irannhk | Unsorted

Telegram-канал irannhk - دروازه آفتاب

485

یک پست در 4 الی 7 روز دارای مشکل اینترنت من باستان شناس هستم نویسنده هستم ارتباط با ادمین @Ben_Nihon تاریخ تاسیس کانال:11 دسامبر 2015

Subscribe to a channel

دروازه آفتاب

@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

هوجو یوشیتوکی
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

هاتّوری هانزو
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

ناکاتومی ن کی-یُمارُ
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

در انیمه بلیچ
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

میتسو اورُکُ
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

سوزومه اُدُری
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

میتسوآئوی
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

کامون
(نمادهای خاندانی نیهون)
معرفی: با عنوان مُندُکُرُ یا نماد و مُنشُ یا آرم نیز شناخته می شود ولی معمولا به اختصار مُن گفته می شود. این ها سمبل هایی هستند که ارتباط موروثی را نشان می دهند. در دوران باستان این نقش را کارت های اشرافی ایفا می کردند که با شروع کاماکورا و غالب شدن سامورای ها به دلیل نقش مهمی که در جنگ و در نتیجه سیاست ایفا می کردند به طور گسترده استفاده شدند و به مرور برای مشخص سازی مقام هر فرد در طایفه یا طایفه در کشور به کار گرفته شد. اما مردم عادی هم بعضا مون داشتند علی رغم آنکه نام خانوادگی نداشتند. به طور کلی انواع مون به 5000 گونه مختلف می رسند. این نمادهای خانوادگی و ولایتی بر خلاف نمونه های غربی بسیار نمادین و خلاصه شده هستند که نقش ملی و شعار نداشتند (بعضا امروزه دارند). یکی از مون های مشهور تاکدا بیشی است، یک الماس بزرگ ساخته شده از چهار الماس کوچکتر که به نوشته سون تزو باز می گردد، باشد که جنگاور چون باد تکرار کند، چون جنگل نجیب باشد، چون آتش نابودگر و غارتگر باشد و چون کوه پایدار. کامون مشهور دیگر مارونی میتسوآئوی نماد خاندان ماتسودایرا-تکوگاوا است که سه برگ گل ختمی نیهونی را نشان می دهد، گلی که به سمت خورشید است. آگه هانُچُ نماد طایفه تایرا که پروانه ای دم دراز را نشان می دهد، نمادی از نجابت. سوزومه اُدُری (رقص گنجشک ها) از طایفه داته نیز شهرت به خصوصی دارد که در طول تاریخ بارها دستکاری شده است اما به طور کلی دو گنجشک رو به هم در حلقه بامبو ها را نشان می دهد. البته گاهی اوقات نه یک طرح بلکه تنها یک اصطلاح را با کانجی حمل می کنند، برای مثال نماد ایشیدا که نوشته است «دایچی دایمان داکیچی» یعنی زمانی که همه مردم برای یکی و یکی برای همه تلاش کند دنیایی آرام خواهیم داشت. از مشهورترین کامون های امروز متعلق به دولت-مجلس، طایفه امپراتوری-پاسپورت و شرکت ها مانند میتسوبیشی هستند. البته در سینما، ادبیات و بازی ها نیز بارها ظاهر شده اند. از جمله میتسو اورُکُ یک مثلث ساخته شده از سه مثل تو پر در زوایا که نماد به اژدها و خاندان هوجو است که در بازی زلدا دیده می شود.
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

@mrmghz

Читать полностью…

دروازه آفتاب

@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

فیلم ریو گا گُتاکو (یاکوزا)

Читать полностью…

دروازه آفتاب

امپراتور گوتوبا
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

جنگ جُکیو
گُتُبا، امپراتور بازنشسته مردی بد خلق بود که عادت داشت املاک نجبا و ثروتمندان را تصاحب کند. او عاشق شیرابیُشی ها بود و عادت داشت هدایای گران بدهد تا انکه عاشق یکی از انان شد، به پدرش شغل دولتی داد و کمی بعد یک زمین. این زمین متعلق به هُجُ یُشیتُکی نایب قدرت شگون بود که سه بار درخواست گوتوبا را رد کرد. به دلیل بحران جانشینی شگون که با ترورها و قتل های مکرر رخ داده بود یوشیتوکی پسر گوتوبا را به عنوان ولیعهد باکوفو مشخص کرد ولی وقتی شگون ترور شد گوتوبا اجازه جانشینی پسرش را نداد زیرا با این کار باکوفو ازبین می توانست برود. با این پیش گوتوبا از طالع بین ها پرسید که آیا امسال موقع مناسبی برای جنگ است یا خیر و ایشان رد کردند، با این وجود گوتوبا 1229 فرمان بریدن سر یوشیتوکی را صادر نمود. نایب الحکومه و نایب السلطنه نظام باکوفو نیز با 190 هزار نفر راهی کیوتو شدند. انتظار می رفت اربابان غربی به امپراتور کمک کنند زیرا در درجه دوم اربابان شرقی قرار داشتند ولی این کار را نکردند. کیوتو در اتش سوخت و خیابان ها از جنازه پر شدند این را جهنم کیوتو می نامند. شگون 3000 قطعه زمین را از دربار تصاحب کرد ولی چطور مبارزه در برابر دربار آسمانی را توجیه کرد؟ بسیار ساده، نخست آنکه گوتوبا یک امپراتور حاکم نیست دوم آنکه ظالم است و پیروی از ظالم خلاف طریقت نیهون درحالی که این اندیشه چینی است نه نیهونی. به طور همزمان اربابان غربی هم شروع به جنگ با یکدیگر و غارت کردن کردند. پس شگون افرادش را برای آرام سازی غرب راهی کرد، امپراتور گوتوبا را تبعید نمود، سپس امپراتور و امپراتور بازنشسته جدیدی مشخص شدند. با این پیروزی شگون توانست بری مرکز و غرب نیهون کاملا حاکم شود.
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

سری آثار هنری خورشید
شینوبی هیدن/نین پیدِن
پدید آور: هاتُّری هانزُ و هاتوری سابورُ
معرفی: از لحاظ لغوی معنی نام این کتاب گفته های پنهان شینوبی یا آموزه های شینوبی است. از این اثر نسخه های پراکنده و معمولا ناقص بسیاری قرار دارد اما سه نسخه آن اُکیمُری، ناگاتا و کُکوگاکوین برای استفاده عموم هستند. معمولا نسخه ها چهار فصله هستند درحالی که نمونه ناگاتا فصل پنجمی دارد. البته آنچه که امروز فصل می نامیم در آن روزگار دراصل کتابی کوچک بود. بنابراین زمان نوشته شده هر نسخه متفاوت است. جلد اول 1655 نوشته شده و قدیمی ترین نسخه باقی مانده متعلق به 1727 تا 1731 می باشد. جلد دوم هیچ تاریخی ندارد. جلد سوم 1660 است ولی نسخه 1733 باقی مانده است. جلد چهارم 1560 و جلد پنجم هیچ تاریخی ندارد و پیش بینی از 1646 تا 1843 متفاوت است. جلدهای 2 تا 5 توسط هاتوری هانزو نوشته شده اند و جلد اول هاتوری مینوبه سابورو را به عنوان یک مقدمه نوشت و جلدها را شماره گذاری کرد. مسئله اینجاست که هانزو نامی است که به سر دسته های طایفه هاتوری تعلق می گرفت از این رو حداقل سه هاتوری هانزو وجود داشتند. اولی مردی از ایگا خدمتگزار طایفه ماتسودایرا پدر هانزو شیطانی، خدمتگزار تکوگاوا ایه یاس بود. ولی پسر او نیز هانزو نامیده می شود که سرکش بود. مسئله اینجاست که نویسنده می تواند هیچکدام از این سه تن نبوده و یک عموزاده اهل ایگا آن را نوشته باشد. بیشتر به نظر می رسد توسط دو نسل اول مشهور نوشته شده باشد. این کتاب بجز ایگا از ایالات دیگر چون کوگا و روش های آنان هم صحبت کرده است. جلد اول به ریشه شینوبی در چین و نیهون که چطور وارد ایگا شد و بدان وسیله به کمک کوگا ها طایفه ساوایاما را مغلوب کردند. در ادامه این جلد از مهارت ها و تکنیک های مختلف صحبت می کند بدون آنکه توضیحی بدهد که بسیاری به کل فراموش شده اند. جلد دوم توضیح کوتاهی از وسایل شینوبی است که نقاشی های ضعیف ولی مشخص ساده ای دارد مثل دورکی که برای باز کردن قفل ها استفاده می شد یا موشک ها و چتر نجات یا لباس غواصی. جلد سوم وسایل دیگری می آورد که توضیحات بسیاری دارد که چگونه از طناب و پله وارد ارگ شوند یا چطور حتی وسایل را بچینند یا پلی را منفجر کنند. جلد چهارم راحت فهم ترین است که مهارت ها را می گوید مثلا سیستم طبقات چطور کار می کند و چطور افراد نفوذی و خیانتکار را پیدا کنند یا چطور حقیقت را از دروغ جدا کنند. چطور خودشان را به شکل یک مترسک درآورند یا اسب ها را رام کنند یا بفهمند باران در راه است. حتی به این اشاره کرده است که چطور قورباغه و حشره نشانگر حضور یک شینوبی است. جلد پنجم نقش شینوبی در صبح و جنگ را گفته است در اولی می گوید چطور ازدواج را جور کنند و غیره ولی جنگ در اصل همان هنر جنگ سون تزو است.
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

ناکاتومی در ناروتو
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

معرفی خاندان ها
خاندان ناکاتُمی: وزرای ماورالطبیعه
دلیل شهرت: پرهیزگاری، وفاداری، سنت گرایی
بنیانگزار: آمه ن کُیانه
شاخه ها: اُناکاتُمی و فوجیوارا
معرفی: این طایفه از خادمین تاکمیکازوچی ن میکت یا کامی مبارزه بودند که باعث می شود قدمتی به اندازه امپراتوری نیهون داشته باشند. ایشان در اصل کانّوشی یا روحانیون شینتو بودند که بسیاری مواقع رابط دنیای مادی و غیر مادی بودند بنابراین بسیاری وظایف آیینی امپراتور را برعهده داشتند بنابراین زمانی که جینگی کان یا وزارت اعلی آیین تاسیس شد (که مقامی بالاتر از هر وزارت دیگر داشت) روسای این خاندان به ریاست آن رسیدند و این مقام را از نسلی به نسل دیگر حفظ کردند بنابراین مراسم اُهارائه یا پاکی میهن در انحصار ایشان قرار داشت. این در نیهون عادی است که خاندان ها و طوایف مختلف با مهاجرت یا اعمال نفوذ در هر قلمرو جینجا یا معبد خود را برپا کنند، این مسئله در رابطه با خاندان های آیینی چون ناکاتومی به شکل شبکه ای ملی از روحانیت در می آید که بنگاه های وقفی متعددی را اداره می کند. با توجه به آنکه این طایفه قرابت زیادی با خاندان سلطنتی داشته است تعجبی ندارد وقتی پرنس شوتوکو بودیسم را پذیرفت ایشان نیز به حکم ناکاتومی ن کاماتاری چنین کردند. البته طایفه سوگا در عصر آسوکا قدرت اصلی معابد بودند بنابراین تعجبی ندارد طایفه ناکاتومی به نابودی قدرت ایشان یاری کنند و از کودتاچیان همراه فوجیوارا باشند و همین ارتباط قبیلگی ایشان با یکدیگر بود که باعث شد وقتی فوجیواراها صدراعظم بودند ایشان نیز به مقام چوناگُن یا وزیر چپ شوند. البته باید گفت در 764 که کودتای ناکامارُ انجام شد رئیس طایفه، کی-یُمارُ طرف امپیراتریس شُکِن را گرفت یعنی همیشه اولویت با مقام سلطنت بود. جنگ های متعدد هیچ تغییر به خصوصی در آنان ایجاد نکرد درواقع به مقام قاصدی امپراتوران نیز رسیدند. نهایتا با ظهور باکوفو خاندان شیراکاوا جایگزین ناکاتومی شد. با این وجود به دلیل ارتباط ایشان با خاندان سلطنت، فوجیوارا و البته داشتن معابد متعدد هرگز از صحنه سیاسی حذف نشدند و آرام آرام به اسطوره خاندانی که در خفا با اهریمنان مبارزه می کند تبدیل شدند که موضوع بسیاری آثار رسانه ای نیهون چون کیمِتسو ن یایبا یا دیمن اسلیر هستند.
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

دایچی دایمان داکیچی
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

آگه هونوچو
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

تاکدا بیشی
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

فیلم حماسه تایرا 1955، نسخه های کم حجم و پر حجم

Читать полностью…

دروازه آفتاب

@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

مومیایی (از اسطوره تا واقعیت)
اسطوره می گوید راهبی از یودُنُ-یاما چنان در مراقبه و دوری از هستی تمرکز کرد که به همان حالت فوت نمود (نخست بجای خوراک عادی ساقه درخت خورد سپس در اتاقی زیر زمین نشست که تنها ارتباط آن با زمین بامبویی جهت انتقال هوا بود هروقت چند یکبار زنگی متصل به بامبو را می کشید تا زنده بودنش را نشان دهد کلا هزار روز در آن پایین می ماند) پس شاگردانش جسمش را با خود همراه کردند تا یاری روشن شدگی ایشان باشد. ساقه درخت خوردن توسط راهبان یودونُ انجام می شد ولی فقط در صورتی که چیزی برای خوردن نبود و این کار را برای آموزش جوانان جهت تحمل گشنگی انجام می دادند تا به سُکوشینبوتسو یا بودای درون خود تبدیل شوند. درواقع ایشان برای یک هزار روز در کوه و جنگل زندگی می کردند که با این شیوه سخت درواقع به سطح جدیدی از معرفت می رسیدند پس وقتی فوت می کردند شاگردان جنازه آنان را نگه می داشتند تا از معرفت او تا ابد بهره ببرند. این سفر البته با پشتیبانی مالی دهات و اربابان انجام می شد تا خوش یمنی ببار آورد یا بد یمنی را ببرد. راهب به کلبه ای می رفت که از آنجا سه بار راهی چشمه مقدس می شد که در این روند هرچقدر سختی بیشتر می کشید تاثیر طلسم و دعا هم بیشتر می شد به همین دلی چوب ممکن بود بخورند ولی از آنجایی که بخشی از هزینه این کار برنج یا تهیه خوراک راهب بود مشخص است این حد از سختی زیاد پیش نمی آمد. این کار را یک راهب یودونو برای تکوگاوا ایه یاس هم قبل از نبرد سکیگاهارا انجام داد البته همراه یکصد و هشت نفر از خادمان وی تا برکات آسمانی را از راهب گرفته و بیاورند در سپاه که البته چهل و هشت روز طول کشید. راهب مرده را در یک تابوت با چوب ضخیم در دل زمین قرار می دادند که هزار روز آنجا می ماند مسئله اینجاست که از دید شاگردان، استاد هنوز زنده بود چون به آمیدا پیوسته بود یعنی نمادین است. وقتی جنازه را بیرون می آوردند دورش را شمع می چیدند تا خشک شود آنگاه با خشک ترین گیاه منطقه و غیره می پوشاندند. جنازه راهب تِتسوریوکای را وقتی درآوردند هنوز احشا داشت پس تخلیه و پر از آهکش کردند. مشهورترین راهبی که مومیایی شد تِتسومُنکای است که داستان ها دارد.
@IranNHK

Читать полностью…

دروازه آفتاب

@IranNHK

Читать полностью…
Subscribe to a channel