485
یک پست در 4 الی 7 روز دارای مشکل اینترنت من باستان شناس هستم نویسنده هستم ارتباط با ادمین @Ben_Nihon تاریخ تاسیس کانال:11 دسامبر 2015
تکوگاوا ایه ساتو، جانشین رسمی آخرین شگون، او نیز در نظام میجی کوزوکو خوانده شد
@IranNHK
دایمیو چیست و کی به وجود آمد
از لحاظ لغوی دایمیو به معنای نام بزرگ است در مقابل شُمیُ یا نام کوچک قرار می گیرد. در سرتاسر عصر کاماکورا و موروماچی که خاندان های میناموتو و آشیکاگا شگون بودند از اصطلاح شوگُ یا فرماندار نظامی برای سروران ولایات و ایالات استفاده می شد و مادون شوگُ مقامات دیگر چون شوگُدای و جیتُ قرار داشتند. با این وجود به نظر می رسد دایمیو به عنوان صفتی احترامی برای بزرگترین اربابان از همان اوایل عصر کاماکورا استفاده شده باشد. از این رو شاهد استفاده از واژه شوگ دایمیو در عصر موروماچی هستیم، ظهور این لقب به این دلیل رخ داد که اساسا حکومت آشیکاگا ضعیف بود و اربابان به راحتی شد می کردند. اما دایمیو تا این زمان همچنان تنها یک لقب و صفت بود نه یک موقعیت. با وقوع جنگ داخلی سنگوکوجیدای افرادی چون هوجو سُ-اون اقدام به گِکوکوجُ (خیانت خدمتگزار به ارباب و تبدیل شدن خود به ارباب) کردند و به اربابان بزرگی مبدل شدند بنابراین دیگر عنوان شوگ معنا نداشت و هرکسی که شهره تر بود پس قدرتمندتر بود با اهیمت تر نیز بود به همین دلیل اصطلاح دایمیو جایگزین گردید البته خاندان هایی چون خاندان سانادا هم بودند که به دلیل شجاعت، وفاداری و ذکاوتی که داشتند در کل نیهون مشهور بودند. اما از دایمیو نیز بالاتر (بجز شگون وجود داشت برای مثال اودا نوبوناگا عنوان دایجُ دایجین یا صدراعظم مملکت را از امپراتور دریافت کرد و این ها دسته بودند که بر دایمیو ها حکومت می کردند وگرنه مطیعان یک دایمیو بر خلاف آنچه مثلا در بازی ها نشان داده می شود دایمیو خوانده نمی شدند. دایمیو در زمان تویوتومی به مقامی رسمی و در زمان تکوگاوا به عنوانی دارای چارچوب مشخص مبدل شد که دقیقا مادون شگون بودند و اصطلاحات جدیدی چون توزای (غربتی ها) دایمیو و فودای (نزدیکان) دایمیو به وجود آمدند. تمام مقامات در 1868 به فرمان امپراتور میجی ملغی و بجایشان اصطلاح کازُکو بکار رفت یعنی آنکس که خون والا دارد. همان مقام نیز در 1947 ملغی گردید.
@IranNHK
نبرد کاگیان 2 از 2
(نبرد دزدان دریایی نیهون با اسپانیا)
دریاسالار خوان باپتیستا شش سرباز را برای یافتن آب فرستاد اما آنان موفق نبودند و وقتی برگشتند دیدند کشتی نیز نیست بعد چند هندی را از همراهان خوان پابلو دیدند که سوار بر یک کشتی شده بود و از آنجا متوجه شدند پابلو مقری ساخته و تحت محاصره است. نیهونیان با 1000 نفر به آنان که 60 نفر بودند حمله کردند، باپتیستا نیز 1000 مرد به عنوان نیروی کمکی از حاکم مکزیک درخواست کرد و البته سرانجام پیروز شد. متن مشابهی توسط نویسنده نا شناسی وجود دارد که در آن نوشته خوان پابلو دژی با کشتی هایش (و نه در خشکی) درست کرد و تا میتوانست توپ ها را جلو آورد. کاپیتان نیهونی نامه ای برای او فرستاد که در آن نوشته بود ما هر دو غارتگر و دزدیم و اگر پول به او بدهد رودخانه را رها خواهد کرد، پابلو نیز جواب داد شما را می کشم و طلاهاتون رو بر می دارم. هنگام طلوع 600 دزد دریایی به پابلو حمله کردند که 80 نفر بودند، نیهونیان که تلفات زیادی دادند عقب نشینی کردند از کل جزیره درحالی که اسپانیایی ها یک کشته داده بودند و آن نیز خودی زده بود. همین منبع می گوید با کشیش کابو در نیهون صحبت کرده و او گفته کاملا منطقی است زیرا اسپانیایی ها بهترین تفنگچیان هستند. حال در نامه از که فرماندار فیلیپین به شاه فرستاد نسخه دیگری از داستان را تعریف می کند که در آن نوشته شده ناوگان متحد دزدان دریایی چینی و نیهونی که 200 مرد را شامل می شدند با پابلو درگیر شده و با کشته شدن دریاسالارشان و پسرش عقب نشینی کردند درحالی که 3 اسپانیایی کشته شده بود. پابلو به سفرش ادامه داد و در رودخانه 6 کشتی واکو دید ولی پابلو چون در اثر طوفان ناوگانش صدمه دیده بودند عقب نشینی کرد و مسیر دیگری انتخاب نمود و در جایی دژی ساخت ولی در دژ هیچ نبردی روی نداد. در پایان نویسنده می گوید هیچ نیرویی مکزیک برایشان نفرستاد و شاه باید این کار را بکند که نیهونیان خطرناک هستند. به عبارت دیگر به نظر می رسد نامه پایانی گزارش حقیقی بوده و ما بقی قصه پردازی اسپانیایی ها بودند.
@IranNHK
داستان جیرای قهرمان
(نکته: این بخش عینا از کتاب اُنمیودو: آیین و اساطیر ژاپن نوشته خودم برداشته شده است)
در عصر کاماکورا اربابی صاحب یک پسر نیرومند شد. اسمش را جیرایا به معنای تندرجوان گذاشت. طی جنگی که در قلمرو ایشان رخ داد ارباب کشته شده و ارگ به اشغال دشمن درآمد. یکی از سامورای¬ها پسر را بر دوش گرفته و از ارگ فراریش داد. جیرایا با همراهی سامورایِ بدون ارباب بزرگ شده و خواهان بازگشت اقتدار خاندانش شد. روزی یک دزد خیابانی، سامورایی را که محافظ و دوست جیرایا بود به قتل رساند و این باعـث شد جیرایا که تنها شده بود برای یافتن هدف جدیدی به سفر بپردازد. طی سفر با چند سارق نیرومند آشنا شده و به کمک آنان مبدل به شاه¬راهزنان گشت. روزی در کوهستان با یک طوفان سخت مواجه شد تا این¬که کلبه¬ای را دید. صاحب کلبه، زن جوانی بود که اجازه داد جیرایا در آن¬جا بماند. نیمه شب شاه¬راهزنان برای کشتن زن قدم برداشت. وقتی شمشیرش را بر جسم زن فرود آورد، زن به یک پیرمرد تغییر قیافه داد. او گفت در اصل قورباغه¬¬ای است که در کوهستان به مراقبه می¬پردازد و قادر به کشتن جیرایا است ولی چون ذات واقعیش را می¬داند، جادوی قورباغه را به او می¬آموزد به شرط آن¬که محافظ ضعفا گردد. سپس پیرمرد به شکل یک قورباغه درآمده و در افق ناپدید شد. پس از این ملاقات جیرایا به یک عیّار به تمام معنا مبدل گردید که باعث شد با کاهنه¬ای مهربان و مطیع به نام تسوناده آشنا شود. روزی تسوناده در جنگل به جمع¬آوری هیزم مشغول بود که با یک پیرمرد روبرو شد. پیرمرد به او جادوی حلزون را آموخت و گفت با پلیدی مبارزه کند و تنها با یک مرد قدرتمند نیکو ازدواج کند. خیلی زود تسوناده و جیرایا با یکدیگر ازدواج کردند اما با وقوع جنگ آرامشی برایشان وجود نداشت. اربابِ نیروی آشوبگر مردی به نام اُرُچی¬مارو بود، کسی که پدرش یک ارباب و مادرش یک مار بود. جیرایا و اُرُچی¬مارو با یکدیگر روبرو شدند. از آن¬جا که جادوی مار از جادوی قورباغه نیرومندتر ولی از جادوی حلزون ضعیف¬تر است نبردی حماسی رخ داد. زوج که در نبرد زخمی شده بودند به یک جینجا گریختند. در آن جینجا پرنسسی زندگی می¬کرد که چون نمی¬خواست با اُرُچی¬مارو ازدواج کند به آن معبد گریخته بود. اُرُچی¬مارو که فهمید زوج به کجا گریخته¬اند خودش را به شکل یک مار در¬آورد و زهر بر زوج ریخت سپس پرنسس را با خودش برد. تنها راه نجات جیرایا و تسوناده دارویی بود که تنها در هندوستان یافت می¬شد. خوشبختانه یکی از پیروان جیرایا جادوی تنگو آموخته بود پس بال ¬درآورده و طی یک شبانه¬روز دارو را از هندوستان برای سرورانش آورد. پس از آن زوج به نبرد دیگری با اُرُچی¬مارو پرداختند که در آن مار توسط حلزون مسموم شده و جیرایا سر از تنش جدا کرد. به¬پاس این خدمت جیرایا ارباب ایزو شد. این داستان نسخه¬های زیادی دارد که نمونه فوق توسط ویلیام الیوت گریفیس درج شده است. کسی که برای مدرن سازی آموزش نیهون در عصر میجی آمده بود. قدیمی¬ترین نسخه موجود از این داستان یک کتاب مصور به نام جیرایا کُکِتسو مونوگاتاری است که در سال 1839 منتشر شد و نسخه کابوکی مشهوری نیز دارد.
@IranNHK
سری اساطیر
تاتاری¬گامی (祟り神)
توجه: این متن از کتاب اُنمیودو: آیین و اساطیر ژاپن نوشته خودم عینا از نسخه شخصیم برداشته شده است.
معنی: روح معظم نفرین محل سکونت: آسمان ایالت: تمام کشور هدف: گستردن نفرت راه نجات: نیروی اُنمیُدُ
معرفی: آورنده مرگ و نابودی. این یوکای بسیار قدرتمند آورنده مرگ، آتش، طاعون، جنگ و تمام فلاکت¬های دیگر بر سر بشر است. چندین فرمانروای مرگ در نیهون زیست می¬کنند که تنوع بسیاری دارند، تاتاری¬گامی در شاخه ویرانی قرار دارد. این یوکای که به شکل طوفان یا نیروی نامرئی در آسمان در جریان است درواقع چیزی جز مجموعه اُنریُ های این دنیا که در یک¬جا جمع شده و نفرت را می¬پرورند نمی¬باشد. تاتاری¬گامی مانند یک طوفان سهمگین در تمام نیهون پیش می¬رود و تنها چیزی که ممکن است او را کُند گرداند، یا به عبارت دیگر ارواح درونش را آرام کند معابد هستند. درواقع فستیوال گیُن ماتسوری به همین دلیل در کیوتو برگزار می شود، مراسم فوق به خوبی نشانگر تمام فلاکت¬های پیش آمده در طول تاریخ بر این شهر در اواخر عصی هِی¬آن است. هرچند در فستیوال گین فقط نام سوسانُوُ کامی طوفان و گُزو برده می¬شود نه تاتاری¬گامی. درواقع این از وظایف معنوی مردم است که برای آرام ساختن این ارواح به اُنمیُجی¬ها پیوسته و برای رشد دانش اُنیمیُدُ تلاش کنند.
@IranNHK
سانادا ماسایوکی، نماد بارز کسی که اعمال قدرت چندانی نمی توانست بکند ولی به دلیل ذکاوتش طایفه خود را چنان مقاوم کرد که به دایمیو مشهور شد
@IranNHK
او وان (うわん)
معنی: نوعی صدا واژه محل سکونت: معابد و خانه¬های خالی ایالت: تمام کشور هدف: نفرین کردن راه نجات: در جوابش باید گفت « او وان »
معرفی: اطلاعات خیلی کمی از این یوکای باقی مانده است. به شکل مردی برهنه با ظاهری بدترکیب، شبیه دیو می¬باشد که صدای او وان از خود تولید می¬کند (معنای خاصی ندارد). باید گفت قبلاً تصویر یا توصیفی از این موجود وجود نداشت ولی در عصر ادو استاد ساواکی سوشی، نقاش بزرگ یوکای ها تصویر روبه¬رو راخلق کرد.
اگر هر مخلوق ضعیفی متعلق به این دنیا صدایش را بشنود دیگر نخواهد خوابید (یا هرگز بیدار نخواهد شد) اما اگر بگویند او وان برای همیشه ناپدید خواهد شد.
داستان مرتبط: این یک داستان مشهور از آکیتا در عصر ادوست. زوجی که به تازگی ازدواج کرده بودند خانه ای خریده و به آن¬جا نقل مکان کردند. در اولین شب با شنیدن صدای «او وان» از خواب بیدار شدند و تمام خانه را گشتند. صاحب صدا پیدا نشد و صدا ادامه پیدا کرد پس زوج اصلاً نتوانستند بخوابند. این مسئله شب¬های زیادی تکرار شد تا این-که روزی همسایه ایشان پرسید: چرا همیشه ظاهری خسته دارید؟چشم¬هایتان سرخ و موهایتان پریشان هستند؟ زوج داستان را تعریف کردند اما چون هیچ¬کس چنین صدایی نشنیده بود باورشان هم نکردند، در عوض به مسخره کردنشان و ساختن قصه برای چرایی نخوابیدنشان پرداخته و زوج دست انداخته شدند.
این متن عینا از کتاب اُنمیودو: آیین و اساطیر ژاپن نوشته خودم برداشته شده است.
@IranNHK
نبرد کاگیان 1 از 2
(نبرد دزدان دریایی نیهون با اسپانیا)
از آنجایی فردیناند ماژلان در جزیره کاگیان توسط بومیان کشته شد مشخص است منطقه مورد نظر بسیار خطرناک بود ولی جزایر آنجا بسیار غنی از محصولات مختلف و مسیری عالی در بین چین با اندونزی و هند بود به همین دلیل قوای اسپانیا به فرماندهی میگوئل لوپز دی لِگازپی وارد سبی شده و جزایر آن خطه را به نام فیلیپ دوم امپراتور اسپانیا، فیلیپین نامیدند. اما جزایر در مسیر نیهون به جنوب چین و تایلند نیز قرار دارند پس بزرگترین نیروی دریایی نیهون یعنی وُکو ها یا دزدان دریایی جذب این منطقه به خصوص کاگیان که لوزان پایتخت فیلیپن در آنجا قرار دارد شدند. البته لازم به ذکر است که بنابر گزارشات چینی 70 درصد این قوا چینی بودند و در اصل روسا و هسته اولیه نیهونی بودند. وکوها ارگ آپّاری را در کاگیان تاسیس کردند و اینجا بود که در 1582 نبرد بین آنان و اسپانیایی ها رخ داد. در گزارش خوآن باپتیستا رومان دستیار فرماندار مکزیک آمده خوآن پابلو در کارین دریاسالار با هفت ناو راهی کاگیان بود که یک کشتی چینی را سر راه گرفتند و بعد به یک کشتی نیهونی رسیدند که دزد دریایی بودند و ناو وی شخصا با آنان درگیر شد (گویا بقیه ناوگان منتظر ایستاده بودند!) و بعد نیهونیان با 200 نفر شمشیر و تفنگ به دست حمله کردند و وکوها شکست خوردند درحالی که تنها 18 تن زنده مانده بودند و اسپانیایی ها تنها چند کشته داده بودند هرچند یکی از کاپیتان ها بین کشتگان بود. در راه خوآن پابلو یک کشتی اسپانیایی را می بیند که خبر محاصره شدن لوزان با هزار نیهونی مسلح به توپخانه را می دهد. پس خوآن برای کمک کشتی های خود را بر میگرداند. اما سر راه طوفان آمد و بعضی از اجزای کشتی هایش را از جمله لنگر کشتی فرماندهی را ازدست داد.
@IranNHK
آخرین آنیمه سایبرپانک ژانر قدیم
انیمه کلاسیک گُکو مید نایت آی 1 و 2
کارگردان: کاواجیری یُشیاکی
موسیقی: تُیاما کازوهیکُ و تاکِکاوا یُشیهیده
نویسنده: تِراساوا بویچی و ناکانیشی ریوزُ
بر اساس: مانگایی به همین نام اثر تراساوا بویچی
استودیو: مد هوس
سال انتشار: از 27 جونری 1989
داستان: وقایع هر دو داستان حدود سال 2014 رخ می دهند، در داستان اول افسران پلیسی که به دنبال قاچاقچی اسلحه هستند یکی پس از دیگری در ظاهر به دست خودکشی می زنند برای پیگیری قتل ها کارآگاه گکو با توانایی مبارزه بالا فرستاده می شود و در این روند مورد حمله قاتلین و ربات ها قرار می گیرد و بخش هایی از بدن خود چون یکی از چشمانش را از دست می دهد، درواقع رمز و راز خاصی ندارد. داستان دوم اما نکات داستانی وپیچیدگی قابل توجه و مهمی دارد از این رو تنها می توان گفت دختری که اسیر یک شرکت اسلحه سازی بود از گکو برای پیدا کردن برادرش که بر رویش آزمایشات بسیاری انجام شده و او را تبدیل به سلاحی زنده کرده اند تقاضای کمک می کند.
نقد کوتاه: نخست آنکه این اثر تقریبا تمام کلیشه های کارهای تراساوا بویچی را در خود دارد از جمله مردی خشمگین با موهای سفید که قدرت های ذهنی دارد یا دختری بسیار زیبا با موهای سیاه که قرار است کشته شود. دوم اینکه اثر مملو از کلیشه های سای فای و سایبرپانک دهه هشتاد است مانند رئیس پلیس عوضی (البته انحصار به سای فای ندارد) یا شخصیت منفی اصلی که در ساختمانی بزرگ و بسیار مشخص ساکن است، صد البته بسیاری از کلیشه های آن دوران نیز که تا امروز باقی مانده اند که در آنیمه دیده می شوند از جمله مردی نیرومند، خوش تیپ، قدرتمند که زنان زیبا چه خوب و چه بد دورش کرده اند. صحبت از زنان زیبا، کارهای تراساوا و در این مورد گکو مید نایت همیشه مملو از همچین شخصیت هایی هست، یعنی زنانی که شخصیتی واقعا ندارند و برای بافزایش جذابیت شخصیت خوب و بد اصلی استفاده شده اند. خود خالق تاکید کرده اثرش بر اکشن تکیه داشته و مهم تنها آن است، علی رغم بودجه غیر قابل توجه اثر، مخصوصا در مقایسه با دیگر آثار آن زمان اکشنی بسیار جدی، سریع، نیرومند و صد البته خشن و خونین دارد، درواقع کُجیما هیدِئُ اکشن کارهایش از جمله متال گیر سولید را از آثار تراساوا برداشته است. موسیقی اثر نیز شگفت انگیز نیست اما جذابیت خود را داشته و تم راک و الکترونیکی که دارد با لحن اثر کاملا مطابقت دارد. نویسندگی اثر در کاری که می خواهد انجام دهد خوب است و نسخه دوم به دلیل رمزی که دارد قابل پیگیری تر است. اگر با صدای نیهونی پیدایش نکردید باید گفت دوبله انگلیسی خوبی دارد. درواقع اثری است که عمقی ندارد اما در ژانر خودش از بهترین هاست و صد البته باید متوجه قدمت اثر نیز بود.
نمره کانال: 6
@IranNHK