5960
می نویسم از تو وتو چه خوب مرا می خوانی .. #الهام_پورعبدالله دلچینِ کوتاهی از شعرو موسیقی ودلنوشته .. #کپی آزاد؛ مشروط به اینکه با اسم و آیدی کپی کنید .. اینستاگراممون Instagram.com/Lahze.prem_2904
دست هایت سرزمینی بود؛
به دور از اضطراب ها ..
#الهام_پورعبدالله
@Lahzelove
این روزها نیاز داشتم یکی بهجای خودم حواسش بهم بود ..
Читать полностью…
میگفت:چون شب میآید قصهی ما تبدیل به غصه میشود ..
@Lahzelove
بدتر از مرگ میدانی چیست؟
اینکه شورِ زندگی را از تو بگیرند ..
زبان عاجز از سخن گفتن می ماند
هنگامی که معصومیت در نگاهی؛
پدیدار می شود ..
#الهام_پورعبدالله
من و وطن چقدر شبیهیم
من در درون ویرانم و
او در بیرون در حال سوگواری ست ..
#الهام_پورعبدالله
@Lahzelove
رنج شما عظیم است اما عظیم بودن رنج به تنهایی چیزی را تغییر نمیدهد چرا که بسیارها پیش از شما رنجهای عظیمی کشیدهاند و نتوانستهاند تغییری در شرایطشان ایجاد کنند. سوگواری خوب است، نشان از وجدان بیدار دارد. کسی که اندک وجدان و شرفی داشته باشد، چنین رنجی را میبیند و اندوهگین میشود اما سوگواری دائمی تغییری ایجاد نمیکند. کوچکترین اکتهای شما در مقیاس یک جامعه زمانی که با هم جمع شوند، نتایج بزرگی دارند. به این فکر کنید که چه کاری میتوانید برای به نتیجه رساندن خواستهتان انجام بدهید، هرچقدر کوچک مهم نیست، همان را انجام بدهید. کسانی از میان شما از جانشان گذشتهاند، اجازه ندهید به هدر برود ..
Читать полностью…
آدم تا وقتی بلد است ادامه بدهد، چیزی از خودش نمیفهمد. فهم، کارِ مکث است. جایی که دیگر راه نمیآید و آدم مجبور میشود بایستد و به خودش نگاه کند ..
Читать полностью…
من به یک چیزی برای ادامه دادن نیاز دارم چیزی که بتواند مرا از خود بگیرد و دیگر مرا پَس ندهد ..
#الهام_پورعبدالله
@Lahzelove
کم مانده بود گریه کند بغضش را قورت داد و به راهش ادامه داد
فکر کنم این یکی شکل دیگری از دوام آوردن باشد ..
#الهام_پورعبدالله
تو را کشت و سپس بر مزار تو گلی بخشید
بگو با دلتنگی های ناگریز تو چه کند؟
#الهام_پورعبدالله
@Lahzelove
و زخمِ روی تنِ تو، تا استخوان مرا
غمگین کرد ..
@Lahzelove
اگر با فداکاری برای کسانی که دوستشان دارید شروع کنید، در نهایت به نفرت نسبت به کسانی که خود را فدا کردهاید، خواهید رسید ..
Читать полностью…
چوبی که استخوان تو را شکست، لاجرم استخوان تو می شود ..
بیژن الهی
@Lahzelove
بیش از اینکه خواسته باشم خورشید تو باشم دوست داشتم تاریکی های تو باشم چون همین اندوه، همین زخم های عمیق به قلب ها نزدیک تر از دوست داشتن ها
در پیکر و استخوان آدمی مونس و همدم هستند ..
#الهام_پورعبدالله
چه چیزی یادمان می رود
وقتی که رنج کشیدن عادت ما شده است ..
#الهام_پورعبدالله
_می دانی عزیز من؛ امید گاهی اوقات به تاخیر اتفاق می افتد،
چیزی که تمامت را از تو می گیرد فرسودگی؛خستگی تو را پس می دهد و تو بلد نیستی در مقابل آنچه روبروی تو ایسناده به استقبال و پیشواز او بروی ..
#الهام_پورعبدالله
در کشورم که تحصیل، کار و حتی قدم زدن در خیابان برای زنان جرم پنداشته میشود
نوریه تصویری از عصیان در برابر جبر است.
او دختری است که برای نجات خواهرانش از گرسنگی، هویت زنانه خود را زیر لباسهای مردانه پنهان کرد تا نانآور خانهاش باشد. اما سرانجام، دیوارهای بلند تعصب راه را بر او بستند و نوریه تنها به جرم «دختر بودن» و تلاش برای بقا، دستگیر شد ..
_وقتی چیزی برای نوشتن داری
پنجره ای که روبروی دیوار برایت باز می شود برای تو تعریفی از بهاری می شود که پیچک روی دیوار همراه شکوفه هایش رسالت تازه ای به همراه دارد ..
#الهام_پورعبدالله
میان ما یک لیوان چای بود
و این همه دوستت دارم های به جا مانده از چشم های تو ..
من زمستان را حتی فراموش کرده بودم ..
#الهام_پورعبدالله
@Lahzelove
اکنون من و تمام همنسلهایم ، امیدوارترین افسردگان جهانیم ..
Читать полностью…
برایت چه بنویسم
که قامت عریانی اندوهت را به قبائی بپوشاند؟
#الهام_پورعبدالله
من نمی توانستم در خیابان های درونم قدم برنم و نه در دنیای بیرون؛ همه کوچه ها تنگ و خیابان ها تنگ؛
و دلم تنگ و باز هم دلم تنگ تو بود ..
#الهام_پورعبدالله
@Lahzelove
به او بگویید به قلب من نگاه کند و اگر خودش را به تمامی در آن نیافت، بگذارید بد مرا بگوید ..
#آنیولو_فیرنتزوئولا
غرق در خون، وطن را چنین نوشتند؛
که ما خونین دلانِ آن زمستانیم ..