163916
🧡 تیم آکادمی زبان لینگانو؛ در کنار شماست تا هر روز با برنامهای مشخص؛ باهم زبان انگلیسیمون رو تقویت کنیم. اینستاگرام: 📱 instagram.com/lingano_official کانال یوتیوب: https://www.youtube.com/@lingano_academy پشتیبانی و مشاوره: 👤 @Lingano_Support
🤔 اصطلاحات مربوط به اینترنت و شبکه
🔴 Go viral
✅ وایرال شدن
🔖 The video went viral overnight.
✍️ آن ویدیو یکشبه وایرال شد.
🔴 Bandwidth
✅ پهنای باند
🔖 We don’t have enough bandwidth for streaming.
✍️ برای پخش آنلاین پهنای باند کافی نداریم.
🔴 Server crash
✅ از کار افتادن سرور
🔖 The website stopped working due to a server crash.
✍️ وبسایت به خاطر از کار افتادن سرور متوقف شد.
🔴 Log in / Log out
✅ وارد شدن / خارج شدن از حساب
🔖 Don’t forget to log out of your account.
✍️ یادت نره از حسابت خارج شوی.
🔴 Two-factor authentication
✅احراز هویت دو مرحلهای
🔖 Enable two-factor authentication for security.
✍️ برای امنیت، احراز هویت دو مرحلهای را فعال کن.
🔴 Cloud storage
✅ فضای ذخیرهسازی ابری
🔖 I save my files on cloud storage.
✍️ فایلهایم را در فضای ابری ذخیره میکنم.
امروز میخوایم #اصطلاح مربوط به تکنولوژی رو بهتون آموزش بدیم. 💡
Читать полностью…
🔖 ساختار مشابه "so that"
💦 گاهی میتونیم به جای to از ساختارهای دیگه استفاده کنیم.
🤔 to + verb (رایج و ساده)
✅ I called him to ask a question.
so that + subject + can/could
✅ I called him so that I could ask a question.
ترجمه هر دو:
✍️ بهش زنگ زدم تا یه سوال بپرسم.
🔴 تفاوت؟
ساختار so that رسمیتره و وقتی فاعل دوم فرق داره بیشتر استفاده میشه.
🗣️ مثال:
✅ She spoke slowly so that everyone could understand.
✍️ آهسته صحبت کرد تا همه بتوانند بفهمند.
🔖 به این ساختار میگن Infinitive of Purpose
💦 وقتی میخوایم بگیم «برای اینکه…» یا «به قصدِ اینکه…»، از to + verb استفاده میکنیم.
🤔ساختار:
Subject + verb + to + base verb
این ساختار نشون میده هدف از انجام یک کار چی بوده.
🗣️ مثالها:
✅ I study hard to pass the exam.
✍️ من سخت درس میخونم تا امتحان رو قبول بشم.
✅ She went to the gym to lose weight.
✍️ او به باشگاه رفت تا وزن کم کنه.
✅ They saved money to buy a house.
✍️ آنها پول جمع کردند تا خانه بخرند.
🤔 Change is the law of life. And those who look only to the past or present are certain to miss the future.
✍️ John F. Kennedy
✍️ تغییر، قانون زندگی است.
و کسانی که فقط به گذشته یا حال نگاه میکنند، بیشک آینده را از دست خواهند داد.
🤔 کسبوکار حرفهایتر
🔴 Launch a project
✅ معنی: راهاندازی پروژه
🔖 Example: The company launched a new project.
✍️ شرکت پروژه جدیدی راهاندازی کرد.
🔴 Close a deal
✅ معنی: نهایی کردن قرارداد
🔖 Example: They closed an important deal.
✍️ آنها یک قرارداد مهم را نهایی کردند.
🔴 Run a business
✅ معنی: اداره کردن یک کسبوکار
🔖 Example: She runs her own business.
✍️ اون کسبوکار خودش را اداره میکند.
🔴 Make a profit
✅ معنی: سود کردن
🔖 Example: The company made a big profit last year.
✍️ شرکت سال گذشته سود زیادی کرد.
🔴 Expand the company
✅ معنی: گسترش دادن شرکت
🔖Example: They plan to expand the company internationally.
✍️ آنها قصد دارند شرکت رو بینالمللی گسترش دهند.
🤔 محیط کار
🔴 Meet a deadline
✅ معنی: تحویل کار در زمان مقرر
🔖 Example: We must meet the deadline.
✍️ باید کار را سرِ موعد تحویل بدیم.
🔴 Work under pressure
✅ معنی: کار کردن تحت فشار
🔖 Example: She works well under pressure.
✍️ اون تحت فشار خوب کار میکنه.
🔴 Take responsibility
✅ معنی: مسئولیت پذیرفتن
🔖 Example: He took responsibility for the mistake.
✍️ اون مسئولیت اشتباه را پذیرفت.
🔴 Call in sick
✅ معنی: خبر دادن که به دلیل بیماری سر کار نمیآیی
🔖 Example: I had to call in sick yesterday.
✍️ دیروز مجبور شدم بگم بیمارم و نمیام.
🔴 Take a day off
✅ معنی: مرخصی گرفتن
🔖 Example: I’m taking a day off on Friday.
✍️ جمعه مرخصی میگیرم.
🤔 اصطلاحات رایج محل کار (Workplace Basics)
🔴 Climb the corporate ladder
✅ معنی: پیشرفت کردن در یک شرکت و گرفتن پستهای بالاتر
🔖 Example: She worked hard to climb the corporate ladder.
✍️اون سخت کار کرد تا در شرکت پیشرفت کنه.
🔴 Get promoted
✅ معنی: ترفیع گرفتن
🔖 Example: He got promoted after just one year.
✍️ اون فقط بعد از یک سال ترفیع گرفت.
🔴 Dead-end job
✅ معنی: شغلی که آینده و پیشرفت نداره
🔖 Example: I don’t want to stay in a dead-end job.
✍️ نمیخوام تو یه شغل بدون آینده بمونم.
🔴 Work overtime
✅ معنی: اضافهکاری کردن
🔖 Example: We had to work overtime to finish the project.
✍️ برای تموم کردن پروژه مجبور شدیم اضافهکاری کنیم.
🔴 Be in charge of
✅ معنی: مسئولِ چیزی بودن
🔖 Example: She is in charge of the marketing team.
✍️ اون مسئول تیم بازاریابیه.
✨ Nobody made a greater mistake than he who did nothing because he could do only a little.
✍️ Edmund Burke
✍️ هیچکس اشتباه بزرگتری از کسی مرتکب نشد که چون فقط میتوانست کمی کمک کند، هیچ کاری نکرد.
🤔 حرف اضافهی زمان at
🔖 کاربرد:
از at برای زمانهای دقیق و مشخص استفاده میکنیم:
✅ ساعت: at 7 o’clock
✅ لحظههای خاص: at midnight / at noon
✅ بعضی عبارات ثابت: at night / at the weekend (British)
⬇️ مثالها:
The class starts at 9 a.m.
کلاس ساعت ۹ صبح شروع میشه.
I usually sleep at midnight.
من معمولاً نیمهشب میخوابم.
🤔 حرف اضافهی زمان on
🔖 کاربرد:
از on برای زمانهای دقیقتر استفاده میشود مثل:
✅ روزها: on Monday
✅ تاریخها: on July 5th
✅ روز + قسمت روز : on Monday morning
⬇️ مثالها:
We have a meeting on Friday.
ما جمعه جلسه داریم.
My birthday is on August 12th.
تولد من دوازدهم آگوسته.
🤔 حرف اضافهی زمان in
🔖 کاربرد:
از in برای بازههای زمانی بزرگتر استفاده میکنیم:
✅ ماهها: in May
✅ سالها: in 2024
✅ فصلها: in winter
✅ قرنها: in the 21st century
✅ قسمتهای روز: in the morning / in the afternoon / in the evening
⬇️ مثالها:
I was born in 2003.
من در سال 2003 به دنیا اومدم.
She studies better in the morning.
اون صبحها بهتر درس میخونه.
🍃 Hope is the thing with feathers that perches in the soul - and sings the tunes without the words - and never stops at all.
🗣️ Emily Dickinson
✍️ امید آن موجودِ پرمانندی است که بر جان مینشیند
و نغمههایی بیکلام میخواند
و هرگز، هرگز از خواندن بازنمیایستد.
🍀 Don't go through life, grow through life.
✍️ Eric Butterworth
✍️ فقط از زندگی عبور نکن، در طول زندگی رشد کن.
🤔 Wear your heart on your sleeve
✍️ معنی:
احساساتت را آشکار نشان دادن؛ پنهان نکردن احساسات
🔵 مثال توی موقعیتهای مختلف:
🌀 توصیف شخصیت:
✅ She wears her heart on her sleeve and cries during romantic movies.
اون احساساتش رو آشکار نشان میده و موقع فیلمهای عاشقانه گریه میکنه.
🌀 رابطه:
✅ He wears his heart on his sleeve, so it’s easy to know how he feels about you.
اون احساساتش رو پنهان نمیکنه، بنابراین راحت میشه فهمید درباره تو چه حسی داره.
🌀 محیط کاری:
✅ If you wear your heart on your sleeve at work, people always know when you're upset.
اگر در محل کار احساساتت رو پنهان نکنی، همه میفهمند چه زمانی ناراحتی.
🤔 اصطلاحات پایه دنیای تکنولوژی
🔴 Cutting-edge technology
✅ تکنولوژی پیشرفته و نوآورانه
🔖 This company develops cutting-edge technology.
✍️ این شرکت تکنولوژی پیشرفته توسعه میده.
🔴 User-friendly
✅ کاربرپسند
🔖 The app is very user-friendly.
✍️ این اپلیکیشن خیلی کاربرپسند است.
🔴 High-speed internet
✅ اینترنت پرسرعت
🔖 We need high-speed internet for online meetings.
✍️ برای جلسات آنلاین به اینترنت پرسرعت نیاز داریم.
🔴 Digital footprint
✅ ردپای دیجیتال (اطلاعاتی که از ما آنلاین باقی میماند)
🔖 Be careful about your digital footprint.
✍️ مراقب ردپای دیجیتال خودت باش.
🔴 Tech-savvy
✅ وارد و ماهر در تکنولوژی
🔖 She is very tech-savvy.
✍️او خیلی در تکنولوژی ماهر است.
🔴 Upgrade
✅ ارتقا دادن
🔖 I need to upgrade my laptop.
✍️ باید لپتاپم را ارتقا بدهم.
🔖 نکته مهم
💦 از Infinitive of purpose بیشتر وقتی استفاده میشه که فاعل هر دو جمله یکی باشه.
✅ I went home to rest.
✍️ من رفتم خونه تا استراحت کنم.
💦 اما وقتی فاعل فرق داره، معمولاً از so that استفاده میکنیم:
✅She explained it clearly so that we could understand.
✍️ او واضح توضیح داد تا ما بتوانیم بفهمیم.
🔖 منفی کردن Infinitive of Purpose
💦 برای گفتن «برای اینکه … نکنم» از not to + verb استفاده میکنیم.
🤔 ساختار:
to not + verb یا معمولتر: not to + verb
🗣️ مثالها:
✅ I whispered not to wake the baby.
✍️ آهسته صحبت کردم تا بچه بیدار نشه.
✅ She left early not to be late.
✍️ زود رفت تا دیر نکنه.
✅ He hid the letter not to upset her.
✍️ نامه را پنهان کرد تا او ناراحت نشه.
امروز میخوایم یه #گرامر خیلی کاربردی بهتون آموزش بدیم که برای صحبت کردن از هدف و دلیل پشت کارامون میتونیم ازش استفاده کنیم.💬
Читать полностью…
🤔 استعفا و تغییر شغل
🔴 Quit a job
✅ معنی: از شغل استعفا دادن
🔖 Example: She quit her job last month.
✍️ اون ماه گذشته از کارش استعفا داد.
🔴 Look for a job
✅ معنی: دنبال کار گشتن
🔖 Example: I’m looking for a new job.
✍️ من دنبال کار جدیدم.
🔴 Change careers
✅ معنی: تغییر مسیر شغلی دادن
🔖 Example: He changed careers at 35.
✍️ او در ۳۵ سالگی مسیر شغلیاش رو عوض کرد.
🔴 Be self-employed
✅ معنی: خوداشتغال بودن
🔖 Example: She is self-employed.
✍️ اون خوداشتغاله.
🔴 Gain experience
✅ معنی: کسب تجربه کردن
🔖 Example: This job helped me gain experience.
✍️ این شغل به من کمک کرد تجربه کسب کنم.
🤔 روابط کاری
🔴 Team player
✅ معنی: فردی که خوب در تیم کار میکند
🔖 Example: Employers like team players.
✍️ کارفرماها افراد تیمی را دوست دارن.
🔴 Get along with
✅ معنی: با کسی کنار آمدن
🔖 Example: I get along well with my coworkers.
✍️ من با همکارام خوب کنار میام.
🔴 Give feedback
✅ معنی: بازخورد دادن
🔖 Example: My boss gave me positive feedback.
✍️ رئیسم بازخورد مثبتی به من داد.
🔴 Deal with a problem
✅ معنی: رسیدگی کردن به یک مشکل
🔖 Example: We need to deal with this issue quickly.
✍️ باید سریع به این مشکل رسیدگی کنیم.
🔴 Take initiative
✅ معنی: پیشقدم شدن
🔖 Example: She always takes initiative at work.
✍️ اون همیشه تو کار پیشقدم میشه.
🤔 استخدام و مصاحبه
🔴 Apply for a job
✅ معنی: برای شغلی درخواست دادن
🔖 Example: I applied for three jobs last week.
✍️ هفته پیش برای سه شغل درخواست دادم.
🔴 Job interview
✅ معنی: مصاحبه شغلی
🔖 Example: I have a job interview tomorrow.
✍️ فردا مصاحبه شغلی دارم.
🔴 Hire someone
✅ معنی: استخدام کردن کسی
🔖 Example: The company hired two new employees.
✍️ شرکت دو تا کارمند جدید استخدام کرد.
🔴 Fire someone
✅ معنی: اخراج کردن
🔖 Example: He was fired for being late too often.
✍️ اون به خاطر دیر اومدنهای زیاد اخراج شد.
🔴 Resume / CV
✅ معنی: رزومه
🔖 Example: Make sure your resume is updated.
✍️ مطمئن شو رزومهات بهروزه.
امروز میخوایم #اصطلاح مربوط به شغل و محل کار رو بهتون آموزش بدیم. 💼
Читать полностью…
🤔 حرف اضافهی مکان at
🔖 کاربرد:
از at برای موارد زیر استفاده میشود:
✅ یک نقطهی مشخص: at the door
✅ آدرس دقیق: at 25 King Street
✅ مکان به عنوان «نقطه» نه فضا: at school / at work / at the airport
⬇️ مثالها:
I’m at work right now.
الان سر کارم.
She is waiting at the door.
او جلوی در منتظره.
🤔 حرف اضافهی مکان on
🔖 کاربرد:
از on برای موارد زیر استفاده میشود:
✅ سطح: on the table
✅ وسایل حملونقل عمومی: on the bus / on a plane
✅ خیابان: on Main Street
⬇️ مثالها:
The phone is on the table.
گوشی روی میزه.
He is on the bus right now.
اون الان داخل اتوبوسه.
🤔 حرف اضافهی مکان in
🔖 کاربرد:
از in برای مکانهای بسته یا فضاهای بزرگ استفاده میکنیم:
✅ داخل یک فضا: in the room
✅ شهر/کشور: in Paris / in France
✅ فضاهای سهبعدی: in a box
⬇️ مثالها:
She lives in Paris.
او در پاریس زندگی میکنه.
The keys are in my bag.
کلیدها داخل کیف منه.
امروز میخوایم #گرامر مربوط به حرف اضافههای زمان و مکان (in, on, at) رو بهتون آموزش بدیم. 💬
Читать полностью…
امروز میخوایم چند تا #اصطلاح کاربردی روزمره با هم تمرین کنیم و سوال جواب بدیم. 💬
Читать полностью…
🤔 Head over heels (in love)
✍️معنی:
کاملاً و عمیقاً عاشق بودن
🔵 مثال توی موقعیتهای مختلف:
🌀 شروع رابطه:
✅ She fell head over heels in love with him after their first trip together.
اون بعد از اولین سفر مشترکشون کاملاً عاشقش شد.
🌀 تعریف داستان:
✅ He’s head over heels in love and talks about her all the time.
اون شدیداً عاشقه و مدام دربارهی اون حرف میزنه.
🌀 اعتراف احساسی:
✅ I didn’t expect to be head over heels in love so quickly.
فکر نمیکردم اینقدر سریع و عمیق عاشق بشم.
🤔 Match made in heaven
✍️معنی:
یه زوج یا همکاری که کاملاً هماهنگ و ایدهآلن؛ انگار سرنوشت اونا رو برای هم ساخته
🔵 مثال توی موقعیتهای مختلف:
🌀 رابطه عاشقانه:
✅ Everyone says they are a match made in heaven.
همه میگن اونا یه زوج کاملاً ایدهآل هستند.
🌀 همکاری کاری:
✅ Those two designers are a match made in heaven. Their styles complete each other.
اون دوتا طراح یه ترکیب فوقالعادهاند. سبکهاشون همدیگر رو کامل میکنه.
🌀 ترکیب چیزها:
✅ Coffee and dark chocolate are a match made in heaven.
قهوه و شکلات تلخ یک ترکیب بینظیرن.