1190
کتابخانه اصلی: https://t.me/ketabkhaFFRF
تصور مردم از فرشتگان
VS
اما جوری که حزقیال آنان را توصیف میکند
۹ آنگاه نگریستم، و اینک چهار چرخ در کنار کروبیان بود، یعنی یک چرخ در کنار هر یک از آنها؛ و نمود چرخها مانند زبرجد درخشان بود.
۱۰ و اما ظاهر آنها چنین بود که همانند یکدیگر بودند، چنانکه گویی در میان چرخ دیگر بود.
۱۱ و چون حرکت می کردند، به هر چهار سو می رفتند بی آنکه در حین رفتن، به جانبی روی بگردانند؛ و به هر سو که چرخ پیشین روی می نهاد، بقیه نیز از پی اش می رفتند، بی آنکه در حین رفتن، به جانبی روی بگردانند.
۱۲ تمامی پیکر آنها، از جمله پشت ک دست و بال کروبیان و نیز چرخها، یعنی چرخهایی که به آن چهار تعلق داشت، از هر طرف آکنده از چشم بود.
حزقیال باب ۱۰
#کتاب_مقدس
/channel/sayeroshanetarikh
چیزی که مردم فکر میکنند یوحنای رسول در مکاشفه دید
VS
و اما چیزهایی که واقعا دید
آنگاه نشانی دیگر در آسمان پدیدار شد:
اژدهایی سرخفام و عظیم که هفت سر داشت و ده شاخ، و هفت تاج بر سرهایش بود.
مکاشفه ۱۲:۳
و در دست راستش هفت ستاره داشت و از دهانش شمشیری بران و دو دم بیرون میآمد، و چهرهاش چونان خورشید بود و درخشش کاملش.
مکاشفه ۱:۱۶
آنگاه دیدم وحشی از دریا بیرون میآید. دوشاخ داشت و هفت سر، با ده تاج بر شاخهایش؛ و بر هر سرش نامی کفر آمیز نوشته شده بود.
مکاشفه ۱۳:۱
آنگاه نشانی عظیم و شگرف در آسمان پدیدار شد:
زنی که خورشید به تن داشت و ماه زیر پا داشت و تاجی از دوازده ستاره بر سر داشت.
مکاشفه ۱۲:۱
#کتاب_مقدس
/channel/sayeroshanetarikh
اسناد جنایات اعراب مسلمان در جنگ با ایرانیان
در جنگ أُلَّيْس فرمانده اعراب مسلمان (خالد بن ولید) نذر می کند چنانچه به ایرانیان دست یافت آنقدر از ایشان بکشد تا جوی خون راه بیفتد!
در این جنگ هفتاد هزار ایرانی قتل و عام می شوند.
منبع: تاریخ طبری - ج۴ - ص۱۴۹۴ ۱۴۹۳٫
#کوییز_شماره ۳۳
چیزی که بلعام میدید
VS
اما واقعیت...آنچه که الاغش دید
چون الاغ، فرشته خداوند را دید که شمشیر برهنه به دست بر سر راه ایستاده است از راه منحرف شده، به مزرعه ای در آمد. اما بلعام الاغ را زد تا او را به راه باز گرداند.
آنگاه خداوند چشمان بلعام را گشود و او فرشته خداوند را دید که شمشیر برهنه به دست، بر سر راه موضع گرفته بود. پس بلعام خم شده روی بر زمین نهاد.
فرشته خداوند به وی گفت: 《چرا الاغ خود را این سه بار زدی؟ اینک به مقابله با تو بیرون آمدم، زیرا راه تو را نزد خویش فاسد یافتم.
الاغ مرا دید و این سه بار از حضور من راه خود را کج کرد اگر راه خود را از حضور من نکرده بود، به یقین هم اکنون تو را کشته و او را زنده گذاشته بودم》
اعداد باب ۲۲
#کتاب_مقدس
/channel/sayeroshanetarikh
پاسخ صحیح: گزینه۳
فتح انبار
اسلامگرایان در یک روز هزار نفر را کور کردند که به عنوان ذات العیون یاد میشود
کامل فی التاریخ-بن اثیر-جلد دوم-ص ۲۴۵
#کوییز شماره ۳۲
متاسفانه دکتر یوسف مجیدزاده، باستانشناس بزرگ کشور و پژوهشگر برجستهی حوزههای باستان شناسی ایلام، میانرودان و پیش از تاریخ ایران، درگذشت.
آثار ایشان در پرورش دانشجویان و پژوهشگران علاقهمند به باستانشناسی و تاریخ حوزههای یادشده در دهههای اخیر، نقشی انکارناشدنی ایفا کردند.
@IranianDDBastan
درآمدی بر فلسفه تاریخ
مایکل استنفورد
ترجمه احمد گل محمدی
معرفی کتاب:
🔍 تاریخ فقط روایت گذشته نیست؛ پرسشی است دربارهٔ چراییِ آنچه رخ داده و معنایی که به آن میبخشیم.
آیا تاریخ مسیری از پیش تعیینشده دارد؟ آیا انسان سازندهٔ تاریخ است یا خود، محصول شرایط و تحولات تاریخی؟
📖 «فلسفهٔ تاریخ» از دانشنامهٔ فلسفهٔ استنفورد دریچهای است به تأملی عمیق دربارهٔ گذشته، شناخت تاریخی و چگونگی فهم جهان امروز.
✨ برای کسانی که میخواهند فراتر از دانستنِ رویدادها بروند و به چرایی و معنای آنها بیندیشند.
گاهی برای فهم تاریخ، باید از خودِ تاریخ سؤال کرد.
#فلسفه_تاریخ
#کتاب
/channel/sayeroshanetarikh
📣نشست ویژه
نشست درباره دلیل تغییر نام و اعلان تغییرات در رویکردها و اهداف نوین گروه و تبیین و تشریح دلایل آن از نظر مدیران
👤با حضور جناب هادس و جناب کاوه
⏰ساعت دوم:
مشارکت عمومی و پاسخ به پرسشهای اعضا
زمان:
۲۷ مهر_ساعت ۲۱
/channel/Islie_Group
یک سکه عرب ساسانی از دوره عثمان بن عفان که به آن عبارت «بسم الله» اضافه شدهاست
#کوییز شماره ۶۵
یک درهم عرب ساسانی متأخر ضرب بیشاپور از دوره فرمانداری حجاج بن یوسف. نام فرماندار به خط کوفی روبهروی چهره خسرو دوم قرار دارد و دور سکه با متن شهادتین منقوش است.
Читать полностью…
■ تاریخ جنگهای صلیبی: پادشاهی اورشلیم (۲)
• بالدوین یکم
در آغاز، اجرای این سیاست نیز آسان نبود. مسلمانان بالدوین را ماجراجویی موقتی میپنداشتند که میشد از او بهره برد. در جنوب غربی شهر، میان ادسا و فرات، شهر مسلماننشین سروج قرار داشت. این شهر خراجگزار یکی از شاهزادگان اُرتقی به نام بلک بن بهرام (بلک غازی) بود، اما به تازگی شورش کرده بود. بلک اکنون نامهای به بالدوین نوشت و از او خواست نیروهایش را برای بازپسگیری شهر در اختیارش بگذارد. بالدوین که از فرصتی که بدینترتیب برایش فراهم شده بود خشنود بود، پذیرفت این مأموریت را انجام دهد.
در پی این ماجرا، اهالی سروج پنهانی به بالدوک پیام فرستادند و از او خواستند برای نجاتشان بیاید. بالدوک و نیروهایش مخفیانه از ادسا بیرون رفتند و به سروج راه یافتند. اما بالدوین در تعقیب او به راه افتاد. بالدوک و مردان سروج روحیه خود را از دست دادند. اهالی شهر بیدرنگ پیشنهاد کردند شهر را به بالدوین تسلیم کنند و به او خراج بپردازند. بالدوک نیز برای دیدار با بالدوین از شهر بیرون آمد و ادعا کرد که صرفاً برای تصرف شهر به نیابت از او، پیشاپیش حرکت کرده است.
بالدوین فریب نخورد. عذرخواهی بالدوک را پذیرفت و ظاهراً دوباره او را مورد لطف خود قرار داد؛ اما چند روز بعد، خواستار آن شد که همسر و فرزندان امیر را به عنوان گروگان به او تحویل دهند. وقتی بالدوک مخالفت کرد، بالدوین او را بازداشت کرد و سرش را برید. در همین حال، پادگانی فرانکها در سروج مستقر شد.
این ماجرا به بالدوین آموخت که نمیتوان به مسلمانان اعتماد کرد. از آن پس، او اطمینان حاصل میکرد که مسلمانانی که در قلمرو او زندگی میکنند، فاقد رهبری باشند؛ بااینحال، آزادی عبادت را برایشان حفظ کرد. اگر میخواست شهری مانند سروج را که جمعیتش تقریباً به طور کامل عرب و مسلمان بود در اختیار داشته باشد، چاره دیگری نداشت. اما تساهل او افکار عمومی غرب را شوکه کرد.
تصرف سروج، که چند ماه بعد با تصرف بیرهجک و گذرگاه آن بر رود فرات دنبال شد، راههای میان ادسا و دژهای بالدوین در توربسل را پاکسازی کرد؛ در نتیجه، کنتنشین او تحکیم شد و ارتباطاتش با سپاه اصلی جنگ صلیبی تضمین گردید. در عین حال، این پیروزی به مسلمانان فهماند که کنت ادسا قدرتی است که باید او را جدی گرفت؛ ازاینرو، آنان تلاشهای خود را بر نابودی او متمرکز کردند.
عزم آنان و اهمیت ادسای فرانکها برای جنگهای صلیبی در ماه مه آشکار شد؛ زمانی که کِربُغا، در راه حرکت بهسوی انطاکیه برای رفع محاصره آن، توقف کرد تا نخست کار بالدوین را یکسره کند. او سه هفته بیهوده با دیوارهای ادسا جنگید و سرانجام از محاصره دست کشید. شکست او اعتبار بالدوین را افزایش داد و زمانی که کربغا از دست داده بود، به نجات جنگ صلیبی انجامید.
● پادشاهی اورشلیم
#پادشاهی_اورشلیم
#جنگهای_صلیبی
#بالدوین
/channel/sayeroshanetarikh
مقایسه لشکرکشی کاووس با لشکرکشی کمبوجیه
@Kheradgan_Official
✍️ اشکان دهقان
داستان لشکرکشی کی کاووس به «مازندران» در شاهنامه شباهتهایی به روایت هرودوت درباره لشکرکشی کمبوجیه به حوالی مصر دارد. آغاز هر دو لشکرکشی با بیتدبیری همراه است.
شاید شباهتهای آوایی نام کاووس (پهلوی: Kāy Us) و کمبوجیه (یونانی: Kambýsēs) باعث آمیختگیهایی در روایتهای مربوط به این دو شخصیت شده باشد.
شباهت میان خوانش یونانی و رومی نامها و خوانش پهلوی نام برخی شخصیتهای اوستایی میتوانسته است به این آمیختگیها دامن بزند.
این شباهتها را میتوان در راستای آمیختگی روایات هخامنشیان و کیانیان تحلیل کرد.
▪️مازندران در داستان کاووس و پیوند آن با حوالی مصر و افریقا
▪️لشکرکشی کمبوجیه به حوالی مصر و افریقا
▪️تصمیم شتابزده برای لشکرکشی
▪️دشمنانی با ویژگیهای افسانهای
▪️مسیر دشوار و گرفتاری
البته باید توجه داشت که این شباهتها دلیلی برای پذیرش تاریخی روایت افسانهای هرودوت درباره کمبوجیه نیستند.
نوشته را بخوانید:
https://kheradgan.ir/p/23689
مقاله
نگاهی به کتاب التاج جاحظ
#مقاله
#کوییز شماره ۶۳
پاسخ صحیح گزینه ی ۱
ابتدا توضیح مختصری در مورد اندرزنامه ها عرض میکنم:
اندرزنامههای پهلوی
به اندرزها، کلمات قصار و لطیفهها و قصههای اخلاقیای گفته میشود، که جنبهٔ حکمت عملی و تجربی داشته اند، و در اصل به زبان پارسی میانه نوشته شدهاند. اصل پهلوی بسیاری از این اندرزها از میان رفته ولی اصل بعضی از آنها را میتوان باز شناخت. پس از ظهور اسلام این کتابها مورد توجهٔ دانشمندان ایرانی مسلمان قرار گرفت و در کتابهای ادب و اخلاق و تاریخ به زبان عربی ترجمه شد و بعضی از آنها به فارسی نیز راه یافتهاند. برای نمونه ترجمهٔ اندرزهای بزرگمهر عیناً در کتاب جاویدان خرد اثر ابن مسکویه آمده و تقریباً جمله به جمله قابل تطبیق با متن اصلی است. همین سخنان را فردوسی نیز به نظم به کشیدهاست. اصل پهلوی بعضی از سخنان آذرباد مهرسپندان نیز که در کتاب ابن مسکویه نقل شده، قابل شناخت است.
اندرزنامههای پهلوی منسوب به پادشاهان و خردمندان ایرانی، علاوه بر پندها و حکمتهای عام، حاوی نکات ظریفی درباره آداب حکمرانی و حقوق و روابط متقابل شاه و مردم است
ایـن اندرزنامهها غالباً در سدههای سوم و چهارم هجری، بعد از قرنها روایت شفاهی و سینه به سینه، به کتابت درآمـد و به زبان عربی و فارسی هم ترجمه شد.
ابن ندیم در فصلی با عنوان اسامی کتابهای تألیف شده در مواعظ و آداب و حکم ایرانیان و رومیان و هندیان و تازیان تعدادی از کتابهای اخلاقی و تعلیمی پهلوی را که به عربی ترجمه شده بود، نام میبرد. در این فهرست ۱۴ کتاب رابطهٔ مستقیم با منابع ایرانی داشتهاند.
● تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، ص ۲۰۳
سلسله آثار موسوم به کتاب التّاج یا تاج نامه در ادبیات عربی نشانی از همان اندرزنامههای دوره ساسانی دارد.
●محمد محمدی، فرهنگ ایرانی پیش از اسلام و آثار آن در تمدن اسلامی و ادبیات عربی، ج۱، ص۱۶۲، تهران ۱۳۷۴ش
از اواخر قرن پنجم، تدوین رسالههای اخلاقی موسوم به «پندنامه» آغاز شد که همگی ریشه در اخلاقیات اندرزنامههای ایران باستان داشتند.
●شارل ـ هانری دو فوشه کور، اخلاقیات: مفاهیم اخلاقی در ادبیات فارسی از سده سوم تا سده هفتم هجری، ج۱، ص۵، ترجمه محمدعلی امیرمعزی و عبدالمحمد روح بخشان، تهران ۱۳۷۷ش
جاحظ در کتاب التاج صراحتاً به سابقه و برتری آداب و رسوم و حکومت داری ایرانیان در همه زمینه ها بر عربها و سایر ملتها اعتراف کرده است و آنها را تحسین نموده و به این حقیقت اشاره میکند که تمام آنچه از قوانین مملکت داری و تدابیر کشوری و آداب پادشاهی و سیاست مدن و ملت پروری و لزوم حفظ منافع آنها و صیانت حدود هر یک آموخته ایم، سراسر از ایرانیان فراگرفته ایم
لنبدأ بملوك العجم، إذ كانوا هم الأول في ذلك، وعنهم أخذنا قوانين الملك والمملكة، وترتيب الخاصة والعامة، وسياسة الرعية، وإلزام كل طبقة حظها، والاقتصار على جديلتها...» (جاحظ، ۱۹۱۴_۲۱)
محققان، موضوعات ایرانی این کتاب را(تاجنامه جاحظ) کتاب التاج فی سیره انوشروان یا بهطور کلی آیین نامهها و گاهنامهها و تاجنامهها میدانند.
●محمد محمدی «کتاب التاج للجاحظ و علاقته بکتب «تاجنامه ` فی الادب الفارسی الساسانی»، ص ۵۸الدراسات الادبیة، سال ۳، ش ۳ (پاییز۱۳۴۰)
●عمروبن بحرجاحظ، کتاب التاج فی اخلاق الملوک، ج۱، ص۳۴، چاپ احمدزکی پاشا، قاهره ۱۳۳۲/۱۹۱۴
جاحظ در آغاز جلد سوم البیان والتبیین از کتاب کاروند در شیوایی و رسایی گفتار تعریف میکند و مینویسد: آنکه دوست دارد به صنعت بلاغت دسترسی یابد و با شگفتیها آشنا شود و در واژهشناسی استادی یابد، پس کتاب «کاروند» را که از کتابهای پهلوی است بخواند
جاحظ که خود از پیشوایان شیوایی گفتار و سخندانی است، در جایجای «البیان و التبیین» چیرهدستی ایرانیان را در سخنوری و گزیدهگویی ستوده است
. همچنین در الفهرست ابن ندیم نیز از این کتاب سخن بهمیان آمده است
(ابن ندیم (۱۳۶۶)، الفهرست، ترجمهٔ محمد رضا تجدد، امیرکبیر)
در پیام بعدی
مقاله ای در مورد کتاب التاج_جاحظ و رساله ایی از ابراهیم امین درباره مواردی که جاحظ درباره 《ایرانیان》مطالبی در کتاب البیان و التبیین نوشته است،ریپلای میشود👇
#کوییز شماره ۶۳
📚درس گفتارهایی پیرامون فلسفه تاریخ
🖊داریوش رحمانیان
#کتاب
#فلسفه_تاریخ
/channel/sayeroshanetarikh
سپاه اسلام به خاطر يک قسم، هفتاد هزار نفر را كشتند و رود خون به راه انداختند.
⚡️طبري در تاريخ خود، ابن اثير جزري در كتاب الكامل في التاريخ و نويري در نهاية الأرب و ابن كثير دمشقي در البداية والنهاية و ابن خلدون در مقدمه خودش اين مطلب را نقل كرده اند كه خالد فرمانده مسلمین قسم خورد كه اگر به مشركين دست يابد، جوي خون راه بيندازد، به خاطر قسم خالد هفتاد هزار نفر را كشتند .
👇ما متن اين روايت را از زبان ابن اثير نقل مي كنيم:
واقتتلوا قتالا شديدا والمشركون يزيدهم كلبا وثبوتا توقعهم قدوم بهمن جاذويه فصابروا المسلمين فقال خالد اللهم إن هزمتهم فعلي أن لا أستبقي منهم من أقدر عليه حتي أجري من دمائهم نهرهم فانهزمت فارس فنادي منادي خالد الأسراء الأسراء إلا من امتنع فاقتلوه فأقبل بهم المسلمون أسراء ووكل بهم من يضرب أعناقهم يوما وليلة.
فقال له القعقاع وغيره لو قتلت أهل الأرض لم تجر دماؤهم فأرسل عليها الماء تبر يمينك ففعل وسمي نهر الدم ... وبلغ عدد القتلي سبعين ألفا.
ترجمه : جنگ شديدي درگرفت، مشركين ايستادگي و پايداري مي كردند و منتظر آمدن بهمن جاذويه بودند، مسلمانان نيز مقاومت كردند؛ پس خالد گفت: خدايا اگر آن ها را شكست دادم، سوگند ياد مي كنم هيچ يك از كساني را كه به آن ها دست يافتم باقي نگذارم؛ مگر اينكه رود خون به راه بيندازم .
اهالي فارس شكست خوردند، شخصي از مأموران خالد فرياد مي زد: اسراء را بگيريد و هركس مقاومت كرد، بكشيد؛ پس مسلمانان آن ها را اسير كردند و افرادي را مأمور كردند كه شبانه روز گردن آن ها را بزنند.
قعقاع و ديگران به خالد گفتند: اگر تمام مردم روي زمين را نيز بكشي، جوي خون راه نخواهد افتاد، آب را بر خون ها جاري كنيد، تا از دست سوگندي كه ياد كرده ايد، آزاد شويد؛ خالد همين كار را كرد و نام آن رود را «رود خون» گذاشت. در اين روز تعداد كشته شدگان به هفتاد هزار نفر مي رسيد.
الجزري، عز الدين بن الأثير أبي الحسن علي بن محمد (متوفاي630هـ) الكامل في التاريخ، ج2 ، ص242، تحقيق عبد الله القاضي، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة الثانية، 1415هـ؛
الطبري، أبو جعفر محمد بن جرير بن يزيد بن كثير بن غالب (متوفاي310)، تاريخ الطبري، ج2 ، ص313، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت؛
النويري، شهاب الدين أحمد بن عبد الوهاب (متوفاي733هـ)، نهاية الأرب في فنون الأدب، ج19 ، ص68، تحقيق مفيد قمحية وجماعة، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولي، 1424هـ - 2004م؛
ابن كثير الدمشقي، ابوالفداء إسماعيل بن عمر القرشي (متوفاي774هـ)، البداية والنهاية، ج6 ، ص346، ناشر: مكتبة المعارف - بيروت؛
إبن خلدون الحضرمي، عبد الرحمن بن محمد (متوفاي808 هـ)، مقدمة ابن خلدون، ج2 ، ص509، ناشر: دار القلم - بيروت - 1984، الطبعة: الخامسة
#کوییز_شماره ۳۳
پاسخ صحیح:گزینه ۱
در حمله تازيان مسلمان به الیس، جنگی سخت بین سپاهیان تازي و ایران در کنار رودی که به سبب همین جنگ، بعد ها به «رود خون» معروف گردید، در گرفت. در برابر مقاومت و پایداری سرسختانه ی ایرانیان، خالد ابن ولید نذر کرد که اگر سپاهیان اسلام بر ایرانیان پیروز گردند، دست به غذا نبرد مگر چندان از پارسیان بکد که خون هایشان را در رودشان روان شود و چون پارسیان مغلوب شدند، به دستور خالد، گروه گروه از ایرانیان را که به اسارت گرفته بودند، می آوردند و در رود گردن می زدند.
مغیره گوید که بر رود، آسیاب ها بود و سه روز پیاپی با آب خون آلود، قوت (نان) سپاه اسلام را که هیجده هزار کس یا بیشتر بودند، آرد کردند. کشتگان (پارسیان) در الیس هفتاد هزار تن بود.
کتاب تاریخ ده هزار ساله ایران - جلد دوم، رویه ۱۲۳
#کوییز شماره ۳۳
کور کردن چشم سپاه ساسانی در فتح انبار (عکس از کتاب طبری جلد چهارم ص 1511)
چشم هزار سرباز پارسی توسط لشکر خالد بن ولید کور می شود نام این جنگ را ذات العیون نامیدند
#کوییز شماره ۳۲
بررسی سرزمین کَشّن در هزاره سوم پیش از میلاد
@Kheradgan_Official
✍️ مجید خالقیان
نام کَشّن (Kaš-še-in) در کتیبهای مربوط به پوزور-اینشوشیناک، فرمانروای ایلام آمده است.
این نام یادآور واژه کَشّو (Kaššû) در اکدی است که با کاسیان پیوند دارد.
اگر نامهای کَشّن، کاسیان و کاسپیان را با «کاس/کس» مرتبط بدانیم، پیشنهاد ریشهای هندوایرانی برای این نام میتواند یکی از گزینههای مهم و شایان بررسی باشد.
شواهد دیگری نیز از پیوند کاسیان و کاسپیان با عناصر هندوایرانی حکایت دارند.
نوشته را بخوانید:
https://kheradgan.ir/p/23692
مقایسه ادبیات ایران و عرب جاحظ
ترجمه فارسی
#جاحظ
#کتاب
/channel/sayeroshanetarikh
پاسخ صحیح:گزینه ۳
اصلاحات عبدالملک بن مروان و پایان یافتن تدریجی ضرب درهم های عرب-ساسانی
پس از شروع اصلاحات عبدالملک بن مروان، در سال 76 ه.ق. تصمیم بر جایگزینی سکه های عرب- ساسانی و عرب-بیزانسی با فرمی کاملا اسلامی شد (الطبری،1885 ج8 :939 )
اولین دینار طلا با خطوط کوفی به سال77 ه.ق. ضرب شد و از سال78ه.ق. ضرب اولین درهم های تراز اسلامی آغاز گردید.(Grierson, 1960: 247) .
امویان از سال77ه.ق. که ضرب سکه ها را با طرح جدید اسلامی آغاز کردند، روی دینارهای طلا فقط تاریخ ضرب آن را به کار بردند و نام خلیفه و حاکم بر آنها نقر نشد. بر درهم های نقره جدید نیز تاریخ و محل ضرب سکه، بدون نام خلیفه یا حاکم، نقش گردید؛
این امر تا پایان دوره امویان به همین شیوه ادامه پیدا کرد.(Shams Eshragh, 2010: 4)
تصویر شماره ۱👇
/channel/sayeroshanetarikh/11755
رفته رفته درهم های عرب-ساسانی میبایست جای خود را به سکه های تراز جدید میداد. اما این روند در شهرهای شرقی به کندی پیش می رفت و تا سال 86 ه.ق. به صورت رسمی ادامه یافت.
در این هشت سال حکمرانانی نظیر حجاج بن یوسف( 75-82 ه.ق.)
در شهرهای اردشیرخوره، بیشاپور، اصطخر، توج، و یزد؛ مسیببن شهرء(79ه.ق.)
در مرو؛ یزیدبن مهلب(78-84ه.ق.)
در انبیر؛ عبدالرحمن بن عبد الله( 79ه.ق.)
در کوفه؛ عبید الله ابی بکره (79-80 ه.ق.)
در ایالت سیستان؛ عبدالله بن عامر مجاشعی( 80 ه .ق).
در ایالت سیستان؛ عبدالرحمن بن محمدبن اشعث (80-84ه.ق.)
در اصطخر، بیشاپور، دارابگرد، و ایالتهای کرمان و سیستان؛ عبدالله بن بسطام(82ه.ق.)
ایالت کرمان؛ عمربن لقیط عبدی( 82-83ه.ق.)
در ایالت کرمان؛ خالدبنابی خالد (83ه.ق.)
در جی؛ عبیدالله بن عبد الرحمن( 83-84.هق.)
در بصره و کرمان؛ عماره بن تمیم( 84-85ه.ق.)
در ایالت سیستان؛ مسمع بن مالک( 85-86ه.ق.)
در ایالت سیستان آخرین درهم های عرب-ساسانی را به ضرب رسانیدند.
تصویر شماره ۲👇
/channel/sayeroshanetarikh/11756
مقاله پیشنهادی:
پژوهش بر سیر تحول ضرب درهم های عرب_ساسانی، نخستین سکه های جهان اسلام👇
/channel/sayeroshanetarikh/11759
#کوییز_شماره ۶۶
بازتاب هخامنشیان در شاهنامه و پیوند با کیانیان
@Kheradgan_Official
✍️ مجید خالقیان
شباهت نامها و داستانهای کیانیان در شاهنامه با هخامنشیان قابل توجه است.
کیانیان در شاهنامه بر قلمرویی گسترده فرمان میرانند، نشستگاه آنان در پارس قرار دارد و رفتار و تشکیلات فرمانرواییشان نیز شباهتهایی با هخامنشیان دارد.
حتی نام برخی از پادشاهانی که کیانی خوانده شدهاند، در اوستا نیامده است؛ از جمله داراب، بهمناردشیر و دارا.
این موضوع از آمیختگی روایت کیانیان با تاریخ هخامنشیان حکایت دارد. این آمیختگی میتوانسته بر روایتهای مربوط به دیگر شاهان کیانی، حتی آنهایی که نامشان در اوستا آمده است، نیز تاثیر بگذارد.
آمیختگی روایت کیانیان با تاریخ هخامنشیان قطعا پدیدهای پساباستانی نیست؛ زیرا اسناد معتبری از دوران ساسانیان وجود دارند که در آنها از اردشیر کیانی نام برده شده است: «پادشاهی از اردشیر کیانی که بهمن اسفندیاران خوانده شود، که دیو را از مردمان جدا کند و همه جهان را بپیراید و دین را رو کند»
شباهت برخی از نامها صرفا آوایی هستند، اما برخی دیگر شباهت ریشهای دارند. برخی از این شباهتها عبارتند از:
شباهتهای ریشهای:
▪️ گشتاسپ: ویشتاسپ (Vištāspa)
▪️ داراب/دارا: داریوش (Dārayavauš)
▪️ بهمناردشیر: اردشیر (Artaxšaçā)
شباهتهای آوایی:
▪️کاووس (پهلوی: Kay Us): کمبوجیه (یونانی: Kambýsēs)
▪️کیخسرو (پهلوی: Kay Husrōy): کوروش (یونانی: Kŷros)
باید توجه داشت که حتی اگر شباهتها صرفا آوایی بودند و نامها ریشه مشترکی نداشتند، مردمان باستان با دانش زبانشناسی به معنای امروزی آن آشنایی نداشتند و همان شباهت ظاهری هم به آمیختگی روایات منجر میشد. برای نمونه، هنگامی که ایرانیان سالیان سال پس از هخامنشیان در منابع یونانی و رومی با نام کوروش (Kŷros) روبهرو میشدند، ممکن بود به دلیل شباهت نام و داستانها، او را با کیخسرو (Kay Husrōy) یکی بدانند. چنین برداشتی نیز میتوانست به آمیختگی بیشتر روایتها بینجامد. از این روی علاوه بر حافظه جمعی ایرانیان، روایتهای یونانیان هم در آمیختگیها دیده میشود.
نقطه مهم: شباهت نام کَویویشتاسْپَ و ویشتاسپ هخامنشی
این شباهت نقطهای مهم به شمار میآید. شباهت آشکار میان نام کَویویشتاسْپَ در اوستا و ویشتاسپ هخامنشی، زمینهای مهم برای درهمآمیختن کیانیان و هخامنشیان فراهم کرده است.
بر همین اساس، خاطرات تاریخی مربوط به پیش از گشتاسپ، از جمله کیخسرو، با خاطرات مربوط به کوروش بزرگ درآمیخته و پادشاهان پس از گشتاسپ با شخصیتهایی با نامهای داریوش و اردشیر پیوند یافتهاند.
داستانهای مشابه کیانیان و هخامنشیان
این شباهتها و آمیختگیها به معنای یکسان بودن شخصیتهای اساطیری و تاریخی نیست؛ بلکه هنگام سخن گفتن از آمیختگی، وجود جابهجاییها، تفاوتها و اغراقها کاملا طبیعی است.
بهطور خلاصه، این آمیختگیها را در روایتهای مربوط به چند پادشاه کیانی میتوان ردیابی کرد:
▪️ کیخسرو: آمیختگیهایی با کوروش بزرگ دارد.
▪️داراب: آمیختگیهایی با داریوش بزرگ دارد.
▪️بهمناردشیر: آمیختگیهایی با اردشیر یکم و اردشیر دوم دارد
▪️دارا: آمیختگیهایی با داریوش سوم دارد.
دلایل آمیختگی روایتها در شاهنامه چیست؟
دلیل اصلی را باید در یورشها و سلطه بیگانگان بر ایران جستوجو کرد. به نظر میرسد در این دورهها، بسیاری از منابع تاریخی ایرانیان نابود شدهاند. این نابودیها تنها هنگام یورشها رخ ندادهاند، بلکه دوران سلطه بیگانگان نیز تاثیرات قابل توجهی گذاشته است.
نوشته کامل را بخوانید: https://kheradgan.ir/p/13919
تعدادی از سکههای عرب ساسانی که از محوطه باستانی استخر و بیستون کشف و امروزه در مؤسسه خاورشناسی دانشگاه شیکاگو نگهداری میشوند.
Читать полностью…
پاسخ صحیح: گزینه ۳
سکههای عرب-ساسانی یا سکههای عربی-ساسانی
یک اصطلاح مربوط به سکهشناسی است که در ارتباط با سکههای مسی و نقرهای ضربشده به سبک سکههای ساسانی توسط اعراب مسلمان در زمان ورود اسلام به ایران و چند دهه بعد از آن کاربرد دارد. تصاویر روی سکهها بیشتر شامل نقشهایی از خسرو دوم، یزدگرد سوم و گاه به ندرت هرمز چهارم میشدند.
اخذ الگوی سکههای این سرزمینها توسط اعراب مسلمان دلایل متفاوتی ذکر شدهاست. از جمله اینکه به دلیل نیاز به حفظ ثبات اقتصادی، اعراب در ابتدا تمایل چندانی به عوض کردن سکههای رایج نداشتند و در ابتدا تنها سعی میکردند نوشتههای عربی را به خط کوفی بر سکهها بیفزایند یا نشانهای دینی امپراتوریهای پیشین را از سکهها بزدایند. منطقه پارس (شامل شهرهای بیشاپور، دارابگرد، اصطخر) درکنار آذربایجان ازجمله مهمترین مکانهای ضرب سکههای عرب ساسانی بودند.
تاکنون انبوهی از این گونه سکهها یافت شدهاند. نخستین بار که از سکههای مسی عرب ساسانی نام برده شده در کاتالوگ موزه سلطنتی برلین در سال ۱۸۹۸ میلادی است. در سال ۱۹۲۸ و ۱۹۳۷ نیز شماری از سکههای مسی از حفاری در شوش به دست آمد که نخستین مدرک جدی در این زمینه بود. در سالهای گذشته نیز شماری سکه از روستای دوکوهک شهرستان ارسنجان به دست آمده است.
به تصاویر زیر دقت کنید👇
■ تاریخ جنگهای صلیبی: پادشاهی اورشلیم (١)
• بالدوین یکم
دو برادر گادفری نیز صلیب برگرفته بودند. برادر بزرگترش، اوستاس سوم، کنت بولونی، صلیبیای بیرغبت بود که همواره سودای بازگشت به املاک پهناور و حاصلخیز خود را در سر داشت؛ املاکی که در دو سوی کانال مانش گسترده بودند. شمار سپاهیانی که در اختیار جنگ صلیبی گذاشت، بسیار کمتر از نیروهایی بود که گادفری بسیج کرده بود؛ ازاینرو، با اشتیاق پذیرفت که برادرش رهبری سپاه را بر عهده گیرد. احتمالاً او جداگانه و از راه ایتالیا رهسپار شرق شد.
اما برادر کوچکتر، بالدوین، که گادفری را همراهی میکرد، سرشتی یکسره متفاوت داشت. او را از آغاز برای خدمت در کلیسا در نظر گرفته بودند و به همین سبب، سهمی از املاک موروثی خاندان به او نرسیده بود. بااینحال، هرچند تحصیل در مدرسهٔ نامدار رنس ذوقی پایدار به فرهنگ و دانش در او پدید آورده بود، خلقوخویش با زندگی روحانی سازگار نبود. پس به زندگی دنیوی بازگشت و ظاهراً در لورن به خدمت برادرش گادفری درآمد.
این دو برادر تفاوتی چشمگیر با یکدیگر داشتند. بالدوین حتی از گادفری نیز بلندقامتتر بود. موهایش به همان اندازه تیره بود که موهای برادرش روشن؛ بااینهمه، پوست بسیار سفیدی داشت. گادفری خوشبرخورد و مهربان بود، حال آنکه بالدوین مردی مغرور و سردمزاج به شمار میرفت. گادفری به زندگی ساده خو داشت، اما بالدوین، با آنکه تاب تحمل دشواریهای طاقتفرسا را داشت، شیفتهٔ شکوه و تجمل بود. گادفری در زندگی خصوصی پاکدامن بود، اما بالدوین به عیشونوش و شهوترانی دلبستگی داشت.
بالدوین با شور و شوقی فراوان به استقبال جنگ صلیبی رفت. در سرزمین مادریاش آیندهای در انتظار او نبود؛ اما در شرق، این امید را داشت که روزی پادشاهی برای خود به دست آورد. هنگام عزیمت، همسر نورمناش، گادهیلد توسنی، و فرزندان خردسالش را نیز با خود برد. عزم بازگشت نداشت.
گادفری و برادرانش را شماری از برجستهترین شوالیههای سرزمینهای والونی و لوتارنژی همراهی میکردند؛ از جمله پسرعمویشان، بالدوین رتل، لُرد لبورگ؛ بالدوین دوم، کنت اِنو؛ رینالد، کنت تول؛ ورن از گره؛ بالدوین ستوولو؛ و دو برادر به نامهای هنری و جفری از خاندان اِش.
بالدوین اصول سیاستی را پایهگذاری کرد که بعدها قرار بود آن را در پادشاهی اورشلیم به اجرا درآورد. کنترل حکومت باید در دست شاهزاده فرانک و واسالهای فرانک او باقی میماند؛ اما از شرقیان، اعم از مسیحیان و مسلمانان، دعوت میشد که در اداره حکومت نقش داشته باشند؛ حکومتی که در نهایت، با درآمیختن نژادهای مختلف، به کلیتی یکپارچه تبدیل میشد. این سیاستِ دولتمردی دوراندیش بود؛ اما از نظر شوالیههایی که بهتازگی از غرب آمده بودند و سوگند خورده بودند خود را وقف صلیب کنند و کافران را ریشهکن سازند، چنین رویکردی تقریباً خیانت به سوگند یک جنگجوی صلیبی به شمار میرفت. اوربان در کلرمون از مؤمنان دعوت نکرده بود که به میدان بیایند تا بالدوین و امثال او را بر تخت پادشاهیهایی نیمهشرقی بنشانند.
بر سر میراث هخامنشیان یک دیگر را شرحه شرحه کردند.
مروری بر سرنوشت سرداران و افسران اسکندر مقدونی بعد از تسلط برحکومت هخامنشیان
🔻اسکندر خود در جوانی در بابل مرد و در جدال جانشینی پسر کودکش که بعد از مرگ او بدنیا آمد همراه مادرش رکسانا کشته شد. برادر اسکندر بنام فیلیپ نیز به قتل رسید. بعد از او مادر اسکندر را به قتل رساندند. از اسکندر پسری نماند و بسیاری از زنان دیگرش نیز به قتل رسید. و حال بنگرید سرنوشت سرداران و افسران مهم اسکندر که بعد به مقام ژنرالی رسیدن چه شد:
🩸🗡کلیتوس سیاه: کشته شده توسط اسکندر
🩸⚔لئوناتوس: کشته شده توسط آتنی ها که پس از مرگ اسکندر علیه مقدونیان شوریده بودند.
🔪🩸هفستیون: مرگناگهانی در جشنی در هگمتانه احتمالا در توطئه ای به قتل رسید
🩸⚔اریگیوس: کشته شده در نبردی علیه ایرانیانِ باکتریایی(باختری)
🩸⚔پارمنیون: کشته شده در هگمتانه (همدان) توسط اسکندر
🩸⚔پردیکاس :کشته شده توسط شورش سربازانش در حمله به مصر تحت تسلط بطلمیوس اول
🩸⚔کراتروس: کشته شده در جنگ با ائومنس
🗡🩸نئوپتولموس: کشته شده بدست ائومنس
🩸🗡ائومنس: کشته شده در ایران توسط آنتیگونوس اول
🩸🔪فیلیپ ماچاتاس: کشته شده در توطئه ای بدست اودومس
🩸🗡اودومس: کشته شده توسط آنتیگونوس اول
🩸🗡آنتی ژن: کشته شده توسط آنتیگونوس اول
⚔🩸آنتیگونوس اول: کشته شده در نبرد ایپسوس توسط سلوکوس ، لیسیماخوس و بطلمیوس
⚔🩸لیسیماخوس: کشته شده در نبرد کوروپودیوم توسط سلوکوس
🩸🔪سلوکوس:کشته شده در سواحل تراکیه به ضرب خنجر بطلمیوس کرانوس پسر بطلمیوس اول
⚔🩸پیتون : کشته شده در نبرد غزه علیه سلوکوس و بطلمیوس
🗡🩸هارپالوس : کشته شده در کرت
و ......
میان سرداران مهم اسکندر که در حمله به شاهنشاهی هخامنشی شرکت داشتند فقط چند نفر به مرگ طبیعی از دنیا رفتند مانند بطلمیوس پادشاه مصر به مرگ طبیعی مرد، کوینوس که در زمان بازگشت اسکندر از هند بر اثر بیماری مرد. و پلیپرخون به مرگ طبیعی مرد اما تنها پسرش که در عصر اسکندر سرباز و در جنگ های جانشینان اسکندر به سرداری رسید در سیکیون به قتل رسید. از سرنوشت چگونگی مرگ آندرونیکوس نیز اطلاعی در دست نیست.
#حمله_اسکندر
#هخامنشیان
/channel/sayeroshanetarikh
چکیده
جاحظ از جمله نویسندگان عرب است که در آثار خود توجه ویژه ای به ایرانیان، آیین و رسوم ایرانی، پادشاهان ساسانی و سخنان حکیمانه آنها داشته است.
جاحظ به وضوح اعتراف میکند که عربها آیین کشورداری و سیاست را از ایرانیان آموختند. میزان و معیار درستی و صحت هر موضوع را خواست و اراده شاهان میداند و به همین سبب در ابتدای بسیاری از موضاعات خود میگوید: از اخلاق شاهان این است که... بر شاهان جایز نیست که... از حقوق شاهان این است که...
در این نوشتار به دیدگاه های مختلف وی درباره ایرانیان و پادشاهان ساسانی، آداب و رسوم، آداب پوشاک، خوراک، مجالس خوشگذرانی، حکمتها و... پرداخته شده است. چنانکه وی در آغاز هر باب از کتابش که به موضوعی خاص اشاره دارد، ابتدا به توضیحی کلی درباره آن میپردازد و سپس به ذکر دیدگاه های ایرانیان و پادشاهان ساسانی در آن موضوع خاص میپردازد و آنگاه به میان خلفای عرب میآید و دیدگاه های آنان را که درواقع تکرار همان آیین و آداب و رسوم شاهان ساسانی است بیان میکند. این شیوه نگارش به وضوح تأثیرپذیری فرهنگ عربی از فرهنگ ایرانی را نشان میدهد بهویژه در اموری که از سنت های ایرانی است از جمله جشن مهرگان و نوروز و نیز آیین پرده داری و تشریفات دربار که در خلافت اسلامی پیشینه ای نداشته است. میتوان گفت که گستره نفوذ فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی در میان خلفای عرب به حدی بوده است که جزئی جدایی ناپذیر از زندگی آنها شده و با فرهنگشان عجین شده است و میتوان بسیاری از آداب و رسوم ناشناخته دولت ساسانی را از آیین و رسوم رایج در خلافت عباسی شناخت و این کتاب جای خالی متون پهلوی را که غالبا از میان رفته اند پر میکند
#کوییز شماره ۶۳
رساله ای از ابراهیم امین در باره مواردی که جاحظ درباره «ایرانیان» مطالبی در کتاب البیان و التبیین نوشته است
#مقاله
#کتاب
#کوییز شماره ۶۳
جاماسب_جی_دستور_منوچهر_جی_جاماسب_آسانا
گزارش سعید عریان
انتشارات کتابخانه ملی جمهوری اسلامی، چاپ اول۱۳۷۱
#متون_پهلوی
#کتاب_های_ایران_باستان
#اشکانیان
#کتاب
/channel/sayeroshanetarikh