jaamacademy | Unsorted

Telegram-канал jaamacademy - آکادمی جام

22417

@JaamAcademy در جستجوی آگاهی و معنا ارتباط با ادمین: @Mm_135

Subscribe to a channel

آکادمی جام

💠⭕️مونالیزا رو بچسب، قرمه‌سبزی توی ایران هم پیدا می‌شه!...

فرض کنید یک نفر برای اولین بار به پاریس رفته و فقط یک هفته فرصت تماشای شهر را دارد.
به نظر شما صبح که از خواب بیدار می‌شود، چه می‌کند؟
می‌رود بازار، سبزی قرمه می‌خرد، خرد می‌کند و قرمه‌سبزی بار می‌گذارد و ظهر با سالاد شیرازی می‌خورد؟
اگر کف اتاق هتل کثیف باشد، نصف روزش را صرف شستن کف می‌کند؟ شامپو فرش می‌خرد و می‌نشیند به برس کشیدن فرش؟ اگر کاشی حمام قدیمی باشد، می‌رود عوضش کند؟
نه...
چون آمده پاریس را ببیند.
آمده کاخ ورسای را ببیند، شب‌ها کنار نوتردام بنشیند و اجرای موسیقی خیابانی را تماشا کند، نقاشی مونالیزا را در لوور ببیند، در یک کافه بنشیند، طعم یک غذای جدید را بچشد، برود بالای ایفل و منظره‌ی رود سن را تماشا کند.

البته که اگر ملحفه کثیف باشد، یک ملحفه‌ی تمیز می‌خرد. اگر کف اتاق کثیف باشد، دمپایی می‌پوشد. اگر حمام به دلش نچسبد، تمیزش می‌کند.
ولی نه بیشتر....
چون می‌داند:
این خانه، خانه‌ی او نیست.
این فقط جایی است که چند شب در آن اقامت کرده.
او مسافر است؛ و مسافر، خانه‌ی بین راه را با مقصد اشتباه نمی‌گیرد.
زندگی ما در این جهان هم شبیه همان سفر پاریس است.
ولی ما گاهی یادمان می‌رود که مسافریم.
آن‌قدر سرگرم خانه، ماشین، پول، کار، ظاهر و هزار چیز دیگر می‌شویم که فرصت کوتاه سفرمان را صرف مرتب کردن اتاق هتل می‌کنیم.

جان همه روز از لگدکوب خیال
وز زیان و سود، وز خوفِ زوال
نی صفا می‌ماندش نی لطف و فَر
نی به سوی آسمان راهِ سفر


البته که باید کار کنیم، باید خانه داشته باشیم، باید پول دربیاوریم، باید مسئولیت‌هایمان را انجام بدهیم.
مسافر بودن، بی‌مسئولیتی نیست.
مسافر، هتلش را هم تا جایی که لازم است مرتب می‌کند؛ اما هتل را با خانه اشتباه نمی‌گیرد.
و حالا یک سؤال مهم:
اگر ما مسافریم، پس قرار است از این سفر لذت ببریم... اما از چه چیزی؟
یک جواب، همین چیزهای ساده و زیبایی است که زندگی به ما بخشیده:
از یک فنجان قهوه در یک صبح آرام، از قدم زدن زیر باران، از دیدن یک فیلم خوب، از موسیقی، از سفر، از خندیدن با دوستان، از نشستن کنار خانواده، از دیدن یک غروب زیبا و ...
این‌ها لذت‌های کوچک، اما واقعیِ سفرند.
قرار نیست چون مسافریم، زندگی را جدی نگیریم.
برعکس؛ چون مسافریم، باید زندگی را بیشتر بچشیم.
اما در کنار همه‌ی این‌ها، یک لذت عمیق‌تر هم هست:
پیدا کردن معنای زندگی.
این‌که بفهمی برای چه آمده‌ای؟.
چه چیزی برای تو آن‌قدر ارزشمند است که حاضر باشی برایش تلاش کنی، سختی بکشی، از راحتی‌ات بگذری و بخشی از خودت را پای آن بگذاری؟.
شاید معنای سفر همین باشد:
هم از منظره‌های مسیر لذت ببری، هم بدانی به کجا می‌روی.
هم بخندی، هم معنای اشک‌هایت را بفهمی.
و بعد، آن معنایی را که پیدا کرده‌ای، زندگی کنی؛ شب و روزت را به پایش بگذاری و ردپایی از آن معنا در این جهان به جا بگذاری و یکی دیگر هم به دنبال تو راه بیفتد برای تحقق آن معنا در جهان.

تا وقتی روز رفتن رسید، حسرت نخوری که تمام وقتت را صرف مرتب کردن اتاق هتل کرده‌ای و اصلا پاریس را ندیده‌ای!...


با الهام از کتاب: «جاده رستگاری، ۲۱ آموزه معنوی برای انسان معاصر»

لینک کتاب:
https://taaghche.com/book/230308

آکادمی جام، جستجوی آگاهی و معنا

@jaamacademy

Читать полностью…

آکادمی جام

💠⭕️با اینکه یک هفته بین کلاس‌ها فاصله افتاده بود، اما سوال بچه‌ها در مورد مرگ از تازگی نیفتاده بود!
آری سوالات آدمی در وجودش آنقدررررر می‌دوند و می‌دوند تا شاید به خط پایان جواب برسند و قرار پیدا کنند!
و برای همین بود که کلاس دیروز نیاز به هیچ هوک و قلابی برای شکار توجه بچه نداشت!
توجه آنها دو هفته پیش چنان شکار شده بود که مدام از خودشان پرسیده بودند اگر قرار باشد بمیریم، پس چرا زندگی کنیم!؟ یا بهتر بگم چرا برای کیفیت زندگی انقدر تلاش کنیم؟ آخرش که چی؟!
رفتم سراغ وسایلم و تمام دستخط‌های خوشنویسیم رو یکی یکی روی میزهاشون گذاشتم.
گفتم بچه‌ها من یه استعدادی در وجودم دارم به نام خوش خطی!
برای شکوفا شدن این استعدادم هم سعی می‌کنم روزانه تمرین داشته باشم!
بچه‌ها کمی برگه‌های چلیپا رو نگاه کردند و گفتند: وای خانم چه خوب!!
گفتم می‌دونید، من گاهی از خودم می‌پرسم از خط نوشتن چه هدفی داری؟
میخوای تا سطح استادی بری و آموزش بدی؟
میخوای برای خودت تابلوهای خوشگل بنویسی؟
میخوای آموزشگاه بزنی؟ یا معلم خط مدرسه‌ها بشی؟
میخوای سفارش بگیری و درآمد داشته باشی؟
فرض کنیم از بین این همه هدف، من داشتن آموزشگاه رو انتخاب کنم و عمری هم براش تلاش کنم.
اما درست شب قبل از افتتاحیه ... بمیرم!
چی میشه؟
بچه‌ها گفتند وای خانم خدا نکنه! ولی چه حیف! چه بدشانس!
گفتم اگر من بمیرم آیا من به هدفم نرسیدم؟
لیلا گفت: چرا خانم رسیدید شما به هر حال خوش.خط شدید!
گفتم: از زبان و گفتنی‌هاش، از فکر و نتیجه‌گیری‌هاش، از عمر و دستاوردهاش، از مال، شهرت، علم و خلاصه هر نعمتی که می‌تواند مارا هم از زمین بکنه و یه به زمین بکوبه!

و گفتم: میدونید در واقع با مراقبت از خوبی‌هامون، استعداد مرگ و مهیا بودن برای مرگ در ما شکوفا میشه !
در حقیقت...
شکوفایی استعداد مرگ... شکوفایی زندگیه....

با خوب زندگی کردن به خوب مردن می‌رسیم
و با خوب ساختن به خوب رفتن می‌رسیم.

همین !
ندا اسدی
@ASADII_NEDAA
آکادمی جام‌؛ جستجوی آگاهی و معنا

ما را در سایر رسانه‌ها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدینبله | ایتا
@JaamAcademy

Читать полностью…

آکادمی جام

⭕️💠 🔳⭕دوست‌های خوب یخچالی

اول بذارید در مورد مزایای منحصر به فرد یخچال بگم!
هر وقت بی‌حوصله‌ای، می‌ری درِ یخچال رو باز می‌کنی.
هر وقت گیجی و ایده‌ای نداری، می‌ری سراغ یخچال.
هر وقت تشنه‌ای، باز یخچال.
نصفه‌شب از خواب پا می‌شی، می‌ری سمت یخچال.
خواب بد می‌بینی، می‌ری سراغ یخچال.
هر وقت حوصله درس و کار نداری، بی‌هدف می‌ری جلوی یخچال می‌ایستی.
هر وقت ناراحتی و دلت گرفته، دنبال یک چیز شیرین توی یخچال می‌گردی.
اصلاً یخچال یک جوریه که انگار همیشه هست، همیشه منتظرته، همیشه یک چیزی برای بهتر کردن حالت داره.
دوست خوب هم دقیقاً همین‌طوره؛ دقیقا مثل یخچال!
لازم نیست همیشه معجزه کنه،
اما هر وقت دلت گرفته است تماس می گیری با دوستت.
همین که بدونی یک گوشه هست و می‌شه رو حضورش حساب کرد، یعنی خیلی چیزها.
دوست خوب هم همینه؛ گاهی فقط می‌ری پیشش، نه برای حرف مهم، فقط برای اینکه حالت جا بیاد.
دوست خوب هم همین‌قدر مهم است؛ حتی وقتی می‌گویی کاری ندارم، باز دلت می‌خواهد یک بار دیگر صدایش را بشنوی.

جمع بندی کوتاه:
دوست های خوب یخچالی پیدا کنیم دست کم 5 تا.
و برای آدم ها دوست‌های خوب یخچالی باشیم دست‌کم برای 5 تا.
آدم‌ها نیاز به دوست دارند حتی بیشتر از یخچال!
تحقیقات هاروارد می‌گه یکی از مهم‌ترین دلایل خوشبختی و شادکامی آدم‌ها، کیفیت ارتباطات آن هاست.

آکادمی جام
جستجوی آگاهی و معنا


@JaamAcademy

Читать полностью…

آکادمی جام

⭕️💠 یادم تو را فراموش!...
اولین باری که با حامد یادم تو را فراموش بازی کردم تازه عروس بودم!
با هم جناق شکوندیم ... منم خوشحال که قراره یک برد خوب رو تجربه کنم که ...
حامد گفت ندا ... بیا این استخوون رو بنداز تو سطل و من تا گرفتم گفت:
یادم تو را فراموش!!!
در کسری از ثانیه باخته بودم!
مات مونده بودم!
بین خودمون باشه چند تا مشت هم به بازوش زدم و گفتم:
حاااااامد خیلیییییی بدی!
خیلییییی بد من رو بازوندی!!
گذشت ...
تو این ۱۸ سال ما بارها یادم تو را فراموش بازی کردیم و من شاید یک بار یا نهایتا دو بار بردم!
اما ...
این تفریح ساده برای بچه ها هیجان‌انگیز بود!
خیلی دوست داشتند تو بازی راهشون بدیم!
گفتم: ببینید بچه‌ها ... وقتی جناق رو می‌شکونید، باید هر چی از دست اون طرف می گیرید بگید:
یادمه!!
اگر نگید یادمه ... سوختید!!

گذشت ... حسام و سارا چند ساعتی مشغول بازوندن هم بودند!
آخرش که بالاخره یکی یادش رفته بود بگه یادمه و باخته بود ... اومده بودند تو بغل من!!
بازنده کمی گریه کرده بود و ناراحت بود و برنده فاتح الفتوح جهان شده بود!
نشستم رو زمین و سرشون رو در آغوش گرفتم و گفتم:
ما تو طول روز خیلی چیزها از خدا می‌گیریم
هر نفسی که می‌کشیم
هرچیزی که می‌بینیم
هر صدایی که می‌شنویم
هر لقمه‌ای که می‌خوریم
هر قدمی که برمی‌داریم
هر فکر خوبی که به ذهن‌مون می‌رسه
چه خوبه که هر بار تو دلمون بگیم
خدایا...یادمه !!
یادمه که از توست...

آکادمی جام
جستجوی آگاهی و معنا


@nedaassadi
@JaamAcademy

Читать полностью…

آکادمی جام

🔳⭕ چرا قهرمان اخلاقی واژه مناسبی برای حسین (ع) نیست؟
مطلبی برای غیردین داران و دین داران


نسخه مناسب برای کامپیوتر و دسکتاپ

@JaamAcademy

Читать полностью…

آکادمی جام

⏹️⭕️شش کلمه برای کل زندگی!
محسن جلال پور، رئیس اسبق اتاق ایران و فعال اقتصادی

مرداد که می‌رسد، یاد و خاطره‌ مرحوم پدرم پررنگ‌تر می‌شود. این حس به چند دلیل است: نخست اینکه در تابستان و به‌ویژه این ماه، وقت بیشتری با پدر می‌گذراندیم؛ یا در کاروانسرا بودیم یا همراه ایشان. دوم اینکه پدر معمولاً در این ماه ما را به سفری می‌برد، چه کوتاه و چه بلند، چه نزدیک و چه دور. و سوم، این ماه مصادف است با سالگرد فوت ایشان. خلاصه اینکه این روزها بیش از همیشه به یادشان هستم.
یکی از خاطراتی که این چند روز ذهنم را مشغول کرده، یاد پیرمردی است که در کودکی‌ام، هر دوشنبه به حجره‌ پدر می‌آمد. او دسته‌ای صورت‌حساب از پدر می‌گرفت، تا دوشنبه‌ی بعد برای وصول و نقد کردن آن‌ها اقدام می‌کرد و دوباره با حساب‌وکتاب هفته‌ قبل و دریافت صورت‌حساب جدید بازمی‌گشت. یک بار از پدر پرسیدم چرا خودش یا میرزای حجره برای وصول نمی‌رود؟ پدر با آرامش گفت: «هر کس در این کسب‌وکار سهمی دارد و سهم او هم همین رفت‌وآمد و درصد ناچیزی است که از مبالغ صورت‌حساب‌ها برمی‌دارد.»

پیرمرد همیشه لباسی ساده به تن داشت: پیراهنی سه‌دکمه با یقه آخوندی که تا زانویش می‌رسید و شلواری معمولی که تقریباً همیشه او را با همان لباس به خاطر دارم. تمیز بود و مدام ذکر می‌گفت. تسبیح کوچک و ساده‌ای در دست داشت و گاهی برای کسانی که از او می‌خواستند، با خلوص و نیت پاک استخاره می‌کرد و نتیجه را می‌گفت. معمولاً وقتی کارش تمام می‌شد و می‌خواست از حجره برود، زیر لب این مصرع را زمزمه می‌کرد و بعد هم خداحافظ: تن رها کن تا نخواهی پیرهن

معنای این مصرع همیشه برایم سؤال بود. به خاطر دارم دوشنبه‌ای که به شدت منتظر آمدنش بودم، نیامد و این موضوع هم من و هم پدر را نگران کرد. نزدیک اذان ظهر بود که جوانی خوش‌قدوقامت و بسیار مؤدب از در حجره وارد شد، سلام کرد و روی نیمکت نشست. پدر رو به جوان کرد و از او خواست فرمایشش را بگوید. جوان با ادب خود را فرزند همان پیرمرد دوشنبه‌ها معرفی کرد و گفت پدرش کسالت دارد و در بیمارستان بستری است، اما صورت‌حساب‌ها و وجه وصول‌شده را به او سپرده تا به حجره بیاورد و بدحساب نماند.

پدر با تأثر زیاد، جویای حال پیرمرد شدند و ضمن تشکر از جوان، گفتند: بعدازظهر برای ملاقات به بیمارستان خواهد رفت. من هم که به پیرمرد علاقه‌مند شده بودم، از پدر خواستم همراهشان بروم. ابتدا کمی مقاومت کردند که بیمارستان جای بچه‌ها نیست، اما سرانجام پذیرفتند. بعدازظهر سوار بر دوچرخه‌ی پدر راهی بیمارستان شدیم.

وقتی به اتاق پیرمرد رسیدیم، در کمال ناباوری شنیدیم که همان روز به دیار باقی شتافته است. نه‌تنها پدر، که من هم بسیار غمگین شدم و ناخودآگاه اشکم جاری شد.

در راه بازگشت، از پدر پرسیدم چرا پیرمرد همیشه هنگام خداحافظی آن مصرع را می‌خواند. پدر در حالی که رکاب می‌زد، به‌آرامی گفت:
چند خواهی پیرهن از بهر تن
تن رها کن تا نخواهی پیرهن


و ادامه داد؛ از زمانی که پیرمرد را می‌شناسم، همیشه درآمد اندکش را صرف کمک به نیازمندان و امور خیر می‌کرد و زندگی بسیار ساده و بی‌تکلفی داشت. گاه یک بیت شعر، یک ضرب‌المثل یا یک حدیث، خلاصه‌ دهه‌ها زندگی یک انسان است و زندگی آن مرحوم در همین یک مصرع خلاصه می‌شد: «تن رها کن تا نخواهی پیرهن».

⏹️⭕️پیشنهاد پایانی از آکادمی جام:
گاهی یک پاراگراف یا یک جمله یا حتی گاهی اوقات یک مصرع شعر می شود حکمت بنیادین زندگی یک آدم و می شود خلاصه زندگی یک انسان. برای پیرمرد دوشنبه ها شش کلمه شده بود حکمت زندگی و خلاصه عمر!

امروز با خودتان خلوت کنید و از خود بپرسید که اگر دیگران بخواهند برای کل زندگی ما یک بیت شعر بخوانند یا یک جمله در مورد کل زندگی ما بگویند که خلاصه زندگی ما باشد آن جمله یا بیت یا مصرع چیست؟ اگر آن مصرع را نمی پسندیم، بنشینیم و امروز یک مصرع/بیت جدید دوست داشتنی را تبدیل کنیم به حکمت بنیادین زندگی مان.

آکادمی جام‌؛ جستجوی آگاهی و معنا

ما را در سایر رسانه‌ها دنبال کنید:

اینستاگرام | لینکدینبله | ایتا | سروش
@JaamAcademy

Читать полностью…

آکادمی جام

🌸🌿🌸🌿🌸

همهٔ ما در ذهنمان حسرت‌هایی از «آن اتفاق‌های متولد نشده» داریم؛ مسیرهایی که هیچ‌وقت نپیمودیم.

​«ای کاش آن رشته را می‌خواندم...»،
«ای کاش زودتر دست به کار می‌شدم...»،
«ای کاش آن سال شجاعت به خرج می‌دادم...»،
«ای کاش در شهر یا کشور دیگری بودم...»


​حسرت خوردن برای این مسیرهای نرفته، تنها یک نتیجهٔ قطعی دارد: کم‌رنگ کردنِ نقطهٔ سبزِ «امروز» شما.

​مغز ما شیفتهٔ شبیه‌سازی مسیرهای جایگزین است. اما حقیقتِ تلخ و در عین حال رهایی‌بخش این است که آن مسیرها دیگر وجود خارجی ندارند. آن‌ها تنها «داده‌های سوخته» و تمام‌شده‌اند.
​انرژی‌ای که صرف این گذشتهٔ فرضی می‌کنیم، دقیقاً همان سوختی است که برای ترسیم مسیرهای رنگیِ آینده، به آن نیاز داریم.

​قدرت واقعی ما در «ای کاش‌ها» نیست؛ بلکه در همین نقطهٔ کوچکِ اتصال به اکنون است. دقیقاً همین‌جاست که تصمیم می‌گیریم به‌جای خیره شدن به گذشته، اولین خطِ کج‌وکوله، اما «زنده» و واقعیِ آینده‌مان را بکشیم.

منبع: کانال زندگی بهتر

آکادمی جام‌؛ جستجوی آگاهی و معنا

ما را در سایر رسانه‌ها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدینبله | ایتا | سروش

Читать полностью…

آکادمی جام

💠⭕️ مرز انسانیت، فراتر از مرزهای جغرافیایی است.
نمایشی از جام اخلاق در جام جهانی ⚽️

@jaamacademy

Читать полностью…

آکادمی جام

🔳⭕چرا قهرمان اخلاقی واژه مناسبی برای حسین (ع) نیست؟
مطلبی برای غیردین داران و دین داران


نسخه مناسب برای موبایل (ایستاده)

@JaamAcademy

Читать полностью…

آکادمی جام

💠⭕️مسیر زندگی همیشه هموار نیست؛ پر از فراز و نشیب است...
اما فراز و فرودها دشمن ما نیستند؛ نشانه‌ی رشد و حرکت‌ انسانند. همین نوسان‌هاست که زندگی را اصیل و زنده می‌کند. حرکت بدون نوسان، توهم است.
یادت باشد هر پایین رفتنی، به معنای سقوط نیست. پس امیدوار باش و ادامه بده...

آکادمی جام‌؛ جستجوی آگاهی و معنا

ما را در سایر رسانه‌ها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدینبله | ایتا | سروش
@JaamAcademy

Читать полностью…

آکادمی جام

💠⭕️پنج نشانه آدم های نفهم
اریک شویتسگِبِل استاد فلسفه دانشگاه کالیفرنیا


از کجا بفهمیم که آدم نفهمی هستیم یا نه؟ هیچ کدام از ما دوست نداریم آدم نفهمی باشیم بنابراین اگر از ما بپرسند که خود را نفهم می دانیم یا نه؟ بلافاصله خواهیم گفت که مطمئنا من آدم نفهمی نیستم! اما  اریک شویتسگِبِل استاد فلسفه دانشگاه کالیفرنیا نظر دیگری دارد. او معتقد است نفهم‌های اصیل و نابی در جهان وجود دارند و بسیاری از آن‌ها خود را از لحاظ اخلاقی بسیار بالا و بدون مشکل می پندارند. آن‌ها از نظر خودشان نفهم نیستند، زیرا خودشناسیِ نفهمی امری دشوار است. ما در آکادمی جام نوشته ایشان را صورت بندی مجدد کردیم و دو پیشنهاد پایانی به آن اضافه می کنيم (منبع اصلی: نشریه ترجمان ترجمه امیرقاجارگر)

او نشانه های انسان نفهم رو در مقایسه با برخی ویژگی‌های منفی دیگر مانند سه گانه تاریک (نارسیسیسم، ماکیاولیسم و شخصیت روان‌رنجور) و بی شعوری و ... بررسی کرده و در نهایت شش نشانه ارایه می کند. و البته خواندن این نشانه ها ترسناک است. بسیار ترسناک!

۱) احساس احاطه در میان احمق ها: اگر فکر می‌کنید تمام اطرافیانتان یه چیزی شان می شود و کمی تا قسمتی احمق هستند، احتمالاً شما نفهم هستید! آیا فکر می کنید دور و برتان پر است از آدم‌های متکبر، گنده‌دماغ، وحشی، کله‌پوک و بی‌شعورهای ازخودراضی و، از همه مهم‌تر، آدم‌های نفهم؟ اگر بیشتر مواقع جهان را این شکلی می‌بینید، خبرهای بدی برایتان دارم. شما احتمالاً نفهم هستید.

۲) دگرگاوپنداری: نفهم‌ها برای دیدگاه اطرافیان خود ارزش قائل نمی‌شوند. به‌جای اینکه دیگران را هم‌ردیفان اخلاقی و شناختی بدانند و فکر کنند که دیگران نیز به اندازه ما وجدان اخلاقی و توان عقلایی دارند، آن‌ها را احمق‌هایی می‌انگارند که باید با آن‌ها سروکله زد.

۳) بی ارزشی دیگران: نفهم بودن یعنی غافل بودن از ارزش ها و شایستگی دیگران و بی‌اعتنایی به امیال و باورهای آن‌ها و چشم‌پوشی نکردن از تقصیراتشان.

۴) نگاه پست و ابزاری: از نگاه نفهم‌ها پیشخدمت رستوران نمی‌تواند انسانی جذاب باشد، در عوض او صرفاً ابزاری است که یک وعدۀ غذایی را برای شما فراهم می‌کند و یا احمقی است که می‌توانید خشم خود را بر سر او خالی کنید. مردمی که در صف استارباکس جلوتر از شما ایستاده‌اند شخصیت ندارند و به حساب نمی‌آیند. کسانی که در سلسله‌مراتب اجتماعی مادون شما هستند فاقد استعدادهای شما بوده و لیاقتشان همان نوکری و کارهای پست است.

۵) ناشنوایی: نشانه دیگر نفهمی عدم توانایی آن‌ها در گوش دادن است. آیا با گوش و آغوشی باز به انتقادات اخلاقی دیگران از خودتان گوش می‌کنید؟ این کار برای افراد نفهم آسان نیست. پیش خودش می گوید چرا حرف یک احمق یا یک ابزار را جدی بگیرم؟ چرا تلاش کنم به دیدگاه‌های انتقادی آن‌ها درباره خودم توجه کنم؟ به احتمال زیاد نفهم یا انتقاد را رد می‌کند، مقابله‌به‌مثل می‌کند، یا لبخند زده و چاقو را عمیق‌تر فرو می‌کند. طبیعت آدم های نفهم گوش نکردن است.

احتمالاً هیچ‌کس نفهم مطلق یا فهیم مطلق نیست. اما سوال اینجاست که من و شما به‌طور مشخص در گستره بین نفهمی تا فهیم بودن در کجا ایستاده‌ایم؟

💠⭕️راهکارهای مبارزه با نفهمی
چهار راهکار اولیه برای شروع:

⭕️دغدغه نفهمی: بسته به میزانی که شخص واقعاً دلواپس نفهم بودن خود است، نفهمی‌اش برای مدتی ناپدید می‌شود. اگر از رفتار احتمالاً بی‌شرمانه خود با شخصی احساسی بد همراه با خجالت دارید، در آن لحظه، به برکت فضیلت این دغدغه، در حال توجه به اهمیت و ارزش آن شخص هستید و او را به عنوان فردی می‌شناسید که یک ابزار یا احمق نیست. البته اگر از این ایده احساس راحتی کرده و با خود فکر کنید ببین! چون من نگران نفهم بودن خودمم، و الانم نشستم و دارم یه مقاله درباره همین موضوع می‌خونم، پس قاعدتاً نباید نفهم باشم و دست از نگران بودن بردارید، در همان لحظه نفهمی شما آشکار می‌شود.

⭕️نمونه برداری تصادفی: کاربست تکنیک نمونه‌برداری تجربی که دو روان‌شناس ابداعش کرده‌اند: هشدار گوشی موبایل خود را به شکلی تصادفی فعال کنید. وقتی هشدار به صدا در آمد، ببینید در آن زمان در حال فکر کردن به چه چیزی هستید و آن موقع دنیا و اطرافیان را چگونه می دیدید؟ (تفصیل این تکنیک در اصل مقاله)

⭕️مخالف شنوی/خوانی: هر هفته یک پادکست یا متن از کسی که باهاش موافق نیستید گوش بدید یا بخونید. نه برای تغییر عقیده و نه با دید انتقادی، بلکه برای فهمیدن اینکه چرا آدم‌ها طور دیگری فکر می‌کنند؟

⭕️تمرین فهمیدگی: شروع کنید به دیدن آدم ها به مثابه آدم نه رقیب، نه مزاحم، نه ابزار، نه رئیس، نه مرئوس، نه کارمند بلکه فقط و فقط به عنوان انسان که  داستان و سرنوشت شخصی خودش را دارد. خانواده و آرزو دارد. درد و دغدغه دارد.

آکادمی جام‌؛ جستجوی آگاهی و معنا
@JaamAcademy

Читать полностью…

آکادمی جام

💠⭕️ تکنیک ژورنال بدبختی

در روانشناسی تکنیکی وجود دارد به نام ژورنال خوشبختی، امروز می خواهیم تکنیک تکمیلی آن را با هم مرور کنیم. اما قبل از یک تجربه روزمره با هم مرور کنیم:
عجله داشتم تند سوار ماشینم شدم. صبح زود، هوا بارانی بود اما ماشینم در خیابان فرعی پنچر شد. کلی طول کشید تا چرخ ماشین رو عوض کنم. خیس، خسته و دیر به جلسه رسیدم و ارایه بسیار بدی هم داشتم. رئیسم جلوی همه ضایعم کرد به خیسی و خستگی، حس تلخ خنگ بودن هم اضافه شد. در راه برگشت، بی‌هدف به بوق ماشین‌ها گوش می‌دادم که ناگهان آمبولانسی از کنارم گذشت و زنی را روی برانکارد دیدم. در همان لحظه، تمام خشم و ناراحتی‌ام از باران، تایر پنچر و حتی اخم رئیس، پوچ شد. می‌توانستم من باشم، می‌توانستم امروز را با درد آغاز کنم. و آن‌جا، وسط ترافیک، برای اولین‌بار با خودم گفتم: «خوشحالم که بدتر از این نبود.»


این تجربه، نمونه‌ای دقیق از شکرگزاری منفی یا شکرگزاری معکوس است، که برخی روان‌شناسان از آن به عنوان تمرینی برای افزایش تاب‌آوری ذهنی یاد می‌کنند. برخلاف شکرگزاری کلاسیک که فرد بابت داشته‌های مثبت خود قدردان است، در شکرگزاری منفی فرد به سناریوهای بدتر ممکن می‌اندیشد و از نبود آن‌ها احساس قدردانی می‌کند.
مطالعاتی مختلفی نشان می دهد که مقایسه وضعیت موجود با  با سناریوهای منفی، نقش کلیدی در بهبود وضعیت روانی افراد دارد. از منظر روان‌شناسی شناختی، شکرگزاری منفی نوعی بازسازی شناختی محسوب می‌شود؛ یعنی چه؟ یعنی اینکه در فرآیند شکرگزاری معکوس فرد افکار منفی اولیه را با برداشت‌های جدیدتر و سازنده‌تر جایگزین می‌کند.

⭕️راهکار عملی:
ژورنال بدبختی داشته باشید. در ژورنال خوشبختی (شکرگزاری کلاسیک) ما چیزهایی که داریم را می نویسیم اما در ژورنال بدبختی «می‌توانست بدتر باشد» ها را می نویسیم. هر شب یک اتفاق ناخوشایند روز را بنویسید و تصور کنید که چگونه می‌توانست بدتر باشد. مثلاً: «امروز لپ‌تاپم خراب شد... ولی خوشبختانه اطلاعاتم را بک‌آپ گرفته بودم.» یا «اگر از دستش داده بودم» را تصور کنید یا بنویسید. به یکی از داشته‌هایتان فکر کنید (شغل، خانه، خانواده) و تصور کنید اگر آن را از دست می‌دادید، چه می‌شد؟ سپس بابت بودنش قدردانی کنید.

فواید شکرگزاری معکوس چیست؟
📌افزایش تاب‌آوری روانی: به فرد کمک می‌کند در برابر ناملایمات، دیدگاهی مثبت اما واقع‌گرایانه داشته باشد.
📌کاهش احساس نارضایتی از زندگی: چون توجه فرد از نداشته ها به داشته‌هایی که ممکن بود از دست بروند، معطوف می‌شود.
📌مقابله با ذهنیت قربانی‌محور: به جای «همه چیز بد است»، ذهن تمرین می‌کند تا بگوید: می‌توانست بدتر باشد، اما نیست.

نکته آخر: هیچ تکنیکی به تنهایی راهگشا نیست.  این تکنیک را همراه با دیگر تکنیک ها به صورت مکمل و متناوب استفاده کنید.

آکادمی جام‌؛ جستجوی آگاهی و معنا

ما را در سایر رسانه‌ها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدینبله | ایتا | سروش
@JaamAcademy

Читать полностью…

آکادمی جام

💠⭕️ فیلم پاپیون یکی از شاهکارهای سینمایی است. داستان تفاوت دو زندانی و فرار آن ها از زندان.
یکی از سکانس های تاریخی این فیلم لحظه ای است که متهم به قاضی می گوید من گناهکار نیستم و او را نکشتم. جمله ای که قاضی در پاسخ می گوید یکی از ماندگارترین جملات تاریخ سینماست:
اتهام تو قتل کسی نیست. جرم تو بدترین جرمی است که یک انسان می تواند مرتکب شود....
این سکانس 43 ثانیه است اما می توان 43 روز به آن فکر کرد.

📌یک نکته تکمیلی: فکر می کنید، پاپیون به چه معناست؟ پاپیون به زبان فرانسوی یعنی پروانه. اسمی که بسیار هوشمندانه برای فیلم انتخاب شده و دلیلش هم این است که یکی از بازیگران فیلم (استیو مک کوئین) پروانه را روی سینه اش خالکوبی کرده است.

آکادمی جام‌؛ جستجوی آگاهی و معنا

ما را در سایر رسانه‌ها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدینبله | ایتا | سروش
@JaamAcademy

Читать полностью…

آکادمی جام

💠⭕️تکنیک جالب تخریب و رهاسازی

ما بدون اینکه حواسمان باشد خیلی وقت ها بر اساس داشته‌ها خودمان را تعریف می‌کنیم. مثلا من همان کسی هستم که مدرک دکترای جامعه‌شناسی دارم. بالاتر از بسیاری از دوستانم ماشین شاسی بلند لوکانو دارم، دو مدرک بین المللی، کسب وکاری موفق، برند شخصی جذاب، اندامی متناسب. و اگر این ها را از ما بگیرند یک دفعه فرو می ریزیم انگار که وجود نداشته‌ایم. چه باید کرد؟

📌تمرین تخریب و رهاسازی! در همین راستا، در برخی مناطق آسیای شرقی آیینی وجود دارد که بسیار الهام بخش است. شما رو به دیدن این آیین دعوت می کنیم. دیدنی نه از سر عجله بلکه از سر عمق!

آکادمی جام‌؛ جستجوی آگاهی و معنا

ما را در سایر رسانه‌ها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدینبله | ایتا | سروش
@JaamAcademy

Читать полностью…

آکادمی جام

💠⭕️ گاهی فکر می‌کنیم خوش‌بینی یعنی انکار مشکل؛ یعنی چشم بستن روی چیزی که آزارمان می‌دهد.
اما واقعیت دقیقاً برعکس است.

خوش‌بین کسی است که مشکل را می‌بیند، می‌شناسد، و قبول می‌کند
اما اجازه نمی‌دهد تمام زندگی‌اش را اشغال کند.
او یاد گرفته میان درد و زندگی فاصله بگذارد؛
یاد گرفته در کنار چالش‌ها، همچنان نفس بکشد، حرکت کند، تجربه کند و رشد کند.

ما همیشه انتخابی کوچک اما تعیین‌کننده داریم:
اینکه اجازه بدهیم یک مسئله تمام ذهن و روزمان را ببلعد،
یا آن را در “جعبه‌ای” بگذاریم،
نه برای فراموش کردن،
بلکه برای اینکه یادمان نرود زندگی بخش‌های دیگری هم دارد:
امید، عشق، کار، آرامش، مسیر، هدف، و لحظه‌هایی که منتظرند دیده شوند.

آکادمی جام‌؛ جستجوی آگاهی و معنا

ما را در سایر رسانه‌ها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدینبله | ایتا | سروش
@JaamAcadem

Читать полностью…

آکادمی جام

💠⭕️رها کن؛ شاید وقتِ پوست‌اندازی است.

ما گاهی برای یک قدم بالاتر رفتن، باید چیزی را که زمانی بخشی از زندگی‌مان بوده، رها کنیم.
بعضی فقدان‌ها پایان نیستند؛
جای خالیِ چیزی هستند که قرار است به دست بیاوریم.
آکادمی جام‌؛ جستجوی آگاهی و معنا

ما را در سایر رسانه‌ها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدینبله | ایتا
@JaamAcademy

Читать полностью…

آکادمی جام

💠⭕️یکی از ویژگی‌هایی که شخصیت انسان را توصیف می‌کند، ویژگی‌ای هست به اسم گشودگی به تجربه (Openness to Experience)

گشودگی به تجربه، یعنی ذهنی که از کشف نمی‌ترسد.
آدم‌های گشوده، در جهان به دنبال تازگی‌ هستند. ایده‌های نو، دیدگاه‌های متفاوت، و تجربه‌هایی که مرزهای آشنا را می‌شکنند.
این ویژگی با خلاقیت، کنجکاوی و انعطاف ذهنی همراه است.
برای آن‌ها، هر موقعیت، فرصتی است برای یادگیری و بازتعریف خودشان.
چون در نهایت، رشد یعنی تجربه‌ کردنِ چیزهایی که هنوز نمی‌شناسیم.

آکادمی جام‌؛ جستجوی آگاهی و معنا



@JaamAcademy

Читать полностью…

آکادمی جام

🌸🌿🌸🌿🌸

ادبیات کهن ایران در میان نسل نوجوان ایرانی هم زنده است.

آکادمی جام‌؛ جستجوی آگاهی و معنا

ما را در سایر رسانه‌ها دنبال کنید:

اینستاگرام | لینکدینبله | ایتا

@JaamAcademy

Читать полностью…

آکادمی جام

🔲🔴 شاید بزرگ‌ترین غریبه‌ی زندگی‌ات، خودت باشی. تمام عمرت با خودت بوده‌ای؛ اما چقدر خودت
را می‌شناسی؟

آکادمی جام
جستجوی آگاهی و معنا

@JaamAcademy

Читать полностью…

آکادمی جام

🔳⭕چرا قهرمان اخلاقی واژه مناسبی برای حسین (ع) نیست؟
مطلبی برای غیردین داران و دین داران


نسخه مناسب برای موبایل (ایستاده)

@JaamAcademy

Читать полностью…

آکادمی جام

⚽️⚽️⚽️

فوتبال از قابی متفاوت...
ورای برد و باخت‌ها و گل زدن‌ها و گل خوردن‌ها، توجه به «پشت صحنه» فوتبال می‌تواند درس‌هایی پرمعنا از زندگی به ما بدهد.
گویی آنچه در نود دقیقه و در زمین بازی اتفاق می‌افتد از جنس قانون است و مابقی از جنس اخلاق.
همین اخلاقیات است که انسانیت را زنده نگه می‌دارد و نسل‌ها را به هم ارتباط می‌دهد.
قابی از زیبایی‌های اخلاقی فوتبال ببینیم.

آکادمی جام‌؛ جستجوی آگاهی و معنا

ما را در سایر رسانه‌ها دنبال کنید:


اینستاگرام | لینکدینبله | ایتا | سروش

Читать полностью…

آکادمی جام

💠⭕️ گاهی مسئله این نیست که چند سال زندگی کرده‌ایم؛ بلکه این است که چند سال را «واقعاً» زندگی کرده‌ایم.

اگر عمرمان را نه فقط با زمان، بلکه با رسالت، فضیلت، اصالت، خدمت و رضایت بسنجیم، مقدار عمر واقعی ما چقدر خواهد بود؟

@jaamacademy

Читать полностью…

آکادمی جام

🔳⭕ چرا قهرمان اخلاقی واژه مناسبی برای حسین (ع) نیست؟
مطلبی برای غیردین داران و دین داران


نسخه مناسب برای کامپیوتر و دسکتاپ

@JaamAcademy

Читать полностью…

آکادمی جام

💠⭕️بعضی وقت‌ها آدم فکر می‌کنه برای حس بهتر، باید همه چیز زندگی تغییر کنه؛
اما شاید چیزی که کم داریم، «معنا» باشه نه «امکانات».

ویکتور فرانکل حرف جالبی می‌‌زنه:
اینکه حتی در سخت‌ترین شرایط هم می‌شه دلیلی برای ادامه دادن پیدا کرد.

توی این کلیپ درباره چند نگاه ساده اما عمیق حرف می‌زنیم که می‌تونه کمک کنه زندگی رو از زاویه متفاوتی ببینیم.

بعد از دیدن ویدئو برامون بگو:
این روزها چه چیزی به زندگی تو معنا می‌ده؟ 🌱

آکادمی جام‌؛ جستجوی آگاهی و معنا

@JaamAcademy

Читать полностью…

آکادمی جام

💠⭕️آخرین نامه ثروتمندترین مرد جهان
بر اساس نامه وارن بافت

احتمالا وارن بافت را می شناسید یا اسمش را شنیده‌اید، اسطوره سرمایه گذاری و مدیریت دارایی. 60 سال سابقه  مدیریت یکی از معروف ترین شرکت‌های سرمایه گذاری جهان. او به عنوان مدیرعامل شرکت سرمایه گذاری برکشایر هر ساله برای کسانی که در آن سرمایه گذاری کرده‌اند و دارایی خود را به این شرکت سپرده اند که این شرکت، به تشخیص وارن بافت و همکارانش سرمایه گذاری کند، یک نامه می‌نویسد. اما این بار این نامه متفاوت بود. هر سال نامه مملو بود از مفاهیمی مانند پول، سود، بازده، سرمایه، ریسک و ... اما این بار رنگ و بوی نامه فرق می‌کرد. این آخرین نامه ثروتمندترین سرمایه گذار جهان بود به سهام‌داران شرکتش. چون دیگر وی به خاطر سن بالا مدیر عامل شرکت نخواهد بود و ...

قبل از اینکه سه نکته جالب این نامه را با هم بررسی کنیم در مورد وارن بافت بیشتر بدانیم:

او از اواسط دهه ۱۹۹۰ تا به امروز (نوامبر ۲۰۲۵) تقریباً بدون وقفه جزو ۱۰ ثروتمند برتر جهان و اغلب جزو ۵ نفر اول بوده است. وارن بافت یک بار به عنوان ثروتمندترین مرد جهان معرفی شده است.
او از سال ۱۹۶۵، یعنی به مدت بیش از ۶۰ سال، مدیرعامل برکشایر هاتاوی بوده است. این یکی از طولانی‌ترین دوره‌های مدیریت در تاریخ شرکت‌های بزرگ آمریکایی است و رکورد استثنایی پایداری محسوب می‌شود.
از سال ۱۹۶۵ سهام برکشایر هاتاوی به طور میانگین سالانه حدود دو برابر بازدهی شاخص اس اند پی در همان دوره زمانی بوده است. این نشان‌دهنده یک رکورد شکست‌ناپذیر در خلق ثروت و سرمایه‌گذاری است!
و اما آخرین نامه اش: او در کنار گزارش‌های کلاسیک مالی نکات جالبی را در نامه‌اش درج کرد. سه فراز طلایی نامه او را با هم بخوانیم:

1)  بزرگی و تعالی از طریق انباشت حجم زیادی ثروت، مقدار زیادی معروفیت یا میزان بالایی از قدرت در حکومت به وجود نمی‌آید. زمانی که به کسی به یکی از هزاران راه کمک می‌کنی، به جهان کمک می‌کنی! مهربانی بدون هزینه (costless) اما بی‌قیمت (priceless) است. چه مذهبی باشید و چه نه، سخت است که قاعده طلایی اخلاق را به عنوان راهنمای رفتار شکست دهید.

2)  آلفرد نوبل، که بعدها به خاطر جایزه نوبل به شهرت رسید، را به یاد بیاورید. آگهی ترحیم خودش را دید. که یک روزنامه آن را اشتباهی چاپ کرده بود -خبر مرگ بردارش را اشتباهی چاپ کرده بود- او از آنچه خواند وحشت کرد و متوجه شد که باید رفتارش را تغییر دهد. روی اشتباه مجدد در اتاق خبر و روزنامه‌ها حساب نکنید. از همین الان تصمیم بگیرید که می‌خواهید آگهی ترحیم شما چه بگوید و طوری زندگی کنید که لیاقتش را داشته باشید.

3)  به یاد داشته باشید که آن خانم نظافتچی به اندازه رئیس هیئت مدیره یک انسان است.

وارن بافت فقط نامه ننوشته متعهد شده حداقل ۹۹٪ از ثروتش را برای امور خیریه ببخشد. او تاکنون بیش از ۵۰ میلیارد دلار بخشیده و رکورددار بزرگ‌ترین اهدای ثروت فردی در جهان است. او با این ثروت افسانه‌ای در خانه‌ای که ۶۷ سال پیش به قیمت فقط ۳۱,۵۰۰ دلار در اوماها خریده، زندگی می‌کند. هیچ عمارت و ویلای لوکس ندارد.

💠⭕️سوال پایانی از آکادمی جام:

و حالا این مائیم و این پایان مرد افسانه‌ای سرمایه‌گذاری جهان و می توانیم کتاب‌های پولسازی و سرمایه گذاری او را بخوانیم و یا اینکه به حکمت‌های پایانی زندگی او در 95 سالگی‌اش گوش کنیم. این تصمیم ماست.

اگر خواستید دومین گزینه را انتخاب کنید و از خود سه سوال ظاهراً ساده اما سخت بپرسیم:

◽️آخرین باری که به تعبیر وارن بافت به جهان کمک کرده‌ایم کی بوده است؟

◽️آیا به آبدارچی شرکت‌مان همان اندازه احترام می گذاریم که به رئیس هیات مدیره شرکت‌مان؟ آیا انسان بودن طرف مقابل برای ما مهم است یا شهرت و موقعیت و ثروت طرف مقابل؟

◽️آخرین باری که تجربه نوبلی داشته‌ایم کی بوده است؟ آخرین بار کی به پایان زندگی‌مان اندیشیده‌ایم؟


آکادمی جام‌؛ جستجوی آگاهی و معنا

ما را در سایر رسانه‌ها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدینبله | ایتا | سروش
@JaamAcademy

Читать полностью…

آکادمی جام

💠⭕️ اجرای یک دختر ۱۶ ساله در برنامه استعدادیابی بلغارستان

شما هم به تماشای این فیلم دعوتید. نمی توانیم در مورد محتوای این اجرا زیاد چیزی بگوییم. فقط یک نکته: ۱۰ ثانیه پایانی اجرا غافل گیر کننده است پس تا آخر نگاه کنید. و از خود بپرسید چه شباهتی بین زندگی شما و این اجرا وجود دارد؟ طناب ها و قیچی های زندگی شما چیستند؟

آکادمی جام‌؛ جستجوی آگاهی و معنا

ما را در سایر رسانه‌ها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدینبله | ایتا | سروش
@JaamAcademy

Читать полностью…

آکادمی جام

🌟🌟🌟🌟

یلدا یعنی باور به نور، حتی در اوج تاریکی…

یلداتون مبارک!

@Jaamacademy

Читать полностью…

آکادمی جام

💠⭕️مرهم‌واژه‌ها

کارش تموم می‌شه. همین‌طور که ماسکش رو از صورتش برمی‌داره می‌گه:
- «سخت بود این دندونه. خوب تحمل کردیا».
مریضش لبخندی می‌زنه. با دهن سِر از آمپول بی‌حسی تشکری می‌کنه. مرد دندونپزشک می‌ره. اما نمی‌فهمه که اون اشکی که بعدش از چشم مریضش اومد، مال درد دندونش نبود. یه بغض ترکیده‌ی سنگین سمج بود که به نوازش همون «خوب تحمل کردیا» شکست. انگار که قد یه آغوش...

آدم‌ها خسته‌ان. همه. هر کی یه جور. بعضیا خیلی بیشتر، بعضیا کمتر. اما همه زخمی و دلشکسته. پره بغض. پره ترس. پره «اینم که نشد». لب به لب بریدن.

کلمه‌ها، علاج نیستن. اما مرهم چرا. در کلمه‌ها، قدرتی هس واسه تسکین. واسه آغوش. واسه نوازش جون‌ها...

دقت کردی چقد کم می‌شنویم:
- می‌فهمم‌ت.
- چقد سخت گذشته این مدت بهت...
- چقد خوب بودی توی این ماجرا
- می‌دونم چی کشیدی..
- هر کی جای تو بود بریده بود
- حواسم هست چقد اذیت شدی این چند وقت
- یه دقه ساکت شو، بیا فقط بغلم...
- یه دمت گرم به خودت گفتی؟ میدونی چقد خوب جنگیدی؟
- واقعا سخت بوده... واقعن..

آدمیزاد، بی‌علاج شاید دووم بیاره. اما بی‌مرهم، کارش تمومه. کلمه‌ها، گاهی خیلی مرهم‌ان. همین.


راهیانه/ایده‌نوشت‌های مهدی سلیمانیه @raahiane

آکادمی جام‌؛ جستجوی آگاهی و معنا

ما را در سایر رسانه‌ها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدینبله | ایتا | سروش
@JaamAcademy

Читать полностью…

آکادمی جام

💠⭕️سندروم شخصیت اصلی
دکتر آنا گاتلیب، استاد فلسفۀ کالج بروکلین نیویورک

فرض کنید آخر هفته، چند ساعتی از شلوغی شهر به طبیعت پناه برده‌اید، ولی وقتی به مقصدتان می‌رسید، هر چند دقیقه یک‌بار آدم‌هایی را می‌بینید که با گوشی‌شان موسیقی پخش می‌کنند و صدای آن را هم تا انتها زیاد کرده‌اند. شاید در اولین نگاه کارشان را نوعی بی‌ادبی آشکار بدانید. این اشخاص سکوت طبیعت را به هم می‌زنند و دیگران را مجبور می‌کنند تا به صدای بلند موسیقی‌هایی گوش بدهند که دلخواهشان نیست. اما این سبک رفتارها، در عصر شبکه‌های اجتماعی، آنقدر رایج است که شاید لازم باشد دقیق‌تر بررسی‌شان کنیم.

«سندروم شخصیت اصلی» اصطلاحی است که اخیراً در گفتگوهای عمومی در شبکه‌های اجتماعی رایج شده است و به این دست رفتارها اشاره دارد؛ موقعیت‌هایی که در آن، فرد خودش را تنها بازیگرِ اصلی صحنه می‌داند و بقیه را صرفاً حاشیه‌ها یا سیاه‌لشگرهایی بی‌اهمیت قلمداد می‌کند.

سندروم شخصیت اصلی، نوعی بیماری یا اختلال روانی شناخته‌شده نیست، بلکه توصیفی ساده از ذهنیتی است که بسیاری از اینفلوئنسرها در شبکه‌های اجتماعی دارند: آن‌ها زندگی خودشان را داستانی می‌دانند که نقش اولش را خودشان بازی می‌کنند. و فقط دیدگاه‌ها، امیال، علایق، نفرت‌ها و عقاید نقش اول اهمیت دارند و دیدگاه‌های نقش‌های فرعی سهم چندانی در این فیلم ندارند. شخصیت اصلی بازی می‌کند و بقیه واکنش نشان می‌دهند. شخصیت‌ اصلی توجه می‌طلبد و بقیه بهتر است که اطاعت کنند یا فوراً از صحنه بیرون انداخته می‌شوند.

آنا گاتلیب، فیلسوف آمریکایی، می‌گوید وقتی ما خودمان را در مرکز داستان ببینیم، بقیۀ انسان‌ها خواه ناخواه اهمیتشان را از دست می‌دهند. آن‌ها به تعبیرِ دیوید چالمرز، به زامبی‌هایی تبدیل می‌شوند که اگرچه از نظر فیزیکی شبیه به انسان‌های عادی هستند، اما تجربۀ آگاهانه ندارند.

اما روایت شخصیت اصلی، با کنار نهادنِ سهم دیگران در زندگی، داستانی می‌سازد که دو غایب بزرگ دارد: اولی ارتباط با دیگران و دومی، عشق. در روایت‌هایی که شخصیت اصلی در هم می‌بافد علاقه یا حوصلۀ چندانی به داستان‌های دیگران وجود ندارد، پس اساساً ارتباط و عاطفه‌ای هم میان آن‌ها وجود ندارد.

البته فقط شبکه‌های اجتماعی نیستند که سندروم شخصیت اصلی در آن‌ها رایج است، در بسیاری از فیلم‌ها، یا حتی شرکت‌ها و دانشگاه‌ها این شکل از رفتار رو به افزایش است. این پیام‌ها در وجود ما ته‌نشین می‌شوند و ما با تقلید از شخصیت‌های اصلی سعی می‌کنیم زندگی‌مان را طوری روایت کنیم و به اشتراک بگذاریم که گویی فقط سفرهای ما، روایت‌های ما و دیدگاه‌های ما مهم‌اند و ارزش توجه دارند؛ فقط صدای ماست که ارزش شنیدن دارد. بدین ترتیب، مستقیم و غیرمستقیم از دیگران می‌خواهیم: «همه‌چیز را متوقف کنید و من را تماشا کنید: قهرمان را!». (رفرنس)

💠⭕️پیشنهاد آکادمی جام:
همه ما ناخواسته در معرض سندروم شخصیت اصلی هستیم. این مساله اگر مهار نشود ممکن است به فقدان حس همدلی می شود که بسیار خطرناک است. فقدان همدلی یعنی حذف دیگری از معادلات تصمیم گیری و حذف دیگری یعنی باز شدن دریچه بی اخلاقی. واقعا چه می توان کرد؟

⭕️ تمرین «روایت مشترک» به جای «روایت فردی»: به‌جای آن‌که زندگی را به‌عنوان فیلمی با یک نقش اول ببینیم، آن را یک «روایت جمعی» بدانیم. تمرین نوشتن خاطرات یا یادداشت‌های روزانه با تمرکز بر دیدگاه دیگران و تأثیر آن‌ها بر زندگی‌مان، ذهن را از خودمحوری خارج می‌کند. برای مثال: «امروز دوستم چنین چیزی گفت که من را به فکر فرو برد…».

⭕️ مدیتیشن شفقت‌ورزانه: یک نوعی از تفکر-تمرکز (مدیتیشن) وجود دارد که به ما می‌آموزد که به در آرامش و تنهایی و تمرکز برای دیگران آرزوی خیر کنیم: «باشد که فلانی خوشبخت باشد…». مطالعات نشان داده‌اند که تمرین منظم این مدیتیشن، خودمرکزبینی را کاهش و همدلی را افزایش می‌دهد.

⭕️ تمرین‌  دگرفهمی- دیدگاه‌پذیری: خود را آگاهانه در جایگاه دیگران قرار دهیم. مثلاً اگر کسی در طبیعت موسیقی پخش می‌کند، یک بار فرض کنیم اگر ما بودیم و حواسمان نبود چه؟


⭕️ شنیدن و دیدن روایت‌های جایگزین در هنر و ادبیات: مطالعه رمان‌های چند قهرمانه، داستان‌های چندصدایی و تماشای فیلم‌هایی که هم‌دلی با چندین شخصیت را ممکن می‌کنند، افق دید ما را از روایت تک‌نفره به روایت‌های متکثر می‌گشاید

آکادمی جام‌؛ جستجوی آگاهی و معنا

ما را در سایر رسانه‌ها دنبال کنید:
اینستاگرام | لینکدینبله | ایتا | سروش
@JaamAcademy

Читать полностью…

آکادمی جام

💠⭕️شاخص دالی زندگی شما چقدر است؟
🖊 مجتبی لشکربلوکی

جایی خواندم و توجهم جلب شد به یک شاخص جالب. شاخص دالی سازمان جهانی بهداشت. که به «سال‌های از دست‌رفته‌ی عمر، به‌خاطر مرگ زودرس یا زندگی با ناتوانی» توجه می کند. سازمان جهانی بهداشت علاوه بر معلولیت های جسمی، بیماری‌های روانی مثل افسردگی، اضطراب و حتی اعتیاد رو هم در دالی محاسبه لحاظ می‌کنه (اینجا). اسم دقیق این شاخص این است: Disability-Adjusted Life Year که ترجمه اش می شود سال های زندگی تلف شده. فردی به نام سارا را تصور کنید. انتظار می‌رود سارا تا ۸۰ سال زندگی کند، اما به‌دلیل سکته قلبی، در ۷۰ سالگی از دنیا می‌رود. در ضمن از سن ۴۵ تا ۵۵ سالگی، ۱۰ سال با افسردگی نیمه‌ شدید (شدت ۰.۵) دست به گریبان بوده است. در این دهه، از کیفیت و لذت طبیعی زندگی روزانه اش کاسته می‌شود؛ فعالیت‌ها، شادی‌ها و ارتباطات انسانی او تحت تأثیر این بیماری قرار دارند(۱۰ * ۰.۵ برابر است با ۵ سال) یعنی او شاخص دالی اش می شود ۱۰ به علاوه ۵ مساوی  ۱۵ سال!

شاخص دالی نشان می‌دهد که به دلیل بیماری یا مرگ زودرس، چند سال از زندگی سالم از دست رفته است. این شاخص برای بهداشت عمومی طراحی شده، اما ایده‌اش یعنی ترکیب کمیت و کیفیت زندگی می‌تواند الهام‌بخش یک نسخه‌ شخصی‌سازی‌شده برای زندگی فردی باشد. 

☑️⭕ تحلیل و تجویز راهبردی:
این که ما کجا و چه زمانی به دنیا می آییم دست ما نیست. ممکن است در قرون وسطی و در یک روستای آلوده با طاعون به دنیا می آمدیم، بنابراین دالی جمعی دست ما نیست اما دالی فردی تا حدودی دست ماست. زندگی تعدیل شده بر پایه شرافت (Dignity-Adjusted Life Year (DALY). یعنی سال های عمرمان را بر پایه شرافت تعدیل کنیم.

این شاخص، الهام‌گرفته از DALY جمعی است، اما به جای تمرکز بر بیماری و ناتوانی، بر ۵ عامل رسالت، فضیلت، اصالت، خدمت، رضایت از زیستن تمرکز دارد.
بگذارید این ۵ مولفه را توضیح بدهم:

⭕️ رسالت: آیا رسالت شخصی خودم را پیدا کرده ام؟ آیا توانسته ام با کشف و پیگیری فعالانه یک هدف متعالی به این سوال پاسخ بدهم که چرا من در این جهان هستم و اصلا چرا باید زندگی کرد؟ آیا در زندگی یک حکمت معنوی دارم یا خیر؟ تجربه حس عمیقی از اتصال به یک قدرت و شعور فراجهانی دارم؟

⭕️خدمت و محبت: چقدر دیگری را در زندگی تجربه کرده ام! چقدر عشق به دیگری را زیسته ام؟ چقدر از زمان، استعدادها و منابعم به خدمت به دیگران و کمک به رفاه جامعه یا جهان اختصاص داده ام؟

⭕️ رضایت: چقدر با پرورش دو حس سپاسگزاری برای نعمت‌ها و بسندگی (قناعت به داشته ها) رضایت درونی عمیق و پایدار را تجربه کرده ام؟

⭕️ فضیلت: آیا یک نظام اخلاقی پاکیزه و قابل دفاع دارم؟ آیا به همان نظام اخلاقی (مانند صداقت، شفقت، و محبت) پایبند بوده ام؟ آیا اصول اخلاقی‌ام را حفظ کرده ام یا باری به هر جهت ؟ آیا دروغ، خیانت، تحقیر دیگران یا فساد حتی اگر منفعتی برایم داشت را کنار گذاشتم؟

⭕️ اصالت و عاملیت: آیا در تصمیمات زندگی ام نقش فعالی داشتم یا زیر بار هنجارها، پیش فرض ها، نظرات و معیارهای دیگران مدفون شده ام؟ آیا زندگی‌ام برآمده از انتخاب آگاهانه بود یا انفعال و اجبار و تقلید و تکرار؟ مثلا جرات ترک شغلی که خلاف ارزش‌هایم است را دارم حتی اگر جای بعدی درآمد کمتری داشته باشم. آیا فعالانه به توسعه فردی خودم برای توسعه دانش و مهارت هایم پرداخته ام برای اینکه استقلال بیشتری داشته باشم؟

شاخص دالی می شود: سال های زیسته شده ضربدر در امتیازی که از عوامل رسالت، رضایت، خدمت، عاملیت و فضیلت می گیريم. به عنوان مثال اگر من ۴۰ سالم باشد و ده سال کودکی و نوجوانی را به خاطر نداشتن اصالت و عاملیت از دست داده باشم و در بیشتر دوران زندگی ام نه حکمت معنوی داشته باشم (رسالت) و نه پایبندی به فضیلت (نظام اخلاقی) آنگاه ممکن است سال های تقویمی زندگی ام معادل ۴۰ سال باشد اما سال های زندگی تعدیل شده بر پایه شرافت بشود ۲۰ سال! یعنی بیست سال از زندگی ام را نزیسته ام.

📌یک توصیه کوتاه اما مهم و هیچ چیز دیگری نمی گویم: در گام اول نمی گویم بیشتر فعلا به همان اندازه که به زیبایی و سلامت خود اهمیت می دهیم از آرایش موی سر، لباس، سیکس پک، تناسب اندام، مدل ابرو، فک و گونه و... به رسالت، فضیلت، اصالت، محبت، رضایت اهمیت دهیم وگرنه ۸۰ سال با زندگی با تناسب اندام خواهیم داشت بدون آن که این زندگی اصلا ارزش زیستن را داشته باشد!

آکادمی جام؛ جستجوی آگاهی و معنا

@JaamAcademy

Читать полностью…
Subscribe to a channel