marham_foundation | Unsorted

Telegram-канал marham_foundation - بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation

15253

تحت حمایت بنیاد کبیر پرشیا 🔱 مجامع حمایتی روانشناسی 👇 🏆 https://t.me/IranaPsychologicalAssociation/789 🎓 با نظارت مستقیم I.P.A (انجمن روانشناسی ایرانا) @IranaPsychologicalAssociation ۰۷/۰۱/۲۵۸۲

Subscribe to a channel

بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation

مگر خودت آنجا نبودی !؟

برخی تجربه‌های زندگی، به‌ویژه رنج و مواجهه با مرگ، کاملاً شخصی و درونی هستند. مارتین هایدگر تأکید می‌کند که انسان باید این بار سنگین را به تنهایی به دوش بکشد. جستجوی «شاهد» بیرونی برای باور کردن درد، در واقع فرار از تنهایی وجودی است؛ زیرا عمق واقعی درد فقط برای خود ما قابل درک است.

🪞بسیاری از ما به شدت به دنبال تایید و همدردی دیگران هستیم، چرا که رنج را نمی‌توان به‌راستی با کسی تقسیم کرد. اِلین اسکاری نشان می‌دهد که درد اساساً در قالب کلمات نمی‌گنجد و انتقال کامل آن به دیگری تقریباً غیرممکن است. اطرافیان گاهی رنج ما را کوچک می‌شمارند یا نادیده می‌گیرند و این امر تنهایی وجودی را عمیق‌تر می‌کند. در چنین لحظاتی حتی به واقعی بودن درد خود شک می‌کنیم.

🧠 با این حال، مفهوم «شاهد بودن» در روان‌شناسی فراتر از تایید بیرونی است؛ مهارتی است برای حضوری آگاهانه در کنار خود، بدون قضاوت و بدون عجله برای حذف فوری درد . سورن کی‌یرکگور ریشه بسیاری از اضطراب‌ها را دوری از خویشتن واقعی می‌دانست. جمله «مگر خودت آنجا نبودی؟» دعوتی است به بازگشت به خود و پذیرش تجربه‌مان.

👁‍🗨هرچند تایید دیگران آرامش‌بخش و حس تعلق می‌دهد، اما در نهایت حضور آگاهانه خود ما در دل رنج است که به آن معنامی‌دهد.پذیرش اینکه «ما خودمان آنجا بودیم و درد را زیسته‌ایم»، ما را از قربانی بی‌دفاع به شاهدی معتبر برای تاریخچه زندگی‌مان تبدیل می‌کند. این آشتی با خود، آغاز بهبودی است.

#اگزیستانسیالیسم

┏━━━━━━━━━━━
🏛🎭📔📕
@Marham_Foundation
➖➖➖➖➖➖➖➖
@IranaPsychologicalAssociation
┗━━━━━━━━━━━━

Читать полностью…

بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation

مامان من حمال احساسات تو نیستم

🌀سال‌هاست که چیزی را با خودم حمل می‌کنم که برایم تعریفی ندارد. یک سنگینی مبهم روی سینه، یک صدای آرام در ته سرم که می‌گوید: «یک جای کار تو می‌لنگد. ذات تو مشکل دارد.» من این صدا را مثل یک واقعیت مسلم پذیرفته بودم، بی‌آنکه بدانم این صدا از کجا آمده است.

شرم تزریق شده میراثی که روایت ندارد :شرم ممکن است برای خود شخص نباشد، بلکه شرم یک نفر دیگر باشد که ممکن است به ترومای نسل بعد تبدیل شود. یعنی شخص احساس آشفتگی می‌کند ولی هیچ روایتی برای توصیف آن ندارد چون این احساس در اصل احساس یک نفر دیگر بوده است. این پدیده در بین کودکانی که مادر افسرده داشتند بسیار رایج است.

🎭حالا می‌فهمم. این صدا، صدای توست مامان. این سنگینی، شرمی است که من برای تو حمل می‌کردم.

هم آهنگی به بهای گم کردن خود : باید به یاد داشته باشیم که کودکانی که دلبستگی نا‌ایمن دارند به شدت مستعد این هستند که احساساتشان با احساسات مادرشان هم طنین شود. آن‌ها به شدت با مادرانشان هم‌آهنگ می‌شوند و عواطف منفی والدینشان را انعکاس می‌دهند تا بتوانند رابطۀ امن تری ایجاد کنند و هیجانات خودشان را هم بهتر تنظیم‌ کنند.


فقدان روایت : این پاسخ سازگارانه باعث می‌شود آنها احساسات منفی‌ای را که متعلق به خودشان نیست، مثل شرم بیشتر درونی کنند. بنابراین، شرم در این کودکان به جای اینکه تبدیل به یک خاطره خاص شود، تبدیل به یک نشانه روان‌تنی می‌شود که احتمالا تا پایان عمر باقی می‌ماند.

︵‿︵‿୨୧‿︵‿︵


🌱اما دیگر کافیست! من حالا بزرگ شده‌ام. حال از میان مه‌ِ این همه سال، می‌توانم تشخیص دهم که این بار، بارِ من نیست. این شرم، قصه‌ی زندگی من نیست؛ این یک نشانه‌ی خارجی است که به بدنم چسبانده شده.من مسئول نجات تو نیستم، من مسئول زندگی خودم هستم.

#درمان_کودک_دیده_نشده_در_بزرگسالی #کاترین_استاوفر

┏━━━━━━━━━━━
🏛🎭📔📕
@Marham_Foundation
➖➖➖➖➖➖➖➖
@IranaPsychologicalAssociation
┗━━━━━━━━━━━━

Читать полностью…

بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation

🎁 مجموعه‌ای منتخب از برترین کانال‌ها و گروه‌های؛

🚀 علمی 🥢 💬فلسفی🥢 🏦تاریخی

🌐 سیاسی 🥢 🎨 هنری 🥢 📂pdfکتاب

✔️ { هر منبع با دقت ارزیابی و به‌صورت شخصی تأیید شده است }✔️

Читать полностью…

بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation

بزرگ‌ترین خطای فرهنگی این است که تصور می‌شود مستقیماً می‌توان از «فرزند» به «همسر» رسید.


«بند ناف روانی» استعاره‌ای گویا برای وضعیتی است که در آن یک فرد بالغ، علی‌رغم تشکیل خانوادهٔ جدید، همچنان از نظر عاطفی، تصمیم‌گیری و هویتی به خانوادهٔ اصلی خود وابسته باقی می‌ماند. این پدیده که در فرهنگ‌های جمع‌گرا و سنتی نمود بیشتری دارد، ریشه در فرایندهای تحولی ناسالم دارد.مقالهٔ حاضر به تحلیل این پدیده با تکیه بر نظریه پردازان این حوزه می‌پردازد و نشان می‌دهد که چرا برخی افراد قادر به «فرد شدن» و تشکیل یک خانوادهٔ هسته‌ای مستقل نیستند.

مری بوئن: آمیختگی عاطفی و تمایزنیافتگی
از نگاه بوئن، تمایزیافتگی خود، توانایی حفظ استقلال عاطفی و فکری در عین نزدیکی عاطفی با دیگران است. نقطهٔ مقابل آن «آمیختگی» است؛ وضعیتی که در آن مرزهای روانی فرد با خانوادهٔ اصلی حل می‌شود و احساسات، تصمیم‌ها و هویت او تحت‌تأثیر تأیید یا عدم‌تأیید والدین قرار می‌گیرد.

🔄 در بند ناف روانی، فرد در سطح پایینی از تمایزیافتگی باقی مانده است. او نمی‌تواند بین «منِ» همسر و «منِ» فرزند تفکیک قائل شود. رفتارهایی مانند «قبل از همسر، تأیید مادر را گرفتن» یا «گزارش تلفنی بحث‌های زناشویی به مادر» نه بی‌ادبی، بلکه نشانهٔ آمیختگی است. فرد مضطرب از جدایی، همواره در جست‌وجوی کاهش تنش از طریق بازگشت به سیستم عاطفی خانوادهٔ اصلی است.جملهٔ «پسرم را می‌شویم تا تمیز باشد و عروس من اذیت نشود» از زبان مادر، نمودی از همان آمیختگی و تلاش برای حفظ تعادل هیجانی در مثلث عاطفی «مادر،پسر،عروس» است. بوئن این الگو را «مثلث‌سازی» می‌نامد. زوج به جای حل تعارضات خود، شخص سومی را وارد رابطه می‌کنند و تنش در سیستم جابه‌جا می‌شود.

سالوادور مینوچین: مرزهای درهم‌تنیده و نفوذپذیری بیمارگونه؛مینوچین در نظریهٔ ساختاری خانواده، سلامت یک خانواده را در گرو «مرزهای شفاف» می‌داند. خانواده‌های درهم‌تنیده مرزهایی بسیار نفوذپذیر دارند؛ اعضا چنان درگیر زندگی یکدیگرند که استقلال و حریم خصوصی معنا ندارد.

🌐 بند ناف روانی، دقیقاً پدیده‌ای از خانوادهٔ درهم‌تنیده است که در آن زیرمنظومهٔ «والد،فرزند» بر زیرمنظومهٔ «همسران» غالب می‌شود. وقتی مادر بدون اجازه کلید خانه را دارد، وسایل را جابه‌جا می‌کند، کمدها را می‌گردد و این رفتار را «مرتب‌کردن» می‌نامد، نشان می‌دهد که مرز بین دو خانوادهٔ هسته‌ای و اصلی محو شده است. در این ساختار، همسر تازه‌وارد همواره «غریبه‌ای» باقی می‌ماند که در حاشیهٔ ائتلاف قدیمی مادر،فرزند ایستاده است. از دید مینوچین، تا زمانی که این مرزها بازتعریف نشوند، خانوادهٔ جدید نمی‌تواند هویت مستقلی پیدا کند و صرفاً شعبه‌ای از خانوادهٔ اصلی خواهد ماند.

طرحواره‌های اطاعت و خودتحول‌نیافته:
طرحواره‌درمانی یانگ این الگوهای پایدار را در سطح عمیق‌تری تبیین می‌کند. دو طرحواره در پدیدهٔ بند ناف روانی نقش اصلی را ایفا می‌کنند.

👁‍🗨 طرحوارهٔ اطاعت: فرد باور دارد که برای جلب عشق و جلوگیری از خشم یا طردشدگی، باید خواسته‌ها و نیازهای والدین را بر نیازهای خود و حتی همسرش مقدم کند. این همان چیزی است که پشت «پس‌انداز مخفیانه و انتقال پول به خانوادهٔ اصلی» یا «اولویت مالی و معنوی به والدین» نهفته است. فرد از روی اطاعت عمل می‌کند تا احساس گناه نکند.

👁‍🗨 طرحوارهٔ خودتحول‌نیافته: در این طرحواره، فرد به دلیل درهم‌تنیدگی شدید با والدین، هرگز هویت مستقلی شکل نداده است. او نمی‌داند بدون نظر مادر چه می‌خواهد، چه سلیقه‌ای دارد، چه تصمیمی می‌گیرد. از پرده تا فرش خانه را نه بر اساس سلیقهٔ خود یا همسرش، که بر اساس جملهٔ «این بهتر است» مادر انتخاب می‌کند، زیرا «خودِ» مستقلی وجود ندارد که بتواند ترجیحی داشته باشد.

⚔این دو طرحواره مانند برنامه‌های پنهانی، تمام تعاملات فرد در ازدواج را هدایت می‌کنند و او را در نقش فرزندی مطیع و نابالغ نگه می‌دارند.

📚بخش اول

┏━━━━━━━━━━━
🏛🎭📔📕
@Marham_Foundation
➖➖➖➖➖➖➖➖
@IranaPsychologicalAssociation
┗━━━━━━━━━━━━

Читать полностью…

بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation

نقاشی روی پشت کودک، فراتر از یک بازی ساده، فعالیتی غنی برای رشد اوست. این بازی با تبدیل حس لامسه به تصویر ذهنی، تفکر نمادین (پیاژه) را تقویت می‌کند. با ایزوله کردن حس لامسه، ادراک حسی (مونته‌سوری) را می‌سازد و از طریق ایجاد یک تعامل امن و متمرکز، به دلبستگی عاطفی و تنظیم توجه کودک کمک می‌کند.

📚 مهم‌ترین نظریه‌ها و مراحل رشدی مرتبط با این بازی:

📘نظریه رشد شناختی ژان پیاژه:این بازی کاملاً با مرحله پیش‌عملیاتی پیاژه همخوانی دارد که تقریباً سنین ۲ تا ۷ سالگی را شامل می‌شود.

🪞ظهور «کارکرد نمادین»: در این مرحله، کودک تازه توانایی این را پیدا کرده که یک چیز (مثلاً خطی که روی پشتش کشیده می‌شود) را به عنوان نمادی برای چیز دیگر (مثل یک شکل روی کاغذ) در نظر بگیرد.این بازی دقیقاً همین پل نمادین را می‌سازد: «احساس لامسه» به «تصویر بصری» تبدیل می‌شود و کودک باید این نماد را تعبیر کند.

تمرکز بر یک ویژگی (مرکزگرایی): اگر کودک در تشخیص اشکال مشکل دارد،ممکن است روی یک بخش از لمس(مثلاً فقط نقطه‌ی شروع) تمرکز کند و کل مسیر را نادیده بگیرد. این بازی به او کمک می‌کند تا تمرکز خود را گسترش دهد.

📕نظریه رشد حسی حرکتی مونته‌سوری:اگرچه این بازی یک فعالیت ساخت‌یافته است، اما کاملاً در راستای اصول مونته‌سوری است که بر آموزش حواس تأکید دارد.

ایزوله کردن یک حس: در این بازی، حس بینایی موقتاً کنار گذاشته می‌شود (چون کودک نمی‌بیند چه می‌کشید) و حس لامسه به تنهایی تحریک می‌شود. مونته‌سوری معتقد بود برای تقویت یک حس خاص، باید آن را از سایر حواس ایزوله کرد تا مغز به طور کامل روی پردازش آن اطلاعات متمرکز شود. این دقیقاً همان کاری است که انجام می‌ شود

درک مفاهیم انتزاعی از طریق ملموسات: کودک مفهوم «دایره» یا «زیگزاگ» را نه به عنوان یک کلمه، بلکه به عنوان یک احساس فیزیکی درک می‌کند.

🧠حواس، دروازه‌های ورود به ذهن هستند

مونته‌سوری می‌گفت: «هیچ چیز در ذهن وجود ندارد، مگر آنکه قبلاً در حواس وجود داشته باشد.»او معتقد بود برای اینکه کودک مفاهیم انتزاعی (مانند بزرگ و کوچک، نرم و زبر، گرم و سرد) را درک کند، ابتدا باید آنها را با حواس خود تجربه عینی کند.برای مثال: کودک مفهوم «بزرگ» را با چیدن برج‌های حلقه‌های بزرگ و کوچک درک می‌کند، نه با تماشای فلش‌کارت.

🎭قصه‌گویی با انگشت: به جای کشیدن یک شکل ثابت، یک داستان کوتاه روی پشت کودک بگویید. مثلاً: «یک دایره‌ی بزرگ کشیدم (خونه) یک زیگزاگ ازش بیرون زد (دود)، بعدش چند تا نقطه ریخت پایین (بارون)...» کودک باید با دنبال کردن حس لامسه، آخرین شکل یا حس داستان را پیدا کند.

📒نظریه دلبستگی جان بالبی:این بازی، فراتر از یک تمرین شناختی، یک تعامل دلبستگی‌ساز قدرتمند است.

🛡ایمنی و حضور: شما پشت سر کودک نشسته‌اید. این موقعیت، هم فضایی امن و حمایتگر ایجاد می‌کند و هم به او استقلال می‌دهد

👁‍🗨 نگاه مشترک : اگرچه کودک به برگه نگاه می‌کند، شما هر دو بر روی یک موضوع مشترک تمرکز کرده‌اید. این «اشتراک ذهنی» یکی از پایه‌های شکل‌گیری امنیت عاطفی و اعتماد است.

📗مفهوم «هم‌تنظیمی» در روانشناسی رشد:در نظریه‌های نوین رشد عاطفی اجتماعی به مفهوم هم‌تنظیمی اشاره می‌شود.

🌀تنظیم توجه از طریق بدن: وقتی کودک باید برای تشخیص شکل، روی حس لامسه پشت خود تمرکز کند، سیستم عصبی او به طور خودکار آرام‌تر و متمرکزتر می‌شود. لمس آگاهانه و آرام شما به کودک کمک می‌کند تا سطح برانگیختگی خود را تنظیم کند. این بازی می‌تواند برای کودکانی که بی‌قرار یا کم‌توجه هستند، بسیار تنظیم‌کننده باشد.

📙نظریه رشد ادراکی گیبسون: النور و گیبسون بر روی ادراک مستقیم و تمایزگذاری کار کردند.

🔄تمایزگذاری : کودک در این بازی یاد می‌گیرد که بین محرک‌های لمسی مختلف تمایز قائل شود؛ حس خط صاف با خط زیگزاگ فرق دارد، حس دایره با ضربدر متفاوت است. این توانایی تمایزگذاری حسی، پایه و اساس تمام یادگیری‌های بعدی (از جمله خواندن و نوشتن) است.

وقتی کودکی گل‌آلوده را ورز می‌دهد، یا انگشت‌های کوچکش را توی برنج فرو می‌برد انگار دارد با تمام وجودش زندگی را لمس می‌کند. این بازی‌ها زبان مخفی دل کوچولوهاست.جایی که اگر ناراحت باشند، گل‌ها را له می‌کنند. اگر شاد باشند، برج می‌سازند.و اگر خسته باشند، دست‌شان را توی شن‌ها فرو می‌برند و سکوت می‌کنند. ما بزرگ‌ترها فکر می‌کنیم دارند کثیف کاری می‌کنند، اما نه؛ دارند زخم‌های کوچک دلشان را با خاک و آب ترمیم می‌کنند.

🫂 وقتی به کودک اجازه می‌دهیم حس کند، بفشارد، بسازد و خراب کند، در واقع به او می‌گوییم: «تمام وجودت برای ما ارزش دارد، حتی آن بخشی که هنوز حرف زدن بلد نیست.»بیایید گاهی خودمان هم کنارشان بنشینیم، آستین‌ها را بالا بزنیم و با هم گِل بازی کنیم. چرا که این لحظه‌ها هیچ وقت تکرار نمی‌شوند

𝐂𝐡𝐚𝐧𝐧𝐞𝐥 @Marham_Foundation

Читать полностью…

بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation

خدا با کیست پرسشی از سر پندار یا از سر فنا

هانا آرنت، فیلسوف سیاسی آلمانی یهودی، در آثارش به ویژه توتالیتاریسم و آیشمن در اورشلیم: گزارشی در باب «ابتذال شر»، به تحلیل مکانیسم‌های روانی و سیاسی رژیم‌های توتالیتر مانند نازیسم پرداخت. از نگاه او، شعار "خدا با ماست" نه یک باور معنوی اصیل، بلکه ابزاری ایدئولوژیک برای مشروع‌سازی جنایت و خلع مسئولیت از افراد بود.

🧠 ابتذال شر:کلید فهم آرنت در تحلیل نازیسم، مفهوم ابتذال شر است. او در گزارش محاکمه آدولف آیشمن متوجه شد که شرِ بزرگ نه لزوماً از سوی افرادی شیطانی و خبیث، بلکه از سوی افراد عادی و پیش‌پاافتاده‌ای سر می‌زند که از تفکر انتقادی عاجزند و صرفاً از دستورات اطاعت می‌کنند.شعار «خدا با ماست» به این فرآیند کمک می‌کرد: این شعار به فرد عادی (سرباز، کارمند دولت) القا می‌کرد که اعمالش جزئی از یک مأموریت بزرگتر و حتی مقدس است. بنابراین، او خود را نه مسئول، بلکه تنها یک چرخدنده در ماشین بزرگ حکومت می‌دید. آرنت می‌گفت:«شرِ عظیم، از شریران عظیم نمی‌آید، بلکه از مردمان عادی می‌آید که از فکر کردن دست کشیده‌اند.»

🌀خدا به مثابه فرافکنیِ انسان تهی‌شده:برای لودویگ فوئر باخ ، دین پدیده‌ای کاملاً انسان‌شناختی است. فوئر باخ در کتاب «ماهیت مسیحیت» استدلال کرد که خدا ساخته ذهن انسان است انسانی که صفات آرمانی خود (دانش مطلق، قدرت مطلق، نیکی مطلق) را به موجودی فراسوی خود فرافکنی می‌کند، سپس در برابر این ساخته خود خضوع می‌کند. این فرافکنی، به گفته او، باعث از خودبیگانگی انسان می‌شود: انسان بهترین کیفیات خود را به خدا می‌بخشد و خود را فقیر و نیازمند می‌بیند.

ضعف در برابر طبیعت و ناآگاهی: در جوامع ابتدایی، انسان در برابر بلایای طبیعی، بیماری و مرگ ناتوان بود. خدایان به عنوان توضیح‌دهندگان این ناشناخته‌ها و همچنین منبعی برای امیدواری ساخته شدند.

●خدای رعد و برق توضیح‌دهنده طوفان بود.
●خدای شفا دهنده، تسلی‌بخش بیماری.
●این خدایان ابرانسانه بودند، زیرا انسان در آن زمان توان کنترل این نیروها را نداشت.


🔰ضعف در برابر بی‌عدالتی اجتماعی: در جوامع طبقاتی، توده‌های ستمدیده و فقیر، در برابر ستم حاکمان ناتوان بودند. اینجاست که خدای عدالت‌طلب و پاداش‌دهنده در آخرت متولد شد.این خدا تضمین می‌کرد که اگر در این جهان به تو ستم شد، در جهانی دیگر دادت ستانده می‌شود.این عملکرد افیون توده‌ها (به تعبیر مارکس) را داشت: با وعده پاداش اخروی، از اعتراض به بی‌عدالتی زمینی جلوگیری می‌کرد.

🌀ضعف اخلاقی و نیاز به نظم: انسان‌ها برای زندگی جمعی به قوانین نیاز داشتند. اما چه چیزی می‌توانست ضمانت اجرای قوانین باشد، وقتی نیروی پلیس کافی نبود؟ ترس از خدا به عنوان ناظر همیشه حاضر و مجازاتی ابدی، کارآمدترین ابزار برای ایجاد نظم اجتماعی بود.این خدا همه‌دان و همه‌جا حاضر است، پس از هیچ گناهی نمی‌توانی فرار کنی. این صفت نیز ابرانسانه است، زیرا هیچ حاکم زمینی چنین قدرتی ندارد.

🌱 ظهور نازیسم: آلمان پس از جنگ جهانی اول، دچار ضعف شدید ملی (شکست، تحقیر، بحران اقتصادی) شده بود.و در ساحت علم (عقلانیت مدرن) و قدرت (نظامی و سیاسی) احساس کم‌آمدی می‌کرد. بنابراین، به ساخت یک خدای ابرانسانه قبیله‌ای روی آورد: خدای نژاد برتر. این خدا قرار بود همه ضعف‌ها را جبران کند: برتری ذاتی (علم)، قدرت غلبه بر دشمنان، تقدیر تاریخی. شعار «خدا با ماست» ادعای دسترسی به این نیروی جبران‌کننده بود.

👁‍🗨نقد این دیدگاه و پیچیدگی مدرن: این فقط ضعفا نیستند که خدا می‌سازند؛ قدرتمندان نیز «خدا» را برای توجیه سلطه خود می‌سازند. (مثلاً نظریه «حق الهی پادشاهان»).در جهان مدرن، «خدا» لزوماً از بین نرفته، بلکه شکل عوض کرده. ایدئولوژی‌های تمامیت‌خواه (نازیسم، استالینیسم)، ملی‌گرایی افراطی، یا حتی علم‌زدگی (ساینتیسم) می‌توانند نقش «دین جایگزین» با خدایان جدید (نژاد، طبقه) را ایفا کنند.نیچه پیش‌بینی می‌کرد که پس از «مرگ خدا»، انسان‌های ضعیف به بت‌های جدید پناه می‌برند. نازیسم مصداق آن بود.

چرا خداوند واقعا با نازی ها نبود ؟اطاعت، ذاتاً خنثی نیست. اطاعت کورکورانه از یک اقتدار فاسد، می‌تواند به شر محض منجر شود. نازیسم یک اقتدار فاسد بود. شعار «خدا با ماست» برای فریب وجدان‌های فردی طراحی شده بود تا آن‌ها را وادار به اطاعت کند. این نشانه همراهی خدا نبود، بلکه نشانه مهارت روان‌شناختی رژیم در دستکاری بود. قربانی کردن وجدان فردی در پای «وظیفه» یا «دستور»، بسیار ساده است. نازی‌ها با افزودن لایه «تأیید الهی» به این «وظیفه»، این فرآیند را ساده‌تر کردند.شعارهایی مانند «خدا با ماست»، «منافع ملی»، «ضرورت تاریخی» اغلب برای غیریت‌سازی و خاموش کردن همین پرسش استفاده می‌شوند.

┏━━━━━━━━━━━
🏛🎭📔📕
@Marham_Foundation
➖➖➖➖➖➖➖➖
@IranaPsychologicalAssociation
┗━━━━━━━━━━━━

Читать полностью…

بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation

♨️ پوشش حداکثری اعتراضات و اخبار جنگ ایران و جهان، فیلترشکن و VPN های رایگان و امن برای مدتی محدود.➡️

Читать полностью…

بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation

🎁 مجموعه‌ای منتخب از برترین کانال‌ها و گروه‌های؛

🚀 علمی 🥢 💬فلسفی🥢 🏦تاریخی

🌐 سیاسی 🥢 🎨 هنری 🥢 📂pdfکتاب

✔️ { هر منبع با دقت ارزیابی و به‌صورت شخصی تأیید شده است }✔️

Читать полностью…

بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation

رژ ذغالی :وقتی سیاهی خالق زیبایی میشود

در فلسفه اگزیستانسیال، انسان "پرتاب شده" به جهانی است که خودش آن را نیافریده. این جهان ذاتاً خنثی، بی‌معنا و فاقد نقشه از پیش تعیین شده است.«خانه سیاه» استعاره‌ای تکان‌دهنده از این وضعیت بنیادی است: جهانی که نه گرم و پذیرا، که تاریک، بیگانه و شاید حتی خصومت‌آمیز به نظر می‌رسد

🎞فروغ فرخزاد در فیلم «خانه سیاه است»، صرفاً یک گزارش از جذامخانه نمی‌سازد، بلکه با نگاهی عمیقاً اگزیستانسیال و انسانی، هستیِ رانده‌شدگان به حاشیه را به چالش می‌کشد و بازسازی می‌کند. این فیلم از طریق بررسی پرسش‌های بنیادین هستی، مفهوم «دیگری»، و وضعیت متناقض زندگی در حاشیه، به یک اثر فلسفی ماندگار تبدیل شده است.

🌀آلبر کامو در «اسطوره سیزیف»، قهرمانی را ترسیم می‌کند که با آگاهی از بی‌ثمری کارش، به طغیانی ساکت و درونی دست می‌زند و در نهایت باید او را «خوشبخت» تصور کرد. خوشبختی سیزیف در پذیرش رادیکال پوچی و کنشِ محض، علیرغم آن نهفته است.

🔄فروغ اما در«خانه سیاه»، سیزیفی زنانه و جمعی را به تصویر می‌کشد. پوچی در اینجا انتزاعی نیست؛ عینی و ملموس است: تخریب تدریجی جسم، فقر مطلق، و طردشدگی اجتماعی. پاسخ به این پوچی، نه در طغیانی فلسفی و منفرد، که در کنشی غریزی و زیباییشناسانه ظاهر می‌شود: زنی که با صورت تخریب‌شده و بدون لب، با تکه‌ای ذغال سعی در رژ زدن دارد. ماده‌ای که خود نماد نابودی و سیاهی است، در ارادهٔ انسانی به مدادی برای آفرینش زیبایی تبدیل می‌شود. این، نفیِ انفعال در برابر سرنوشت است.

«من یک سوژه هستم، نه یک ابژه. من کسی هستم که اراده می‌کند، تصمیم می‌گیرد و بر جهانم اثر می‌گذارد.من هنوز "من" هستم.»
این،شورش علیه محو شدن است.

زیبایی بدون زمینهٔ زشتی، سطحی و بی‌معناست. رژ زدن عادی یک زن در آرایشگاه، یک عمل روزمره است. اما همان عمل در خانهٔ جذامیان، به یک ژست قهرمانانه و شاعرانه ارتقا می‌یابد. زیرا در تضاد شدید با زمینهٔ زشتی پیرامونش قرار می‌گیرد و معنای آن دگرگون می‌شود. زشتی، بستر ضروری برای درخشش زیبایی اصیل است. همچون الماسی که در خاکستر می‌درخشد. زشتی بیماری و فقر، شرط امکان ظهور آن زیبایی روحیِ مقاوم و آفریننده می‌شود.
·
🌱واکنش فروغ ناظر به این صحنه، حیاتی است. او نمی‌گوید «غمگین شدم» یا «ترحم کردم». می‌گوید: «آن امید شد بر من». این تعبیر، امید را به یک حادثهٔ هستی‌شناختی تبدیل می‌کند؛ یک تولد. امید، چیزی نیست که از بیرون به خانهٔ سیاه وارد شود، بلکه از درونِ خودِ تاریکی و از دلِ یک کنش به ظاهر پوچ، می‌جوشد.

🪞زیباییِ نهایی، زیباییِ چهرهٔ آراسته نیست؛ زیباییِ نفسِ اراده کردن در مواجهه با نیستی است. نور نهایی، نور خورشید نیست؛ اشراق درونی است که در مواجه با تاریکی مطلق جرقه می‌زند. تاریکی، محرک این اشراق می‌شود..

فروغ در وصف ان لحظه میگوید: یک روز زنی جذامی را دیدم که تقریباً چیزی به اسم صورت نداشت. تنها دهانش مثل حفره ای خالی باقی مانده بود. در گوشه ای آینه ای دستش گرفته بود و تلاش می کرد به همان حفره رژ بمالد و خودش را زیباتر کند. (نقل به مضمون)

👁‍🗨هر وقت مثل این روزها وسط تابستان هم احساس می کنم «زمستان است و سرها در گریبان است»، امیدم به تاراج رفته و آدم ها مدام می گویند: «ما مُرده ایم»، «دیگه امیدی نیست»، « ما بدبخت ترین مردم جهانیم» و ... ذهنم می رود می نشیند کنار آن زن جذامی، زُل می زند به آینه و تلاشش را برای زیباتر شدن نگاه می کند...

🌿آن زن با آن رُژ ذغالی که لابه لای انگشت های فروریخته اش گرفته، برایم نماد امید است. نماد زندگی. اینکه «همیشه امیدی هست»، اینکه حتی تا آخرین نفس باز هم آدمی امیدوار است به رخ دادن یک اتفاق خوب، اینکه حتی در واژه ناامیدی هم یک امید زنده است!

🍃با همه اتفاقات تلخ پیرامون مان، بیشتر ما دروغ می گوییم اگر ادعا کنیم از آن زن جذامی روزگار با ما نامهربان تر بوده.

«به فکر فردایی که نیامده است نباش. در لحظه زندگی کن؛ من هستم، من تصور میکنم، من اثر میگذارم»

🧠دنیا زشتی کم ندارد، زشتی‌های دنیا بیش تر بود، اگر آدمی بر آن‌ها دیده بسته بود ، امّا آدمی چاره ساز است.

آدمی چاره ساز است...
تن ندهیم به جُذام ناامیدی،
به جُذام سیاهی،
به جُذام یاس...
به فکر چاره باشیم...
که آدمی چاره ساز است.


┏━━━━━━━━━━━
🏛🎭📔📕
@Marham_Foundation
➖➖➖➖➖➖➖➖
@IranaPsychologicalAssociation
┗━━━━━━━━━━━━

Читать полностью…

بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation

🍉 یلدا یادآوریِ این حقیقت است:
تاریکی می‌گذرد، اما دانایی، فرهنگ و زیبایی می‌ماند.

🍉 مجموعه‌ای منتخب از برترین کانال‌ها و گروه‌های «علمی، فلسفی، تاریخی، سیاسی، هنری و pdf نایاب کتاب‌ها» 🍉

Читать полностью…

بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation

🍉 به مناسبت رسیدن شب یلدا؛ بلندترین شب سال، بهانه‌ای برای کنار هم بودن و ناب‌ترین انتخاب‌ها.

👩‍🔬علمی  🥢  📖فلسفی🥢 🏛تاریخی

🌐سیاسی 🥢 🎨هنری   🥢 📚pdfکتاب

🍉 { هر منبع با دقت ارزیابی و به‌صورت شخصی تأیید شده است }🍉

Читать полностью…

بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation

🔖 جامع ترین بانک PDF کتاب‌ها، جزوات و ویدئو های آموزشی دانشگاهی، کنکوری در اختیار شماست.
👆متن را لمس کنید، و وارد شوید.

Читать полностью…

بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation

پروپاگاندا و زیست‌قدرت در جوامع جهان سوم

🌀هدف نظام سرمایه‌داری تربیت نیروی کاری‌ست که نه هویتی مستقل دارد و نه اندیشه‌ای که بتواند سلطه را به پرسش بکشد. تولیدِ رضایتی فعال و داوطلبانه در توده‌ها؛ انسانی که تمامی ابعاد وجودش «از آرزو تا اندیشه» در خدمت حفظ چرخهٔ تولید و مصرف استعاره‌گیری شده است، به گونه‌ای که سلطهٔ طبقه حاکم نه به‌مثابه امری تحمیلی، بلکه به‌عنوان "عقل سلیم" و نظمی طبیعی جلوه کند. این استحاله نه با سرکوب که با "رضایت ساختگی" محقق می‌شود.

🌐در جوامع جهان سوم، رسانه‌های گروهی، نظام آموزشی و نهادهای فرهنگی با فیلتر کردن اطلاعات، تعیین دستورکار و ساختن چارچوب‌های تفسیری، رضایت عمومی را برای سیاست‌های نخبگان مهندسی می‌کنند. این همان پروپاگاندای مدرن است؛ سلطه‌ای نرم و پنهان از «زیست‌قدرت» که حیات را از درون مدیریت می‌کند از نخستین سال‌های جامعه پذیری.

🧠«برده‌داری ذهنی» و «پر کردن ذهن با ایدئولوژی» نمونه‌های کلاسیک ساختنِ رضایت از پایه است؛ جایی که کودک پیش از آنکه بیاموزد چگونه بیندیشد، می‌آموزد که چگونه مطیع باشد.

👁‍🗨در نتیجه چنین منطقی، کسانی که در این سیستم فاسد رشد کرده اند و با آن سازگار هستند«مانند بسیاری از پزشکان، مهندسان و متخصصانی که مهارت دارند اما نه استقلال فکری » به‌راحتی جذب ساختار قدرت می‌شوند. اما آن‌هایی که نافرمانی می‌کنند، پرسش می‌پرسند یا از چارچوب‌های تحمیلی بیرون می‌زنند، منطق بقای نظام، تحمل آنان را برنمی‌تابد: یا حذف می‌شوند، یا به حاشیه رانده می‌شوند زیرا سیستم برای بقا، همواره هم‌صداها را می‌خواهد، نه انسان‌های آزاد را.


┏━━━━━━━━━━━
🏛🎭📔📕
@Marham_Foundation
➖➖➖➖➖➖➖➖
@IranaPsychologicalAssociation
┗━━━━━━━━━━━━

Читать полностью…

بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation

روان در بند هیولا

🎞لاندری جونز در «سگ‌باز» نقش مردی به نام داگلاس را بازی می‌کند که در کودکی قربانی بدرفتاری پدرش بوده و جلوی سگ‌ها انداخته شده. سگ‌ها اما به جای حمله به داگلاس از او در برابر پدرش محافظت می‌کنند. داگلاس برای التیام زخم‌های کودکی راه خودش را پیدا می‌کند و در این مسیر حتی اگر لازم باشد قوانین اجتماعی را زیر پا می‌گذارد و از عشق سگ‌ها دست نمی‌کشد.

«من اسیر هستم، من زخمی هستم، و من با چشمان باز، دارم نابودی خودم را تماشا می‌کنم»

🌀تحلیل از منظر روانکاوی

🛡ضربه روانی و مکانیسم دفاعی: تجربه کودک‌آزاری از سوی پدر، یک "ضربه روانی" کلاسیک فرویدی است. داگلاس برای محافظت از خود، مکانیسم دفاعی "جابجایی" را به کار می‌برد. او عشق و اعتمادی که باید به پدرش داشته باشد، را به طور کامل با سگ‌ها جابجا می‌کند. این سگ‌ها تبدیل به "ابژه‌های جانشین" می‌شوند که جهان درونی او را از فروپاشی نجات می‌دهند.

🩺بعد سوماتیک تروما: ضربه روانی تنها در حافظهٔ ذهن ثبت نمی‌شود، بلکه "در بدن نیز حک می‌شود". داگلاس که در کودکی در قفس سگ‌ها زندانی شده بود، اکنون در قفس بدن خود اسیر است. حرکت او با ویلچر را نمی‌توان تنها یک ناتوانی فیزیکی دانست؛ این ویلچر تجسم عینی "فلج روانی" اوست نمادی از اینکه چگونه ترومای عمیق، اراده و توان حرکت آزادانه در جهان را از او سلب کرده است.

♻️حتی زمانی که برای نجات سگ‌ها به اوج قدرت و چابکی می‌رسد، این توانایی موقتی و نمایشی است و او در نهایت به ویلچر بازمی‌گردد.

🎭نقش " اجرا": تقلید صداهای بازیگران زن (به ویژه مارلین مونرو) تنها یک استعداد نیست، بلکه یک "اجرا" است. داگلاس از طریق این اجراها، هویت‌های مختلفی را امتحان می‌کند و موقتاً از بدن و هویت آسیب‌دیده خود فرار می‌کند.این اجراها، پاسخی به همان "فلج روانی" است: اگر نمی‌توانی در جهان واقعی آزادانه حرکت کنی، می‌توانی با صدا و تصوراتت، جهان‌های موازی را خلق کنی.حتی لباس‌پوشیدن و آرایش او نیز شکلی از اجرا و ساختن یک شخصیت عمومی است که هم او را می‌پوشاند و هم او را بیان می‌کند.

👁‍🗨صورتبندی امر واقع لکانی: حمله پدر و طرد شدن از جامعه، داگلاس را با "امر واقع" لکانی؛ یعنی ژرفای هراس‌انگیز و غیرقابل نمادین‌سازی زندگی مواجه می‌کند. سگ‌ها برای او به یک "فانتزی" ضروری تبدیل می‌شوند؛ ساختاری نمادین که به او کمک می‌کند این ترومای عمیق را مدیریت کرده و معنایی برای زندگی خود بیابد."قانون‌شکنی" او تلاشی است برای بازنویسی نمادینِ نظم اجتماعی که او را از خود رانده است.

🌱تحلیل از منظر روانشناسی رشد:

📕نظریه دلبستگی (جان بالبی): پدر، به عنوان اولین "فیگور دلبستگی ناایمن اجتنابی"، کاملاً شکست می‌خورد.

⚔سگ‌ها برای داگلاس تبدیل به یک "پایگاه امن" جایگزین می‌شوند. تمام رابطه او با جهان از طریق این الگوی دلبستگی جدید فیلتر می‌شود: او فقط به کسانی اعتماد می‌کند که سگ‌ها به آن‌ها اعتماد دارند و از کسانی که سگ‌ها را تهدید می‌کنند، انتقام می‌گیرد.

🔄ابژه انتقالی (دونالد وینیکات): سگ‌ها برای داگلاس تنها یک حیوان خانگی نیستند؛ آن‌ها به یک "ابژه انتقالی" جهانی‌شده تبدیل می‌شوند. آن‌ها فضای روانی بین ذهنیت درونی او و واقعیت بیرونی را پر می‌کنند و به او کمک می‌کنند تا یک "خودِ کاذب" مطیع در برابر جامعه نسازد، بلکه "خودِ حقیقی" خود را «هرچند به نظر جامعه غیرمتعارف» بروز دهد.

🌐گریز از آزادی (اریک فروم): جامعه به داگلاس می‌گوید چگونه زندگی کند، اما این آزادی برای او توخالی و دردناک است. او با انتخاب انزوا و ساختن خانواده‌ای از سگ‌ها، در حال "گریز از آزادی" و مسئولیت ناشی از آن است. او به جای مواجهه با پیچیدگی‌های روابط انسانی، به دامان یک «نظام اقتدارگرای» شخصی پناه می‌برد که در آن او رهبر و سگ‌ها پیروان وفادارش هستند.

🎭 درونمایه‌های فراتر از داستان فردی

🆚سگ‌ها در برابر انسان‌ها: این تقابل ممکن است استعاره‌ای از ساده‌لوحی و وفاداری در مقابل پیچیدگی و خیانت در روابط انسانی باشد

🌀فرافکنی جامعه: داگلاس که توسط جامعه و خانواده طرد شده، خود را در "سگ‌های طردشده" می‌بیند و با تشکیل جامعه‌ای کوچک، به بازتعریف مفهوم خانواده می‌پردازد. این اقدام، پاسخی به نفرت و طردی است که از جامعه انسانی تجربه کرده است.

🎥 نگاه کارگردان: لوک بسون اغافه به خلق قهرمانان تنها، آسیب دیده و حاشیه نشین علاقه دارد که هویت خود را در تقابل با یک سیستم فاسد یا خشن بازمی‌یابند. شخصیت داگلاس را می‌توان ادامه این درونمایه در فیلم‌های بسون دانست.فیلم «Dogman» را می‌توان به عنوان یک "استعاره بزرگ از روانِ آسیب‌دیده در مواجهه با جامعه" دید.


┏━━━━━━━━━━━
🏛🎭📔📕
@Marham_Foundation
➖➖➖➖➖➖➖➖
@IranaPsychologicalAssociation
┗━━━━━━━━━━━━

Читать полностью…

بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation

وقتی برای زنده ماندن به دیگری میچسبیم

🫂 همانند سازی چسبنده چیست؟همانندسازی چسبنده یک مکانیسم دفاعی ناخودآگاه و نسبتاً تخصصی در روانکاوی است که توسط ژوزف ساندلر توسعه یافت. این مفهوم به ویژه برای توضیح پدیده های روانی در اختلالات شخصیت (به ویژه اختلال شخصیت مرزی)، افسردگی و مشکلات هویتی به کار میرود. در این فرایند، فرد برای فرار از احساس پوچی، بی هویتی و ترس از فروپاشی روانی، به شکل افراطی و انعطاف ناپذیری خود را با فرد دیگری (یا یک نقش) همسان میکند. در این حالت، مرزهای "من" و " او" به شدت مخدوش میشود.

👁‍🗨ویژگی کلیدی: فرد احساس میکند وجود و هویت مستقلی ندارد و تنها در سایه "دیگری" است که معنا پیدا میکند. جمله معروف «من بدون تو هیچ چیز نیستم» عصاره این مکانیسم است.

🔁 ارتباط ویژه با اختلال شخصیت مرزی (BPD)

اتو کرنبرگ، از نظریه پردازان برجسته، همانندسازی چسبنده را یکی از مکانیسم های دفاعی اولیه و ناپخته در سازمان شخصیت مرزی میداند. افراد مبتلا به BPD از هویتی ناپایدار و خودپندارهای تحریف شده رنج میبرند. احساس درونی آنها از خود، مبهم، متغیر و پر از شرم است. این "پوچی" و "بی هویتی"، اضطراب فلج کنندهای ایجاد میکند و آنها برای فرار از این احساس و یافتن تعریفی از خود، به دیگران "میچسبند".

📚 این مکانیسم فقط در BPD دیده نمی‌شود؛ در افسردگی‌های شدید، آسیب‌های اولیه و اختلالات هویت نیز رخ می‌هد

نمودهای عینی در زندگی و روابط

این مکانیسم در رفتارها و الگوهای رابطه زیر به وضوح دیده میشود:

💔 ایده آلسازی و بی ارزش سازی شدید

مرحله ایده آل سازی (همانندسازی مثبت چسبنده): در ابتدای رابطه، فرد به سرعت و به شکل افراطی خود را با معشوق همسان میکند. او طرف مقابل را "کامل"، "بی نقص" و "ناجی" خود میبیند. جملاتی مانند "تو تمام دنیای منی" در این مرحله شایع است.

مرحله بی ارزش سازی (فروپاشی همانندسازی): با کوچکترین تعارض یا بی توجهی، این همانندسازی شکننده فرو میریزد. فرد احساس فریب خوردگی میکند و همان شخص "کامل" را یکباره "شیطانی مطلق" میبیند. این تغییر ناگهانی، به دلیل ناتوانی در حفظ تصویر یکپارچه ای از دیگری (شامل خوبیها و بدیها) است.

💕 ترس دیوانه وار از رها شدن:این ترس، تنها یک ترس از تنهایی نیست، بلکه ترسی وجودی از نابودی است. از آنجایی که فرد احساس میکند وجودش به حضور آن شخص گره خورده، جدایی به معنای بازگشت به پوچی اولیه و "مرگ روانی" تلقی میشود. همین ترس میتواند منجر به رفتارهای کنترل گرانه، التماس یا تهدید به خودکشی شود.

💓 بی ثباتی هیجانی شدید:هیجانات فرد بهشدت به روابطش گره خورده است:

●وقتی مورد تأیید هستند و احساس "چسبندگی" مثبت دارند، سرخوشند.

●وقتی احساس میکنند ارتباط در خطر است، به عمیقترین ورطه ناامیدی و خشم سقوط میکنند.

🕳احساس پوچی مزمن:این احساس پوچی، محرک اصلی همانندسازی چسبنده است. وقتی فرد برای مدتی در یک رابطه نیست، این خلأ وجودی با قوت بازمیگردد و او را به سمت رابطه های جدید پرشتاب یا رفتارهای تکانه ای (مانند سوءمصرف مواد) سوق میدهد.

🎭تغییر هویت سریع

●عقاید، ارزشها و حتی سبک پوشش فرد، بسته به شخصی که در حال حاضر به او "چسبیده"، به سرعت تغییر میکند.

●پس از پایان یک رابطه، هویت قبلی از بین رفته احساس میشود و فرد به سراغ هویتی کاملاً جدید میرود.

🧠🩺 درمان و راه حل

درمان این الگوی عمیق، معمولاً نیازمند رواندرمانی بلندمدت است. رویکردهای مؤثر عبارتند از:

🛋 روانکاوی/رواندرمانی پویشی: برای کشف ریشه های ناخودآگاه و کار بر روی "رابطه انتقالی" با درمانگر.

🧩 طرحواره درمانی: برای ترمیم طرحوارههای ناسازگاری مثل "رهاگری"، "محرومیت هیجانی" و "خود تحول نیافته".

🌱 درمان دیالکتیکی :این روش به ویژه برای BPD بسیار مؤثر است و بر آموزش مهارتهای تحمل پریشانی، تنظیم هیجان و ایجاد هویت مستقل تمرکز دارد.

🎯هدف نهایی درمان: کمک به فرد برای تفکیک خود از دیگران، تحمل احساس پوچی و ساختن یک هویت منسجم و مستقل است.

همانندسازی چسبنده، یک راهکار فرسوده و آسیب زننده برای پر کردن خلأ درونی است. در اختلال شخصیت مرزی، این مکانیسم یک استراتژی بقای روانی ناکارآمد است که توضیح دهنده بسیاری از رفتارهای به ظاهر غیرقابل درک، از عشقهای شدید تا ترس فلج کننده از رها شدن است. بهبودی، به معنای یادگیری این است که چگونه در کنار دیگران باشیم، بدون اینکه در وجودشان حل شویم.

#همانند_سازی_چسبنده #مکانیسم_دفاعی #اختلال_شخصیت_مرزی #وابستگی_عاطفی #هویت #رابطه_سالم


┏━━━━━━━━━━━
🏛🎭📔📕
@Marham_Foundation
➖➖➖➖➖➖➖➖
@IranaPsychologicalAssociation
┗━━━━━━━━━━━━

Читать полностью…

بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation

خود تنظیمی هیجان وبازسازی عاملیت

زندگی اجتماعی مملو از کیکهای پرتابی است لحظاتی که دیگری می‌کوشد با تحقیر، تحریک یا بی‌احترامی ما را به واکنشی کور بکشاند؛.در چنین موقعیت‌هایی تکنیک STOP می‌تواند ابزاری ارزشمند باشد؛

🧠يك روش مناسب
تکنیک STOP


S~ Stop : مکث کن
همان لحظه‌ای که هیجان بالا می‌رود (خشم، اضطراب، دلخوری…)هیچ کاری نکن. هیچ واکنشی نده. فقط مکث.حتی ۳ ثانیه مکث معجزه می‌کند.

T ~ Take a Breath : نفس بکش
یک نفس آهسته و عمیق:
دم از بینی (۴ ثانیه)
نگه‌دار (۲ ثانیه)
بازدم آرام از دهان (۶ ثانیه)
این کار مستقیم سیستم عصبی را آرام می‌کند.

O ~ Observe : مشاهده کن
بدون قضاوت از خودت بپرس:
دقیقاً چه احساسی دارم؟
بدنم چه واکنشی نشان می‌دهد؟
الان چه فکری در سرم هست؟
فقط مشاهده، نه تحلیل.

P ~ Proceed : آگاهانه ادامه بده


✍ تکنیک STOP به‌خودی‌خود نه خوب است و نه بد؛ آنچه به آن معنا می‌دهد، نیت و موقعیتِ شما در آن لحظهٔ خاص است.حال تصمیم بگیر:«بهترین واکنشِ مفید در این موقعیت چیست؟» نه واکنش لحظه‌ای، نه واکنش هیجانی ؛ واکنش انتخاب‌شده.

هر رفتاری در موقعیت خود تعریف میشود : اولین و مهم‌ترین نکتۀ فلسفی این است که STOP یک قانون اخلاقیِ ثابت نیست، بلکه یک کنشِ موقعیت‌مند است.هایدگر می‌گوید انسان «در-جهان-بودن» است؛ یعنی همیشه درگیرِ موقعیتی عینی و تاریخی است از این رو گاه «توقف» عینِ فضیلت است ، و گاه «توقف» عینِ خیانت به خود .

🪞 روایتی از «خودشیفتگیِ موقعیتی»:یک عروسی، فقط برای دو نفر نیست؛ خاطره‌ی جمعی است.وقتی کسی در چنین فضایی،دیگری را به ابژه شوخی وتحقیر تبدیل می کندمسئله صرفا یه شوخی ساده نیست فارغ از هر تحلیلِ روان‌پزشکی، نشانه‌ی ناتوانی در همدلی و ضعفِ مهارت‌های اجتماعی است. فلسفه‌ی اخلاقِی کانت به ما می‌آموزد که هر انسانی، غایتِ فی‌نفسه است و نمی‌توان او را ابزارِ ویا وسیله خودنمایی یا سرگرمیِ دیگران کرد. پس پذیرشِ یک رفتارِ نابجا در ظاهرِ جمع، به معنایِ پذیرشِ اخلاقیِ آن در باطن نیست.


┏━━━━━━━━━━━
🏛🎭📔📕
@Marham_Foundation
➖➖➖➖➖➖➖➖
@IranaPsychologicalAssociation
┗━━━━━━━━━━━━

Читать полностью…

بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation

🔖 جامع ترین بانک PDF کتاب‌ها، جزوات و ویدئو های آموزشی دانشگاهی، کنکوری در اختیار شماست.
👆متن را لمس کنید، و وارد شوید.

Читать полностью…

بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation

ادامه بحث بند ناف روان 👇

جدایی عاطفی مهارت‌محور: ادوارد و فیت تی‌رینگ بر جنبهٔ مهارتی و رابطه‌ای جدایی عاطفی تأکید دارند.از نگاه آنان، فرد بالغ نیاز دارد به‌جای «واکنش‌های هیجانی خودکار»، «پاسخ‌های آگاهانه» را در ارتباط با خانوادهٔ اصلی بیاموزد. این مهارت‌ها شامل:

● بازشناسی احساسات متعلق به خانوادهٔ اصلی در لحظه (مثلاً احساس گناه قدیمی که با شنیدن صدای مادر فعال می‌شود)

● افتراق دادن نیازهای خود از انتظارات خانواده («من این را می‌خواهم» در مقابل «او از من چه می‌خواهد»)

● تمرین حضور همزمان صمیمیت و استقلال: می‌توان مادر را دوست داشت و در عین حال به او گفت «کلید خانه را فقط من و همسرم داریم».

● مدیریت اضطراب جدایی بدون بازگشت به الگوهای قدیمی.

تئ رینگ‌ها این فرایند را یک «مهارت» می‌دانند که با تمرین و اغلب در بستر درمان کسب می‌شود. به بیان ساده، فرد بند ناف روانی را نمی‌بُرد، چون مهارت این کار را نیاموخته است؛ او فقط «وفاداری» و «ادغام» را تجربه کرده است، نه «ارتباطِ در عین استقلال» را.

هریت لرنر: جرئت‌ورزی و مدیریت گناه
لرنر، با تمرکز بر جرئت‌ورزی و الگوهای ارتباطی، تصریح می‌کند که تعیین حد و مرز با خانوادهٔ اصلی بدون مواجهه با احساس گناه ممکن نیست. مشکل اصلی بسیاری از افراد این نیست که نمی‌دانند چه می‌خواهند، بلکه این است که تاب تحمل نارضایتی مادر را ندارند.

🧠او مفهوم «مدیریت گناه» را پیش می‌کشد: گناهی که هنگام « نه» گفتن یا اولویت دادن به همسر ایجاد می‌شود، لزوماً نشانهٔ کار اشتباه نیست، بلکه بازتاب سال‌ها شرطی‌شدگی بر اساس اطاعت است. جملهٔ مادر که «برای خیر شماست»، دقیقاً با فعال‌سازی همین گناه، حد و مرز را نقض می‌کند. لرنر توصیه می‌کند که فرد به جای تلاش برای تغییر مادر، موضع خود را آرام، شفاف و مکرر بیان کند: «ممنونم مامان، اما ما خودمان در این مورد تصمیم می‌گیریم.» این جمله ساده، هم مرز می‌گذارد و هم رابطه را حفظ می‌کند، مشروط بر آنکه فرد بتواند طوفان هیجانی پس از آن (اعتراض، قهر، متهم شدن به ناسپاسی) را تاب بیاورد و بفهمد که این بهای «فرد شدن» است.

تلفیق و مسیر درمان: از آمیختگی تا تمایز
برای خروج از بند ناف روانی، هیچ‌یک از این رویکردها به‌تنهایی کافی نیست، بلکه مسیر درمان باید لایه‌لایه باشد:

افزایش آگاهی از آمیختگی : فرد باید نقشهٔ عاطفی خانوادهٔ خود را بشناسد و بفهمد که چقدر درگیر مثلث‌ها و واکنش‌های هیجانی خودکار است.

ایجاد مرزهای ساختاری (مینوچین): در عمل، کلید خانه پس گرفته شود، مشورت با همسر جایگزین مشورت با مادر گردد و حریم خصوصی زوج بازتعریف شود.

شناسایی و به‌چالش‌کشیدن طرحواره‌ها (یانگ): باورهای «اگر مخالفت کنم آدم بدی هستم» یا «بدون مادر نمی‌توانم» در درمان شناختی-طرحواره‌ای اصلاح شوند.

آموزش مهارت‌های جدایی عاطفی (تی‌رینگ): تمرین افتراق احساسات، تنظیم هیجان، و برقراری ارتباط مستقل در جلسات درمانی.

جرئت‌ورزی و تاب‌آوری در برابر گناه (لرنر): فرد به‌تدریج بیاموزد که با حفظ احترام، از حقوق و انتخاب‌های زوجی خود دفاع کند و گناهِ ناشی از استقلال را تحمل کند تا به مرور خاموش شود.

📚 کسی که می‌خواهد در بدی یا نیکی نوآفرین باشد ، باید از ویران ساختن و درهم شکستن ارزش های گذشته اش آغاز کند،ارزش های گذشته را که حال در هم شکستی ارزش‌های جدید بساز؛و این سرآغاز اگزیستانسیالیسم هست.

📚بخش دوم

┏━━━━━━━━━━━
🏛🎭📔📕
@Marham_Foundation
➖➖➖➖➖➖➖➖
@IranaPsychologicalAssociation
┗━━━━━━━━━━━━

Читать полностью…

بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation

🏛 برترین کانال روانشناسی آپارات (دوره های آموزشی حتی با نت ملی ) :
👑 https://www.aparat.com/MOHAMMAD_JAVAD_BAGHSHANY 🥇

📚 پلی لیست طرحواره درمانی :
🔱 https://www.aparat.com/playlist/20946599

❌ توی این وضعیت که همه چیز متوقف شده، تو به فکر رشد و یادگیری باش.
✅ این دوره هم برای عموم مناسب هست و هم متخصصین.

🎥 آرشیو جامع سایکو سینما ( تحلیل فیلم ) :
🎞 https://www.aparat.com/playlist/22847104 🍟

🎬 در کنار فیلم دیدن و تفریح، کلی مطلب روانشناسی و علمی بیاموز. 👌



⚠️ با توجه به مشکل در اتصال به اینترنت بین‌الملل و تلگرام، گروه های گفتمان و کانال ها در پیام رسان های اسلامی نیز ناچارا تاسیس شده اند.

✅ این متن را در پیام رسان داخلی (روبیکایا ایتا) کپی کنید، تا لینک ها بهتر برای شما کار بکند.


🏛 انجمن روانشناسی ایرانا (I.P.A) :
🧠 @IranaPsychologicalAssociation 💎

🧠 https://rubika.ir/IranaPsychologicalAssociation 💎

🧠 https://eitaa.com/IranaPsychologicalAssociation 💎


📺 تلویزیون بین المللی روانشناسی (IP.TV) :

📡 @InternationalPsychologyTV 🖥

📡 https://rubika.ir/InternationalPsychologyTV 🖥

📡 https://eitaa.com/InternationalPsychologyTV 🖥


🎓 کانال روانشناسی محمد جواد باغشینی :

🔱 @MOHAMMAD_JAVAD_BAGHSHANY 👑

🔱 https://rubika.ir/MOHAMMAD_JAVAD_BAGHSHANY 👑

🔱 https://eitaa.com/MOHAMMAD_JAVAD_BAGHSHANY 👑



🦅 گروه تخصصی انستیتو روانشناسی M.B.P.I :

✅ ویژه ی متخصصین و روانشناسان
✅ آزمون صلاحیت و دریافت مجوز
✅ پرسش و پاسخ تخصصی روانشناسی
✅ کنکور ارشد و دکترای روانشناسی

🍉 روبیکا :
🦉 https://rubika.ir/joing/CIHIDDJE0PIXISGEIAKXFRRYAKFLLUBC 🦢

🍓 ایتا :
🦉 https://eitaa.com/joinchat/2696085728C842505dce0 🦢



🕊 گروه عمومی روان (شورای بین المللی روانشناسی) :

✔️ مناسب برای عموم و روانشناسان
✔️ نشر پست و محتوای روانشناسی و هنری و فرهنگی.
✔️ معرفی روانشناسان جهت ارجاع در زمینه های مختلف و شهر های مختلف.
✔️ امکان معرفی خود شما جهت دریافت مراجع.
♻️ به جهت کمک با همکاران، روانشناسان عزیز می توانند تبلیغات خود را در قالب نشر محتوا کانال ها و گروه های خود در این گروه انجام دهند. ❤️


🍉 روبیکا :
🦩 https://rubika.ir/joing/CIHIDCDG0TONKDLIUYGPVABUYXZLBKTP 🕊

🍓 ایتا :
🦩 https://eitaa.com/joinchat/1589510569C984e3a7250 🕊



💎 ارتباط با من جهت دریافت خدمات تخصصی روانشناسی و یا دریافت لینک مجامع در پیام رسان های مختلف 👇
👑 @MOHAMMADJAVADBAGHSHANIY 🔱
⚜ ای دی فوق در تمامی پیام رسان ها (ایتا، روبیکا، بله، ایگپ و ...) یاری رسان شما خواهد بود.
⚜ اگر ID را پیدا نکردید این شماره را در پیامرسان سیو کنید و سپس پیام بدهید :
+989309154697
و مطلقا از تماس و پیامک به خط خودداری کنید. (صرفا ارسال پیام در پیامرسان مجاز است.) 🚫


دوستتون دارم، ♥️
به امید روز های قشنگ (مثل ۱۰ سال گذشته که هر روزش زیباتر از دیروزش بوده و هرسالش دلنشین تر از سال قبل، آره 😊).

Читать полностью…

بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation

🪽 فهرستی از برترین های تلگرام در هر موضوع، که به سختی جمع آوری شده است 👇👇👇

❤️‍🩹 روانشناسی ⚡️ فلسفه 🧠

📖 شعر و ادبیات     ⚡️ سینما و تئاتر 🎥

🎧 کتاب صوتی      ⚡️ دوره ی آموزشی رایگان💲

🇺🇸 آموزش زبان       ⚡️ حمایت از مهاجرت ✈️

🎨 موسیقی/نقاشی ⚡️ پزشکی و پیراپزشکی 🩺


⚠️ میخوای از بقیه عقب نباشی ؟👇
🦋 /channel/addlist/ujk2tAQrt401ODU8 /channel/addlist/ujk2tAQrt401ODU8 💎

🔱 پکیج تخصصی اپتیمایز شده ویژه ی روانشناسان 👇
🩺
/channel/addlist/yJjJGIH-AdwyNGE8
♦️🔺🔝🔺♦️

Читать полностью…

بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation

آیین بَسمل:اُلوهیّتی نوین در ستم محض

گورستان، در دوران مدرن سیاسی، دیگر مکانی برای رفتن نیست؛ تمثیلی زنده است از تقاطع جبر تاریخ و ارادهٔ انسان در مواجهه با ستم محض. هر بار که سوگواران بر خاک تازه‌ای جمع می‌شوند، در واقع بر سر صفحه‌ای از کتاب تاریخ گرد آمده‌اند که قدرت حاکم می‌خواهد آن را پاره کند. اینجا، هر جسد درفشی است برای دادخواهی .

معنی هر چیز، در کتاب و گفتار نیاید،
تا آن‌گاه که جان، خود بدان درآویزد.
آب را نتوان به وصف چشید،
باید به دریا شد و در موج افتاد.


🧠تبدیل درد به ابژه : از منظر روانشناسی، زمانی که تروما (آسیب روانی) بیش از حد عظیم است، مکانیسم‌های دفاعی فرد باید به شکلی خلاقانه عمل کنند.

🍃تجسم و بیرونی‌سازی: رقص، یک مکانیسم روانشناختی برای برون‌ریزی انرژی روانی متراکم شده از خشم و اندوه است. بدن سوگوار، تبدیل به ابزاری می‌شود که بار روانی را حمل و آزاد می‌کند. این حرکت، از فروپاشی روانی فرد جلوگیری کرده و درد را از حالت مایع و درهم‌ریخته به شکل یک «فرم» قابل مشاهده و کنترل‌شده (هرچند دردناک) درمی‌آورد.

🍀همبستگی و هویت جمعی: این آیین، پیوندی ناگسستنی میان بازماندگان ایجاد می‌کند. کامو اشاره می‌کند که شورش از «من» به «ما» تبدیل می‌شود. این رقص، هویت جمعی را در برابر نیروی متلاشی‌کنندهٔ سرکوب تثبیت می‌کند.

بخشای بر آن مرغ که خونش گه بسمل
بر خاک بریزند و تپیدن نگذارند ...


مرلو پونتی از «بدن‌بودگی» سخن می‌گوید: بدن تنها ابزار نیست، بلکه شیوه بودن در جهان است. در صحنه‌های خاکسپاری هر جسد، متنی است خط‌خورده توسط قدرت اما خط‌خوردگی‌هایش بخشی از معنای متن شده‌اند. جامعه، با سوگواری جمعی، هرمنوتیک مقاومت را به کار می‌گیرد

⚜اسطوره‌های قدیم از قهرمانانی سخن می‌گفتند که به آسمان می‌رفتند. اسطوره جدید می‌گوید: قهرمان به خاک می‌رود تا از آنجا نور بتابد. این الهیات معکوس است: نه صعود به بالا، که نفوذ به عمق خاک برای روشن کردن ریشه‌ها.

« هر تشییع محراب آیینی است نوین وعشای ربانی ما»

رقص در سوگ، زیبایی‌شناسی مقاومت را شکل می‌دهد. این زیبایی، زیبایی کلاسیکِ هماهنگی نیست؛ تراژدی است «بین نیست ولی هست» این آیین،«ضد آیین قدرت» است. ما شاهد تولد الهیاتی زمینی هستیم که این الهیات، نجات‌بخش نیست «مسیرساز» است.

┏━━━━━━━━━━━
🏛🎭📔📕
@Marham_Foundation
➖➖➖➖➖➖➖➖
@IranaPsychologicalAssociation
┗━━━━━━━━━━━━

Читать полностью…

بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation

😎 لیست VIP بهترین رسانه های خبری مدتی محدود در اختیار شماست. ➡️

🟣 پست به زودی حذف خواهد شد. ➡️

Читать полностью…

بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation

🪽 فهرستی از برترین های تلگرام در هر موضوع، که به سختی جمع آوری شده است 👇👇👇

❤️‍🩹 روانشناسی ⚡️ فلسفه 🧠

📖 شعر و ادبیات     ⚡️ سینما و تئاتر 🎥

🎧 کتاب صوتی      ⚡️ دوره ی آموزشی رایگان💲

🇺🇸 آموزش زبان       ⚡️ حمایت از مهاجرت ✈️

🎨 موسیقی/نقاشی ⚡️ پزشکی و پیراپزشکی 🩺


⚠️ میخوای از بقیه عقب نباشی ؟👇
🦋 /channel/addlist/ujk2tAQrt401ODU8 /channel/addlist/ujk2tAQrt401ODU8 💎

🔱 پکیج تخصصی اپتیمایز شده ویژه ی روانشناسان 👇
🩺
/channel/addlist/yJjJGIH-AdwyNGE8
♦️🔺🔝🔺♦️

Читать полностью…

بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation

آنجا که نمی‌دانی چه کار باید بکنی لحظه را زیست کن«معنا بسیاری از چیزها را قابل تحمل می‌کند... شاید همه چیز را»

راه با رفتن ساخته می شود

معنی هر چیز، در کتاب و گفتار نیاید،
تا آن‌گاه که جان، خود بدان درآویزد.
آب را نتوان به وصف چشید،
باید به دریا شد و در موج افتاد.


┄┅┅┄┅✽🧠✼┅┄┅┅┄
@Marham_Foundation
┄┅┅┄┅✽🫀✼┅┄┅┅┄

Читать полностью…

بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation

🍉 جامع ترین بانک PDF کتاب‌ها، جزوات و ویدئو های آموزشی دانشگاهی، کنکوری در اختیار شماست.
👆متن را لمس کنید، و وارد شوید.

🍉🍉🍉🍉🍉

Читать полностью…

بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation

آیا شیطان همیشه در جزئیات است

«به هر چیزی بیش از حد خیره شوی، بالاخره نقصش را پیدا می‌کنی؛ چه زن باشد، چه شعر، چه خودِ زندگی. نگاه افراطی همیشه زیبایی را می‌شکند.»

تطور تاریخی از الهیات تا روانشناسی

📚افسانه‌ی «شیطان در جزئیات»؛در منطق سنتی، جزئیاتْ جایگاه نظم و دقت‌ هستند:مهندس، حسابدار، نقاشِ ریزبین همه در جزئیات معنا می‌یابند. اما جمله‌ی «شیطان در جزئیات است» نخست از سنت‌های معماری و الهیات آمده؛ جایی که گفته می‌شد هر نقص در طرحِ کامل، درز کوچکی برای ورود شیطان است. اما جهانِ مدرن، معنای این حکمت را وارونه کرد. دیگر شیطان نه در نقصِ جزئیات، بلکه در وسواسِ ما برای کامل کردنِ آن‌هاست. در قرن نقد و کنترل، انسان تبدیل شد به موجودی که برای هر تجربه می‌خواهد «فرمول» بیابد، و در این جست‌وجوی بی‌پایان، گرما و بی‌واسطگیِ زیستن را از دست می‌دهد.

افراط در دیدن، خود زوالِ دیدن است.

🧠روان‌شناسی ذهنِ تحلیلی :روان‌شناسی شناختی، وسواس فکری و کمال‌گرایی را نتیجه‌ی تسلطِ «نظام تحلیلی مغز» می‌داند؛ بخشی از ذهن که می‌خواهد هر چیز را بشکافد تا کنترلش کند. در آغاز، این نیروی تحلیلی موهبت است: ما را از جهل می‌رهاند و به فهمِ دقیق‌تری از جهان می‌رساند. اما زمانی خطرناک می‌شود که تحلیل، از ابزار شناخت به «منش وجودی» بدل گردد. آنگاه انسان نه می‌بیند تا بفهمد، بلکه می‌بیند تا ایراد بگیرد؛ نه برای خلق معنا، بلکه برای حفظ یقینِ سرد خود. این وضعیت به «فلج تصمیم‌گیری» می‌انجامد؛ وضعیتی که هر انتخاب را در برابر هزار احتمالی می‌بیند و بنابراین هیچ‌کدام را انجام نمی‌دهد. ذهنْ می‌چرخد، می‌کاود، اما پیش نمی‌رود. همان وسواسی که در عشق، در کار، و حتی در معنویت پدیدار می‌شود؛ گویی ما از زیبایی فقط نقشه‌ای تحلیلی در دست داریم، نه تجربه‌ای زنده.

منطق دو نگاه:«بریدن» در برابر «دوختن»

💬این گفت‌وگوی درونی بسیار عمیق و تفکربرانگیز است. گویی بین دو نگرش اساسی در حال کشمکش است: نگاه تحلیلی و نقادانه در برابر نگاه کلی‌نگر و پذیرنده.

نگاه تحلیلگر و ویرانگر: همان نگاه نیچه‌ای است که با موشکافی افراطی، هر ایده‌آل و زیبایی را تا حد اجزای زمخت و ناقصش فرو می‌کاهد. این نگاه، ضروری اما تلخ است. مانند دانشمندی که عشق را به واکنش‌های شیمیایی و غرایز تقلیل می‌دهد، یا منتقدی که شعر را تا سر حد ساختار دستوری و وزنش می‌کاود و جادوی آن را از بین می‌برد. این نگاه، "حقیقت" را آشکار می‌کند، اما اغلب به قیمت از دست رفتن «معنا» تمام می‌شود.

نگاه کلی و آفریننده: این نگاه، پاسخی به ویرانگری مرحله اول است. می‌پذیرد که در سطح تحلیل، هر چیزی ناقص است، اما این سؤال را مطرح می‌کند: آیا «کمال» واقعاً به معنای "بدون نقص بودن" است؟ یا کمال، در "همان بودنِ" چیزی است، با تمام نقص‌های ذاتی و اجتناب‌ناپذیرش؟ نگاه عشق، نقص‌ها را انکار نمی‌کند، بلکه آنها را به عنوان بخشی از هویت منحصربه‌فرد و کاملِ معشوق یا زندگی می‌پذیرد و در آغوش می‌گیرد. این نگاه، «معنا» را بازمی‌آفریند.

«تَرَک دیوار محصول گذر زمان است نه زشت بودن آن»

🧠مشکل نه از نقص ذاتی چیزهاست و نه صرفاًاز ذهن کنترل‌گر مشکل هنگامی آغاز می‌شود که این ابزار هوشیاری، به یک منش وجودی تبدیل شود.

●وسواس فکری(نشخوار ذهنی)
●کمال‌گرایی بیمارگونه
●غرق شدن در تحلیل و فلج تصمیم‌گیری(آنالایزیس پارالایسیس)



ایستایی بر این منوط:

اگر در مرحله نقد و تحلیل باشد، به عیب‌جویی و بدبینی مطلق می‌رسد:

«عیب‌جو عاشق نشود.»

ویا در مرحله پذیرش کورکورانه باشد، به ساده‌لوحی و دوری از حقیقت می‌رسد

🔁 بینش نهایی شاید این باشد انسان بالغ کسی است که میتواند بین این دو نگاه رفت وامد کند میتواند عمق را ببیند نقص را بشناسد اما انتخاب کند که با نگاهی فراگیر وشاید تراژیک به کلیت آن چیز عشق بورزد

🌎«نگاه» تنها یک عمل بصری نیست؛ یک موضع وجودی است. انتخاب بین نگاه کنترل‌گر و نگاه عاشقانه، انتخاب بین دو طریق بودن در جهان است.نقص، نه دشمن کمال، بلکه ماده خام کمال انسانی است.کمال انسان در پذیرش نقص‌پذیری خود و جهان، و عشق ورزیدن با وجود آن است؛مانند ترک‌های ظروف کینتسوگی (هنر ژاپنی) که زیبایی اثر را بیشتر می‌کنند.

شیطان در جزئیات نیست؛در جمود است
در ناتوانیِ ما برای رها کردنِ جزئیات ؛وقتی نمی‌دانیم چه وقت باید ببینیم و چه وقت باید دوست بداریم.


┏━━━━━━━━━━━
🏛🎭📔📕
@Marham_Foundation
➖➖➖➖➖➖➖➖
@IranaPsychologicalAssociation
┗━━━━━━━━━━━━

Читать полностью…

بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation

🎁 مجموعه‌ای منتخب از برترین کانال‌ها و گروه‌های؛

🧪علمی  🥢  🧠فلسفی🥢 🏛تاریخی

🌐سیاسی 🥢 🎨هنری   🥢 📚pdfکتاب

☑️ { هر منبع با دقت ارزیابی و به‌صورت شخصی تأیید شده است }☑️

Читать полностью…

بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation

🎭 دوره ی جامع طرحواره درمانی + تطبیق با دیگر رویکرد ها 🎯

♨️ به ارزش ۲۵۰ دلار 💲
💯 رایگان به مدت محدود فقط از لینک های زیر

📜 با امکان دریافت گواهی بین المللی معتبر 🔥

🎓
با تدریس ویژه ی #محمد_جواد_باغشینی


⬇️⏬⬇️🏆⬇️⏬⬇️

🎧🎞 فهرست جلسات 🎬 :

💎 لیست ۱ ، جلسه ی ۱ تا ۱۰ 👇
/channel/c/1122832260/151 ✔️

💎 لیست ۲ ، جلسه ی ۱۱ تا ۲۰ 👇
/channel/c/1122832260/161 ✔️

💎 لیست ۳ ، جلسه ی ۲۱ تا ۳۰ 👇
/channel/c/1122832260/171 ✔️

🎯🎯🎯🔝🎯🎯🎯


🌐 کنگره ی بین المللی درمان های یکپارچه نگر و التقاطی :
🔱
@Psychology_Congress 🌿

🌐 سازمان جهانی روانشناسی التقاطی و یکپارچه نگر :
🔱
@PsychologyOrganization 🌿

Читать полностью…

بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation

فهرستی از برترین های تلگرام در هر موضوع، که به سختی جمع آوری شده است』

❤️‍🩹 روانشناسی فلسفه 🧠

📚 شعر و ادبیات     سینما و تئاتر🎞

🎧 کتاب صوتی   دوره ی آموزشی رایگان

🇺🇸 آموزش زبان       حمایت از مهاجرت ✈️

🎨 موسیقی/نقاشی پزشکی و پیراپزشکی 🩺

👁‍🗨 میخوای از بقیه عقب نباشی ؟👇
/channel/addlist/ujk2tAQrt401ODU8 /channel/addlist/ujk2tAQrt401ODU8

💎 پکیج تخصصی اپتیمایز شده ویژه ی روانشناسان 👇
/channel/addlist/yJjJGIH-AdwyNGE8

Читать полностью…

بنیاد مرهم 🫀 Marham Foundation

╔ 𝚿 ══

『 🧭 روانکاوی در یک نگاه | Psychoanalysis Atlas

🌏 نقشه‌ی جامع مکاتب روان‌تحلیل‌گری/راهنمای تخصصی و جامع

#روانکاوی یک جریان واحد نیست؛ مجموعه‌ای از مکتب‌های عمیق و متفاوت است که از هسته‌ی اولیه‌ی #فروید منشعب شده‌اند.
این پست، نقشه‌ی مادر است؛ مرجع اصلی که تمام پست‌های بعدی روی آن سوار می‌شوند.

💎 هر شاخه، علاوه بر نظریه و تاریخچه، مسیر کاربردی و بالینی خود را دارد و پست‌های بعدی آن را به صورت تخصصی و مثال‌محور باز می‌کنند.

دسته‌بندی نهایی مکاتب روانکاوی

«این‌ها شاخه های رسمی ما هستند، تمام پست‌های بعدی دقیقاً بر اساس همین دسته‌ها ساخته خواهند شد.»


𝟏. روانکاوی کلاسیک | Classical Psychoanalysis

🔹 فروید
🔹 نهاد/من/فرامن
🔹 رؤیا، انتقال، تعارض ناهشیار


┈┅┅━𝚿━┅┅┈
𝟐. روانکاوی من | Ego Psychology

🔹 آنا فروید، هارتمن
🔹 سازوکارهای دفاعی
🔹 کارکردهای اجرایی “من”


┈┅┅━𝚿━┅┅┈
𝟑. روان‌شناسی خود | Kohut Self Psychology

🔹 همدلی
🔹 شکست ساختار خود
🔹 انتقال‌های خودشیفته


┈┅┅━𝚿━┅┅┈
𝟒. روابط شیء | Object Relations

🔹 کلاین
🔹 وینیکات (مادر کافی‌به‌اندازه)
🔹 فربرن، بالینت
🔹 دنیای درونی و بازنمایی‌ها


┈┅┅━𝚿━┅┅┈
𝟓. روانکاوی مبتنی بر دلبستگی

🔹 بالبی
🔹 اینسورث
🔹 الگوهای درونی فعال + رابطه‌ی درمانی به‌عنوان پایگاه امن

┈┅┅━𝚿━┅┅┈
𝟔. روانکاوی لاکانی | Lacanian

🔹 سه‌گانهٔ امر خیالی/نمادین/واقع
🔹 سوژه در زبان
🔹 میل و فانتزی


┈┅┅━𝚿━┅┅┈
𝟕. بین‌فردی | Interpersonal Psychoanalysis

🔹 سالیوان
🔹 اضطراب بین‌فردی، الگوهای رابطه‌ای


┈┅┅━𝚿━┅┅┈
𝟖. بین‌ذهنی | Intersubjective

🔹 استولورو
🔹 اتو
🔹 «تجربه مشترکِ درمانگر–مراجع»


┈┅┅━𝚿━┅┅┈
𝟗. رویکرد رابطه‌ای | Relational Psychoanalysis

🔹 درمان دو نفره
🔹 خودافشایی حساب‌شده
🔹 ماتریس رابطه‌ای


┈┅┅━𝚿━┅┅┈
𝟏𝟎. مکتب‌های فرهنگی/انتقادی/پسامدرن

🔹 فمینیستی
🔹 فرهنگی
🔹 پست‌کلونیال
🔹 روانکاوی انتقادی


┈┅┅━𝚿━┅┅┈
𝟏𝟏. روانکاوی وجودی | Existential Psychoanalysis

🔹 آزادی
🔹 اضطراب وجودی
🔹 معناسازیِ فردی


┈┅┅━𝚿━┅┅┈
𝟏𝟐. رویکردهای ترکیبی و معاصر

🔹 ISTDP
🔹 AEDP

🔹 رویکردهای هیجان‌محور با ریشه روان‌تحلیلی
🔹 SE با عناصر ناهشیار

🔗 استاندارد انتشار پست‌های بعدی: 👇

هر مکتب در یک پست جدا با ساختار ثابت:
1. معرفی کوتاه
2. مفاهیم کلیدی
3. منطق بالینی
4. مثال بالینی
5. نقد و محدودیت‌ها
6. کاربرد امروزی
7. منابع معتبر

🫆 مرجع، تهیه و تنظیم اختصاصی پست: کانال «I.P.TV»

#روانکاوی #مکاتب_روانکاوی #فروید #روابط_شیء #روانکاوی_لاکانی #روانشناسی_خود
#Psychoanalysis #Freud #ObjectRelations #LacanianPsychoanalysis #SelfPsychology #IPTV #PsychoanalysisAtlas

┈┅┅━𝚿━┅┅┈
📺 تلویزیون بین المللی #روانشناسی «I.P.TV» ⇄
╭─ «P.I.S.U» ↯──┈•
🏛 𝚿 ➛ @InternationalPsychologyTV
╰──┈•

Читать полностью…
Subscribe to a channel