molanaye_shams | Unsorted

Telegram-канал molanaye_shams - MolanayeJan مولانای جان

39017

من کسی در ناکسی دریافتم پس کسی در ناکسی دربافتم مولانای جان @TARASHIRKHAN تماس با ادمین تعرفه‌تبلیغات: @tarefehmolanayeshams کانال محصولات سماع @samamolana پیج اینستاگرامی ما Instagram.com/molanaye_shams

Subscribe to a channel

MolanayeJan مولانای جان

اِی دل چه اندیشیده‌ای در عُذرِ آن تقصیرها؟
زان سوی او چندان وَفا زین سوی تو چندین جَفا
زان سوی او چندان کَرَم زین سو خلاف و بیش و کم
زان سوی او چندان نِعَم زین سوی تو چندین خطا
زین سوی تو چندین حَسَد چندین خیالُ و ظَنِ بد
زان سوی او چندان کِشِش چندان چِشِش چندان عَطا
چندین چِشِش از بَهرِ چه؟ تا جانِ تَلخَت خوش شود
چندین کِشِش از بَهرِ چه؟ تا دَر رَسی دَر اُولیا
از بَد پشیمان می‌شوی الله‌گویان می‌شوی
آن دَم تو را او می‌کَشَد تا وارَهاند مَر تو را
از جُرم ترسان می‌شوی وَز چاره پُرسان می‌شوی
آن لحظه ترساننده را با خود نمی‌بینی چرا؟
گر چَشمِ تو بَربست او، چون مُهره‌ای دَر دستِ او
گاهی بِغَلطانَد چُنین، گاهی ببازَد دَر هوا
گاهی نَهَد در طَبعِ تو سودای سیم و زَر و زَن
گاهی نَهَد دَر جانِ تو نورِ خیالِ مصطفیٰ
این سو کِشان سوی خوشان وان سو کَشان با ناخوشان
یا بُگذرد یا بِشکَنَد، کَشتی در این گرداب‌ها
چندان دعا کن در نَهان، چندان بنال اندر شَبان
کز گنبدِ هفت آسمان در گوشِ تو آید صدا
بانگِ شُعِیب و ناله‌اش وان اشکِ همچون ژاله‌اش
چون شد زِ حد از آسمان آمد سحرگاهش ندا
گر مُجرمی بَخشیدمت وَز جُرم آمرزیدمت
فردوس خواهی دادمت، خامُش رها کن این دعا
گفتا نه این خواهم نه آن، دیدارِ حق خواهَم عَیان
گر هَفت بَحر آتَش شَوَد مَن دَر رَوَم بَهرِ لِقا
گر راندهِ آن مَنظرَم بَسته اَست از او چَشمِ تَرَم
مَن دَر جَحیم اولی‌ٰتَرَم جَنَت نَشایَد مَر مَرا
جنت مرا بی‌رویِ او هم دوزخ‌ست و هم عَدو
من سوختم زین رنگ و بو، کو فَرِ اَنوارِ بَقا؟
گفتند باری کم گِری تا کم نگردد مُبصِری
که چشم نابینا شود چون بُگذرد از حَد بُکا
گفت اَر دو چَشمم عاقبت خواهند دیدن آن صفت
هر جزوِ من چَشمی شود، کِیْ غَم خورَم مَن از عَمیٰ؟
وَر عاقبت این چَشمِ من مَحروم خواهد ماندن
تا کور گردد آن بَصَر کو نیست لایق دوست را
اندر جهان هر آدمی باشد فدایِ یارِ خود
یار یکی اَنبانِ خون یار یکی شَمسِ ضیا
چون هر کسی دَرخوردِ خود یاری گُزید از نیک و بد
ما را دریغ آید که خود فانی کنیم از بَهرِ «لا»
روزی یکی همراه شد با بایزید اَندَر رَهی
پس بایزیدش گفت: «چه پیشه گُزیدی اِی دَغا؟»
گفتا که «مَن خَربَنده‌ام» پس بایزیدش گفت «رو»
یا رَب خَرَش را مرگ دِه تا او شود بنده خدا

#مولانای_جان
@Molanaye_shams

Читать полностью…

MolanayeJan مولانای جان

شد ز پیراهن ازان زخم زلیخا ناسور
که عبیرش ز غبار نظر یعقوب است

گرچه در وصل بود عاشق حیران صائب
همچنان چشم به راه خبر و مکتوب است

#صائب_تبریزی
@Molanaye_shams

Читать полностью…

MolanayeJan مولانای جان

سهل کاری است گذشتن ز تماشای بهشت
هر که صبر از رخ خوب تو کند ایوب است

بی کشش کوشش عاشق به مقامی نرسد
فارغ از سعی بود سالک اگر مجذوب است

#صائب_تبریزی
@Molanaye_shams

Читать полностью…

MolanayeJan مولانای جان

پیش من ثابت و سیار فلک مرغوب است
خرده گل همه در دیده بلبل خوب است

حاصل گردش افلاک دم صبح بود
از نفس آنچه شمرده است همان محسوب است

#صائب_تبریزی
@Molanaye_shams

Читать полностью…

MolanayeJan مولانای جان

من غلام قمرم، غَیر قمر، هیچ مگو
پیش من، جز سخن شمع و شَکَر، هیچ مگو

سخن رنج، مگو، جز سخن گنج، مگو
ور از این بی‌خبری، رنج مبر، هیچ مگو

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت:
«آمدم، نعره مزن، جامه مدر، هیچ مگو»

گفتم: «ای عشق! من از چیز دگر می‌ترسم»
گفت: «آن چیزِ دگر، نیست دگر، هیچ مگو

من به گوش تو، سخن‌های نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی، جز که به سر، هیچ مگو

قمری، جان‌صفتی، در ره دل پیدا شد
در ره دل، چه لطیف‌ست سفر! هیچ مگو»

گفتم: «ای دل! چه مه‌ست این؟» دل اشارت می‌کرد
که «نه اندازهٔ توست این، بگذر، هیچ مگو»

گفتم: «این روی، فرشته‌ست، عجب یا بشرست؟»
گفت: «این غَیر فرشته‌ست و بشر، هیچ مگو»

گفتم: «این چیست؟ بگو، زیر و زبر خواهم شد»
گفت: «می‌باش چنین، زیر و زبر، هیچ مگو

ای نشسته تو در این خانهٔ پرنقش و خیال!
خیز از این خانه برو، رخت ببر، هیچ مگو»

گفتم: «ای دل! پدری کن، نه که این وصف خداست؟»
گفت: «این هست، ولی جان پدر! هیچ مگو»

#مولانای_جان
@Molanaye_shams

Читать полностью…

MolanayeJan مولانای جان

حکایت

داستان #موسی_و_شبان

دید موسی یک شبانی را به راه
کو همی گفت : ‌ای خدا و ای اله
تو کجایی تا شوم من چاکرت
چارقت دوزم کنم شانه سرت

به این ترتیب شبان عاشق، عشق خود را به معبود خویش در چارق دوزی، و شانه بر سرش زدن، جامه اش را شستن، شپش ها را کشتن،‌ شیر پیش او آوردن، دست و پای او را بوسیدن و ... ابراز می داشت و خلاصه همه چیز خود را فدای او می کرد، او نمی دانست که خدا بدان ها محتاج نیست. موسی با خشم به او گفت : «با کی هستی ؟»
گفت با آن کس که ما را آفرید این زمین و چرخ از او آمد پدید

موسی گفت :‌ «چرا سخن کفر می گویی،‌ بوی بد کفر تو جهان را گندیده کرد، آنچه گفتی نیاز و لایق خودت هست نه سزاوار خداوند.»

گر نبندی زین سخن تو حلق را
آتشی آید بسوزد خلق را

و سپس می افزاید اگر آتش قهر الهی بر جانت نیفتاده پس این دود چیست که از گفتار کفر آمیزت سر می زند !؟ خدا از آنچه می گویی بی نیاز است و احتیاج صفت بنده است نه خدا

دوستی ِبی خرد خود دشمنی است
حق تعالی زین چنین خدمت غنی است

اگر برای بنده ی خاص خدا که مظهر اوست و خدا خود گفته است : «او من هستم و من او» (یعنی اتحاد ظاهر و مظهر از جهت وحدت نوری که معنی انالحق همین است) این سخن را گویی نیز زننده و زشت و نارواست

بی ادب گفتن سخن با خاص ِحق
دل بمیراند،‌ سیه دارد ورق

گفتن این کلمات درباره ی خداوند که هیچ چیز مانند او نیست موجب خشم خداست

شبان شرمسار و دل شکسته نالید :
گفت ای موسی دهان دوختی
وز پشیمانی تو جانم سوختی
جامه را بدرید و آهی کرد تفت
سر نهاد اندر بیابانی و رفت

در این وقت از خدا به موسی وحی رسید که چرا
بنده ما را از ما کردی جدا ؟

وحی آمد سوی موسی از خدا
بنده ی ما را ز ما کردی جدا
تو برای وصل کردن آمدی
نی برای فصل کردن آمدی
هر کسی را سیرتی بنهاده ام

هر کسی را اصطلاحی داده ام
در حق ِاو مدح و در حق تو ذم
در حق ِاو شهد و در حق ِتو سم

هر کس بر ساختار وجودی و منش شخصی خود سخنی می گوید که به نظر او ستوده است در حالی که در نظر دیگری ممکن است ناستوده باشد. بنابراین هیچ کس نمی تواند امری را برای دین و اعمال دینی و الفاظی که بر خدا و مقدسات می نهد و نیز برای هر نوع عقیده و بیان ملامت کرد. چه اساس دین آزادی و برابری و برادری جهانی است. تنها وظیفه ی هر انسان خودیافته،‌ تعلیم و تربیت و توجه و ارشاد است به اینکه آدمیان خود از عقل و قلب خویش یاری جویند، ‌نه از طریق دیکتاتوری، زندان، ‌و نه هیچ امر دیگر، ‌مگر در جهت جود و احسان به او، که خواست خداست

من نکردم امر تا سودی کنم
بلکه تا بر بندگان جودی کنم
ما زبان را ننگریم و قال را
ما درون را بنگریم و حال را
ناظر قلبیم اگر خاضع بُود
گرچه گفت لفظ نا خاضع رَوَد
زانکه دل جوهر بود گفتن عَرَض
پس طفیل آمد عرَض، جوهر غرض

#مثنوی معنوی
@molanaye_shams

Читать полностью…

MolanayeJan مولانای جان

#شعر_با_صدای_زیبای_زنده_یاد_بهروز_رضوی

@Molanaye_shams

Читать полностью…

MolanayeJan مولانای جان

آپارات - سرویس اشتراک ویدیو https://share.google/qEVeMSHZFvaMqydDX

Читать полностью…

MolanayeJan مولانای جان

غم را لطف لقب کن
ز غم و درد طرب کن

هم از این خوب طلب کن
فرج و امن و امان را


#مولانای_جان
@Molanaye_shams

Читать полностью…

MolanayeJan مولانای جان

به کوهها نگاه کنید و ببینید که چقدر کوچکید! به آسمان نگاه کنید و ببینید که چقدر کوچکید! به فاصله آسمان و زمین نگاه کنید و ببینید که بینایی شما چقدر ضعیف است!
اینگونه خودتان را در جای درست قرار دهید.

من نمی گویم خودتان را حقیر بشمارید.

من می گویم «واقع بین» باشید و ببینید در این آفرینش چه کسی هستید. نیازی نیست به خودتان زیادی بها بدهید یا خودتان را حقیر بشمارید، نیازی نیست به خودتان دروغ بگویید.
فقط ببینید جایگاه شـما در این عالم کجاست و همواره به خودتان یادآوری کنید:
«همه آنچه من هستم این اسـت ذره ای از نیسـتی در نیستی.»
اینکه شما که هستید، و در مورد خودتان و بزرگیتان چه فکری می کنید، هیچ ارزشی ندارد. حتی اگر فردا صبح شـما ناپدید شـوید، آب از آب تکان نمی خورد و همه چیز در دنیا خوب می ماند.
این در مورد من، شما و همه صادق است. هرچه بیشتر مردم این را نفهمند زندگی آنها ابلهانه تر خواهد بود و هرچه بیشتر با آن کنار بیایند، باشعور بیشتری خواهند زیست.

#سادگورو

@Molanaye_shams

Читать полностью…

MolanayeJan مولانای جان

گر جان داری بیا و جان باز آنجا
آن جای که بوده‌ای ز آغاز آنجا

یک نکته شنید جان از آنجا آمد
صد نکته شنید چون نشد باز آنجا

#مولانای_جان
@Molanaye_shams

Читать полностью…

MolanayeJan مولانای جان

https://www.aparat.com/v/4a9rJ
فایل صوتی ترجمه سوره مبارکه انسان (۷۶)

@Molanaye_shams

Читать полностью…

MolanayeJan مولانای جان

تا بدانی اصلِ اصلِ رزق اوست
تا همو را جوید آنکه رزق‌جوست
رزق از وی جو مجو از زید و عمرو
مستی از وی جو مجو از بنگ و خمر
توانگری زو خواه نه از گنج و مال
نصرت از وی خواه نه از عم و خال
عاقبت زین‌ها بخواهی ماندن
هین کرا خواهی در آن دم خواندن
این دم او را خوان و باقی را بمان
تا تو باشی وارث ملک جهان

#مولانای_جان
@Molanaye_shams

Читать полностью…

MolanayeJan مولانای جان

دخل از آنجا آمدستش لاجرم
هم در آنجا می‌کند داد و کرم

این زمین و سختیان پرده‌ست و بس
اصل روزی از خدا دان هر نفس

#مولانای_جان

@Molanaye_shams

Читать полностью…

MolanayeJan مولانای جان

می گریزم تا رَگم جُنبان بود
کی فرار از خویشتن آسان بود

#مثنوی_مولانا دفتر پنجم
@Molanaye_shams

📘برای فرار از درونی که آکنده از اضطراب، اندوه و گاه حتی ترس است، به بیرون پناه می بریم. خود را سرگرم مشغله های خودساخته ی روزمره ای می کنیم که فرار از درون به بیرون را مهیا می کنند. اغلب فرآیندِ فرار ناخودآگاه است. مکانیسمی دفاعی است که _ هر چند موقت_ به ما امنیت می بخشد.
رو به رو شدن با درونی مضطرب و غمگین که حاصل زخم های روحی عمیق است، جرات و شجاعتی عظیم می خواهد و اغلب ما فاقد چنین جسارتی هستیم.

Читать полностью…

MolanayeJan مولانای جان

شب هجران دلم از ناله حسرت شادست
چه توان کرد که فریاد رسم فریادست

رتبه عشق ز معشوق بلندی گیرد
قمری از طعنه کوته نظران آزادست

کار با جذبه عشق است عزیزان، ورنه
بوی پیراهن یوسف گرهی بر بادست

سهل کاری است به فتراک سر ما بستن
صید را زنده گرفتن هنر صیادست

از سواد ورق لاله چنین شد روشن
که سیه بختی و خونین جگری همزادست

هر متاعی که بود قیمت و قدری دارد
آنچه با خاک برابر شده استعدادست

لوح تعلیم ز آیینه به پیشش مگذار
طوطی خط تو در مشق سخن استادست

آفرین بر قلم نافه گشایت صائب
که ز تردستی او ملک سخن آبادست

#صائب_تبریزی
@Molanaye_shams

Читать полностью…

MolanayeJan مولانای جان

دلپذیرست ز نزدیکی گل نشتر خار
هر جفایی که ز محبوب رسد محبوب است
هر که از راه ادب دست فضولی اینجا
بر دل خویش نهد، در کمر مطلوب است
نوخطان گرد غم از سینه من می روبند
دایم این غمکده را بال پری جاروب است

#صائب_تبریزی
@Molanaye_shams

Читать полностью…

MolanayeJan مولانای جان

بس که شد سختی ایام گوارا بر من
هر که بر سینه زند سنگ مرا، دلکوب است

نسبت شمع به رخسار تو از بی بصری است
هر چه در پرده شب جلوه کند معیوب است

#صائب_تبریزی
@Molanaye_shams

Читать полностью…

MolanayeJan مولانای جان

#دکتر_الهی_قمشه_اي

@Molanaye_shams

Читать полностью…

MolanayeJan مولانای جان

#علیرضا_قربانی

@Molanaye_shams

Читать полностью…

MolanayeJan مولانای جان

#مثنوی_مولانا

@Molanaye_shams

Читать полностью…

MolanayeJan مولانای جان

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او
پُر ز لیلا شد دل پر آه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای

نیشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق،دل خونم مکن
من که مجنونم تو مجنونم نکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو… من نیستم

گفت ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پنهان و پیدایت منم

سالها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یکجا باختم

کردمت آواره صحرا نشد
گفتم عا قل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا بر نیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سر می زنی
در حریم خانه ام در می زنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بی قرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم



شاعر: مرحوم مرتضی عبدالهی
@Molanaye_shams

Читать полностью…

MolanayeJan مولانای جان

منگر رنج و بلا را
بنگر عشق و ولا را

منگر جور و جفا را
بنگر صد نگران را

#مولانای_جان
@Molanaye_shams

Читать полностью…

MolanayeJan مولانای جان

ز تو هر ذره جهانی ز تو
هر قطره چو جانی

چو ز تو یافت نشانی
چه کند نام و نشان را


#مولانای_جان
@Molanaye_shams

Читать полностью…

MolanayeJan مولانای جان

عشقست طریق و راه پیغمبر ما
ما زادهٔ عشق و عشق شد مادر ما

ای مادر ما نهفته در چادر ما
پنهان شده از طبیعت کافر ما

#مولانای_جان
@Molanaye_shams

Читать полностью…

MolanayeJan مولانای جان

گر در طلب خودی ز خود بیرون‌آ
جو را بگذار و جانب جیحون آ

چون گاو چه می‌کشی تو بار گردون
چرخی بزن و بر سر این گردون آ

#مولانای_جان
@Molanaye_shams

Читать полностью…

MolanayeJan مولانای جان

@Molanaye_shams

Читать полностью…

MolanayeJan مولانای جان

چون بکاری در زمین اصل کار
تا بروید هر یکی را صد هزار
گیرم اکنون تخم را گر کاشتی
در زمینی که سبب پنداشتی
چون دو سه سال آن نروید چون کنی
جز که در لابه و دعا کف در زنی
دست بر سر می‌زنی پیش اله
دست و سر بر دادن رزقش گواه

#مولانای_جان
@Molanaye_shams

Читать полностью…

MolanayeJan مولانای جان

https://www.aparat.com/v/4sNq6

Читать полностью…

MolanayeJan مولانای جان

🌸انواع خمیر دندان بدون فلوراید و شکر در

/channel/greenshop333

Читать полностью…
Subscribe to a channel