22417
@JaamAcademy در جستجوی آگاهی و معنا ارتباط با ادمین: @Mm_135
🌸🌿🌸🌿🌸
مرد ایستاده بود آن بالا و به اقیانوس آدمها نگاه میکرد. جمعیت دور استخر محوطه پیچیده بود و رفته بود تا آن دورها، تا آنجا که میشد دید. از همه جا آدم آمده بود و از صبح تا به حال تظاهرات کرده بودند و شعار داده بودند و حالا همه ایستاده بودند اینجا منتظر سخنرانیش. نه با صحبت کردن بیگانه بود، نه حتی با این مکان بخصوص. بار اولی که از جنوب آمده بود بیرون و برای کل کشور حرف زده بود همین جا بود. شش سال قبل. هنوز سی سالش هم نشده بود. آن روز فکر کرده بود چه موفقیتی بوده که بیست و پنج هزار نفر را دور هم جمع کردهاند و بزرگترین تظاهرات حقوق مدنی را تشکیل دادهاند. امروز ولی فرق داشت. هر چه هم عادت به سخنرانی داشته باشی، دویست و پنجاه هزار جفت چشم که به دهانت زل بزنند آب دهانت خشک میشود. شروع کرد که "بنده خوشحالم که امروز برای تظاهراتی که روزی در تاریخ کشور ما به عنوان بزرگترین تظاهرات حقوق مدنی شناخته خواهد شد در کنار شما باشم ...".
ادامه داد. از تاریخ گفت و از آزادی بردگان و از اینکه حقوق سیاهان هنوز رعایت نشده. رفت به سوی تمثیل و استعاره که به ما سیاهان چک برگشتی دادهاید و بانک عدالتتان ورشکسته است، ولی دویست و پنجاه هزار جفت چشم هنوز زل زده بودند و حالتشان تغییر نکرده بود. میدانست که با این چیزهایی که گفته جذبشان نکرده. گرما و شرجی شهریور واشنگتن کلافهاش کرده بود. به شب قبلش فکر کرد که نشسته بود و تا سه صبح سخنرانی را نوشته بود. یعنی همین؟ سالها رهبری جنبش مدنی و تظاهرات و مدام زندان رفتن و چهار تا بچه را توی خانه گذاشتن میشود این که آخر جلوی این همه آدم یک سخنرانی کنی و تکانشان هم ندهی و برود؟ یعنی بچه پنج ماهه را گذاشتیم خانه و این همه راه آمدیم برای این؟ حالا چه کنم؟ کوتاهش کنم و نتیجهگیری کنم و بروم؟ از آن پشت صدایی شنید "مارتین، بهشون از آرزوت بگو." یکی از اعضای گروه کُر بود. سالها بود سخنرانیهایش را شنیده بود و حالا از سخنرانی "آرزو" میگفت. با خودش فکر کرد یعنی عوضش کنم؟ همینجا؟ از سخنرانی منطقی بروم به احساسی؟ جلوی دویست و پنجاه هزار جفت چشم؟ گفت چشم و فکر کرد که چرا که نه مارتین؟ چشم دل بگشا و در جانها نگر.
گفت: "آرزویی دارم که یک روز بر تپههای سرخ جورجیا، پسران برده داران و بردگان بر سر سفره برادری خواهد نشست." که "یک روز چهار فرزند من در کشوری زندگی خواهند کرد که نه بر اساس رنگ پوستشان، که بر اساس محتوای شخصیتشان قضاوت خواهند شد." که "یک روزی در آلاباما پسران و دختران کوچک سیاه و سفید دست هم را چون برادران و خواهران خواهند گرفت." که "روزی هر دره پر خواهد شد و هر کوه کوتاه." و گفت که اینها همه که شد، "همه فرزندان خدا با هم به رسم آوازهای قدیم سیاهپوستان خواهند خواند که سرانجام آزادیم، سرانجام آزادیم، پروردگارا سرانجام آزادیم."
چرخش کوتاهی کرد و از تریبون پایین آمد. بار دوشش که ناگهان خالی شد تازه فهمید که این همه مدت مثل اطلس نیرومند آسمان را روی شانههایش گرفته بود. دویست و پنجاه هزار جفت چشم غرق بودند در اشک و در شادی و در هیجان.
به رسم هر ساله برای تولد دکتر مارتین لوترکینگ نوشته شد - ۲۵ دی ماه ۹۶، واشنگتن، دیسی
@Farnoudian
💌 @My8behesht
https://youtu.be/I47Y6VHc3Ms
برای رسیدن به یک زندگی موفق ،پویا و خشنود نیاز به آموزش داریم .درنگ نکنید ، آموزش ها ی تخصصی این کانال را دنبال کنید.
کانال رسمی دکتر علی صاحبی 👇🏻👇🏻
https://t.me/joinchat/AAAAAD_HcnnZ3eZ4LGQl8g
❤️✨❤️✨❤️
اجازه دهید کلماتتان
باعث قوت قلب دیگران شود...
اعمالتان
زنجیرهای گره خورده دیگران را
باز كند و
محبت شما نمایشی از
محبت خالق مهربان باشد.
#بهشت_مهربانی
💌 @My8behesht
📚📚📚📚
مطالعه، ارزان ترین شیوهٔ عبور از زندان باورهای نادرست است.
#بهشت_مطالعه
💌 @My8behesht
🎯🎯🎯🎯
ارادهی تغییر
پنج سال پیش همین ایام، آخرین ماههای زندگی من و همسرم در دبی بود.
یک تویوتا داشتیم که هرچند خودرو عادی آنجا محسوب میشد، ولی هنوز در ایران نتوانستهایم دوباره معادل آن را داشته باشیم.
آپارتمان کوچک ما در بالاترین طبقهی یک برج بزرگ، در چندقدمی یک gym (سالن ورزشی) و یک استخر روباز بود. (بیشتر آپارتمانهای مسکونی دبی، استخر روباز روی پشت بام و gym دارند.) از آنجا که تقریبا کسی در آن برج اهل ورزش نبود، این سالن و آن استخر، تقریبا هرزمان که میخواستیم فقط مال ما بود.
به دلیل وضعیت اقتصادی ایران در آن زمان، ارزش هر «درهم امارات» ظرف مدت کوتاهی از 250 تومان به 1000 تومان رسیده بود. بنابراین گرچه حقوق ما در امارات تغییر نکرده بود، ولی درآمد تومانی ما چهار برابر بیشتر از سابق شده بود.
دبی همچنان در حال رشد بود و روزبهروز هم جاذبهها و امکانات و جشنهای آن پررونق تر می شد ... به طور خلاصه زندگی ما از بسیاری جنبهها طوری بود که شاید برای بسیاری از مردم در حد آرزو باقی بماند، اما ...
اما یک جای داستان مشکل داشت. ویزای ما باید تمدید میشد و من و همسرم دیگر علاقهای به زندگی در دبی نداشتیم. اگر ویزا را با زحمت زیادی تمدید میکردیم، سه سال دیگر باید میماندیم. باید یک تصمیم محکم میگرفتیم. دبی دیگر برای ما جذاب نبود و هیچ تصوری نداشتیم که اگر به ایران برویم چه سرنوشتی در انتظار ماست. ما تصمیم گرفتیم. شرایط خوب زندگی را کنار گذاشتیم و پیش از نوروز همان سال به ایران برگشتیم. حتی یک دوست من هم با این کار ما موافق نبود. همه دلسوزانه میگفتند همانجایی که هستید بمانید. البته ما نماندیم!
کار به همینجا ختم نشد. مدیر یکی از شرکتهای دبی که فرد بسیار محترم و ارجمندی است و اعتماد فراوانی به من داشت و من همچنان به دوستی با ایشان مفتخر هستم، به من پیشنهاد کرد برای زندگی به تهران بروم، ادارهی کارهای ایشان در تهران را بر عهده بگیرم و نگران خودرو و اجارهی خانه در تهران هم نباشم و یک حقوق خوب ماهیانه هم داشته باشم. دیگر از این بهتر مگر میشد؟
اما ما تصمیم گرفته بودیم در برگشت به ایران، به دنبال رویاها و آرزوهای خود باشیم. من برنامههایی برای رشد خودم داشتم. آزادی مهمترین اولویت من بود. مطالعات بیشتر، رشد شخصی، کار روی باورها و تواناییهای شخصیام ...
از همین رو با وجود تمام مشکلاتی که میدانستم پیش خواهد آمد محترمانه به ایشان «نه» گفتم و خطر کردم. پا در راهی گذاشتم که برایم آزادی داشت، ولی امنیت شغلی تضمینشده نداشت. برگشتیم و ساکن شهرستان شدیم.
خدا را شکر می کنم که من و همسرم، سالهاست که «ارادهی تغییر» داشتهایم و باز هم داریم. در باور ما، محدودیتهای جغرافیایی زندگی یک توهم است. ما در شهرهای مختلف زندگی کردهایم و چون باور داریم میتوان آزاد زندگی کرد، زندگی نیز دست و پای ما را نبسته است و چهرهی سخاوتمند خود را پنهان نکرده است.
هیچ بعید نیست ظرف چند سال آینده مانند دوست خوبم محمدعلی به یک روستا برویم و حقیقتا این کار برای ما به همین سادگی است که تصمیم بگیریم، وسایل سفر را ببیندیم و برویم.
15 سال است از تهران رفتهام. این روزها که مردم از زندگی خود در تهران بسیار گلایه میکنند، دوست دارم یادآوری کنم که یک چیز، و تنها یک چیز، مانع رفتن شما از تهران و داشتن یک زندگی عالی در هرکجای دیگر روی زمین پهناور خداست:
آن یک مانع خود شمایید، یا درستتر بگویم باورهای شماست.
علی اکبر کاویانی (@systemsthinking)
#بهشت_موفقیت
💌 @My8behesht
🔳⭕️69هزار نفر تصمیم گرفته اند که تکنیک های نوین فکر کردن و تصمیم گیری را بیاموزند.
زیر نظر دکتر مجتبی لشکربلوکی
شما نیز به این باشگاه دعوتید.
https://telegram.me/joinchat/AkETQjumbE6HwyIhxg_fCg
انیمیشن "Facing the news" اثری زیبا و روایتگر اوضاع جهان از دریچه خبرهای یک روزنامه
این انیمیشن در جشنوارههای فیلم کوتاه 10 عنوان جایزه را از آن خود کرده.
💌 @My8behesht
❤️✨❤️✨❤️
آرامش خود را جز به خدا، به هیچ چیز
و هیچ کس وابسته نکن تا همیشه آن را داشته باشی...
#بهشت_ایمان
💌 @My8behesht
🌹☘🌹☘🌹
با «حال نداریم» بجنگیم
مثل همیشه این مثال روزمره صرفا یک مثال برای تقرب ذهن برای جلب توجه به مسایل بزرگتر است: جایی در کشور رفتم تا از امکانات ورزشی یک مجموعه استفاده کنم. گفتند که امکانات ورزشی مجموعه صبحها تا ساعت ۲ متعلق به خانمها و از ساعت ۲ تا آخر شب متعلق به آقایان است. پرسیدم خب تکلیف خانمهایی که شاغل هستند و صبحها سر کار هستند، آقایانی که شغل عصرگاهی دارند و روزها در مجموعه هستند، خانمهایی که ریتم بدنشان ورزش در عصر را میطلبد، آقایانی که میخواهند روزشان را با ورزش شروع کنند، خانمهایی که میخواهند پس از رسیدن دخترانشان از مدرسه با هم ورزش کنند و الی آخر چیست؟ گفتند همین است که هست. پرسیدم خب چرا چرخشی نمیکنید؟ مثلا بگویید روزهای زوج صبح آقایان، عصر خانمها و روزهای فرد برعکس. این طوری به همه آنهایی که آن بالا اسم بردیم شانسی میدهید که دو سه بار در هفته مطابق برنامهشان ورزش کنند. گفتند همین است که هست متاسفانه! (دموگرافی ساکنان مجموعه طوری بود که بیشتر مثالهایی که زدیم تخیلی نبود و میتوانست شامل درصد مهمی از جمعیت شود)
به عنوان اقتصاددان ما همیشه از خودمان میپرسیم که آیا از داراییهای کشور به صورت کارا و در نهایت ظرفیت آنها استفاده میشود یا نه؟ همین مثال ساده نشان میدهد که استفاده از ظرفیت با ضرب و زور نیست و به جفت و جورسازی طرف «تولید» و طرف «تقاضا» بر میگردد. همین مثال ساده میگوید که به خاطر یک قانون ناکارا - که احتمالا در دمدستیترین حالت ممکن تصویب شده است، درصد زیادی از ظرفیت فضای ورزشی (که سرمایه قابل توجهی را به خود اختصاص داده) عملا هدر میرود. تغییر این قانون از حالت قبلی به حالت پیشنهادی نیاز به قانون و مقررات جدید مصوب مجلس و دولت ندارد، فقط «روحیه» و «اراده» میخواهد که دنبال این باشد که کارایی کلان مجموعه را به حداکثر برساند و تا رسیدن به این نقطه از پای ننشیند.
چه شده بود که این اتفاق نیفتاده بود؟ اولا کسی که این بازخورد را میگرفت تصمیمگیرنده نبود و احتمالا انگیزهای هم برای انتقال این نقد به تصمیمگیران نداشت. تکتک مراجعان هم احتمالا پیش خود فکر میکردند که ماجرا به وقتی که باید صرف کنند و بقیه هم از آن منتفع شوند نمیارزد (مساله سواری مجانی).
کاربران مجموعه هم متحد نبودند که دستهجمعی خواستار تغییر قانون شوند و الی آخر. وضعیت فعلی برای عدهای (احتمالا اقلیت) بهینه بود و تغییر مقررات وضع آنها را بدتر میکرد و احتمالا بقیه حوصله درگیر شدن نداشتند.
همه اینها بخشی از توضیح مساله است. ولی من همچنان اصل مشکل را در دو چیز میدیدم:
1⃣ در روحیه «بیحال» مدیر مجموعه که به اولین «بهینه محلی» راضی شده است و کمر همت نبسته بود که وضع را در نهایتش بهینه کند.
2⃣ ذهنیت ارتجاعی تنظیم مقررات که به سبک ۵۰ سال پیش فرض میکند اکثر «خانمها» صبحها در خانه هستند، در حالی که درصد خانمهای شاغل در آن مجموعه کم نیست. مقررات ارتجاعی با خودش «رفتار» را هم استاندارد میکند: مردان به ورزش اول صبح و پیش از کار فکر نمیکنند و خانمها هم قید ورزش را میزنند.
یک قاعده سرانگشتی میتواند این باشد که هر کدام ما در موقعیتهای خرد و کوچکی که صدا و قدرت داریم و شاهد ناکارآمدی آشکار هستیم با «بیحالی» و «ولش کن همین خوب است» و «حوصله داری» و الی آخر بجنگیم، ولو به قیمت مقداری جنگ و دعوا و تحمل عدم محبوبیت و گاه عدم حصول به نتیجه.
@hamedghoddusi
#بهشت_فرهنگ
💌 @My8behesht
❤️✨❤️✨❤️
آنچه زنده است بمیران و آن تن توست؛ و آنچه مرده است زنده کن و آن دل توست.
مقالات شمس
#بهشت_ایمان
💌 @My8behesht
🔳⭕️ لطفا با دقت بخوانید!(بسیار مهم)
👈همان طور که میدانید در تلگرام کانالها اکثرا دارای محتوای کم کیفیت هستند، در حالیکه می توانند در بالا بردن سطح علمی و سرانه مطالعه تاثیر گذار باشند
با این وجود خوشبختانه کانال های فاخری وجود دارند که علاوه بر ارسال مطالب با کیفیت توانسته اند از جذابیت مناسبی هم برخوردار باشند به عنوان نمونه کانال ««TARFANDEMODIRIAT»» با 65000 هزار عضو یکی از این کانال هاست.
اگر از معدود افرادی هستید که از تلگرام جهت افزایش آگاهی خود استفاده میکنید، این کانال توصیه شدنی است. 👇👇
https://telegram.me/joinchat/BYihXkC2_EMn7nJlBAaRJw
این معلم کلوپی راه انداخته و در آن دانش آموزانی را که پدر ندارند،دعوت میکند، کت شلوار تنشان میکند وطریقه معاشرت و هرچیزی که باید یک پدر به پسرش یاد بدهد را به آنها میآموزد.
💌 @My8behesht
🌹🌿🌹🌿🌹
۱. این ماهی قرمزهای سفره هفتسین که دم عید میخریم، بازه توجهشان نه ثانیه است. مغزشان بیشتر نمیکشد. تا نه ثانیه تمرکز میکنند و بعد حواسشان پرت میشود و میروند. غذا که میریزید تندتند میخورند و چند ثانیه بعد چنان دارند میچرخند انگار که این خورشت ارسالی را سالها پیش بود که ریخته بودند توی تنگ. ما البته آدمیزادیم و قابل مقایسه نیستیم، ولی حالا اگر خواستید مقایسه کنید، بازه توجه ما آدمها موقع اینترنتبازی هشت ثانیه است. همین است که پست خواندنمان مثل غذا تُک زدن ماهی قرمزهاست. تند از یکی میرویم به دیگری. با انگشت سریع مطلبی یک کانال را میچرخانیم و معمولا پست دوم را که میخوانیم، هنوز لبخند پست اول کاملا منعقد نشده. به عنوان استعاره هم نمیگویم، جدی است. آدمها پست دوم را که میخوانند، لبخند پست اولشان هنوز کامل نیست. خلاصه اگر سر سفره هفتسین داشتید با تلفنتان بازی میکردید و متوجه شدید ماهی قرمزها یک جوری نگاهتان میکنند، احتمالا فکرشان اینست که این طفلک بازه توجهش خیلی کوتاه است.
۲. هر بار که یک پیغام میگیرم که "با وجود اینکه نوشتههای شما طولانیه من میشینم و میخونم" که تقریبا پیغام هر روزه است، یه عرق سردی مینشیند روی ستون فقرات. در مورد "مفهوم زندگی" هزاران ساله ملت صدها جلد کتاب نوشتهاند و من سه پاراگراف نوشتهام و یه عده نه چندان کمی فکر میکنند خیلی طولانی بود. حتی همین ده سال پیش، در دوران وبلاگ این نوشتهها طولانی حساب نمیشدند و چه بسا کوتاه هم بودند، بعد امروز بعد از پاراگراف دوم میگویند که بیش از این از شمس تبریزی مگو. وبسایتهای زمان ما را دیدهاید؟ همه شده فهرست: پانزده کاری که آدمهای موفق میکنند، ده کاری که برای لاغری لازم است، سیزده کاری که باید قبل از صبحانه انجام داد. همان فهرست را هم که باز میکنیم فقط تیترها را میخوانیم. قضیه انقدر جدی است که سیانان با آن عَلَم و کُتلش یه بخش گذاشته برای "پنج چیزی که امروز باید در مورد اخبار بدانید.". تقریبا هیچ چیزی تو دنیا به این اندازه نگرانم نمیکند. حتی تغییرات اقلیمی و خطر مقاوم شدن باکتریها در برابر آنتیبیوتیک. یعنی هر مشکلی را اگر قادر باشیم رویش تمرکز کنیم حل میکنیم ولی با بازه توجه هشت ثانیه زیاد امیدی ندارم. به جایش میترسم این اعتیاد به تلفن فردا بشود قصه سرطان و سیگار، ما هم برویم توی یک تبلیغ تلویزیونی در حالی که تمرکزمان را چند ثانیه بیشتر نمیتوانیم نگهداریم به نوباوگان بگوئیم که به ما گفته بودند این اینترنت آمده همه را به هم وصل کند، بعد تمرکزمان را از دست بدهیم و روی تبلیغ یک آهنگ غمناکی پخش کنند. این تبلیغ در آن حالت خوبش است که بخت یار باشد البته. اگر نباشد یک سریال آیینه عبرت طور درست میکنند و یک آتقی پیدا میکنند نقش ما را بازی کند.
۳. این وسطِ همه ماهی قرمزها آقای دکتر کل نیوپورت شده ماهی سیاه کوچولو و مدام دنبال دریا میگردد. کتاب "Deep Work" مینویسد و حرف از کارل یونگ و چی کی رولینگ میزند که یکی برای خودش با دست خودش یک کلبه ساخته بود که کسی مزاحمش نشود و آن دیگری توی هتل دور از اغیار کار میکند که بتواند تمرکز کند. بعد هم میگوید که اگر از شبکه اجتماعی درآمد ندارید، کلا در تمام شبکههای اجتماعی را ببندید و زندگیتان غنیتر میشود. ما هم نگاهش میکنیم و میگوییم: "ها؟ هشت ثانیه همان اول که دهانت را باز کردی گذشت. " و یک کانال دیگر باز میکنیم و میرسیم به لبخندهای نیمه منعقد شده.
۴. این نوشته در مورد خودم حتی بیشتر از سایرین صادق است. یک راه پیدا کردم برای تمرکز و آن هم نوشتن است. وقتی مینویسم قادرم تمرکز کنم. ولی همه زندگی که نمیشود در حال نوشتن بود. به هزار دلیل باید تمرکز کرد. درس و کار و خیلی مسائل دیگر. چندی پیش با همکارها یک باشگاه کتاب درست کرده بودیم و کتابی میخواندیم بینهایت کسلکننده. هر روز دو صفحه میخواندم و کتاب را میگذاشتم کنار و غری میزدم که این نویسنده هم با این کتاب نوشتنش. بعد دو روز با رفقا رفتیم تعطیلات یک ناکجاآبادی که از تمدن دور بود و برای دسترسی به اینترنت باید روی جاده خاکی پنج کیلومتر رانندگی میکردی. کتابی که سه ماه غر از کسلکننده بودنش میزدم را در یک روز خواندم و تمام شد، و تازه فهمیدم آن دردی که این همه مدت نمیگذاشت کتاب بخوانم عدم تمرکز بود.
👇👇👇
🎯🎯🎯🎯
هرگز فقط برای پول و قدرت کار نکن!
اینها نمیتوانند روحت را نجات بدهند یا
کمکت کنند تا شبها راحت بخوابی!
💌 @My8behesht
🎯🎯🎯🎯
بگذار امیدهایت آیندهات را شکل دهند، نه صدماتی که دیدهای.
#بهشت_موفقیت
💌 @My8behesht
سلام دوست عزیز
شما برای دیدن این فیلم به کانال ما دعوت شده اید.
🎯🎯🎯🎯
به امید مکث دنیا نباش
امیروالایم!
یادت هست هروقت باهم فیلمهای ضبط شده ورزشی را نگاه میکردیم، گاهی که مهمانی از راه میرسید، فورا با فشار کلید مکث فیلم را نگاه میداشتی و به کارت میرسیدی؟
اینجا میخواهم حقیقتی را به تو بگویم و آن این است که فیلم زندگی کلید مکث ندارد. فیلم پخش میشود چه من و تو حواسمان باشد چه نباشد!
بنابراین امیروالاجان! فرصتهای هر روزی را در همان روز شکار کن و هیچ کاری را به تاخیر میانداز.
وقتی چرخ روزگار پیوسته در حرکت و حتی یک لحظه هم از حرکت نمیایستد صحبت از متوقف ساختن بیمعناست. باید در حین حرکت سوار قطار زندگی شوی و رهتوشهات در هر لحظه همین چیزهایی است که الان در اختیار داری. آنها که در ایستگاههای زندگیشان میایستند تا بهترین قطار از راه برسد، سخت در اشتباهند. خبر ندارند که با از دست دادن هر قطار بخشی از زندگی و فرصتهای طلایی آنرا از دست میدهند.
دکتر احمدحلت
#بهشت_موفقیت
💌 @My8behesht
🎯🎯🎯
برای پیدا کردن دوست باید یک چشمت را ببندی و برای نگه داشتن آن، هر دو چشمت را.
امیل زولا
#بهشت_موفقیت
💌 @My8behesht
🌹🌿🌹🌿🌹
از اون صحنه های ناب، که این روزها با وجود تبلت و موبایل کمتر شاهدش هستیم.
#بهشت_فرهنگ
💌 @My8behesht
🎯🎯🎯
زندگی دشمن شما نیست اما طرز فکرتان می تواند دشمن شما باشد.
#بهشت_موفقیت
💌 @My8behesht
🔳⭕️ همراهان گرامی:
به قویترین "تبادلات مدیریت تلگرام" خوش آمدید:
در ادامه آدرس چند کانال ارزشمند مرتبط با مدیریت و توسعه کسب و کار خدمت شما تقدیم می شود
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
1_ نکات کاربردی مدیریت در ایران
https://telegram.me/joinchat/BA8QLjubsHzNMMSkURAS2w
2- مدیریت رفتار سازمانی
https://telegram.me/joinchat/BuLwOz9EUmeGNLwPCDYCiw
3- کانال BUSINESS KNOWLEDGE
http://telegram.me/joinchat/BaSmFj4WXE4t2glGpk0qgQ
4- هشت بهشت، راهی به سوی توسعه فردی
https://telegram.me/joinchat/AfgXyjwDCWZJLTEGwWqcwA
5-مجله مدیریت منابع انسانی
https://telegram.me/joinchat/Ax3WRjubshFMVSF3hAF1eA
6- مدیریت استراتژیک
https://telegram.me/joinchat/Ax3WRjvCNhuOVu4TAs03Bg
7-عقل و عشق در رفتارهای اجتماعی و شخصی
http://t.me/joinchat/BXIWaDunrZMacc1P3f6VIg
8- راههای کسب درآمد ببشتر
https://t.me/joinchat/AAAAAEOTeO_8gGyXn2fteg
9- چگونه یک "مدیر" و "رهبر" حرفه ای شویم؟
https://t.me/joinchat/BvPW8DwpXSIB_lmVhbfGyg
10- آموزش جامع سخنرانی و سخنوری
https://t.me/joinchat/AAAAAEMOsZ2uq9jjRO_w7g
11-اصول بازاریابی محتوایی و تبلیغات
https://telegram.me/joinchat/BkB5djwhrb42_vnZQZYBVg
⚫️ دل به دریا زدند و دل در دریا ماند...
حادثه جانکاه شهادت دریانوردان نفتکش سانچی را به خانوادههای گرامیشان و ملت عزیز ایران تسلیت میگوییم.
💌 @My8behesht
🌸🌿🌸🌿🌸
بیا با هم بدویم!
ما منتظر نمی مانیم تا خوشحالی بیاید و ما را بین این همه آدم و این همه خانه و این همه شهر و شلوغی و شور و شر پیدا کند.
ما خودمان جاده به جاده و راه به راه می رویم و خوشحالی را از زیر سنگ و پشت کوه هم شده پیدایش می کنیم.
هر چند خوشحالی میل شدیدی دارد به گریختن و پنهان شدن و در دسترس نبودن؛ اما باید رفت و دامن خوشحالی را گرفت و
رهایش نکرد.
خوشحالی از دست ما خلاصی ندارد! کجا بگریزد که از هر طرف بدود ما هم همان سو می دویم!
دو روز مانده به پایان جهان؛
بیا با هم بدویم.
عرفان نظرآهاری
@erfannazarahari
#بهشت_شادی
💌 @My8behesht
اشتباه پزشک، زیرخاک دفن میشود،
اشتباه یک مهندس، روی خاک سقوط میکند.
اما اشتباه والدین و یک معلم،
روی زمین راه میرود
و جهانی را نابود می کند.
💌 @My8behesht
🎯🎯🎯🎯
به هر روز از زندگيت اين شانس رو بده
كه زيباترين روز زندگيت بشه.
#بهشت_موفقیت
💌 @My8behesht
🔳⭕️ همراهان گرامی:
به قویترین "تبادلات مدیریت تلگرام" خوش آمدید:
در ادامه آدرس چند کانال ارزشمند مرتبط با مدیریت و توسعه کسب و کار خدمت شما تقدیم می شود
⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️⬇️
1_ نکات کاربردی مدیریت در ایران
https://telegram.me/joinchat/BA8QLjubsHzNMMSkURAS2w
2- مدیریت رفتار سازمانی
https://telegram.me/joinchat/BuLwOz9EUmeGNLwPCDYCiw
3- کانال BUSINESS KNOWLEDGE
http://telegram.me/joinchat/BaSmFj4WXE4t2glGpk0qgQ
4- هشت بهشت، راهی به سوی توسعه فردی
https://telegram.me/joinchat/AfgXyjwDCWZJLTEGwWqcwA
5-مجله مدیریت منابع انسانی
https://telegram.me/joinchat/Ax3WRjubshFMVSF3hAF1eA
6- مدیریت استراتژیک
https://telegram.me/joinchat/Ax3WRjvCNhuOVu4TAs03Bg
7-همه با هم با عشق
http://t.me/joinchat/BXIWaDunrZMacc1P3f6VIg
8- راههای کسب درآمد ببشتر
https://t.me/joinchat/AAAAAEOTeO_8gGyXn2fteg
9- چگونه یک "مدیر" و "رهبر" حرفه ای شویم؟
https://t.me/joinchat/BvPW8DwpXSIB_lmVhbfGyg
10- آموزش جامع سخنرانی و سخنوری
https://t.me/joinchat/AAAAAEMOsZ2uq9jjRO_w7g
11-اصول بازاریابی محتوایی و تبلیغات
https://telegram.me/joinchat/BkB5djwhrb42_vnZQZYBVg
۵. شبکههای اجتماعی وصلمان کردهاند ولی همزمان شدهاند آن تُنگ بلور یک سری ماهی قرمز. میرویم و میآییم و یک ثانیه بعد از خواندن جوکِ رفیقی، در مورد فوت پدر دومی مطلب میخوانیم و یک ثانیه بعدش عکسهای تعطیلات سومی را میبینیم و یک ثانیه بعدش از خشم چهارمی از تصمیم سیاستمداری باخبر میشویم.
دل آدم به حال نورونهایی که توی مغز آدمی با این سرعت باید از یک شاخ به شاخ دیگر بپرند میسوزد. این عدم تمرکز از آن دردهاست که باید زودتر چاره کرد وگرنه دو صباح دیگر میآیم و مینویسم که از ماهی قرمز رسیدیم به گل سرخ. در این باره بیشتر خواهم خواند و بیشتر خواهم نوشت.
پ.ن. موقع تحقیق برای این نوشته متوجه شدم که چند وبسایت، مراجع مقاله سه سال پیش مایکروسافت در مورد بازه توجه انسان و ماهی قرمز را بردهاند زیر سوال. با این وجود نوشته را دستکاری نکردم، چون در اصل بحث تغییری ایجاد نمیکند. تا اطلاع ثانوی، ولی به عنوان فکت علمی به مسئله نگاه نکنید.
@Farnoudian
#بهشت_موفقیت
💌 @My8behesht
‼️‼️❗️❗️‼️‼️❗️❗️
🔷کشور "روسیه" بعد از ایران یکی از کشورهای پر استفاده در تلگرام هست ...
معروف ترین کانالهای این کشور به موضوع مفاهیم كسب كار و انگيزشى می پردازند که تاثیر بسیار بالایی در فرهنگ سازی این کشور داشته است.
🔷در ایران نیز از معروف ترین این کانال ها میتوان به کانال «فروشنده» اشاره کرد که با تاثیر از برترين کانال های تلگرام ساخته شده و لینک آن خدمت عزیزان معرفی میگردد
👇👇👇👇👇👇👇
https://t.me/joinchat/AAAAAEGlmSFcF01XthpFFw