4638
☯️META PHYSICS FACT 𝐜𝐡𝐚𝐧𝐧𝐞𝐥☯️ آرشیو مطالب برگزیده این زمینه To increase awareness تابع قوانین کائنات ✨ گروه اصلی : @metaphysics_fact_group گروه چت صحبت های خارج موضوع : @chat_metaphysics_fact لینک حمایت : https://t.me/boost/metaphysics_fact
پسر بچهای پرندهی زيبايی داشت و به آن پرنده بسيار دلبسته بود. حتی شبها هنگام خواب، قفس آن پرنده را كنار رختخوابش میگذاشت و میخوابيد.
اطرافيانش كه از اين همه عشق و وابستگی او به پرنده باخبر بودند، از پسرک حسابی كار میكشيدند و سوء استفاده میکردند. هر وقت پسرک از كار خسته ميشد و نمیخواست كاری را انجام دهد، او را تهديد میكردند كه الان پرندهاش را از قفس آزاد خواهند كرد و پسرک با التماس میگفت: نه، كاری به پرندهام نداشته باشيد، هر كاری گفتيد انجام میدهم.
تا اينكه يک روز صبح برادرش او را صدا زد كه برود از چشمه آب بياورد، و او با سختی و كسالت گفت: خستهام و خوابم مياد.
برادرش گفت: الان پرندهات را از قفس رها میكنم، كه پسرک آرام و محكم گفت: خودم ديشب آزادش كردم رفت... حالا برو بذار راحت بخوابم. كه با آزادی او خودم هم آزاد شدم.
اين حكايت همه ما است.
تنها فرق ما، در نوع پرندهای است كه به آن دلبستهايم؛
پرنده بسياری پولشان
بعضی قدرتشان
برخی موقعيتشان
پارهای زيبایی و جمالشان
برخی عشقشان
و خلاصه نفس، هر كس را به چيزی بسته و وابسته کرده است. و ترس از رها شدن از آنها سبب شده تا ديگران و گاهی خودمان از خودمان بیگاری بکشیم.
پرندهات را آزاد کن...
ترک لذتها و شهوتها سخاست
هر که در شهوت فرو شد برنخاست
مثنوی معنوی
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
از کجا بدونم
مهربونم یا باج عاطفی میدم؟
وقتی کارهایی که دیگران می تونن برای خودشون انجام بدن رو تو براشون انجام میدی، یعنی داری باج عاطفی میدی
وقتی همیشه این تویی که با شرایط و خواسته های دیگران سازش میکنی یعنی داری باج عاطفی میدی
وقتی همه تقصیرها رو به گردن میگیری
بدون اینکه مقصر باشی یعنی داری باج عاطفی میدی
وقتی کسی بهت بی احترامی میکنه جدیتی از خودت نشون نمیدی و ماسک بزرگواری به صورتت میزنی یعنی داری باج عاطفی میدی
وقتی اجازه میدی آدمها بدون قبول اشتباهاتشون و یا اینکه تغیر کنند دوباره به رابطه با تو برگردند یعنی داری باج عاطفی میدی
وقتی یه رابطه فقط تا وقتی ادامه داره که تو کوتاه بیای و سازگاری نشون بدی یعنی داری باج عاطفی میدی
وقتی توقع احترام، توجه و محبت داری ولی فکر می کنی اگه به زبون بیاری زیادی خواهی کردی یعنی داری باج عاطفی میدی
وقتی با کسی به مشکل جدی میخوری به جای گفتگو در مورد اون موضوع و مطالبه حقت فقط سکوت میکنی یعنی داری باج عاطفی میدی
وقتی برای همه بهترینها رو میخوای و انجام میدی به جز خودت یعنی داری باج عاطفی میدی
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
زندگی کوتاه است،
انرژی محدود است، بسیار محدود.
و ما باید با این انرژی محدود،
آن نامحدود را پیدا کنیم؛
باید با این زندگی کوتاه، ابدیت را بیابیم. یک کار عظیم، یک چالش بزرگ! بنابراین، لطفا به کارهای غیرمهم نپردازید.
چه چیز با اهمیت است و چه چیز بی اهمیت؟
بنابر تعریف تمام بوداها و روشن ضمیران، آنچه که بتواند توسط مرگ گرفته شود بی اهمیت است و آنچه که مرگ نتواند آن را بگیرد، مهم است.
این تعریف را به یاد بسپار، بگذار این یک سنگ محک باشد. میتوانی هرچیزی را بیدرنگ با این سنگ محک قضاوت کنی.
برای آنچه که اهمیت دارد: آیا مرگ آن را از تو خواهد گرفت؟
اگر پاسخ مثبت باشد، آنوقت اهمیت ندارد. آنگاه پول اهمیت ندارد، مفید است ولی نه مهم...
قدرت! اعتبار! محترم بودن! مرگ خواهد آمد و تمام اینها را از بین خواهد برد،
پس برای چند روزی که اینجا هستی چرا اینقدر در موردشان قیل و قال میکنی؟
این زندگی یک کاروانسرا است، یک اقامت یک شبه؛ و در بامداد، حرکت خواهیم کرد. به یاد بسپار:
فقط چیزی اهمیت دارد که بتوانی وقتی که این بدن را ترک میکنی، آن را با خودت ببری. این یعنی که بجز مراقبه هیچ چیز مهم نیست.
بجز هشیاری ،هیچ چیز اهمیت ندارد، زیرا فقط هشیاری نمیتواند توسط مرگ گرفته شود.
هرچیز دیگر ربوده خواهد شد.
تنها هشیاری است که از درون میجوشد؛ این نمیتواند توسط مرگ ربوده شود.
و سایه های هشیاری، مهربانی و عشق. اینها نیر نمیتوانند توسط مرگ ربوده شوند، اینها بخشهای ذاتی هشیاری هستند.
فقط میتوانی هرمقدار هشیاری که به دست آورده ای با خودت ببری،
این تنها ثروت واقعی تو است.
اشو
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
کمال
زندگی پس از زندگی با دفن روح خود در توهم مادیت آن را تنبیه کرده و از کابوسهای رنج و مرگ هراسیدهاید. بر این آگاهی بیدار شوید که روح هستید. به یاد آورید که احساس در پشت احساس شما، ارادهی در پشت ارادهی شما، توانایی در پشت توانایی شما، خرد در پشت خرد شما پروردگار نامتناهی است. در تعادل کامل، احساس قلب را با استدلال ذهن یگانه گردانید. در کاخ آرامش تا میتوانید هر گونه یگانگی با اسم و رسمهای زمینی را دور اندازید، و در مراقبه عمیق گردید تا خویشاوندی خود را با آفریدگار دریابید.
- پاراماهانسا یوگاناندا،
"جستجوی جاودانه انسان"
ترجمهی آرجونا سلحشور
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
یا زیاد بخوانید یا اصلا نخوانید!
کسانی که چند کتاب محدود خواندهاند به متوهمترین و خطرناکترین انسانها تبدیل میشوند، زیرا تعصب شدیدی روی دانش اندکشان پیدا میکنند
کارل سیگن
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
داستانی در مکتب ذن هست که مریدی از گوروی روشن ضمیرش پرسید: «استاد پیش از آن که به روشن ضمیری برسی، چه کار میکردی؟» استادش گفت: «هیزم آماده می کردم و آب از چشمه میآوردم.» مرید پرسید: «الان چه کار میکنی؟» استاد گفت: «هیزم آماده می کنم و آب از چشمه میآورم.»
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
هر کاری که میکنید آن را به طور کامل انجام دهید. فرض کنید پیاده روی را دوست دارید، خوب است، به پیاده روی بروید. حتی اگر هیچکس همراهیتان نمیکند.
ولی ناگهان حس میکنید که دیگر کشش و میلی به آن ندارید. این هم خوب است. نگویید دیگران درباره ام چه فکر میکنند. بلافاصله بنشینید. حتی یک قدم هم عليه خواست قلبی تان برندارید.
به ندای قلبتان گوش دهید و بر اساس آن عمل کنید و از آن لذت ببرید. هیچ چیز را به خود تحمیل نکنید.
اگر دلتان میخواهد حرف بزنید حرف بزنید. اگر دوست دارید ساکت باشید، ساکت باشید. فقط حستان را دنبال کنید. به هیچ وجه حتی یک لحظه چیزی را به خودتان تحمیل نکنید؛ و بر اساس مصلحت رفتار نکنید.
زیرا وقتی چیزی را به خودتان تحمیل کنید به دو قسمت تقسیم می شوید. شقه میشوید، و این سرآغاز مشکل است. آنگاه تمام زندگی تان دوگانه می شود. نیمی تان که میخواهد خودش باشد، و نیمی دیگر که بر اساس مصلحتها حس حقیقی اش را سرکوب میکند
در آیین ذِن مثل زیبایی وجود دارد که می گوید: وقتی نشسته ای فقط بنشین
وقتی راه می روی فقط راه برو
و مهمتر از همه دودل نباش....
اوشو
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
ترس مانع از اعتماد ما به خداوند میشود
یکی از عواملی که مانع از اعتماد به خداوند میشود، ترس است. ترس همچون دیواری میان ما و خداوند حائل میشود و نمیگذارد قدرت او به ما برسد. چگونه میتوانیم این مانع را از میان برداریم؟
اجازه دهید داستانی واقعی برایتان بگویم که این دو نکته — تسلیم شدن به ارادهی الهی و از بین بردن سدِ ترس — را روشن میسازد. ماجرای این داستان مربوط به خانوادهی ناتانیل هاوتورن، نویسندهی مشهور آمریکایی است و در سال ۱۸۶۰ رخ داده است. در آن زمان، ناتانیل به همراه همسر و دختر بزرگشان در رم زندگی میکردند.
دختر خانواده به شدت بیمار شده بود و حالش روزبهروز وخیمتر میشد، تا جایی که پزشک یک شب به آنها گفت که اگر تبِ دختر تا صبح فروکش نکند، او جان خود را از دست خواهد داد. ناتانیل دیگر امیدی نداشت. او به همسرش گفت: «من تابِ تحملِ این نوسان میان امید و ترس را ندارم؛ از این رو با خود عهد کردهام که دیگر هیچ امیدی نداشته باشم.» اما همسرش نمیتوانست با نومیدیِ شوهرش همراه شود. او حاضر نبود اجازه دهد دخترش بمیرد!
با گذشت ساعات شب، دختر چنان بیحرکت و بیجان افتاده بود که گویی در آستانهی مرگ قرار داشت. مادر، اندوهگین و دلشکسته، به بیرون از پنجره نگریست و با خود اندیشید: «من نمیتوانم این فقدان را تاب بیاورم. واقعاً نمیتوانم!» آنگاه، ناگهان و به طرزی غیرقابلتوضیح، اندیشهای نیرومند بر ذهنش چیره شد: «اما چرا باید در قصد و نیت نیک خداوند تردید کنم؟ اگر او صلاح میداند که دخترم را ببرد، پس بگذار ارادهاش محقق شود. دیگر با ارادهی خدا نمیجنگم. یقیناً میتوانم او را به دستان او و لطف بیکرانش بسپارم.»
و او ماجرا را تماموکمال به دستان خدا سپرد؛ نه با آن رنج و عذابِ ناشی از نومیدیِ مطلقی که شوهرش دچارش بود، بلکه با این احساس که همهچیز به خیر و خوشی خواهد گذشت. او انتظار داشت که با این تسلیم شدن، احساس اندوه عمیقی داشته باشد، اما در واقع، سبکی و شادیای را حس کرد که از زمان آغاز بیماری دخترش تجربه نکرده بود.
با تسلیمِ کامل در برابر ارادهی خدا، پردهی یأس از مقابل چشمانش کنار رفت. چند دقیقه بعد، او به بالین دختر رفت و پیشانیاش را لمس کرد. پیشانی دختر خنک و مرطوب بود؛ تب او فروکش کرده و او همچون نوزادی در خوابی آرام بود.
این یک معجزه بود؛ حال دختر خوب شده بود! ببینید، تنها آنگاه که خانم هاتورن با بزرگترین ترس خود (احتمال مرگ دخترش) روبرو شد و با ایمانی کامل به ارادهٔ الهی، آن وضعیت را تماموکمال به دستان خداوند سپرد، ترسش از میان رفت و حضور اطمینانبخشِ پروردگار را احساس کرد. آنگاه بود که حکمت و قدرت الهی توانست آزادانه جریان یابد. در همان لحظه مشکل او حل شد، زیرا میدانست که فارغ از هر نتیجهای—چه دخترش زنده بماند و چه بمیرد—او در پناه و مراقبت خداوند در امان است. و در این مورد خاص، خداوند معجزهای شفابخش رقم زد.
~ برادر جایاناندا؛ برگرفته از مقالهٔ «غلبه بر مشکلات از طریق تسلیم در برابر خداوند» (منتشرشده در مجلهٔ SRF، بهار ۱۹۸۶)
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
این عبارت به یکی از نکات بسیار عمیق باگاواد گیتا اشاره دارد؛ اما برای فهم دقیقش باید میان احترام به نیاکان و پرستش ارواح/مردگان تفاوت گذاشت.
در گیتا، در فصل چهارم، کریشنا دربارهٔ انواع «یَجنه» یا آیینهای قربانی سخن میگوید. تعبیر «اهل ظلمت» یا در برخی ترجمهها «اهل تاریکی» معمولاً در ارتباط با گوناها، بهویژه تَمَس (Tamas)، فهمیده میشود.
اما معنای معنوی این عبارت:
«کسانی که از درگذشتگان و ارواح آیینی میسازند، اهل ظلمتاند.»
از دیدگاه فلسفهٔ گیتا، مشکل در احترام به مردگان نیست؛
مشکل زمانی آغاز میشود که انسان سرچشمهٔ حقیقت را در ارواحِ محدود و موجوداتِ متعلق به سطوح پایینتر هستی بجوید و آنها را جایگزین حقیقت الهی کند.
و این دقیقاً با یک اصل بزرگ یوگا ارتباط پیدا میکند:
ذهن به هر چیزی که به عنوان عالیترین حقیقت میپرستد، توجه دارد و آگاهی خود را با آن همسطح میکند.
بنابراین کریشنا میخواهد انسان از وابستگی به نیروهای محدود عبور کند و به برهمن/خدا، حقیقت یگانه بازگردد.
از دریچهٔ پاراماهانسا یوگاناندا، معنایش بسیار ظریفتر از این است که «هر کس برای مردگان دعا کند، اهل ظلمت است».
🌿 ۱. منظور کریشنا «بی احترامی به درگذشتگان» نیست.
در تعالیم یوگاناندا، مرگ به معنای نابودی انسان نیست. روح انسان پس از مرگ به حیات خود ادامه میدهد و بر اساس کارما و سطح آگاهیاش در وضعیت دیگری قرار میگیرد.
بنابراین یاد کردن از عزیز از دسترفته، دعا کردن برای او، یا فرستادن محبت و آرامش برای او، به خودی خود عملی تاریک نیست.
آنچه گیتا مورد انتقاد قرار میدهد، به تعبیر یوگاناندا، وابسته کردن آگاهی به ارواح و موجودات محدود، به جای اتصال مستقیم به خداوند است.
🌑 ۲. «اهل ظلمت» یعنی چه؟
یوگاناندا گوناهای ساتوا، راجاس و تاماس را سه حالت بنیادی طبیعت میداند.
تاماس یعنی آگاهیای که در آن:
نادانی غلبه دارد، ترس و وابستگی زیاد است، انسان به سطوح پایینتر هستی کشیده میشود،
و حقیقت روحانیِ درون خودش را فراموش میکند.
پس اگر کسی به جای جستوجوی خدا، قدرتهای ماورایی، ارواح یا موجودات غیرالهی را مرکز پرستش خود قرار دهد، از دید یوگاناندا آگاهیاش به سمت همان سطح میرود.
این نکته بسیار مهم است:
آنچه را میپرستی، آگاهیات به سوی آن کشیده میشود.
👻 ۳. یوگاناندا وجود ارواح را انکار نمیکند
اینجا آموزهٔ یوگاناندا با یک برداشت سطحی از آیه تفاوت پیدا میکند.
او معتقد است که جهان فقط آن چیزی نیست که با حواس فیزیکی میبینیم. پس از مرگ، موجود انسانی میتواند در قلمروهای لطیفتر وجود قرار گیرد.
اما از نظر او، ارتباط با جهان اختری هدف نهایی یوگا نیست.
حتی تجربهٔ یک موجود اختری یا مشاهدهٔ یک روح، لزوماً به معنای رسیدن به حقیقت الهی نیست.
این خیلی شبیه تفاوت میان این دو است:
«دیدن چیزی که پنهان است»
و
«شناخت حقیقت مطلق»
این دو یکی نیستند.
🕉️ ۴. پس چرا گیتا چنین عبادتی را «تاریک» میداند؟
از نگاه یوگاناندا، چون انسان ممکن است در جستوجوی امور ماورایی گرفتار شود.
مثلاً کسی به جای اینکه بگوید:
«خدایا، مرا به حقیقت خودت برسان»، تمام توجهش را بگذارد روی: «روح فلانی کجاست؟ آیا میتوانم با او ارتباط بگیرم؟ آیا میتوانم از ارواح خبر بگیرم؟»
در این حالت، حتی اگر موضوع ظاهراً روحانی باشد، مرکز آگاهی هنوز «من و جهان پدیدهها» است، نه خداوند.
یوگاناندا بارها تأکید میکند که یوگی نباید در تجربههای فرعی و قدرتهای ماورایی متوقف شود.
❤️ ۵. اما یک نکتهٔ بسیار زیبا دربارهٔ عزیزان درگذشته
اینجا آموزهٔ یوگاناندا لطافت خاصی پیدا میکند.
اگر شما کسی را که از دنیا رفته با عشق و آرامش در خدا به یاد بیاورید، این با «پرستش روح» فرق دارد.
یعنی به جای اینکه بگویید: «من به روح تو پناه میبرم.» میگویید: «خداوندا، این عزیز را در نور خودت قرار بده. عشق من را از طریق خودت به او برسان.»
در این حالت، خدا واسطه و مقصد است. و این با مسیر یوگا کاملاً سازگار است.
🔥 ۶. و اینجا ارتباطش با کریا یوگا خیلی عمیق میشود
یوگاناندا میگوید هدف کریا یوگا این نیست که انسان تبدیل به یک «بینندهٔ ارواح» شود.
هدف بسیار بزرگتر است: پس گرفتن آگاهی از جهان بیرونی و بازگرداندن آن به سرچشمهٔ الهی در درون.
وقتی پرانا و ذهن آرامتر میشوند، یوگی کمکم درمییابد که:
من این بدن نیستم.
من این ذهن نیستم.
من حتی این شخصیت فردی هم نیستم.
من آگاهیای هستم که در خدا ریشه دارد.
در آن سطح، مرگ هم دیگر همان معنای قبلی را ندارد.
🌌 و شاید زیباترین جمعبندی یوگاناندا این باشد:
مشکل، مردگان نیستند؛ مشکل، فراموش کردن خدا به خاطر مردگان است.👇
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
• خودآگاهی یعنی چی؟ :
خودآگاهی یعنی احساسات لحظه ای رو مثل موج دریا نگاه کنی ولی بهشون عمل نکنی و صبر کنی موج شون کمتر بشه.
خودآگاهی یعنی ببینی اما سرکوب نکنی،
نزاری هورمون هات جای تو تصمیم بگیرن،خودت کنترل رو دست بگیری!
خودآگاهی یعنی ناخوداگاهت تورو مثل ربات برنامه ریزی نکنه(۹۵ درصد کارهای روزانه ما رو ناخوداگاهمون انجام میده،نه خود اگاهمون)
خودآگاهی مال فردا نیست،مال همین لحظه ست...
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
انگیزشی:👇🏻
《مولانا،چقدرقشنگگفت: اگههمهجاتاریکبود، دوبارهبنگر،شایدنورخودتباشی🤍️ 》
🦋🌱با چنلای این فولدر ارتعاش و فرکانس زندگیت رو تغییر بده و به اطلاعاتت بیافزا🌱🦋
⭒𝝑𝝔⭒‿︵︵‿⭒𝝑𝝔⭒‿︵︵‿⭒𝝑𝝔⭒
👇🏽عضو شو تا لیست پاک نشده👇🏽
درود ..
دوستان این پروفسور جراح قلب میگه روح وجود ندارد!!!
نظرتون چیه در مورد صحبت های ایشون؟❤️🙏
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
اگر شما دارای الگوی رفتـاری غیرارادی و ناگهانی مثل سیگارکشیدن، پرخوری، مشروبخواری، تماشای تلویزیون، اعتیاد به اینترنت یا هر چیز مشابه دیگر هستید، این کاریست که میتوانید انجام دهید:
هنگامی که شـما متوجه شدید آن نیاز غیرارادی و ناگهانی در وجود شما بیدار میشود، توقفی کنید و ۳ نَـفَـس خودآگاه بکشید.
این آگاهی تولیــد میکند.
سپس برای چند دقیقـه از آن میـل ناگهانی به صورت یک میـدان انرژی درونتان آگاه شوید.
آگاهانه آن نیـاز جســمی یا ذهنـی یا میل به انجام نوعی رفتار غیر ارادی و ناگهانی را حس کنید.
سپس چند نَـفَـس خودآگاه بیشـتر بکشید.
پس از آن ممکن است دریابید که آن میل ناپدید شده است.
دست کم برای مدتی. یا ممکن است متوجه شوید که هنـوز آن میل بر شـما غلبه دارد و چارهای ندارید جز آنکـه دوباره تسلیم آن شوید و انجامش دهید.
• آن را به یک مشـکل بدل نکنید.
• اعتیاد را به بخـشی از تمرین آگاهی خود به شیـوهای که در بالا ذکر شد تبـدیل کنید.
به محض آنکه آگاهی رشـد میکند، الگوهای اعتیاد ضعیف خواهد شـد و سرانجام از بین خواهد رفت.
به هر حال به خاطر داشـته باشید افـکاری را که دربارهٔ الگوی اعتیاد به ذهنتان خطـور کرده و آن را توجیه میکنند به دام انداخته و بعضی وقتها مشـاجرات زیرکانهای با خود انجام دهید.
از خود بپرســید:
« چهکسی اینجا صحبت میکند؟»
و شما متوجه خواهید شد که اعتیــاد صحبت میکند.
تا زمانی که شما این را میدانید، تا زمانی که به عنوان مشاهدهکننده حضور دارید، کمتر احتمال میرود اعتیاد شما را با حیله به انجام کاری که میخواهد وادار سازد.
اکهارت_تله
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
خود را از مدرسه مشکلات و دشواریها برهانید
انتظار تکامل و شادمانی باقی را از اینجا نداشته باشید؛ آن را نخواهید یافت. این دنیا همیشه پر از دشواری خواهد بود. چرا به این مدرسه انضباطی علاقه داشته باشیم؟ درسهای خود را برای همیشه بیاموزید، تا دیگر هیچگاه برخلاف اراده خود مجبور به بازگشت نشوید. خود را از این مدرسه برهانید. بر همه چیز چیره گردید. برای خداوند زندگی کنید، برای او کار کنید، برای او بیندیشید و اراده کنید. جسم، ذهن، روح، اراده، حواس - همه چیز باید با هشیاری الهی همراه باشد، تا رها گردید و آماده بازگشت به خانه اصلیتان شوید. و دیگر اجباری نخواهید داشت که به دشواریها و مصیبتها و جنگهای این دنیا بازگردید.
وقتی مدرسه شما پایان گرفت، و به انتهای راه رسیدید، و بازماندگانتان در سوگ شما گریه و شیون کنند، شما در سرور بوده، خواهید گفت، "عزیزان من، فرشته مرگ دروازه رهایی را بر من گشوده است. به اندازه کافی در این مدرسه بودهام. باشد که ستونی در محراب تو باشم و دیگر هرگز از آنجا خارج نشوم، مگر آنکه اراده تو به جز این باشد. اگر تو بخواهی، برای یاری و رهایی دیگران باز هم خواهم آمد."
تناسخ من داوطلبانه بوده است. من دوره آموزش خود را تمام کردهام، اما تا زمانی که دیگران رها نشدهاند نمیخواهم به خداوند بازگردم. تا زمانی که همنوعی نالان و گریان به کناری افتاده باشد، باز خواهم گشت تا اشکهایش را پاک کنم و او را با خود به نزد خداوند آورم.
بسیاری با گمراهی و امیال خطا موجب آزار و سرنگونی خود میشوند. من آمدهام که به آنها کمک کنم، هدایتشان کنم و آنها را با خود به ساحل نامتناهی ببرم که بازگشت اجباری ندارد. فراگیری تمامی درسهای زندگی و سپس کمک به دیگران، تا آنها نیز درسهای خود را تمام کنند امر فوقالعادهای است. و بدین سان با فرارسیدن روز نهایی، جایی برای افسوس و ترس نمیماند. همانطور که جوانی پاک در حال مرگ میگفت، "شما که در این ساحل فلاکتبار ماندهاید، برای من اشک نریزید؛ این من هستم که دلم برای شما میسوزد. معشوق من در کالسکه پرزرق و برق مرگ خواهد آمد و مرا به ملکوت نامیرایی خواهد برد، به کاخ رؤیایی وجد و شعف. آه، ای عزیزان، از شادمانی من شاد گردید!"
پاراماهانسا یوگاناندا
«سفر به تحقق خویشتن»
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
«زندگی و مرگ فقط یک خواب هستند...نه جسمی وجود دارد و نه ذهنی...هیچ چیزی وجود ندارد، مگر خداوند...هر آنچه که ما تجربه میکنیم فقط خواب و رویایی بیش نیست. تنها خداوند است که واقعیت دارد.»
شری دایاماتاجی
این مکان مانند یک رویا است. تنها به خواب رفتگان آن را حقیقی میپندارند. مرگ مانند یک سپیده دم فرا میرسد و شما با خنده از آنچه فکر میکردید غم و اندوه شماست بیدار میشوید...
مولانا
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
مراقبه، سکوت، نشستن، کاری نکردن.... بودا این را دیانا نامیده است.
بگذار این دیانا بیشتر و بیشتر در زندگیت رسوخ کند. هرگاه وقت داری، هرگاه کاری نداری که انجام دهی، سرگرمیهای غیر ضروری و غیر لازم برای خودت ایجاد نکن، فقط در سکوت بنشین و گذران زندگی را تماشا کن.
بودا میگوید: اگر بتوانی حتی برای چند لحظه ساکت بنشینی، بدون اینکه کاری بکنی، لمحاتی از ماوراء برایت خواهند آمد. پس فقط در سکوت بنشین و خواهی دید یک ویژگی جدید در وجودت رشد میکند.
بیشتر متمرکز میشوی، یشتر رضایت پیدا میکنی، صورت تو تغییر خواهد کرد و حالت چشمهایت عوض خواهد شد. آرامش و صفا در اطراف خودت خلق خواهی کرد. دیگران نیز این صفا و آرامشِ تو را احساس خواهند کرد.
در چنین سکوتی شاید مسائل بیرونی زندگی باقی باشند، آنها ادامه دارند، وضعیت دنیا توسط مراقبه تو عوض نخواهد شد، دنیا همان هست که بود، ولی این تو هستی که با مراقبه متفاوت خواهی بود، و وقتی تو متفاوت باشی دنیا نیز متفاوت خواهد بود. زیرا این دنیای توست و بستگی به نگرش و تفسیرهای تو دارد.
پس در این سفر زندگی به ساحل دیگر، نیاز داری تا بیاموزی که چگونه در سکوت بنشینی. ما معمولا به طور وسواس گونهای سرگرم و مشغول هستیم، نمیتوانیم در سکوت بنشینیم، باید کاری کنیم. این یک جنون است.
اگر کاری نداشته باشی که انجام دهی احساس کمبود و پریشانی میکنی، در درون میجوشی، شروع میکنی به روزنامه خواندن ان روزنامه را بارها میخوانی( البته در دنیای امروزی اعتیاد به موبایل و شبکه های اجتماعی جای روزنامه را گرفته) یا نزد دوستانت میروی تا با هم غیبت کنید و هزاران بار در مورد حرفها و چیزهای مسخره و تکراری با هم صحبت کنید. این یک جنون است، زیرا باید کاری بکنی، نمیتوانی آرام بمانی.
در غرب یک ضرب المثل بسیار مسخره دارند، میگویند: ذهن خالی کارگاه شیطان است. این باید توسط خود شیطان ساخته شده باشد، زیرا ذهن خالی جایگاه خداوند است. این را باید خود شیطان ساخته باشد تا ذهن هیچکس خالی نماند و شیطان بتواند به خوبی کار خودش را ادامه دهد.
من به شما میگویم اگر واقعاً خالی باشی شیطان نمیتواند وارد تو شود، زیرا افکار به عنوان مرکبهای شیطان عمل میکنند، شیطان بدون فکر نمیتواند وارد تو شود، بدون فکر هیچ چیز امکان ندارد وارد تو شود، هر آنچه که از بیرون وارد تو شود توسط افکار وارد میشود.
وقتی بیرون ناپدید میشود تو فقط یک درون هستی، این چیزی است که من همواره میگویم که حقیقت چیزی درونی است...
اوشو
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
«آدمهای ساکت»
در واقع افراد بسیار پرحرفی هستند
که به سختی یاد گرفتهاند:
«با همه دوست بودن امن نیست»
آنها ساکت نشدند چون چیزی برای گفتن نداشتند.
آنها ساکت شدند چون حرفشان علیه خودشان
استفاده شد.
آنها زمانی آزادانه صحبت میکردند.
آنها زمانی به راحتی اعتماد میکردند.
تا زمانی که صداقت به قیمت سلب آرامششان تمام شد.
بنابراین آنها سازگار شدند:
کمتر توضیح دادن.
کمتر نمایش دادن.
بیشتر مشاهده کردن.
افراد ساکت متوجه همه چیز میشوند:
لحن تغییر میکند.
انرژی تغییر میکند.
نیت پشت کلمات
سکوت ضعف نیست:
محافظت است.
هوش هیجانی بالا است.
احترام به خود است.
وقتی یک فرد ساکت بالاخره حرف دلش را میزند،یعنی شما به او احساس امنیت دادهاید.
این اعتماد نادر است.
همه لیاقت دسترسی به صدای شما را ندارند.
بعضی افراد فقط سکوت شما را میپسندند.
سلامت روان با انگیزه و رشد ذهنی
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
آگاه باش که به زندگی با نظرات و عقاید محدود خودت نگاه نکننی، اگر با نظرات زندگی کنی نمیتوانی حقیقت هیچ چیزی را ببینی. نظرات و ایده های تو همیشه یک مانع خواهند بود، آنها حقیقت را منحرف میکنند، مسدود میکنند و به تو اجازه نمی دهند که چیزها را آنطور که هستند ببینی و خداوند یعنی آنچه که هست.....
برای شناخت و لمس واقعی، نباید هیچ دیدگاهی داشته باشی. در واقع، اگر واقعا بخواهی که آن واقعی را بشناسی باید تمام دیدگاه هایت را رها کنی این نخستین گام برای شناخت و درک امور است.
پس،هرچه بیشتر از دیدگاهای شخصی و متعصبانه ات خالی تر شوی دیدگاه درست برخواهد خاست. تمام دیدگاه ها دیدگاه های اشتباه هستند،انسان بدون دیدگاه، انسان بدون نظریات، کسی که به هیچ فکری نچسبیده است و متعصب نیست، کسی که فقط یک آینه است، واقعیت را بازتاب می کند.
این داستان شاید به تو در درک این موضوع کمک کند. زنی همراه با سایر شنوندگان در کلیسا به سخنان کشیش در مورد ده فرمان" گوش میداد و پس از هر فرمان همراه بقیه با صدای بلند می گفت آمین... !"
تا آنجا که کشیش به این قسمت از ده فرمان رسید و گفت: "تو نباید زنا کنی"، زن گفت، این دیگر خیلی زیاد است...حالا شروع کرده به مداخله در کار مردم...!!
چیزی به نظر کاملاً درست می آید تا وقتیکه با تو سازگار باشد، گویی که تو سنگ محک حقیقت هستی، گویی که تو معیار حقیقت هستی، لحظه ای که با تو سازگار نباشد، آن را اشتباه میخوانی. این رویکردی اشتباه است و اگر چنین رویکردی داشته باشی هرگز به آنچه واقعی است نخواهی رسید.
اگر چیزی با تو همخوانی ندارد، پس عجله نکن که موضوع را تمام شده فرض کنی که آن چیز باید غلط باشد چون با عقاید و نظرات تو سازگار نیست. نیازی نیست که با نظرات تو همخوانی داشته باشد.
خداوند هیچ تعهدی ندارد که با تو سازگار باشد. واقعیت و زندگی هیچ اجباری ندارد که با تو همخوانی داشته باشد. اگر با تو همخوانی ندارد آنوقت انسان فهیم خودش را تغییر میدهد بجای اینکه سعی کند واقعیت را تغییر دهد یا انکار کند.
پس هرگاه که آزرده میشوی، هرگاه حقیقت تو را آزار می دهد و هرگاه احساس کردی که همخوانی نداری، این تو هستی که سازگار نیستی نه واقعیت. و انسانی که هیچ دیدگاهی نداشته باشد هرگز احساس نمی کند که هیچ تضادی بين او و واقعیت وجود دارد.
او همیشه با واقعیت سازگار است و واقعیت با او سازگار است. درست مانند دستکشی که به دست تو جفت وجور است. این دیدگاه درست است.
اوشو
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
پاییز آمده است پشتِ پنجره
بیا برویم کمی قدم بزنیم.
نگران نباش
دوباره بازمیگردانمت
به قاب عکس!
به یادتمام جاویدنامان متولدپاییز....
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
ما نمیتوانیم با باقی ماندن در آنچه هستیم، به آنچه میخواهیم تبدیل شویم.
باید از پوسته کهنه خود خارج شویم.
چوانگتزو
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
توضیح کوتاهی درباره مکتب ذن
ذن یک دین نیست، یک شیوه و سبک زندگی است. ذن چیزی است که باید زندگی شود، بدون هیچ امر و نهی، بدون هیچ بهشت و جهنم.
ذن با اینجا و همین زندگی کار دارد.
ذن معتقد به تحول همین دنیا، همین زندگی و همین انسان است. بهشت و جهنم ذن در دل همین زندگی است.
"پیدایش ذن"
به طور مختصر میتوان گفت: تعالیم بودا نسل به نسل از مرشدان بزرگ منتقل شد تا در قرن پنجم پس از میلاد به شخصی رسید به نام بودی دارما
وی تعالیم ناب بودا را فرا گرفت و بعد از مدتی در قامت یک مرشد روشن ضمیر از هند به سمت چین حرکت کرد. تعالیم بودیسم قرنها قبل از ورود وی به چین رسیده بود، اما میتوان آن تعالیم را شریعت بودیسم خواند که به نوعی توسط راهبان بودایی تحریف هم شده بود و از مسیر حقیقیاش منحرف گشته بود.
بودی دارما آن خِرد بودایی و آن عصاره ناب را با خودش به چین برد و در آنجا این عصاره ناب با طریقت "تائو" که لائوتسه بنیانگذار آن بود و از قرنها قبل در چین تعلیم داده میشد ادغام شد و از وصلت مبارک این دو خردِ ناب، مکتب ذن زاده شد.
ذن در زبان سانسکریت همان "دایانا" است که به معنی مراقبه است. با ورود به چین دایانا به "چان" تغییر کرد و پس از ورود این مکتب به کشور ژاپن به "ذن" تغییر نام داد. اما هیچگاه در اصالت این تعالیم خللی وارد نشد.
ذن، نابترین نوع بینش و منحصربه فردترین شیوه زندگی است که مشتاقان بسیاری با رهنمودهای تعالیم ذن به بیداری و روشن ضمیری و کشف دنیای درون نائل شدهاند.
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
زندگی بسیار ساده است. حتی درختها ساده هستند. زندگی باید ساده باشد. اما چرا برای شما این همه پیچیده شده است؟
زیرا درباره آن فلسفه می بافید....
برای آن که در بحبوحه زندگی در شدت و شور باشید، باید تمام فلسفه بافی ها در مورد زندگی را دور بریزید. در غیر این صورت، در ابهام کلمات فرو خواهید ماند.
صبحی آفتابی و دلپذیر بود. هزار پایی شاد و آوازخوان از هوای صبح گاهی سرمست شده بود.
قورباغه ای که در آن نزدیکی نشسته بود، از این حالت هزار پا متعجب شد. قورباغه که احتمالاً یک فیلسوف بود از هزار پا پرسید: «صبر کن...! تو معجزه می کنی، هزار پا داری...!! چطور میتوانی هزار پا داشته باشی و آنها را به موقع حرکت دهی؟
اول کدام یک را بر می داری؟ بعد از آن کدام پا را...؟ آیا گیج نمی شوی؟ این کار برای من غیر ممکن به نظر میرسد.
هزار پا گفت: آه.... «من هرگز به این موضوع فکر نکرده بودم... بگذار درباره اش خوب فکر کنم. بعد از کلی فکر...هزار پا در حالی که آنجا ایستاده بود، شروع به لرزیدن کرد و به زمین افتاد.
خود او هم گیج شده بود؛ اینهمه پا.... واقعا چطور می توانست آنها را اداره کند؟ واینچنین شد که هزار پا کلا فراموش کرد چگونه راه برود. او به گونه ای فلج شد...
آری فلسفه اینگونه است. مردم را فلج میکند. زندگی نیازمند فلسفه نیست. زندگی به تنهایی کافی است. نیازی به عصا، حامی و حایل ندارد. زندگی کامل و مستقل است.
اوشو
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
و حتی میتوانیم یک قدم جلوتر برویم:
مشکل، جهان اختری هم نیست؛ مشکل، گم کردن مقصد در میان پدیدههای اختری است.
برای یوگاناندا، روح، فرشتگان، موجودات اختری،نیروهای لطیف و حتی تجربههای خارقالعاده، همه در قلمرو پدیدهها هستند.
اما یوگی در نهایت باید از پدیده به سرچشمهٔ همهٔ پدیدهها برود:
از روح به خدا،
از انرژی به آگاهی،
از تجربه به حقیقت،
و از «من» به یگانگی.
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
مردمان اهل ظلمت ،
کسانیاند که از درگذشتگان و ارواح همانا آیینی بر میسازند .
بهاگاواد گیتا
فراز ۴ ، بخش ۱۷
درکی عمیقتر از این آیه باگاواد گیتا بر اساس آموزههای پاراماهانسا یوگانانداجی 🪻👇🪻
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
• یک تمرین بی نظیر برای قوی شدن :
جلوی آینه بایستید و به تک تک سلول های بدنتون فکر کنید؛به چشماتون زل بزنید و با صدای بلندددد بگید:
تو شاهکار خلقتی...
دوستت دارم...
تو فوق العاده ای...
-فلورانس اسکاول شین
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
آهیمسا: عدم آزار رساندن؛ عدم خشونت در یوگا سوتراها (۱۱:۳۵)، حکیم بزرگ پتانجلی نوشته است: «در حضور مردی که در اَهیمسا (عدم خشونت) کامل شده باشد، دشمنی (با هیچ موجودی) پدید نمیآید.»
سوامی شری یوکتشوار در زندگینامهی یک یوگی توضیح میدهد: «اَهیمسا در منظور پتانجلی به معنای از بین بردن میل به کشتن است. این دنیا به طرز ناخوشایندی محیطی است برای تمرین واقعی اَهیمسا. انسان ممکن است مجبور شود موجودات خطرناک را از بین ببرد. انسان هیچ اجباری برای احساس خشم یا دشمنی ندارد. همهی اشکال زندگی، حق برابری نسبت به زندگی در مایا دارند. قدیسی که به اسرار آفرینش پی میبرد با تجلیهای بیشمار و حیرتانگیز طبیعت هماهنگ است. همهی انسانها ممکن است این حقیقت را با غلبه بر اشتیاق برای نابودی درک کنند.»
- زندگینامهی یک یوگی،
«سالهایی که در دِیر استادم گذشت» نوشتهی پاراماهانسا یوگاناندا
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
راز مراقبه این است
بنشینی
خیلی ساده
بدون هدف
بدون میل به چیزی شدن
بدون میل به دست آوردن چیزی
بدون هیچ عقیده خاصی
بدون دلواپسی برای گذشته یا آینده
بدون تمرکز بر هیچ چیزی
فقط بنشینی و بنشینی و بنشینی....
آنگاه ...
همه چیز را دریافت خواهی کرد
اگر مطلقاً خالی باشی، میتوانی همه هستی را در خود جای دهی
خالی، موقعیت ذهنی است که به هیچ چیز وابسته نیست.
تایزن دشی مارو
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
هر قدر فقر درونی شدیدتر باشد، نمایشات برونی هم بیشتر است.
کریشنامورتی
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
هشیار باش که ذهن تو یک جعبه ی جادویی است. ذهن همواره به خلق سرابها و تخيلاتی که هیچ واقعیت و جوهری در آنها وجود ندارد ادامه میدهد. ولی اگر بخواهی آنها را باور کنی، واقعی میشوند.
ذهن تو یک نمایش ساختگی عظیم است. درواقع واژه ی انگلیسی جادو Magic از واژه ی هندی مایا Maya میآید. مايا يعني توهم. توهمات میتوانند خلق شوند، و همگی شما توهمات خلق میکنید.
مثال: تو یک زن را میبینی، ولی هرگز او را آنگونه که هست نمیبینی، برای همین است که پس از ارتباط با او اینهمه ناکامی وجود دارد. زیرا تو شروع میکنی به دیدن چیزهایی در آن زن که اصلا وجود ندارند، چیزهایی که فقط و فقط فرافکنی ها و خواسته های ذهن خودت هستند.
تو زیبایی را فرافکن میکنی و هزار و یک چیز را روی آن زن بیچاره فرافکن میکنی، و هنگامی که نزدیک میشوی، وقتی قادر میشوی با آن زن زندگی کنی و رابطه برقرار کنی، آن سرابها و فرافکن های ذهنی ات شروع میکنند به رنگ باختن.
آن تخیلات نمیتوانند برای مدتهای زیاد در برابر واقعیت پافشاری کنند، واقعیتِ آن زن خودش را نشان خواهد داد. آنوقت احساس میکنی که فریب خورده ای و میپنداری که آن زن تو را فریب داده...
آن زن نیز احساس میکند که فریب تو را خورده است، زیرا او نیز چیزهایی را روی تو فرافکن کرده بود، فکر میکرد که تو یک قهرمان هستی، یک اسکندر یا چیزی... یک مرد بزرگ.... و اینک تو یک موش هستی و نه هیچ چیز دیگر....
و او فکر میکرد که تو یک کوهستان رفیع هستی و حالا میبیند که تو حتی یک تپه مورچگان هم نیستی. احساس فریب خوردن میکند، هر دو احساس میکنید فریب خورده اید، هر دو احساس ناکامی میکنید.
شنیده ام زنی وارد بخش اشخاص گمشده در پاسگاه پلیس شد و گزارش داد شوهرم از دیشب گم شده است. افسر پلیس گفت؛ سعی میکنیم او را پیدا کنیم، لطفاً مشخصات او را بگویید.
زن قدری فکر کرد و گفت: خوب؛ قدش یک متر و سی سانت است، عینک ته استکانی میزند، سرش طاس است، دائم الخمر است، دماغ سرخی دارد و صدایش زوزه مانند است.... سپس قدری مکث کرد و ناگهان گفت “اوه تمامش را فراموش کنید...!"
آری.... اگر واقعیت را ببینی همین است، خواهی گفت " تمامش را فراموش کن... " ولی تو نمیبینی و به فرافکنی ادامه میدهی و رنج میبری....
به این آگاه باش....
اوشو
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯
عشق، یگانهحقیقت است؛ هیچ چیز دیگری در زندگی کششی مانا یا سودی پایا برای روح ندارد.
سالها پیش به استادم، یوگانانداجی گفتم:
«عشق تنها چیزی است که من در زندگی آرزویش را دارم؛ اما میخواهم از خداوند دریافتش کنم»
پاسخ او مرا از بیخوبن لرزانید:
«پس به تو میگویم اشتیاق خود را به دروننگری ژرف معطوف کن؛ آنقدر ژرف که ذهن تو جز آرزو برای عشق الهی و خداوند از هیچچیز انباشته نباشد، و تو «او» را که خودِ عشق است، خواهی شناخت.»
شری دایاماتاجی ❤️
نه که هر چه در جهان است
نه که عشق جانِ آن است
جز عشق هر چه بینی
همه جاودان نماند
مولانا
⚜ " کانال حقیقت متافیزیک "
╭─═ঊঈ👁ঊঈ═─╮
@metaphysics_fact
╰─═ঊঈ🦋ঊঈ═─╯