3677
همه عالم تن است و ایران دل ❤️ این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی [ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
⚫️ یوسف مجیدزاده، کاشف تمدنهای گمشده
✍️ مؤسسهٔ مطالعاتی نیمروز
یوسف مجیدزاده (۱۳۱۵–۱۴۰۵)، باستانشناس برجستهٔ ایرانی، متولد اسکو [در استان آذربایجان شرقی] بود و از سهسالگی در تهران رشد یافت. او در دوران خدمت سربازی در کاخ ابیض (موزهٔ مردمشناسی) با دکتر صادق کیا آشنا شد و به واسطهٔ مهارتهایش در نقاشی و گرافیک، در ادارهٔ فرهنگ عامه به کار پرداخت. مجیدزاده پس از انجام پژوهشهای مردمشناختی در لرستان و انتشار آنها در مجلهٔ «هنر و مردم»، از سال ۱۳۳۷ در دانشگاه تهران نزد استادانی چون عزتالله نگهبان، عیسی بهنام، سیمین دانشور، منوچهر ستوده و بهرام فرهوشی باستانشناسی خواند و در سال ۱۳۴۱ با رتبهٔ اول فارغالتحصیل شد.
او در سال ۱۳۴۴ با بورسیهٔ شاگردان ممتاز به مؤسسهٔ شرقشناسی دانشگاه شیکاگو رفت و پس از دریافت مدرک کارشناسی ارشد و دو سال تدریس در دانشگاه تهران، در سال ۱۳۵۵ دکتری خود را با موضوع «فرهنگهای پیش از تاریخ فلات ایران» زیر نظر هلن کانتور به پایان رساند. مجیدزاده در سال ۱۳۵۶ به مرتبهٔ دانشیاری دانشگاه تهران رسید، اما چندی بعد به اجبار بازنشسته شد و از سال ۱۳۶۹ تا پایان عمر در شهر نیس فرانسه اقامت گزید.
در کارنامهٔ میدانی او، کاوش در محوطههای تپهٔ قبرستان، چغامیش، چغابنوت و ازبکی دیده میشود؛ اما اوج فعالیتهایش در دههٔ ۱۳۸۰ با سرپرستی کاوشهای جیرفت (تپههای کنارصندل) و طرح نظریهٔ کشف سرزمین باستانی «آراتا» رقم خورد. از او مقالات متعددی به زبانهای فارسی، انگلیسی و فرانسوی و آثار مرجعی چون «تاریخ و تمدن ایلام» و مجموعه سهجلدی «تاریخ و تمدن بینالنهرین» به یادگار مانده است که همچنان از منابع اصلی دانشجویان این رشته به شمار میروند.
یاد و نامش گرامی باد!
#یادها
@IranDel_Channel
💢
🔴 معرفی مستندِ «دوگل، حکایت یک قهرمان»
شارل آندره ژوزف ماری دوگل (١٩٧٠-١٨٩٠) اسطورهٔ فرانسهٔ معاصر دو بار در تاریخ کشورش نقش آفرید؛ یکی از دیگری پررنگتر. بار اول در سال ١٩۴٠ بود که فرانسه را از گردابِ جنگِ بزرگ، سربلند بیرون آورد و توانست کشورش را که به طور مطلق با آلمانِ هیتلری همدست شده بود، بر سر میزِ برندهها نشانده، از مزایای نظم جدیدی که متفقین پایه میریختند، بهرهمند گردانَد.
بار دیگر در سال ١٩۵٨ بود. وقتی استعمارِ ١٣٠ سالهٔ فرانسه، از الجزایر تنها منجلابی سیاسی با تلفاتِ انسانی پرشمار و دردناک بر جای گذاشته بود، توانست بر هیاهوهای راست و چپِ افراطی فائق آید، دولتِ در گِل ماندهٔ فرانسه را به دست گیرد، فرایندی دشوار را مدیریت کند و از بحرانی بزرگ جلو گیرد؛ بحرانی چنان عمیق و پردامنه که اگر این بازیگرِ مدبّر و مقتدر را نمیداشت، میرفت به جنگ داخلی بینجامد و خودِ فرانسه را نیز از هم بپاشد.
بعد از آن دست به کارِ نهادسازی زد، قانون اساسی جدیدی نوشت و جمهوری پنجمِ فرانسه (١٩۵٨) را بنیاد گذاشت که تا به امروز بر سر کار است. نظام سیاسی جدید، جلوی تشتّتهای زیانبارِ نمایندگان و احزاب و پارلمانتاریستهای واگرا را گرفت و کشور را به مدار توسعه انداخت. فرانسه یک دهه رشد و شکوفایی اقتصادی را تجربه کرد تا اینکه سرانجام، عوارضِ این توسعه در مه ۶٨ آشکار شد و به عصرِ دوگل پایان داد. اما گُلیسم در فرانسه ماند و بعداً دوباره دولتهایی با همان خط مشی بر سر کار آمدند و رفتند و هنوز میآیند.
در سیاست خارجیاش نیز شعارش «احیای شکوه فرانسه» بود. به همین خاطر دستِ دوستی به سمت آلمان غربی دراز کرد و با کمکِ ایتالیا و هلند و بلژیک و لوکزامبورگ پایههای بازار مشترک اروپا (اتحادیهٔ اروپای بعدی) را تثبیت کرد تا مگر از اروپا بلوک قدرتی بسازد در برابر جهانِ سراسر تقسیمشده میان شوروی و آمریکا. در این استقلالطلبی کار را به جایی رساند که حتی فرانسه را از پیمان ناتو هم بیرون آورد. در طی این سالها هرجا که رفت، رؤسای کشورها را به فاصله گرفتن از آمریکا و حفظ استقلالشان در برابر دیکتههای واشنگتن فراخواند، چندان که رهبرانِ آمریکا همیشه با نوعی بیزاری و احترام از او یاد میکردند.
نقشآفرینیهای تاریخیِ تحولآفرین و میراث گرانبهایی که بر جای گذاشت، از دوگل مردی فرّهمند (کاریزماتیک) ساخت که تا به امروز نامش در فرانسه، در اروپا و در جهان طنین میافکند. این مستند از قضا حکایتِ این مرد است.
🔴 قسمت نخست مستند «دوگل، حکایت یک قهرمان» را از «اینجا» ببینید.
🔴 قسمت دومِ مستند «دوگل، حکایت یک قهرمان» را از «اینجا» ببینید.
🔴 بُنمایه:
درگاه تلگرامیِ «زباندانی؛ جهاندانی»
#مستند
@IranDel_Channel
💢
🔴 در حاشیهٔ ترور زنان در استان سیستان و بلوچستان
✍️ احسان هوشمند
در هفتههای گذشته چند درگیری مسلحانه در سیستانوبلوچستان روی داد که با تلفاتی هم همراه بود. در ماههای گذشته بر شمار درگیریهای نظامی در این استان افزوده شده است و متأسفانه در این درگیریها افزون بر نیروهای نظامی، گروهی از شهروندان عادی نیز قربانی این خشونتها شدهاند. این رویدادهای مسلحانه پس از آن افزایش یافت که چند گروه مسلح اعلام ائتلاف کردند و جریان موسوم به جیشالعدل با چند گروه کوچکتر، ائتلافی به نام جبههٔ مبارزین مردمی را تشکیل دادند؛ موضوعی که به اندازهٔ کافی در رسانههای کشور بحث و بررسی نشد.
با آغاز جنگ و حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، بر میزان حملات این گروه ائتلافی تازهتأسیس افزوده و شمار تلفات نیز با افزایش روبهرو شد. حتی از نظر جغرافیایی نیز درگیریها در گسترهٔ وسیعتری روی داد. اینکه آیا تشکیل چنین ائتلافی ناشی از ورود عامل خارجی در این ائتلافسازی است یا خیر، نیازمند دسترسی به اسناد و مدارک متقن است که چنین اسنادی اینک در دسترس نیست. ...
🔴 یادداشت احسان هوشمند را در «رسانهٔ شرق» بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 شمارۀ ۷۴ ماهنامۀ وطنیولی (راه وطن) منتشر شد
🔴 در این شماره میخوانید:
– «کاسپی» نامی به بلندای تاریخ.
در باب مذمت واژهٔ جعلی خزر
(به قلم احمد کاظمی)
– نگاهی به تاریخچه و پیشینهٔ تئاتر در تبریز؛
از شکوه تا زوال
(به قلم محمدعلی غیبی)
– تخریب سرای تاریخی تومانیان سبزوار
(به قلم ماندانا خرّم)
– شهریور۱۳۲٠ و اشغال ایران؛
فروپاشی در سایهٔ جنگ
(به قلمِ الهام نوری)
– پاسخی به اظهارات معاون سیاسی استاندار آذربایجان شرقی:
آقای معاون! اصالت با هویت ملی است
(به قلم احسان موحدیان)
● گزارشها:
– نشستِ رونمایی، نقد و بررسی کتاب«یکی اُرموی مردِ شهنامهدان»؛ جشننامهٔ ۴۵سالگیِ سجاد آیدنلو
– همنشینی مهر و ماه و شاهنامه در مدارس روستاهای آذربایجانشرقی
● پالایش:
– آذربایجان، تُرک نیست!
– رونمایی از چهار سند جعلی در مورد ادعای ممنوعیتِ زبان تُرکی در ایران
– سیلی «ابوالحسن اقبال آذر» به پیشهوری.
و چند مطلب خواندنی دیگر...
🔴 برای مطالعۀ PDF ماهنامۀ وطنیولی، میتوانید به «اینجا» مراجعه کنید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 زندان قومگرایی
✍️ مصطفی نصیری
بارها اتفاق افتاده است که نقد یک شخصیت از یک قوم یا استفاده از یک لهجه در یک برنامهٔ کودک یا طنز واکنش اعتراضی افرادی را برانگیخته که باید آنها را کسانی دانست که هنوز از "جاهلیت قومپرستی" بیرون نیامده و به دنیای جدید "ملتگرایی" وارد نشدهاند. موارد زیادی از اینگونه حساسیتها در دهههای اخیر داشتهایم. اما مورد اخیر یعنی اظهارنظر سعید لیلاز دربارهٔ کریمخان و زندیه، نشان داد که در بحث "قومیتها"، همچنان در حال سقوط به ژرفایِ درکات اسفلالسافلین هستیم، زیرا بهجایی رسیدهایم که هرگونه اظهارنظر انتقادی دربارهٔ یک شاه و حاکم و خان و.. توهین به همزبانان امروزی آنها تلقی میشود!
دربارهٔ سعید لیلاز که در همهچیز از اعماق زمین تا اقطار آسمانها اظهارنظر میکند، سخنی نمیگویم که لایق آن نیست. اما اگر توهین به کریمخان توسط لیلاز - ولو جفاکارانه - توهین به "قوم لر" تلقی شود، در اینصورت چرا "خواجه" نامیدن آقامحمدخان قاجار، از سوی قومپرستانِ ترکزبان توهین به ترکزبانان تلقی نشود؟! و همینطور دربارهٔ بقیهٔ حاکمان.
این وضعیت نشان میدهد که با سیاستهای غلط جمهوری اسلامی و پستمدرنبازیِ قبیلهایِ روشنفکری ایران، در حوزهٔ "ملتسازی" با سرعت تمام به سوی واگرایی ضدملی در حرکتیم و بهجایی رسیدهایم که تعیین کُرد یا لُر بودن دودمان هخامنشی و یا تُرک بودن اشکانیان و.. از داغترین نزاعهای قومی روز است.
اما در سطح کلان سیاستهایی مانند مقابله با ملیگرایی از یکسو و بومیسازی در زمینههای مختلف که آمیختگیهای انسانی را به شدت تضعیف کرده از سوی دیگر، و بویژه وارد کردن تعصباتِ قومی به انتخاباتهای ملی مانند ریاستجمهوری از جهت سوم، از مهمترین موارد تضعیف وحدت ملی است.
جالب است بدانیم که یکی از ویژگیهای "قدرت" در ایرانِ دورهٔ اسلامیِ ایران، جابهجایی قومی آن بوده است. یعنی اگر به تاریخِ دورهٔ اسلامیِ ایران نگاهی بکنیم، حاکمیتها در ایرانزمین، از عربانِ اموی و عبّاسی تا پایانِ قاجار، بین اقوام دستبهدست شده است. تنها در دورهٔ پهلوی است که تقویت نگاه ملی و تشکیل نهادهای جدید باعث شد که قدرت اینبار با مشارکتِ "همهٔ اقوام" در قالب انقلاب، و در صورت ملّی (*) جابهجا شود. یعنی قدرت در انقلاب سال ۱۳۵۷، بهخلاف ایدهئولوژی دینی از حیثِ سیاسی و اجتماعی، برای اولین بار، بهصورت غیرقومی، و ملّی جابهجا شد.
همچنین یکی از سیاستهای کلان و موفق در رژیم پیشین این بود که در جذبِ دانشجو، سرباز، کارکنان دولت - بویژه در آموزش و پرورش و نیروهای مسلح - و نیز در انتصاب ردههای مختلف مدیریتی و.. بهصورت چرخشی عمل میکرد و این کار، آمیزش و پیوندهای بینافرهنگی را تا حد ممکن فعال کرده بود. بهعنوان مثال در میان نظامیان و فرهنگیان و کارکنان دولت، کمتر کسی یافت میشد که از استان خود ازدواج کرده باشد، در چند استان خدمت نکرده باشد و فرزندان آنها هرکدام در یک استان به دنیا نیامده باشد. اما در دورهٔ جمهوری اسلامی با اجرای سیاستهای غلطِ بومیسازی در مواردِ یادشده، آن پیوندهای بینافرهنگی از میان رفت، و شاهد بودیم که افراط در این کار، چگونه حتی مدیریتهای عالی استانی را هم تحت تأثیر قرار داد و در پیامد آن، زبان اداری در آن استانها، از فارسی به زبانِ محلّی چرخید، و در نتیجه در استانهای دو یا چندزبانه مانند آذربایجان غربی چه تنشهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی که پیش آمد.
با کمال تأسف باید بگویم که سیاستِ بومیسازی، همچنان با قدرت تمام پیش میرود و موارد جدیدی از مظاهر ملی را تحت تاثیر قرار میدهد که شکلگیری نزاعهای قومی و استانی دربارهٔ منابعِ کلان آب، گاز، نفت و کانیهای معدنی و.. از موارد جدید سقوط از نگاه کلان و ملی، به جزءنگری بومیگرایی است.
یک نکته هم دربارهٔ نقش اتحادیهٔ معظم روشنفکران وطنی، آن پستمدرنانِ قبل از مدرن بگویم که با ترویجِ مُدهای پستمدرنیستی (بویژه لاسیدن با فوکو که برای تحتالشعاع قرار دادن دیسکورس تجدد تا مرز جنون و آلودن خود به مرض جنسی ایدز در خوشباشیهای کابارهای پیش رفت) به شغل شریف بسترگسترانی برای جزءنگریهای قومی در برابر کلاننگری ملی، پرداختند، بویژه در زمینهٔ حمله به اقتدار زبان ملی که جز خیانت نمیتوان نامی بر آن نهاد. بیجهت نیست که آن گنگ (gang) جامعهشناسیخواندگانِ شریعتیباز، همهٔ همتِ خود را صرف این کردهاند تا به جامعه، حقنه کنند که زبان فارسی هیچگاه زبان ملّی نبوده است، آنهم در شرایطی که از هر طرف "ز منجینق فلک سنگ فتنه بر سرمان میبارد" و ما بیش از هر زمان دیگری به این زبان آیینی، ملی، تمدنی و مشترک برای همافزایی ملّی نیازمندیم.
🔴 پینوشت «ایراندل»:
(*): ایرانیان مشارکتکننده در انقلاب ۵۷ با گرایشات سیاسی و اجتماعیشان شناخته میشوند و نه با قومیت و زبان محلی.
@IranDel_Channel
💢
🔴 از شمارِ خرد هزاران بیش: در سوگِ پیروز مجتهدزاده
✍️ یدالله کریمیپور
دیشب پیروز مجتهدزاده در انگلستان درگذشت و ژئوپولیتیک ایران را تنها گذاشت.
دلش پردرد بود؛ همواره اندوهی سنگین با خود حمل میکرد: غمِ رنجهای بیپایان وطن. از همین رو، کافی بود دهان باز کند تا مرثیههای ایران آغاز شود. چند باری دیدار داشتیم، هر بار هنگام بازگفتن مصیبتهای میهن، چنان میگریست که هقهق گریه امانش نمیداد.
پیروز بخش بزرگی از زندگیِ علمی خود را صرف دفاع از هویت تاریخی و حقوق سرزمینی ایران کرد؛ با رویکردی آکادمیک، خردمندانه و در عین حال میهنگرایانه.
۱. فراتر از نقشهها
مجتهدزاده جغرافیای سیاسی و ژئوپولیتیک را به مطالعهٔ مرزها و سرزمینها محدود نمیکرد. او در پی شناخت پیوند پیچیدهٔ قدرت، تاریخ، جغرافیا و منافع ملی بود. پژوهشگری برخوردار از دانش، تجربه و قدرت استدلال.
۲. خلیج فارس؛ نامی به بلندای تاریخ
پیروز از پژوهشگرانی بود که برای تثبیت نام تاریخی خلیج فارس و مقابله با تحریف آن، پیگیرانه به میدان پژوهش و کنشگری علمی و رسانهای آمد. برای او، خلیج فارس فقط یک پهنهٔ آبی نبود؛ بخشی از حافظهٔ تاریخی، هویت جغرافیایی و میراث ملی ایرانیان بود. در این زمینه، دانش را به دفاع از میهن پیوند زد.
۳. جزایر سهگانه؛ حقوق سرزمینی ایران
بخش مهمی از کارنامهٔ علمی او به تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی اختصاص داشت. پژوهشهایش دربارهٔ این جزایر، ابعاد تاریخی، جغرافیایی و حقوقی حاکمیت ایران را به بحث گذاشت و در برابر ادعاهای امارات متحده عربی، بر اهمیت اسناد و استدلالهای مستند تأکید کرد. دفاع از حقوق سرزمینی ایران برای او نه تعارفی سیاسی، بلکه مسئولیتی علمی و ملی بود.
۴. تاریخ در خدمت فهم ژئوپولیتیک
پژوهشهای استاد دربارهٔ مرزهای خاوری ایران و رقابت روسیه و بریتانیا نشان میداد که چگونه بازی قدرتهای بزرگ میتواند سرنوشت ملتها و قلمروها را دگرگون کند. کتاب "بازیگران کوچکِ بازی بزرگ" از آثار شناختهشدهٔ این حوزه است. او به ما یادآوری میکرد که برای فهم جغرافیای سیاسی امروز، نمیتوان تاریخ را نادیده گرفت.
۵. ایران؛ دغدغه همیشگی
برای پیروز، ایران تنها موضوع پژوهش نبود؛ دغدغهٔ زندگی و فعالیت سیاسیاش بود. تمامیت سرزمینی، هویت تاریخی و منافع ملی ایران در کانون توجه او قرار داشت. در روزگاری که مسائل سرزمینی گاه قربانیِ مصلحتاندیشیهای زودگذر سیاسی میشوند، او بر ضرورت شناخت عمیق تاریخ و جغرافیای کشور پافشاری میکرد.
۶. استقلال فکری
دیدگاههای سیاسی مجتهدزاده در بسیاری از زمینهها با روایت رسمی جمهوری اسلامی تفاوت داشت. او از انقلاب ۱۳۵۷ و پیامدهای آن انتقاد میکرد و در ارزیابی بخشهایی از تاریخ ایران پیش از انقلاب، رویکردی متفاوت از روایت رسمی داشت. من، مستقل از داوری دربارهٔ درستی یا نادرستی برخی نوشتهها و تفسیرهای تاریخی او، مجذوب استقلال فکریاش بودم. برای من، توانایی اندیشیدن بیرون از چارچوبهای مسلط و ایستادگی بر سر دیدگاه خویش، ویژگی کوچکی نبود.
۷. دانشگاه جهانی
تحصیلات و تجربهٔ دانشگاهی بینالمللی، از جمله در بریتانیا، تسلط بر زبان و آشنایی با روشهای پژوهش دانشگاهی، به پیروز امکان داد مسائل ژئوپولیتیک ایران را در محیطهای علمی فراتر از مرزهای کشور مطرح کند. آثار فارسی و انگلیسی او در گسترش مطالعات مربوط به مرزها، جزایر و خلیج فارس سهم داشتند. از همه مهمتر پیروز از شاگردان استاد گنجی افسانهای بود.
در کنار استادانی چون دره میرحیدر و پاپلی یزدی، مجتهدزاده از چهرههایی بود که چراغ کمفروغ جغرافیای سیاسی ایران را روشن نگه داشتند.
۸. نقد علمی، نه نفی شخصیت
البته ارجگذاری به مجتهدزاده به معنای مصون دانستن آثار و دیدگاههایش از نقد نیست. من نیز منتقد برخی تفسیرهای تاریخی و سیاسی او بودهام و همچنان میان دوستی و احترام شخصی با داوری علمی تفاوت قائلم. اتفاقاً ارزش جامعهٔ علمی در همین است که بتواند اختلافنظر را تحمل کند، بیآنکه شخصیت و جایگاه علمی صاحبنظر را انکار کند.
پیروز رفت، ولی پرسش او باقی است: با ایران چه کردهایم و با ایران چه میکنیم؟
من در سوگ انسانی مینویسم که با همهٔ اختلافنظرهایم با او، درد ایران را از نزدیک در چشمان گریانش دیده بودم. برخی آدمها را باید از ورای اختلافها شناخت؛ از آنچه دوست میدارند، برایش رنج میکشند و تا پایان عمر از آن دل نمیکنند.
دربارهٔ او به حق توان گفت:
از شمارِ دو چشم یکتن کم
وز شمار خِرد، هزاران بیش
مردی که ایران را با همهٔ زخمهایش دوست میداشت.
یادش گرامی و نامِ ایران پایدار باد.
@IranDel_Channel
💢
🔴 عنوانِ کتاب:
مقدمهای بر شرحِ مشکلاتِ شاهنامه
ضبطها، معانی و خوانشها
جلد نخست
نویسنده:
سجاد آیدنلو؛ دکترای زبان و ادبیات فارسی و شاهنامهپژوه ارومیهای
چاپ نخست ۱۴۰۵
بنیاد موقوفات افشار
در شرحِ این کتاب آمده است:
«کتاب مقدّمهای بر شرح مشکلات شاهنامه بررسی حدود ۱۵۰۰ بیت دشوار و نیازمند بحث حماسه ملّی ایران به لحاظ ضبط، معنا و خوانش است. در جلد نخست کتاب ۱۹۸ بیت از آغاز دیباجه تا پایان پادشاهی فریدون بررسی شده است. نویسنده برای بحث دربارهٔ این ابیات به عکس دهها نسخه خطی شاهنامه، چاپهای مختلف و شروح متعدّد آن کتاب، ترجمه عربی بنداری و بسیاری منابع جانبی دیگر و نیز مقالات تحقیقی مربوط به هر بیت مراجعه کرده و با دیدی انتقادی پیشنهادهایی دربارهٔ خوانش و معنای کلمات، عبارات و مصراعهای بحث برانگیز شاهنامه مطرح کرده است.»
در قسمت تقدیمی کتاب آمده است:
«با یاد دوست دانشمند شاهنامهشناسم شادروان دکتر ابوالفضل خطیبی که نماند تا این کتاب را ببیند و با احترام بیحد به همه مصحّحان شارحان و فرهنگنویسان ایرانی و غیرایرانی شاهنامه و همهٔ کسانی که با نوشتنِ مقاله و یادداشت - حتی اگر یک سطر باشد - گرهی از مشکلات حماسهٔ ملّی ایران گشودهاند و میگشایند و این کتاب وامدارِ یکایک ایشان است. "نهالیست این رُسته هم زان درخت".»
🔴 برای مطالعهٔ فهرست و پیشگفتار این کتاب به «اینجا» مراجعه کنید.
🔴 برای سفارش و خرید این کتاب به «اینجا» مراجعه کنید.
#معرفی_کتاب
@IranDel_Channel
💢
🎥 روایتِ اکبر عالمی از فرهنگستان زبان و ادب فارسی و واژهگزینی در فرهنگستان
اکبر عالمی:
زادهٔ ۱۳ تیر ۱۳۲۴، اهواز
درگذشتهٔ ۲۲ مهر ۱۳۹۹، تهران
مستندساز، نویسنده، مترجم، عکاس، منتقد سینما
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🎥 سجاد آیدنلو، استاد زبان و ادبیات فارسی و شاهنامهپژوه، دربارهٔ جشن مهرگان سخن میگوید
مهرروز از ماهِ مهر (شانزدهمین روزِ ماهِ مهر)
تا
رامروز از ماهِ مهر (بیست و یکمین روزِ ماهِ مهر)
🔴 بُنمایه:
ویدئو از اینستاگرام «انتشارات سخن»
@IranDel_Channel
💢
🎥 برگی از خاطراتِ مهندس اکبر برقلامع فرزند زندهیاد جواد برقلامع، مدیر کارخانهٔ حولهٔ برقلامع تبریز
@IranDel_Channel
💢
🔴 آتن سوخت، چون یونانیان سارد را سوزاندند!
✍️ مرکز مطالعات ایرانشناسی نیمروز
سقوط و آتشسوزی آکروپولیس آتن در سال ۴۸۰ پیش از میلاد به دست سپاه خشایارشا، برخلاف تاریخنگاری یونانیمحور که آن را نماد هجوم استبداد شرقی به مدنیت غربی میداند، کنشی استدلالی و کیفری در پاسخ به پیمانشکنی و تجاوز خود آتنیها بود.
ریشهٔ این نزاع به سال ۵۰۷ پیش از میلاد بازمیگردد. زمانی که فرستادگان آتن برای مهار تهدید اسپارت، خودخواسته با تقدیم رسمی «آب و خاک» به ساتراپ لیدیه، سرسپردگی به شاهنشاهی هخامنشی و چتر امنیتی «صلح ایرانی» را پذیرفتند. با این حال، در سال ۴۹۸ پیش از میلاد و در جریان شورش ایونی، آتن پیمان خود را زیر پا گذاشت، ناوگانی جنگی فرستاد و با نفوذ به سارد، پایتخت ساتراپی هخامنشی و معبد مقدس «کوببه» را به آتش کشید.
در دنیای باستان چنین کاری نمیتوانست بیپاسخ بماند چراکه شامل نقض عهد، تجاوز به حاکمیت سرزمینی و تخطی از قواعد جنگ با نابودی زیارتگاهی بیدفاع محسوب میشد. سوگند داریوش بزرگ برای تنبیه آتن کینهتوزی شخصی نبود بلکه تکلیفی شاهانه برای احیای نظم و راستی در برابر دروغ و پیمانشکنی بهشمار میرفت تا ثبات کل شاهنشاهی حفظ شود.
بدینترتیب، لشکرکشیهای بعدی هخامنشیان، از ماراتن تا ورود خشایارشا به آتن، پاسخهایی حقوقی بر پایه قاعدهٔ تناسب جرم و مجازات بودند. معابد آکروپولیس به تاوان معبد کوببه ویران شدند تا هزینهٔ برهم زدن توازن صلح آشکار شود. سرانجامی که اثبات میکند آتن نه قربانی توسعهطلبی، بلکه تاوان آتشی را داد که خود دو دهه پیش در سارد برافروخته بود.
🔴 Athens Burned Because the Greeks Torched Sardis!
Contrary to Hellenocentric historiography, which interprets the fall and burning of the Athenian Acropolis in 480 BCE by the army of Xerxes as a symbolic assault of Eastern despotism upon Western civilization, this event was a reasoned and punitive measure responding to the Athenians' own breach of treaty and prior aggression.
The roots of this conflict trace back to 507 BCE, when Athenian envoys—seeking to counterbalance the Spartan threat—voluntarily offered "earth and water" to the satrap of Lydia, thereby formally submitting to Achaemenid suzerainty and placing Athens under the security umbrella of the Pax Persica. Nevertheless, in 498 BCE, amidst the Ionian Revolt, Athens reneged on its sworn compact by dispatching an expeditionary fleet that penetrated Sardis, the provincial capital of the satrapy, and torched the sacred sanctuary of Cybebe.
In the ancient world, such an act could not remain unanswered: it constituted a breach of faith, an assault on territorial sovereignty, and a grave violation of the customary laws of war through the desecration of an undefended holy site.
Darius the Great's solemn vow to punish Athens was therefore not an act of personal vindictiveness, but a royal imperative to restore Arta (cosmic truth and order) against the forces of deceit and oath-breaking (Drauga), an obligation vital to safeguarding the stability of the entire empire.
Accordingly, subsequent Achaemenid campaigns-from the expedition to Marathon to Xerxes' entry into Athens-functioned as juridical counteractions grounded in the principle of proportionality between crime and punishment. The sanctuaries of the Acropolis were razed in retribution for the temple of Cybebe, underscoring the severe cost of disrupting the equilibrium of peace. This historical outcome demonstrates that Athens was not a passive victim of expansionism, but was ultimately held accountable for the very conflagration it had ignited in Sardis two decades earlier.
@IranDel_Channel
💢
🔴 حمید احمدی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران:
«اصلاح و بازسازیِ سیاستِ خارجی باید به منظورِ تأمین منافعِ ملّیِ کشور و مردم و تلاش برای توسعهٔ ملّی صورت بگیرد.»
در کتابِ «گرایشهای سیاسی در خاورمیانه و امنیت ملّی ایران» نوشتهٔ دکتر حمید احمدی آمده است:
واقعیت آن است که پس از گذشت چهار دهه از تأسیس جمهوری اسلامی، اهداف فراملّیِ سیاستِ خارجی آن در زمینۀ تلاش برای وحدت مسلمانان، حمایت از مستضعفان جهان و پشتیبانی از همۀ جنبشهای اسلامی تحقق پیدا نکرده و به همینگونه تلاش کشورهای عرب و دیگران برای نابودی امپریالیسم و صهیونیسم و اشغالگری آن نیز بینتیجه مانده است. در برابر، این سیاست، دشمنی منطقهای و جهانی را علیه ایران برانگیخته و توانِ اقتصادی و نظامی ایران را در مقایسه با کشورهای دیگر خاورمیانه همچون ترکیه و عربستان تضعیف کرده است. در این وضعیت جهانی جریانهای قومگرا نیز به تشدید فعالیتهای خود برای جلب حمایت مخالفان و رقبای ایران در منطقه دست زدهاند. بنابراین، میتوان دید که ماهیت سیاست خارجی بر امنیت ملی ایران تأثیر مستقیم میگذارد و تهدیدات امنیتی علیه سرزمین، اقتصاد، قدرت ملی و هویت آن ایجاد میکند.
اصلاح و بازسازی سیاست خارجی باید بهمنظور تأمین منافع ملی کشور و مردم و تلاش برای توسعۀ ملی صورت بگیرد. بدینگونه به جای تأکید بر اهداف و شعارهای آرمانگرایانۀ فراملی که در گذشته قابل دسترسی نبود، باید سیاست واقعگرایی را در پیش گرفت در آن بر اهداف ملی برای توسعۀ کشور و رفاه مردم تمرکز شده باشد. درپیشگرفتن سیاست خارجی واقعگرایانه با تأکید بر منافع ملی ایران و اصل عدم مداخله در امور داخلی کشورهای دیگر قدرت کشور را در چانه زنیهای دیپلماتیک بالا میبرد و بهانۀ فشارهای اقتصادی بینالمللی و تحریمها را از میان برمیدارد. چنین سیاستی همچنین راه توجیه نفوذ بازیگران قدرتمند منطقه همچون عربستان سعودی و اسرائیل را در نهادهای بینالمللی و در ایالات متحدۀ امریکا و اروپا برای اعمال فشار اقتصادی و سیاسی و نظامی بر ایران میبندد.
🔴 برای آشنایی بیشتر با کتابِ «گرایشهای سیاسی در خاورمیانه و امنیت ملی ایران» و خرید این کتاب به «اینجا» مراجعه کنید.
🔴 پینوشت:
دکتر حمید احمدی ضمن بازنشرِ فرستهٔ نشر نی در معرفی این کتاب نوشت:
«راهکارهایی که طی سالها گفتیم و نوشتیم. توجهی به آنها نشد و شد آنچه نباید میشد!»
@IranDel_Channel
💢
🔴 مرد نکونام:
نکوداشت استادِ صاحبسخن، دکتر حسن انوری
عضو پیوستۀ فرهنگستان زبان و ادب فارسی
انوری، ادیبی برخاسته از خانِ آذرگشسپ
(شهر تکاب استان آذربایجان غربی)
سخنرانان:
علیاشرف صادقی
بیژن عبداللهی
محمد پارسانسب
بهادر باقری
زمان:
دوشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۵ خورشیدی؛ ساعت ۰۹:۳۰ تا ۱۲ پیش از ظهر
جایگاه:
کرج، دانشگاه خوارزمی، دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی، تالار غدیر
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 روبیو، هرودوت و بازسازی دوگانهٔ تاریخی غرب و شرق
✍️ امین داودی؛ پژوهشگر تاریخ ایران
سخنان مارک روبیو، وزیر امور خارجهٔ ایالات متحده، دربارهٔ حملهٔ خشایارشا به یونان با بازتاب گستردهای در رسانههای ایرانی همراه شده است. اما برای فهم این سخنان، شاید بهتر باشد بهجای تمرکز بر درستی یا نادرستی روایت تاریخی او، از خود بپرسیم: چرا یک سیاستمدار آمریکایی در چنین موقعیتی به تقابل تاریخی ایران و یونان ارجاع میدهد و این روایت چه کارکردی در سیاست امروز غرب دارد؟
جواد طباطبایی در بحث از تاریخنگاری هرودوت، به نکتهای اساسی اشاره میکند: هرودوت با قرار دادن یونانیان در برابر کسانی که آنان را «بربر» مینامید، صرفاً روایتی از گذشته ارائه نمیکرد، بلکه به شکلگیری آگاهی یونانیان از تمایز خود با دیگری نیز کمک میکرد. در این برداشت، تاریخنگاری هرودوت را نمیتوان تنها بازتاب واقعیتهای تاریخی دانست؛ این تاریخنگاری با برجسته کردن تفاوت میان دو جهان، به ساختن معنایی تازه از آن تفاوت و در گذر زمان، به تثبیت آن در واقعیت تاریخی کمک کرد. به بیان دیگر، روایت گذشته میتوانست به ابزاری برای تعریف هویت جمعی در برابر دیگری تبدیل شود.
این منطق را در روایتهای بعدی غرب از شرق و ایران نیز میتوان پی گرفت. برای مثال، در سفرنامه ژان شاردن، ایران صرفاً جامعهای برای مشاهده و توصیف نیست؛ تصویر ایران در کنار تصویری که اروپاییان از خود میساختند، معنا پیدا میکند. اساساً بخشی از خودآگاهی تاریخی غرب در جریان مقایسه با شرق شکل گرفته است؛ مقایسهای که در آن، دیگری گاه نه بر اساس پیچیدگیهای تاریخی و اجتماعی خود، بلکه بر پایه نیازهای فکری و سیاسی جامعهای که او را توصیف میکند، بازنمایی میشود. از این منظر، دوگانههایی چون یونان و ایران، غرب و شرق یا تمدن و بربریت، تنها یادگارهای مناقشات گذشته نیستند؛ این دوگانهها میتوانند در دورههای مختلف، در خدمت بازتعریف هویت و منافع سیاسی قرار گیرند.
با این نگاه، سخنان روبیو را نیز میتوان در چارچوب تلاش برای بازسازی هویت تمدنی غرب فهمید. هنگامی که او به تقابل تاریخی یونان و ایران ارجاع میدهد، مسئله فقط یادآوری یک رویداد باستانی نیست؛ این ارجاع میتواند به احضار روایتی تاریخی کمک کند که در آن، غرب خود را وارث تمدنی خاص و در تقابل با دیگری تعریف میکند. چنین روایتی، افزون بر بازنمایی گذشته، کارکردی در زمان حال دارد: یادآوری ریشههای مشترک ادعایی تمدن غرب و ترغیب دولتهای اروپایی به بازشناسی و احیای هویت تمدنی خود. از این حیث، سخنان روبیو را میتوان نوعی خطاب سیاسی به اروپا نیز دانست؛ خطابی که در آن، گذشته باستانی به ابزاری برای صورتبندی دوبارهٔ هویت و جایگاه غرب در جهان امروز تبدیل میشود.
در چنین تحلیلی، مسئلهٔ اصلی این نیست که روایت روبیو از جنگهای ایران و یونان تا چه اندازه با اسناد و پژوهشهای تاریخی سازگار است؛ هرچند بررسی صحت تاریخی آن در جای خود اهمیت دارد؛ مسئله این است که چرا او این روایت مشخص را برمیگزیند، کدام بخش از گذشته را برجسته میکند و این انتخاب قرار است چه تصویری از غرب و دیگری به دست دهد. همانگونه که روایت هرودوت را میتوان در نسبت با شکلگیری خودآگاهی یونانیان فهمید، ارجاع روبیو به تقابل ایران و یونان نیز میتواند بیش از آنکه چیزی دربارهٔ ایران امروز بگوید، از چگونگی بازنمایی غرب از خویشتن و نیازهای سیاسی آن پرده بردارد. ...
🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🎥 سید جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران:
راهی بسیار طولانی داریم تا بتوانیم بفهمیم سیاست چیست؟
@IranDel_Channel
💢
🔴 شب تار و سهتار در تبریز؛ شبی در آغوشِ موسیقی ایرانی
شبی در آغوش موسیقی ایرانی؛
جایی میان سکوت شب، عطر خاطرهها و نغمههای دلنشین تار و سهتار...
دعوتید به شبی سرشار از حالوهوای سنتی، نغمههای ماندگار، آوای سازهای ایرانی و لحظاتی که روح را به آرامش موسیقی پیوند میزنند.
نوازندهٔ تار و سهتار:
شاهرخ نجفی
نوازندهٔ تنبک و دف:
علیرضا ولیپور
اجرای قطعاتی از استادان غلامحسین بیگجهخانی و رضا محجوبی
زمان: پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۴۰۵ خورشیدی؛ ساعت ۱۹:۳۰
جایگاه:
تبریز؛ ولیعصر؛ خیابان تختی شرقی؛ مابین میدان تختی و میدان ابنسینا؛ نبش کوچهٔ کامیار؛ پلاک ۴۱
جهت رزرو با شمارهٔ زیر تماس حاصل فرمایید:
۰۴۱۳۳۳۰۳۳۰۶
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 ۲۸ مهرماه؛ زادروز ستارخان سردار ملّی ایران
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🔴 مقدمهای بر شرح مشکلات شاهنامه
✍️ عاطفه طیّه
کتاب «مقدمهای بر شرح مشکلات شاهنامه» به قلم و پژوهش استاد سجاد آیدنلو منتشر شد. ایشان در این اثر به بررسی ضبطها، معانی و خوانشهای گوناگون ابیاتی پرداختهاند که پیش از این محل اختلاف محققان شاهنامه بوده است.
دکتر آیدنلو برای شناسایی ابیاتی که نیازمند توضیح هستند، با اشراف علمیِ گسترده، دست به تحقیقی درازدامن زدهاند؛ سراسر شاهنامه را بهصورت مقایسهای و براساس شرحهای مختلف مطالعه کرده و ابیات بحثانگیز را استخراج نمودهاند. سپس با بررسی مقالهها و نقدهای پژوهشگران دیگر، ابیات دشواری را که از دیدهها دور مانده بوده، به فهرست خود افزودهاند. حاصل این جستوجوی دقیق، حدود ۱۵۰۰ بیت از سراسر شاهنامه بوده که نیاز به طرح و بحث داشتهاند.
آقای دکتر در راستای گرهگشایی از این ابیات، هم ضبط تمامی نسخهها و تصحیحها را آوردهاند، و هم تمامی شروح و مقالاتی را که پیشتر توسط دیگرمحققان نگاشته شده، با امانتداری و انصاف مثالزدنی نقل کردهاند. گاه نظر و دریافت تازهٔ خود را با رعایت احتیاط علمی و در نهایت فروتنی بیان کردهاند و گاه با نقل شواهد و نکتهسنجیهای بیشتر، دیدگاه دیگران را تأیید و تکمیل کردهاند. در این مسیر، کار پژوهشگران جوان و کمترشناختهشده را نیز از قلم نینداخته و از نگاه دقیق خود دور نداشتهاند. ضمناً در متن کتاب، گاه تصاویری از ضبطِ نسخههای مختلف جهت درک و دریافتِ بهترِ خواننده ارائه شده است.
در جلد نخست این مجموعه که بهتازگی توسط انتشارات دکتر محمود افشار منتشر شده است، گره از ۱۹۸ بیت دشوار شاهنامه گشوده شده و اعلام شده است که جلدهای بعدی در آینده منتشر خواهند شد.
کتاب دارای پیشگفتاری در شرح روش کار است. همچنین مقدمهای مفصل دارد و در آن، به بررسی فعالیتهای انجامشده برای حل مشکلات حماسهٔ ملی ایرانیان و تسهیل خوانش آن پرداخته شده است؛ از جمله: «فرهنگهای شاهنامه»، «ترجمهها و بازنویسیهای منثور»، «چاپها و تصحیحات»، «شرحها و توضیحات»، «مقالات و نوشتههای پژوهشی» و «پایاننامهها و رسالههای دانشجویی».
کتاب فهرست الفبایی ابیات دارد، همینطور فهرست لغات، ترکیبات، تعابیر، تصاویر و نامهای بحثشده. پس از آن نمایهٔ اشخاص، کتابها و مجلات آمده است و با فهرست منابع به پایان میرسد.
مشخصات کتاب:
مقدمهای بر شرح مشکلات شاهنامه؛ ضبطها، معانی و خوانشها، سجاد آیدنلو، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۵.
🔴 بُنمایهٔ یادداشت:
درگاه تلگرامی «بیّاض»
🔴 برای آشنایی بیشتر با کتاب معرفی شده به «اینجا» مراجعه کنید.
@IranDel_Channel
💢
🎥 آشنایی با کهنترین نسخهٔ دیوان حافظ در کتابخانهٔ ملی ایران
این نسخهٔ ارزشمند در ۲۲ شوال ۸۷۴ قمری به دست «پیرحسین کاتب» کتابت شده است؛ دیوانی به خط نستعلیق، در ۱۹۲ برگ و با هفت مجلس نگاره، تذهیب چشمنواز و جلدی آراسته؛ یادگاری از پیوند شعر حافظ و هنر کتابآرایی ایرانی.
در این ویدئو که در برگ اینستاگرامیِ «سازمان اسناد و کتابخانهٔ ملی ایران» منتشر شده است، هومن یوسفدهی، مدیرکل دفتر کتابهای خطی و نادر سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران دربارهٔ این نسخه شرح میدهد.
شمارهٔ بازیابی این نسخه: ۱۵۲۹۰-۵
@IranDel_Channel
💢
🔴 روزنامهٔ «زنگانِ امروز» شمارهٔ روز شنبه (کیوانشید) ۲۵ مهر ماه ۱۴۰۵ خورشیدی
«زنگانِ امروز» روزنامهٔ فرهنگی و اجتماعی استان زنجان
صاحب امتیاز و مدیر مسئول: مصطفی ارفعی
🔴 میتوانید PDF این شمارهٔ روزنامه را از «اینجا» دریافت کنید.
@IranDel_Channel
💢
⚫️ پیروز مجتهدزاده؛ استاد ژئوپلتیک و جغرافیای سیاسی و تاریخپژوه
زادهٔ ۲۰ بهمن ۱۳۲۴
و درگذشتهٔ ۲۴ مهر ۱۴۰۵ خورشیدی
روانشان به مینو شاد و یادشان در دلِ آنان که به ایران میاندیشند، مانا
#یادها
@IranDel_Channel
💢
🔴 ایران یکپارچه است و ثروتِ آن ملی!
✍️ جواد رنجبر درخشیلر
امروز خیلی اتفاقی سخنان رئیس اتاق بازرگانی تبریز را شنیدم که میگفت منابع مالی آذربایجان باید در خود استان مصرف شود. (نقل به مضمون)
این سخن، اگر به معنای اختصاص انحصاری ثروت به محل تولید آن باشد، مبنای قابل دفاعی در اندیشهٔ وحدت ملی ندارد. ایران یکپارچه است و استانها واحدهای تقسیمات اداری کشورند؛ نه مرزهایی برای مالکیت انحصاری بر ثروت ملی.
در ایران، منابع مالی باید مطابق قانون و بر اساس برنامهریزیهای علمی و نیازهای توسعهٔ کشور هزینه شوند. چهبسا به سود قدرت و امنیت ملی باشد که بخشی از ثروت تولیدشده در تبریز، تهران یا اصفهان در مناطق کمبرخوردارتر هزینه شود. همه ایرانیان در سرنوشت اقتصادی کشور شریکاند و نباید میان آنان مرزهای مصنوعی کشید.
دریغا که طرحهایی چون بومیگرایی، به تدریج گردش نیروی انسانی، سرمایه و تولید ثروت در ایران را محدود کردهاند و مانع بهرهمندی برابر همه ایرانیان از امکانات ملی شدهاند. استانیکردن اقتصاد نیز میتواند این روند را تشدید کند.
استانها ثروت خود را جدا از تاریخ و اقتصاد ایران به دست نیاوردهاند. اقتصاد کشور شبکهای به هم پیوسته است: از نفت خوزستان تا پستهٔ رفسنجان، خرمای بم، زعفران خراسان و محصولات صنعتی مناطق مختلف. همه ما از این شبکه بهره میبریم و رونق هر بخش میتواند به بخشهای دیگر نیز یاری برساند.
اگر قرار باشد هر استان فقط به سهم ادعایی خود بیندیشد، چه معیاری برای تعیین این سهم وجود دارد؟ آیا میتوان سهم هر منطقه را بدون در نظر گرفتن زیرساختهای مشترک، سرمایهگذاریهای ملی، نیروی انسانی ملی، آموزش رایگان، و پیوندهای تاریخی و اقتصادی ملی محاسبه کرد؟ چنین نگاهی به جای حلِّ مسائل توسعه، ممکن است اختلافهای منطقهای را تشدید کند.
افزون بر این، گسترش نگاه استانی به اقتصاد، در کنار تأکیدهای افراطی بر مرزبندیهای فرهنگی و اداری، میتواند همبستگی ملّی را تضعیف کند. باید میان ادارهٔ کارآمد استانها و محدود کردن قلمرو همبستگی اقتصادی ایرانیان تفاوت گذاشت. اولی میتواند مفید باشد؛ دومی نیازمند نقدی جدی است.
در جنگ یک سالهٔ اخیر، ایرانیان در برابر دشمن ایستادند و اهمیت همبستگی ملی را نشان دادند. حفظ این سرمایهٔ اجتماعی، مستلزم آن است که سیاستهای اقتصادی نیز در خدمتِ پیوندهای ملی باشند، نه در جهت تقویت مرزبندیهای درون کشور.
ثروت ایران، پشتوانهٔ همه ایرانیان است؛ و توسعهٔ هر استان باید در پیوند با توسعهٔ سایر استانها باشد.
🔴 بُنمایه:
درگاه تلگرامی «ملیگرایی ایرانی / شاهنامهپژوهی»
🔴 پینوشت:
البته رئیس اتاق بازرگانی تبریز، سخن دیگری هم زد و گفت اگر چنین نکنید، "رفتار ما عوض خواهد شد"! تغییر رفتار؟! فعلاً بگذریم...
@IranDel_Channel
💢
🎥 قومیت و قومگرایی در تاریخ ایران | گفتگو با احسان هوشمند
«پادکستِ هُشیوار» در این بخشِ خود، میزبانِ احسان هوشمند، جامعهشناس و پژوهشگر مطالعات قومی در ایران است تا به کالبدشکافی علمی و انتقادی مفاهیم «قوم»، «قومیت» و «قومگرایی» در بستر تاریخ و جامعهشناسی ایران بپردازد.
آیا جامعهٔ ایران در درازنای تاریخ ساختاری قومپایه داشته است یا شهرپایه؟
ریشههای تاریخی درهمتنیدگی ایرانیان کجاست و چرا سیاستهایی چون بومیگزینی دانشگاهها به انسجام ملی آسیب رساندهاند؟
در این گفتگو، بر این موضوع تمرکز شده است که چگونه فقر نظری دانشگاهها، غلبهٔ خوانشهای چپ و مارکسیستی در دهههای گذشته و جعلِ مفاهیم نامنطبق با واقعیت تاریخی ایران، به مناقشات قومی دامن زدهاند. همچنین روند تاریخی همزیستی مسالمتآمیز، ماهیت جامعهٔ شهرپایهٔ ایران از عصر ساسانی تا دوران معاصر، تنوع کمنظیر گونههای زبانی در فلات ایران و جایگاه تمدنی زبان فارسی به عنوان زبان پیونددهنده به بحث گذاشته شده است.
🔴 پوشهٔ شنیداری این گفتگو را از «اینجا» بشنوید.
🔴 میتوانید این گفتگو را در «یوتیوب» نیز «تماشا» کنید.
@IranDel_Channel
💢
🎥 برگی از خاطراتِ مهندس اکبر برقلامع فرزند زندهیاد جواد برقلامع، مدیر کارخانهٔ حولهٔ برقلامع تبریز
@IranDel_Channel
💢
🔴 سکوت دربارهٔ دستدرازی به میراثِ فرهنگی جایز نیست
✍️ احسان هوشمند
یکی از نشانههای تاریخی بودن جامعهٔ ایران وجود میراث فرهنگی بسیار غنی این کشور است که شهرت جهانی دارد. وجود صدها محوطه و سایت و مرکز باستانشناسی و کشف دهها هزار قطعه اشیای باستانی در کنار مجموعههای ارزشمندی چون تخت جمشید، نقش رستم، تخت سلیمان، تپهٔ هگمتانه، ارگ بم، بیستون، قلعهٔ بابک و ... در جایجای ایران عزیز، همگی نشانههایی از تاریخی بودن این کشور و تمدّن ایرانی است.
در سدههای اخیر با حضور باستانشناسانِ فرنگی بخشی از میراثِ غنی تاریخی و باستانی ایرانی سر از موزههای معروف جهانی یا مجموعههای شخصی در گوشهوکنار جهان درآورد و بخشی از این میراث نیز به موزههای داخلی سپرده شد. پس از ان با همتِ باستانشناسان ارجمند ایرانی بخشهای بزرگی از میراث ایرانی شناسایی و مورد مطالعه قرار گرفت. این میراث فرهنگی و تمدنی آن چنان غنی است که برای کشف ابعاد پیچیده و نهان آن همچنان باید بسیار کوشید و دهها و صدها سال و شاید بیشتر وقت لازم است تا بسیاری از جوانبِ رازهای نامکشوف این حوزه مکشوف شود و نور بیشتری بر دانش باستانشناسی کشور افکنده شود.
کمبود بودجه و نیروی انسانی و امکانات ضروری برای حفاظت این میراثِ تمدنی در جایجای ایران یکی از مصائب و دشواریهای این حوزه است. هر چند کمبود نیروی انسانی، ناچیزی استفاده از فناوریهای روز برای شناسایی و یا حفاظت از میراث باستانی و مشکلات نظارتی و قانونی هم بر این چالشها افزودهاند، ولی در کنار این چالشها، روی آوردنِ گروهی ناآگاه، سودجو و گاه سازمان یافته برای حفاری و کاوش غیرقانونی و غیرکارشناسی و در نتیجه غارت بخشی از میراث باستانی ایرانیان موجب شده تا حوزهٔ میراث با مشکلات بیشتری دستوپنجه نرم کند. در این میان گاه انتشار اخباری دال بر مشارکتِ احتمالی بخشی از مسئولان در دستدرازی به میراث فرهنگی با سوءاستفاده از موقعیت خود بر ابهامها و نگرانیها در اینباره افزوده است. در آخرین خبر هایی از این دست دربارهٔ نقش مسئولان در حفاری و گنج و دفینه، مصطفی دهپهلوان، باستانشناس و یکی از مسئولان سابق باستانشناسی کشور، هفتهٔ گذشته در مصاحبهای گفت: "گاهی دیدهایم نمایندهٔ مجلس دنبال گنج و دفینه بوده یا امام جمعه یک شهر در حفاری غیرمجاز حضور داشته است. کارشناسان بارها دربارهٔ این وضعیت هشدار دادهاند، اما صدای آنها شنیده نمیشود."
همچنین این مقام پیشین وزارت میراث فرهنگی در این مصاحبه گفت: "وقتی یک محموله در فرودگاه امام کشف شد، مشخص شد این هفدهمین محمولهای بوده که این گروه از کشور خارج کرده و کشف محموله هم ناشی از اختلاف افراد قاچاقچی با هم روی داد."
پس از سخنان مصطفی دهپهلوان یکی از روزنامهنگاران حوزهٔ کشف فساد خبر داد که یکی از نمایندگان مجلس مشارکتی در تخلف مربوط به یکی از پروندههای مربوط به میراث فرهنگی داشته است.
۱) در اینکه وزارت میراث با کمبود نیرو و فقر منابع مالی روبهرو است شکی نیست. موضوع میراث فرهنگی در دهههای گذشته علیرغم برخی اقدمات اثربخش و سازنده و مثبتی که صورت گرفته با کمبود شدید منابع مالی و نیروی انسانی و توجه دیگر قوا روبهرو است. ولی چرا میراث فرهنگی در اولویت نظام حکمرانی کشور نبوده است و برای تأمین منابع پایدار با هدف حفظ میراث تاریخی ایران زمین اقدام چشمگیری صورت نگرفته است؟ در اینباره پرسشهای دیگری هم مطرح است و دولت و مجلس و دیگر مسئولان ادارهٔ کشور باید پاسخگوی این کمکاری و کمتوجهی مُزمن باشند؛ در حالیکه که برخی نهادهای فرهنگی از بودجههایی بهرهمند هستند که برای کشور آوردهای درخور ندارد.
گذشته از این نقد اما این پرسش از مسئولان وزارت میراث فرهنگی مطرح میشود که چرا دربارهٔ سخنان آقای دهپهلوان و نیز آقای یاشار سلطانی اطلاعیهای صادر نشد و روشنگری صورت نگرفت؟ آیا سکوت وزارت میراث فرهنگی نشانهای از مثبت بودن نظرات طرح شده است یا نشانی از بیاهمیت بودن این دست از سخنان؟ آیا نباید برای اطلاعرسانی افکار عمومی و شفافسازی افکار عمومی در اینباره روشنگری صورت گیرد و با مستندات کافی و به صورت جزئی گزارش کاملی به افکار عمومی داد؟ و حتی توضیح داد که چرا نسبت به میراث فرهنگی در گذشته کممهریهایی روی داده و فرصت برای غارتگران میراث فرهنگی مهیا شده تا این میراث گرانقدر را از کشور غارت و به خارج از کشور منتقل کنند؟ میراث فرهنگی کشور امروزه با چه مخاطرات و آسیبها و مشکلاتی دست به گریبان است؟ در این روزها بیش از هر زمان دیگری میراث فرهنگی برای ملت ایران واجد اهمیت توجه و مراقبت تلقی میشود و سکوت دربارهٔ وضعیت موجود و یا چالشها یا تخلفات پیامدهای دیگری دارد که باید نسبت بدان اندیشناک بود!
🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 بیستم مهر ماه روز ملّی بزرگداشت حافظ شیرازی
ای صبا نَکهَتی از خاکِ رَهِ یار بیار
بِبَر اندوهِ دل و مژدهٔ دلدار بیار
نکتهای روحفَزا از دهنِ دوست بگو
نامهای خوش خبر از عالَمِ اسرار بیار
تا مُعَطَّر کُنَم از لطفِ نسیمِ تو مَشام
شَمِّهای از نَفَحاتِ نفسِ یار بیار
به وفایِ تو که خاکِ رَهِ آن یارِ عزیز
بیغباری که پدید آید از اغیار بیار
گَردی از رهگذرِ دوست به کوریِّ رقیب
بهرِ آسایش این دیدهٔ خونبار بیار
خامی و سادهدلی شیوهٔ جانبازان نیست
خبری از بَرِ آن دلبر عیّار بیار
شُکرِ آن را که تو در عِشرتی ای مرغِ چمن
به اسیرانِ قفس، مژدهٔ گلزار بیار
کامِ جان تلخ شد از صبر که کردم بیدوست
عشوهای زان لبِ شیرین شِکربار بیار
روزگاریست که دل چهرهٔ مقصود ندید
ساقیا آن قدحِ آینهکردار بیار
دلقِ حافظ به چه ارزد؟ به مِیاش رنگین کن
وان گَهاش مست و خراب از سَرِ بازار بیار
حافظ شیرازی
(غزل شمارهٔ ۲۴۹)
خوانش: سعید بیابانکی
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🔴 رسول خطیبی مشتی نمونهٔ خروار!
✍️ ورزشمدیا
در حالی که بهترینهای مملکت در حوزههای مختلف در خانه نشستهاند یا حتی ناچار به جلای وطن شدهاند، خوش خدمتها پشت به پشت، پُست میگیرند، بیآنکه لیاقت و کفایت داشته باشند. همین یک قلم رسول خطیبی را ببینید که چطور طی دو سال ریاستجمهوری مسعود پزشکیان، دور ایران را گشت و تپهها را یک به یک فتح کرد؛ بعد همین فرمول را تعمیم بدهید به کل شئونات کشور و ببینید چطور به اینجا رسیدهایم.
مطمئنا شغلهایی که خطیبی یکی پس از دیگری عوض میکند، ربطی به گلو جر دادنهایش در ستاد انتخاباتی پزشکیان ندارد. اصلاً کاملاً نرمال است که یک نفر، طی چند ماه مدیرعامل هر دو باشگاه خودروسازی مملکت شود و هر دو را بترکاند. الان یک نگاه به اطرافیانتان بیندازید؛ حتماً پیدا میکنید آدمهایی را که مدیرعاملی سایپا و پیکان را در رزومه داشته باشند و در ضمن، بین مریض یک پست مشاور در شمسآذر قزوین گرفته باشند و دو دوره هم مربیگری در مس رفسنجان و فجرسپاسی کرده باشند! فقط یک ذهن مریض میتواند اینها را به رییسجمهور شدن کاندیدای مورد حمایت خطیبی ارتباط بدهد. نه، نه، معلوم است که ربطی به هم ندارند!
جالب است که خطیبی پیش از پزشکیان، به عنوان مربی از پیکان اخراج شد و پس از پزشکیان، به عنوان مدیرعامل جای فرد اخراجکنندهٔ خودش را گرفت! او با وجود رزومهٔ فنی أسفبار این سالهایش، همچنان تیم میگیرد و در آخرین شاهکارش در شیراز، شش تا، شش تا میخورد. با آن پشت و پناهی که رسول دارد، بعید نیست شغل بعدیاش هم از همین حالا آماده باشد. راست میگفتی آقای خطیبی؛ قدرت دست شماهاست، چپ و راست و این جناح و آن جناح هم ندارد، بقیه که مردم باشند هم لابد عددی نیستند!
@IranDel_Channel
💢
🔴 کمک به استفاده از قابلیتهای تلگرام
لطفاً از کانالِ تلگرامی ایراندل حمایت کنید تا بتواند داستانواره (استوری) ارسال کند و از دیگر قابلیتهای کانالهای تلگرامی استفاده کند و با کمک این امکانِ نو نیز صدای ایرانخواهی باشد.
اگر حساب تلگرامِ شما "پرمیوم" هست کافیست که روی لینک زیر بزنید و بعد
Boost Channel
👇👇👇👇
/channel/IranDel_Channel?boost
لطفاً این فرسته را به گروههای مختلف تلگرامی و مخاطبان خود ارسال کنید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 خشایارشا، شاهنشاه ایران فراتر از میدان جنگ؛ از دروازهٔ ملل تا چاپارهایی که هرودوت از آنها نوشت.
روایتها همراه با بُنمایهٔ آن در ۱۰ عکسنوشته.
🔴 بُنمایه:
نوروز تیوی
@IranDel_Channel
💢
🎥 کهنترین آوای جهان، سرودی ۳۵۰۰ ساله به زبان نیاکانمان...
در مهر روز از ماه مهر، جشن مهرگان برشی از مهر یشتِ اوستا را بشنویم
ستایش ایزد مهر (میترا)
یشتِ دهم اوستا (مهریشت) - کردهٔ ۱۳
آوای طنینانداز «مهرپشت» از دل تاریخ ایرانباستان؛ نیایشی به زبان اوستایی برای ایزدِ مِهر (میترا)، پیش از طلوع خورشید.
@IranDel_Channel
💢