khodshenasivo | Unsorted

Telegram-канал khodshenasivo - عرفان و خودشناسی

75959

❌ کپی بدون ذکر منبع ممنوع هست Admin @hossein_mysticosm 🔴 دیگر کانال ها اشو @Oshocenterr دبی فورد @DebbieFord جیدو کریشنامورتی @JidduKrishnamurtii اکهارت تله @Ekharat_tolle وین دایر @WayneDyerr گرجیف @Gordjief

Subscribe to a channel

عرفان و خودشناسی

🌿 موسیقی Rolling Waves اثری از Dan Gibson 🌿

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

ما زمان را ایجاد کرده ایم - زمان ذهنی و روانی را. و در استفاده از این زمان درونی ایی که فکر به هم بافته است استادیم! به همین جهت باید ماهیت زمانی را که خود انسان ایجاد کرده است بشناسیم - زمان روانی؛ زمانی که امیدهای خود را به آن بسته ایم؛ زمانی که در آن میخواهیم چیزی بشویم یا چیزی حاصل کنیم‌. چرا انسانها این زمان درونی و روانی را ایجاد کرده اند - زمانی که شخص در آن خوب خواهد شد؛ فارغ از خشونت خواهد شد؛ به روشن ضمیری خواهد رسید؛ به یک ذهن متعالی دست خواهد یافت؛ یک مدیتیشن عمیق و واقعی را تجربه خواهد کرد؟ انسانی که در حیطهٔ چنان زمانی زندگی و عمل میکند در تناقض و نتیجتاً در تضاد به سر می برد. زمان روانی عین تضاد است.
اگر انسان این حقیقت را درک کند، تشخیص بدهد که هویتش در گذشته، حال و آینده گسترده است، و زمان روانی ای که در آن به سر میبرد مبتنی بر دانش و دانستگی است، به کشف واقعاً بزرگی نایل شده است. ما بین خود اشعاری ای که زندگی مان را تشکیل می دهد و فاصله دوری که مرگ نامیده میشود جدایی ایجاد کرده ایم.
زندگی عملی و فعلی ما توأم با مسایل بی شمار است؛ و مرگ چیزی است که باید از آن گریخت، باید آن را عقب انداخت؛ آن را در فاصلهٔ دوری قرار داد‌‌. و این امر شکل دیگری از تجزیه زندگی خویش است. برای مشاهده تمام عیار زندگی در حرکت یکپارچه آن باید هم زندگی و هم مرگ را زیست.


کریشنامورتی
شعله حضور و مدیتیشن
ص 76 و 77

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

رعایت قانون جبران

دوستان عزیز در مسیر رشد معنوی و بیداری آگاهی، فراموش نکنیم که قانون جبران یکی از ارکان اساسی جهان هستی است. هر نیکی، هر لطف، هر حمایت، چون دانه‌ ای در زمین آگاهی کاشته می ‌شود و دیر یا زود به شکلی زیبا به زندگی ما باز می ‌گردد.

اگر محتوای این مسیر برای دل شما ارزشمند بوده، دعوت می ‌کنم با واریز مبلغی به دلخواه همراهی ‌تان را با این راه نورانی ابراز کنید

6037 6974 9743 0766
حسین اکبرلو
بانک صادرات

این هدیه‌ کوچک، تنها نشانه‌ ای ‌ست از عشق تعادل و انرژی مثبتی که در این جریان جاری‌ است.

با مهر و سپاس از حضور دلگرم ‌کننده‌تان🌿🌹

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

بخشش، جنبه ای از عشق است که به ما اجازه میدهد در اتفاقات زندگی، برکت و حسن نیت ببینیم. نه تنها دیگران، بلکه خود را نیز به خاطر اشتباهاتی که در گذشته مرتکب شده ایم می بخشیم؛ زیرا علت آن اشتباهات، این بوده که در آن وقت رشد کافی نداشتیم. نگریستن به منیت یا جنبه کوچک خود به چشم یک خرس تدی کوچک و با نمک، خیلی مفید است. خرس تدی «بد» نیست. ما او را به خاطر اشتباهاتش مورد خشم و تنبیه و تنفر قرار نمیدهیم و همان طور که هست، دوستش داریم و قبولش میکنیم: یک حیوان کوچک با نمک که کاری بهتر از این بلد نیست.
ما میتوانیم جنبه های کوچکتر خود را با پذیرش و دوست داشتن آنها، دگرگون و متعالی کنیم. ما باید به منیت خود، به چشم چیزی که «محدود» است نگاه کنیم نه چیزی که «بد» است.
در فضای انرژی عشق، با عشق احاطه میشویم و این در ما سپاس و قدردانی به وجود می آورد. در این حالت، ما برای زندگی و تمام معجزات آن سپاسگزار میشویم. برای سگ ها و گربه ها سپاسگزار میشویم زیرا آنها هم نمادی از عشق هستند. برای هر عمل یا سخن محبت آمیز و دلسوزانه ای که از کسی دریافت کرده ایم قدرشناس و شکرگزار می شویم.


دیوید آر هاوکینز
رهایی: طریقت تسلیم
ص 204 و 205

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

🌿 موسیقی Dream Ten اثری از Liquid Mind 🌿

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

من نمیگویم علم نیاموز. میگویم باید انگیزه را اصلاح کرد. وقتی انگیزه درست شد، همه چیز کیفیت دیگری پیدا میکند. من این پالتو را هم برای حفظ خود در مقابل سرما می پوشم و هم به عنوان یک وسیله تفاخر - جنسش ماهوت درجه یک است و غیره. حالا اگر کسی مرا متوجه این موضوع کند که من پالتو را وسیله تفاخر قرار داده ام، من نمیتوانم پالتو را نپوشم.
گذشته از این، بصرف اینکه دیگری به ما بگوید دست از علم بردار، اینطور نیست که ما از یک طرف به حرف او گوش کنیم و دست از علم برداریم و از طرف دیگر بقیه عوامل تشکیل دهنده «نفس» را نگه داریم.
اگر ما بکلی دست از «نفس» کشیدیم، حرکت هایمان خود بخود ماهیت مفیدی پیدا خواهند کرد. و اگر نکشیدیم معنایش این است که دید رقابتی و سوداگرانه هنوز هم حاکم بر ما هست و در این صورت تمام کالاهای رونق بازار، از جمله علم را هم باید داشته باشیم.
حداکثر این است که از یک کالا به خاطر کالای پر رونق تری چشم بپوشیم. پس نگران این نباش که با حرف من فردا امور علمی دنیا تعطیل میشود.


محمد جعفر مصفا
با پیر بلخ
ص 104

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

🌿 موسیقی Entering into Love اثری از Terry Oldfield 🌿

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

🌿 موسیقی Lavender Sky اثری از Terry Oldfield 🌿

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

حقیقت را با مهارت بیان کن، نه با زور


عامل نخست «گفتار راست» این است که حقیقت را بگوییم. ما تلاش میکنیم سخنان کذب بر زبان نیاوریم. اگر گمان می کنیم حقیقت خیلی تکان دهنده است، راهی ماهرانه و محبت آمیز برای گفتن حقیقت می یابیم. ولی باید حقیقت را محترم بشمریم. هستند افرادی که به مردم ناسزا میگویند و باعث عذابشان می شوند و آنگاه میگویند: «من فقط دارم حقیقت را میگویم.» ولی آنها «حقیقت» را به شیوه ای خشن و تهاجمی میگویند. این حتی گاهی ممکن است باعث شود شخص دیگر درد و رنج زیادی احساس کند.
گاهی با وجود گفتن حقیقت، نتیجه آن چیزی نمی شود که خواسته ایم. ما باید عمیق به ذهن شخص مقابل نگاه کنیم تا ببینیم چگونه میتوانیم حقیقت را به گونه ای بیان کنیم که احساس نکند مورد تهدید قرار گرفته است، به طوری که بتواند گوش کند‌. بکوشید واقعیت را به طریقی محبت آمیز و با احتیاط بیان کنید. مهم است به خاطر بسپارید که آنچه شما گمان می کنید حقیقت است ممکن است برداشت ناقص یا اشتباه خود شما باشد. شما گمان میکنید حقیقت این است، ولی شاید برداشت شما نسبی باشد؛ شاید بر اثر چیزی مسدود شده باشد.
دروغگویی خطرناک است، زیرا روزی طرف مقابل به حقیقت پی می برد؛ آن وقت است که فاجعه اتفاق می افتد. بنابراین اگر دروغ نگوییم، و نخواهیم باعث آزار شویم، باید مراقب سخنان مان باشیم و راهی ماهرانه برای گفتن حقیقت بیابیم. راه های بسیاری برای گفتن حقیقت هست. این نوعی هنر است.
حقیقت پایه ای محکم برای رابطه ای بادوام است. اگر رابطه خود را بر پایۀ حقیقت بنا نکنید، دیر یا زود فرو خواهد ریخت. ما باید بهترین راه را برای گفتن حقیقت بیابیم به طوری که شخص دیگر بتواند به آسانی آن را بپذیرد. گاهی حتی اگر به ماهرانه ترین نحو حقیقت را بگوییم ممکن است باعث درد شود، که خوب است. درد بالاخره التیام می یابد. اگر سخنان شما با دلسوزی و درک گفته شوند، آن درد سریع تر التیام می یابد.
درد و رنج میتواند مفید باشد. شاید در درد و رنج خیری نهفته باشد، ولی ما نمیخواهیم بی جهت باعث شویم شخص دیگر درد بکشد‌. میتوانیم هول و هراس و درد را به حداقل برسانیم. باید بکوشیم حقیقت را به گونه ای منتقل کنیم که شخص دیگر بتواند بدون درد و رنج خیلی زیاد حرفهای ما را بشنود.
موضوع مهم این است که فرد مقابل احساس امنیت کند. شاید او «آن را نفهمد» یا شاید طول بکشد تا «آن را بفهمد». شاید به داشتن برداشتی خلافِ برداشت ما همچنان ادامه دهد.
شما گاهی میتوانید با گفتن داستانی دیگر شروع کنید، داستان شخص دیگری که موقعیتش مشابه شخصی باشد که دارید با او صحبت میکنید، به طوری که او بتواند به موضوع عادت کند. گوش کردن به داستان شخصی دیگر آسان تر است‌. می توانید بگویید: «نظر تو چیست؟ آیا برای شخص دیگر خوب است حقیقت را بشنود یا نه؟» معمولاً آنها میگویند: «بله، خوب است حقیقت را بشنود.» گاهی شخص طرفِ صحبت شما به طور مستقل نتیجه گیری میکند و از قضیۀ شخص دیگر درس می گیرد. گفتن حقیقت به گونه ای که شخص مقابل بتواند بپذیرد مستلزم تمرین فراوان است.


تیک نات هان
هنر برقراری ارتباط
ص 56 و 57 و 58

🆔 @Khodshenasivo
🆑 عرفان و خودشناسی

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

🌿 موسیقی Love Temple اثری از Kenio Fuke 🌿

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

🔈 فایل صوتی

📁 ماجرای شقیق بلخی در تذکره‌الاولیا

👤 دکتر محمدجواد اعتمادی

⏱️ مدت زمان 83 دقیقه

@Khodshenasivo
@hozoormolana
🆑 کانال عرفان و خودشناسی

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

🌿 موسیقی The Dance اثری از Dan Gibson's Solitudes 🌿

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

وقتی این لحظه را با لحظه بعد، با لحظه ای در آینده مقایسه می کنید، رنج شروع میشود. «این لحظه من میتوانم آن را تحمل کنم اما لحظه بعد، قادر نخواهم بود. این لحظه مشکلی ندارد، اما لحظه بعد بدون مشکل نخواهد بود. آشفتگی اکنون اشکالی ندارد، اما لحظه بعد بسیار بدتر خواهد شد» ما آشفتگی کنونی را بسیار بدتر از آنچه واقعاً هست جلوه می دهیم.
آشفتگی ممکن است بدتر شود. اما بدون این داستان که آن غیر قابل تحمل است، بدون این داستان که لحظه حال را با لحظه بعد یا قبل مقایسه میکند، عمیق ترین پذیرش هنوز وجود خواهد داشت.
عمیق ترین پذیرش هرگز از دست نمی رود، مهم نیست چه اتفاقی بیفتد. آنچه که شمایید، همواره حاضر است. پذیرش عمیق، هنوز آنجا خواهد بود، در دسترس است و باید کشف شود. حتی در وسط بدترین ترس هایتان.


جف فوستر
عمیق ترین پذیرش
ص 181 و 182

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

وقتی بی ‌درایتی بر سرزمین سایه می ‌افکند، موج ‌های خفتهٔ خرد و عشق درون مردم بالا می ‌آید

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

🌿 موسیقی Dan Gibson Pacific Grace اثری از Sea Of Tears 🌿

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

بازگشت از بیرون به درون، راه رهایی است


انسان روحانی‌ای که بی‌پیرایه و پاک‌دل باشد، نمی‌تواند بگوید: «در جست‌وجوی خدا هستم»، زیرا او به‌راستی نمی‌داند که خدایی هست یا نیست. واژهٔ خدا، تا زمانی که او را نشناخته باشید، از هر جهت بی‌معناست. بنابراین، شما نمی‌ توانید خدا یا رهایی درونی یا آزادی را جستجو کنید — نمی‌توانید.
یک جست‌وجوگر راستین و بی‌پیرایه باید به خودش بازگردد. جستجو برای چیزی بیرونی نیست، بلکه برای چیزی است که در درون نهفته است. جایی در وجودتان با چیزی آشنا شده‌اید که در نگاه لحظه‌ای‌ تان آشکار شده و اکنون تخمی در شما گشته است؛ چیزی که شما را پیش می‌ راند و به‌ سوی ناشناخته‌ای می‌ کشد.
جست‌وجوی روحانی کششی از بیرون نیست؛ بلکه کشیده‌ شدنی از درون است. همیشه یک کشش است. اگر گرایشی باشد، آن جستجو پیرایه‌دار و نامعتبر است و چیزی نیست مگر تلاشی دیگر برای کامی تازه و چرخشی نو به‌سوی خواهش‌ها.
جست‌وجوی روحانی همیشه کششی است به‌ سوی چیزی در ژرفای درونتان؛ چیزی که زمانی نگاهی به آن داشته‌اید، چیزی که آن را تفسیر نکرده و آگاهانه نشناخته‌اید. شاید خاطرهٔ رویدادی از لحظه‌ ای شهودی در دوران کودکی‌تان باشد که در ژرفای ناخودآگاهتان ریشه کرده است. شاید لحظه‌ای پرسرور و روشن از آگاهی در رحم مادر، جایی که به‌ دور از تنش‌ ها و نگرانی‌ ها، ذهنی وانهاده داشتید و از هستی‌ ای شادمان و آرام بهره‌ مند بودید. شاید احساسی ژرف و ناخودآگاه باشد؛ احساسی که آگاهانه درکش نمی‌ کنید، اما شما را به درون می‌ کشد.
روان‌شناسان بر این باورند که سراپای ایدهٔ جست‌وجوی روحانی می‌تواند از تجربه‌ای پرسرور در رحم مادر سرچشمه گرفته باشد. رحم مادر تاریک و سرورانگیز است و حتی پرتوی باریکی از تنش در آن راه ندارد. همین که نخستین پرتوی نور به دیدگان رسید، احساس تنش آغاز می‌ شود؛ اما تاریکی، آسودگیِ مطلق است. در آن هیچ نگرانی‌ای نیست، کاری نیست که باید انجام شود. حتی نیاز ندارید نفس بکشید؛ مادرتان به‌جای شما نفس می‌ کشد. شما درست همان‌گونه زندگی می‌ کنید که گفته می‌ شود پس از رسیدن به رهایی درونی، زندگی خواهید کرد: همه‌چیز، به‌سادگی هست، و بودن، سرورانگیز است. برای رسیدن به این حالت نیازی نیست کاری انجام دهید؛ حالتی از بودن است.
بنابراین شاید تخمی در ژرفای ناخودآگاه‌تان باشد که وانهادگی کامل را تجربه کرده است. شاید تجربه‌ ای از لحظه‌ای شهودی در کودکی‌تان باشد — بینشی که در شما زنده بود. هر کودکی سرشار از شهود است، اما ما آن را گم کرده‌ایم. بهشت گمشده است و آدم از بهشت بیرون افکنده شده، اما خاطره‌اش هنوز آن‌جاست؛ خاطره‌ای ناخودآگاه از چیزی که شما را پیش می‌ راند.


اشو
مراقبه: هنر وجد و سرور
ص 278 و 279 و 280

🆔 @Khodshenasivo
🆑 عرفان و خودشناسی

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

هر روز خودمان را عقب انداختیم به بهانه‌ فرداهایی که هرگز نیامدند

آن‌چه از ما پیر شد تن‌مان نبود امیدمان بود

فدای شما تک‌ تک ملت عزیزمان که حتی برای نان جان می‌دهید
😢😔

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

🌿 موسیقی This Time اثری از Mike Rowland 🌿

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

🔈 فایل صوتی

📂 آیا وقتی جایی نفس خودمان را می بینیم دیدن کفایت می کند و یا اینکه باید مقابله کنیم؟

👤 پیرجان

⏱️ مدت زمان 12 دقیقه

@Khodshenasivo
@hastiyeoryan
🆑 کانال عرفان و خودشناسی

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

چرا دعوا میان آدم‌ها شکل می‌گیرد؟


دعوا میان انسان‌ها تنها ظاهری از تضادها و سوءتفاهم‌هاست. در عمق دعوا نشان‌دهنده جدایی‌ای است که ذهن ساخته است. جدایی‌ای میان «من» و «دیگری». میان «حق من» و «حق تو». میان آنچه که هست و آنچه که می‌خواهیم باشد. ذهن انسان همواره در تلاش است خودش را اثبات کند. دیده شود و برتری خود را به دیگران تحمیل کند. وقتی این ذهن‌ها با هم برخورد می‌کنند شعله‌های دعوا زبانه می‌کشد.
در واقع دعوا ریشه در ترس غرور و ناآگاهی دارد. ذهن از هر چیزی که امنیت ظاهری ارزش یا تصویر خودش را تهدید کند می‌ترسد. وقتی تصور می‌کنیم که دیگری تهدیدی برای ماست واکنش‌ها آغاز می‌شوند. خشم. قضاوت. سرزنش. تلاش برای برتری. همه محصول ذهنی هستند که در اسارت جدایی و تصورات خود قرار دارد. اما حقیقت این است که هیچ کسی واقعاً تهدید نمی‌شود. تنها ذهن است که از وهم جدایی و برتری خود رنج می‌برد.
دعوا همچنین آیینه‌ای است برای بازشناسی خود. در میان هر اختلاف و تنش فرصتی پنهان برای بیداری وجود دارد. فرصتی تا لحظه‌ای توقف کنیم و ببینیم که خشم کینه حسادت و غرور تنها شکل‌های گذرای انرژی ذهن‌اند که می‌توانند آشکار شوند و بعد محو شوند. اگر به جای واکنش سکوت و مشاهده را انتخاب کنیم می‌بینیم که پشت تمام این هیاهوها آگاهی واحدی حضور دارد که نه آغاز دارد و نه پایان. همان جوهر وجود که در همه چیز جاری است.
دعوا از آن جهت قدرتمند است که ما را به روبه‌رو شدن با خود واقعی دعوت می‌کند. هرگاه با عصبانیت یا قضاوت دیگران مواجه می‌شویم این فرصت است تا به عمق خود نگاه کنیم و ببینیم که ریشه این واکنش‌ها در کجاست. آیا در ترس‌های گذشته است. آیا در احساس کمبود و فقدان است. یا شاید در ذهنی است که خود را از کل جدا دیده و خواسته برتری دارد.
راه دیگری نیز پیش روی ماست. راهی که ذهن را به سکوت و دل را به آگاهی وا می‌دارد. وقتی این مسیر را انتخاب کنیم دعوا نه به‌عنوان دشمن بلکه به‌عنوان معلم ظاهر می‌شود. معلمی که ما را با بخش‌هایی از وجودمان که پنهان و ناشناخته‌اند روبه‌رو می‌سازد. در این مواجهه می‌آموزیم که هیچ کسی جدا نیست. هیچ کسی دشمن نیست و هیچ جدایی حقیقی وجود ندارد. همه تنها در بازی ذهن و قصه‌هایش گرفتارند.
دعوا ممکن است ادامه پیدا کند اما دیگر برای ذهن و دل ما زنگ خطری نیست. ما می‌توانیم آن را مشاهده کنیم. بفهمیم که این واکنش‌ها چه می‌آموزند و چه فرصتی برای رهایی در آن نهفته است. درک عمیق این حقیقت ذهن را آرام و قلب را باز می‌کند. دعوا به تضاد ذهنی محدود می‌شود و دیگر روح ما را نمی‌بلعد.
انتخاب ما همواره پیش روی ماست. آیا می‌خواهیم در چرخه ذهن غرور و تضاد بمانیم و هر لحظه با دعوا و تنش درگیر باشیم؟ یا شجاعت بازشناسی یگانگی و نور آگاهی را داریم تا دعوا را نه به‌عنوان دشمن بلکه به‌عنوان آیینه‌ای برای شناخت خود ببینیم؟

امروز کدام مسیر را انتخاب می‌کنی؟ ادامه‌ی جریان ذهن و تضاد یا سکوت آگاهی که پشت تمام دعواها پنهان است و آزادی واقعی را به تو نشان می‌دهد؟

با مهر و روشنایی
🌿 حسین اکبرلو 🌹

🆔 @Khodshenasivo
🆑 عرفان و خودشناسی

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

آگاهی، سپر جامعه در برابر نالایقان


آگاهی و خرد، پایه و ستون هر جامعه ‌ای هستند. وقتی مردم با دانش، تفکر و بینش درست آشنا شوند، می‌ توانند تصمیم ‌های هوشمندانه بگیرند، مسیر خود و جامعه ‌شان را روشن کنند و جلوی تصمیمات نادرست حاکمان و سیاست ‌گذاران را بگیرند. آگاهی باعث می ‌شود افراد درست و نادرست را تشخیص دهند و تحت تأثیر هیجانات لحظه ‌ای و موج ‌های رسانه ‌ای قرار نگیرند.
اما امروزه شاهد وضعیتی تلخ هستیم: جامعه ‌ای که بیشتر به سرگرمی و محتواهای سطحی شبکه ‌های اجتماعی مشغول است، جایی که مردم بدون تفکر یا تحلیل، فقط فیلم می ‌بینند، لایک می ‌کنند و نظر می ‌دهند. همین سطحی ‌نگری باعث می ‌شود تفکر عمیق نادیده گرفته شود و افراد دچار دو قطبی ذهنی شوند؛ همه چیز یا سیاه است یا سفید، درست یا غلط، بدون آنکه عمق مسائل را درک کنند. افراد بیشتر به خودشان و هیجان ‌های لحظه ‌ای توجه دارند تا به آگاهی، خرد و رشد جمعی.
این ناآگاهی و خودمحوری، زمینه را برای حاکمان نالایق فراهم می ‌کند تا بدون پاسخگویی واقعی حکومت کنند. وقتی مردم تحلیل نمی ‌کنند و تنها درگیر هیجان ‌ها و دو قطبی ‌های سطحی هستند، قدرت در دست کسانی قرار می ‌گیرد که به جای خیر عمومی، به دنبال منافع کوتاه ‌مدت خود هستند.
گرانی، تورم و فقر، بستر ناآگاهی و نارضایتی هستند. وقتی زندگی روزمره مردم با فشار اقتصادی و مشکلات مالی روبه‌رو می ‌شود، ذهن ‌ها گرفتار اضطراب و دغدغه ‌های فوری می ‌شوند و فرصت فکر کردن و رشد فکری کمتر می ‌شود. در چنین شرایطی، جامعه آسان‌تر در دست کسانی می ‌افتد که شایستگی ندارند و به جای خیر عمومی، به دنبال منافع شخصی هستند.
با این حال، هنوز امید هست: حتی یک فرد آگاه، یک نخبه یا یک رسانه متعهد می ‌تواند جریان آگاهی را به جامعه بازگرداند. آموزش درست، الگوسازی نخبگان و تشویق به تفکر و مطالعه می ‌تواند زنجیر ناآگاهی را بشکند و مردم را حتی در شرایط سخت به مسیر رشد، عدالت و انتخاب حاکمان شایسته هدایت کند. هر شعله خرد و بینش، هر چقدر کوچک، می ‌تواند جامعه را از سطحی ‌نگری و هیجانات لحظه ‌ای رهایی دهد.
یک واقعیت مهم: قدرت واقعی در دست مردم آگاه است، نه در تاج و تخت ‌ها یا تعداد فالوورها. جامعه ‌ای که سطحی ‌نگری را بر خرد و دانش ترجیح دهد، آسان‌تر در دست کسانی خواهد افتاد که شایستگی ندارند.
و در نهایت، در سطحی عرفانی: آگاهی واقعی از بیرون نمی ‌آید، بلکه در درون انسان روشن می ‌شود. هر فردی که بتواند خود را بشناسد و سکوت ذهنش را تجربه کند، نوری در دلش روشن می ‌شود که می ‌تواند تاریکی ناآگاهی و فشارهای زندگی اطراف را بدرخشد. آگاهی جمعی از آگاهی فردی آغاز می ‌شود و هر کسی که به عمق خود نگاه کند، می ‌تواند سهمی در روشنایی جامعه داشته باشد، حتی اگر صدای او در ابتدا تنها به گوش چند نفر برسد.


با سپاس فراوان
حسین اکبرلو 🌹🌿

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

زمان ساعتی فقط در برگیرندۀ تعیین وقت یا برنامه ریزی برای مسافرت نیست، بلکه آموختن از گذشته برای دوری گزینی از تکرار چندباره همان اشتباه هاست.
زمان ساعتی برای تعیین هدفها و دستیابی به آنها کاربرد دارد‌. پیش بینی آینده از طریق الگوهایی مثل قوانین، ریاضی و فیزیک و دانشهایی مانند اینها که از گذشته آموخته شده است و اقدام لازم بر مبنای این پیش بینی ها عملی می شود.
اما حتی اینجا هم، یعنی در حوزۀ زندگی عملی، جایی که نمی توانیم بدون مراجعه به گذشته و آینده کاری بکنیم، لحظه حال همچنان عامل اصلی باقی می ماند. درس های آموخته از گذشته مربوط به لحظه حال است و در لحظه حال به کار می آید. هرگونه برنامه ریزی و عملکرد در جهت دستیابی به هدفی خاص در لحظه حال انجام میشود.
همواره کانون اصلی توجه افراد روشن بین «لحظه حال» است، اما آنها همچنین به شکلی حاشیه ای از زمان آگاهی دارند. به سخنی دیگر، این اشخاص از زمان ساعتی استفاده میکنند، اما از زمان روانی آزاد هستند.


اکهارت تله
نیروی حال
ص 81

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

کانال آوای دوست (صوتی کتاب یگانگی با کل زندگی و کتاب جهانی نو)

@avaydosti
@avaydosti

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

جسم مادی تان، شما را بی قید و شرط دوست دارد. حتی اگر قضاوتش کنید، حتی اگر طردش کنید و دوستش نداشته باشید، جسم تان کاملاً به شما وفادار است. حتی هنگامی که جسمتان پیر یا بیمار می شود، باز هم حداکثر تلاشش را میکند. آگاهی از همین مطلب کافی است تا نسبت به موهبت جسم مادی تان آکنده از قدرشناسی باشید.
پیشنهاد میکنم از همین امروز، رابطه ای جدید با جسم مادی تان آغاز کنید. پیشنهاد میکنم با جسم مادیتان درست همان گونه رفتار کنید که با یکی از عزیزان زندگی تان رفتار می کنید. از خودخواهی نسبت به جسم مادی تان دست بکشید و هر آنچه را برای سلامتی و شادی نیاز دارید، در اختیارش قرار دهید. آیا میتوانید این کار را بکنید؟
امروز، روز جدیدی است و آغازی است جدید تا از جسم مادی تان برای تمام کارهایی که برایتان انجام می دهد، سپاسگزاری کنید. هنگامی که یاد می گیرید جسمتان را دوست داشته باشید، تمام اعمالتان به نوعی قدرشناسی تبدیل میشود و در این هنگام لذت زنده بودن را کاملاً ابراز می کنید.
هر بار جسم خود را می شویید، دعایی است که با آن قدرشناس خداوند هستید. هر بار غذا می خورید، کاری بیش از دعا انجام میدهید؛ از زندگی تجلیل میکنید زیرا به جسم تان غذا می دهید تا زندگی ادامه یابد. از همین امروز، میتوانید رابطه تان را با جسم مادی خود تغییر دهید و اینگونه کل زندگی تان دگرگون می شود.


دُن میگل روییز
حلقه آتش
ص 41 و 42

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

در برابر آنچه در ذهن ‌ات می ‌گذرد بی ‌تفاوت بمان. نگران هیچ چیز نباش. تنها کاری که باید بکنی این است که بر نفس ‌های خود آگاه باش و تماشایشان کنی.
در درون تو سکوتی هست اما در بیرون اتفاقاتی رخ می ‌دهند. اندیشه‌ هایی می ‌آیند و ارتعاشاتی پدیدار می ‌شوند. آن‌ها فقط در پیرامون تو هستند نه در مرکز وجودت. در مرکز تو فقط ناظر تنفس خویشی هستی.
افکار و تصاویر بسیاری به سراغت خواهند آمد؛ چیزهایی بی ‌معنی، خیال‌ گونه، دور از ذهن و حتی ترسناک. اما لازم نیست نگرانشان شوی. فقط به نفس کشیدن ادامه بده. بگذار این چیزها بیایند و بروند. به آن‌ها توجه نکن همان ‌طور که وقتی در خیابانی شلوغ قدم می ‌زنی رهگذران را می ‌بینی اما با هیچ‌کدام درگیر نمی ‌شوی.
اگر این بی‌تفاوتی را حفظ کنی و فقط بر تنفس خود آگاه بمانی ذهن به‌تدریج آزاد می ‌شود. پس از چند روز سکوتی تازه را در درون تجربه خواهی کرد.
وقتی ناخودآگاه تخلیه شد دیگر هیچ سر و صدایی درونی باقی نمی ‌ماند. آنگاه در اعماق وجودت خاموشی‌ای ژرف و آرام پدید می‌آید؛ همان خاموشی‌ای که سرچشمه شادی و آگاهی حقیقی است.


اشو
مراقبه: هنر وجد و سرور
ص 323

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

رعایت قانون جبران

دوستان عزیز در مسیر رشد معنوی و بیداری آگاهی، فراموش نکنیم که قانون جبران یکی از ارکان اساسی جهان هستی است. هر نیکی، هر لطف، هر حمایت، چون دانه‌ ای در زمین آگاهی کاشته می ‌شود و دیر یا زود به شکلی زیبا به زندگی ما باز می ‌گردد.

اگر محتوای این مسیر برای دل شما ارزشمند بوده، دعوت می ‌کنم با واریز مبلغی به دلخواه همراهی ‌تان را با این راه نورانی ابراز کنید

6037 6974 9743 0766
حسین اکبرلو
بانک صادرات

این هدیه‌ کوچک، تنها نشانه‌ ای ‌ست از عشق تعادل و انرژی مثبتی که در این جریان جاری‌ است.

با مهر و سپاس از حضور دلگرم ‌کننده‌تان🌿🌹

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

وقتی دست از جستجو بر می‌داری، پاسخ می ‌آید


کارآمدی روش رهاسازی در پیدا کردن راه حل برای مسائل مختلف معمولاً چشمگیر است. بسیار مهم است که این فرایند را درست بفهمیم زیرا با روش های معمول دنیا خیلی فرق دارد. روشی که نتیجه سریع و راحتی به دنبال دارد این است: به دنبال راه حل نگرد، بلکه احساسی را که پشت سؤال و مسئله است رها ساز! وقتی احساس پشت موضوع را تسلیم کنیم، میتوانیم هر احساس دیگری را نیز درباره آنچه به نظر ما مشکل است، رها سازیم. وقتی به طور کامل تمام اجزا را تسلیم کردیم، جواب مسئله آنجا منتظر ما خواهد بود و دیگر به دنبال آن نمی گردیم. تصور کنید که این برخورد چقدر ساده تر و راحت تر از روش معمول ذهن برای حل مسائل است که معمولاً طولانی، غیر مؤثر و پر زحمت است.
معمولاً ذهن به طور بی پایانی به دنبال شکار راه حل به هر گوشه و زاویه ای سرک میکشد و با سعی و خطا یکایک جواب ها را امتحان میکند تا به جواب درست برسد. علت اینکه ذهن نمیتواند به راحتی تصمیم بگیرد و جواب را بیابد‌. این است که در جای اشتباه به دنبال آن می گردد.
بیایید ببینیم که این فرایند در یک روال معمول روزانه چطور کار میکند. فرض کنید با همسرتان در مورد اینکه کدام فیلم را تماشا کنید اختلاف نظر دارید. باید نگاه کنید که چه احساسی پشت مسئله وجود دارد. شاید مثلاً احساس عصبانیت و آزردگی به این خاطر باشد که به اندازه کافی برای روابط عاشقانه با هم وقت نگذاشته اید. وقتی می پذیرید که خواسته واقعی شما صرف وقت بیشتر با همسرتان و محبت به اوست، در می یابید که اصلاً رفتن به سینما برای تان هدف اصلی نیست بلکه فقط میخواهید با هم باشید. یا ممکن است نقطه مقابل آن درست باشد. شاید میخواهید به سینما بروید زیرا از اینکه در خانه بمانید و مجبور باشید با هم حرف بزنید می ترسید. می بینید احساساتی که در خود جمع کرده اید ناخوشایند هستند‌. احساس آزردگی میکنید، ولی باید میل به اینکه این احساس را تغییر دهید، رها سازید و بگذارید سر جایش باشد. اشکالی ندارد اگر احساس آزردگی میکنید.
با تسلیم کردن مقاومت خود در برابر احساس آزردگی، احساس گناه در شما کاهش می یابد. برای همسر خود اعتراف میکنید که آزرده هستید. گفتگو بین شما آغاز میشود و احساس او نیز رو می آید و سبک می شود. آنگاه هر دو احساس سبکی و نزدیکی به یکدیگر می کنید و میگویید: «اصلاً سینما رفتن مهم نیست. بگذار در خانه بمانیم و به هم محبت کنیم و بعد زیر نور ماه قدم بزنیم.»
این برخورد در تمام تصمیم گیریها میتواند مفید باشد. وقتی اول خود را از احساسات زیرین رها می سازیم، تصمیمات ما بیشتر رنگ و بوی واقعیت و خرد خواهند گرفت. به یاد آورید که چقدر تاکنون نظر خود را در مورد موضوعی تغییر داده و از تصمیم گذشته خود پشیمان شده اید. این به آن دلیل است که در پشت تصمیم ما یک احساس تشخیص داده نشده و رها نشده وجود داشته است.
وقتی تصمیم ما عملی شد، احساسات زیرین مربوط به آن تغییر میکند. آنگاه از جایگاه این فضای احساسی جدید، مشاهده میشود که آن تصمیم اشتباه بوده است. این پدیده آن قدر رایج است که بیشتر مردم دچار ترس از تصمیم گیری میشوند زیرا در گذشته تصمیماتشان اشتباه از آب درآمده است.
در بسیاری اوقات، مشکلات طولانی مدت را میتوان با سازوکار تسلیم، به سرعت حل کرد. برای اینکه درک کنیم این رویکرد با چه سرعتی جواب می دهد بگذارید آن را امتحان کنیم. چند مسئله را که مدت زیادی برایتان مطرح بوده اند، انتخاب و جستجو برای جواب آنها را متوقف کنید. ببینید احساس زیرینی که آن مشکل را به وجود آورده، چیست و آن را رها سازید. وقتی احساس مربوط رها شد جواب خود به خود ظاهر میشود.


دیوید آر هاوکینز
رهایی: طریقت تسلیم
ص 259 و 260

🆔 @Khodshenasivo
🆑 عرفان و خودشناسی

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

🌿 موسیقی Pisces اثری از Mike Rowland 🌿

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

چگونه به وجود جهان هستی پی می برید؟ تنها راهش تجربه کردن است. راه دیگری برای اثباتش وجود ندارد. بنابراین آگاهی تنها چیزی ست که میتواند خلق کننده و یا نابود کننده زندگی باشد. این جادوی آگاهی است. می توانید آگاهی تان را در سطوح مختلف کوک کنید. هر چه جلوتر روید، ابعاد جدیدی از هستی را تجربه خواهید کرد. جهانی پرشور که حتی کسی در رویاهایش نیز نمی تواند تصور کند، به شکل واقعیت پا به زندگی شما میگذارد.
زمانی که خواب هستید، جهانی وجود ندارد زیرا تا حد زیادی از آن ناآگاهید. اما حتی در خواب نیز کاملاً نا آگاه نیستید. تفاوت میان کسی که خوابیده با کسی که مرده در داشتن آگاهی است. به همین شکل بین شخص بیدار و شخص بیدار شده یا روشن بین نیز تفاوت است.
روشن بین نیز میخوابد اما از چنان آگاهی برخوردار است که بخشی از وجودش بیدار می ماند. اندام های حسی خاموش میشوند، بدن استراحت میکند، اما چیزهای دیگر بیدارند. این بدین خاطر است که آگاهی به سطحی بالاتر صعود کرده است.


سادگورو
مهندسی درون
ص 207 و 208

Читать полностью…

عرفان و خودشناسی

خود و دیگری؛ چگونه مقایسه آرامش را می‌رباید


ذهن انسان به طور طبیعی تمایل دارد خود را با دیگران بسنجد از کودکی به ما آموخته اند که موفقیت زیبایی ثروت یا حتی معنویت باید با معیاری بیرونی اندازه گیری شود این عادت ذهنی به مقایسه ریشه بسیاری از رنج های پنهان ماست زیرا ذهن نمی تواند لحظه ای آرام بماند و دائماً در پی یافتن مرزی برای ارزش خود است وقتی خود را بالاتر می بینیم غرور و فاصله از دیگران شکل می گیرد و وقتی خود را پایین تر می بینیم حس کمبود ناامنی و سرزنش نفس ظهور می کند در هر دو حالت آرامش درونی از دست می رود و روح از نور طبیعی خود دور می ماند.
مقایسه ما را از دیدن حقیقت ناب زندگی محروم می کند زیرا زندگی هر فرد شکلی یگانه و بی تکرار دارد هیچ کس دقیقاً مسیر دیگری را نمی تواند طی کند و هیچ دستاوردی نمی تواند زندگی ما را به طور کامل تعریف کند اما ذهن نمی خواهد این یگانگی را بپذیرد ذهن در پی سنجش است در پی بهتر و بدتر بیشتر و کمتر همین سنجش باعث می شود که شادی و آرامش ما به شرایط بیرونی و معیارهای ساخته ذهن وابسته شود و ما فراموش کنیم که حقیقت در درون ماست و نه در آنچه دیگران دارند یا انجام می دهند.
وقتی خود را در آینه دیگران می بینیم و ارزش خویش را با آنها می سنجیم در واقع از خود حقیقی فاصله می گیریم روح ما نیاز به برتری ندارد بلکه می خواهد آزاد باشد خود را به طور ناب در زندگی ابراز کند و جریان هستی را تجربه کند ذهن اما نمی تواند از قضاوت دست بکشد و دائم برتری یا کمبود می جوید این برتری جویی ذهنی سرچشمه حسادت رنج و اضطراب است حتی اگر ما خود را از آن آگاه ندانیم.
اگر عمیق نگاه کنیم درمی یابیم که رنج ناشی از مقایسه چیزی جز محصول داستان های ذهن نیست ذهن خاطرات و تجربه های گذشته را می گیرد تصویرهایی می سازد فرض هایی درباره آینده می چیند و سپس این تصاویر را با واقعیت زندگی مخلوط می کند نتیجه آن احساس کمبود حسادت ناامیدی و گاه عصبانیت نسبت به خود و دیگران است روح اما هیچ گاه درگیر این داستان ها نمی شود زیرا روح بی زمان و بی مرز است و تنها می خواهد در سکوت و حضور خویش باشد.
رنج مقایسه تنها وقتی پایان می یابد که به جای دیدن فاصله ها و تفاوت ها به حضور مشترک همه موجودات و یگانگی در سرچشمه آگاهی توجه کنیم جایی که همه در یک نور واحد شناورند و هیچ مرز واقعی وجود ندارد در این نگاه موفقیت زیبایی یا توانایی دیگران تهدید نیست بلکه الهام و یادآوری از گستردگی و تنوع زندگی است ذهن می آموزد که هر کس مسیر خود را دارد و هر مسیر ارزشمند است بدون نیاز به سنجش و مقایسه.

راهکارهای کوتاه برای رهایی از مقایسه

آگاهی: هر بار متوجه شدی خود را با کسی مقایسه می کنی فقط آن را ببین بدون قضاوت
پذیرش یگانگی: به خود یادآوری کن که مسیر تو منحصر به فرد است و هیچ کس نمی تواند جای تو را بگیرد
قدردانی: به جای تمرکز بر نداشته ها توجهت را به نعمت ها و توانایی های خودت معطوف کن
حضور: تمرکز بر لحظه اکنون و تجربه زنده زندگی قدرت مقایسه را ضعیف می کند
دیدن دیگران با عشق: به جای مقایسه موفقیت و ویژگی های مثبت دیگران را تحسین کن بی آنکه آنها را معیار ارزش خویش بدانی.


با سپاس مهر
حسین اکبرلو🌹🌿


🆔 @Khodshenasivo
🆑 عرفان و خودشناسی

Читать полностью…
Subscribe to a channel