kafee_sheerr | Unsorted

Telegram-канал kafee_sheerr - 💖کافه شعر💖

4368

نمیخواستم این عشق را فاش کنم ناگاه بخود امدم دیدم همه کلمات راز مرا میدانن ... این است که هر چه مینویسم عاشقانه ای برای تو میشود #شهاب_مقربین کافه شعر باافتخار میزبان حضور شما دوستان ادیب میباشد 💚💛💜💜💛💚

Subscribe to a channel

💖کافه شعر💖

به یاد خلوت آغوش او هرگاه می‌افتم
فضای آسمان بر دیده من تنگ می‌گردد

#صائب_تبریزی

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟❤ ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀

Читать полностью…

💖کافه شعر💖

تقدیم

سیاوش قمیشی


❀═‎‌‌‌🌼 ⃟❤ ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀

Читать полностью…

💖کافه شعر💖

لبخنـد به هرچـه غصـه و غـم بزنی

بر چهره ی گل، بوسه ی شبنم بزنی

خورشیــدی و با آمــدنت بایـد هـم

از نـابتــریــن سپیـــده دم دم بزنی

#شهراد_میدری
#صبح_بخير

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟❤ ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀

Читать полностью…

💖کافه شعر💖

علی لهراسبی
ماه قشنگم

‌•━━━━━━━━━●─────• ⇆ㅤㅤ
↻ㅤ  ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷



❀═‎‌‌‌🌼 ⃟❤ ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀

Читать полностью…

💖کافه شعر💖

" دوستَت دارم "
هرگاه ڪہ مےگویم،
تُو را من، تُو مےگَردم

" دوستَت دارم "
هرگاه ڪہ مےگویے،
مرا تُو، من مےگَردے

هرچہ گَردم،
از تُو بَرنگَردم!
آنگاه ڪہ
در هر چشمْخنده‌اَت
عڪسِ باغِ دلِ خویش را
- اِےْ مرا من! -
بہ تماشا مےنشینم.

#آرش_شاهری

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟❤ ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀

Читать полностью…

💖کافه شعر💖

در جستجو

حمیرا


ترانه‌سرا: جهانبخش پازوکی
اهنگساز و تنظیم‌کننده: منوچهر چشم‌آذر

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟❤ ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀

Читать полностью…

💖کافه شعر💖

زهی شکسته فروغ رخ تو رونق ماه
چه صورت است تو را لا اله الا الله

نظر به طلعت خورشید خاوری نکند
کسی که روی تو دیده‌است بامداد پگاه.


#میر_کرمانی
#صـبح_بخیـر

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌❀═‎‌‌‌🌼 ⃟❤ ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀

Читать полностью…

💖کافه شعر💖

احمد سلو 🎙
وال

- کاش‌ بدانی‌ دوست‌ داشتنت ؛
خورشید‌ نیست ، که‌لحظه‌ ای‌ بیاید
و لحظه‌ ای‌ برود ؛
ماه‌ نیست ،که‌ یک‌ شب‌ باشد ُ
یک‌ شب‌ نباشد ؛
ستاره نیست ، که‌ شبی‌ پرشور باشد
و شبی‌ کم‌ فروغ ؛
باران‌ نیست ، که‌ گاه‌ شدت‌ گیرد
و گاه‌ نم‌ نم‌ ببارد؛
مثل‌ نفس‌ می‌ماند همیشه‌ با من‌ است :)!



‌•━━━━━━━━━●─────• ⇆ㅤㅤ
↻ㅤ  ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷



❀═‎‌‌‌🌼 ⃟❤ ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀

Читать полностью…

💖کافه شعر💖

آهنگای شاد برای عروسی 💃
@Muzicshadjadid
آهنگ شاد برای ماشین 🚙
@Muzicshadjadid
آهنگ شاد مخصوص جشن 🤩
@Draghsahang
آهنگ شاد مخصوص تولد 🥳
@Muzicshadjadid

Читать полностью…

💖کافه شعر💖

.

قصه ای با تو مرا هست نمی دانم چیست
صبر بی طاقت سرمست نمی دانم چیست


در جواب عطش چشم نیاز آلودت
آنچه لب های مرا بست نمی دانم چیست

پشت این فاصله هایی که پر از برف شده است...
تب آغوش عجیب است نمی دانم چیست


در مصافی که امیدم همه بر تدبیر است
عقل با وسوسه همدست نمی دانم چیست

آنچه در دام مرا تا ابد انداخت ولی
بند از پای تو بگسست نمی دانم چیست

#سوگل_مشایخی     

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟❤ ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀

Читать полностью…

💖کافه شعر💖

دیدمت چشم تو جا در چشم‌های من گرفت
آتشی یک لحظه آمد در دلم دامن گرفت

آنقدر بی اختیار این اتفاق افتاده که
این گناه تازه ی من را خدا گردن گرفت


در دلم چیزی فرو می ریزد آیا عشق نیست؟
اینکه در اندام من امروز باریدن گرفت

من که هستم؟ او که نامش را نمی‌دانست و بعد
رفت زیر سایه‌ی یک «مرد» و نام «زن» گرفت


روزهای تیره و تاری که با خود داشتم
با تو اکنون معنی آینده‌ای روشن گرفت

زنده‌ام تا در تنم هُرم نفس‌های تو هست
مرگ می‌داند: فقط باید ترا از من گرفت

#نجمه_زارع     

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟❤ ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀

Читать полностью…

💖کافه شعر💖

مراقبت از عشق و ایده های خانمانه
شیوه های برخوردکلامی 👩‍❤️‍👨😍


❤️@zendegiasheghaneh1
🩷@zendegiasheghaneh1

Читать полностью…

💖کافه شعر💖

مهدی حسینی 🎙
رفت

میدونی‌یه‌سری‌دوست‌داشتناهست‌
هیچ‌وقت‌دیگه‌تکرارنمیشه٫
یه‌دوره‌ای‌اززندگیت‌هست‌که‌یکیو یجوری‌دوس‌داری‌که‌حاضری‌هرکاری‌بکنی‌براش؛
توهمون‌یکیه‌منی‌همونی‌که باهمه‌برام‌فرق‌داره همونی‌که‌نقطه‌امنه‌زندگیمه
همونی‌که‌خودِخودواقعیمودیده.


‌•━━━━━━━━━●─────• ⇆ㅤㅤ
↻ㅤ  ㅤ ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷



❀═‎‌‌‌🌼 ⃟❤ ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀

Читать полностью…

💖کافه شعر💖

بار غم تو را به دل من سپرده‌اند
وای از امانتی که به دشمن سپرده‌اند

بی‌درد می‌رسد به نظر کاج بردبار
جایی که بیدها به خزان تن سپرده‌اند

ما صلح‌پیشه‌ایم نه اما شبیه خلق
کز ترس جنگ خانه به دشمن سپرده‌اند

دل نرم شد ز داغ و بر آن پتک غم زدند
آهنگرا! به دست تو آهن سپرده‌اند

تاریک نیست عاقبت پیله‌ امید
پروانه را به آتش روشن سپرده‌اند

#فاضل_نظری

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟❤ ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀

Читать полностью…

💖کافه شعر💖

من حسرت عمیق شعر را در چشمانت خلاصه میکنم
مختصر واژه هایی عجین شده به بند ِ ترد احساس
بر گرفته از سوز ِ غمناک دلم
که بغض ِ اندوه را در حنجرهء دردآلودم خفه
میکند
دردناک ست
حصاری که جز سراب
پیله ی تلخ انزوایش را احاطه نکرده است ؛
نگاهِ مایوسی خیره به راه
غروبی دلتنگ
چشمانی پر از اشک
من و جای خالی تو و شعر سپیدی مملو از حسرت ...!!


#پارس

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟❤ ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀

Читать полностью…

💖کافه شعر💖

من کی‌ام کاندیشه‌ی تو هم‌نفس باشد مرا
یا تمنای وصال چون تو کس باشد مرا

گر بُوَد شایسته‌ی غم خوردن تو، جان من
این نصیب از دولت عشق تو بس باشد مرا

#سنایی

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟❤ ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀

Читать полностью…

💖کافه شعر💖

می‌ توانستم گیلاسم را تا نیمه
از شرابِ کهنه پر کنم ...
می‌ توانستم یکی‌ از آن آهنگ‌های قدیمی‌ را بگذارم و آرام آرام
خمارِ نوستالژی روزگارِ خوب شوم ...
می‌ توانستم پا برهنه
کوچه‌های باریکِ باغ را بدوم ...
می‌ توانستم دامنم را
پر از شکوفه‌های یاس کنم
و مست شوم ...
مستِ مستِ مست ...
اما پشتِ این پنجره ،
رو به دریا نشستم
و برای تو شعر نوشتم !
مست شدم ...
مستِ مستِ مست ..

#نیکی‌_فیروزکوهی

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟❤ ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀

Читать полностью…

💖کافه شعر💖

‍ سالها دل درهوای تو به مویی بند بود
با کمی لبخند و باران وغزل خرسند بود

کار و بار عاشقی ها  سکه بود و دلپسند
غنچه ی شادی به لب‌هامان گل پیوند بود

غم  اگر چه  مونس تنهاییِ من  بود و بس
چشم خیس من پر ازگلواژه ی لبخند بود

پایه ی عصرانه هايم  قهوه  و شیرین عسل
پای هرفنجان چایی گونه هايت  قند بود


رشته رشته مهر بانی بود و این موي رها
مثل زنجیر طلایی عشق را پابند  بود

دُر و گوهر می‌چکید از پای ميناي لبت
ماه ومرواريد دريايت  حدیث و پند بود

مرزهای شادمانی بیش ازاین گسترده بود
دورتا دورِ کویرِ لوت من اروند بود

غرق شور و شوق بودم،، درخيالت شعله ور
گرمی کاشانه ي من آتش‌ِ اسپند بود

من  لبالب بودم از تو، تو ولي بي من رها
كودك روحت به بال بي خيالي  بند بود

#اکرم_نورانی

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟❤ ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀

Читать полностью…

💖کافه شعر💖

هنوز گریه بر این جویبار کافی نیست
ببار ابر بهاری، ببار... کافی نیست

چنان که یخ زده تقویم ها اگر هر روز
هزار بار بیاید بهار، کافی نیست

#فاضل_نظری

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟❤ ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀

Читать полностью…

💖کافه شعر💖

همیشه از تمام آرزوها دور بودم
برابر با هجوم زندگی کم زور بودم

مسیری را که رفتم انتخاب شخصیم نیست
خدا سرشاهده بی میلم و مجبور بودم

به من دست بدی افتاد و باید می بُریدم
که تنها خال دل در بازی پاسور بودم

مرا هر کس که پوشیده درآورده سریعا
لباسی نخ کشم خب وصله ای ناجور بودم

چه دردی بدتر از اینکه شبیه ریشه باشی
که عمری در فضایی بسته و بی نور بودم 

دلم جز گفتن شعر و غزل کاری بلد نیست
فقط در نشر احساسات خود مامور بودم

تو هم کامی گرفتی از من و ترکم نمودی
که من سیگارم و از دید تو منفور بودم

#علی_قهرمانی

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟❤ ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀

Читать полностью…

💖کافه شعر💖

"سایه ی تو بر غزل"

وعده ها را مثل مویت پُشت گوش انداختی!
از من و شوقِ جوانی، خسته پیری ساختی

سُرمه بر چشمت کشیدی و ندیدی عاشقم
در سیاهی های دنیا عشق را نشناختی

خنده کردی، گریه کردم، بغض کردی، من سکوت
رفتی و بر حال زارم هیچ نه، پرداختی

مثل شهری شاد بودم، تا شدم تسلیمِ تو ..
بر زمینِ شوره زارم اسب ِ هجران تاختی!

بی تو اکنون از تنم ویرانه ای مانده به جا
تو همین ویرانه را هم در قماری باختی!

رفته ای همپای ِ خورشید از شبِ شعر #سپهر
سایه ات را بر غزل ها از چه رو انداختی ؟!

#سپهر_Roohi

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟❤ ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀

Читать полностью…

💖کافه شعر💖

.

تو در مسیر دل‌تنگم آشیانه گرفتی
میان دودکشی خاک‌خورده خانه گرفتی

اگر به طعنه و تهمت مرا نشانه گرفتند
زمان گریه سرم را به روی شانه گرفتی

اگر جماعت دیوان مرا به دام گرفتند
تو بودی آن‌که دلم را به آب و دانه گرفتی

ولی زمانه عوض کرد راه و رسم تورا نیز
تو هم نیامده رفتی تو هم بهانه گرفتی

تو نیز درس وفا را درین زمینه نخواندی
تو نیز مشق جفا ازين زمانه گرفتی

مرا که جَلد تو بودم به خون و خاک نشاندی
مرا که صید تو هستم به تازیانه گرفتی

ببین شکسته‌ترینم، به خون نشسته‌ترینم
کجای قلب غلیظ، مرا نشانه گرفتی؟

#علیرضا_بدیع    

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟❤ ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀

Читать полностью…

💖کافه شعر💖

دانی چه نوحه بر زِ بَرِ بام می‌کنند؟
مادر! پسر نزای که اعدام می‌کنند!

مادر پسر نزای که مُشتی طناب‌باف
از بندِ ناف قصدِ سرانجام می‌کنند!

تنها نه در هرات و سمنگان و بامیان
از چین و هند تا حلب و شام می‌کنند!

روز از شبت تفاوتِ چندی نمی‌کند
خاکِ سیاه بر سرِ ایام می‌کنند!

با چشمِ عقل گر نگری، ناسزا سزاست...
از بس‌که جامه بر تنِ دشنام می‌کنند!

از پختگان نشانه‌ی خاکستری نماند،
تا خود چه‌ها که با جگرِ خام می‌کنند!

از ما بپرس تا که بگوییم درد چیست؛
مُشتی صغیر، مصلحتِ عام می‌کنند!

گیرم عصا بیافکنم و اژدها شود،
این مار خوردگان به نظر رام می‌کنند!

دختر بیار و زنده به گورِ سیاه کُن...
مادر! پسر نزای که اعدام می‌کنند!


#حسین_جنتی

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟❤ ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀

Читать полностью…

💖کافه شعر💖

می‌خواهم تو را دوست بدارم
تا اطمینان یابم
که بیشه‌های نخل در چشمانِ تو
هم‌چنان در سلامت‌اند
و لانه‌های گنجشکان میانِ نارهای سینه‌ات
هم‌چنان در سلامت‌اند
و ماهیانِ شعر که در خونم شناورند
هم‌چنان در سلامت‌اند...

#نزار_قبانی

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟❤ ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀

Читать полностью…

💖کافه شعر💖

راز زیبای منی🤗💕

ایوان بند
♥️

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟❤ ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀

Читать полностью…

💖کافه شعر💖

هر شب
تا صبح برسد
و من دوباره
لبخندت را بینم
انگار هزار سال خوابیده ام
و هر شب هزار بار
خواب دیده ام
من با کمر شکسته در ایستگاه متروکی ایستاده ام
و تو از درون قطاری که می رود
برایم دست تکان می دهی
من هر شب هزار بار
جان می کّنّم تا صبح شود
تا تو را کنار خود ببینم و دوباره زنده شوم

#فریبا_غلامیان
#صبح_بخير

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟❤ ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀

Читать полностью…

💖کافه شعر💖

#حکایت

سخنوری زشت آواز بود،
ولی خود را خوش آواز می‌پنداشت ،
از این رو در سخنوری فریاد بیهوده می‌زد.
صدایش به گونه‌ای بود که گویا
فغان غراب البین
(کلاغی که با صدایش انسان‌ها را از خود
جدا می‌سازد و همه می‌خواهند
به خاطر صدایش از او فرار کنند)
در آهنگ آواز او قرار گرفته
یا آیه ان انکر الاصوات لصوت الحمیر
(همانا ناهنجارترین آواها،آوای خران است)
در شاءن او نازل شده است

مردم شهر
به خاطر مقامی که آن سخنور داشت،
احترامش را رعایت می‌کردند
و بلای صدای او رامی‌شنیدند و رنج می‌بردند
و دندان روی جگر می‌گذاشتند ،
و آزارش را مصلحت نمی‌دانستند

تا اینکه یکی از سخنوران آن سامان
که با او دشمنی نهانی داشت،
یکبار برای احوالپرسی به دیدار او آمد ،
و در این دیدار به او گفت :
خوابی در رابطه با تو دیده‌ام

سخنور میزبان : چه خوابی دیده‌ای ؟

سخنور مهمان : در عالم خواب دیدم،
آواز خوشی داری،
و مردم از دم گرم تو آسوده و شاد هستند

سخنور میزبان
اندکی درباره این خواب اندیشید،
و آنگاه سر برداشت و به مهمان گفت:
خواب مبارکی دیده‌ای،
که مرا بر عیب خودم آگاه ساختی،
معلوم شد که آواز زشت دارم،
و مردم از صدای بلند من در رنجند ،
توبه کردم و از این پس سخنرانی نکنم،
مگر آهسته

از صحبت دوستی برنجم
کاخلاق بدم حسن نماید

عیبم هنر و کمال بیند
خارم گل و یاسمن نماید

کو دشمن شوخ چشم  ناپاک
تا عیب مرا به من نماید

#گلستان_سعدی

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟❤ ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀

Читать полностью…

💖کافه شعر💖

قبله ی ما ،  آن رخ گلزار توست ...
اهل معنی ‌، جملگی خَمّار توست ،

عرصه ی دل ، از شمیم عطر توست ...
چشم ما بر آن لب و ، گفتار توست ،

آفرین بر صاحب آن چشم باد ...
سالهاست چشمان ما ، بیمار توست



#راحم_تبریزی

❀═‎‌‌‌🌼 ⃟❤ ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀

Читать полностью…

💖کافه شعر💖

آخه تو دنیای منی...🥰🌹
‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‍‌‍‌ ‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌
‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌
❀═‎‌‌‌🌼 ⃟❤ ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀

Читать полностью…

💖کافه شعر💖

ای نام تو در هر لغتی ذکر انام
وز تذکرهٔ نام تو شیرین لب و کام

بی‌نام تو شعله‌ها تباهند تباه
با نام تو کارها تمامند تمام


#محتشم_کاشانی
#صبح_بخیر

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌❀═‎‌‌‌🌼 ⃟❤ ⃟ ‌‌‌‌🌼═‎‌‌‌‌‌‌❀

Читать полностью…
Subscribe to a channel