1375
🌱 (کانالمون💕) این تاربرگ، نسخهٔ دوم تاربرگ «تاریخ روایی ایران» است. حوزه فعالیت این صفحه، شامل مطالب عمومیتر تاریخ، تاریخ ایران دوره اسلامی و برخی مسائل اجتماعی و فرهنگی روز خواهد بود. تماس با مدیر: @mehrdad1166
🌱
پیمان دوستی ایران و روسیه (۱۹۲۱)
معاهدۀ مودّت و بحرپیمایی (۱۹۴۰)
بر اساس عهدنامههای گلستان (۱۸۱۳) و ترکمنچای (۱۸۲۸) حق داشتن نیروی دریایی در دریای خزر به طور انحصاری به روسیه تعلق داشت. این وضعیت تا انقلاب بلشویکی روسیه ادامه یافت.
۲۶ فوریه ۱۹۲۱:
این پیمان تمام معاهدات یکطرفهٔ قبلی را ملغی کرد و به ایران و روسیه «حقوق مساوی» برای کشتیرانی آزاد در دریای خزر داد.
۲۵ مارس ۱۹۴۰:
این معاهده در تهران امضاء شد و نسخهٔ تکمیلشدهای از توافق مشابه در سال ۱۹۳۵ بود. صراحتاً توافق شد که تنها کشتیهای متعلق به ایران و شوروی اجازهٔ حضور و تردد در دریای خزر را دارند. همچنین منطقهای به پهنای ۱۰ مایل در امتداد سواحل، به عنوان منطقهٔ انحصاری ماهیگیری برای دو کشور تعیین شد.
در دنباله نیز، تأکید مجدد بر «برابری حقوق» دو کشور در استفاده از دریا و ناوبری گردید.
رجب صفروف مذاکرهکنندۀ روسیه:Читать полностью…
همۀ ما انتظار داشتیم ایران طبق قرادادهای ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰، بر سهم ۵۰ درصدی از کاسپین پافشاری کند. اما نمایندگان جمهوری اسلامی چنین نکردند. برایمان خیلی عجیب و غریب بود، نمایندگان باکو، قزاقستان و ترکمنستان نمیدانستند از خوشحالی چه کنند.
🌱
نگارش استوار فارسی
نوشتار علمی و فاخر فارسی، عرصۀ خودنماییِ شخصیت نویسنده نیست، بلکه صحنۀ درخششِ «اندیشه» است.
برای آنکه متن از گزندِ فرسودگی در امان بماند و بر دل و ذهن مخاطب بنشیند، سه اصل بنیادین را باید پاس داشت:
نخست، کنار نهادنِ «من» و «ما»ی روایتگر، و نشاندنِ «مسئله» به جای فاعل انسانی، تا گزارههای علمی از گمان شخصی به حقیقتی بیطرفانه بدل شوند.
دوم، گزینش آگاهانۀ واژگان، نه سرهگرایی افراطی که زبان را غریبه میسازد و نه وامگیری بیرویه از زبانهای بیگانه؛ بلکه کاربست برابرهای روان فارسی تا آنجا که بر شیوایی جمله آسیب نزند.
سوم، پایبندی به ویرایش فاخر و دقتهای نامرئی؛ جایی که نیمفاصلهها و نشانههای سجاوندی، همچون تراشی ظریف بر پیکر الماس واژگان، درخشش معنا را از گزند فرسودگی نگاه میدارند.
چنان بنویسید که گویی در حال تراشیدن یک الماس هستید. هر «من» و «ما»ی نابجا، هر واژه بیگانۀ تنبلکننده و هر نیمفاصلۀ از قلم افتاده، تراشی است که از درخشش اثر میکاهد.
هدف، نوشتن متنی است که خواننده، نه شیفتۀ لفاظی شما، که مقهور دانش و صلابت سخن شما گردد.
@midhistor
مدیریت هوشمند واژگان
فشار در سرهنویسی فارسی، باید بر واژگان نوآمدۀ فرنگی باشد، نه کلمات کهنهتر عربی. زیرا دیگر واژۀ جدید عربی از آن رود خشکیده وارد نمیشود و این جنگ فرسایشی، بینتیجه است. بر خلاف مبارزه با هجوم روزانۀ فرنگیها که اینک نبرد با آن امری حیاتی برای بقای هویت زبانی میباشد.
۱. از واژگانی با ریشۀ کهن که هنوز زندهاند (پژوهش به جای تحقیق) بهره ببریم.
۲. با بنهای سادۀ فارسی (پرونده به جای دوسیه) و واژگان فهمپذیر برای غیرمتخصص (خودرو به جای اتومبیل) واژهسازی کنیم.
۳. واژگان معرب و عربی مثل کتاب، قلم و وقت...، جزو زبان فارسی شدهاند. تغییر اجباری آنها پرهزینه است.
۴. برای واژگان لاتین که هنوز تثبیت نشده (پروتکل یا استراتژی)، جایگزینی فوری و روان (تارنما برای وبسایت) زبان را غنی میکند.
. پرهیز از واژهسازی خودسرانه و توجه به آهنگ کلمات.
· هر جا معادل فارسی روان و کوتاه هست، استفاده کنیم (پایاننامه).
· هر جا معادلی جا نیفتاده است، فعلا واژۀ لاتین آن را با پانوشت فارسی به کار بریم و از ظرفیت واژهسازی فارسی (رایانه و پرتونگاری) غافل نشویم.
· به واژگان عربی موجود در متون کهن فارسی، دست نزنیم.
🌱
🌱
کاربرد «ۀ» و پرهیز از نگارش «هی»
نگارش کسرهٔ اضافه در زبان فارسی به شکل «هٔ»، برترین گزینه و مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی است.
زیبایی و رسمیت:
یکپارچگی خط را حفظ میکند و در متون چاپی و کتابهای نفیس، ظریفترین و خوشنویسترین گزینه است. چشم اصلاً وجود علامت را حس نمیکند.
اقتصاد در حروفچینی:
با فقط ۲ کلید (Shift + ل) نوشته میشود که سریعتر از «هی» با ۵ کلید (Ctrl + Shift + 2) و با خطر خطای کمتر است.
یکنواختی فنی:
یک نگارۀ مستقل در یونیکد (U+06C0) است که جستجو و ویرایش خودکار آن آسانتر است.
نکتهٔ کلیدی:
این علامت، همزه نیست؛ بلکه کوتاه شدهٔ حرف «ی» است و فرهنگستان صراحتاً آن را به عنوان شکل رسمی تأیید کرده است.
از سویی، شکل نگارش «هی» خشنتر است و در چاپ کتابهای نفیس، یکنواختی بصری را به هم میزند.
بدتر از همه، نگارش این یاء بدون نیمفاصله است (ه ی)، که تعداد زیادی «ی» را سرگردان میان کلمات رها میکند.
حذف کامل علامت («خانه من» به جای «خانۀ من»)، برای پیامهای غیررسمی، کاربرد در گپ، پیام کوتاه و فضای مجازی که سرعت اصل است، مرسوم است. اما به هیچ وجه برای متون رسمی، علمی و ادبی توصیه نمیشود.
نکتهٔ کاربردی
اگر یک نویسنده، ویراستار یا ناشر حرفهای هستید، «هٔ» را به عنوان گزینهٔ اول و برتر انتخاب کنید؛ هم از نظر زیبایی و رسمیت، هم از نظر سرعت نگارش و هم از نظر تطابق با شیوهنامۀ فرهنگستان، بهترین است.
@midhistor
🌱
ستایشی بر نظم هخامنشی
پاپیروس ۴۱۱ پ.م، روایتی ستودنی از کارآمدی شگفتانگیز یک فرمانروایی است. آنچه میبینیم، نه یک دستور ساده، که شبکهای ظریف از پاسخگویی میباشد:
از ناوسالار پارسی تا رئیس درودگران مصری، از حسابداران خزانه تا کارگران کارگاه، همگی در زنجیرهای شفاف به هم متصلاند. هر میخ مفرغی (۴۲۵ عدد!) و هر تخته کاج مستعمل، ثبت و تفتیش میشود. حتی ارسنیک و گوگرد، با واحدهای وزن پارسی، دقیقاً محاسبه میگردد.
این دقت وسواسگونه برای هزینۀ کمتر از ۳۵ کیلو نقره، نشان از فرهنگ حسابرسی دارد که در آن، هیچ چیز (حتی یک میخ کهنه) بیحساب نیست. نظمی که اعتماد به ساختار را، فراتر از ملیتها (پارسی و مصری)، ممکن میسازد.
شگفتآورتر اینکه، این نظم در دورترین نقطۀ شاهنشاهی (جنوب مصر) و برای تعمیر یک کشتی اجارهای، با همان دقت اجرا میشود که در تختگاه فرمانروایی یعنی دهیوی پارس انجام میشده است. هخامنشیان، به راستی، سرآمدان دفاتر و حسابرسی و حسابها بودهاند.
@midhistor
🌱
واژههایی در فارسی هست که اصالت عربی دارد، اما در عربی امروز به آن معنا به کار نمیرود.
۱. تصادف
در فارسی: به معنای برخورد دو وسیلۀ نقلیه یا حادثۀ رانندگی است.
در عربی: «تَصَادُف» صرفاً به معنای «اتفاقی ملاقات کردن» یا «تصادفی بودن» یک رویداد است و هرگز برای سانحه رانندگی به کار نمیرود. برای آن میگویند: «حَادِث سَیْر» (حادثه رانندگی) یا «صِدَام» (برخورد).
۲. مغازه
در فارسی: دکان، فروشگاه.
در عربی: به معنای «میدان جنگ» یا «محل غزوه» است. آنها برای فروشگاه از «مَحَلّ» یا «دُکّان» استفاده میکنند.
۳. لوازم التحریر
· در فارسی: نوشتافزار، وسایل مدرسه.
· در عربی: مفهومی ندارد. «تحریر» در عربی معاصر بیشتر به معنای «آزادسازی» است. عربها به نوشتافزار «قِرْطَاسِیَّة» میگویند.
۴· طیّاره
در فارسی: یعنی هواپیما.
در عربی: یعنی «خلبان» یا «آن که پرواز میکند». عربها به هواپیما «طَائِرَة» میگویند.
۵· نمره
در فارسی: عدد، نمرۀ امتحان.
در عربی: «نُمْرَة» یعنی شمارۀ تماس، یا عدد، اما برای نمرۀ امتحانی از «عَلَامَة» یا «دَرَجَة» استفاده میکنند.
@midhistor
روزگاری که سینماها چشم و چراغ شهر بودند
رادیوسیتی (افتتاح ۱۳۳۷) نیز همچون سینماهای آتلانتیک، شهرفرنگ، شهرقصه و گلدنسیتی جزو اولین سینماهایی بود که پس از انقلاب ۵۷ مصادره شد و هماکنون در مالکیت بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس قرار دارد.
این سینما در سالهای دههٔ ۶۰ برای مدتی تغییر کاربری داد و به داروخانه تبدیل شد، که آن نیز پس از مدتی تعطیل گردید. این سینما که در حال حاضر ساختمان آن مخروبه شده است، نرسیده به میدان ولیعصر، نبش کوچهٔ گیلان قرار دارد.
🌱
دیوار کنارۀ پلهبرقی مترو
چهارراه گلوبندک (ارگ)
شعر فارسی
هوشواره:
به لحاظ نظری، تعداد اجداد در هر نسل به توان ۲ افزایش مییابد:
· نسل ۱ (والدین): ۲ = ¹۲
· نسل ۲ (پدربزرگها): ۴ = ²۲
· نسل ۳ (پدر-پدربزرگها): ۸ = ³۲
· نسل ۲۰ (بیست نسل قبل): ۱,۰۴۸,۵۷۶ = ²⁰۲ نفر
یعنی بیش از یک میلیون، صرفاً در آن نسل خاص، اجداد مستقیم شما هستند.
اما این عدد در واقعیت کاملاً غلط است. دلیلش:
۱. همخونی (تبار مشترک): نیاکان شما با هم ازدواج میکردهاند. مثلاً پسرعموها و دخترعموها با هم. بنابراین یک نفر در چند جای شجرهنامۀ شما تکرار میشود.
۲. جمعیت محدود: ۵۰۰ سال پیش (۲۰ نسل قبل)، جمعیت کل کره زمین حدود ۴۰۰ میلیون نفر بود، پس منطقی نیست که یک میلیون نفر فقط نیای مستقیم شما باشند!
۳. پدیدهٔ «همگرایی اجدادی»: هر چه به عقب میرویم، تعداد اجداد منحصر به فرد نه به صورت تصاعدی، بلکه با شیب بسیار کمتری افزایش مییابد.
پاسخ واقعی:
۲۰ نسل قبل، شما قطعاً بیش از یک میلیون «جایگاه والدینی» دارید، اما تعداد افراد منحصر به فرد که واقعاً نیای شما هستند، احتمالاً چند ده هزار نفر است (و نه یک میلیون)، چون بیشتر آنها در شجرهنامه تکراری هستند.
اگر بخواهیم یک تخمین علمی بزنیم، برای ۲۰ نسل قبل، تعداد اجداد منحصر به فرد شما چیزی بین ۵۰,۰۰۰ تا ۱۰۰,۰۰۰ نفر خواهد بود، نه ۱,۰۴۸,۵۷۶ نفر.
✓
🌱
چه بسا نیاکان ما این نکتهها را میدانستند، و به همین دلیل تمرکزی بر روی مفهوم تازهساخت «قومیت» نداشتند.
ما در آغاز دو «پدر و مادر» داریم و ۴ پدربزرگ و مادربزرگ. اما ۲۰ پشت که به گذشته برگردیم، نیاکان ما میشوند یک میلیون و ۴۸ هزار تن.
دکتر حسام نوذری
.
و باز هم نوع واکنش مردم به چرندیات آخ.ندی
کمتر از ۱/۵ درصد گفتن دمت گرم!Читать полностью…
انتشار بیربط
مدتی است که این تصویر با عنوان «گذر از آبها به شیوۀ روزگاران کهن» و اینگونه تعاریف، در مجازی منتشر میشود.
موضوع ساده است.
آن سرباز آشوری به کمک مشک پر از هوای گوسفند، در زیر آب نفس میکشد و غواصی میکند.
اما این کاکوی بختیاری، به کمک همان مشک، بر روی آب شناور مانده است و حرکت میکند.
🌊
همبرگر، سیبزمینی، نوشابه
🌱
بهارته
این نام در حماسۀ مهابهارته نیز آمده و در پیوند با نبرد کورو-کشتره در شرق سِند میان آمدگان از فلات ایران و دراویدیهای بومی (۷ تا ۴ هزار سال پیش) میباشد.
بها-رته از دو جزء، بِه (وه، خوب، زیبا) و رته (رثه: چرخ) ساخته شده و به معنای «چرخ زرین» است که یادکرد آن در متون سانسکریت نیز دیده میشود.
این نام برگرفته از فرزانشی در پیوند با ترکیب کهن خونیرث (خون-ایرثه: چرخ خورشید) است.
افراد خوب و متوسطالسواد، آسیب بیشتری به ذهنیت مخاطبین میزنند. بهارته، نه واژهای با ریشۀ سانسکریت است و نه آنکه معنای پشتیبان میدهد.Читать полностью…
🌱
چرا ایران تجزیه شد؟
از میان چهار تمدن کهن، استعمار غرب صرفاً ایران را قربانی تجزیۀ سرزمینی کرد. هند مستعمره شد، مصر تحتالحمایه ماند و چین تحقیر شد، اما هیچکدام نپاشیدند.
در این میان، ایران نه مستعمره شد و نه یکپارچه ماند، بلکه با قراردادهای گلستان، ترکمنچای، آخال، پاریس، گلداسمیت، جدایی بحرین و...، قطعهقطعه گردید.
در اینجا، به یک کینۀ تاریخی اشاره میشود. فتح آتن توسط خشیارشا، زخمی کهنه در حافظۀ غرب است. اروپای معاصر از قرن هفدهم خود را وارث یونان شناساند، که البته باید دانست یونان در اصل غربیترین نقطه در شرق باستان بوده است.
به هر روی، غرب تجزیۀ سرزمینی ایران را به انتقامی تاریخی و عقدهگشایی برای خود بدل کرد.
علل حساسیت بر ایران
موقعیت راهبردی آن به عنوان شاهراه هند، برخورداری از مرکزیتی تاریخی و هویتی منسجم که فقط با تجزیه مهار میشد، نقش سپر در برابر روسیه، و کشف نفت.
امروزه اقتصاد تکمحصولی، توسعۀ نامتوازن و فقدان انباشت سرمایه در ایران، همگی میراث مستقیم آن دوران شوم است که نشان میدهد چگونه یک تمدن سرآمد جهانی را با تجزیه و غارت به این وضعیت فروکاستند.
@midhistor
پزشکیان، رئیس جمهوری اسلامی:
ما به دنبال «ایران بزرگ» نیستیم!
۱۶ امرداد ۱۴۰۵Читать полностью…
🌱
آیا کاربردِ «میباشد» درست نمیباشد!
این ادعا که «میباشد» غلط است، دیدگاهی تازه است. فعل «میباشد» به لحاظ دستوری غلط نیست، اما کاربرد بیرویۀ آن، خلاف شیوایی کلام تلقی میشود.
· «میباشد» از ریشۀ «باش» (ماندن، قرار گرفتن) است و حالتی دعایی دارد (ریشۀ «بادا»). در مقابل، «است» صرفاً برای بیان یک ویژگی یا نسبت به کار میرود.
· کاربرد «میباشد» در متون رسمی، لحنی دور از زبان روزمره ایجاد میکند. هیچ کس در گفتار روزمره نمیگوید «غذا روی میز میباشد».
· بیشتر از «است» استفاده شود و تنها برای پرهیز از تکرار آن در یک متن، به «میباشد» روی آورند.
استادان ادبیات معتقدند، «میباشد» یک فعل دستوری و کهن است که در آثار بزرگان ادب فارسی یافت میشود. بنابراین ریشهای تاریخی دارد و نمیتوان آن را اشتباه قلمداد کرد.
مولوی: «چرا تازه نمیباشی ز الطافِ ربیعِ دل؟»
سعدی: «روز و شب میباشد آن ساعت که همچون آفتاب...»
اسرارالتوحید: «شیخ گفت ما را اندیشۀ زیارت میباشد».
کوتاه آنکه، هر جایی «است» مفهوم را میرساند، از همان استفاده کنیم، و «میباشد» را برای تنوع در کلام، با خود داشته باشیم.
@midhistor
شماها یادتون نمیاد...
از اوایل انقلاب تا اواسط دهه ۶۰، اینکه گشتهای ثارالله یکی رو سر محل، جلوی مغازش و یا مخصوصا جلوی پمپ بنزینها روی یک نیمکت چوبی بسته باشند و یک ریشو با ادعاهایی چون گرانفروشی و آزار نوامیس و...، با شلاق به جان او افتاده باشد، امری کاملا طبیعی و روزمره بود.
#شرع
🌱
حقوق بانوان از نگاه فروغی
محمدعلی فروغی (ذُکاءالمُلک) در دورۀ قاجار معلم خصوصی احمدشاه، رییس مجلس و وزیر خارجه بود و در دورۀ پهلوی در وزارت مالی و جنگ مشغول بود و سه نوبت به نخستوزیری رسید.
فروغی بر این باور بود که،
«رعایت حقوق بانوان موجب ترقیات مملکت است و ایران را نمیتوان درست کرد، مگر با ورود بانوان به عرصۀ اجتماع. برای همین باید در مدارس، دختران ایرانی نیز حضور داشته باشند تا تعلیم ببینند و آیندۀ ایران را بسازند.»
-فروغی، محمدعلی، سیر حکمت در اروپا
@midhistor
@uttweet
حالا درسته که ترامپ گاگول هست، اما طرفش هم حالش بهتر از خودش نیست.
قالیباف:
ما در جنگ پیروز شدیم و حالا باید آن را در سطح حقوقی و سیاسی، با مذاکره تثبیت کنیم.
بوش:
به عراق و افغانستان حمله میکنیم و جمهوری اسلامی و کره شمالی هم جزو محور شرارت هستند.
با جمهوری اسلامی مذاکره میکنیم و به توافق میرسیم.
ما اونها رو نابود میکنیم.
اونها خیلی مذاکرهکنندگان باهوشی هستند.
امشب به زیرساختهایشان حمله میکنیم.
عاصم و شهباز زنگ زدند، من هم گفتم دیپلماسی را ترجیح میدهم.
اونها خیلی کثافت و آشغال هستند، آنها را له میکنیم.
اونها باید کشور باشکوهی داشته باشند، التماس کردهاند که مذاکره کنیم.
آنها دروغگو هستند، دستور دادم مذاکره با آنها به کلی فراموش شود.
من دیپلماسی را ترجیح میدهم. اونها خواهان توافق هستند.
چه زیباست فارسی...
تو پای به ره در نِه و از هیچ مپرس
خود راه بگویدَت که چون باید رفت
عطار نیشابوری
#هوشواره میان انسانها تبعیض قائل میشود
نمونههای هوش مصنوعی با پیشفرض اولیۀ زبانها، دادهها و معیارهای غربی تغذیه شدهاند و اغلب تمایل دارند در تصویرسازیهای خود، سبک و شیوههای زندگی انسان غربی را نمایش دهند. یک بررسی علمی جدید نشان میدهد که این موضوع میتواند به تبعیض منجر شود.
از هوشواره بپرسید ایران چقدر قدمت دارد؟ پاسخ میدهد: سدهها. اگر بکُشیدش، نمیگه هزارهها و اگر خجالت نکشه، میگه دههها!🌱 Читать полностью…
آرامگاه فردوسی،
از نگاه جلال آلاحمد (۲۶ تیر ۱۳۳۸)
صبح رفتم طوس، مقبرۀ فردوسی. دومین بار است آنجا را میبینم. ولی حیف آن همه قبضهای اعانه ملی که در دبستان خریدیم ... حیف که میگویم برای اینکه کوچکترین عامل هنری در بنای این ساختمان نیست. مثل همۀ حماقتهای ساختمانی دورۀ آن نرهخر (رضاشاه)، یک هیولای چشمپرکن و بیاستیل و در ظاهر مثلا تقلیدی از مقبرۀ کوروش و تلفیق با ستونها و سرستونهای هخامنشی و مقبرۀ دخمهمانند ... و اسامی رجال توی چشم زننده. چهارده تن که دستکم ده تایشان از خبیثترین مردم روزگار بودهاند و هستند و نصفشان تاکنون ترکیدهاند. از فروغی تا کیخسرو شاهرخ و فرزین تا محتشمالسلطنه کثافت!
✓
به یاد زندهنامان، پیشکسوتان صداپیشگی ایران که جهان ارباب حلقهها و هابیت (اثر تالکین) را با صداهای جادوییشان برایمان معنا کردند.
سعید مظفری، حسین عرفانی، چنگیز جلیلوند، منوچهر والیزاده، ناصر احمدی، عطاالله کاملی، ایرج رضایی، خسرو شایگان، امیرهوشنگ قطعهای، مهدی آریننژاد، شهروز ملکآرایی، بیژن علیمحمدی، علیاصغر رضایی نیک.
🎙🖤
خر گاز بگیره کسی که بخواد مارادونای بزرگ رو با کوتولهای مثل مسی مقایسه کنه.
یکسر به دنبال ظواهر عربی و الگوهای غربی،Читать полностью…
اندکی هم نمادهای ایرانی را دریابیم.
شیادی به نام علی شریعتی
پروفسور شاندل!
علی شریعتی اغلب برای قانع کردن مخاطبین نسبت به حرفهایش، ادعا میکرد که این نظریه از پروفسور شاندل است.
شاندل (فرانسوی): شمع
شمع »» ش: شریعتی، م: مزینانی، ع: علی