539
لذت سفر در دنیای موسیقی کلاسیک...✨️ °•°•°•°•°•°•° در صورتی که محتوای کانال بنظرتان مفید بود لطفا با ذکر منبع با دوستان خود به اشتراک گذارید 🌿 °•°•°•°•°•°•° مطالب طبقه بندی شده 👇 https://t.me/NilabakChubi/188 نویسنده و گردآورنده👇 @Mitralayegh
🎥
در این ویدئو، "لورنا مکگی" درباره اهمیت آگاه بودن هنگام تمرین صحبت میکند.
هنگام تمرین، همیشه از خودتان بپرسید: «آیا کاری که انجام میدهم باعث ایجاد تنش در بدنم شده است؟» یا «تنفسم چگونه است؟»اینها از جمله پرسشهایی هستند که باید بهطور مرتب هنگام تمرین از خودتان بپرسید و بررسی کنید. ✨️
🎥
هدف و نیت آهنگساز، پایه و اساس تمام نشانهها و علامتهای موسیقایی روی صفحهی نت است. همانطور که "مارینا پیچینینی"، نوازنده و مدرس فلوت، تأکید میکند،
وظیفهی نوازنده تنها اجرای دقیق علائمی مانند استکاتو، لگاتو، دینامیکها و تأکیدها نیست. او باید درک کند که چرا آهنگساز هر یک از این نشانهها را در آن نقطه از اثر قرار داده و چه مفهومی را میخواهد منتقل کند.پرسشهایی مانند «چرا این جمله باید پیوسته اجرا شود؟»، «چرا این نت تأکید دارد؟» یا «چرا شدت صدا در این بخش تغییر میکند؟» به نوازنده کمک میکند تا به اندیشه و احساس نهفته در موسیقی نزدیکتر شود. چنین نگرشی، اجرا را از یک بازخوانی صرفِ نتها فراتر میبرد و آن را به تفسیری هنرمندانه، آگاهانه و تأثیرگذار تبدیل میکند؛ اجرایی که نهتنها از نظر فنی صحیح است، بلکه روح و پیام اثر را نیز به شنونده منتقل میکند. ✨️
▫️The Story of the Orchestra
▫️ Robert Levine
🆔️@NilabakChubi
▫️Usborne Introduction to Music
▫️Eileen O'Brien
🆔️@NilabakChubi
▫️The Classical Music Book
(مناسب برای نوجوانان و بزرگسالان)
🆔️@NilabakChubi
📚معرفی سه کتاب در حوزه تاریخ موسیقی و ارکستر مناسب برای کودکان، نوجوانان و بزرگسالان. هنرجویان و اساتید حوزهی موسیقی.✨️
👇👇👇
🆔️@NilabakChubi
🔰استعداد موسیقایی از نگاه علم
🔻بخش چهارم (پایانی): چگونه یک معلم موسیقی استعداد هنرجو را تشخیص دهد؟
یکی از دشوارترین وظایف یک معلم موسیقی، تشخیص استعداد هنرجویان است. بسیاری از استادان، تنها پس از چند جلسه، درباره آینده هنرجو اظهار نظر میکنند: «استعداد فوقالعادهای دارد»، «برای موسیقی ساخته نشده است» یا «بهتر است ساز دیگری انتخاب کند». اما آیا چنین قضاوتهایی از نظر علمی معتبرند؟
پاسخ پژوهشهای روانشناسی موسیقی تا حد زیادی منفی است.
نخستین نکته این است که استعداد را نمیتوان در چند جلسه مشاهده کرد. آنچه معلم در هفتههای نخست میبیند، ترکیبی از عوامل گوناگون است: تجربه قبلی کودک، میزان حمایت خانواده، اعتمادبهنفس، اضطراب، کیفیت خواب، انگیزه، تمرکز و حتی شرایط همان روز. بنابراین عملکرد اولیه، لزوماً بازتاب استعداد واقعی نیست.
دومین خطا، قضاوت بر اساس سرعت یادگیری است. برخی کودکان در آغاز مسیر بسیار سریع پیشرفت میکنند، زیرا حافظه خوبی دارند یا پیشتر در خانه با موسیقی آشنا بودهاند. اما این برتری اولیه همیشه پایدار نیست. در مقابل، هنرجویانی که آهستهتر آغاز میکنند، گاه در سالهای بعد، با تمرین منظم و آموزش صحیح، از همسالان خود پیشی میگیرند.
معلمان به جای گفتن «تو بااستعدادی»، از جملاتی مانند «تمرین امروزت بسیار دقیقتر بود» یا «روش حل این مشکل عالی بود» استفاده کنند. چنین بازخوردی، تلاش و فرایند یادگیری را تقویت میکند، نه یک ویژگی ثابت و تغییرناپذیر را.
https://www.instagram.com/nilabakchubi.flute.academy/?utm_source=qr&r=nametag
آدرس پیچ اینستاگرام نیلبک چوبی 🌱
🆔️@NilabakChubi
🔰استعداد موسیقایی از نگاه علم
🔻بخش دوم: ژن یا تمرین؟ چگونه استعداد به مهارت تبدیل میشود؟
یکی از قدیمیترین پرسشها در آموزش موسیقی این است که موفقیت یک نوازنده بیشتر به استعداد ذاتی وابسته است یا به تمرین. گاهی این دو عامل در برابر هم قرار میگیرند؛ گویی اگر استعداد تعیینکننده باشد، تمرین اهمیت چندانی ندارد و اگر تمرین همهچیز باشد، استعداد بیمعناست. اما پژوهشهای علمی امروز نشان میدهند که این تقابل نادرست است و مهارت موسیقایی حاصل تعامل عوامل گوناگون است.
در دهه ۱۹۹۰، کارل آندرس اریکسون، روانشناس سوئدی، با بررسی نوازندگان آکادمی موسیقی برلین نشان داد که موسیقیدانان برجسته زمان بیشتری را صرف «تمرین هدفمند» (Deliberate Practice) کردهاند.
منظور از تمرین هدفمند، تنها نواختن نیست، بلکه تمرینی است که با هدف مشخص، تمرکز کامل، دریافت بازخورد از استاد و اصلاح مداوم نقاط ضعف انجام میشود (Ericsson et al., 1993).نتایج این پژوهش بعدها بهصورت سادهشده با عنوان «قانون ده هزار ساعت» شهرت یافت؛ اما این برداشت دقیق نبود. اریکسون هرگز ادعا نکرد که همه افراد با مقدار مشخصی تمرین به مهارت عالی میرسند یا اینکه تمرین تنها عامل موفقیت است. او صرفاً نشان داد کیفیت و استمرار تمرین نقش بسیار مهمی در شکلگیری تخصص دارد.
ژنتیک میتواند سرعت یادگیری یا برخی تواناییهای اولیه را افزایش دهد، اما بدون تمرین و آموزش مناسب به مهارت تبدیل نمیشود.از سوی دیگر، تمرین نیز اگر با روش نادرست، آموزش ضعیف یا انگیزه کم همراه باشد، اثر محدودی خواهد داشت.
استعداد بذر است، تمرین آب و نور، آموزش خاک حاصلخیز و انگیزه نیرویی که این چرخه را زنده نگه میدارد. هیچیک از این عوامل بهتنهایی برای پرورش یک موسیقیدان کافی نیست.
🔸️قصد دارم در ادامه به بحث ابهام برانگیز استعداد در یادگیری موسیقی از نگاه علمی بپردازیم. این مجموعه مطالب در چهار قسمت تدوین شده اند👇👇👇
Читать полностью…
🎹Fantaisie pastorale hongroise, Op. 26
🎼 Franz Doppler | Composer
🎼Claudi Arimany | Flute
🎼Orquesta Sinfónica Ciudad de Elche
#رمانتیک
🆔️@NilabakChubu
🔰دانلود کتاب
▫️Simple Flute: From A to Z
▫️Michel Debost
🆔️@NilabakChubi
🎥
کرت ونه گات باور داشت که هنر ارتباط چندانی با شهرت، استعداد یا مورد تحسین قرار گرفتن ندارد. هدف واقعی هنر بسیار شخصیتر و عمیقتر از اینهاست.
چه نوشتن باشد، چه نقاشی، آواز خواندن، رقصیدن یا هر فعالیت خلاقانهی دیگری، عملِ خلق کردن به شما کمک میکند بخشهایی از وجود خود را کشف کنید که ممکن است در غیر این صورت پنهان بمانند. هنر شما را به چالش میکشد تا متفاوت فکر کنید، صادقانه خودتان را بیان کنید و به شیوههایی رشد کنید که تنها با مشاهده کردن و تماشاگر بودن به دست نمیآیند.
لازم نیست در آن کار عالی باشید. لازم نیست مخاطبی داشته باشید. ارزش هنر در نتیجهی نهایی نیست؛ ارزش آن در خودِ فرآیند است.
🟡🟠🔴
بعد از سالها کار در حوزهی موسیقی و تدریس ساز فلوت متوجه شدم که هنوز شناخت و آگاهی نسبت به این ساز بسیار اندک است. مخصوصا در شهری همچون مشهد که تعداد اجراها محدود و غیر فراگیر است.
با توجه به اینکه کودکان اغلب به مسیری که بزرگسالان برای آنها میسازند متمایل میشوند و هنوز هم آنچنان که باید در روند یادگیری الفبای موسیقی و شناخت ساز به درستی به سمت انتخاب سازهای کمتر شناخته شده اما مهم همچون فلوت یا کلارینت هدایت داده نمیشوند، تصمیم گرفتم دورههایی در قالب آموزش ریکوردر ترتیب دهم تا کودکان در حین آشنایی با مفاهیم اولیه موسیقی، نواختن یک ساز بادی را تجربه کنند. این تجربه چند امتیاز خواهد داشت:
🟡یک اینکه مبانی و مفاهیم موسیقی را در کنار نواختن یک ساز واقعی آموزش میبینند.
🟠دو اینکه با توجه به اینکه ریکودر یک ساز بادی نسبتا ارزان است میتوانند متوجه شوند آیا اساسا به فعل دمیدن و نواختن علاقهمندند یا خیر.
🔴و در آخر اینکه همزمان با یادگیری نواختن انفرادی تجربه نواختن به صورت دو نوازی و گروه نوازی را بدست می آورند و با صدا و ساختار ساز فلوت (کلید دار) نیز آشنا میشوند.
🔻در انتهای دوره میتوانند تصمیم بگیرند حال که هماهنگی عصب و عضله شان افزایش یافته و با مفاهیم موسیقی آشنا شدهاند آیا تمایل به یادگیری ریکوردر به صورت تخصصیتر دارند و یا شناختشان نسبت به سایر سازهای بادی از جمله فلوت آنقدر زیاد شده که دوست دارند تجربهاش کنند.
📍اگر در مشهد هستید،
📍اگر کودکی را در مجاورتتان میشناسید که مستعد و علاقه مند است،
لطفا این اطلاعیه را به دست والدینش برسانید.
با احترام/ میترا لایق🌱
🆔️@NilabakChubi
🔻کتاب سوم
▫️The Story of the Orchestra
▪️این کتاب نوشتهٔ Robert Levine با تصویرگری Meredith Hamilton، یکی از بهترین کتابهای آموزشی برای آشنایی کودکان با موسیقی کلاسیک و ارکستر سمفونیک است. نویسنده با روایت داستانی جذاب، خواننده را با سازهای مختلف، نقش هر بخش از ارکستر، آهنگسازان مشهور و مفاهیم پایهٔ موسیقی آشنا میکند. تصویرهای رنگی، توضیحات ساده و همراهی کتاب با فایلهای صوتی از آثار برجستهٔ موسیقی کلاسیک، تجربهای شنیداری و دیداری فراهم میآورد. این اثر برای کودکان ۷ تا ۱۲ سال، والدین و مربیان، منبعی ارزشمند برای ایجاد علاقه و شناخت اولیه از دنیای موسیقی کلاسیک به شمار میرود.
#معرفی_کتاب
🆔️@NilabakChubi
🔻کتاب دوم
▫️Usborne Introduction to Music
▪️این کتاب اثری آموزشی و مصور برای آشنایی نوجوانان با دنیای موسیقی است. مفاهیم پایه مانند ریتم، ملودی، سازهای مختلف، ارکستر، نتخوانی و شیوهٔ تولید صدا را با زبانی ساده و تصویرهای رنگارنگ توضیح میدهد. مطالب بهصورت گامبهگام و همراه با فعالیتهای جذاب ارائه شدهاند تا یادگیری برای نوجوانان لذتبخش باشد. نویسندگان همچنین با معرفی نمونههایی از موسیقی کلاسیک و فرهنگهای گوناگون، دیدی گسترده نسبت به هنر موسیقی ایجاد میکنند.
#معرفی_کتاب
🆔️@NilabakChubi
🔻 کتاب اول
▫️The Classical Music Book
▪️این کتاب از مجموعهٔ Big Ideas Simply Explained با زبانی ساده و طراحی گرافیکی جذاب، تاریخ و مفاهیم اصلی موسیقی کلاسیک را معرفی میکند. این اثر زندگی و آثار آهنگسازان برجسته، سبکهای مختلف، فرمهای موسیقایی و مفاهیمی مانند سمفونی، اپرا و هارمونی را با استفاده از تصاویر، نمودارها و اینفوگرافیکهای آموزشی توضیح میدهد. کتاب برای علاقهمندان، هنرجویان و دانشجویان موسیقی منبعی مناسب برای آشنایی مقدماتی با دنیای موسیقی کلاسیک است و بدون نیاز به دانش تخصصی، تصویری جامع و منظم از سیر تحول این هنر در اختیار خواننده قرار میدهد.
#معرفی_کتاب
🆔️@NilabakChubi
📚🕯
خاکی و آسمانی | دیوید وایس
فصل سیام
راوی: میترا لایق
#کتاب_صوتی #تاریخ_موسیقی #موتزارت #خاکی_و_آسمانی
🆔️@NilabakChubi
نیلبک چوبی زین پس ویدئوهای آموزشی مربوط به ساز فلوت را در پیج اینستاگرام خود قرار خواهد داد.
🔻پیج اینستاگرام نیلبک چوبی
🔻کانال تلگرام نیلبک چوبی
🔰استعداد موسیقایی از نگاه علم
🔻بخش سوم: آیا هر کسی برای یک ساز خاص مناسبتر است؟ علم درباره انتخاب ساز چه میگوید؟
«برای فلوت ریههای قوی لازم است.» «انگشتهایت برای پیانو کوتاه است.» «چون گوش خوبی داری، حتماً ویولننواز موفقی میشوی.» این جملات در آموزش موسیقی بسیار شنیده میشوند و بسیاری از هنرجویان از همان ابتدا میخواهند بدانند آیا برای ساز مورد علاقه خود «استعداد ذاتی» دارند یا خیر.
پژوهشهای علمی نشان میدهند که انسانها برای یادگیری برخی سازها آمادگیهای متفاوتی دارند، اما این تفاوتها هرگز سرنوشت هنری آنان را از پیش تعیین نمیکند.تاکنون هیچ پژوهشی وجود «ژن فلوت»، «ژن پیانو» یا «ژن ویولن» را تأیید نکرده است. ژنتیک بر ویژگیهای بنیادیتری مانند حساسیت شنوایی، حافظه، هماهنگی حرکتی، سرعت پردازش اطلاعات، انعطافپذیری مفاصل، ساختار بدن و ظرفیت تنفسی اثر میگذارد. این ویژگیها ممکن است یادگیری برخی سازها را آسانتر یا دشوارتر کنند، اما بهتنهایی تعیینکننده موفقیت نیستند.
هنرجویی که عاشق صدای ساز خود است، با اشتیاق بیشتری تمرین میکند، دشواریهای آغاز راه را بهتر تحمل میکند و احتمال بیشتری دارد که سالها به یادگیری ادامه دهد.در مقابل، انتخاب ساز صرفاً بر اساس توصیه دیگران یا تصور «استعداد بیشتر» ممکن است به کاهش انگیزه و ترک آموزش بینجامد.
معلم باید بکوشد تواناییهای گوناگون هنرجو، مانند تخیل موسیقایی، بیان هنری و پشتکار را نیز شناسایی و پرورش دهد.مهمترین دستاورد پژوهشهای یک قرن اخیر، تغییر نگاه به مفهوم استعداد است. استعداد دیگر برچسبی ثابت نیست، بلکه مجموعهای از ظرفیتهای بالقوه است که در تعامل با آموزش، تمرین، انگیزه و تجربه رشد میکند. بنابراین، اگر هنرجویی بپرسد «آیا برای این ساز استعداد دارم؟»، دقیقترین پاسخ علمی این است:
اگر به صدای این ساز علاقهمند هستی، با برنامه تمرین میکنی و آموزش مناسبی دریافت میکنی، احتمال موفقیتت بسیار بیشتر از آن چیزی است که یک آزمون استعداد بتواند پیشبینی کند.استعداد آغاز راه است، اما آنچه یک موسیقیدان را میسازد، استمرار در یادگیری است.
🔰استعداد موسیقایی از نگاه علم
🔻بخش اول: استعداد چیست؟ نگاهی به یک قرن پژوهش درباره استعداد موسیقایی
«استعداد دارد، اما تمرین نمیکند.» «هرچه تلاش میکنم، استعداد موسیقی ندارم.» این جملات نشان میدهند که مفهوم «استعداد» یکی از رایجترین و در عین حال سوءبرداشتشدهترین مفاهیم در آموزش موسیقی است. آیا استعداد موهبتی مادرزادی است که سرنوشت هنری انسان را از پیش تعیین میکند، یا نقشی در موفقیت ندارد؟ پژوهشهای یک قرن اخیر نشان میدهند که هیچیک از این دو دیدگاه کاملاً درست نیست.
در روانشناسی، استعداد (Aptitude) با مهارت (Skill) تفاوت دارد. استعداد به ظرفیت بالقوه فرد برای یادگیری اشاره میکند، در حالی که مهارت حاصل آموزش، تمرین و تجربه است. به همین دلیل، ممکن است دو هنرجو در نهایت به سطحی مشابه برسند، اما یکی مسیر یادگیری را سریعتر طی کرده باشد. بنابراین استعداد، احتمال و سرعت یادگیری را افزایش میدهد، نه اینکه موفقیت را تضمین کند.
مطالعه علمی استعداد موسیقایی از اوایل قرن بیستم آغاز شد. کارل سیشور (Carl Seashore) نخستین آزمونهای علمی استعداد موسیقی را طراحی کرد و نشان داد که استعداد موسیقایی یک ویژگی واحد نیست، بلکه از مجموعهای از تواناییها مانند تشخیص زیر و بمی صدا، ریتم، رنگ صوتی و حافظه شنیداری تشکیل شده است (Seashore, 1919).
چند دهه بعد، ادوین گوردون (Edwin Gordon) میان «استعداد موسیقایی» و «دستاورد موسیقایی» تمایز قائل شد. او معتقد بود استعداد، ظرفیت یادگیری است و نه نتیجه آموزش. به باور گوردون، این ظرفیت در سالهای نخست زندگی انعطافپذیری بیشتری دارد و تجربههای غنی موسیقایی میتوانند به شکوفایی آن کمک کنند (Gordon, 1989).
گام مهم بعدی را فرانسوا گانیه (Françoys Gagné) برداشت. او در «مدل تمایز میان استعداد و مهارت» توضیح داد که استعدادهای طبیعی تنها نقطه آغاز هستند و تبدیل آنها به مهارتهای حرفهای به عواملی مانند آموزش، تمرین، انگیزه، پشتکار، شخصیت و محیط بستگی دارد (Gagné, 2004). در این نگاه، استعداد بذر است، نه درخت.
یافتههای علوم اعصاب نیز از این دیدگاه حمایت میکنند. پژوهشها نشان دادهاند که مغز موسیقیدانان در اثر سالها تمرین دچار تغییرات ساختاری و عملکردی میشود؛ پدیدهای که «نوروپلاستیسیته» یا انعطافپذیری عصبی نام دارد.
بنابراین، هیچ آزمونی نمیتواند آینده هنری یک کودک را با قطعیت پیشبینی کند. استعداد تنها ظرفیت اولیه را نشان میدهد و شکوفایی آن به تعامل ژنتیک، آموزش، تمرین و محیط وابسته است.پژوهشهای جدید همچنین نشان میدهند که استعداد، یک ویژگی «همه یا هیچ» نیست. افراد در تواناییهایی مانند تشخیص فواصل، احساس ریتم، حافظه شنیداری و هماهنگی حرکتی، در یک طیف قرار میگیرند و هر فرد ترکیب منحصربهفردی از این قابلیتها را دارد.
استعداد موسیقایی وجود دارد، اما نه بهعنوان سرنوشت، بلکه بهعنوان ظرفیتی که تنها در تعامل با آموزش، تمرین، انگیزه و محیط به مهارت تبدیل میشود.
🎹Flute Quartet in B-Flat Major, Op. 7, No. 2, Weinmann Vb: Bb1
🎼 Johann Baptist Vanhal | Composer
🎼 Uwe Grodd | Flute
🆔️@NilabakChubi
▪️درباره کتاب:
کتاب «فلوت ساده از A تا Z» نوشتهی میشل دوبوست، مجموعهای از یادداشتها و مقالههای کوتاه دربارهی جنبههای مختلف نوازندگی فلوت است که موضوعات آن به ترتیب حروف الفبا تنظیم شدهاند. نویسنده در این اثر به مباحثی مانند تولید صدا، تنفس، آمبوشور، آرتیکولاسیون، ویبراتو، انگشتگذاری، تمرین، اجرای صحنهای، آموزش فلوت و انتخاب ساز میپردازد و هر موضوع را بر پایهی تجربهی حرفهای خود شرح میدهد. ساختار کتاب به گونهای است که خواننده میتواند هر بخش را بهصورت مستقل مطالعه کند. این اثر برای هنرجویان، نوازندگان و مدرسان فلوت تدوین شده و بر ارتباط میان جنبههای فنی، جسمانی و موسیقایی نوازندگی تمرکز دارد.
🆔️@NilabakChubi
🔰چرا هنرجوی موسیقی باید از اجراهای بزرگ تقلید کند؟
یکی از باورهای نادرست میان برخی هنرجویان موسیقی این است که تقلید از اجرای نوازندگان بزرگ، خلاقیت را از بین میبرد. به همین دلیل، بعضی از هنرجویان از همان ابتدای مسیر تلاش میکنند «اجرای شخصی» خود را داشته باشند. اما واقعیت این است که شخصیت هنری، پیش از آنکه ساخته شود، باید تغذیه شود.
همانگونه که هیچ نویسندهای بدون خواندن آثار نویسندگان بزرگ به قلم پختهای نمیرسد و هیچ نقاشی بدون کپی کردن آثار استادان قدیم به مهارت دست پیدا نمیکند، نوازنده نیز در آغاز راه باید از بهترین اجراها بیاموزد.
تقلید، در این مرحله، نه نشانهی ضعف، بلکه یکی از مؤثرترین روشهای یادگیری است.
همانطور که کودکی که سخن گفتن را با تقلید از والدین آغاز میکند، بعدها لحن و بیان مخصوص خود را پیدا میکند، نوازنده نیز پس از سالها شنیدن، تقلید کردن، تجربه کردن و شناخت سبکهای مختلف، بهتدریج هویت هنری خود را خواهد ساخت.اما رسیدن به این مرحله بدون عبور از مرحلهی تقلید، معمولاً بسیار دشوار است.