3677
همه عالم تن است و ایران دل ❤️ این کانال دغدغهاش، ایران است و گردانندۀ آن، یک شهروند ایرانی آذربایجانی [ بازنشر یک یادداشت، توییت، ویدئو و یا یک صوت به معنی تأیید کل محتوا و تمام مواضع صاحب آن محتوا نیست و هدف صرفاً بازتاب دادن یک نگاه و اندیشه است.]
🎥 کهنترین آوای جهان، سرودی ۳۵۰۰ ساله به زبان نیاکانمان...
در مهر روز از ماه مهر، جشن مهرگان برشی از مهر یشتِ اوستا را بشنویم
ستایش ایزد مهر (میترا)
یشتِ دهم اوستا (مهریشت) - کردهٔ ۱۳
آوای طنینانداز «مهرپشت» از دل تاریخ ایرانباستان؛ نیایشی به زبان اوستایی برای ایزدِ مِهر (میترا)، پیش از طلوع خورشید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 سفارت ایران در مکزیک برگزار میکند:
روزها و شبهای پاییز و زمستان را با شاهنامه گرم کنیم
شاید بعضی روزها و شبها، چیزی بیشتر از یک فنجان چای و یک قصهٔ قدیمی لازم داشته باشیم؛ چیزی که ما را دوباره به ریشههایمان وصل کند.
شاهنامه، اثر جاودانهٔ فردوسی، یکی از بزرگترین حماسههای منظوم جهان و یکی از مهمترین ستونهای هویت و حافظهٔ فرهنگی ایرانیان است. اما شاهنامه فقط داستان رستم و سهراب نیست؛ جهانی است از اسطوره، عشق، پهلوانی، خِرد و اندیشه.
از شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۵ خورشیدی Iran.In.Mexico">ساعت ۰۵:۳۰ بامداد به وقت ایران برابر با ساعت ۲۰ روز آدینه نهم اکتبر ۲۰۲۶ میلادی به وقت مکزیک با جواد رنجبر درخشیلر، دکترای علوم سیاسی و شاهنامهپژوه تبریزی، Iran.In.Mexico">هر هفته نیمساعت به جهانِ فردوسی سفر میکنیم.
🔴 به وقت ایران هر هفته شنبهها ساعت ۰۵:۳۰ بامداد
(آغاز دوره از شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۵ خورشیدی)
🔴 شاهنامهخوان: جواد رنجبر درخشیلر
🔴 شاهنامهخوانی به صورت Iran.In.Mexico">زنده از «Iran.In.Mexico">درگاه یوتیوبی سفارت ایران در مکزیک» پخش خواهد شد.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 واکاوی یک تضاد در کردار و گفتار گذشته و اکنونِ گروهکهای تروریستی پانکُردی در یادداشتی به قلم احسان هوشمند:
🔴 نسبتِ حقوق بشر و ترورِ مخالف
✍️ احسان هوشمند
همزمان با اعتراضات دی ماه سال گذشته و پیامدهای غمانگیر آن و نیز وقوع جنگ و حملات امریکا و اسرائیل به ایران تعدادی از جریانهای اپوزسیون ایرانی که بیشتر آنها در خارج از کشور مستقر هستند بر تکاپوها و نشستهای مشترک با دیگر جریانها و حتی رقبا و دشمنان دیروز افزوده و هر از گاهی اخباری از این نشستها و حتی گاه ائتلافها منتشر میشود. ائتلاف چند "سازمان کُردستانی" در سال گذشته یکی از این اتفاقات بود که "گروههای مسلح کُردستانی" مستقر در "اقلیم کردستان عراق" با اختلافاتِ عمیق تاریخی را گرد هم آورد، گروههایی که سابقهٔ درگیریهای خونینی با یکدیگر را نیز در کارنامه داشتند، اعلام فعالیتِ کنگرهٔ آزادی که گروهی از سازمانها و افراد با گرایش عموماً چپ را گرد هم آورد و متأسفانه تعدادی از افرادی که در گذشته صبغهٔ اصلاحطلبی یا حتی ملّی - مذهبی داشتند با این گروهها همنوایی کرده که در جُستاری جداگانه باید علل و دلایلِ چنین امری مورد بررسی قرار گیرد، شاید یکی از دلایل این همنوایی این باشد که در دورهٔ جنگ از سوی دونالد ترامپ و بعضی از رسانههای اسرائیلی فاش شد که سناریوی ناکامی برای ورود "گروههای مسلح کُردستانی" برای ورود به ایران طراحی شده بود و این سناریو احتمال دارد گروههای اپوزسیون عمدتاً چپ و مقیم در اروپا را در این رؤیا برده باشد که "سازمانهای مسلّح کردستانی یا بلوچستان" مورد توجه طرفهای خارجی هستند و "شاید هم در داخل اقبالی به انها وجود داشته باشد" و به فکر همنوایی با این سازمانهای مسلح افتادهاند.
در روزهای اخیر هم کنفرانسی با عنوان "بحران حقوق بشر در ایران: از اصول مشترک تا اقدام مشترک" در نروژ برپا شد که از جمله این رویکردها و اتفاقات اخیر است که البته بیشتر شرکتکنندگان این نوع برنامهها از نیروهای چپ و کمونیست سابق بوده و البته بخشی از آنان نیز یا در حال حاضر مسلّح هستند یا اینکه در سابقهٔ فعالیتشان جنگ چریکی و اقدمات نظامی ثبت شده است.
بنا بر اخبار انتشار یافته در نشست اسلو بیش از ۱۵ سازمانِ ریز و کوچک تا سازمانهای تجزیهطلب و مسلح شرکت داشتند و دربارهٔ "امکان همکاری و اقدام مشترک در زمینهٔ حقوق بشر" گفتگو کردند و در نهایت نمایندگان سازمانهای شرکتکننده در این نشست در مراسمی عمومی "اصول حداقلی حقوق بشر" را امضا کردند و بر ایجاد سازوکارهایی برای واکنش سریعتر و مؤثرتر به موارد جدی نقض حقوق بشر در نقاط مختلف ایران تأکید کردند. یکی از شرکتکنندگان این نشست که از مارکسیستهای باسابقهٔ ایرانی مستقر در خارج از کشور است در این نشست گفت "نیروها و سازمانهایی که با سلبِ حقِّ حیات مخالفاند، باید بتوانند با وجود اختلافات سیاسی خود در این زمینه، اقدام مشترک انجام دهند. "یکی از اعضای گروههای مسلح که شعبهٔ ایرانی سازمان پ.ک.ک است در این نشست گفت: حقوق بشر نباید صرفاً تعهدی برای حکومت آینده تلقی شود، بلکه باید معیار رفتار گروههای سیاسی در زمان حاضر و یکی از پایههای ساختِ آیندهٔ ایران باشد." وی افزود "اگر فقط از حقوق کسانی دفاع کنیم که شبیه ما فکر میکنند، هنوز از حقوق بشر دفاع نکردهایم، بلکه از گروه خودمان دفاع کردهایم". جالب است که این سازمان در همین روزهای کنفرانس در حال ترور تعدادی از شهروندانِ کُرد ایرانی غیر نظامی بود که با سازمانهای مسلح همراه نبودهاند. این در حالی است که این دست از سازمانها همواره رویکردهای حکومت در مقابل با دگراندیشان را نفی میکنند.
این نخستین باری نیست که سازمانها و گروههای سیاسی مستقر در خارج از کشور بر حقوق بشر و حقِّ اساسی حیات تأکید میکنند و بر مبنای آن به نقد و رد رویکردهای جاری توسط سیستم سیاسی مستقر میپردازند بلکه این دست سازمانها در دههٔ گذشته همواره بر حقوق بشر پرداخته و رویهٔ خود را در راستای تعمیق ارزشهای مرتبط با حقوق بشر ارزیابی کردهاند. البته در این برنامهها کارنامه حقوق بشری گذشتۀ این دست از سازمانها به ویژه سازمانهایی که سابقهٔ فعالیت مسلحانه دارند، هیچگاه مورد بررسی و ارزیابی قرار نگرفته است.
🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 کنگرهٔ جهانی فردوسی
هزارهٔ فردوسی (یا جشن هزارهٔ فردوسی)، مجموعهٔ آیینهایی بود که به مناسبت هزارمین سال میلاد فردوسی در سال ۱۳۱۳ خورشیدی در تهران، طوس و دیگر شهرهای ایران برگزار شد.
در کنگرهٔ هزارهٔ فردوسی که نخستین اجتماع بزرگ علمی در ایران بود، ۴۰ تن از ایرانشناسان برجسته از ۱۷ کشور و ۴۰ تن از دانشمندان و ادیبان ایرانی شرکت داشتند. به مدت ۵ روز از ۱۲ تا ۱۶ مهر ۱۳۱۳ سخنرانیهایی در تالار دارالفنون در تهران ایراد گردید و تعدادی از آنها در کتاب هزارهٔ فردوسی به چاپ رسید. جشن هزارهٔ فردوسی به سال ۱۳۱۳ یکی از رویدادهای مهم فرهنگی قرن، و مهمترین کنگرهٔ علمی بود که در ایران معاصر برگزار شد.
در کنگرهٔ علمی هزارهٔ فردوسی بیش از چهل تن از خاورشناسان برجسته به نمایندگی از کشورهای خود حضور یافتند و به ارائه سخنرانیها و مقالات خود پرداختند، از جمله: بهرامگور آنکلساریا (هند)، جمشید جی اونوالا (از پارسیان هند)، یوگنی برتلس (از شوروی)، سباستیان بک (آلمان)، آنتونیو پاگلیارو (ایتالیا)، ادوارد دنیسن راس (انگلستان)، جمیل صدقی زهاوی (عراق)، یان ریپکا (چکسلواکی)، روماسکویچ (شوروی)، فریدریش زاره (آلمان)، عبدالحمید عبادی (مصر)، عبدالوهاب عزام (مصر)، فرایمان (شوروی)، فهیم بیر قدارویچ (یوگسلاوی)، آرتور کریستنسن (دانمارک)، ارنست کوهنل (آلمان)، کونتنو (فرانسه)، ژرژ مار (شوروی)، هانری ماسه (فرانسه)، سید عبد الکریم حسینی(حیدرآباد دکن، هند)، ولادیمیر مینورسکی (انگلستان)، آشیکاگا آتسوجی (ژاپن)، محمد آقااوغلو (آمریکا)، جان درینکواتر (انگلستان)، ال. آ. مایر (فلسطین).
نزدیک به چهل تن از ادیبان و دانشمندان ایرانی نیز شرکتکنندگان کنگره بودند، از جمله: ادیبالسلطنهٔ سمیعی، اعتصامالملک، عباس اقبال آشتیانی، بدیعالزمان فروزانفر، احمد بهمنیار، محمدتقی بهار، ابراهیم پورداود، محمدعلی تربیت، حکیمالملک، صادق رضازاده شفق، نصرالله فلسفی، عبدالعظیم قریب، احمد کسروی، مشیرالدوله پیرنیا، مجتبی مینوی، سعید نفیسی، وحید دستگردی، جلالالدین همایی، رشید یاسمی.
اولین جلسهٔ کنگره صبح روز پنجشنبه ۱۲ مهر ماه در تالار دارالفنون تشکیل شد. محمدعلی فروغی خطابهای در تشکر از خاورشناسان و نمایندگان دولتهای خارجی شرکتکننده ایراد کرد. پس از او علیاصغر حکمت خطابهای به زبان فرانسوی ایراد کرد. سپس اعضای هیئت رئیسهٔ کنگره انتخاب شدند، و حسن اسفندیاری (محتشمالسلطنه) به عنوان رئیس کنگره انتخاب شد.
دومین جلسهٔ کنگره صبح روز جمعه ۱۳ مهر در تالار دارالفنون تشکیل شد. در این جلسه سفیران شوروی و آلمان نیز شرکت داشتند. اولین سخنران جلسه سفیر شوروی بود و اعلام داشت که دولت متبوع او مجموعهای از هدایای تاریخی را برای نگاهداری در موزهٔ ملی ایران تقدیم میدارد که شامل روگرفتی از نسخهٔ خطی شاهنامهٔ فردوسی به تاریخ ۱۳۳۳ میلادی است. پس از او فون بلوخر وزیر مختار آلمان در ایران طی سخنرانی خود سابقهٔ ممتد آشنایی ملت آلمان با شاهنامهٔ فردوسی را یادآوری کرد و اظهار داشت که اینک در جشنی که به یاد این شاعر ارجمند گرفته میشود آلمان با منتهای علاقه شرکت میکند. سپس اعلام داشت که فهرست لغات و اسامی و اعلام شاهنامه که حاوی مقایسه سه طبع معروف شاهنامه میباشد تألیف دکتر فریتز ولف از خاورشناسان آلمانی را به ملت ایران تقدیم میدارد، و نیز دیپلم دکترا در فلسفه از دانشگاه فردریک ویلهلم برلین به محمدعلی فروغی و دیپلم عضویت انجمن شرقی آلمان از جانب این انجمن را به علیاصغر حکمت و حسین علا تقدیم داشت.
پس از خاتمهٔ بیانات فون بلوخر، رئیس کنگره بیاناتی مبنی بر اظهار تشکر از سفیر شوروی و وزیر مختار آلمان و دولتهای شوروی و آلمان ایراد کرد. پس از آن فهرست سخنرانیها در میان حاضران در جلسه توزیع گردید و برنامهٔ سخنرانیهای کنگره آغاز شد.
جلسههای کنگره در روزهای بعد پی گرفته شد و هفتمین جلسه که جلسهٔ پایانی کنگره بود در روز ۱۶ مهر برگزار شد.
عکس:
شرکتکنندگان در کنگرهٔ هزارهٔ فردوسی در مقابل تالار دارالفنون، تهران.
🔴 بُنمایه:
درگاه تلگرامی «خردسرای فردوسی»
@IranDel_Channel
💢
🔴 کتاب «تاریخ اندیشهٔ سیاسی در ایران: ملاحظاتی در مبانی نظری» | سید جواد طباطبایی
● کتاب: «تاریخ اندیشهٔ سیاسی در ایران: ملاحظاتی در مبانی نظری»
نویسنده: سید جواد طباطبایی
چاپ نخست
رقعی، جلد سخت، ۳۵۴ صفحه
نشر: هرمس
● برشی از متن:
با بررسی نظامهای گفتار سیاسی در ایران دورۀ اسلامی به لحاظ نسبت هر گفتار با مبنای نظری - یعنی سه مبنای فقهی-کلامی، اندیشۀ ایرانشهری و فلسفۀ یونانی - میتوان سه نظام گفتار سیاسی را از یکدیگر تمیز داد. به تعبیر دیگر، میتوان این پرسش را مطرح کرد که نظام گفتار سیاسی بر مبنای کدامیک از سه مبنای فقهی-کلامی، اندیشۀ ایرانشهری یا فلسفی یونانی تدوین شده و گفتار سیاسی از منطق کدام یک از آن سه نظام گفتاری تبعیت میکند. هر گفتار سیاسی منسجمی، در نهایت، بر مبانی نظری تأسیس میشود و ویژگیهای گفتاری آن را دارد. به عنوان مثال، میتوان گفت که تمایز میان فلسفۀ سیاسی افلاطون و ارسطو ناشی از تمایز مبانی فلسفی آنها است، اما فلسفۀ سیاسی یونان، در مقایسه با سیاستنامههای ایرانشهری، از نظر منطقی دارای وحدتی است که آن را از سیاستنامهنویسی متمایز میکند.
● دربارهٔ کتاب:
تاریخ اندیشۀ سیاسی در ایران حاصل بازاندیشی و بسط مباحث نسخههای پیشین و فراتر از گردآوری و چینش تاریخی متون سیاسی است. این اثر کوشیده پرتوی بر منطق تحول اندیشیدن سیاسی در ایران بیفکند. طباطبایی مسئلۀ اندیشۀ سیاسی در ایران را در نسبت با مفهوم «اندیشۀ ایرانشهری» دنبال میکند؛ سنتی که به روایت او، صورتهایی از آن در دورۀ اسلامی ایران تداوم یافته و شناخت آن برای فهم بخشهایی از تاریخ اندیشۀ سیاسی ایران ضروری است. از این دیدگاه، کتاب حاضر به بررسی شماری از مهمترین متون و متفکران سیاسی دورۀ اسلامی، از جمله ابنمقفع، خواجه نظامالملک، غزالی، سعدی، عبید زاکانی و فضلالله روزبهان پرداخته و میان گونههایی چون فلسفۀ سیاسی و سیاستنامهنویسی تمایز میگذارد. اندیشۀ سیاسی در معنای دقیق، مستلزم شکلگیری مفاهیم منسجم دربارۀ قدرت و حکومت و مناسبات سیاسی است. از این جهت این کتاب بیش از آنکه خط سیری از جریانهای سیاسی ایران ارائه دهد، تلاشی است برای طرح مبانی نظری مطالعۀ آن و بازخوانی تداوم و دگرگونی سنت اندیشیدن سیاسی در ایران.
🔴 برای سفارش و خرید کتاب به «تارنما» یا «درگاه تلگرامی» نشر هرمس مراجعه کنید.
#معرفی_کتاب
@IranDel_Channel
💢
🎥 خواهران همایندِ ایرانی با نامهای "هدیه، هلنا و همتا" که زادهٔ سال ۱۳۹۹ خورشیدی هستند، چنین برای ایرانشان خواندند
@IranDel_Channel
💢
🔴 مولانا مرزگستر قلمرو زبان فارسی
(به بهانهٔ هشتم مهر روز بزرگداشت مولاناجلالالدین بلخی)
✍️ ایرج افشار
مولانا در پروردن و نگاه داشتن قدرت زبان فارسی و نشر و گسترش فکر و تمدنی که زاده و برخاسته از قلمرو اقوام هوشمند ایرانی است سهمی گرانقدر و ماندگار دارد.
فرزند بلخ نزدیک به شصت سال از زندگی را در «روم» گذرانید و هیچگاه نتوانست به زادگاه خود بازگردد. عمر او در شهر و دیاری گذشت که مردمش فرهنگی دیگر داشتند و گروههایی از باشندگان آنجای به زبانهای دیگر (یونانی و ترکی) متکلم بودند. با این وجود، مولوی که در کودکی بدان گوشه مهجور درافتاده بود به زبان فارسی- یعنی زبان پدریاش که کتاب بزرگی چون شاهنامه در آن زبان سروده شده بود و سخنوران بزرگی در بالیدن آن زبان کوشیده بودند- دو کتاب جاودانی سرود و به یادگار گذاشت.
او توانست اندیشههای انسانی بسیار گرانمایه را در آن دو کتاب بپروراند و تأثیری بگذارد که فرزندان و بالیدگان مکتبش به همان زبان فهم سخن کنند و خود نیز بدان زبان شعر بسرایند و «فارسیزبان» و «ایرانیفرهنگ» بمانند.
مولانا سخنها و اندیشههای ضمیر پرجوش و خروش را در چندین هزار بیت (مجموعۀ دو کتاب) سروده است. اما بنیادگذار مکتبی نفوذکننده در تصوف ایرانی و اسلوبی آشناییپذیر در شعر فارسی شد و پیروان بسیار و مقلّدان متعدد یافت. بیگمان نیرومندی و توانایی زبان تصوف او - یعنی زبان فارسی - موجب آن است تا اندیشههای انسانی ژرف او - که در مواردی چند به هموزنی سخنان متفکران طراز اول جهان است - ارزنده و زنده و یا به سخنی روشنتر «همیشگی» و جاودانه باشد. چگونه ممکن است چنین سخنها و اندیشههای روحنواز سروده به فارسی از میان برود؟
آتشست این بانگ نای و نیست باد
هرکه این آتش ندارد نیست باد
در غم ما روزها بیگاه شد
روزها با سوزها همراه شد
بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
گویاترم ز بلبل اما ز رشک عام
مُهرست بر دهانم و افغانم آرزوست
در مذهب عاشقان قراری دگرست
وین بادۀ ناب را خماری دگرست
هر علم که در مدرسه حاصل گردد
کاری دگرست و عشق کاری دگرست
🔴 بُنمایه:
درگاه تلگرامی «خردسرای فردوسی»
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🔴 وضعیتِ ارتش ایران تا پیش از آغاز جنگِ تحمیلی ۸ ساله
✍️ احسان هوشمند
این روزهای چهل و ششمین سالگرد آغاز حملهٔ همهجانبهٔ ارتش عراق به مام میهنِ عزیزمان ایران است.در چنین روزهایی ارتش عراق پس از چند ماه تنش و کشمکش مرزی و تعرّض به برخی از مناطق مرزی به صورت رسمی وارد جنگ تمام عیار با ایران شد و به این ترتیب جنگ تحمیل شده به ملت ایران، آغاز و تا هشت سال استمرار داشت. جنگ تلفات انسانی فراوانی بر جای گذارد و موجب شهادت دهها هزار نفر از هموطنان نظامی و غیر نظامی و زخمی شدن شمار بسیار بیشتری شد. خسارات اقتصادی زیادی هم به ایران وارد شد. البته جنگ موجب وارد شدن خسارات انسانی قابل توجه انسانی و اقتصادی به طرف عراقی هم شد. جنگ عراق علیه ایران "طولانیترین جنگ متعارف قرن بیستم" به شمار میآید که حدود نیم میلیون نفر قربانی مستقیم و بیش از یک میلیون نفر زخمی و هزاران نفر آواره بر جای گذارد. در این جنگ دولت عراق علیه ایرانیان از سلاحهای ممنوعهٔ شیمیایی و میکروبی استفاده کرد و حتی مناطق غیرنظامی از جمله شهر سردشت و مناطقی از بانه و مریوان و زرده کرمانشاهان را با سلاح شیمیایی هدف قرار داد.
تاکنون دربارهٔ جنگ هشت ساله اسناد تاریخی زیادی منتشر شده و اسناد زیادی هم تاکنون منتشر نشده است. مباحث قابل توجهی هم دربارهٔ جنگ عراق علیه ایران نیازمند بررسیهای جامع و چند وجهی بیشتری است. در همین زمینه بازبینی روند رویدادهای تاریخی میتواند به درک بهتری از شرایط ایران در زمان آغاز جنگ منجر شود.
پس از قرارداد ۱۹۷۵ یا پیمان الجزایر میان ایران و عراق و برگشتِ آرامش نسبی به مناسبات میان ایران و عراق، دولت عراق خود را در این پیمان، طرف مغموم و زیاندیده میدید و با وقوع انقلاب ۱۳۵۷ در ایران، صدام حسین در پی زدودنِ آثار این پیمان برآمد. در آن سو هم، دولت جدید بر آمده از انقلاب ۵۷ به نخستوزیری مهندس مهدی بازرگان درگیر شرایط حاد و در هم ریختگی اوضاع کشور بود. با وقوع انقلاب شرایط برای نیروهای مسلح وقت ایران یعنی ارتش و ژاندرمری با ابهام روبرو شده بود. از سویی اولین دادگاه انقلاب برای محاکمهٔ ۱۹ نفر از سران ارتش در ۲۶ بهمن ۱۳۵۷ آغاز و کلیهٔ این فرماندهان پس از جلسهٔ کوتاه محاکمه، به اعدام محکوم و حکم تعدادی از آنان در حدود نیمهشب همانروز در پشتبامِ مدرسهٔ رفاه اجرا شد. موج بازداشت، برکناری و اخراج یا بازنشستگی اُمرای ارتش در همان روزهای پس از انقلاب شدت گرفت و تا روز اول اسفندماه ۱۳۵۷ یعنی کمتر از هشت روز پس از استقرار دولت بازرگان، حدود ۱۶۰ نفر از فرماندهان و افسران ارشد ارتش در نیروهای هوایی، دریایی و زمینی بازنشسته و یا برکنار شدند و کلیه فرماندهای ژاندرمری هم برکنار شدند. شورای انقلاب هم در ۳۰ بهمن ۱۳۵۷ کلیهٔ افسران ارتش و ژاندرمری از سرتیپ به بالا را بازنشسته کرد و در چهارم اسفندماه ۱۳۵۷ اعلام شد که از ۲۲ بهمن تا این ۴ اسفند ۹۰۰ نفر از "افراد لشکری و کشوری نظام گذشته بازداشت شدهاند". در این شرایط از مجموع نیروهای سیاسی و احزاب و سازمانها یا رسانهها و افراد قدرتمندِ مسئول، کمتر کسی را میشد یافت که دربارهٔ پیامدهای منفی این تندروی، اعتراض یا انتقاد کند و شرایط حساس کشور و احتمال تجاوز عراق را مطرح کند و انذار دهد که تضعیفِ توانِ ارتش و حذف فرماندهان ارتش نه درست است و نه به صلاح کشور! مگر سرهنگ نصرالله توکلی نیشابوری نخستین رئیس ستاد ارتش پس از انقلاب که دربارهٔ روند اعدامها و حذف نیروهای ارتش هشدار داد و به سرعت توسط افراطیها و سازمان مجادهین خلق و فدائیان خلق مورد حمله قرار گرفت و در همان روزهای نخست خدمت در اواخر اسفندماه از سمت خود استعفا داد.
در این روزها همزمان یگانهای ارتش به صورت "غیرمنصفانه و هدفمند" مورد "هدف تبلیغات تضعیف کننده و اهانتآمیز "بسیاری از گروههای سیاسی و از جمله سازمانهای مسلّحی چون مجاهدین و سازمان فداییان خلق قرار داشتند. سازمان چریکهای فدایی خلق حتی پا را فراتر گذاشته و خواهان این بود که "کلیهٔ فرماندهانِ سابق ارتش باید در دادگاه خلق محاکمه شوند". همچنین در همان روزهای نخست پس از ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ سازمانهای اطلاعاتی "ارتش، ژاندرمری و شهربانی" منحل و پروندهٔ کارکنان نیروهای مسلح در اختیار نیروهایی که خود را انقلابی مینامیدند قرار گرفت. در میان این کارکنان "افرادی از گروههایی فدائیان خلق، مجاهدین خلق و تودهای"ها هم حضور داشتند و همه این گروهها یکصدا شعار انحلال ارتش را اشاعه میدادند. حملات به پادگانها و یگانهای ارتش و ژاندرمری توسط احزاب تجزیهطلب و چپ چون حزب دمکرات و دیگر گروههای مارکسیست هم موجب تشدید فشار به ارتش شده بود. پادگان مهاباد در یکم اسفند ۱۳۵۷ خلع سلاح و غارت شد. پادگان سقز مورد هجوم قرار گرفت. ...
🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید.
👇👇
@IranDel_Channel
💢
🔴 به مناسبت زادروز مولانا جلالالدین محمد بلخی، "مرکز فرهنگی و اجتماعی خانهٔ مولانا" و "دانشگاه آنلاینِ افغانستان روشن" برگزار میکنند:
"جشن زادروز مولانا؛ بهانهای برای دوباره دیدنِ جهانِ مولانا"
سخنرانان:
● عزیز احمد حنیف؛
نویسنده و استاد دانشگاه
(موضوع سخنرانی: پیوند عرفانی مولانا و اقبال لاهوری)
● جواد رنجبر درخشیلر؛
شاهنامهپژوه و دانشآموختهٔ دکتری علوم سیاسی
(موضوع سخنرانی: فرم ایرانی مثنوی معنوی)
● محمد امین فرهنگپور؛
استاد دانشگاه و پژوهشگر
(موضوع سخنرانی: پیام مولانا برای انسان امروز)
زمان:
سهشنبه ۷ مهر (میزان) ۱۴۰۵ خورشیدی مطابق با ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶ میلادی
۲۰:۳۰ به وقت کابل
۱۹:۳۰ به وقت تهران
نشست بهصورت مجازی و برخط در بستر «گوگلمیت» برگزار خواهد شد.
🔴 در روز و ساعت برگزاری نشست از «اینجا» وارد این نشست مجازی شوید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🎥 چگونه میشود ایرانی بود؟
اشاره به اثر منتسکیو به نام «نامههای ایرانی»
از درسگفتارهای منتسکیو؛
جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران
@IranDel_Channel
💢
🔴 قرمساق!
✍️ محمد ابراهیم باستانی پاریزی
وقتی شاه عباس به حدود گلپایگان رفته بود، عصر بر اسب نشست و با سوار به راه افتاد. بارانی باریدن گرفت، به باغی رفتند. در آنجا مردی را دید که در ایوان روی تشکی نشسته، سلام کرد و گفت: «سراپایِ من خیس است و از سرما میلرزم، به خاطر شاه، امشب مرا در خانۀ خود جای ده.»
مرد جواب داد: «چون نام شاه را بردی از اسب پیاده شو.» سپس نوکری را آواز داد تا از اسب و سوار همراهش پذیرایی کند. مهمان را هم به اطاقی پاکیزه برد و لباسهایش را خشک کرد و پوستینی بر دوشش انداخت و به خنده گفت: «چطور است؟» شاه جواب داد: «خیلی خوب است.»
صاحبخانه باز خندید و گفت: «البته که خوبست، قرمساق! چرا بد باشد؟» بعد گفت: «بخاری اگر روشن کنم چطور است؟» شاه گفت: «خیلی هم خوب است.» مرد باز خندید و گفت: «معلوم است که خوبست، قرمساق!» و چون مسافر گرم شد، مرد دوباره از او پرسید: «اگر بگویم برایت کباب بیارند چطور است؟» شاه گفت: «خیلی خوب است!» مرد که سرحال و شوخمزاج بود به خنده باز گفت: «البته خوبست، قرمساق!» این مکالمه همینطور دوام داشت و معلوم میشود این کلمه تحتاللفظِ صاحبخانه بوده.
شاه خُفت و فردا چون خواست بروَد، رو به میزبان کرد و ضمن تشکر گفت: «دیشب خیلی برای ما خرج کردی، بگو تا بپردازم.» صاحبخانه گفت: «لعنت بر من اگر چیزی از مهمان قبول کنم. تو اسم شاه را بُردی و من به خاطر شاه از تو پذیرایی کردم. میخواهی مرا از اجرِ خودم محروم کنی؟» شاه چیزی نگفت و رفت و اسم آن مرد را دانست که اللهوردی است.
وقتی به اردو رسید، بلافاصله غلامان را فرستاد تا صاحبخانه را بیاورند و به او بگویند که شاه او را در خواب دیده است. مرد متعجب و حیران، لباس ابریشمین پوشیده و به راه افتاد و در حیرت بود که چه گناهی کرده است که احضار شده.
اما همینکه به شاه رسید، فوراً او را شناخت و دانست که مهمان دیشب همان اوست. قبل از آنکه فرصت عذرخواهی پیدا کند، شاه گفت: «خوب قرمساق! حالت چطور است؟ اگر به تو خلعتی بدهم، خوبست یا بد؟» مرد جواب داد: «قربان، خیلی خوبست.» شاه گفت: «قرمساق، البته که خوبست!» و اضافه کرد که میخواهم خرگاهی هم بدان بیفزایم، چطور است؟ باز مرد گفت: «قربان، بسیار خوبست.» شاه گفت: «البته که خوبست، قرمساق!» و به همین طریق بالاخره خاناتِ فارس را به او بخشید، در حالی که جواب قرمساقهایش را هم داده بود! و این گویا همان اللهوردیخان است که سالها حکومت فارس را داشت و پسرش امامقلیخان فاتح جزایر خلیج فارس برای شاه عباس است.
🔴 بُنمایه:
محمد ابراهیم باستانی پاریزی، اژدهای هفتسر (راه ابریشم)، نشر نامک، چاپ اول، ویراست دوم، تهران، ۱۳۸۰، ص ۹۳، به نقل از نصرالله فلسفی، زندگانی شاه عباس اول، ج ۲، ص ۳۷۸.
🔴 از درگاه تلگرامی «دادگان»
@IranDel_Channel
💢
🔴 یادکردی از زندهیاد استاد عبدالوهّاب شهیدی؛ خوانندهٔ نامدار موسیقی ملّی ایران و نوازندهٔ بربت
تصنیفِ «آذربایجان» را با صدای زندهیاد استاد عبدالوهاب شهیدی، به بهانهٔ یکم مهرماه زادروز استاد بشنویم؛ همراه با تصاویری از تبریز دههٔ ۱۳۴۰ خورشیدی
🔴 نماهنگ را از «اینجا» ببینید و تصنیف را «اینجا» بشنوید.
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🎥 یکم مهر ماه، زادروزِ استاد محمدرضا شجریان، خسرو آوازِ ایران
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🔴 تحلیل جامع «داستان رستم و اسفندیار»
آموزگار:
جواد رنجبر درخشیلر
داستان رستم و اسفندیار مهمترین داستان شاهنامه فردوسی است و خواندن دقیق این داستان به اندازهٔ خواندن کل شاهنامه اهمیت دارد!
داستان رستم و اسفندیار نقطهٔ عطفی در داستانهای شاهنامه است و پیش از خود را خلاصه و روایت میکند!
● در کلاس ویژهٔ تحلیل جامع داستان رستم و اسفندیار ۱۰ موضوع زیر بررسی خواهد شد:
۱) خلاصهٔ داستان
۲) شخصیت اسطورهای اسفندیار و شخصیت حماسی رستم
۳) ادعاهای رستم و اسفندیار درباره گذشته
۴) نقد کتابها و مقالهها دربارهٔ این داستان
۵) رابطه حکومت و سرمایههای اجتماعی با روش تعمیم به تاریخ ایران
۶) زیباییها و حکمت در داستان
۷) روایت در این داستان و سیر تحول شخصیتها
۸) فلسفهٔ سیاسی
۹) نورسیدگی و کهنبودگی
۱۰) پایان داستان و آنچه جاودانه باقی میماند!
● یک دورهٔ ۱۰ جلسهای
یکشنبهها یک پوشهٔ صوتی در تلگرام
آغاز دوره از ۵ مهر ۱۴۰۵ خورشیدی
برای کسب اطلاعات بیشتر و برای ثبتنام در دوره به حساب زیر در تلگرام پیام دهید:
@aknaserionline
درگاه تلگرامی «ملیگرایی ایرانی / شاهنامهپژوهی»
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 بهرام بیضایی:
«شاهنامه شاید بزرگترین مبارزهای است که در طول تاریخ در این مملکت شده است.»
✍️ ایرج رضایی
این سخنِ زندهیاد بهرام بیضایی، به گمان من، یکی از دقیقترین سخنانی است که دربارهٔ شاهنامه گفته شده است. جوهر پیام شاهنامه را شاید بتوان در همین یک جمله کوتاه خلاصه کرد. البته بحث بر سر این نیست که آیا فردوسی هنگام سرودن شاهنامه دقیقاً چنین هدفی را در سر داشته است یا نه. سخن بر سر کارکرد تاریخی شاهنامه است؛ اینکه این کتاب در دورههای خطیر و سرنوشتساز، عملاً چنین نقشی در زندگی ایرانیان ایفا کرده است.
بدین قرار، اقبال دوبارهٔ ایرانیان به شاهنامه در روزگار ما شایستهٔ تأمل است. آنان شاهنامه را فقط یک منظومهٔ کوهپیکر و شاهکاری ادبی در زبان فارسی نمیبینند؛ بلکه گویی در آن پناهگاهی مییابند برای بازاندیشیدن در هویت، ملیت و ارزشهای فرهنگی و اخلاقی خویش. شاهنامه متنی است که میتوان به جهان آن پناه برد، داستانهایش را از نو خواند و بازآفرید و حول محور مشترکی که نامش «ایران» است، دوباره گرد آمد.
از این منظر، شاهنامه کتابی برای ملتسازی است؛ نه به معنای ساختن ملتی بر پایهٔ نفی دیگری، بلکه به معنای یادآوری عناصر مشترکی که میتواند مردمانی متکثر را گرد یک حافظه و یک افق مشترک جمع کند. اینجاست که بازگشت به شاهنامه، لزوماً بازگشت به گذشته نیست؛ میتواند بازگشت به برخی از ارزشهایی باشد که برای ساختن آینده نیز به کار میآیند: خِرَد، داد، دهش، مهر، شادی، آزادگی و پرهیز از خشونت و کاهلی و یأس.
شاهنامه نه با دین سر ستیز دارد و نه با جهان جدید. ایرانیان در طول تاریخ نشان دادهاند که میتوانند میراثهای گوناگون را در فرهنگ خود جذب و دگرگون کنند؛ چنانکه اسلام نیز در این سرزمین با هنر، ادب، فلسفه و عرفان ایرانی صورتی متفاوت و متمایز یافته است. بنابراین بازگشت به شاهنامه را نباید لزوماً بازگشت به گذشته یا رویارویی با جهان جدید دانست. شاید برعکس، بتوان از آن برای آشتی دادن ریشههای فرهنگی با افق آینده بهره گرفت.
اکنون اگر پرفروش شدن شاهنامه را، در کنار همهٔ علل احتمالی آن، نشانهای از بازگشت توجه ایرانیان به این کتاب بدانیم، شاید بهتر باشد پیش از آنکه این پدیده را فقط علامت اضطراب سیاسی بپنداریم، از خود بپرسیم شاهنامه چه چیزی دارد که هنوز در روزگار عسرت میتواند مردم را به سوی خود بخواند. شاید پاسخ را بتوان در همان سخن بیضایی یافت. شاهنامه یک مبارزه است؛ اما مبارزهای نه برای نفرت، نه برای ویرانی و نه برای تسلیم شدن به یأس؛ بلکه مبارزهای برای اینکه خرد را به جای خشم بنشانیم، داد را به جای بیداد، مهر را به جای کین، و امید و شادی را به جای اندوه و نومیدی. از همین روست که هنوز در سختترین روزگاران میتوان به شاهنامه پناه بُرد.
🔴 بُنمایه:
از درگاه تلگرامی «از زبانِ ذرّه»
@IranDel_Channel
💢
🔴 مهر روز از ماه مهر، جشن بزرگِ مهرگان فرخنده و همایون باد
مهرگان از مهمترین جشنهای کهن ایرانیان در کنار نوروز و سده است، که در آغاز پاییز یعنی در آغاز نیمهٔ دوم سال برگزار میشده. به یک روایت، این جشن در روز مهر از ماه مهر (در گاهشماری کهن ایرانی، روز شانزدهم هر ماه را «مهر» مینامیدند) بوده و شاید تا رامروز (نام روز بیستویکم ماه) از مهرماه، که «مهرگان بزرگ» نام داشته، ادامه مییافته. اما به روایتی دیگر، جشن مهرگان در یکم مهرماه برگزار میشده که این هر دو روایت در شاهنامه نمودار است.
در شاهنامهٔ فردوسی، مهرگان در آغاز مهر، به فرخندگیِ تاجگذاریِ فریدون و پایان بیداد ضحّاکی، بنیاد نهاده میشود:
فریدون چو شد بر جهان کامگار
ندانست جز خویشتن شهریار
به رسم کیان گاهوتختِ مهی
بیاراست با تاجِ شاهنشهی
به روز خجسته سر مهرماه
به سر برنهاد آن کیانیکلاه
زمانه بیاندوه گشت از بدی
گرفتند هر کس رهِ بخردی
دل از داوریها بپرداختند
بِدآیین یکی جشنِ نو ساختند
نشستند فرزانگان شادکام
گرفتند هر یک ز یاقوت جام
میِ روشن و چهرهی شاه نو
جهان نو ز داد و سرِ ماهِ نو
بفرمود تا آتش افروختند
همه عنبر و زعفران سوختند
پرستیدن مهرگان دین اوست
تنآسانی و خوردن آیین اوست
اگر یادگارست ازو ماه و مهر
بکوش و به رنج ایچ منمای چهر
[بهآیین: پسندیده و نیکو]
[منظور از «پرستیدن مهرگان» میتواند گرامی داشتن جشن مهرگان باشد. همچنین باید دقت داشت که در مصراع بعدی، «تنآسانی» به معنی آسودگی است و این آسایش و شادخواری را باید مثبت برداشت کرد.]
همچنین، برای تاجگذاری لهراسب، همین جشن مهرگان به یادکرد از تاجگذاری فریدون انتخاب میشود اما این بار شاهنامه به روز مهر از ماه مهر نظر دارد:
گزیدش یکی روزِ فرخندهتر
کجا برنهد تاجِ شاهی به سر
چنانچون فریدونِ فرخنژاد،
برینمهرگان تاج بر سر نهاد،
بدین مهرماهِ گزین، روزِ مهر
کزآن راستی رفت مهرِ سپهر،
بیاراست ایوانِ کیخسروی
برافروخت ایوان بدو از نوی
(گردآوری متن: علیمحمد پرورش)
@IranDel_Channel
💢
🔴 چهاردهم مهر ماه، روز ملّی تهران، پایتخت ایران
تهران در زمان تاجگذاری آقامحمدخان و بنیانگذاری دودمانِ قاجار در سال ۱۱۶۵ خورشیدی به پایتختی کشور ایران انتخاب شد.
پس از صدور فرمان مشروطه و سپس تشکیل مجلس شورای ملی، در اصل چهارمِ متممِ قانون اساسی مشروطه به طور رسمی و قانونی قید شد که:
"پایتخت ایران، طهران است."
متمم قانون اساسی مشروطه در تاریخِ چهاردهم مهر ماه ۱۲۸۶ خورشیدی به امضای محمدعلیشاه قاجار رسید و بدین بهانه در سال ۱۳۹۵ خورشیدی، شورای شهر تهران روز چهاردهم مهرماه را "روز تهران" نامگذاری کرد.
🔴 یادداشت «تهران، یگانهٔ ایرانشهر» را از «اینجا» بخوانید.
#مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🎥 اگر گاه میبینیم یک واژه در یکی از زبانهای ایرانی دورهٔ نو، مثل خانوادهٔ زبانِ بلوچی، زبان گورانی، زبان کرمانجی و ... بسیار شبیه به واژهای در زبانِ اوستایی یا زبانِ فارسی باستان است، معنایش چیست؟
اگر امروزه یک زبان، برخی ویژگیهای کُهن را حفظ کرده باشد، معنایش چیست؟
محمد بیانی، دکترای ادبیات حماسی و پژوهشگر زبانهای باستانی پاسخ میدهد
@IranDel_Channel
💢
🎥 بانوی ایراننوازِ تبریزی
(بازار تاریخی تبریز)
@IranDel_Channel
💢
🎙 «سرو خرامان» | علیرضا قربانی
دزدیده چون جان میروی
اندر میان جانِ من
سروِ خرامانِ منی
ای رونقِ بُستان من...
«سرو خرامان»
خواننده: علیرضا قربانی
شعر: مولانا جلالالدین بلخی
ملودی کلام: اقتباس از اثر ابراهیم شریفزاده
بازآفرینی و تنظیم: حسام ناصری، جوشکن کارادمیر
🔴 از «اینجا» بشنوید.
#موسیقی
@IranDel_Channel
💢
🎥 فُرمِ ایرانی مثنوی معنوی | جواد رنجبر درخشیلر
● جواد رنجبر درخشیلر:
- مولانا شاعری ایرانی است.
- مولانا در قونیه مؤثر بود و نه متأثّر.
- عرفان امری فردی و انتزاعیست. تجربهٔ عرفانی و فهم عرفانی با فُرم منتقل میشود.
- عرفان امری جهانی است ولی فُرم بیان آن، محلی و ملّی است.
عرفانِ مولانا جهانیست، ولی فُرمِ آن کاملاً ایرانی است.
- برای شناخت مولانا، باید ریشههای فرهنگی او را در ایران بشناسیم.
🔴 سخنرانی در نشست مجازی و برخط به بهانهٔ روز بزرگداشت مولانا جلالالدین بلخی
سهشنبه ۷ مهر ۱۴۰۵ خورشیدی
@IranDel_Channel
💢
🔴 کوتاه در مورد سرگذشت واژگانِ «آتشنشان» و «آتشنشانی»
● آتشنشانی: (از آتش و نشاندن) فرونشاندن آتش - دایرهایست از شهرداری که در هنگامِ آتش گرفتن محل به فرونشاندن آن میپردازد. پیشتر آن را «اطفائیه» مینامیدند.
● آتشنشان: کسی است که برای فرونشاندن آتش گماشته شده است. (مأمورِ اطفائیه)
«آتشنشان» و «آتشنشانی» مصوّب فرهنگستان ایران (۱۳۱۴ - ۱۳۲۰) در برابر «مأمورِ اطفائیه» و «اطفائیه» هستند. این دو واژه هم، مانند شماری از مصوبات آن فرهنگستان، نوساخته نبودند، بلکه با زِبَردستی از دلِ متونِ کُهن بازیابی شده بودند، مانندِ نمونههای زیر:
آتشِ بیداد بنشانْد آتشِ شمشیرِ او
آتشی دیدی تو هرگز کو بُوَد «آتشنشان»؟
(دیوانِ قطران تبریزی، قرن پنجم)
و
آتشِ لاله چرا افروخت آبِ چشمِ ابر؟
آب را گر خاصیّت «آتشنشانی» آمدهست
(دیوانِ سید حسن غزنوی، قرن ششم)
🔴 بُنمایه:
برگِ اینستاگرامی «چشم و چراغ»
@IranDel_Channel
💢
🎥 جواد طباطبایی، فیلسوف سیاسی ایران:
آن ملّتی سقوط نمیکند که نظریه سقوط دارد
منتسکیو این را به اروپا نشان داد که دربارهٔ همه مسایل میتوان با خردورزی بحث کرد و از آن سقوطها (رم) درس گرفت.
این بحث در تمدنهایی مثل ما فهمیده نشد، هربار هم که خصوصاً در دهه ۳٠-۴٠ فکر میکردند که غرب سقوط میکند اما سقوط نمیکرد به این علت بود که آنها نظریهٔ سقوط دارند ولی ما نداریم. آن ملتی سقوط میکند که نظریهٔ سقوط نداشته باشد نه آن ملتی که نظریهٔ سقوط دارد.
@IranDel_Channel
💢
👆🏾👆🏾
🔴 آغاز دورهٔ تحلیل جامع «داستان رستم و اسفندیار» از امروز یکشنبه ۵ مهر، ساعت ۱۸
آموزگار:
جواد رنجبر درخشیلر
@IranDel_Channel
💢
🔴 «دانشنامهٔ مصوّر شاهنامه» منتشر شد
«دانشنامهٔ مصوّر شاهنامه» با رویکردی تازه به روایت و معرفی شاهنامه فردوسی منتشر شد؛ اثری که متن کامل داستانهای شاهنامه را در کنار تصاویر، اطلاعات پژوهشی و مطالبی دربارهٔ فردوسی، شاهنامه و میراث فرهنگی و هنری مرتبط با آن در اختیار مخاطبان قرار میدهد.
به گزارش باشگاه شاهنامه پژوهان «دانشنامهٔ مصور شاهنامه» تلاشی است برای ارائهٔ شاهنامه به مخاطب امروز در قالبی متفاوت و با بهرهگیری همزمان از متن، تصویر و اطلاعات تکمیلی. این اثر، داستانهای شاهنامه را به نثری روان روایت میکند و در کنار روایت اصلی، اطلاعاتی دربارهٔ داستانها، شخصیتها، فردوسی و جایگاه شاهنامه در فرهنگ و هنر ایران ارائه میدهد.
از ویژگیهای برجستهٔ این کتاب، حضور گستردهٔ تصاویر در کنار متن است. حدود ۹۰۰ تصویر در این اثر به کار رفته که مجموعهای از اشیای موزهای، نگارهها، آثار هنری و بناهای باستانی را شامل میشود. این تصاویر با هدف تکمیل روایت و ایجاد ارتباط میان داستانهای شاهنامه و جلوههای گوناگون فرهنگ و هنر ایران انتخاب شدهاند.
متن کتاب بر پایهٔ آخرین تحقیقات و ویرایش دوم تصحیح شاهنامه به کوشش دکتر جلال خالقیمطلق آماده شده است. همچنین در تدوین و تنظیم مطالب، از شیوههای نوین ارائهٔ اطلاعات استفاده شده تا مخاطب علاوه بر دنبال کردن داستانها، بتواند با پیشینه، مفاهیم و گسترهٔ تأثیرگذاری شاهنامه نیز آشنا شود.
«دانشنامهٔ مصور شاهنامه» تنها به بازگویی داستانهای فردوسی محدود نمیشود، بلکه تلاش دارد تصویری گستردهتر از جهان شاهنامه ارائه کند؛ از ریشهها و زمینههای شکلگیری این اثر گرفته تا بازتاب آن در هنر، ادبیات و میراث فرهنگی ایران. از این منظر، کتاب میتواند برای مخاطبان علاقهمند به ادبیات فارسی، تاریخ و فرهنگ ایران و همچنین کسانی که میخواهند آشنایی خود را با شاهنامه آغاز کنند، منبعی قابل استفاده باشد.
این اثر همچنین با پیشگفتارهایی از دکتر سجاد آیدنلو، دکتر محمود امیدسالار و دکتر شروین فریدنژاد همراه است. این پژوهشگران در پیشگفتارهای خود بر اهمیت مطالعهٔ این اثر تأکید کرده و آن را به علاقهمندان فرهنگ ایران توصیه کردهاند.
ترکیب روایت روان، پشتوانه پژوهشی و مجموعهای گسترده از تصاویر، «دانشنامهٔ مصور شاهنامه» را در قالب اثری میان ادبیات، پژوهش و فرهنگ تصویری قرار میدهد؛ کتابی که میکوشد شاهنامه فردوسی را با زبانی امروزی و در پیوند با میراث مادی و هنری ایران به مخاطبان معرفی کند.
انتشار این دانشنامه را میتوان گامی در جهت معرفی گستردهتر شاهنامه به نسل امروز دانست؛ اثری که با تکیه بر متن این حماسه بزرگ و بهرهگیری از ظرفیتهای تصویر و شیوههای نوین ارائه اطلاعات، دریچهای تازه برای شناخت یکی از مهمترین آثار ادبی و فرهنگی ایران میگشاید.
🔴 شرح بیشتر را از «اینجا» بخوانید.
🔴 کتاب را میتوان از انتشارات سایان سفارش داد.
🔴 تصاویر کتاب را از «اینجا» ببینید.
#معرفی_کتاب
@IranDel_Channel
💢
🎥 دریای کاسپی (Caspian Sea) ارثِ پدری ماست
کارزار «درخواست احیای نام تاریخی دریای کاسپی (Caspian Sea)»:
ما امضاکنندگان این کارزار، با توجه به اهمیتِ نامهای تاریخی و فرهنگی سرزمینِ ایران و ضرورتِ صیانت از میراثِ تاریخی و هویت ملی، درخواست داریم موضوع احیای نام تاریخی «دریای کاسپی (Caspian Sea)» بهصورت رسمی بررسی شود.
🔴 برای مطالعهٔ متنِ کارزار و امضای آن، با فیلترشکن خاموش به «اینجا» مراجعه کنید.
#اطلاع_رسانی
@IranDel_Channel
💢
🔴 یکم مهرماه، زادروز حسین منزوی زنجانی (۱۳۲۵-۱۳۸۳)
حسین منزوی از غزلسرایان نامدار و جریانساز معاصر است که جانی تازه در کالبد این قالب دمید. منزوی به شعر نیمایی سپید نیز پرداخته، اما در قیاس با سرودههایش در قالبهای کهن، چندان برجسته به نظر نمیرسند. آثاری نیز به زبان ترکی از او منتشر شده است.
زبان شعر منزوی فاخر، سخته و امروزین است، به گونهای که با زبان شاعران نوگرای همروزگارش پهلو میزند. او در کاربرد وزن نیز دست به نوآوریهایی زد که از ویژگیهای برجستۀ شعرش به شمار میرود. منزوی در سرودههایش که اغلب درونمایهای تغزّلی، و گهگاه اجتماعی و انتقادی، دارند، تصویرهایی تازه و خوشپرداخت به کار برده است و از این نظر میتوان غزل او را دارای جایگاهی بلند در شعر معاصر دانست. سرودههای منزوی سرشار از تجربۀ زیسته، صدق عاطفی و جوشش صمیمانهای است که زبان و بیان او را رسا، جاندار و پرتپش کرده است، از این رو، سرودهها و بیتهایی از او بخت آن را یافته است که بر زبان خوانندگان شعر فارسی جاری شود.
#یادها | #مناسبتها
@IranDel_Channel
💢
🔴 جهالت و خیانتِ بزرگ به زبانِ فارسی و میراثِ ملّی ایران
✍️ حمید احمدی؛ استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
از حدود یک دهه پیش حرکتِ مشکوکی در برخی نشریاتِ دانشگاهی به بهانهٔ کسبِ امتیاز بینالمللی (اسکوپوس و… ) شروع شده که بر اساسِ آن نویسندگانِ مقالاتِ فارسی این نشریات میبایستی کتابها و مقالاتِ فارسی خود را نه به زبان و حروفِ فارسی، بلکه به حروف و زبان انگلیسی ارجاع بدهند.
بدین ترتیب در مقالاتِ این نشریاتِ فارسیزبان حتی یک منبع به زبان و خطِّ فارسی وجود ندارد و عنوانِ بیشتر منابع که در اصل فارسی بوده و میباشند به انگلیسی ترجمه و معرفی شده است.
این شیوه که به هیچوجه جنبهٔ علمی ندارد و از سویِ هیچ مرجعِ علمی جهانی هم توصیه نشده و هیچ کشوری نیز از آن پیروی نمیکند، چند پیامد اساسی برای ایران دارد:
۱) خیانت به زبان فارسی و میراثِ ملّی ایران و جهانِ ایرانی است.
۲) یک جعلِ علمی است، چون چنین منبعی به انگلیسی نوشته نشده، بلکه در اصل فارسی است.
۳) باعث گمنامیِ نویسندگانِ فارسیزبان و منابعِ موجودِ زبان فارسی میشود.
۴) باعث افولِ جایگاه زبانِ فارسی در داخل و خارج میشود، چون گمنام شدن منبع فارسی و معرفی آن به انگلیسی، انگیزهای برای دیگران برای آموزشِ زبانِ فارسی ایجاد نمیکند.
۵) در نهایت در آینده باعثِ اتهامِ جعل و دزدی علمی از سویِ مراجع علمی جهانی به ایران و نشریاتِ ایرانی برای منبعسازی جعلی میشود.
گرچه من در همان سالها از طریقِ یکی از اساتیدِ ذیربط نامهای به وزارت علوم نوشتم و این کار خطا و غیر علمی را گوشزد کردم، تأثیری بجای نگذاشت و وزارت علوم و بیشتر دانشگاهها و از جمله دانشگاه تهران در نشریاتِ خود نویسندگان را به پیروی از این شیوهٔ ارجاعدهیِ غیرعلمی و مشکوک مجبور کردهاند. جالب اینجاست که هیچ مدرکِ مستندی نیز برای توجیه این اقدامِ جاهلانه و خیانتبار از سویِ طرفدارانِ آن ارائه نشده است.
من که خود مقالاتِ زیادی به زبان انگلیسی در نشریاتِ معتبرِ بینالمللی نوشتهام و برخی از کتابهایم به زبانهای دیگر نیز ترجمه شدهاند، در جستجو در نشریاتِ بسیاری از کشورها به چنین پدیدهای برنخوردم. نشریاتِ آنها در مقالاتِ خود به زبانِ بومی (فرانسه، آلمانی، عربی، هندی، ترکی و اسپانیولی و …) به هیچوجه عنوانِ منابع موجود خود را با ترجمهٔ انگلیسیِ جعلی آن ارجاع نمیدهند.
حیران ماندهایم که این اقدامِ جاهلانه و خائنانه در نشریاتِ فارسیزبانِ دانشگاهی ایران از کجا سرچشمه میگیرد؟ چه کسانی مسئول این فاجعهٔ بزرگ برای زبان فارسی، فرهنگِ ایرانی و میراث ملّی ما هستند؟ وقت آن نرسیده است که مقاماتِ مسئولِ بخشِ نشریاتِ وزارتِ علوم و ارشاد به خود آیند و جلوی این فاجعه را بگیرند؟
@IranDel_Channel
💢
🔴 ضرورت آموزش حضوری دانشگاهها و مدارس
✍️ احسان هوشمند
نهاد آموزش و پرورش عمومی و آموزش عالی از مهمترین و پایهایترین نهادهای هر کشوری در سدهٔ معاصر است. بهگونهای که میتوان ادعا کرد سازمانیابی آیندهٔ کشورها و جوامع از رهگذر آموزش عمومی و آموزش عالی تعین مییابد. جامعهپذیری نسل نو برای برعهدهگرفتن نقشهای اجتماعی و تعمیق ارزشهای هویتی و نگرش ملی از مهمترین کارکردهای آموزش عمومی و آموزش عالی و البته تسریع حرکت کشور در مسیر توسعه علمی و فناوری نیز از دیگر کارکردهای آموزش عالی است.
در سالهای گذشته و بهویژه پس از شیوع ویروس کرونا و تعطیلی مراکز آموزشی کشور گسستگی نسبی در فرایند آموزش کشور ایجاد شد و تکیه به آموزش مجازی موجب شد ضربات سختی بر پیکر آموزش در کشور وارد شود. این در حالی است که در بسیاری از کلانشهرها و دیگر مناطق کشور وقوع پدیدههایی مانند آلودگی هوا یا مشکلات مربوط به تأمین انرژی هم در سالهای گذشته موجب تعطیلی مدارس و دانشگاهها شده است. چنین تجربهای در دیگر کشورها یعنی تعطیلی طولانیمدت مدارس و دانشگاهها فقط در شرایط بسیار بحرانی و وقوع جنگ داخلی یا اشغال کشور یا قحطی و مانند آن روی میدهد و بهصورت یک رویداد عادی و مکرر نمایان نمیشود. اما متأسفانه به دلایلی در سالهای گذشته دانشگاهها و مدارس کشور بارها تعطیل شدند و فرایند آموزش به نسل جدید در دانشگاهها و مدارس دچار اختلال شده است.
همزمان با آغاز سال تحصیلی جدید مسئولان آموزش و پرورش و آموزش عالی بارها بر حضوریشدن آموزش در سال جاری تأکید کردهاند و حتی وزیر آموزش و پرورش تأکید کرده است که در سال پیشرو مدارس آخرین نهادی است که در صورت نیاز تعطیل میشوند. با وجود این تأکیدات برخی نشانهها حاکی از تردید نظام آموزشی کشور از حضوریکردن آموزش عمومی و عالی است. برای نمونه در حالیکه قرار بود در بسیاری از دانشگاهها آموزش حضوری از شنبه ۲۸ شهریورماه آغاز شود، اما بخش بزرگی از دانشگاههای کشور یا میشود گفت تقریباً تمام دانشگاهها، آغاز سال تحصیلی را بهصورت مجازی آغاز کردهاند و حضوریشدن دانشگاه را به هفتهٔ آینده یعنی چهارم مهر و حتی در برخی دانشگاهها به هفتههای بعد یعنی ۱۱ مهر یا ۱۷ مهر یا حتی ۲۵ مهرماه موکول کردهاند. مشخص نیست آیا در زمانهای اعلامشده هم لزوما آموزش بهصورت حضوری برگزار شود.
🔴 یادداشت احسان هوشمند را در «رسانهٔ شرق» بخوانید.
@IranDel_Channel
💢
🔴 آشفتهگوییهای «رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی» در روز ملّی شعر و ادب فارسی در تبریز!
غلامعلی حداد عادل: «بنیاد زبان و ادب تُرکی در تبریز تاسیس میشود».