
🔸در عین حال، پس از جنگ ۴۰ روزه، دیدگاهی نیز در تهران شکل گرفته که مهمترین دارایی راهبردی ایران الزاماً گزینه هستهای نبوده و اهمیت کنترل تنگه هرمز از آن نیز بیشتر است. به باور این گروه از تحلیلگران، توانایی ایران در کنترل تنگه هرمز، در کنار قابلیتهای موشکی و پهپادی متعارف، بدون برخورداری از بمب اتم، امکان ایجاد بازدارندگی ژئوپلیتیکی را برای ایران فراهم خواهد کرد.
✅به نظر میرسد که اکنون در داخل ایران بر سر تغییر دکترین هستهای اجماع وجود ندارد. از یک سو، تضعیف محور مقاومت و ناکامی ایران در بازدارندگی متعارف، موجب تقویت دیدگاه طرفدار عبور از وضعیت آستانه هستهای شده است. اما از سویی دیگر، بخشی از محافل سیاسی نیز همچنان درخصوص توان تسلیحات هستهای برای ایجاد بازدارندگی واقعی تردید دارند. همین شکاف داخلی میتواند برای آمریکا و اسرائیل اهمیت داشته باشد، چرا که این دو میتوانند با فشار بر تصمیمگیرندگان در تهران، آنها را مجاب کنند که حرکت به سمت تولید سلاح هستهای تحمل نشده و چنین تصمیمی ممکن است برنامه هستهای ایران را از یک دارایی راهبردی به تهدیدی برای بقای نظام تبدیل کند.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐معادلات و الگوی جنگ چگونه در جنوب لبنان تغییر کرده است؟
#تحلیل_کوتاه
#غرب_آسیا #لبنان
📝محمدعلی حسننیا
🔹تحولات میدانی جبهه لبنان در ماههای اخیر تصویری متفاوت از معادلات نظامی رایج را به نمایش گذاشته است. آنچه در این دوره رخ داد، نشان داد که الگوی متعارف نبردهای مدرن با چالشهای جدی مواجه شده است.
💢بازتعریف میدان نبرد: زمین به مثابه سلاح
🔸یکی از مهمترین تحولات میدانی، تغییر کارکرد جغرافیای نبرد بوده است. کارگذاری هدفمند ابزارهای انفجاری در نقاط کلیدی، نه تنها موجب ایجاد اختلال در زنجیره پیشروی شد، بلکه الگوی عملیات امداد و نجات را نیز با چالش مواجه کرد.
💢چالش در شبکه دیدبانی و شناسایی
🔸یکی از ارکان اصلی برتری نظامی متعارف، توانایی در کنترل بصری و اطلاعاتی میدان نبرد است. اما آنچه در این دوره رخ داد، نشان از تغییر در این معادله داشت. توانایی در تداوم عملیات از مناطقی که تصور میشد از کنترل خارج شدهاند، گویای آن است که اعلام کنترل نظامی بر یک منطقه، الزاماً با کنترل عملیاتی بر آن هممعنا نیست. علاوه بر این، افزایش توانایی در هدفگیری ابزارهای شناسایی هوایی، از جمله پهپادها و بالگردهای امداد، موجب تغییر در ارتفاع و الگوی پرواز نیروهای هوایی شد و در نتیجه، پشتیبانی نزدیک از نیروهای زمینی را محدود ساخت.
💢تغییر در سلسلهمراتب تسلیحات هوایی
🔸در نبردهای مدرن، استفاده از سامانههای هوایی بدون سرنشین به عنوان ابزاری مکمل برای نیروی هوایی متعارف تلقی میشد. اما آنچه در صحنه نبرد لبنان مشاهده شد، ارتقای کارکرد این سامانهها از نقش پشتیبانی به نقشآفرینی مستقل بود.
💢معادله فاصله صفر
🔸هنگامی که نیروهای مهاجم به منظور کاهش آسیبپذیری در برابر آتش دوربرد، به سمت درگیری نزدیک حرکت میکنند، صحنه نبرد وارد فاز جدیدی میشود. در برخی محورهای کلیدی، درگیریهایی با برد بسیار نزدیک رخ داد که با الگوی مشخصی از سلاحهای سبک و نیمهسنگین همراه بود. این سبک درگیری، که با کمینهای برنامهریزیشده و استفاده ترکیبی از بمبهای دستساز آغاز و با آتش مستقیم علیه نیروهای پشتیبان ادامه مییافت، عملاً برتری نیروی مهاجم در میدانهای باز را خنثی میکرد.
💢هماهنگی سامانههای رزمی
🔸شاید مهمترین درس میدانی، اثبات کارایی یک سامانه رزمی یکپارچه است. الگوی عملیاتی مشاهدهشده، تلفیقی از پنج حوزه اصلی را نشان میدهد: جنگ با مواد منفجره، موشکهای ضدزره، پهپادهای تهاجمی، پدافند هوایی کوتاهبرد، و توپخانه دقیق. آنچه این الگو را متمایز میکند، توالی زمانی حسابشده در به کارگیری این ابزارهاست. برای نمونه، یک عملیات میتوانست با اصابت به یک خودروی زرهپوش آغاز شود، سپس با هدفگیری خودروهای امدادگر ادامه یابد، و در نهایت با ورود بالگردهای نجات، پدافند هوایی نیز وارد عمل شود.
💢چالشهای حوزه زرهی و امداد
🔸یکی از نقاط آسیبپذیر در ساختار نظامی متعارف، وابستگی متقابل میان یگانهای رزمی و پشتیبانی است. آنچه در صحنه نبرد رخ داد، نشان داد که خودروهای زرهی و بولدوزرهای مهندسی که وظیفه هموار کردن مسیر را بر عهده دارند، خود به اهداف اصلی تبدیل شدهاند. این موضوع موجب میشود که عملیات پیشروی، به جای کاهش هزینهها، به فرآیندی پرهزینه تبدیل شود، زیرا هر تلاش برای امداد و خارجسازی خودروهای آسیبدیده، خود مستلزم به خطر انداختن تجهیزات و نیروهای جدید است.
💢اثربخشی محدود آمادهسازی آتش
🔸یکی از باورهای اساسی در دکترین نظامی متعارف، کارایی بالای آمادهسازی آتش سنگین برای تضعیف مواضع دفاعی پیش از حمله زمینی است. اما الگوی مشاهدهشده نشان میدهد که اگر نیروی مدافع بتواند ضربات اولیه را جذب و با انعطافپذیری، در همان منطقه مجدداً موضعگیری کند، عملاً اثربخشی آتش به شدت کاهش مییابد.
💢گسترش دامنه عملیاتی و معادله جدید در شمال
🔸هدفگیری پایگاههای نظامی، مراکز اطلاعاتی، سامانههای پدافندی و حتی تأسیسات دریایی، نشان میدهد که خط مقدم و پشت جبهه، در این الگوی جدید، تمایز معناداری ندارند. در این میان، مناطق کلیدی مانند اطراف النبطیه و اقلیم التفاح به عنوان نقاط کانونی در معادله نظامی جدید مطرح میشوند؛ جایی که کنترل بر مسیرهای ارتباطی، میتواند تأثیر مستقیمی بر موازنه قدرت داشته باشد.
✅در این مناطق، استفاده ترکیبی از توپخانه، خمپارهاندازها و راکتاندازهای کوتاهبرد، الگوی فرسایش مستمری را رقم زده که طی آن، تجمعات نظامی در نقاط پشتیبانی مکرراً هدفگیری شده و خطوط تدارکاتی با تهدید دائمی مواجه است. تداوم این گلولهبارانهای متمرکز در محورهایی نظیر الخیام، دیر سریان، طیبه و دیگر نقاط، عملاً هرگونه تلاش برای تثبیت حضور نظامی را با چالش مواجه ساخته و امداد رسانی را به بخشی جداییناپذیر از چرخه درگیری تبدیل کرده است.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐پس از پنج سال؛ روابط خارجی طالبان چه مسیری طی میکند؟
#مقاله_تحلیلی
#افغانستان
📝امیرمحسن شاهشرقی
🔹پنج سال از خروج آمریکا، سقوط جمهوریت و استقرار طالبان در افغانستان میگذرد. در این دوره پنجساله، طالبان در نحوه استفاده از ابزارهای دیپلماتیک و روابط خارجی الگویی به مراتب وسیعتر و پیچیدهتر از دوره گذشته عرضه کردهاند و آزمودن الگوهای متعارف مبتنی بر مشارکت بینالمللی، تا اندازه زیادی جایگزین رویه انزواطلبی در روابط خارجی این گروه شده است. طالبان میخواهند که با کمترین عدول از مبانی هویتی و ایدئولوژیک، حاکمیت خود را بر قلمروی افغانستان تثبیت کنند و برای این منظور، نیازمند مهار تهدیدات امنیتی و خلق پیوندها و موازنههای جدیدی هستند که تنها با برقراری روابط خارجی میسر خواهد بود.
💢محورهای اصلی روابط خارجی طالبان
🔸الگوی تعامل بینالمللی با طالبان وضعیت متناقضی خلق نموده است. از یک طرف، در اختیار داشتن بیش از 45 نمایندگی رسمی در خارج افغانستان و حضور نمایندگان حداقل 28 کشور و سازمان بینالمللی در کابل، گستردگی روابط خارجی طالبان را نشان میدهد. از طرف دیگر، این گروه در مسئله شناسایی رسمی در مقایسه با دوره گذشته وضعیت بدتری دارد و به استثناء روسیه، هیچ یک از بازیگران منطقهای و بینالمللی حاکمیت طالبان بر افغانستان را مورد شناسایی رسمی قرار ندادهاند. فارغ از ناکامی در دستیابی به شناسایی رسمی، این گروه در پنج سال گذشته سه محور ذیل را در روابط خارجی برای تثبیت قدرت و نقش خود در افغانستان دنبال نموده است.
💢اهرمسازی ژئواکونومیک
🔸طالبان در دوره دوم، تلاش دارد به اتکای مزیتهای جغرافیایی و ظرفیتهای بالقوه اقتصادی، نقشی سازنده در رقابتهای ژئواکونومیک منطقهای و بینالمللی برای خود تعریف کند و از این طریق، مقدمات ادغام و رسمیتیابی خود را فراهم نماید. اهرمسازی ژئواکونومیک طالبان بیشتر حول سه پروژه کلیدی سامان مییابد: خط لوله تاپی، پروژه اتصال برق کاسا-1000 و راهآهن ترانس افغان. علاوه بر این پروژهها، ذخایر معدنی و نفتی دیگر پتانسیل اقتصادی مهمی هستند که طالبان سعی دارد با تکیه بر آن، از انزوا خارج شود.
💢موازنهسازی امنیتی
🔸این موازنهسازی دو رکن اساسی دارد: اول، تشکیل محور امنیتی در سطح چندجانبه با مشارکت هند و روسیه (در مقابل پاکستان)؛ دو، جبران تفاوت قدرت در سطح دوجانبه با اهرمسازی از تهدید (در مقابل همسایگان).
🔸در بدو بازگشت به قدرت این انتظار وجود داشت که طالبان، در موازنهسازی امنیتی به سمت چین و پاکستان حرکت کند. با این وجود، طالبان به دلایل متعدد ترجیح داد که دو کشور روسیه و هند را محور اصلی تعاملات امنیتی خود قرار دهد. این روسیه بود که در ژوئیه 2025 به عنوان اولین کشور، طالبان را به عنوان حکومت رسمی افغانستان به رسمیت شناخت و در فاصله کمتر از یک سال، در 27 مه 2026 سندی نیز برای همکاری فنی-نظامی با طالبان امضا کرد. با شدت گرفتن اختلافات میان پاکستان و طالبان، به یکباره منافع امنیتی هند و طالبان نیز همراستایی فزاینده یافت و بدین ترتیب، حلقه همکاریهای امنیتی طالبان در محیط بیرونی کاملتر شد.
🔸طالبان در روابط دوجانبه برای جبران تفاوت قدرت موجود بر اهرمسازی از تهدیدات موجود نیز تمرکزی ویژه داشته است و مهار این تهدیدات را به مثابه یک امتیاز قابل مبادله در روابط، بالاخص با همسایگان خود، مورد توجه قرار داده است. بدینترتیب، حفظ مدیریتشده اهرمهای تهدیدی چون تروریستهای خارجی مستقر در افغانستان از سوی طالبان بهعنوان رکن دیگر موازنهسازی در محیط منطقهای تشخیص داده شده است.
💢مدیریت تنش با آمریکا
🔸طالبان با یک تحول ادراکی مهم وارد روند گفتگوهای صلح با آمریکا شدند. اینکه بازگشت آنها به قدرت، تنها از مسیر خروج کامل نیروهای آمریکایی و پایان پشتیبانی آمریکا از جمهوریت مقدور خواهد شد. از توافق دوحه و ارائه تضامین امنیتی موجود در آن تا آزادسازی شهروندان آمریکایی و تعدیل مواضع در دوره اخیر، در همگی این موارد طالبان به دنبال مدیریت تنش با آمریکا به منظور تثبیت موقعیت خویش است.
✅ طالبان در پنجساله گذشته، علیرغم عدم پیشرفت جدی در دستیابی به شناسایی رسمی، به روابط خارجی خود حول سه محور کلیدی اهرمسازی ژئواکونومیک، موازنهسازی امنیتی و مدیریت تنش با آمریکا شکل و قوام بخشیده است. با این وجود، جمعپذیری و پایداری اقدامات طالبان در این سه محور در کنار یکدیگر در بلندمدت مشخص نیست. مدیریتپذیری این تناقضات در محورهای اصلی روابط خارجی طالبان تا حد زیادی وابسته به عدم تغییر در اولویتهای بازیگران مهم در محیط منطقهای هستند و قابلیت مانور طالبان در این حوزه با تغییر جدی اولویتها به سرعت میتواند دستخوش تحول شود.
✅اندیشکده تهران✅
🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐چگونه نبرد تپهها در جنوب لبنان به نبرد انتخابات تبدیل شده است؟
#تحلیل_کوتاه
#غرب_آسیا #لبنان
📝محمدعلی حسننیا
🔹جنوب لبنان در روزهای اخیر شاهد تشدید بیسابقه حملات رژیم صهیونیستی بوده است. حملات هوایی و توپخانهای گسترده به مناطق مسکونی در انصار و دیرالزهرانی، دستکم ۱۱ کشته و دهها زخمی برجای گذاشته است.
🔸همزمان، نیروهای اسرائیلی عملیاتهای پاکسازی و بمباران تپههای راهبردی «علیالطاهر» را با هدف تصرف زمینی این منطقه و ایجاد یک حائل نظامی در جنوب لبنان ادامه میدهند. این تپهها که حدود ۶۰۰ متر ارتفاع دارند، تسلط بینظیری بر شهر نبطیه و شبکه راههای حیاتی منطقه فراهم میکنند و به همین دلیل، کلید سلطه بر جنوب لبنان محسوب میشوند.
💢جنگ به مثابه ابزار انتخابات
🔸بر اساس اعلام حزبالله، تشدید حملات علیه غیرنظامیان و گسترش دامنه مناطق هدف، «بیانگر خواست و اراده نتانیاهو برای تشدید جنگ در جنوب لبنان بعد از ایران به منظور تقویت جایگاه سیاسی داخلی، خدمت به اهداف انتخاباتی و جلب رضایت راستگرایان افراطی» است. این تحلیل با واقعیتهای عرصه سیاسی اسرائیل نیز همخوانی دارد.
🔸کارزار انتخاباتی کنست برای اکتبر ۲۰۲۶ آغاز شده و نتانیاهو در موقعیت شکنندهای قرار دارد. نظرسنجیها نشان میدهند که ائتلاف حاکم تحت رهبری حزب لیکود وضعیت خوبی ندارد. نتانیاهو که پرونده فسادش نیز بار دیگر گشوده شده، نیازمند پیروزی نظامی برای بهبود جایگاه خود است. کارشناسان معتقدند که جنگ با ایران و لبنان میتواند پایگاه رایدهندگان را به نفع او تغییر دهد و از ناکامیهای ۷ اکتبر ۲۰۲۳ بکاهد. همچنین فشارهای داخلی از سوی وزرای افراطی مانند ایتامار بنگویر و بزالل اسموتریچ برای تشدید جنگ، نتانیاهو را تحت فشار قرار داده است. این وزرا خواستار حملات گسترده به بیروت و تصرف منطقه زهرانی هستند.
💢جنوب لبنان؛ میدان معادلهسازی انتخاباتی
🔸جنوب لبنان به عرصهای برای حل معادلات سیاسی داخلی اسرائیل بدل شده است. شهادت بیش از ۴۰۰۰ لبنانی و آوارگی بیش از یک میلیون نفر از مارس ۲۰۲۶، بهایی است که مردم لبنان برای رقابتهای انتخاباتی کنست میپردازند. در حالی که دولت لبنان در انفعال به سر میبرد، حملات روزانه به روستاها و تپههای علیالطاهر، تصویری از یک جنگ نیابتی را ترسیم میکند که در آن، سرنوشت لبنان در گرو صندوقهای رأی یک کشور اشغالگر رقم میخورد.
💢دولت لبنان؛ میان دو گزینه دشوار
🔸در برابر این تهاجم گسترده، دولت لبنان به رهبری رئیسجمهور جوزاف عون و نخستوزیر نواف سلام، بر پایبندی خود به «توافق چارچوب» و تداوم حضور نیروهای «یونیفیل» در جنوب به عنوان ضامن ثبات، تأکید کرده است. در اقدامی قابلتوجه، ۸۶ نماینده مجلس با امضای طوماری خواستار تمدید مأموریت این نیروهای بینالمللی شدند و بر نقش آنها در بازگشت آوارگان و جلوگیری از خلأ امنیتی صحه گذاشتند. جوزاف عون در دیدار با مقامات آمریکایی، بر پایبندی واشنگتن به اجرای این توافق تأکید کرده است.
🔸با این حال، عملکرد جبهه رسمی دولت، نشان از ناتوانی آن در حفاظت از حاکمیت ملی دارد؛ جایی که نخستوزیر حملات را «بسیار خطرناک» توصیف میکند، اما از ارائه اقدامات عملی و بازدارنده عاجز است. در موضعی متفاوت، حزبالله بر این باور است که ادامه «دویدن در پی مذاکرات تحقیرآمیز» تحت هدایت آمریکایی که پوششی برای جنایات صهیونیستهاست، راهبردی شکستخورده بوده و تأکید کرده است که حملات دشمن در هر سطحی، پاسخی متناسب در راه دفاع از لبنان دریافت خواهد کرد. این شکاف میان موضع رسمی دولت و رویکرد حزبالله، نشاندهنده نبود راهبرد ملی واحد در برابر تجاوزات است.
💢لبنان بر لبه پرتگاه جنگ با اسرائیل
🔸صحنه امروز جنوب لبنان، تمامی نشانههای یک جنگ تمامعیار را در خود دارد؛ حملات روزانه، شهدا و مجروحان بسیار، و تخریب سیستماتیک خانهها و زیرساختها، تصویری هشداردهنده از آیندهای بسیار تاریک را ترسیم میکند. تحرکات زمینی نیروهای اشغالگر در شرق الخیام و عملیاتهای گسترده پاکسازی در چندین روستا، همراه با ادامه بمبارانهای هوایی و توپخانهای علیه تپههای علیالطاهر، نشان از عزم جدی دشمن برای تداوم این درگیریها دارد. اسرائیل از سیاست حمله، تصرف و تخریب جلو میرود.
💢جمعبندی
✅این فعالیتهای نظامی گسترده، که با گمانهزنیهای رسانهای مبنی بر آمادگی ارتش صهیونیستی برای چندین روز نبرد سنگین همراه شده، لبنان را در یکی از حساسترین و خطرناکترین مقاطع تاریخ خود قرار داده است. آنچه امروز در جنوب جریان دارد، صرفاً یک درگیری مرزی نیست، بلکه جنگی تمامعیار برای تحمیل نظم جدیدی بر منطقه است که آینده کل لبنان را تحتالشعاع قرار خواهد داد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐کنترل انصارالله بر نوار ساحلی دریای سرخ چگونه معادلات را عوض میکند؟
#تحلیل_کوتاه
#یمن
📝علی وحیدی
🔹تحولات اخیر در یمن، نقطه عطفی در تاریخ منازعه دهساله این کشور به شمار میرود. آنچه در هفتههای اخیر با تحرکات ائتلاف سعودی تحت پوشش طرحهای مشترک غربی برای امنیت دریانوردی کلید خورد، با ضدحملات پیشدستانه، عمیق و چند بُعدی صنعا نه تنها خنثی شد، بلکه موازنه راهبردی را به نفع محور مقاومت دگرگون ساخت.
🔸 تثبیت کنترل بر نوار ساحلی، تسلط بر گلوگاههای حیاتی در دهانه بابالمندب نظیر بندر مخا و جزیره میون و فلجسازی شبکههای نظامی وابسته به دشمن، نشان از گذار انصارالله از یک نیروی مقاومت محلی به یک بازیگر مسلط دریایی و اثرگذار بر امنیت انرژی بینالملل دارد.
💢فروپاشی استراتژی فشار نیابتی و بازدارندگی پیشدستانه
🔸طراحی اخیر ریاض مبتنی بر یک فرضیه سنتی بود: فعالسازی همزمان جبهههای داخلی (مأرب، جوف و ساحل غربی) برای کاهش تمرکز صنعا بر پرونده فلسطین، نقش آن در محور مقاومت و کاهش اهرم فشار آن بر بابالمندب. با این حال، واکنش راهبردی انصارالله متکی بر دو متغیر پیشرفته بود: اشراف اطلاعاتی پیشرفته و ساختاریافته و دکترین ضربه پیشدستانه.
🔸 هدف قرار دادن دقیق اتاقهای فرماندهی، خطوط تدارکاتی و ذخایر تسلیحاتی در عمق ساحل غربی و جبهههای شرقی، فرصت هرگونه هماهنگی عملیاتی را از نیروهای وابسته به عربستان و امارات سلب کرد. این تفوق اطلاعاتی، شکافهای دیرینه میان گروههای تحت امر ریاض و ابوظبی (از جمله نیروهای طارق صالح و شورای انتقالی جنوب) را عمیقتر و انسجام آنان را به نقطه فروپاشی نزدیک ساخت.
💢ژئوپلیتیک «یمن مفید» و تثبیت دسترسی به دریا
🔸کنترل بر بخش اعظم مناطق جمعیتی، زیرساختهای انسانی و قلب سرزمینی یمن (که از آن به عنوان یمن مفید تعبیر میشود) همچنان در اختیار حکومت صنعا است. آنچه معادلات کنونی را برگشتناپذیر میسازد، پیوند موفقیتآمیز اقتدار صنعا از ارتفاعات دفاعی به آبهای آزاد است. با استقرار بر مدخل بابالمندب، انصارالله عملاً بر یکی از حساسترین گلوگاههای جریان انرژی جهان مسلط شده است؛ عاملی که نشان میدهد دیگر نمیتوان راهبرد مهار این جنبش را صرفاً در چارچوب عملیات هوایی یا محاصره اقتصادی تعریف کرد.
💢معادله تنگهها و خطای محاسباتی آمریکا
🔸ایالات متحده و متحدانش در مواجهه با قدرت نوظهور یمن با یک بنبست تحلیلی مواجهاند. تحمیل هزینه اقتصادی بر بازیگران غربی بدون نیاز به پیروزی نظامی مطلق در یک جنگ کلاسیک، هسته مرکزی دکترین انصارالله است. اکنون واشنگتن و ریاض با پدیده جدیدی در حوزه تنگههای مرتبط با انرژی روبهرو شدهاند: تهدید جریان صادرات از تنگه هرمز و همزمان انسداد یا پرهزینه شدن مسیرهای جایگزین در بابالمندب و دریای سرخ. هدف قرار گرفتن زیرساختهای حیاتی انتقال نفت نظیر خطلوله شرق به غرب عربستان نشان داد که سناریوی جایگزینی مسیرهای صادراتی تنگه هرمز برای ریاض عملاً آسیبپذیر و پرمخاطره است. این امر گزینههای مداخله مستقیم نظامی غرب را به دلیل پرهزینه بودن و پیامدهای تورمی شدید بر بازار انرژی جهانی، به شدت محدود کرده است.
💢ابعاد منطقهای و بینالمللی
🔸در سطح منطقهای، تلاش رژیم صهیونیستی برای نفوذ اطلاعاتی در ساحل غربی یمن، عمدتاً از طریق شبکهسازی با عناصر وابسته به امارات، تاکنون منجر به دستاورد راهبردی معناداری نشده و اولویت اصلی رژیم همچنان معطوف به جبهههای لبنان و کرانه باختری است. آمریکا نیز با وجود پشتیبانی از عملیات نیروهای متحد سعودی، از ورود مستقیم یا فرماندهی میدانی احتراز کرده و این تردید را میتوان ناشی از ارزیابی هزینه-فایده بالای درگیری مستقیم با یک بازیگر غیردولتی دانست که طی بیش از یک دهه توانسته الگوی بازدارندگی نامتقارن مؤثری بسازد. موازی با این، تلاشهای میانجیگرانه کشورهایی چون عمان، مصر، ترکیه و چین نیز تاکنون نتوانسته منطق میدانی حاکم بر بحران را تغییر دهد.
💢نسبت ایران با تحولات جدید یمن
✅نسبت ایران با این تحولات را میتوان در سه محور کلیدی صورتبندی کرد:
۱. همافزایی بازدارندگی بدون مداخله مستقیم: این تحولات، عمق استراتژیک محور مقاومت را توسعه داده و هزینه هرگونه تقابل با تهران را چندبرابر ساخته است.
۲. برهم زدن معماری امنیتی غربمحور: پیوند خوردن امنیت خلیج فارس به دریای سرخ، تلاشهای آمریکا برای تفکیک پروندههای منطقهای را ناکام گذاشته و اصرار تهران بر ضرورت یک آتشبس و توافق فراگیر و امنیت جمعی بومی در غرب آسیا را تثبیت میکند.
۳. تغییر موازنه با ریاض: شکست سعودی در مدیریت جبهههای داخلی یمن، ریاض را ناگزیر به سنجش دوباره مواضع خود در تعاملات دیپلماتیک با تهران خواهد کرد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐در بالادست نفت و گاز دریای خزر چه میگذرد؟
#اکوتهران
#مطالعات_قفقاز
🔹با افزایش مجادلات بر سر ابعاد مختلف کنوانسیون حقوقی آکتائو یا خزر، مسئله نفت و گاز دریای خزر مجدد در مرکز توجهات قرار گرفته است. منابع مختلف ذخایر نفت قابل استحصال دریای خزر را رقمی بین 19 تا 25 میلیارد بشکه تخمین میزنند و مقدار ذخایر گاز طبیعی در این دریا حدود ۳ هزار میلیارد متر مکعب برآورد میشود. در این میان، بحثهای فراوانی نیز درباره الگوی پراکندگی این ذخایر نفت و گاز در دریای خزر وجود دارد؛ بهطور کلی برآورد میشود که میزان ذخایر اثبات شده و محتمل نفت و گاز در مجاورت سه کشور آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان بیش از ایران و روسیه باشد. با تشکیل کشورهای جدید در دو سوی دریای خزر پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و در غیاب یک رژیم حقوقی مشخص، اختلافاتی میان کشورهای ساحلی این دریا درباره مالکیت میادین و منابع مذکور پدیدار شد. این اختلافات در بخشهای شمالی دریای خزر در قالب توافقات دوجانبه میان کشورهای روسیه، قزاقستان و آذربایجان حل و فصل شد. در جنوب دریای خزر اما ایران، آذربایجان و ترکمنستان برای چند دهه پیشرفت چندانی حاصل نکردند.
💢سهم فعلی بازیگران از نفت و گاز خزر
🔸جمهوری آذربایجان در حال حاضر مهمترین برداشتکننده نفت و گاز از دریای خزر است. این کشور به طور متوسط روزانه 650 هزار بشکه نفت و میعانات و 120 میلیون متر مکعب گاز از میادین دریایی خزر برداشت میکند. بلوک نفتی آذری-چیراغ-گونشلی (ACG) مهمترین میدان نفتی آذربایجان در دریای خزر و میدان گازی شاه دنیز مهمترین میدان گازی این کشور است. قزاقستان دومین برداشتکننده بزرگ از منابع نفت و گاز دریایی خزر است. تنها میدان فعال قزاقستان در محیط دریای خزر، میدان کاشاقان است و قزاقها روزانه حدود 400 هزار بشکه نفت و میعانات و حدود 32.1 میلیون متر مکعب گاز از این میدان برداشت میکنند.
🔸ترکمنستان با برداشت روزانه نزدیک به 120 هزار بشکه نفت و میعانات و بین 11 تا 15 میلیون متر مکعب گاز از میادین دریایی خزر سومین بهرهبردار بزرگ در میان کشورهای ساحلی است. مجموعه میادین موسوم به پروژه بلوک یکم و میدان نفتی چهارکان مهمترین میادین فعال ترکمنستان در دریای خزر به شمار میروند. چهارمین ذینفع منابع نفتی دریای خزر از میان کشورهای ساحلی، روسیه است که روزانه حدود 120 هزار بشکه نفت و میعانات از میادین فعال خود در دریای خزر، یعنی میادین نفتی ولادیمیر فیلانوسکی و یوری کورچاگین برداشت میکند. بدین ترتیب، ایران را باید تنها کشور از میان کشورهای پنجگانه ساحلی در دریای خزر دانست که در حال حاضر انتفاع مشخصی از منابع نفت و گاز دریای خزر ندارد.
💢ترافیک پروژههای اکتشاف و توسعه میادین
🔸در آذربایجان، تکمیل توسعه میدان نفتی/گازی آبشورن با سرمایهگذاری مشترک شرکت نفت آذربایجان، توتال و بازوی سرمایهگذاری خارجی شرکت ملی نفت ابوظبی مهمترین پروژه توسعهای در بستر دریای خزر محسوب میشود. در کنار این پروژه، چهار قرارداد دیگر نیز برای پروژههای توسعهای در شاهدنیز و بلوک نفتی آذری-چیراغ-گونشلی و دو میدان جدید قرهباغ و شفق-آسمان با شرکت بیریتیش پترولیوم منعقد شده است که در آخرین مورد، شرکت نفت ترکیه نیز سهامدار است.
🔸در قزاقستان، مرحله جدید توسعه میدان نفتی کاشاقان مهمترین پروژه توسعهای در محیط دریای خزر محسوب میشود و ساختار مالکیت در این پروژه از حیث ترکیب شرکتهای حاضر جالب توجه است؛ چرا که شرکتهای اِنی، اکسونموبیل، شل، توتالانرژی، سیانپیسی (چین) و اینپکس (ژاپن) در آن حضور دارند. قزاقستان قرارداد توسعه دو میدان جدید را نیز با شرکت لوکاویل روسیه منعقد کرده بود که براساس گزارشها، اجرای آنها به علت تحریمها علیه روسیه معلق شده است.
🔸در ترکمنستان، برای توسعه بلوک یکم قرارداد مشارکت در تولید میان شرکت نفت ترکمنستان، پتروناس و شرکت نفت ابوظبی منعقد شده است و شرکت امارتی دراگن اویل، مسئولیت توسعه میدان چهارکان را بر عهده گرفته است. ترکمنستان همچنین با کنار گذاشتن اختلافات با آذربایجان بر سر میدان دوستی، تفاهمی را برای توسعه مشترک این میدان با طرف آذری منعقد نموده است.
💢جمعبندی
✅کشورهای قرار گرفته در دو سوی غربی و شرقی دریای خزر، برخلاف ایران و روسیه، دسترسی وسیع به منابع نفت و گاز در سایر بخشهای قلمروی خود ندارند و منابع نفت و گاز دریای خزر، علیرغم پیچیدگیهای فنی موجود، به مسیر تنفس و اهرم توسعه اقتصادی این کشورها در سطوح مختلف مبدل شده اند. از همین روست که صنایع نفت و گاز این سه کشور در دریای خزر، با ترافیک پروژههای توسعهای و شبکههای درهمتنیده شراکتهای بینالمللی پیوند خورده اند.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐چرا بلغارستان برای عملیات آمریکا علیه ایران اهمیت دارد؟
#تحلیل_کوتاه
#جنگ_رمضان
📝علی محبی
🔹بلغارستان از جمله کشورهای اروپایی بود که فرودگاهها و پایگاههای نظامیاش در تأمین پشتیبانی از جنگندههای آمریکایی در طول جنگ رمضان نقش داشت. چندی پیش نیز خبر موافقت اکثریت پارلمان بلغارستان با تداوم حضور هواپیماهای سوخترسان آمریکا در این کشور واکنشهای زیادی را به دنبال داشت. این مسئله در نهایت با افزایش سطح تهدید از سوی ایران و نگرانیهای امنیتی در بلغارستان، به تعلیق حضور این هواپیماها منجر شد. اما چرا حضور این هواپیماها برای آمریکا اهمیت دارد و بلغارستان با وجود نگرانیهای امنیتی، ابتدا حاضر به پذیرش و سپس لغو مجوز حضورشان شد؟
💢پشت پرده حضور و لغو استقرار هواپیماهای آمریکایی
🔸ایالات متحده آمریکا از چند هفته پیش از آغاز جنگ رمضان، چندین فروند هواپیمای سوخترسان خود را در فرودگاههای بلغارستان مستقر کرده بود تا از عملیاتهای این کشور در خاورمیانه پشتیبانی کنند. مجوز اولیه حضور این هواپیماها تا ژوئن اعتبار داشت و دولت بلغارستان به دلیل عدم دسترسی بدون ویزا برای سفر شهروندان بلغارستانی به آمریکا اعلام کرد که قصد تمدید آن را ندارد.
🔸پس از آن، دولت بلغارستان مجوز حضور سوخترسانهای آمریکایی در پایگاه بزمیر را از پارلمان دریافت کرد، اما واکنش ایران، نگرانی از احتمال اقدام نظامی ایران و همچنین مخالفت یا نگرانی برخی سیاستمداران بلغارستانی، در نهایت به لغو این حضور منجر شد. وزیر دفاع بلغارستان نیز اعلام کرد که ایران برای مقابله با حضور این سوخترسانها در بلغارستان، اقداماتی هیبریدی انجام داده است.
🔸مهمترین انگیزه بلغارستان از این اقدام بهرهمندی از مزایای سیاسی و اقتصادی ناشی از همکاری نزدیکتر با واشنگتن و دریافت مزایایی مانند تسهیل سفر شهروندان بلغارستانی به آمریکا، افزایش همکاریهای نظامی و خرید تسلیحات از آمریکا است. بنابراین، تصمیم این کشور تا حد زیادی بر مبنای محاسبه هزینه و فایده اتخاذ میشود و به همین دلیل تا زمانی که منافع سیاسی و امنیتی همکاری با آمریکا از هزینههای احتمالی آن بیشتر باشد، انگیزه برای پذیرش این حضور وجود خواهد داشت.
💢مزیت جغرافیایی بلغارستان برای عملیاتهای آمریکا
🔸دولت آمریکا به دلیل ناامن شدن یا کاهش کارایی عملیاتی بخش قابلتوجهی از پایگاههای خود در خاورمیانه و همچنین افزایش حجم عملیاتهای هوایی و انتقال تجهیزات به این منطقه، به پایگاههای هوایی جدید و نسبتاً نزدیک به خاورمیانه نیاز دارد. در این میان، کشورهای بالکان و اروپای شرقی به دلیل موقعیت جغرافیایی و دسترسی مناسب به مسیرهای هوایی، ظرفیت قابلتوجهی برای تأمین این نیاز دارند.
🔸جغرافیای بلغارستان نیز نهتنها برای استقرار هواپیماهای سوخترسان مناسب است، بلکه فضای هوایی این کشور میتواند به عنوان یکی از مسیرهای پشتیبانی و انتقال هواپیماهای آمریکایی به سمت خاورمیانه مورد استفاده قرار گیرد. به عنوان مثال، پایگاه بزمیر بلغارستان حدود ۲ هزار کیلومتر به خاورمیانه نزدیکتر از پایگاه رامشتاین آلمان است. از این منظر، حضور آمریکا در شرق اروپا را میتوان بخشی از تغییر آرایش پشتیبانی این کشور در برابر ایران دانست؛ تغییری که ارزش راهبردی پایگاههای نزدیکتر به خاورمیانه را افزایش داده است.
💢چالشها و راههای مقابله با حضور آمریکا در بلغارستان
🔸با وجود ظرفیت بیشتر برای اعمال فشار غیرمستقیم در بلغارستان به دلیل ضعف نسبی ساختارهای اطلاعاتی و امنیتی این کشور، هرگونه اقدام علیه حضور آمریکا با چالشهای جدی روبهرو است. مهمترین مسئله، افزایش ادراک تهدید ایران در میان کشورهای اروپایی است که میتواند به تقویت همکاریهای امنیتی و اطلاعاتی علیه ایران منجر شود. عضویت بلغارستان در ناتو نیز میتواند در صورت اقدام مستقیم، زمینه افزایش حضور و حمایت این ائتلاف از اعضای خود را فراهم کند. همچنین، فاصله جغرافیایی زیاد بلغارستان، اثربخشی حملات موشکی یا پهپادی را کاهش داده و خطر تشدید کنترلنشده تنش با کشورهای اروپایی را افزایش میدهد.
🔸از این رو، افزایش فشار سیاسی و دیپلماتیک در کنار تقویت بازدارندگی، گزینه مناسبتری برای مقابله با این تهدید است. هدف باید افزایش هزینه سیاسی و امنیتی حضور آمریکا برای کشورهای میزبان باشد؛ بهگونهای که منافع همکاری با واشنگتن دیگر توجیهکننده پذیرش حضور نظامی آمریکا نباشد.
✅حضور آمریکا در بلغارستان بخشی از تلاش این کشور برای ایجاد مسیرهای پشتیبانی جدید از عملیاتهای خاورمیانه است. با توجه به وابستگی این حضور به منافع بلغارستان و هزینههای احتمالی آن، افزایش فشار سیاسی و دیپلماتیک در کنار تقویت بازدارندگی میتواند مؤثرترین راه برای جلوگیری از تثبیت حضور آمریکا باشد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐پشت پرده سفر رئیس سیا به مسکو چیست؟
#تحلیل_کوتاه
#روسیه #آمریکا
#اوکراین
🔹هفته گذشته، جان رتکلیف، رئیس آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در سفری اعلامنشده و غیرمعمول به مسکو رفت تا با ولادیمیر پوتین دیدار کند. این سفر از این جهت غیرعادی محسوب میشود که تاکنون مذاکرات صلح در اوکراین بر عهده استیو ویتکاف و جارد کوشنر بوده است. نکته قابل توجه نیز این است که آخرین باری که رئیس سیا به روسیه سفر کرد، نوامبر ۲۰۲۱ بود؛ زمانی که ویلیام جی. برنز به مسکو رفت تا به مقامهای روسیه اطلاع دهد که ایالات متحده از برنامههای ولادیمیر پوتین برای حمله به اوکراین آگاه است. به نظر میرسد سفر رتکلیف به مسکو نیز حاوی هشدارهایی جدی به پوتین بوده باشد.
💢اراده پوتین برای تشدید تنش در اروپا
🔸در ماههای گذشته گزارشهای متعددی از حملات پهپادی/راکتی با مبداً ناشناخته به کشورهای عضو ناتو منتشر شده است. چند روز پیش آلمان روسیه را به دست داشتن در حمله پهپادی به فرودگاه لایپزیگ-هاله متهم کرد؛ اقدامی که نشاندهنده تازهترین و یکی از جدیترین نقاط تنش در روابط دو کشور از زمان آغاز تهاجم مسکو به اوکراین است. چنین اقداماتی برای تصعید تنش با ناتو ممکن است آمریکا را وادار کرده باشد تا به مسکو هشدار اقدامات تلافیجویانه دهد. چه اینکه به گزارش سیانان ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا نشان میدهد که ولادیمیر پوتین ممکن است در چند سال آینده تلاش کند با انجام یک حمله محدود به یکی از کشورهای عضو ناتو، میزان عزم و اراده این ائتلاف را بیازماید.
🔸علاوه بر این، گزارشهای اطلاعاتی غیررسمی دیگری نیز نشان میدهند پوتین ممکن است دست به یک اقدام نظامی ناگهانی در اوکراین بزند. مطابق اخبار، اوکراین اطلاعاتی در اختیار دارد که نشان میدهد روسیه در حال برنامهریزی برای آغاز حملات زمینی جدید علیه کییف و چرنیهیف است. اخیراً پاول پالیسا، معاون دفتر ریاستجمهوری اوکراین، به خبرنگاران گفت بر اساس اطلاعاتی که اوکراین دریافت و صحت آن را تأیید کرده است، مقامهای سیاسی کرملین به فرماندهان ارشد ارتش روسیه مأموریت دادهاند برای حمله به این دو شهر برنامهریزی و مقدمات آن را فراهم کنند. حمله زمینی مجدد به کییف میتواند نه تنها معادلات میدان نبرد را تغییر دهد، بلکه تلاشهای ترامپ برای پایان جنگ را نیز از بین ببرد.
🔸نکته جالب توجه این است که به گزارش واشنگتنپست، سفر رتکلیف به مسکو نتوانست پوتین را متقاعد کند که تنشها را در جنگ اوکراین کاهش دهد و به نظر میرسد که این سفر، برعکس، عزم روسیه را برای دستیابی به پیروزی نظامی تقویت کرده است. رتکلیف به مقامات اطلاعاتی روسیه هشدار داد که اگر جنگ ادامه یابد، موقعیت مسکو تضعیف خواهد شد و خواستار بازگشت به مذاکرات شد؛ اما پوتین این تلاش برای ارتباط را به عنوان نشانه ضعف تلقی کرد. پوتین به طور علنی اعتماد خود را به موقعیت مسکو نشان داد و همچنان معتقد است که زمان به نفع روسیه است.
💢پشتیبانی فنی روسیه از برنامه موشکی ایران
🔸جدای از بحث جنگ در اوکراین، یکی دیگر از محورهای احتمالی دیدار رتکلیف با پوتین، حمایت مسکو از تهران در جنگ با آمریکا میتواند باشد. اگرچه از همان ابتدای جنگ گزارشهای متعددی دال بر کمک اطلاعاتی روسیه برای هدفقراردادن نیروهای آمریکایی در منطقه و همچنین ارسال قطعات تولید موشک و پهپاد به ایران دیده شده بود؛ اما اخیراً اخبار جدیدی راجع به پشتیبانی فناورانه روسیه از ایران منتشر شده که طبق آن، مسکو به ایران کمکهایی برای ساخت موتور موشک سوپرسونیک ارائه کرده است. این موشکها قابلیت و شانس بیشتری برای آسیب به کشتیهای نظامی آمریکایی را دارند. ممکن است آمریکا به دلیل نگرانی از ارسال این فناوری موشکی از روسیه به ایران رتکلیف را به مسکو فرستاده باشد.
✅در مجموع، سفر غیرعلنی جان رتکلیف به مسکو را میتوان تلاشی برای ارسال پیامهای هشدارآمیز به کرملین درباره تشدید تنش در اروپا، ادامه جنگ اوکراین و احتمال گسترش درگیری به قلمرو ناتو دانست. همزمان، احتمال برنامهریزی روسیه برای حملات جدید در اوکراین نگرانی واشنگتن را افزایش داده است. از سوی دیگر، حمایت فنی و موشکی احتمالی مسکو از تهران، بهویژه در زمینه توسعه موتورهای موشکی، میتواند محور مهم دیگری در گفتوگوهای رتکلیف و پوتین بوده باشد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐 چگونه علیالطاهر معادلات مقاومت و اسرائیل را تغییر میدهد؟
#تحلیل_کوتاه
#غرب_آسیا #لبنان
📝محمدعلی حسننیا
🔹در ماههای اخیر، جنوب لبنان با تغییر محسوسی در معادلات نظامی و سیاسی روبهرو شده است. محور این تحولات تپه علیالطاهر در نزدیکی نبطیه است؛ ارتفاعی حدود ۶۰۰ متر که بر نبطیه، کفرتبنیت، کفررمان و اقلیم التفاح اشراف دارد و به دلیل توان دیدبانی و کنترل آتش بر منطقهای گسترده، یکی از نقاط کلیدی جنوب لبنان محسوب میشود. اهمیت این تپه تنها به موقعیت دفاعی آن محدود نیست، بلکه کنترل آن میتواند بر تحرکات نظامی و امنیتی منطقه اثر بگذارد.
💢اهمیت راهبردی علی الطاهر
🔸علیالطاهر بخشی از مجموعهای تاکتیکی به مساحت حدود ۴.۵ کیلومتر مربع است که تله دبشه و قلعه شقیف را نیز دربرمیگیرد. تسلط بر این ارتفاع، امکان رصد تحرکات تا عمق حدود ۱۰ کیلومتری سرزمینهای اشغالی را فراهم میکند. از این رو، ارتش اسرائیل با اصرار بر تصرف آن، میکوشد این موقعیت راهبردی را از مقاومت خارج کرده و خطی تهاجمی در عمق خاک لبنان ایجاد کند. این تلاش با مقاومت حزبالله و الگوی جدید نبرد مواجه شده و در محورهایی مانند الخیام، دیر سریان و طیبه به جنگی فرسایشی انجامیده است. استفاده ترکیبی از توپخانه، خمپارهانداز و پهپادهای تهاجمی، تثبیت حضور نیروهای اسرائیلی را دشوار کرده است.
💢یگان بدر در علی الطاهر
🔸یگان بدر حزبالله که مسئولیت مناطق شمال رود لیتانی، از جمله اطراف صیدا و نبطیه را برعهده دارد، در این نبرد نقشی مهم ایفا میکند. حملات اسرائیل به این یگان، از جمله ترور علیمحمد فخرالدین، مسئول حملات پهپادی، و علی حسن عباس عزالدین، مسئول پدافند هوایی، نشاندهنده تلاش برای تضعیف ساختار فرماندهی و کنترل مقاومت در این منطقه است. این محور بخشی از منطقه نظامی «بدر» به شمار میرود و از همین رو در محاسبات اسرائیل اهمیت ویژهای دارد.
💢انتخابات اسرائیل و جبهه لبنان
🔸درگیریها در جنوب لبنان همزمان با نزدیک شدن انتخابات کنست در اکتبر ۲۰۲۶، ابعاد سیاسی پیدا کرده است. بنیامین نتانیاهو که با رقابت انتخاباتی دشوار و پرونده فساد قضایی روبهروست، به یک دستاورد نظامی برای تقویت جایگاه داخلی خود نیاز دارد. بر این اساس، تشدید حملات و اصرار بر تصرف علیالطاهر را میتوان، علاوه بر اهداف نظامی، تلاشی برای ایجاد یک دستاورد قابل ارائه به افکار عمومی اسرائیل دانست. اعلام پایان عملیات و پاکسازی تپه نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است.
💢حزب الله تغییر رویه داده است
🔸حزبالله طی یک سال اخیر در الگوی نظامی خود تغییراتی ایجاد کرده است. قطع مسیرهای تدارکاتی از سوریه و افزایش رهگیری محمولههای تسلیحاتی، وابستگی این گروه به موشکهای وارداتی از ایران را کاهش داده و آن را به سمت تولید داخلی سلاح سوق داده است. در این روند، پهپادها و سامانههای بدون سرنشین جایگاه فزایندهای پیدا کردهاند و به عنوان گزینهای کمهزینهتر و انعطافپذیرتر در برابر موشکهای دقیق و پیچیده به کار میروند.
🔸یگان ۱۲۷، به عنوان واحدی فوقمحرمانه، با استفاده از بودجه، مهندسی معکوس و تجربه جنگ اوکراین، در تولید پهپادهای انتحاری و شناسایی نقش دارد. این تحول، هزینه عملیات را کاهش داده و امکان اجرای نبرد غیرمتمرکز و حملات کمینگونه را افزایش داده است. در مقابل، حملات پیشگیرانه اسرائیل به زیرساختهای صنعتی و مراکز تولید پهپاد در ضاحیه، حساسیت این رژیم نسبت به گسترش توانمندی داخلی حزبالله را نشان میدهد.
💢طرح جامعتر اسرائیل
🔸تلاش برای تصرف علیالطاهر، تله دبشه و قلعه شقیف بخشی از طرحی گستردهتر برای تکمیل امنیت کمربند هفتکیلومتری «خط زرد» در جنوب لبنان است. این رویکرد با سیاست اسرائیل در سوریه شباهت دارد؛ جایی که اشغال ارتفاعات حرمون و جبلالشیخ، امکان نظارت و کنترل بر بخشهایی از سوریه، لبنان و اردن را فراهم کرده است. جبلالشیخ به دلیل ارتفاع و قابلیتهای دیدبانی الکترونیکی و میدانی، به یک نقطه راهبردی و خط قرمز تبدیل شده است. اسرائیل در جنوب لبنان نیز با تمرکز بر مرتفعات، در پی تسلط بر مسیرهای حیاتی و پشتجبهههای مقاومت و ایجاد منطقهای امنیتی با عمق راهبردی بیشتر است.
💢جمعبندی
✅نبرد بر سر علیالطاهر صرفاً منازعهای بر سر یک ارتفاع استراتژیک نیست، بلکه محل تلاقی تغییر الگوی جنگ، تحول رویکرد نظامی اسرائیل از بازدارندگی به جنگ پیشگیرانه و تلاش برای استفاده سیاسی و انتخاباتی از عملیات نظامی است. از این منظر، تحولات جنوب لبنان هم بر آینده امنیتی و تمامیت ارضی لبنان اثر میگذارد و هم نشان میدهد که محاسبات میدان نبرد با سیاست داخلی اسرائیل پیوند خورده است. در این معادله، نقش ایران نیز اهمیت دارد و نباید نادیده گرفته شود.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🌐عراق چه راههایی برای دور زدن تنگه هرمز دارد؟
#مقاله_تحلیلی
#مطالعات_غرب_آسیا
📝سیدرضا قزوینی
🔸اختلال شدید در تردد نفتکشها از تنگه هرمز، ضعفهای ساختاری اقتصاد عراق را آشکارتر ساخت. این کشور اگرچه یکی از بزرگترین تولیدکنندگان نفت جهان است، لیکن برای رساندن نفت خود به بازار بینالمللی، تقریبا به یک مسیر دریایی وابسته است.
🔸در حالی که پیش از جنگ، صادرات نفت عراق ۳.۶ میلیون بشکه در روز بود، تقریبا ۳.۴ میلیون بشکه از این صادرات، از پایانههای جنوبی انجام میشد؛ یعنی حدود ۹۴ درصد صادرات نفت خام عراق به مسیر خلیج فارس وابسته بود.
🔸نفت حدود ۵۳ درصد تولید ناخالص داخلی، ۸۸ درصد درآمد دولت و ۹۱ درصد صادرات کالایی عراق را تشکیل میدهد. بستهشدن هرمز موجب کاهش شدید فروش نفت عراق شد. بنابراین این کشور به شبکهای از مسیرها نیاز دارد که بتواند در شرایط بحران، دستکم یک تا دو میلیون بشکه در روز را بدون عبور از هرمز صادر کند. در ادامه به این مسیرها خواهیم پرداخت:
💢مسیر ترکیه و بندر جیهان؛ عملیترین گزینه فوری
🔹خطوط کرکوک–جیهان تنها مسیر بالفعل عراق به دریای مدیترانه است. ظرفیت فنی این سامانه حدود ۱.۵ میلیون بشکه در روز برآورد میشود، اما جریان واقعی آن حدود ۱۷۰ هزار بشکه در روز بوده است. در کوتاه مدت، امکان افزایش جریان این خط لوله به ۲۵۰ تا ۵۰۰ هزار بشکه وجود دارد. محدودیت اصلی این خط لوله آن است که درحالیکه بیشتر نفت عراق در جنوب تولید میشود، جیهان عمدتا به میادین شمالی متصل است.
💢مسیر سوریه و بندر بانیاس
🔹خط قدیمی کرکوک–بانیاس با ظرفیت تقریبی ۳۰۰ هزار بشکه در روز، سالهاست از مدار خارج شده است. بازسازی آن میتواند زودتر از احداث خطی کاملا جدید نتیجه بدهد، اما ظرفیتش برای حل چالش عراق کافی نیست. گزینه راهبردیتر، احداث خط جدید از جنوب به حدیثه و سپس بانیاس است.
💢 کریدور بصره–حدیثه–عقبه؛ مهمترین گزینه مستقل
🔹پروژه بصره–حدیثه با ظرفیت بیش از دو میلیون بشکه در روز، میتواند نفت جنوب را به شبکههای صادراتی غرب عراق متصل کند. مرحله دوم، احداث خطی حدود ۹۰۰ کیلومتری از حدیثه به بندر عقبه اردن با ظرفیت یک میلیون بشکه در روز است. مزیت عقبه، دسترسی مستقیم به بازارهای آسیا، اروپا و آفریقا بدون عبور از هرمز است. ضعف آن نیز، هزینه بالا، عبور از مناطق ناامن غرب عراق و نیاز به توافق بلندمدت با اردن است.
💢احیای خط عراق–عربستان
🔹خط موسوم به IPSA در دهه ۱۹۸۰ برای انتقال نفت عراق از طریق عربستان به دریای سرخ ساخته شد و حدود ۱.۶۵ میلیون بشکه در روز ظرفیت داشت. این خط از سال ۱۹۹۰ غیرفعال است. احیای آن مستلزم توافق با ریاض و بازسازی گسترده خواهد بود.
💢مسیر عمان و بندر دقم
🔹عراق و عمان درباره ساخت مخازنی با ظرفیت حدود ۱۰ میلیون بشکه در دقم و امکان احداث خط لوله از بصره گفتوگو کردهاند. این مخازن بدون خط لوله، بیشتر یک ضربهگیر تجاری هستند تا جایگزین هرمز. با اینحال، دقم برای صادرات به آسیا و ایجاد پایگاه ذخیرهسازی خارج از خلیج فارس ارزش راهبردی دارد.
💢راههای غیرمتعارف: کامیون، قطار و حمل ترکیبی
🔹حمل جادهای نخستین واکنش اضطراری عراق به توقف صادرات از تنگه هرمز بود، اما هزینه بالا و نیاز به تعداد زیاد کامیون و پایانه، این روش را از تبدیلشدن به جایگزین خط لوله بازمیدارد. راهآهن نیز میتواند نقش مکمل در شرایط بحران داشته باشد. سوآپ هم گزینهای مکمل است، اما بدون قرارداد مشخص نمیتوان ظرفیت چندصد هزار بشکهای برای آن در نظر گرفت.
💢جمعبندی
🔹عراق هیچ مسیر منفردی ندارد که بتواند فورا جای صادرات ۳.۴ میلیون بشکهای بصره را بگیرد. راهبرد منطقی میتواند سهلایه باشد:
🔹نخست، افزایش جریان واقعی جیهان به محدوده ۲۵۰ تا ۵۰۰ هزار بشکه در روز و استفاده اضطراری از کامیون، بانیاس و فرآوردههای نفتی.
🔹دوم، تکمیل بصره–حدیثه بهعنوان ستون فقرات داخلی و سپس احداث دستکم یکی از شاخههای عقبه، بانیاس یا اتصال شمالی به جیهان. صادرات پایدار بیش از یک میلیون بشکه در روز خارج از هرمز، عملا بدون این زیرساخت ممکن نیست.
🔹سوم، مطالعه احیای IPSA، توسعه دقم، ایجاد ذخایر راهبردی و استفاده از راهآهن بهعنوان بیمه لجستیکی است. قطار و کامیون میتوانند هنگام بحران از توقف کامل تولید جلوگیری کنند، اما اقتصاد مقیاس نفت همچنان خط لوله را به گزینه اصلی تبدیل میکند.
✅اگر عراق طی پنج تا هفت سال دو کریدور مستقل با ظرفیت عملی مجموعا ۱٫۵ تا دو میلیون بشکه در روز ایجاد کند، میتواند سهم هرمز را از حدود ۹۴ درصد به تقریبا ۴۰ تا ۶۰ درصد کاهش دهد. هدف حذف کامل هرمز نیست؛ بلکه جلوگیری از آن است که بستهشدن هرمز، تقریبا کل تولید، بودجه و اقتصاد عراق را همزمان متوقف کند.
✅اندیشکده تهران✅
🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
هر هفته خلاصه صوتی یک کتاب
در کانال: چکیده ماندگار
@EsfandiarKhodaee
🔹خلاصه هر کتاب را در ۳۰ دقیقه بشنوید
🔹 با روایت دکتر اسفندیار خدایی
◾️ تاریخ و سیاست
هنر معاملهگری ترامپ، دونالد ترامپ
چرا ملتها شکست میخورند عجماوغلو
لابی اسرائیل، مرشایمر و والت
درباره چین، ON China، کیسینجر
شهریار، نوشته: ماکیاولی
انسان خردمند ۱ و ۲، نوح هراری
جامعه باز و دشمنانش، کارل پوپر
بیست درس استبداد تیموتی اسنایدر
تراژدی سیاست قدرتهای بزرگ مرشایمر
قدرت نرم، جوزف نای
ایدئولوژیهای سیاسی، آندرو هیوود
هنر تحریمها، ریچارد نفیو
جهان پسا-آمریکا، فرید زکریا
توسعه به مثابه آزادی، آمارتیا سن
◾️ ایران
جامعهشناسی نخبهکشی علی رضاقلی
رضاشاه، صادق زیباکلام
مقاومت شکننده ایران، جان فوران
ایران بین دو انقلاب، یرواند ابراهامیان
ایران جامعه کوتاهمدت، کاتوزیان
شرقشناسی، ادوارد سعید
زوال اندیشه سیاسی جواد طباطبایی
تحریمهای ایران، اسفندیار خدایی
◾️ توسعه فردی
آیین زندگی، دیل کارنگی
آیین دوستیابی و نفوذ دیل کارنگی
عادتهای اتمی، جیمز کلیر
هفت اصل ازدواج موفق، جان گاتمن
هر هفته خلاصهصوتی یک کتاب👇
t.me/EsfandiarKhodaee
🌐 تأثیر چالش مراکز داده هوش مصنوعی بر انتخابات آمریکا
#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_آمریکای_شمالی
🔸در دو سال گذشته، هوش مصنوعی و مراکز داده آن در آمریکا به یک بحث چالشبرانگیز تبدیل شده است؛ نه به خاطر اهمیت آن در رقابتهای بینالمللی، بلکه به دلیل اثراتی که بر جامعه آمریکا دارد. مراکز داده - که نقش نگهداری دادهها، انجام پردازش و آموزش هوش مصنوعی را برعهده دارند - در تمام ایالتهای آمریکا تأسیس شدهاند. توسعه گسترده زیرساختهای هوش مصنوعی در چند سال اخیر موتور محرکه قوی برای رشد صنعت و بازار سهام آمریکا بوده است؛ اما مشکلاتی را برای زندگی شهروندان ایجاد کرده که آن در میان رقابت جمهوریخواهان و دموکراتها قرار میدهد.
💢معضلات مراکز داده
🔹گسترش سریع مراکز داده در آمریکا پنج مشکل اصلی برای جوامع محلی ایجاد میکند: نخست، مصرف بسیار بالای برق که میتواند به افزایش هزینه برق خانوارها و فشار بر شبکه منجر شود. دوم، چالش مصرف گسترده آب برای خنکسازی در مناطق خشک (همچون ایالتهای غرب میانه آمریکا). سوم، آلودگی هوا و انتشار گازهای گلخانهای ناشی از نیروگاههای گازی که سلامت عمومی را تهدید میکند. چهارم، اشغال گسترده زمین و تشدید رقابت با کشاورزی. پنجم، تشدید نابرابریهای اجتماعی و زیستمحیطی؛ زیرا بخشی از مراکز داده و زیرساختهای انرژی مرتبط با آنها در نزدیکی جوامع کمدرآمد احداث میشوند و هزینههای عمومی بیشتری بر آنها تحمیل میکنند.
🔹این مشکلات باعث شده است که توسعه مراکز داده یک موضوع نامحبوب برای مردم آمریکا باشد. طبق آخرین نظرسنجیها، ۴۴% از مردم مخالف ساخت مراکز داده جدید هستند و تنها ۲۴% با آن موافق هستند. با این وجود، یک شکاف نسبی میان رأیدهندگان جمهوریخواه و دموکرات دیده میشود. در حالی که ۵۷% از رأیدهندگان دموکرات با توسعه مراکز داده مخالفت دارند، این رقم برای جمهوریخواهان تنها ۳۴% است. به عبارت دیگر، جمهوریخواهان مخالفت کمتری با افزایش مراکز داده دارند.
💢هوش مصنوعی در رقابت میان دو حزب
🔹در مقایسه با دموکراتها، مقامات جمهوریخواه پشتیبانی بیشتری از توسعه مراکز میکنند. نخست، به دلیل اولویت رقابت با چین توسعه شتابان هوش مصنوعی و مراکز داده برای جمهوریخواهان حائز اهمیت است. علاوه بر این، از آنجا که مراکز داده برای فعالیت به انرژی پایدار و بالایی نیاز دارند، با رویکرد توسعه زیرساختهای سوخت فسیلی و گاز طبیعیِ حزب محافظهکار همخوانی دارند. همچنین برخلاف دموکراتها، جمهوریخواهان تسلط فناوری آمریکا را بر محدودیتهای اقلیمی مقدم میدانند. در مقابل، حزب رقیب به خصوص ترقیخواهان در جریان انتخابات میاندورهای انتقادات شدیدی را نسبت به توسعه مراکز داده مطرح کردهاند که بیشتر متمرکز بر آثار زیستمحیطی و آسیب به سلامت شهروندان است.
🔹با این وجود، با افزایش انتقادات در جامعه، مخالفتها با این مراکز تا حدی جنبه دوحزبی پیدا کرده است، به نحوی که برخی از جمهوریخواهان کنگره نیز خواستار افزایش محدودیت و نظارت بر شرکتهای توسعهدهنده هوش مصنوعی شدهاند. از آنجا که ترقیخواهان به وسیله انتقاد از مراکز داده، نامزدهای جمهوریخواه را در انتخابات هدف قرار میدهند، جمهوریخواهان خواستار بهبود عملکرد این شرکتها شدهاند. کمیته انتخاباتی سنای جمهوریخواهان از شرکتهای هوش مصنوعی خواسته است که برای مقابله با نفرت عمومی نسبت به مراکز داده اقدامی انجام دهند، زیرا حمایت از این مراکز به جمهوریخواهان در انتخابات آسیب میزند.
💢لابی شرکتهای داده و فناوری
🔹شرکتهای فناوری مثل آمازون، مایکروسافت و آلفابت و گروههایی مانند Data Center Coalition علیه قوانین مالیاتی مراکز داده لابی کرده و با ایجاد سازمانهای سیاسی با بودجه ناشناس، برای حمایت از صنعت هوش مصنوعی تبلیغات میکنند. طبق گزارشها، در حوزه هوش مصنوعی، بیش از ۳۵۰۰ لابیگر فدرال در سال ۲۰۲۵ روی مسائل مرتبط فعالیت کردند؛ یعنی حدود یکچهارم کل لابیگران فدرال. تعداد لابیگران فعال در حوزه هوش مصنوعی طی سه سال حدود ۱۷۰ درصد افزایش یافت و تعداد لابیگران مراکز داده نیز حدود ۵۰۰ درصد رشد کرده است. بخش قابل توجهی از این لابیها متوجه حزب جمهوریخواه است، هرچند در میان دموکراتها نیز دیده میشود.
✅هوش مصنوعی و مراکز داده به دلیل پیامدهای اقتصادی و زیستمحیطی به یکی از محورهای مهم انتخابات آمریکا تبدیل شدهاند. جمهوریخواهان عموماً حامی توسعه این زیرساختها هستند، اما افزایش نگرانیهای عمومی باعث شده برخی از آنها نیز همچون دموکراتها خواستار نظارت بیشتر شوند. با این وجود، افزایش لابیگری شرکتهای فناوری این امر را دشوار کرده است.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🔵🔴 #کانال_دیپلماسی
بهترین تحلیلهای سیاسی اقتصادی اجتماعی
🌘نگاه علمی به سیاست
🌘تحلیل مسائل روز
🌘نگاه تخصصی به روابط بین الملل
T.me/bestdiplomacy
🌐وضعیت دموکراتها و جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای
#تعقیب_روند
#مطالعات_آمریکای_شمالی
🔹کمتر از سه ماه دیگر تا انتخابات میاندورهای باقی مانده است. انتخابات میاندورهای امسال برای تمامی ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و ۳۵ کرسی سنا برگزار خواهد شد. معیار کرسی برای مجلس نمایندگان حوزههای انتخابیه هر ایالت و برای سنا، خود ایالت است. در انتخابات سنا، تنها یکی از دو سناتور ایالت در انتخابات میاندورهای حضور پیدا میکند. طبیعتاً بسیاری از کرسیها اهمیت پایینی برای بررسی دارند، زیرا پایگاه یکی از دو حزب دموکرات و جمهوریخواه در آن به قدری مستحکم است که آنها از پیروزیشان مطمئن هستند. آن چیزی که سرنوشت انتخابات را تعیین میکند، حوزههای انتخاباتی چرخشی و ایالتهای چرخشی است.
💢وضعیت انتخابات سنا
🔹در مقایسه با پیش از جنگ، وضعیت دموکراتها به مراتب بهتر شده است، به نحوی که نه تنها در اکثریت ایالتهای چرخشی پیش افتادهاند، بلکه چهار ایالت مایل به جمهوریخواهان را نیز تبدیل به ایالت چرخشی کردهاند. مطابق نظرسنجیها وضعیت کنونی انتخابات سنا در ایالتهای چرخشی بدین صورت است:
🔵مِین: پیشتازی دموکراتها
🔵اوهایو: پیشتازی دموکراتها
🔵میشیگان: پیشتازی دموکراتها
🔴آیووا: پیشتازی جمهوریخواهان
🔵تگزاس: پیشتازی دموکراتها
🔵آلاسکا: پیشتازی دموکراتها
🔵کارولینای شمالی: پیشتازی دموکراتها
🔵حوزههای انتخابیه با پیشتازی دموکراتها: ۶
🔴حوزههای انتخابیه با پیشتازی جمهوریخواهان: ۲
🟠حوزههای انتخابیه با وضعیت نامشخص: ۱۲
🌐سلاح مقاومت عراق در ایستگاه جرف الصخر؛ تحرکات بازیگران و سناریوهای آتی
#مقاله_تحلیلی
#غرب_آسیا
📝سینا علیزاده
🔹پرونده حصر سلاح در عراق را در شرایط کنونی نمیتوان صرفاً طرحی برای خلع سلاح یا اصلاح ساختار سازمان الحشد الشعبی دانست. آنچه در بغداد جریان دارد، تلاشی برای بازتعریف رابطه میان دولت، حشد الشعبی، فصائل مقاومت، مرجعیت شیعه، ایران و آمریکا و نیز، بازتنظیم معماری امنیتی عراق پس از جنگ ایران و آمریکا است. از این منظر، ادعای خلع سلاح کامل مقاومت با واقعیت فاصله دارد؛ زیرا بخش مهمی از این نیروها از سال ۲۰۱۶ در قالب قانونی حشد الشعبی قرار گرفتهاند و مسئله اصلی، استقلال تصمیمگیری و سلاحهای راهبردی این گروهها نظیر موشک و پهپاد است.
🔹دولت علی الزیدی تحت فشار آمریکا، این روند را با ادعای تثبیت حاکمیت دنبال کرده و ضربالاجل ۳۰ سپتامبر را به پایان مرحله خروج ائتلاف بینالمللی پیوند زده است. با این حال، هنوز میان خلع سلاح اجباری، ادغام، انتقال سلاح به دولت و بازتنظیم ساختار حشد الشعبی تمایز روشنی وجود ندارد. در عین حال، مواجه کردن مسئله سلاح مقاومت پس از ۳۰ سپتامبر با قانون مبارزه با تروریسم، میتواند آنها را در معرض معرفی بهعنوان گروههای تروریستی قرار دهد.
💢آیا خلع سلاح عملی شده است؟
🔸اعلام آمادگی عصائب اهل الحق و کتائب امام علی برای قرار دادن سلاح تحت کنترل دولت، از نظر سیاسی مهم است، اما نباید آن را با خلع سلاح عملیاتی یکسان دانست. مسئله راستیآزمایی کنترل انبارها و منابع مالی همچنان حلنشده است. بنابراین باید میان سه سطح اعلام سیاسی، انتقال سازمانی و خلع سلاح واقعی تمایز قائل شد. در شرایط فعلی، تحولات بیشتر در سطح نخست و تا حدی دوم قرار دارند.
🔸از این منظر، اقدام عصائب و کتائب امام علی را میتوان اقدامی تاکتیکی برای حفظ جایگاه سیاسی دانست. با این حال، این اقدام، فشار بر دیگر گروهها برای خلع سلاح را افزایش داده و میتواند زمینه انتقال مقاومت مسلحانه به مقاومت سیاسی را فراهم کند.
💢شکاف درون گروه های مقاومت
🔸تحولات اخیر همچنین شکاف معناداری در میان فصائل ایجاد کرده است. در یک سو عصائب اهل الحق و کتائب امام علی آمادگی خود را برای تحویل سلاح اعلام کردهاند و در سوی دیگر، کتائب حزبالله، حرکت النجباء، انصارالله الاوفیا و کتائب سیدالشهدا همچنان با واگذاری ظرفیت نظامی مخالفند. کتائب حزبالله و النجباء مسئله سلاح را با مقاومت در برابر اشغال و خروج نیروهای خارجی، از جمله آمریکا و ترکیه، مرتبط میدانند.
🔸جرف الصخر نیز یکی از مهمترین نقاط این پرونده است. اعمال کنترل واقعی دولت بر فعالیتهای نظامی این منطقه میتواند نشانه انتقال اقتدار امنیتی از گروههای مقاومت به دولت باشد؛ اما هرگونه اقدام قهری یا برخورد مسلحانه، خطر تبدیل پرونده حصر سلاح به بحرانی امنیتی و حتی جنگ داخلی یا درگیری شیعی ـ شیعی را افزایش میدهد.
💢مواضع تهران
🔸موضع تهران را نباید در دوگانه ساده موافقت یا مخالفت با خلع سلاح تحلیل کرد. سفر سردار اسماعیل قاآنی و سپس محمدباقر قالیباف به بغداد نشاندهنده اهمیت این پرونده برای جمهوری اسلامی ایران است. رویکرد تهران را میتوان پذیرش نقش بیشتر دولت عراق بر گروههای مقاومت دانست؛ بدون آنکه این روند به انحلال مقاومت یا تبدیل عراق به عرصه انحصاری نفوذ آمریکا منجر شود.
💢مواضع واشنگتن
🔸واشنگتن نیز مسئله را فراتر از تعداد سلاحهای تحویلشده میبیند. از نگاه آمریکا، حتی انتقال ظاهری سلاح به دولت، بدون تغییر در فرماندهی و توان عملیاتی گروهها، مسئله را حل نمیکند. بنابراین، احتمال دارد فشارهای آمریکا پس از سپتامبر از موضوع صرف حصر سلاح به تغییر فرماندهی حشد و محدودسازی گروههای مقاومت منتقل شود.
💢ارزیابی راهبردی
🔸در مجموع، سه سناریو قابل تصور است: نخست، ورود بخشی از فصائل به ساختار رسمی دولت بدون از دست دادن کامل جایگاه سیاسی؛ دوم، تحویل بخشی از سلاحها همراه با حفظ شبکه فرماندهی و نفوذ سیاسی؛ و سوم، اقدام قهری دولت علیه گروههای مخالف که میتواند به برخورد مسلحانه و بیثباتی داخلی منجر شود.
✅سخن گفتن از خلع سلاح مقاومت عراق هنوز زود است. آنچه جریان دارد، فرآیندی پیچیده از تفکیک، ادغام، بازآرایی، محدودسازی و مذاکره بر سر جایگاه فصائل است. راهبرد مطلوب، نه حفظ بیقیدوشرط وضع موجود و نه پذیرش پروژهای برای تضعیف کامل مقاومت است، بلکه شکلگیری نظمی قانونی است که در آن حشد الشعبی حفظ و تقویت شده و مقاومت ظرفیتهای قانونی خود را از دست ندهد. ۳۰ سپتامبر نیز نقطه پایان این روند نیست، بلکه آغاز مرحلهای جدید است که آینده معماری امنیتی عراق و جایگاه ایران و آمریکا را در این کشور تعیین خواهد کرد.
✅اندیشکده تهران✅
🔗برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید!🔗
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🎥توافق مکه با چه هدفی شکل گرفته است؟
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
#اختصاصی
❗️کنوانسیون کاسپین: گزینههای پیش روی ایران در شرایط کنونی
🖊تحریریه ایراس
امضای «کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای کاسپین» در ۱۲ اوت ۲۰۱۸ در آکتائو را باید نقطه عطفی در بیش از دو دهه تلاش پنج کشور ساحلی برای تعیین رژیم حقوقی خزر پس از فروپاشی اتحاد شوروی دانست. این کنوانسیون مجموعهای از قواعد را درباره آبهای سرزمینی، مناطق ماهیگیری، کشتیرانی، منابع طبیعی، بستر و زیربستر، خطوط لوله و کابلهای زیردریایی، امنیت و حفاظت از محیط زیست تعیین کرده و چارچوبی نسبتاً جامع برای تنظیم روابط پنج کشور ساحلی ایجاد کرده است. با این حال، برخلاف برخی برداشتهای رایج، کنوانسیون ۲۰۱۸ کاسپین را میان پنج کشور تقسیم نکرده و سهم مشخصی از بستر و زیربستر را برای هیچیک از آنها تعیین نکرده است. بر اساس ماده ۸، تحدید بستر و زیربستر میان کشورهای دارای سواحل مجاور یا مقابل باید از طریق توافق میان آنها و با رعایت اصول و قواعد پذیرفتهشده حقوق بینالملل انجام شود.
ادامه یادداشت را از اینجا بخوانید
@IRAS_INSTITUTE
🌐پاسخ اسرائيل به توافق مکه چه خواهد بود؟
#تحلیل_کوتاه
#مطالعات_اسرائیل
#غرب_آسیا
📝محمدحسین پورعلی اقبالی
🔹امضای توافق دفاعی مکه توسط سران کشورهای عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان با بازتاب بینالمللی گستردهای مواجه شده و بسیاری از مقامات کشورها، موضع رسمی خود را نسبت به این توافق اظهار داشتهاند. اما در این میان، سکوت مقامات اسرائیل و عدم موضع گیری رسمی آنها نسبت به این توافق، قابل توجه است.
💢آیا زنگ خطر به صدا درآمده است؟
🔹برخی مقامات امنیتی در اسرائیل معتقدند که عدم موفقیت آمریکا در مقابله موثر با حملات ایران و همپیمانان آن به عربستان و سایر کشورهای منطقه سبب شده است تا این کشورها در سیاستهای امنیتی خود تجدید نظر کرده و به جای اتکای صرف به بازیگران فرامنطقهای، تلاش کنند تا از طریق گسترش همکاریهای دفاعی- امنیتی با بازیگران منطقهای، توان خود برای مقابله با تهدیدات امنیتی را افزایش دهند. به همین دلیل، اگرچه در ظاهر به نظر میرسد این توافق با هدف محدودسازی حملات ایران و انصارالله یمن به عربستان منعقد شده باشد، اما مطابق گزارش یدیعوت آحارونوت، نگرانی اصلی اسرائیل، مخاطرات امنیتی احتمالی این توافق برای این رژیم است.
💢موازنهسازی در برابر اسرائیل
🔸پس از وقایع طوفانالاقصی، این ادراک در میان برخی از کشورهای منطقه به وجود آمد که محور مقاومت به رهبری ایران تضعیف شده و اکنون موازنه قوا در خاورمیانه در حال برهم خوردن به نفع اسرائیل است، از این رو ضروری است تا با انعقاد توافقات جدید، مانع از قدرتگیری بیشتر این رژیم در منطقه شد. بر همین اساس، به نظر میرسد توافق اخیر در کنه خود تلاش دارد تا از جاهطلبیهای بیشتر اسرائيل در منطقه جلوگیری کند.
💢آیا ترکیه محور ضداسرئیلی تشکیل میدهد؟
🔸در اسرائیل اکنون این سوال مطرح میشود که آیا توافق اخیر، منجر به تشکیل محور سنی ضد اسرائيلی خواهد شد یا خیر. مقامات اسرائیل بارها اظهار داشتهاند که ترکیه در تلاش است تا محور سنی- اخوانی جدیدی را با همکاری قطر و سایر بازیگران منطقه تشکیل دهد و این امر میتواند تبعات امنیتی گستردهای را برای اسرائيل به همراه داشته باشد. در سالهای اخیر و خصوصاً پس از وقایع ۷ اکتبر نیز، ادبیات و مواضع مقامات اسرائیل نسبت به ترکیه تندتر شده و بعضاً حتی از این کشور به عنوان کشوری متخاصم نام بردهاند. تلاشهای مقامات رژیم برای ممانعت از فروش جنگنده F-35 توسط آمریکا به ترکیه نیز در همین چارچوب ارزیابی میشود.
🔸در کنار این مسئله، ائتلاف ترکیه با پاکستان به عنوان تنها کشور مسلمان دارای بمب اتم نیز نگرانیها در اسرائيل را افزایش داده است، خصوصاً پس از اینکه خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان پس از انعقاد توافق مکه رسماً اعلام کرد که خواستار تشکیل یک جبهه نظامی متحد علیه اسرائیل است. اما ارزیابی رسانههای اسرائیلی نظیر آی۲۴، حاکی از آن است که این صحبتها بیشتر جنبه داخلی و تبلیغاتی داشته است.
🔸نگرانی دیگر اسرائیل، پیوستن احتمالی مصر به این توافق است. از آنجایی که برخلاف سایر کشورهای عضو پیمان مکه، مصر با غزه و رژیم اسرائیل مرز زمینی و دریایی مشترک دارد، در صورت پاببنیدی مصر به بند دفاع متقابل در این توافق، پیوستن احتمالی این کشور به توافق مکه میتواند به چالش امنیتی جدی برای اسرائیل تبدیل شده و حتی پرونده غزه را نیز پیچیدهتر کند. اما در مجموع به نظر میرسد به دلایل متعددی، در مقطع کنونی مصر فعلاً تمایلی به پیوستن به این توافق ندارد.
💢عدم کارکرد امنیتی توافق
🔸علیرغم وجود بند دفاع متقابل در توافق، اما آنچه مشخص است، نه اراده و نه توان کافی از جانب این سه کشور برای عملی سازی این بند وجود ندارد. عدم پاسخ پاکستان و ترکیه به حملات اخیر یمن به عربستان نیز موید همین مسئله است. بنابراین، به نظر میرسد که از حیث امنیتی، مقامات اسرائيل نگرانی کمی نسبت به این توافق داشته و این توافق را سرآغازی بر تحولات گسترده نظامی در منطقه ارزیابی نمیکنند. سکوت مقامات رژیم در قبال این توافق نیز میتواند ناشی از همین مسئله باشد.
✅ علیرغم این که به نظر میرسد توافق مکه مولود جنگ رمضان بوده و با هدف مهار حملات ایران و محور مقاومت به عربستان منعقد شده باشد، اما این توافق در بطن خود ماهیتی ضد اسرائیلی داشته و میتواند منجر به انزوای منطقهای بیشتر رژیم اسرائيل شود. اما در پاسخ، اسرائیل نیز اولاً تلاش خواهد کرد تا این توافق را به ائتلافی ضد ایرانی تبدیل کرده و ثانیاً، روابط خود با رقبای سه کشور عضو این توافق، یعنی هند، امارات، قبرس و یونان را جهت مهار هرچه بیشتر اعضای پیمان مکه تقویت کند.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
🔵 آذربایجان در سازوکار C6 چه نقشی ایفا میکند؟
#اکوتهران
🔸قرقیزستان در پایان ماه گذشته میلادی، در قالب سازوکار مشورتی آسیای مرکزی میزبان رهبران پنج جمهوری آسیای مرکزی و الهام علیف، رئیسجمهور آذربایجان بود و در پایان این نشست بیانیهای نیز با عنوان بیانیه «چولپون-آتا» توسط رهبران شش کشور به امضاء رسید. سازوکار مشورتی آسیای مرکزی موسوم به C5 در نوامبر سال گذشته با پذیرش رسمی آذربایجان در واقع به C6 مبدل شد. در نگاه اول، همکاری و تعامل جمهوریهای پنجگانه آسیای مرکزی با آذربایجان در قالب سازوکارهای چندجانبه اتفاق خارقالعادهای محسوب نمیشود و سابقه بسیاری دارد. با این وجود، پذیرش آذربایجان به عنوان عضو -و نه صرفا شریک- توسط کشورهای آسیای مرکزی در این سازوکار مشورتی منحصر را باید امتیازی دیپلماتیک دانست که در ازای نقشی ویژه در ابتکارات کریدوری و توسعهای به آذربایجان اعطا شده است.
💢نقش آذربایجان در کریدور میانی
🔹موقعیت جغرافیایی ویژه آذربایجان در ابتکارات کریدوری و حملونقل منطقهای مهمترین عامل افزایش نقش این کشور در معادلات اقتصادی و توسعهای آسیای مرکزی است. کریدور میانی (ترانسکاسپین) بهعنوان مسیری برای اتصال چین، آسیای مرکزی، قفقاز، آناتولی و اروپا (بدون نیاز به ایران یا روسیه) علیرغم محدودیتهای ناشی از تغییر مدل حمل، رشد ترافیک پنج برابری را ظرف کمتر از هفت سال تجربه کرده است و بالاخص پس از جنگ اوکراین، در زمره اولویتهای راهبردی بسیاری از بازیگران، از جمله آمریکا، گنجانده شده است. نامگذاری صندوق دولتی آمریکا برای توسعه کریدور زنگهزور یا تریپ (در ادامه کریدور میانی) با عنوان «صندوق سرمایهگذاری ترانسکاسپین» میتواند نمادی از اهمیت فزاینده کریدور میانی برای آمریکا تلقی شود.
🔹در این کریدور، قلمروی آذربایجان موقعیتی بیبدیل دارد و تنها مدخل قابل استفاده در غرب دریای خزر به حساب میرود. نقش آذربایجان در این کریدور منحصر به مزیت جغرافیایی نیست و این کشور، در میان بازیگران کریدور میانی، بزرگترین ناوگان تجاری و تخصصی را بر پهنه خزر در اختیار دارد و قصد دارد بندر باکو را در فازهای بعدی توسعه به بزرگترین بندر دریای خزر تبدیل کند. برای صادرکنندگان انرژی در شرق دریای خزر، شبکه وسیع خطوط لوله موجود و در دست احداث آذربایجان مسیری مناسب برای تنوعبخشی به مقاصد صادراتی و دسترسی به بازارهای جدید (بالاخص بازارهای اروپایی) به حساب میآید که طرحهای بلندپروازانهای نیز برای احداث خط لوله بر بستر دریای خزر وجود دارد.
💢شرکتهای آذری و توسعه در آسیای مرکزی
🔹در سالهای اخیر توانمندی شرکتها و هلدینگهای وابسته به دولت آذربایجان برای پیشبرد پروژههای بینالمللی افزایش چشمگیری داشته و آذربایجان به اتکای منابع انباشته درآمدی و دسترسی مناسب فناورانه، به یک شریک توسعهای مناسب برای جمهوریهای آسیای مرکزی مبدل شده است.
🔹فعالیت بینالمللی شرکت ملی نفت آذربایجان، به اختصار «سوکار»، در گذشته بیشتر بر حوزه میاندستی و پاییندستی نفت و گاز تمرکز داشت و اغلب داراییهای خارجی این شرکت در محیط قفقاز، آناتولی یا اروپا متمرکز بود. در سالهای اخیر اما «سوکار» به حوزه بالادست نفت و گاز در آسیای مرکزی علاقهمندی ویژه نشان داده است و برای اکتشاف میدان فراساحلی «دوستی» با ترکمنستان و اکتشاف در فلات «اوستیورت» ازبکستان به توافق رسیده است.
🔹در صنایع پاییندست نفت و گاز نیز، تاجیکستان در نشست اخیر C6 پیشنهاد تاسیس پالایشگاههای مشترک را ارائه کرده که در صورت عملیاتی شدن، نقشآفرینی «سوکار» در آن حتمی خواهد بود. نمونههای دیگر نقشآفرینی توسعهای آذربایجان را میتوان در ورود شرکت معدنی «آذرگلد» به حوزه معادن و منابع کمیاب ازبکستان و محوریت «آذرانرژی» در تشکیل «اتحاد کریدور سبز» برای توسعه انرژیهای پاک با قزاقستان و ازبکستان مشاهده نمود.
✅ادغام شرق و غرب دریای خزر (آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی) در گذر زمان در قالبهای مختلف همکاری چندجانبه دنبال شده است که ایجاد سازمان دولتهای ترک با محوریت ترکیه متاخرترین نمونه آن محسوب میشد. سازمان دولتهای ترک بستر مناسبی برای ادغام دو سمت دریای خزر به حساب نمیرفت. ترکمنستان در راستای سیاست بیطرفی خود به عضویت ناظر در این سازوکار بسنده کرد و تاجیکستان به موجب هویت غیرترک از مشارکت در آن سرباز زد. علاوه بر این، سایه امیال و اهداف منطقهای ترکیه بر این سازمان آشکارا سنگینی میکرد. حضور آذربایجان در این سازوکار غیرهویتی و جغرافیامحور با توجه به نقش ویژه این کشور در کریدور میانی و افزایش سهم شرکتهای آذری در ابتکارات توسعهای آسیای مرکزی میتواند بازدهی به مراتب بیشتری در این ادغام (و حتی پیشبرد غیرمستقیم اهداف منطقهای ترکیه) داشته باشد.
✅اندیشکده تهران✅
👨💻سایت |📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام