irannhk | Unsorted

Telegram-канал irannhk - دروازه آفتاب

485

یک پست در 4 الی 7 روز دارای مشکل اینترنت من باستان شناس هستم نویسنده هستم ارتباط با ادمین @Ben_Nihon تاریخ تاسیس کانال:11 دسامبر 2015

Subscribe to a channel

دروازه آفتاب

@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

خبر فوت پرنس کاتسورا در تلویزیون سنگاپور 2014
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

ویلای امپراتوری کاتسورا
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

پرنس توشیهیتو
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

مارکوپولو و نیهون 2
روایتی از تهاجم مغول
(قدیمی ترین روایت اروپایی از نیهون)
ادامه روایت: «اینک من در باب آنکه چه بر سر افرادی که با ناوگان رفتند و همچینن افرادی که در جزیره ماندند می گویم. ببینید، کسانی که در جزیره ماندند همانطور که گفتم 30 هزار تن بودند خودشان را مردان مرده یافتند زیرا هیچ راه ممکنی برای گریز نداشتند، و وقتی که شاه (اینجا منظور نایب الحکومت شگون است) جزیره کبیر خبر نجات یافتن بخشی از نیروی تهاجمی در آن جزیره و بخشی دیگر پخش شده و ترسیده را شنید شاد شده و تمام کشتی های کشورش را جمع آوری کرده و قوایش را به دورتادور جزیره فرستاد پس وقتی تاتار ها دیدند ایشان رسیدند و دیدند نیروها پیاده شده بدون آنکه هیچ محافظی برای کشتی ها گذاشته باشند، یک مرد عمل در همچین شرایطی بی فعل نمی ماند، این خرد را دارند که پرواز کنند، حالا... مرکز جزیره بسیار بلند بود از این رو علی رغم آنکه دشمن با عجله از یک جاده دنبالشان بود ایشان از طریق {جاده} دیگر دورشان می زدند از این طریق توانستند خودشان را به کشتی ها رسانده و سوارشان شوند، این کار را چنان ساده کردند که هیچ برخوردی انجام نشد. همینکه سوار شدند راهی جزیره کبیر گشتند و آنجا پیاده شدند درحالی که علامات و نشان های شاه جزیره را داشتند و اینگونه راهی پایتخت شدند (کاملا از متن بر می آید منظور مرکز ایالت است نه پایتخت نیهون) محافظین شهر وقتی درفش های خود را دیدند پیش می آنید به هیچ مشکلی مشکوک نشدند و اندیشیدند قوایشان بازگشته اند و اجازه ورود دادند. همینکه تاتار ها وارد شدند تمام استحکامات را تصرف کرده و همه بجز زنان زیبا را کشتند که این ها را برای خودشان نگاه داشتند از این طریق بود که افراد خان بزرگ در شهر مستقر شدند. وقتی شاه جزیره کبیر و ارتشش دانستند شهر ازدست رفته است به شدت محزون گشتند هرچند سوار ناوگانی شدند که پیشتر ارسال نشده بودند و شاه تمام قوایش را راهی محاصره شهر کرد و چنان سخت نگاهش داشتند نه کسی خارج و نه کسی وارد می شد. آن هایی که داخل بودند موقعیت خود را برای هفت ماه نگاه داشتند و به هر طریق تلاش کردند پیغام خود را به خان بزرگ برسانند اما تمامش بیهوده بود، آن ها هرگز نتوانستند اطلاعات را برایش بفرستند. پس وقتی دیدند دیگر نمی توانند بیشتر مقاومت کنند تسلیم شدند به این شرط که جانشان بخشیده شود اما هرگز نخواهند توانست جزیره را ترک گویند و این به تاریخ سرور همه ما 1279 رخ داد. خان بزرگ فرمان داد بارونی که با چنان بی شرفی گریخت سرش را ازدست بدهد پس از آن فرماند داد آن دیگری که در جزیره رها شد بمیرد زیرا همچون سربازی نیکو عمل نکرد. اوه یک چیز شگفت را باید به شما بگویم که فراموش کردم که در این تهاجم رخ داد، ببینید، در آغاز رویدادها وقتی افراد خان در جزیره کبیر پیاده شدند و چنانکه گفتم ولایت را اشغال کردند به برجی یورش بردند که به یکی از ساکنان جزیره تعلق داشت که قبول نکرد تسلیم شود پس آنان سر تمام محافظین را بریدند بجز هشت تن، بر این هشت تن هرچه کردند نتوانستند هیچ زخمی ایجاد کنند، این بخاطر کیفیت سنگی بود که در زرهشان بین پوست و گوشت با چنان مهارتی به کار برده بودند که هیچ از بیرون معلوم نبود و تاثیر این سنگ ها چنان بود که کسی که می پوشیدشان توسط فولاد هیچ صدمه نمی دید پس وقتی بارون این را فهمید دستور داد با گرز آنقدر بزنند که بمیرند و پس از مرگ سنگ را از تنشان بیرون آورند و بسیار خوش بدارند» هیچ کدام از روایات این بخش (بخش 2) در روایات نیهونی وجود ندارد (آخرین نکته به شکل خنده داری غیر واقعیست) راستی روایت بر عهده مارکوپولو می باشد.
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

ارگ کوماموتو
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

مارکوپولو و نیهون 1
همراه روایتی از تهاجم مغول
(قدیمی ترین روایت اروپایی از نیهون)
روایت «چیپانگو جزیره ایست در دریاهای دور که 1500 مایل از قاره دور می باشد که واقعا جزیره بزرگیست، مردم سفید، متمدن و خوش مشرب هستند. شمایل پرست بوده و به هیچکس وابسته نیستند و من می توانم به شما بگویم کمیت طلای ایشان بی پایان است که در جزیره خودشان یافت می شود و شاه (امپراتور منظور است) باید اجازه صدور آن را بدهد. بعلاوه مردم اندکی به دیدن جزیره می روند زیرا از سرزمین اصلی بسیار دور است از این رو فرای هر واحدی طلا در آنجا ذخیره شده است. من یک چیز شگفت انگیز در باب کاخ یک ارباب در آنجا به شما می گویم، باید بدانید کاخ بزرگی دارد که کاملا با طلای اعلا مسقف شده است همانطور که کلیساهایمان با سرب تزیین شده اند! آنقدر زیاد است{این طلا} که اندازه گیریش بسیار دشوار می باشد. بعلاوه تمام پرداختی های کاخ و کف اتاق هایش کاملا از ورقات طلا هستند مانند تخته های سنگ که دو بند انگشت ضخامت دارند و پنجره ها نیز از طلا هستند، درواقع میزان غنایت این کاخ فرای هر دیده و باوریست، البته آنان مروارید وافر به رنگ رز اما بسیار گرد و زیبا چون سفید ها نیز دارند. در این قلمرو بعضی دفن می شوند و بعضی را می سوزانند، وقتی کسی را می سوزانند یکی از این مروارید ها را در دهانش می گذارند، رسمشان اینطوری است، البته کمیتی بسیار از دیگر سنگ های زینتی نیز دارند. خان بزرگ قوبیلای (عمر: 1215 تا 1294) که اینک حاکم است، وقتی میزان ثروت این جزیره را شنید طرح تصرفش را ریخت، برای این هدف دو تن از بارون هایش را با ناوگانی بزرگ و نیروی بزرگ از اسب سواران و پیادگان راهی کرد، این بارون ها افرادی با عرضه و شجاع بودند، یکی آباقان نام داشته و دیگری ساینچین و آنان دسته را به بندر های زِیتان و کینسِی بردند و به دریا کشاندند و آنقدر بادبان افراشتند که به جزیره که گفته شد رسیدند، آنگاه پیاده شدند و روستاها را ویران کردند اما هیچ موقعیتی در هیچ شهر یا ارگی دست نیافتند. و اینجا بود که فاجعه ای بر سرشان نازل شد که اینک بیان می کنم اما باید بدانید بین این دو بارون درگیری وجود داشت، یکی هیچ کاری برای کمک به دیگری نکرد تا آنکه به بادی شمالی برخورد کردند که با چنان خشمی هجوم آورد که چنان ویرانی در سواحل جزیره ببار آورد، برای این بود که بنادر اندکی وجود داشتند، آنچنان سخت وزید که ناوگان خان بزرگ قادر به ایستادگی دربرابرش نبود و وقتی ناخدایان این را دیدند و نتیجه گرفتند اگر در همانجایی که هستند باقی باشند هیچ چیز از ناوگان باقی نخواهد ماند بنابراین سوار کشتی شده و بادبان بر افراشتند تا ولایت را ترک گویند اما وقتی چهار مایل طی کردند به جزیره ای کوچک رسیدند که علارغم تمام کاری که از دستشان بر می آمد {و انجام دادند} به سواحلش برخورد کردند و شمار عظیمی از قوا نابود شدند بنابراین تنها 30 هزار تن باقی ماندند که در این جزیره پناه گرفتند. این افراد مرده بودند زیرا نه غذا داشتند و نه آب و بسیار نا امید شدند وقتی دیدند ناوگانی که نجات یافتند راهی کشور خودشان شده اند بدون آنکه ذره ای برای کمک به ایشان تلاش کنند و این بخاطر نفرت تلخ بین دو بارون فرمانده نیرو ها بود، بارونی که گریخت حتی ذره ای رحم به همکارش در جزیره به شرایطی که شنیدید نشان نداد درحالی که می توانست پس از پایان طوفان کاری کند که چندان نیز طول نکشید، او هیچ نکرد و مستقیما راهی خانه شد و شما باید بدانید جزیره ای که سربازان بدان گریختند خالی از سکنه بود، هیچ مخلوقی جز خودشان درونش نبود».
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

موسیقی نبرد شینوبوئه
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

شیشی مای
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

ریوتکی
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

انیمه کلاسیک متزو فورته
کارگردان و نویسنده: یاسواُمی اومِتسو
موزیک: تُ-اُرو شورا
استودیو: ـآرمز
تاریه پخش سینمایی: 23 جولای 2004
داستان: مردی ثروتمند که به بیسبال علاقه فراوانی دارد از این رو تیم خود را شکل داده است و هروقت بازیکنی بازی را خراب میکند یا دیگر موارد توسط وی مفقود یا در اصل کشته می شود. فردی ناشناس گروه مزدور سه نفره ای را استخدام می کند تا این رئیس را برایش بیاورند ولی به کل اتفاق دیگری می افتد. شخصیت اصلی ولی قابلیت دیدن آینده نزدیک را دارد و متوجه حضور تقریبا خواهرش در راس رویداد ها می شود
نقد کوتاه: کارهای این کارگردان معمولا به بالاترین کیفیتی هستند که بودجه پایین آنان اجازه می داد که این بیش از هر چیز بر تصویر تا صدا پردازی تاثیر گذاشته است، اگرچه طراحی ها به نسبت سبک آن سال ها و بودجه رئالیستیک هستند ولی آنچه روی می دهد به هیچ عنوان واقع گرا نیست نه اکشن تند و شلوغ آن نه بعضی صحنه های عجیب چون بالا رفتن ماشین فولکس واگن از پلکان سیلابی شهر. این عدم جدیت البته هم در رنگ آمیزی، حرکات شخصیت ها، دیالوگ ها و حتی موسیقی آن مشخص است. لازم به ذکر است که بیخود نیست کارگردان هایی چون کوئینتین تارنتینو بنابر گفته خودش از این انیمه تاثیر گرفته و البته باید گفت یاسواُمی عاشق نمایش رویدادها بنابر آنچه در واقع روی می دادند بود به عبارت دیگر از منفجر کردن کاراکتر به دلیل افزایش خشونت اثر معمولا دوری نکرده، همین نسبت و شرایط برای دیگر سحنه های آثار صادق هستند یعنی بیخود نیست بسیاری این انیمه را هنتای خوانده اند البته نسخه سانسور شدش به غرب صادر شد درحالی که از همان آغاز دوبلری و زیرنویس انگلیسی را انجام داده بودند. درواقع همین باعث شده به انیمه متفاوت و نسبتا مهمی بین پیروان سینمای نیهون تبدیل شود
نمره کانال: 6.5
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

پرنس کاتسورا یوشیهیتو
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

سری معرفی خاندان ها
کاتسورا ن میا، تشعشع آفتاب تابان
موسس: تُشیهیتُ
تاریخ تاسیس: 1589
طایفه پیشین: یاماتُ
مقامات: امپراتور، ولیعهد، منشی، دستیار.
شهرت: ارتبط نزدیک با خاندان سلطنتی
مشهورترین فرد: تاکِهیتُ
معرفی: پرنس توشیهیتو (1579 تا 1629) نوه امپراتور اُگیماچی و برادر امپراتور گُ-یُزِی بود که افتخار تاسیس شاخه جدیدی از خاندان سلطنتی از نوع شینُّکه را دریافت کرد بدین معنا که در صورت لزوم اعضای خاندان وی امپراتوری نیهون را به ارث ببرند بنابراین دومین شینوکه و به وجود آمد (سه خاندان وارث دیگر آریسوگاوا، کان این و فوشیمی بوده اند) هرچند نام نخستین این خاندان به نام اصلی توشیهیتو، هاچیجُ خوانده شده بود. دلیل این که در هر صورت کاتسورا خوانده می شد ویلای امپراتوری محل اقامت توشیهیتو و جانشینانش بوده. نام خاندان توسط رئیس ششم ساکو نُ میا، فرزند امپراتور رِیگِن به تُکیوای عوض شد ولی برادرش آیاهیتُ نام را کیُگُکو تغییر داد تا آنکه رئیس دهم تاکِهیتُ فرزند امپراتور کُکاکو نام را به کاتسورا عوض کرد تا دیگر تغییر پیدا نکند و به همین دلیل است که به همین ناl مشهور می باشند. مشخصا این خاندان بارها منقرض و دوباره احیا شده به خصوص آنکه پرنسس سومیکُ دختر امپراتور نینکُ و خواهر زن شگون ایه مُچی صاحب فرزند نبود. البته در 1988 یوشیهیتُ پسر میکاسا تاکاهیتُ نام کاتسورا را با دریافت ویلای کاتسورا دریافت کرد ولی اُشیروشی بوده به این معنا که جزیی از طایفه بزرگ نیست. در هر صورت او نیز بدون جانشین در سال 2014 فوت کرد. به طور کلی این خاندان اعمال معمول هر اشرافی کهن امپراتوری دیگر را انجام می دادند که شامل شاعری، خطاطی، نقاشی، منشی گری، اجرای مراسم آیینی و دیگر امور بوده.
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

سری آثار هنری خورشید
گیُتاکو
از حداقل ده هزار سال پیش ماهی گیری یک روش اصلی برای معیشت مردم ساحل نشین نیهون بوده است از این رو توجه و رشد روش های مرتبط با ماهی گیری طبیعیست. مضاف بر آن همیشه در فرهنگ نیهونی رقابت در نمایش شخصی و اجتماعی توانایی های فردی و گروهی یک عمل و ارزش بالا بوده است به همین دلیل افراد بسیاری به ماهی گیری می رفتند بدون آنکه قصد شکار داشته باشند. این افراد، چه ماهی گیر حرفه ای و چه آماتور راهی برای ثبت ادعاهای خود می خواستند از این رو گیتاکو ایجاد شد. گیُ به معنی ماهی و تاکو به معنی نقش یا تاثیر می باشد. این امر بسیار معمول بود که یک مهارت یاب ماهی گرفته و آزادش کند یا اصلا ماهی به فروش برسد پس ماهی را برداشته و به وسیله جوهر سومی نقش کلیش را بر کاغذ واشی/برنج می گذاشتند. بنابراین چنین نقشی هیچ جزییات نداشت اما در میانه قرن هیجدهم که هنر رشد بی سابقه ای کرد این عمل نیز به هنری از آن خود بدل شد تا نقوش هرچه طبیعی تر از موجودات دریایی را نمایش دهند. هرچند آغاز این هنر به ارباب ساکای باز می گردد که یک ماهی عالی گرفت ولی نمی توانست نقشش را بکشد پس از یک ماهی گیر خواست تا تصویر را بکشد، خیلی زود خبر پخش شده و ماهی گیران طرح های خود را برای ارباب آوردند تا اگر از مهارتشان خوشش آمد استخدامشان بکند. به طور کلی ماهی را بر سطح صاف سخت گذاشته و با پین محکمش می کنند سپس با قلمرو تمیزش می کنند، برای نقش اندازی یا کاغذ را بر روی ماهی گذاشته و پس از جور کردن کامل جوهر را با یک کیسه تامپو می کشند، این روش که کان سِتسوهُ مهارت می خواهد و کار ساده ای نیست از این رو بسیاری جوهر را مستقیما کشیده و سپس ماهی را بر کاغد می گذارند، این روش را چُکوسِتسوهُ می نامند. البته روش دیگری نیز به نام تِنشاهُ وجود دارد که برای طرح اندازی بر اجسام سخت چون چوب و پلاستیک به کار می رود به این ترتیب که مراحل روش مستقیم اجرا می شود اما بجای کاغاذ از نایلون استفاده می شود، نایلون را بر نقش گذاشته و فشار می دهند، شاید لازم باشد چند بار این کار انجام شود. صد البته باید گفت بوده اند افرادی که فقط دور ماهی را کشیده و ما بقی با هنر قلم به تصویر درآمده اند. تقریبا تمام گیتاکو ها مهر دارند که شاید اصلا ابعاد را درج کرده باشد.
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

قوبیلای قاآن
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

موسیقی مای همیه از شینوبوئه ساتو
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

موسیقی گاگاکو
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

شینوبوئه
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

سری موسیقی
ریوتِکی و شینُبوئه
ریوتکی به معنای فلوت اژدها و از سازهاییست که از چین به نیهون وارد شد، این ساز نیز مانند بسیاری دیگر در نیهون از بامبو درست می شود اما پوست درخت گیلاس نیز در آن استفاده شده و بر خلاف دیگر نمونه ها ترکیبی و طبیعتا سنگین تر است. کاربرد اصلی ریوتکی در گاگاکو یا موسیقی آیینی دربار امپراتوری بوده است، گفته می شود کارکرد صدای این ساز نمایش حرکت اژدها در میان ابرهای بهشتی و دنیای فانی است. بسیاری مواقع برای تنظیم صدای ساز غلاتی را نوازندگان در دهان می گذارند. نویسنده مشهور عصر هی آن به نام سِی شُناگُن موسیقی ساز هیچیری را شبیه به کراکت پر سر و صدا توصیف کرده اما درباب ریوتکی گفته «وقتی به اصوات فلوت نواخته شده گوش می سپارم شاد می شوم». حال جذابیت این ساز باعث شد عوام نیز سعی در کنترلش کرده و اینگونه ساز بامبویی (بدون پوست درخت گیلاس) به مراتب ساده تر شینبوئه به وجود آمد. معمولا شینبوئه یا دارای شش سوراخ یا هفت سوراخ است که کاربردشان بیش از هر جای دیگر در جشنواره هاست که همراه تایکُ (طبل) با صدا در می آید بنابراین در کاگورا ها و شیشی مای (رقص شیر) نیز صدایش شنیده می شود. دسته دوم مینیو یا موسیقی محلی است، معمولا در مینیو ها از شامیسن استفاده می شود ولی بسیاری مواقع شینبوئه و/یا شاکوهاچی نیز کاربرد داشته اند، این فلوت کمک زیادی به خواننده در تغییر صدا و به طور کلی نت هایش می کند. دسته سوم نمایش است که بیش از همه متوجه کابوکی، بونراکو و صد البته رقص سنتی است که بیشتر امروزه به خاطر گیشاها و مایکوها مشهور است (کُئوتا و هُئوتا). درواقع تنوع شینبوئه ها آنقدر زیاد است که تنها یک استاد می داند چه فرمی را برای چه مکانی باید استفاده کند مخصوصا اگر مانند عصر ادو قرار باشد در ضیافت اشرافی نواخته شود. شینبوئه مانند بسیاری دیگر فلوت های نیهونی نواختنش بخاطر شکل و محل سوراخ ها سادست اما چون در فاصله برابر در از یکدیگر قرار داده شده اند همراهیش با موسیقی غربی بسیار دشوار شده و اساسا کاربردی سنتی/بومی دارد به همین دلیل نوع شوا در عصر شوا ساخته شد که با سازهای غربی قرابت بیشتری دارد.
@IranNHK

Читать полностью…
Subscribe to a channel