6224
🌿گفتی مرا به خنده خوش باد روزگارت کس بیتو خوش نباشد رو قصه دگر کن ... کانالی از جنس دل های بی ریا🌹 ⚜️ @Kafeh_sher
معنای بیت:
راهِ لِذت از دَرون دان نه از بُرون:
داستانک ⚜️
دروغ ریشه هر چیزی را خشک میکند!
یکی تعریف می کرد:
کنار سی و سه پل اصفهان نشسته بودم . نگاهم به دختر بچه سه یا چهار ساله خارجی افتاد که از پدر و مادرش اندکی فاصله گرفته بود و داشت مرا نگاه میکرد
بقدری چهره زیبا و بانمکی داشت که بی اختیار با دستم اشاره کردم به طرفم بیاید، اما در حالتی از شک و ترس از جایش تکان نخورد.
دو سه بار دیگر هم تکرار کردم اما نیامد
به عادت همیشگی ، دستم را که خالی بود مشت کردم و به سمتش گرفتم تا احساس کند چیزی برایش دارم !بلافاصله به سویم حـرکت کرد!! در همین لحظه پدرش که گویا دورادور مواظبش بود بسرعت به سمت من آمد و یک شکلات را مخفیانه در مشتم قرار داد !
بچه آمد و شکلات را گرفت!
به پدرش که ایتالیایی بود گفتم من قصد اذیت او را نداشتم!
او گفت میدانم و مطمئنم که میخواستی با او بازی کنی،اما وقتی مشتت را باز میکردی او متوجه میشد که اعتمادش به تو بیهوده بوده است!
کار تو باعث می گردید که بچه ، دروغ را تجربه کند و دیگر به کسی اعتماد نکند.
مراقب باش تو به آنی دل موری نرنجانی
که در آخر تو می مانی و مشتی خاک که از آنی
ملانصرالدین شبی در صحن حیاط هیکلی دید. گمان کرد دزد است. زنش را آواز داد که که تیر کمان مرا بیاور که دزد به منزل آمده. زن تیر و کمان آورد. او تیر به چله کمان نهاده، رها کرد.
اتفاقا تیر به نشانه خورد. ملا به زنش گفت: دزد کشته شد و تا صبح با او کاری نداریم؛ برویم بخوابیم. پس رفتند و خوابیدند. صبح که ملا به حیاط رفت، متوجه شد که دزد، جبه اش بوده که زنش شسته و آویخته و با تیر سوراخ شده است.
پس سجده شکر بجای آورد. زن از دیدن این واقعه تعجب کرد و پرسید: چه جای شکر بیموقع است؟ ملا گقت: مگر ندیدی که چطور تیر به هدف خورده و آن را سوراخ کرد؛ فکر نمی کنی اگر خودم در وسط جبه بودم، الان باید تابوت ساز خبر می کردی؟! پس شاد باش که ملایی در آن نیست!!!
..C᭄•..C᭄•..C᭄•..C᭄•..C᭄•.
گفتم: که بانگ هستی خود باشم.
اما دریغ و درد که «زن» بودم.
«فروغ فرخزاد»
گر چه خاکستر شب
صیقل زنگار دل است
در صفاکاری دل
دست دگر دارد صبح ..
👤صائب
📔 #سخن_بزرگان
هنگامی که در زندگی اوج میگیری
دوستانت میفهمند
تو چه کسی بودی
اما هنگامی که در زندگی
زمین میخوری
آنوقت تو میفهمی،
که دوستانت چه کسانی بودند!
✍#سقراط
ای فلک پیرم درآمد تا که فهماندی به من...
خرج بیش اندازه ی مهرو محبت ابلهی ست...
#زن_زیبا
💞یکی از دوستانم با یک زن بازیگر معروف که فوقالعاده زیبا است ازدواج کرد.
اما درست زمانی که همه به خوشبختی این زن و شوهر غبطه میخوردند، آنها از هم جدا شدند.
طولی نکشید که دوستم دوباره ازدواج کرد. همسر دومش یک دختر عادی با چهرهای بسیار معمولی است.
اما به نظر میرسد که دوستم بیشتر و عمیقتر از گذشته عاشق همسرش است.
عدهای آدم فضول در اطراف از او میپرسند:...
فکر نمیکنی همسر قبلیات خوشگلتر بود؟
دوستم با قاطعیت به آنها جواب میدهد: نه! اصلاً! اتفاقا وقتی از چیزی عصبانی میشد و فریاد میزد، خیلی وحشی و زشت به نظرم میرسید.
اما هسمر کنونیام این طور نیست. به نظر من او همیشه زیبا، با سلیقه و باهوش است.
وقتی این حرف را میزند، دوستانش میخندند و میگویند : کاملا متوجه شدیم...
میگویند :زنها به خاطر زیبا بودنشان دوست داشتنی نمیشوند، بلکه اگر دوست داشتنی باشند، زیبا به نظر میرسند.
بچهها هرگز مادرشان را زشت نمیدانند؛
سگها اصلا به صاحبان فقیرشان پارس نمیکنند.
اسکیموها هم از سرمای آلاسکا بدشان نمیآید.
اگر کسی یا جایی را دوست داشته باشید، آنها را زیبا هم خواهید یافت.
زیرا "حس زیبا دیدن" همان عشق است ...
هر چه گفتی به دل و دیده اطاعت کردم
کی ز تو پیش دل خویش شکایت کردم؟
سخن از روی غضب گفتی و من خندیدم
با گل خنده به تو عرض ارادت کردم
تو همان دل خوشی روز و شب من هستی
به همین دلخوشیِ ساده قناعت کردم
حرف تو از سر تلخی ست، ولی باکی نیست
به همین نیش پر از زهر تو عادت کردم
به تو ای دوست من از عشق و وفا دل بستم
هر چه گفتی به رضای تو اجابت کردم
منِ موسی که سرِ طورِ تو دل می بستم
ارنـــی گوی تو بودم که صدایت کردم
آبشار هم
با تمام زيبايی و اقتدارش
برای رسیدن به مقصود فرو میریزد
"جورج واشنگتن،" نخستین رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا، یک روز در حالی که سوار اسب بود، از خیابانی میگذشت.
در گوشه خیابان، سه "رفتگر" با زحمت زیاد سعی میکردند تیری بزرگ را بلند کنند، اما به علت سنگینی، قادر به انجام آن کار نبودند.
مردی دیگر در حالی که دست های خود را به کمر زده بود، بالای سر آنها ایستاده بود و نگاه میکرد و گاهی هم "فرمان" میداد.
جورج واشنگتن پیش آمد و گفت: آقا، اگر شما به این "کارگران زحمتکش" کمک کنید، این کار زودتر و بهتر انجام میگیرد.
آن مرد با "تکبر و بی اعتنایی" پاسخ داد: من رفتگر نیستم.
من "سررفتگرم" و فقط باید مراقب اجرای کار باشم.
جورج واشنگتن بدون اینکه چیزی بگوید، به کناری رفت و از اسب پیاده شد. اسب را به درختی بست و سپس خودش به "کمک" رفتگران شتافت و با "مساعدت آنها"، کار انجام گرفت.
آنگاه نزد سررفتگر آمد و به حال "احترام" ایستاد و در حالی که دست خود را به "علامت سلام نظامی" بالا برده بود،
گفت:
آقای سررفتگر، من جورج واشنگتن "رئیس جمهور آمریکا" هستم و بعد سوار اسب شد و از آنجا رفت.
آرزومیکنم که تمام غم هایت در آتش بسوزدوشادی
وامید جای آن بگیرد.
سرخی ازتو،زردی از آتش
تلنگر
روزی از یک دکتر دعوت کردند تا در جمع معتادان به الکل سخنرانی کند. دکتر قصد داشت عملا به افراد حاضر در آن جمع نشان دهد که نوشیدن الکل برای سلامتی بسیار مضر و خطرناک است.
او دو لیوان برداشت. در یکی از لیوان ها آب مقطر و در لیوان دومی الکل ریخت. سپس یک کرم خاکی را در لیوان آب مقطر انداخت. کرم آرام آرام شنا کرد و خود را به سطح آب رساند. آنگاه یک کرم خاکی دیگر داخل لیوان محتوی الکل خالص انداخت. کرم پیش روی همه تکه تکه شد.
دکتر رو به جمعیت کرد و پرسید چه نتیجهای میتوانند از این آزمایش بگیرند. یکی از حضار جواب داد: «اگه الکل بخورید، کرم وارد معده شما نمیشود!!!!!!!»
تکیه بر هر که زدم عاقبتش رسوا بود
کوه با آن عظمت پشت سرش صحرا بود
▪️زندگی خلاصهایست از:
ناخواسته به دنیا آمدن...
ناگهان بزرگ شدن...
مخفیانه گریستن...
دیوانهوار عشق ورزیدن...
و عاقبت در حسرت آنچه دل
میخواهد و منطق نمیپذیرد،
" مُردن ...! "
👤برتراند راسل
بفرست واسه همون رفیقت که میدونی😍🥂🍷
سلامتی وجودش
▪️زندگی خلاصهایست از:
ناخواسته به دنیا آمدن...
ناگهان بزرگ شدن...
مخفیانه گریستن...
دیوانهوار عشق ورزیدن...
و عاقبت در حسرت آنچه دل
میخواهد و منطق نمیپذیرد،
" مُردن ...! "
👤برتراند راسل
دوش دیدم وسط کوچه روان پیری مست
بر لبش جام شرابی و سبویی در دست
گفتم نکنی شرم از این می خواری؟
گفتا که مگر حکم به جلبم داری !؟
گفتم تو ندانی که خدا مست ملامت کرده؟
در روز جزا وعده به آتش کرده؟
گفتا که برو بی خبر از دینداری
خود را به از باده خوران پنداری؟!
من می خورمو هیچ نباشد شرمم
زیرا به سخاوت خدا دل گرمم
من هرچه کنم گنه از این می خواری
صد به ز تو ام که دایما هشیاری
عمر زاهد همه طی شد به تمنای بهشت
او ندانست که در ترک تمناست بهشت
این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت
هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت
دوزخ از تیرگی بخت درون من و توست
دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت
✍صائب تبریزی
شعر زیبا سروده خانم زهرا عسگری
دیدی ای دل که سرانجام تو تنها ماندی ؟
[❤️🩹🕊]
بس که بد میگذرد زندگی اهل جهان
مردم از عمر چو سالی گذرد عید کنند....
🥰زحق توفیق خدمت خواستم دل گفـت پنهانی چه توفیقی از این بهتر که خلقی را بخندانی
♥️💙
تلنگر
یکی از قهرمانان مشهور گلف جهان، وقتی در یک مسابقه پیروز شد، زنی به سویش دوید و گفت:
بچه ام مریض است، به من کمک کن و گرنه خواهد مُرد.
او بلافاصله همه ی پولی را که برنده شده بود به آن زن داد.
هفته بعد، یکی از مقامات ورزش گلف با او تماس گرفت و گفت:
خبر بدی برایت دارم. آن زن کلاه بردار بوده و اصلا ازدواج نکرده بوده که بچه ای داشته باشد.
قهرمان مشهور گلف در پاسخ گفت:
این که خبر خوبی است، یعنی بچه ای مریض نبوده که در حال مرگ باشد، خدا را شکر.
مدل ذهنی انسان های بزرگ و موفق این گونه است ... بزرگ فکر کنیم ...