-
در آغاز ایده بود و ایده به کلمه در آمد...
اثر جالب الکل وقهوه بر خواب شبانه
🌀| @MarpichChannel
تاثیر شرایط نامحدود شبکههای اجتماعی در زندگی مدرن: رشد فرهنگی و فرهنگ سازی چگونه در افراد و جامعه شکل میگیرد.
🌀| @MarpichChannel
انگیزه اصلی و هدف زندگی گریز از درد و لذت بردن نیست، بلکه معنی جویی زندگیست که به زندگی مفهوم واقعی میبخشد، به همین دلیل انسانها درد و رنجی را که معنی و هدفی دارد با میل تحمل میکنند.
ویکتور فرانکل | انسان در جستجوی معنی
🌀| @MarpichChannel
امروز خدای انیمه ۸۰ ساله میشود. هایائو میازاکی، کارگردان معروف ژاپنی که حداقل با هایدی و آنشرلی برای همه ما خاطره ساخته. این ویدیو را ببینید تا بدانید چگونه و چرا باید آثار او را دید و از آنها لذت برد.
🌀| @MarpichChannel
مهمترین چیز در زندگی چیست؟ اگر این سوال را از کسی بکنیم که سخت گرسنه است، خواهد گفت: "غذا" اگر از کسی بپرسیم که از سرما دارد میمیرد، خواهد گفت: "گرما" و اگر از آدمی تک و تنها همین سوال را بکنیم، لابد خواهد گفت: "مصاحبت آدمها" ولی هنگامی که این نیاز های اولیه برآورده شد، آیا چیزی میماند که انسان بدان نیازمند باشد؟!!
فیلسوفان میگویند، بلی! و آن این است که بدانیم که ما کیستیم و در اینجا چه میکنیم؟
یوستین گردر | دنیای سوفی
🌀| @MarpichChannel
فیلم کوتاه دره وهمی یا وادی اوهام در یک آسایشگاه معتادان به واقعیت مجازی آغاز میشود… نام فیلم برگرفته از پدیدهای است در دانش روباتیکس و انیمیشنهای سه بعدی: Uncanny Valley
نویسنده و کارگردان: فدریکو هلر
🌀| @MarpichChannel
لزوم شناخت علاقه و مهر خود برای زندگی و کار آینده
مصطفی ملکیان
🌀| @MarpichChannel
نقش رسانهها در زندگی امروز : ما چطور رسانهها ما را به خودشان وابسته میکنند؛ تاثیر حجم بالای اخبار منفی بر کارکرد مغز.
🌀| @MarpichChannel
چرا نمیتوانیم عاشق آدم مناسب بشویم؟
چرا آدمها اشتباهات عشقیشان را تکرار میکنند؟
🌀| @MarpichChannel
اگر هنوز آمادگی این را ندارید که درباره افکارتان تجدید نظر کنید، با هیچکس در هیچ موردی وارد بحث نشوید. فقط کسانیکه در برابر تغییر منعطف هستند میتوانند به معنای واقعی وارد مناظره شوند؛ وگرنه نَفْسِ ما راه را روی ذهن میبندد. مطلق بودن یکجور ضعف است، بیدینی مطلق یا دینداری مطلق. آنقدر ذهنمان را با شناسنامهها، قوانین، جزئیات پر کردهایم که از فلسفه خداوند دور شدیم. اگر همه چیز را اشتباه فهمیده باشیم، چه!؟
سه دختر حوا | الیف شافاک
🌀| @MarpichChannel
سه علامت عدم بلوغ عاطفی هیجانی
و سه راهکار رسیدن به پختگی و بلوغ از نظر عاطفی و هیجانی
🌀| @MarpichChannel
تفاوت فرهیختگی و درسخواندگی
مصطفی ملکیان
🌀| @MarpichChannel
از راههایی نروید که روندگان آن زیادند. از راههایی بروید که روندگان آن کمند.
عیسی مسیح
🌀| @MarpichChannel
چرا توجه به پیام منفی بیشتر است؟
ابراهیم میثاق
🌀| @MarpichChannel
خانمها، آقایان! به عنوان یک طلبه کوچکی که عمرش را در الهیات صرف کرده از من بشنوید. از من به عنوان یک موعظه یا پیشنهاد، الهیات را کم نگیرید و معرفت داشته باشید. حتی خدای بدون معرفت را بیارزش شمارید. به جای اعتقاد، فکر بنشانید و دیگر نگویید «من معتقدم» بلکه بگویید «من چنین فکر میکنم» اگر بگویید «من چنین فکر میکنم» با دیگری هم گفت و گو خواهید کرد، اما اگر بگویید «من معتقدم» دیگر با کسی گفت و گو نمیکنید و کسی هم با شما گفت و گو نخواهد کرد.
سید مصطفی محقق داماد
🌀| @MarpichChannel
سی موردی که به رُشدِ عقلانیتِ فردی کمک میکند
محمود سریع القلم
1-به خود میگوید: من تولید میکنم، پس هستم؛
2-حداقل، 15 کتاب در سال میخواند؛
3-دراُوجِ نزاکت، افکارِ مخالفِ خود را به چالش میکشد؛
4-مانندِ آلمانیها، به قُول و قرار حسّاس است؛
5-انتخاب میکند به چه موضوعی واکنش نشان دهد؛
6-توانِ قابل توجهی در جمع کردن حرفهای خود دارد؛
7-سعی میکند واردِ مغزِ مخالفِ خود شود تا او را بشناسد؛
8-حداقل از 2500 واژه در مکالمات خود استفاده میکند؛
9-مانندِ ژاپنیها، برای انجام هر کاری آن را به 10 قسمت تقسیم میکند؛
10-میتواند از بیست سالگی، منحنی افکارش را ترسیم کند؛
11-میتواند در موردِ خودش، حداقل 30 صفحهی آچهار بنویسد؛
12-مانندِ انگلیسیها، درهیچ شرایطی به دیگران دشنام نمیدهد؛
13-فرقِ بین هشت و هشتُ و یک دقیقه را تشخیص میدهد؛
14-مانندِ تونسیها، اعتماد به نفس دارد و میگذارد همه حرف خود را بزنند؛
15-به شدت به عواقبِ کوتاه مدت و دراز مدتِ آنچه میگوید واقف است؛
16-توانایی خود انتقادی مکتوبِ خود را دارد؛
17-از اعداد، فراوان استفاده میکند؛
18-دروغ نمیگوید چون در پی ساختنِ عمارتِ اعتماد است؛
19-آنقدر کنارِ رودخانه مینشیند تا زمانه خود، پاسخِ ناجوانمردی را بدهد؛
20-حداقلِ وابستگی مالی به نهادِ دولت را دارد؛
21-برای درکِ مقامِ تنهایی، تلاش میکند؛
22-مانندِ چینیها، تصمیمهای او نشأت گرفته از واقعیتهای ملموس است؛
23-آنقدر وظیفهشناس است که به ندرت فردی به او تذکر میدهد؛
24-سعی میکند حرفِ افراد را از طریقِ دنیای درون آنها درک کند؛
25-مانند مردم اسکاندیناوی، تواضعِ ذاتی را تمرین میکند؛
26-فرصتِ مقایسه از طریق سفرِ فراوان به دست میآورد؛
28-عمومِ واکنشهای خود را با دیدِ دراز مدت تنظیم میکند؛
29-ذهنش بیشتر با Fact قضاوت میکند تا با وهم، حدس و گمان؛
30-مانند یک حقوقدان، در استفاده از واژهها وسواس دارد.
🌀| @MarpichChannel
چرا باید رمان بخوانیم؟
رابطه بین ادبیات و اخلاق
وحید حلاج
سوالهایی از قبیل چرا باید کتاب بخوانیم؟ چرا باید فلسفه بخوانیم؟ چرا باید رمان بخوانیم؟ آنقدر تکراری و کلیشهایاند که شاید بهتر باشد به تبع محسن نامجو بگوییم «از این تکراریتر ممکن است؟.» هر سایت، کتاب، نشریه، و کانال مربوط به فلسفه و فرهنگ را بگردید مطلبی درباره این سوالات پیدا میکنید و نویسندهای که سعی کرده تا پاسخی بدهد. من هم در این نوشته کوتاه می خواهم ببینم چرا باید رمان بخوانیم یا به بیان دقیق تر چرا باید رمان/داستان/ زندگینامه بخوانیم؟
بعید میدانم کسی با فضای فلسفه و مخصوصا فلسفه اخلاق آشنا باشد و چیزی از قاعده طلایی اخلاق نداند. قاعده طلایی دو خوانش سلبی و ایجابی دارد. خوانش سلبی آن به بیان ساده میشود: با دیگران چنان نکن که خودت دوست نداری در همان شرایط با تو چنان کنند. و خوانش ایجابی آن به بیان ساده میشود: با دیگران چنان کن که دوست داری در همان شرایط با تو چنان کنند. تدقیق این بحث و بازکردن ظرایف آن، موضوع این نوشته نیست اما نکتهای که مشخص است، هر دو خوانش این قاعده نوعی جایگذاری خود با دیگری را توصیه میکنند. یعنی تو باید خودت را جای آن دیگری بگذاری و بتوانی شرایط او را مد نظر آوری و بعد ببینی که اگر خودت در آن شرایط قرار داشتی دوست داشتی چه معاملهای با تو بشود همان معامله را با دیگری انجام بده.
آیریس مرداک، فیلسوف اخلاق معاصر، در کتاب سیطره خیر بر هنر به عنوان راهی به سوی اخلاقی بودن تاکید میکند. از نظر مرداک، هنر توهم زداست، و دشمن بزرگ اخلاقی زیستنْ توهم شخصی است به این معنا که فقط شخص را در برابر خودش برجسته میکند و مانع از دیدن آنچه در بیرون اوست میشود. از نظر او برای اخلاقیبودن در رابطه با دیگران باید «خود» در میان نباشد و هنر زمینهای فراهم میکند تا ما زیباییهای بیرون را ببینیم و از این جهت هنر شبیه اخلاق است.
به نظر میرسد که همین داوری را میتوان درباره ادبیات هم کرد. مصطفی ملکیان در سخنرانی سال ۹۴ خود در نشستی با موضوع هنر و صلح به این وجه ادبیات اشاره کرده است. از نظر او «انسانها هرچه تخیل بیشتری داشته باشند، هنرمندترند. برای اخلاقی زیستن باید قدرت تخیل بالا باشد.»
تخیل عنصر لازم برای زیست اخلاقی است؛ از این جهت که کمک میکند تا شخص بتواند شرایط «دیگری» را تصور کند که خودش در آن قرار ندارد و «دیگری» دچار آن شرایط است. اما قوه تخیل در همه آدمیان یکسان نیست. معمولا نویسندگان داستان از قوه تخیل بالاتری برخوردارند که در داستانهایشان نمود پیدا میکند. مثلا اورحان پاموک، نویسنده معاصر ترکیهای، در کتاب استانبول، خاطرات و شهر سرگذشت زندگی خود را از کودکی تا بزرگسالی که با استانبول در هم تنیده شده است روایت میکند.
در روانشناسی رشد اصطلاحی وجود دارد با عنوان «فراموشی کودکانه (infantile amnesia)» که در آن مطالعات بالینی نشان میدهد کسانی که به بزرگسالی میرسند معمولا خاطرات پیش از پنج سالگی خود را به یاد نمیآورند. اما جالب اینجاست که پاموک چندین صفحه از کتاب فوقالذکر را به خاطرات چهار سالگی و کوچکتر اختصاص داده و چنان با مهارت و زیبایی آن را به تصویر کشیده که خواننده خود را جای کودک میگذارد و با فراز و نشیب زندگی او همراه میشود. پاموک در کودکی، چنان که خود روایت کرده، کودکی به شدت خیالپرداز است و در خیال خود اورحان دیگری را در جای دیگری از شهر تصور میکند، یا در حالی که در اتاق نشیمن نشسته خود را در اقیانوسی تصور میکند که فرش اتاق، آب اقیانوس است و مبل و میز، قایقها و کشتیهای آن. این روایات از دو حال خارج نیست یا پاموک واقعا آن رویدادها را به یاد میآورد، پس از کودکی قوه تخیلی قوی داشته یا آن وقایع را کاملا به یاد نمیآورد و بخشی از آن را تخیل کرده که باز هم نشاندهنده قوه تخیل قوی اوست.
به هر حال آنچه واضح است نویسندهای که توانسته داستانی در خور بنویسد، مخصوصا داستان مدرن که بیشتر به درونیات انسان میپردازد و معمولا از دید اول شخص روایت میشود، قوه تخیلی قوی دارد و خواننده با خواندن داستان و روایتها و حتی سرگذشتها میتواند خود را در جایگاه شخصیتهای داستان قرار دهد و از این طریق گامی به سوی اخلاقیشدن بردارد.
حال به سوال ابتدای یادداشت بر میگردم: چرا باید رمان خواند؟ ما برای اخلاقیزیستن نیاز به قراردادن خود در جای «دیگری» داریم و این کار نیاز به قوه تخیل دارد. رمان و داستان میتواند قوه تخیل ما را نسبت به درک جایگاه «دیگری» پرورش دهد پس: خواندن رمان میتواند به اخلاقیترزیستن ما یاری نماید.
🌀| @MarpichChannel
در سالهای اخیر تعداد ستاره های اینستاگرامی خردسال در حال افزایش است. آیا این شهرت در راستای مهمترین منافع کودک بدست می آید؟ چرا ستاره ها گاهی دچار فروپاشی روانی می شوند؟ درباره درخشیدن، استثنایی بودن و بُریدن...
🌀| @MarpichChannel
نگاهی به فیلم کوتاه درّه وهمی: UNCANNY VALLEY
واکنش انسان به رباتها و پدیده دره اسرارآمیز
اصل فیلم در پست بالا 👆🏻
🌀| @MarpichChannel
وقتی برای بار هزارم شکست میخورید...
🌀| @MarpichChannel
گزیده کتاب: حقایق نهان، دروغهای عیان
🌀| @MarpichChannel
اقتصاد و فرهنگ روابط جنسی
🌀| @MarpichChannel
در میانسالی دنیا را جایی معنویتر مییابیم.
نباید هویت را چیز ثابتی دانست که یکبار در جوانی ساخته میشود و برای همیشه با ما خواهد ماند.
🌀| @MarpichChannel
اگر تنها آنان را محبت کنید که شما را محبت میکنند، چه برتری دارید؟ حتی گناهکاران نیز دوستداران خود را محبت میکنند.
عیسی مسیح، انجیل لوقا 6:32
🌀| @MarpichChannel
افسردگی پس از جشنها و تعطیلات و ارتباط آن با بحران میانسالی: نبرد با شبِ درون
🌀| @MarpichChannel
مروری بر مراحل خواب و کارکرد آن در هر مرحلهی سلامت
🌀| @MarpichChannel
آنها که همدم کوهها و دشتهایند، گاهی هنگام قدم زدن در طبیعت، ناگهان سرشار از آن احساسِ ازدسترفتۀ دنیای امروز میشوند: سکوت ژرف جهان. سکوتی قدرتمندتر از هیاهوهای شبکههای اجتماعی و ماندگارتر از همۀ سلفیهایی که لحظه لحظۀ زندگیمان را ثبت میکنند. دعوتی به درنگ دربارۀ خودمان و دنیایمان. ارلینک کاگه، نویسندۀ نروژی، معتقد است امروز، بیش از همیشه، به چنین سکوتی نیاز داریم، زیرا فناوری دیگر هیچ جای خالیای در زندگیمان باقی نگذاشته است.
🌀| @MarpichChannel
سی دلیل چرا سیاستِ ما عموماً با عصبانیت همراه بوده است؟
محمود سریع القلم
1-چون متّحدِ قابلِ اتکایی در جهان نداشتهایم؛
2-چون بیوگرافی (بسیار) کم خواندهایم؛
3-چون خریدار دارد؛
4-چون نیازِعمیقی به مطرح شدن داریم؛
5-چون بیشتر از سکوت و آرامش، از هیجان لذت میبریم؛
6-چون رسانه ها سوژه پیدا میکنند؛
7-چون تفاوت های بین کشورها را کمّی نمیبینیم؛
8-چون تفاهم را عموماً عیب میدانیم؛
9-چون Compromise را به سازش ترجمه کردهایم؛
10-چون در ناخودآگاه خود، سکوت و شمرده گویی را ضعف میدانیم؛
11-چون خیلی حوصله نداریم استدلال بچینیم؛
12-چون به فردی که آرام و گزیده گو باشد میگوییم مشکل دارد؛
13-چون به جای دوست و شریک، سراغ مرید میگردیم؛
14-چون عمدۀ رسانهها، بیشتر با مطالبِ هیجانی شهرت پیدا میکنند؛
15-چون منظومۀ رفتاری ما بیشتر واکنشی است؛
16-چون تعریفِ ما از حاکمیتِ سیاسی عمدتاً غیراقتصادی است؛
17-چون در ناخودآگاهِ ما، حماسه از Fact به مراتب جذابتر است؛
18-چون بیان استدلالی ضعفها را، شکست تلقی میکنیم؛
19-چون قرائت خود را از مسائل، تنها قرائت میدانیم؛
20-چون فردی که در صحبت کردن فریاد بِکشد را حق میدانیم؛
21-چون برای سی سالِ آینده برنامه نداریم؛
22-چون تعریفِ ما از حاکمیتِ ملی، به انزوا نزدیکتراست؛
23-چون وقتی فردی عصبانی میشود احساس میکنیم به او ظلم شده است؛
24-چون Share کردن را نیاموختهایم؛
25-چون به اثبات دائمی خود نیاز داریم؛
26-چون در سیاست به دنبال صداقت هستیم و پیدا نمیکنیم؛
27-چون مبنای قدرت را تولیدِ ناخالصِ ملی نمیدانیم؛
28-چون عموماً تاریخِ چهار قرنۀ سرمایهداری را نخواندهایم؛
29-چون خود انتقادی در ناخودآگاه ما، مخزن مهمی ندارد؛
30-چون برای حّلِ مسائل از طریقِ مناظره، آشنایی دقیقی نداریم.
🌀| @MarpichChannel